پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۵ آذر

باز مي‌گرديم. مي‌رويم و باز مي‌گرديم. باز مي‌گرديم، همچون روز اول كه رفته بوديم. باز مي‌گرديم و مي‌آييم و به همه مي‌گوييم كه آمده‌ايم. آمدن و رفتن، و البته بازگشتن، ظاهرا از جنس هم اند. اما چقدر فرق هست بين رفتن با آمدن، همانقدر هم بين آمدن و بازگشتن.

بعضي‌ها هميشه در رفتن اند، بعضي هميشه در آمدن، بعضي هم هميشه در بازگشتن. آمدن كه هنر نيست، ماندن هم شرط نيست. صديقين، كه هيچ تعبير جايگزيني براي آن پيدا نكردم، دو دسته‌اند: بعضي هنرشان اين است كه دليرانه بروند، يعني كه بگذارند و بگذرند، يعني كه رها كنند و رها باشند، يعني بخواهند و بروند، يا تا خواستند يا خواستندشان بروند.

دسته دوم هم آنهايي كه هنرشان اين است كه باز مي‌گردند. هميشه باز مي‌گردند. رفتنشان را آنقدر نمي‌بيني كه بازگشتشان را؛ انگار هميشه هستند. انگار نه انگار كه گاهي مي‌روند و پشت سرشان را هم نگاه نمي‌كنند. هميشه حضور دارند. اگر گفتم هميشه توبه‌كنندگان، سريع نگوييد آخوند بازي در نيار! چون اصلا همين است. دغدغه‌شان، هنرشان، كسب و كارشان بازگشت است.

اين آدمها شبيه موج اند. موج‌ها كه مي‌روند و مي‌آيند. موج‌ها كه هميشه باز مي‌گردند. موج، كه اصلا بنا به تعريف همان است كه باز مي‌گردد. همان كه باز مي‌آيد، هميشه مي‌آيد، با همه جزر و مدها هميشه هست اما اين آدمها با موج‌هايي ديگر نيز هميشه درگيرند. هميشه در كشمكش اند. موج‌هايي كه سطحي‌اند، ساختگي‌اند. موج كه نيستند، كف روي آب اند. اما چنان مي‌نمايند كه همه در خيال سوارشان مي‌شوند.

موج‌سوار و اينكاره اگر باشي، مي‌فهمي كه روي هر موجي نمي‌توان سوار شد. با بعضي موج‌ها بايد درگير شد، توي دلشان رفت، شيرجه زد وسطشان. از بعضي هم بايد كناره گرفت، حتي گريخت. موج‌هايي كه انرژي تو را مي‌گيرند. رويارو شدن با آنها هيچ فايده‌اي ندارد، تنها انرژي را هدر مي‌دهد. فقط آب كف مي‌كند و تو و ديگران يك كم بالا و پايين مي‌رويد. اين كه جدي نيست؛ بچه‌بازي است.

مرد آن است كه موج‌شناس باشد. از آن كه بايد، بگريزد و با آنكه لازم است، كنار بيايد و روي آنكه لازم است، سوار شود. موج‌هايي كه فقط شن‌ها را بالا مي‌آورند تا به تو بپاشند و گردن فراز مي‌كنند تا تو را به زير بكشند و راه را مي‌بندند تا تو را محصور و اسير كنند، دشمنان حيات تو اند. از آنها بپرهيز. به دريا پناه ببر. به اين پناهگاه خوب و بزرگ و آرام كه در اعماقش براي هزاران ماهي مثل من و تو جا دارد. البته آبشش فراموش نشود!

هنر شناگري، گاهي هم به اين است كه مدتها زير آب بماني و بيرون هم نيايي، اما زنده باشي و به وقتش دوباره دريا را پشت سر بگذاري و به سوي اسمان بپري. بله عزيز، مي‌دانم. بالاخره تو هم باز مي‌گردي. آخر كار تو هم درياست، مثل من، مثل دريا؛ همانقدر آرام و بزرگ و تنها. اما فقط اين وسط مهم اين است كه جزر و مد را خوب بشناسي. مد را تا نفس داري بكِشي و تاب بياوري! جزر را هم... جذرش را بگيري!

