پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۱۸ آذر

آن وقتها ما كه نبوديم. ولي آنها كه بودند هم برايشان مهم نبود كه هوشنگ وزيري كتابي به نام «انقلاب يا اصلاح» را ترجمه كرده كه در آن نظرات پوپر و ماركوزه درباره كار انقلابي و كار اصلاحي به طور خلاصه آمده است. از آن روز تا امروز، خيلي‌ها خودشان را سرزنش كرده‌اند كه چرا آن كتاب را نخوانده بودند و قبل از آن كار بزرگ، آن سؤال بزرگتر را از خود نكرده بودند؛ كه بالاخره كدام؟ انقلاب يا اصلاح؟

اما از ديشب اينقدر اين سؤال با تمام حواشي‌اش پاپيچم شده كه امروز مجبور به دو عذرخواهي شدم به خاطر دو مطلبي كه قول داده بودم و هيچكدام را نتوانستم بنويسم. اعصابم را تصويرها و خبرهاي جلسه 16 آذر دانشگاه به هم ريخته بود. هي از خودم مي‌پرسيدم و مي‌پرسم بالاخره كدام؟

كدام رييس‌جمهور را ما مي‌خواهيم؟ كسي كه برود سد و پالايشگاه را ده دفعه افتتاح كند، يا كسي كه بيايد در جلسه با كساني بنشيند كه مي‌داند شديدترين انتقادها به سمت نشانه مي‌روند؟ كدام خاتمي را مي‌پسنديم؟ كسي كه به خاطر بي‌برنامگي دانشگاه و انجمن از دانشجويان عذرخواهي مي‌كند، يا كسي كه تهديد مي‌كند آدم باشيد وگرنه مي‌گويم بيرونتان كنند؟

با كدام روش مي‌خواهيم فعاليت سياسي كنيم؟ با الگوي مي 68 فرانسه كه يك جنبش صدها هزار نفري دانشجويي به راه افتاد و درگيري‌هاي خياباني شديدي رخ داد و آيا كسي اينقدر پتانسيل دارد، يا با مدل در حال نهادينه شدن تا در پنجاه توماني شعار دادن و بعد متفرق شدن؟ و در دو صورت، با كدام روش مي‌خواهيم با ما رفتار شود؟ با روش امروز يا با روش تير ماه 82 يا تير ماه 78 ، يا اصلا با مدل سالهاي سعيد امامي؟

و كدام رفتار شخصي را در فعاليتهاي اجتماعي بايد در پيش بگيريم؟ كدام حريم‌ها را بايد رعايت كنيم؟ تا كجا حق داريم فرياد بزنيم، فحش بدهيم، توهين كنيم؟ و ما چه كار كرده‌ايم كه از ديگران اينقدر انتظار داريم؟ و ما بالاخره چه مي‌خواهيم؟ و خواسته‌مان درون نظام است يا بيرون نظام؟ و با كدام روش مي‌خواهيم آن را جلو ببريم؟ بالاخره، ته ته ماجرا، كدام طرفي هستيم: اصلاح يا انقلاب؟

اصلا خيلي دارم دور ذهن خودم مي‌پيچم. خودم هم گيجم. اصلا بي‌خيال؛ شوخي كرديم. همان برويد فحش بدهيد. زير آن سقف كاذبي كه براي نمازجمعه زده شده، به طرف در پنجاه تومني برويد و صد نفري شعار بدهيد، و صدايتان طوري بپيچد كه فكر كنيد يك راهپيمايي ميليوني است. خوش باشيد. البته راهي است كه ديگران هم رفته‌اند. اما راه باز است، شما هم برويد. خوش بگذرد!

