پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۷ تیر

نمي‌دانم چه بايد گفت و صحبت درباره اين ماجرا را از كجا بايد شروع كرد. اما بالاخره چرخ سياست است كه بدتر از توپ فوتبال هزار چرخ مي‌زند و نه تنها بر وفق احساس ما كه طبق عقل ما هم رفتار نمي‌كند. موازنه نيروهاي سياسي در جمهوري اسلامي ايران هم اينقدر پيچيده هست كه هر اتفاقي را ناباورانه به آينده سياسي كشور تحميل كند.

ماجرا مربوط به انتخابات رياست جمهوري آينده است. انتخاباتي كه عميقا سرنوشت‌ساز است و تعيين‌كننده. بعد از شكست شوراها و شوك اول اسفند و تحصن بي‌فرجام و انتقال قدرت آرام و بسيار ساده، همه تحليل‌ها دارد كم‌كم عوض مي‌شود. بعضي اصلاح‌طلب‌ها به اينجا رسيده‌اند كه ژست اپوزيسيوني برايشان نان و آب نمي‌شود. بعضي از روشنفكرها به كوبيدن همديگر مشغول‌اند، بعضي ديگر هم به اينجا رسيده‌اند كه اصلا: خراب، كشور ايران ز دست جور و فساد... اين كشور و اين جامعه ديگر اصلاح‌پذير نيست و چو ايران نباشد به ...م كه نيست، روم جاي ديگر زمين قحط نيست... و خلاصه مي‌خواهند ول كنند و بروند و گور باباي ملت و مملكت و همه‌چيز. نمونه‌اش هم بعضي از رفقاي خود ما و خيلي از اطرافيان ماها كه اين حرفها را به كسي نمي‌گويند و فقط در نجواهاي درگوشي نقل مي‌شود. [من اعتقاد خودم را نگفتم؛ خواستم بگويم به‌طور خلاصه با چه تحليلي يك عده به اينجا رسيده‌اند.]

بگذريم. خلاصه، نتيجه اين شده كه بخش‌هايي از اصلاح‌طلبان معتقدند آمدن هاشمي رفسنجاني به صحنه انتخابات، ممكن است از فاجعه‌اي كه با آمدن يكي مثل احمدي‌نژاد رخ مي‌دهد، تاحدي جلوگيري كند. بالاخره او كمي‌ميانه‌روتر، بازتر و لااقل اهل مذاكره‌تر است. به هرحال قطعا يك بنيادگرا نيست، يك فاشيست نيست، يك متحجر هم نيست، تازه كلي هم سابقه سازندگي و تساهل و تسامح در سابقه‌اش دارد.

اين حرف و حديث ها مال دو سه هفته پيش است. ابتدا شايعاتي درباره جلسه مشاركتي‌ها و سپس سازمان مجاهديني‌ها با هاشمي منتشر شد. هيچكدام البته درست نبود و اين كارها در قالب‌هاي حزبي انجام نشد. اما در شرق ديروز، عرب سرخي در اين باره و شايعاتي كه درباره جلسه و بحث‌هاي سازمان درباره هاشمي شد، گفته بود بحثي در اين باره در سازمان نشده، ولي «هاشمي كسي است كه هم سابقه و هم توان اين كار را دارد.»

بگذريم كه از انتخابات مجلس ششم هنوز 4 سال بيشتر نگذشته و بگذريم كه در تمام اين سالها هاشمي عليه اصلاحات و اصلاح‌طلبان موضع گرفت و باز بگذريم كه هاشمي عاليجناب سرخپوش بود و باز بگذريم... در سياست از خيلي چيزها مي‌شود گذشت، خصوصا وقتي واقع‌نگري و حسابگري سياسي ميدان‌دار باشد.

نمي‌دانم؛ شايد شرايط طوري شد كه من هم در رقابت بين احمدي‌نژاد و هاشمي، به اكبرآقا رأي دادم. اما نمي‌توانم از ذهنم بيرون كنم كه گنجي پس براي چه به زندان رفت؟ البته؛ اصلا چه معني دارد كه به خاطر گنجي و امثال گنجي بخواهد آينده ما تيره شود؟ يا انتخاب اشتباهي بكنيم و مثلا شركت نكنيم كه پس‌فردا از آن هم پشيمان شويم؟

آخ؛ يادم نبود كه نبايد به جمهوري اسلامي مشروعيت داد. شرمنده كه گاهي عقلانيتم تحريك مي‌شود!

