پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۲۵ تیر

جايتان خالي، امشب با چند تا از بروبچز رفته بوديم فرحزاد. به يك خالي‌بند اعتماد كرده بوديم كه گفته بود قليان آنجا جمع نشده. به خاطر ترافيك، كمي دير كرده بودم كه موبايل زنگ زد و فرمودند نياييد كه اينجا خبري از قليان نيست. مذاكره ادامه يافت و بنا شد برويم. وقتي رسيديم، فهميديم كه پرس و جوها نتيجه داده و سفره‌خانه‌دارها يك جا را نشاني داده‌اند كه آنجا قليان سرو مي‌كنند؛ و چون سائل از علت آن پرسيد، چنين بشنيد كه آنها خود اماكني هستند!!

كم هم بهشان نمي‌خورد كه چنين باشند. ما هم حساس... ولي مگر مي‌شد از قليان، آن هم در اين قحطي صرف‌نظر كرد؟ من كه تا اعماق سلول‌هايم را پر كردم! ظاهرا در آن راسته، فقط دو سه جا قليان مي‌دادند و آنجا كه ما بوديم تنها جايي بود كه علني بود. رانت قلياني ديگر نديده بوديم. ولي خيلي وضعيت احمقانه‌اي است كه اداره اماكن نيروي انتظامي با ديگران به خاطر سرو قليان برخورد كند، اما يكي كه از خودشان يا هماهنگ و مورد اعتماد خودشان باشد، بتواند قليان بدهد.

آقا رها كنيد. قليان‌هاي ما را رها كنيد. پتيشن بنويسيد، نامه امضا كنيد، به سازمان ملل و مراجع حقوق بشر اعتراض كنيد. يعني چه كه اين امت غيورپرور را از يكي از معدود تفريحات و دلمشغولي‌هاي باقيمانده هم محروم كرده‌اند؟

كلمه قصار: من «قليان دربند» را مي‌خواهم، نه «قليان در بند» را !!

در اين راستا: خبر بي‌بي‌سي در مورد ممنوعيت قليان در اماكن عمومي ، يك صفحه ويژه و راهنماي آماده كردن قليان ، قدغن شدن قليان در زمان شاه عباس!! ، طريق عشق را بايد از قليان بياموزي! ، قهوه‌خانه‌هاي سنتي هارموني رنگ و نور ، نوشته ابطحي: اندر فضايل قليان ، 55 درصد از جوانان 10 تا 19 ساله تهراني قليان كشيدن را تجربه كرده‌اند ، پيك‌نت: قليان، ابتكار جديد براي زمينگير كردن جوانان ، تحريم تنباكو و قليان براي دومين بار در تاريخ ايران ، چرا نبايد قليان را ممنوع كرد ، ممنوعيت قليان باعث گسترش مواد مخدر ، جنگ ما با آمريكاست نه قليان! ، رويتر2 ، قليان در غربت ، هرچه ايران مي‌كشد از دست قليان مي‌كشد! و close up هفت‌سنگ در مورد قليان.

خبر دقيق: قليان نه كلا ممنوع شده و نه خبر ممنوعيت غلط بوده. در واقع الان عرضه همزمان مواد غذايي و قليان ممنوع است، سفره‌خانه‌ها بايد يكي را انتخاب كنند! البته اينجايي كه ما رفتيم هر دو را داشت. به علاوه اينكه با اين كارشان كه كار و بار قهوه‌خانه‌هاي داراي قليان كاشاني سكه مي‌شود؛ كه قطعا خفن‌تر و ضررش بيشتر است.

نظرات شما:
اولا كه آمده ام، اما با عشوه بسيار. ثانيا مي دانستم كه آدرستان عوض شده، كه جنابعالي آفها و ايميلهاي بسياري در اين باب نثار ما كرديد. ثالثا، مشي شما در اين وبلاگ با آن قبلي متفاوت مي زند. به قولي يه نموره دو تا! رابعا، مبارك باشه منزل نو، خامسا بنده گوش به فرمان شما هستم امر بفرماييد تا اطاعت شود.
از آنجا که من خود از قلیانی‌های عصرهای خوش در «داش‌مغازالار» بوده‌ام و نان و پنیر و چای، و پس از آن قلیان آن عصرگاهان را با هیچ پپسی و کانادایی عوض نکرده‌ام، پس نوش‌جانتان. (سودا هم می‌دانم و در همه فرهنگ‌های قدیم و جدید نوشته که با نوشابه‌های تلخ سرو می‌شود و مال پس از غروب و شب‌نشینی است و کار عصر نیست بیخود قاطی موضوع نکنید، ربطی ندارد.) اما هرگز در راه‌پیمایی و تپه‌نوردی و کوهنوردی که گاه تا شبانه‌روزها می‌کشید، حتی یک‌بار هم به فکر قلیان نیفتاده‌ام، پس به اعتراضتان اعتراض دارم. در قهوه‌خانه‌ها و نه غذاخوری‌های مرکز شهر و دوروبر بازار و جلو چشم حاج‌آقا آری، و در گردشگاه‌ها و تپه‌ و کوهسار نه‌خیر. اختیار شش و ریه دست خودتان است بروید خانه‌هایتان هر کاری خواستید با آن بکنید، اختیار طبیعت و محیط زیست مردم که دست شما نیست. اداره و دفتر و محل‌کار مگر خانه شماست که قلیان می‌کشید! آقای شمس‌الواعظین آنقدر پیپ کشیده که پرده‌های همه دفترهای همه روزنامه‌ها بوی توتون گرفته است. پیپ مگر چیست جز قلیان فرنگی! تازگی‌های هم مد شده هرکسی که متهم به سنتی بودن می‌شود زود پیپش را روشن می‌کند و جلو دوربین می‌ایستد، برعلیه آن حاضرم با هم اعتراض بکنیم.
سلام الپر جان لينكت رو همين الان درست كردم ولي خودت هم مي دوني خيلي به شما سر مي زنم در ضمن يه چيزي من چه طور به يه مطلب شما لينك بدم كه ترك بك بياد
سلام وبلاگ خيلي خوبي داري... اگه دوست داري به وبلاگ من لينك بده...من هم همين كارو خواهم كرد. ممنون وبلاگ وبنويس دات كام پسری که به دبلیو ها می اندیشد
مرسي علي جان! در ضمن ما كه يه بار رفتيم دركه بساط قليون رو جمع كرده بودند حالا ديگه از جزئياتش خبر ندارم!