يك نفر قدمزنان كنار رود
يك نفر نشسته روي ابرها
يك نفر نماد خوب داستان
يك نفر غرلسراي قصهها
يك طرف عبور ذرههاي نور
يك طرف ظهور انعكاس ناب
يك طرف حضور بيدريغ صبح
آفتاب و آفتاب و آفتاب
يك نفر رهيده از سلوك جان
خورده كار يك نفر به هم گره
يك نفر در انتظار حكم جلب
يك نفر در آرزوي پنجره
يك طرف طلا و پول و زندگي
اسكناس و خانه و عتيقهجات
يك طرف غزل، قصيده، بيت، بيت
فاعلات و فاعلات و فاعلات
يك نفر در انتظار روي دوست
يك نفر در آرزوي انتظار
يك نفر هميشه شاد و شادمان
يك نفر هميشه اشك بيقرار
يك غزل، اديب گو، سخنسرا
يك غزل، صداي وهم عاشقي
يك غزل، نماد ذوق شاعري
يك غزل، تمام سهم عاشقي
يك سخن، صداي مبهم اميد
يك سخن، حضور واژه پيش نور
يك سخن، صداي جان در احتضار
يك سخن، ترانههاي در عبور
يك جهان و مردمان شاعرش
ايستاده پاي استعاره گوش
يك جهان و مردمان عاقلش
تنفروش و دينفروش و دلفروش
خستهاند از اتهام بيكسي
شاكي از عبورهاي بينگاه
خستهاند از انتظار تبرئه
از وكيل و اتهام و دادگاه
يك طرف نشسته ميفروش مست
عاشقي كه پولكي نميشود
يك نفر به زور شعر مينوشت
شاعري كه زوركي نميشود