قصد، قفط همين بود كه يك موج ديگر را هم رد كني. وگرنه دريا كه هميشه هست. زندگي هم هميشه هست. ماهي‌ها را مگر نمي‌بيني؟

نظرات شما:
سلام قربان خوش آمدي دلمون خيلي تنگ شده بود !
سلام. لينك دارم برات . http://www.isna.ir/news/NewsCont.asp?id=459871
سلام خوشحالم كه دعاي نكته گو و من به اين زودي مستجاب شد . خوش امدي
بازگشتت را تبریک میگویم . دعا کن ما نیز توان بازگشتی چون گذشته پر از فعالیت مان را بیابیم. یا حق.
خوشحال شدم میبینم دو باره ...
آقا زير آبی رفتن که ديگه اينقدر طول و تفسير نمی‌خواد :-) بهرحال خوش آمدی عزيز دل برادر.
7 # سارا :
خوشحالم که برگشتی. البته نه به این شکل ادای متواضع ها رو در آوردن. از این سبک تواصعات! زیاد دیدیم که : بعله! ما دیگه زیر آبیم. ما عمیقیم. ما الیم و بلیم. بقیه کف رو آبند. اینا رو نگی بهتره. حتی اگه خودت قبول داری. بذار بقیه به اینها برسن. ... به هر حال... امیدوارم بنویسی و باز هم بنویسی و ما هم مثل همیشه بخونیم. به نظر من مهم این نیست که ملت درست بنویسن. مهم اینه که همه بنویسن. همه حرف بزنن تا بلکه تو این خراب شده یه صدایی به گوش بقیه برسه.... شاید... شاید خدا هم اون صدا رو بشنوه و ... یه تغییری...
8 # yek ensan :
salaam. khoshhaalam ke baaz mibinametoon. mowafagh baashin.
9 # ميلاد :
سلام يا شيخ!
طاعات و عبادات مورد قبول ان شاالله.
الخليج العربي
بسيار خوشحالم كه برگشتي, تو اين مدت كه نبودي مجبور شديم چه ولاگهاي چرندي را تحمل كنيم.
من یکی که گیج شدم. مگر رفته بودی شما! ولی خوب، خیلی قشنگ نوشته‌ای.
آبشش فراموش نشود! منزل خودتان است! برگشت هميشه چشم به راهها را خوشحال مي كند، اما مسافر را بيشتر!
سلام . بهت لينك دادم . ( من تازه پيدات كردم ، كجا مي خواستي بري !! )
13 # نرگس :
سلام خوشحالم که برگشتی . منتظرت بودم . منتظر نوشته های خوبت هستم
بازگشتت مبارك رفيق!
15 # نيما :
به به استاد! خوش آمدید! بنده که چه بیایید چه نیایید همیشه مزاحمتان هستم!
خوب شد نوشتيف وگرنه تلافي مي كردم!
17 # MadEye :
برو حال کن عزیز : http://www.google.com/search?hl=en&q=arabian+gulf اینم نتیجه ی بمباران :-)
http://www.sharemation.com/sia30game/Sia30_game[1].swf از اين آقا ها و آقا زاده ها كه دستمون كوتاه و اونها بر نخيل! بايد اينطوري انتقام گرفت
سل_______ام چه متن قشنگي / پس تو هم مثل من برگشتي ،خوش اومدي پسر
20 # مریم.م :
سلام ....خوش اومدي جات خالي بود .
21 # مریم.م :
امدن و رفتن فرقي ندارد . . تنها صداي پاي ادمهاست كه توفير ميكند .. هنگام امدن تند و شتابان مي ايند و هنگام رفتن سنگين و سلانه سلانه ..
سلام چه خوب كه برگشتي و دوباره مي نويسي.نوشتن از اون اعتياد هايي كه نميشه تركش كرد. مخصوصا از نوع وبلاگ نوشتنش
آفرين پسر خوب . يه جايزه پيش من داري . بعدا ;)