پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۱۱ شهریور

يك نفر قدم‌زنان كنار رود
يك نفر نشسته روي ابرها
يك نفر نماد خوب داستان
يك نفر غرل‌سراي قصه‌ها


يك طرف عبور ذره‌هاي نور
يك طرف ظهور انعكاس ناب
يك طرف حضور بي‌دريغ صبح
آفتاب و آفتاب و آفتاب

يك نفر رهيده از سلوك جان
خورده كار يك نفر به هم گره
يك نفر در انتظار حكم جلب
يك نفر در آرزوي پنجره

يك طرف طلا و پول و زندگي
اسكناس و خانه و عتيقه‌جات
يك طرف غزل، قصيده، بيت، بيت
فاعلات و فاعلات و فاعلات

يك نفر در انتظار روي دوست
يك نفر در آرزوي انتظار
يك نفر هميشه شاد و شادمان
يك نفر هميشه اشك بي‌قرار

يك غزل، اديب گو، سخن‌سرا
يك غزل، صداي وهم عاشقي
يك غزل، نماد ذوق شاعري
يك غزل، تمام سهم عاشقي

يك سخن، صداي مبهم اميد
يك سخن، حضور واژه پيش نور
يك سخن، صداي جان در احتضار
يك سخن، ترانه‌هاي در عبور

يك جهان و مردمان شاعرش
ايستاده پاي استعاره گوش
يك جهان و مردمان عاقلش
تن‌فروش و دين‌فروش و دل‌فروش

خسته‌اند از اتهام بي‌كسي
شاكي از عبورهاي بي‌نگاه
خسته‌اند از انتظار تبرئه
از وكيل و اتهام و دادگاه

يك طرف نشسته مي‌فروش مست
عاشقي كه پولكي نمي‌شود
يك نفر به زور شعر مي‌نوشت
شاعري كه زوركي نمي‌شود

نظرات شما:
1 # محسن :
اول.....
هميشه يك نفر بايد ...
3 # مرضیه :
سلام. اگر اسم شاعر رو مي دونيد لطفاَ بنويسيد. متشكرم.
اي وَل!
حدس نمي زنيد شعر از خود بدبختش باشه؟!
يك نفر در انتظار حكم جلب؟
اي پاكي اي خلوص اين همان لحظه بيداري است كه به من بصيرت خلوص اعطا فرمود...
شعراي خودم رو خيلي بيشتر مي پسندم...
9 # صدر الدين مشتاق ناييني :
بسمه تعالي 1)الپر كه نگاه تيز و برِِا دارد/اندر وب خود بسي سخن ها دارد/شعرش همه از عشقه و نثرش نقد است/با اين همه ره نه با دل ما دارد . 2)الپر كه همي دست زجان مي شويد/با اين همه راهي نه به حق مي پويد/خيز از دم رايانه و رو سوي دگر/تا از سر تو فكر همي مي رويد. 3)قول تو كه درباره ي "موساي" من است/از جمله عوامل غم افزاي من است/برگوي تو كه دشمن "مير"م گشتي/تا از چه جهت مخالف راي من است. 4)روزي است كه آن روز، سخن مي بايد/ واندر خم چوگان تو گويي ،شايد/برگوي چرا "موسويم"خوب ني است/تا سوي دگر رويم و "موسي" نايد.
10 # صدرالدين مشتاق ناييني :
بسمه تعالي 1)الپر كه نگاه تيز و برِِا دارد/اندر وب خود بسي سخن ها دارد/شعرش همه از عشقه و نثرش نقد است/با اين همه ره نه با دل ما دارد . 2)الپر كه همي دست زجان مي شويد/با اين همه راهي نه به حق مي پويد/خيز از دم رايانه و رو سوي دگر/تا از سر تو فكر همي مي رويد. 3)قول تو كه درباره ي "موساي" من است/از جمله عوامل غم افزاي من است/برگوي تو كه دشمن "مير"م گشتي/تا از چه جهت مخالف راي من است. 4)روزي است كه آن روز، سخن مي بايد/ واندر خم چوگان تو گويي ،شايد/برگوي چرا "موسويم"خوب ني است/تا سوي دگر رويم و "موسي" نايد.
11 # صدر الدين مشتاق ناييني :
ببين اشتباهي شد دو بار برايت شعر فرستادم.فكر نكني نديد پديدم .