پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۲۹ تیر

اين نامه در دفاع از حقوق روزنامه نگاران، يک روز بعد از حکم توقيف روزنامه وقايع اتفاقيه و اخطار به مديرمسئول جمهوريت برای تغيير دادن تحريريه اش، نوشته شده و تاكنون به امضاي بيش از 150 نفر از روزنامه‌نگاران رسيده است. اگر روزنامه نگاريد و امضای شما زير نامه نيست، اما با محتوای آن موافقيد، با نوشتن در قسمت comments به ما بپيونديد.

ما روزنامه نگاريم

جناب آقای احمد مسجد جامعی وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
جناب آقای ناصر خالقی وزير محترم کار و امور اجتماعی

هر بار که روزنامه ای توقيف می شود بيش ترين آسيب را اعضای تحريريه و فنی روزنامه متحمل می شوند . در سال های اخير توقيف های پی در پی مطبوعات به روزنامه نگاران آسيب های جدی زده و عرصه را چنان بر اهالی اين حرفه تنگ کرده است که بسياری از آنان عطای اين شغل را به لقايش بخشيده اند و به شغل ديگری روی آورده اند.

ما درباره اين که آزادی بيان حق قانونی ماست سخنی نمی گوييم . درباره وجاهت قانونی و حقوقی حکم های صادر شده برای توقيف روزنامه ها و دربند کردن روزنامه نگاران نيز قضاوتی نمی کنيم اما ما روزنامه نگاريم و روزنامه نگاری شغل ماست .

حق انتخاب شغل حق طبيعی قانونی و حقوق بشری هر فرد است حقی که علاوه بر اسناد بين المللی قانون اساسی کشورمان نيز دراصل ۲۲و۲۸و۴۳ بر آن صحه گذاشته است و به لحاظ قانونی علی القاعده هيچ کس نبايد بتواند اين حق را از ما بگيرد اما حکم اخير بازپرس شعبه سوم دادسرای کارکنان دولت و رسانه ها درباره روزنامه وقايع اتفاقيه و آنچه بر روزنامه جمهوريت گذشته است خبر از حکايتی ديگر دارد .

در اين حکم از حضور برخی اعضای تحريريه روزنامه توقيف شده « ياس نو » در تحريريه روزنامه « وقايع اتفاقيه » به عنوان انتشار روزنامه «‌وقايع اتفاقيه » به جای « ياس نو » تعبير شده است . درحالی که به نظر ما اگر چنين روالی ادامه يابد امنيت شغلی و حق انتخاب شغل برای روزنامه نگاران ديگر بی معنی خواهد بود و بسياری از روزنامه نگاران روزنامه های توقيف شده بدون اينکه حتی طبق همين احکام صادره در همين محاکم موجود مرتکب جرمی شده باشند از حق قانونی طبيعی و حقوق بشری خود محروم می شوند.

اين در حالی است که اصل ۲۲ قانون اساسی کشورمان حيثيت جان مال حقوق مسکن و شغل اشخاص را از تعرض مصون می داند مگر در مواردی که قانون تجويز کند . همچنين اصل ۲۸ تصريح می کند که هر کس حق دارد شغلی را که بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی وحقوق ديگران نيست برگزينند و دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرايط مساوی را برای احراز مشاغل ايجاد نمايد. و بند ۴ اصل ۴۳ نيز بر آزادی انتخاب شغل تاکيد می‌کند.

به نظر ما نتيجه چنين حکم هايی پايمال شدن حقوق قانونی و حقوق بشری ماست که به ناحق از سوی نهادي که بايد عدل وانصاف و قانون را حاکم کند انجام شده است.

نتيجه روندی که آغاز شده است آينده ای تاريک برای روزنامه نگاران ايرانی است که به صرف اشتغال در نشريه ای که توقيف می شود امکن انتخاب شغل از آنان سلب می شود و صاحبان نشريات ريسک به کارگيری آنان را نمی پذيرند . در چنين شرايطی روزنامه نگاران چه کار بايد بکنند؟

به نظر ما احقاق حقوق روزنامه نگارانی که با چنين آينده تاريکی دست به گريبان اند وظيفه همه نهادهای ذيربط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت کار و امور اجتماعی همه مقام هايی است که به حقوق مردم احترام می گذارند.

