نشست اعتراضي امروز در انجمن صنفي، خصوصا با استقبال زياد روزنامهنگاران و حضور خانم شيرين عبادي، خيلي خوب بود. مخصوصا دست بستن ها خيلي تأثير داشت. يكسريها البته ميگفتند كه كار لوسي است، بعضيها هم ميترسيدند تعبير به براندازي شود! اما به نظر من و اكثر بچهها خيلي هم جدي بود و زياد هم تند هم نبود، و اگر هم بود بيان نمادين شرايط واقعي كار قلمبهدستان در ايران بود. فقط البته من دستم درد گرفت و نيم ساعته باز كردم! تقصير ژيلا بنييعقوب است كه سفت بسته بود. به قول يكي از بچهها دارد تمرين ميكند كه بتواند در اوين استخدام شود!!
يك بخش از حرفهاي شيرين عبادي خيلي تلخ بود كه گفت به روزگاري باز خواهيم گشت كه روزنامهها را فقط براي خواندن خبر مرگ اين و آن ميخريديم. بحثهاي حقوقي آقاي سيف زاده هم خيلي مهم بود كه استدلال ميكرد دادسرا حق توقيف روزنامهها را ندارد. آقاي كديور هم مثل هميشه يك نيش و كنايهاي به آقاي خامنهاي زد و عمادالدين باقي هم بر حق آزادي بيان به عنوان يكي از پايههاي حقوق بشر تأكيد كرد.
آقاي غني، از مليمذهبيها و همكارانم در جمهوريت، برخلاف توقع همه از موضع كاملا صنفي صحبت كرد و گفت بايد به نقد خود بپردازيم، چون حرفهاي ما هم در روزنامههايمان ديگر خريدار ندارد. البته با اكثر حرفهايش ميشد موافق بود، غير از اين نتيجهگيري [به نظر من] افراطياش [از آنور] كه تعطيلي روزنامهها گاهي به نفع ماست!
چندين نفر از كساني كه صحبت كردند، از جمله مجريان جلسه آقاي سحرخيز و آقاي مزروعي، بر اين نكته مهم تأكيد داشتند كه يكطوري بايد اين حركت را ادامه داد و بايد يك جايي در مقابل اين توقيفهاي پشت سر هم ايستاد.
حرف آقاي باقي كه خيلي به نظرم مهم و معناساز بود. گفت اگر آنها خط قرمز دارند ما هم داريم. قبلا هم يك بار آقاي عليزاده گفته بود كه رهبري خط قرمز ماست و در مورد آن ننويسيد تا تعطيلتان نكنيم. باقي ادامه داد: وقايع اتفاقيه و جمهوريت كه اصلا كاري به كار رهبري نداشتند؛ پس چرا به اين شكل توقيف شدند؟ و نتيجه گرفت: ما هم بايد خط قرمز داشته باشيم، كه به عقيده من همين حق شغل و حقوق صنفي و قانوني است. عماد باقي ادامه داد: با اين حرفي كه در حكم توقيف وقايع زده شده كه چون بچههاي ياس نو در آن هستند توقيف ميشود، خط قرمز ما نقض شده و بايد در همين جا بايستيم.
خانم ليلي فرهادپور از مديران اين روزنامهها كه به اعتقاد او ساخت و پاخت كردهاند، انتقاد كرد و خواستار تشكل يافتن روزنامهنگاران براي تغيير وضعيت كنوني شد. بهمن احمدي امويي و آرش حسن نيا و چند نفر ديگر از بچههاي وقايع اتفاقيه هم درباره توقيف روزنامه و نامه 210 نفر و اينكه بايد مسئله حق انتخاب شغل براي روزنامهنگاران احقاق شود، صحبت كردند.
بهمن به ماجراي نوشته شدن نامه اشاره كرد و گفت: ميخواستيم به مراجع بين المللي و آقاي كوفي عنان بنويسيم و اميدي به داخل نداشتيم، ولي باز بعضي دوستان گفتند روشهاي آزموده را دوباره بيازماييم. صحفي معاون وزير ارشاد هم آمده بود، ولي اواسط جلسه رفت. وزير ارشاد و وزير كار، هيچكدام به نامه روزنامهنگاران جوابي ندادهاند. اگرچه مشاور مطبوعاتي وزير كار هم در جلسه بود.
مراد ويسي كه رفت بالا، شروع كرد به تحليل اينكه در جوامع جهان سوم چند روش براي سركوب جامعه مدني وجود دارد، و بعد از شمردن شش روش نتيجه گرفت كه در كشور ما همه اينها به كار ميرود!! با وجود شناختم، فكر نمي كردم آقاي ويسي اينقدر تند صحبت كند.
آنطور كه مزروعي در اواخر جلسه گفت، انجمن صنفي روزنامهنگاران تصميم دارد كه اعتراضات را تا روز خبرنگار كه 17 مرداد است، ادامه دهد. لينك اخبار و عكسهاي تجمع را هم ببينيد.
وبلاگ ما روزنامهنگاريم
خبر راديوفردا :: خبر بيبيسي :: گزارش رويداد :: خبر ايرنا :: خبر ايسنا :: خبرگزاري فارس
مجموعه عكسهاي رويداد از تجمع امروز
عكسهاي خبري بيبيسي: يك؛ دو؛ سه؛ چهار؛ پنج؛ شش؛ هفت؛ هشت
عكسهاي آرش عاشورينيا: يك؛ دو؛ سه؛ چهار