پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۱۱ مهر

مرا مهر سيه‌چشمان ز سر بيرون نخواهد شد
قضاي آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد

رقيب آزارها فرمود و جاي آشتي نگذاشت
مگر آه سحرخيزان سوي گردون نخواهد شد

مرا روز ازل كاري بجز رندي نفرمودند
هر آن قسمت كه آنجا شد از آن افزون نخواهد شد

حضرت حافظ

نظرات شما:
اگر نیما نیامده بود ما می‌توانستیم به آسودگی با حضرت حافظ سر کنیم. با نیما دوران دیگری آغاز می‌شود. با نیما تاریخ و فرهنگ و روان ما دوپاره می‌شود. نیمه پیشانیمایی را براستی در آیینه حافظ می‌توان به خوبی به تماشا نشست. دوران نیمایی و یا شاید پس از او اما تازه آغاز شده است و روز به روز، نو به نو، نوشته می‌شود. مهر سیه‌چشمان بر گنجینه دل کماکان مانده است، اما دیگر آزارهای رقیب نیست که فرمانروای خواست و اراده ماست، بلکه هستی او بر خواست و اراده و آزارهای ما پیشی می‌گیرد. هست، پس امید به دیگر شدن هم اگر کارگر نباشد، هستی او می‌گوید در این جهان جایی دارد و نیز سهمی. آشتی همواره دو سو دیگر دارد: من و رقیب. تا رقیب هست جای آشتی هنوز باقی است، و اگر رقیبی نباشد دیگر چه جای آشتی. اما در گذر زمانه نیمایی و پسانیمایی از دل آشتی شاید هم من و هم رقیب دیگر شود. و چون نیک بنگریم این دیگر شدن من و رقیب معنای زمانه نیمایی است. نیمه حافظ دنیایی دیگر است و سرودی دیگر داشت، نیما اما در این نیمه آوای دیگری دارد و از هر نواش، این نکته گشته فاش، کاین کهنه دستگاه تغییر می‌کند.
2 # همون :
مي توان به حسين شريعتمداري زنگ زد و محترمانه و مودبانه او را براي كار خطايي كه كرده سرزنش كرد و از او خواست كه عذرخواهي كند و ديگر هم تكرار نكند: 09121114047
خب تقصير خودشه .. همه رو نيش زده اين عقرب جرار ، تموم کرده .. حالا مونده گشنه و تشنه .. بايد از زير سنگ هم که شده ، دنبال يه لقمه لخمي بگرده ، واسه صيقل دادن نيش اش .. که نيش عقرب است اين و به جز اينهم نخواهد شد ..
سلام , دوباره راضي شدم كه اطلاعات و اخبار راجع به موسوي رو گرد آوري كنم. http://www.mousavi.8m.net