نظرات شما:
در همان راه كه بوديد به جان ره سپريد ز شما بيخبرانند و شما با خبريد . نامه مستدل و بي نقص ! حقيقت آشكار و ره دشوار ! بايد همه همراه شوند تنها نمي بايست نشست بر اين درد ! سربلند و پيروز باشيد !
2 # زیتون :
خیلی متاسف شدم که این روزنامه رو بستن:( روزنامه نگار های حقیقت بین از بهترین و شجاعترین فرزندان این آب و خاک هستن..
روزنامه نگاران متاسفانه هميشه در اين مملكت زير تيغ سهمگين سانسور و زندان و ... كار كرده‌اند. برايتان بهترين آرزوها را دارم و اميدوارم هر چه زودتر شاهد به انتشار مجدد باشيم.
انرژی و شور و نیروی زندگانی ما از کجا می‌آید؟ شماها باید بیابید و تحلیل بکنید، وقت دلتنگی نیست، و جایش هم نیست، و لازم هم نیست، باور کن. ذره‌بین تحلیل را بگذار روی تیتر و متن و امضاهای «ما روزنامه‌نگاریم» و نیز ارگان‌هایی که خطاب شده‌اند. آیا چیزی زاده نشد؟ آیا عدو سبب خیر نشد؟ آیا نباید به همه آن یک‌صد و پنجاه و چند دستی که آن را زایاندند تبریک گفت؟ الپر جان آیا چیزی زاده نشد؟ زایش درست است که درد دارد اما زندگی می‌زاید. آیا عدو سبب خیر نشد و با ما «ما روزنامه‌نگاریم» زندگی حرفه‌ای به پیروزی نرسید؟ بایستی تحلیل کرد، جای دلتنگی نیست. شاید هم روزی از میان رنج و دردها خود تو با دوستانت نوشتی «ما وبلاگ‌نگاریم». نه سیاستمدار، نه قهرمانان حکومت برانداز، نه فیلسوف، نه رمال، نه فلان و نه بهمان. چه کسی گفته تو تنهایی؟ پس من که ترا دوست دارم چه می‌شود؟ نه خیر تو تنها نیستی.
هر فردي حق آزادي عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است كه كسي از داشتن عقايد خود بيم و نگراني نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن بيان و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد. (ماده 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر) خوب است آقايان منطق خوانده اند. خوب است خودشان مي دانند كه در منطق دور باطل است
البته الپرجان! در این روزی که شما حوصله نداری من سربه‌سر گذاشتم نبایستی برنجی و یا در برابر ماها احساس مسوولیت بکنی و با خود بگویی: یکی می‌مرد ز درد بینوایی، یکی می‌گفت جانم زردک می‌خواهی. سالیان سال است که در ایران روزنامه‌نگار هست و گفتن «ما روزنامه‌نگاریم» بسیار چیزها در خود می‌تواند داشته باشد، منی که ما می‌شود، ببینیم چگونه تحلیل می‌کنی. اما آیا «وبلاگ‌نگار» زاده شده است؟ و آیا می‌دانیم وبلاگ‌نگار کیست. شاعر فرموده نه هر که آینه سازد سکندری داند. پس کلی کار ریخته در کشور.
من هم از اين نامه حمايت ميكنم. نويسنده روزنامه زمان چاپ استان تهران. البته فقط از طرف خودم.
سلام دوستان عزيز . از توقيف روزنامه هاي جمهوريت و وقايع و مجله افتاب مناسفم و قتل عام فرهنگ كتاب و روزنامه ها را محكوم مي كنم . همچنين با الپر عزيز و بقيه دوستان هم دردي مي كنم و از مفاد نامه حمايت . از ايندگان و بامداد و كيهان ازاد تا الان هميشه هر بار روزنامه و مجله اي دستم گرفته ام دل نگران ان بوده ام كه ايا شماره اي ديگر از ان را هم خواهم ديد .
ليست جديد امضاها كجاست؟
10 # Ardalaan :
am very sorry but the letter these people wrote to the two vazirs reminded me of the story of the Mongolian man (mogholeh) that drew a circle around the man that he was about to rape his wife. I am sure you all have heard the story. Do I need to say more?