نظرات شما:
مگر شما می‌خواستی که مجلس منتخب مردم توافق‌های آقای روحانی را تایید کند؟ نه خیر. پس باید این مجلس می‌آمد. این جوری که پیش میرود تضمین بدون مجلس خواهند داد و یا مجلس هم قیام و قعود می‌کند و کارش تمام می‌شود. نتیجه: انتخابات همزمان مجلس و ریاست جمهوری، مگر نمی‌گید مجلس غیرقانونی است. منتها بعد از سپتامبر روی همه این‌ها باید بحث شود. تا وقتی که بحران هسته‌ای بجایی نرسد دنیا ول نمی‌کند. پس از آن هم ملت. توهینی که به نیروی اجرایی کشور در استان‌ها و شهرها شد، بی‌ثباتی را کشید به درون بوروکراسی که تقریبا فربه هم هستند و برای رفتن دغدغه مالی هم ندارند. بایستی برای آن چاره یافت، چاره‌اش امیدواری اجتماعی-سیاسی با کارهایی از این دست است. و یا چیز دیگری که باز مردم خود در دقیقه نود تصمیم می‌گیرند و راه را نشان می‌دهند.
2 # عليرضا :
احتمالآ اومدنِ اكبرآقا از اومدنِ هر جوجه اصلاح‌طلبي بهتر باشه! من هم هيچ‌وقت فكر نمي‌كردم همچين حرفي بزنم، ولي اگر اكبر كانديد بشه بهش راي مي‌دم. بلكه فرصتي بشه اپوزيسيوني‌ها هم يك كم ماتحت‌شون رو جمع و جور كنند براي بعد...
انتخاب رفسنجانی یعنی از ترس گرگ به شغال پناه بردن.
من همين امروز پشیمانم که چرا از کروبی در مجلس حمایت نکردم و رأی ندادم، هاشمی بیآید یقین رأی می‌دهم مگر اتفاقِ خاصی بیاُفتد. خلاصه که فعلاً فقط فاشیسم مسلط نشود، سرِ بهتر و بدتر و این مزخرفات بعداً بحث می‌کنیم...
اطاعت امر شد! به نظر من تجربه 7 سال گذشته نشون مي ده كه چندان نبايد به تغييرات درون حكومت دل خوش كنيم...الان بايد بيشتر دنبال اين باشيم كه به حكومت فشار بياد!!!
ba salam. bazgasht e hashemi bish az anke be syasthaye vey vabaste bashad , bishtar bedalil fal kardan e faza entekhabat va shrkat bishtar mardom ast ...casa
اومدم من اومدم با ماشين بنز اومدم....با ريتم شيش هشت. اكبر اومد خوش امد....دشمن هاشمي دشمن پيغمبر است.....!!!!
8 # جواد :
اين روزها زياد فكر مي كنم كه واقعا جز «صادق زيباكلام » كسي مي تواند از موضع خود در انتخابات مجلس ششم دفاع كند؟ البته اين به معني تائيد موضع رفسنجاني در آن انتخابات نيست. او هم مثل جامعه كه از دشمن اصلي رودست خورد و با حذف فضاحت بار رفسنجاني از عرصه انتخابي قدرت، زمين را براي بنيادگرايان خالي كرد،از بنيادگراها رودست خورد. چرا كه كانديداتوري رفسنجاني در انتخابات مجلس به خواست آنان انجام گرفت و همين اوج رودست خوردن بود. او فكر مي كرد كه با به ميدان آمدن و ايفاي نقش تعديل كننده در دعواي محافظه كاران و اصلاح طلبان مي تواند هم در برابر دو جناح قدرت نمايي كند و هم با ايفاي نقش «مدافع نظام در برابر جريان نفاق نو(اصلاح طلبان راديكال و ملي-مذهبيها)» پايگاهي در ميان نيروهاي تندرو راست بدست آورد و در توازن قواي درون جبهه محافظه كار وضعيت بهتري پيدا كند. اما او يك اشتباه محاسباتي كرد و آن اينكه آن زمان او در برابر اصلاخ طلبان قطعا بازنده بود.(من اعتقاد دارم كه اگر حملات عبدي و گنجي هم نبود،رفسنجاني راي نمي آورد). شايد كانديداتوري رفسنجاني در انتخابات 84 و حمايت اصلاح طلبان از او را بتوان«ائتلاف رودست خوردگان 78 عليه رقيب اصلي» ناميد. گر چه اطلاعاتم حكايت از آن دارد كه رفسنجاني همچنان درگير اشتباهات محاسباتي است و به همين خاطر هم حاضر به اعلام تمايز از جريان راست در انتخابات نمي شود و به همين خاطر كانديدا نخواهد شد. چون او براي نامزدي ،حمايت هر دو جناح را مي خواهد...