۱۱ مهر
|
پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم
... | ||
|
نظرات شما:
اگر نیما نیامده بود ما میتوانستیم به آسودگی با حضرت حافظ سر کنیم. با نیما دوران دیگری آغاز میشود. با نیما تاریخ و فرهنگ و روان ما دوپاره میشود. نیمه پیشانیمایی را براستی در آیینه حافظ میتوان به خوبی به تماشا نشست. دوران نیمایی و یا شاید پس از او اما تازه آغاز شده است و روز به روز، نو به نو، نوشته میشود. مهر سیهچشمان بر گنجینه دل کماکان مانده است، اما دیگر آزارهای رقیب نیست که فرمانروای خواست و اراده ماست، بلکه هستی او بر خواست و اراده و آزارهای ما پیشی میگیرد. هست، پس امید به دیگر شدن هم اگر کارگر نباشد، هستی او میگوید در این جهان جایی دارد و نیز سهمی. آشتی همواره دو سو دیگر دارد: من و رقیب. تا رقیب هست جای آشتی هنوز باقی است، و اگر رقیبی نباشد دیگر چه جای آشتی. اما در گذر زمانه نیمایی و پسانیمایی از دل آشتی شاید هم من و هم رقیب دیگر شود. و چون نیک بنگریم این دیگر شدن من و رقیب معنای زمانه نیمایی است. نیمه حافظ دنیایی دیگر است و سرودی دیگر داشت، نیما اما در این نیمه آوای دیگری دارد و از هر نواش، این نکته گشته فاش، کاین کهنه دستگاه تغییر میکند.
مي توان به حسين شريعتمداري زنگ زد و محترمانه و مودبانه او را براي كار خطايي كه كرده سرزنش كرد و از او خواست كه عذرخواهي كند و ديگر هم تكرار نكند: 09121114047
خب تقصير خودشه .. همه رو نيش زده اين عقرب جرار ، تموم کرده .. حالا مونده گشنه و تشنه .. بايد از زير سنگ هم که شده ، دنبال يه لقمه لخمي بگرده ، واسه صيقل دادن نيش اش .. که نيش عقرب است اين و به جز اينهم نخواهد شد ..
سلام ,
دوباره راضي شدم كه اطلاعات و اخبار راجع به موسوي رو گرد آوري كنم.
http://www.mousavi.8m.net
|
||