چند هفته پيش در سالروز فوت پدرم رفته بوديم بهشت زهرا. چند نكته جالب به چشمم خورد و به ذهنم افتاد كه در وبلاگ هم بنويسم.
1- مرگ از لحاظ جامعهشناسي يك پديده بسيار مهم و بحثانگيز است. البته هم جامعهشناسي و هم مردمشناسي. الگوهاي رفتاري مردم در آيينها و مناسك مربوط به مرگ هم كلي جالب و مطالعهكردني است.
مثلا يكي از چيزهايي كه بدجور به چشمم آمد، اين بود كه بر روي سنگ قبرهاي دختران و زناني كه در اين چندساله مردهاند، عكس آنها، مانند رسم همين چندساله براي مردان، روي سنگ قبرشان حك شده. در حالي كه تا همين اواخر، و هنوز در خيلي بخشهاي سنتيتر جامعه، اين كار و حتي گذاشتن عكس زن بر بالاي قبر در موقع عزاداري هم يك گناه كبيره محسوب ميشد و ميشود. حتي عكس زنها روي اعلاميههاي فوت هم ابدا نميآمد، اگرچه در سالهاي اخير نمونههاي متعددي را از اين كار در اعلاميههاي فوت بر روي ديوار خيابانها و در روزنامهها ديدهام. بگذريم از اين بحث فلسفي كه آيا زني كه مرده، نامحرم محسوب ميشود يا خير، و آيا حجاب بر او هم واجب است يا خير!!!
2- ما هر وقت ميرويم بهشت زهرا، نظر به تعهد به آرمانهاي اساسي انقلاب و از اين حرفها، و به جهت نزديكي قبر عموي شهيدم با قبور شهداي بمبگذاري 7 تير، گهگاهي به بناي نماديني كه براي آنها و شهيد بهشتي و رجايي و باهنر و چندين نفر ديگر كه در همانجا دفن شدهاند (از جمله حسن آيت و اسدالله لاجوردي و خيلي اعجوبههاي ديگر كه يادم نيست) سري ميزنيم.
غرض، بيان يك نكته عجيب و تأسفبار بود كه آنجا ديدم. روي قبر هركدام از اين كساني كه در حادثه هفتم تير كشته شده بودند، مشخصات و نام پدر و پست آنها در زمان شهادت را هم نوشته بودند. از جمله، آنها كه پدرشان روحاني بود، بسته به مورد، نامشان را با پيشوند آيت الله و حجت الاسلام ذكر كرده بودند.
نكته عجيب اين بود كه بر روي سنگ قبر شهيد محمد منتظري، فرزند آيت الله منتظري، فقط نوشته بودند: نام پدر، حسينعلي!! اولين چيزي كه بلافاصله به ذهن آدم خطور ميكند، اين است كه اينها چقدر كينهاي و بددل هستند كه به مرده و سنگ قبر او هم رحم نميكنند. و بعدي اينكه، خداوكيلي با هر معياري كه ببينيد، سابقه مبارزه يا فقه و سواد، يا مقبوليت عمومي و يا جواز اجتهاد، آقاي منتظري از همه مراجع فعلي قم و حتي آقاي سيستاني نجف هم برتر و به اصطلاح «اعلم» است. من واقعا نميفهمم چطور اينها ميتوانند خودشان را قانع كنند كه براي آقاي خامنهاي لفظ آيت الله، آنهم از مارك «العظمي»، و آنهمه اوصاف و القاب بيجا و بيمبنا رديف كنند، اما آقاي منتظري در بيانشان ميشود حسينعلي. كاش موبايلم دوربيندار بود و يك عكس از آن سنگ قبر ميگرفتم، تا سند ديگري باشد بر بيشرمي مفرط اين نااهلان و نامحرمان مردم كه بعد از فوت بنيانگزار جمهوري اسلامي، انقلاب را دست گرفتند و به حد غايت آن را منحرف و مردم را منزجر نمودند. اصلا به ما چه؛ اجرشان با آقايشان!
3- قبلا هم اسم «شهيد عطري» را زياد شنيده بودم. سر قبرش هم يكي دو باري رفته بودم. اين بار هم به اصرار خواهرم يك سر زديم به قبرش. روز شنبه بود و خيلي خلوت بود. آن اطراف هيچ كس نبود و فقط دو سه نفر سر قبر همين شهيد بودند: «سيد احمد پلارك»
بچههاي بسيجي و كساني كه زياد بهشت زهرا ميروند، به او ميگويند شهيد عطري. خيليها سر قبرش نذر و نياز ميكنند و از او حاجت و شفاعت ميخواهند. ميگويند معجزه دارد. معروف است كه از قبرش عطر ترشح ميكند، هم هميشه نمناك است و هم بوي نسبتا خوبي دارد. ميگويند از آنها بوده كه نوربالا ميزده. از قول حاج آقاي پروازي هم نقل ميكنند كه گفته شهيد پلارك هم مثل يكي از سربازان پيامبر در صدر اسلام، «غسيل الملائكه» بوده است.
غسيل الملائكه يعني كسي كه ملائكه غسلش دادهاند. در تاريخ اسلام آمده كه حنظله غسيل الملائكه كه از ياران جوان پيامبر بود، شب قبل از جنگ احد عروسي كرد و در حجله خوابيد. فردا صبح كه لشكر اسلام به سمت احد حركت ميكردند او هم عجله كرد و نرسيد غسل كند. بعد رفت و شهيد شد و ملائكه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتي غسل دادند. بعد پيامبر بالاي جنازه او آمد و از اين واقعه خبر داد. حالا اينها ميگويند شهيد پلارك يا همان شهيد عطري خودمان هم اينچنين است و براي همين است كه هميشه قبر او خوشبو و نمناك است.
والا راستش من نه عقل پذيرشش را دارم و نه جرأت انكارش را. چون هر بار كه قبرش را ديدهام همينطور بوده كه ميگويند. البته اولين بار كه ديدم، شيطان در جلدم (!) رفت كه لابد يكي هست، مثلا خانوادهاش، كه براي اينكه معروف شود! هميشه ميآيند و قبر را با گلاب ميشويند و... از اين افكار شيطاني! اما اين بار انصافا نه كسي آن اطراف بود كه گيرش بياورم و بگويم «ناخوش خر خورده!» و نه قبر بوي گلاب ميداد. خوب بو و لمس كردم، نه آب بود و نه گلاب. البته بوي خيلي عطري هم نداشت، بيشتر به نوعي عرق گياهي بيبو و مزه شبيه بود.
به هرحال من نه باور ميكنم و نه انكار. اما اگر كسي خيلي كنجكاو است، ميتواند در يك موقع خلوت وسط هفته كه هيچكس آن اطراف نيست، به بهشت زهرا، قطعه 26، رديف 32، شماره 22، مزار شهيد سيد احمد پلارك مراجعه كند. كمي اينطرفتر از قبور شهداي حج (كشتار 66 در عربستان) است. اگر رفتيد من را هم از نتايج تحقيقاتتان! بي خبر نگذاريد.