نظرات شما:
جنبش دانشجویی همواره نفش پیشرو (اما نه نقش هدایت کننده) در جنبش های اجتماعی ما داشته است. نگرانی من این است که این رفتار دانشجویان مقدمه طوفانی باشد که در آن تر و خشک با هم بسوزند. جنبش دانشجویی و جنبش مردم مثل مسابقه خرگوش و لاک پشت است. البته که خرگوش تند تر می دود اما به خاطر «بازیگوشی» اش بازی را در نهایت به لاک پشت صبور می بازد. رفتار دانشجویان در جلسه با خاتمی اگر نگوئیم احمقانه بازیگوشانه بود.
پيش از شما هم رهبر انقلاب فرموده بودند: هي نگوييد انقلاب براي ما چه كرد يك بار بگويد ما براي انقلاب چه كرديم...
با عرض سلام به نظر من اينا دانشجو نيستن
ملت پر توقعی هستیم که هیچ کاری جز غر زدن بلد نیستیم .اگر می فهمیدیم که چه می خواهیم وضع و روزمان اینگونه نبود!
امروز که متولدين دهه 50ديگر در دانشگاه نيستند و متولدين دهه 60 آمده اند، اين تربيت شدگان دهه رفسنجانی فراموش کرده اند چه کسی برای آنها حق حرف زدن و انتقاد کردن فراهم کرد در حاليکه تربيت شدگان دهه جنگ از اين حق محروم بودند و برايش مبارزه ها می کردند.
علي جان گفته اي: تا كجا حق داريم فرياد بزنيم، فحش بدهيم، توهين كنيم؟ مي گويم برايت: ما كه قبل از سال 76 هم خاتمي را مي شناختيم. به قبل تر از سال 75 . كي بود؟ خاتمي وزير كابينه بود. هم آن روزها كه در ميدان وليعصر و بلوار كشاورز بر عليه خاتمي شعار مي دادند و خواستار استعفاي او بودند اين ما بوديم كه طرفدار و هوادار او بوديم. اين ما بوديم كه ثابت كرديم كه طرفدار جنبش ضد خشونت هستيم. با راي هايمان كه به صندوق ها ريختيم. علي جان گفته اي: تا كجا حق داريم فرياد بزنيم، فحش بدهيم، توهين كنيم؟ مي گويم برايت: اين ما بوديم كه در آن شب گرم تابستاني بر ما تاختند. اين ما بوديم كه خاموش نشستيم. اين ما بوديم كه در 18 تير سال 79 با گل به استقبال شب رفتيم. اين ما بوديم كه با سيلي صورتهايمان را سرخ نگه داشتيم. علي جان اين سرخي بعد از سحر گه نيست. اين خود درد است. همان كلمه اي كه مي گويند: از هر طرف آن را بنويسي باز همان است.
7 # علي :
سلام چندنكته را لازم مي دانم بگويم: 1.متاسفانه درجامعه ما تريبوني براي منتقدين نظام وجود ندارد. اگر به همان تعداد دانشجويان بسيجي. به ديگران هم اجازه حضور در سالن داده مي شد و يا مكاني متاسب براي همه در نظر گرفته مي شد شاهد نظم بيشتري در جلسه بوديم. 2.من هم معتقدم كه بايد از آقاي خاتمي بايد تشكر كرد اما تنها بدليل انكه نشان داد كه اين نظام ظرفيت اصلاح پذيري ندارد. 3.فراموش نكنيم كه همين جمهوري اسلامي با اين حركت هاي انقلابي ايجاد شد. همه مانيز اعتقاد داريم كه علت اصلي ان عدم اصلاح پذيري رژيم شاه بود. اكنون اگر جمعي به اين نتيجه برسند كه اين نظام اصلاح پذير نيست (به درست يا غلط) شما چه راهي را پيشنهاد مي كنيد؟ 4.اقاي خاتمي و ساير اصلاح طلبان بايد بجاي تكرار مسائل گذشته اگر راه حلي دارند (ويا استدلال خاص)بطور شفاف و منطقي با مردم در ميان بگذارند.
م. اصلاحي راست مي گه. اينها هم اگه مثل ما يادشون بود اون روزهايي را كه حق حرف زدن نداشتيم. اون روزهايي را كه جز سلام روزنامه ديگه اي نبود. اون روزهايي كه نهادهاي مدني فقط چند تا خيريه بود و خيلي چيزهاي ديگه شايد حالا صبور تر بودند.
Mr. Ali We Iranian as Mola-Rummi said allways forget Pumpkin !!and it cause Death,I mean Cheezo mibinim amma Kadoo ra na!!!Khatami eight years gave these students freedom, but Students gave him Bull-shit !!why!? because These students do not see Power of Cosrvatives Power which 50 years Shah was Struggling with them and lost to them,These students found Wrong Guy to blame!!but Janati and Rafssanjani khamenei are not Khatami,their supporters will draw Eyes from Socket.
درود بر شما نمي دانم اين سخنان را اعتقاد داريد شما را چه شده است از ان كه به خاتمي تو هين شده ناراحتيد يا جوش خود را مي زنيد مردم ديگر خاتمي ها و رفسنجاني ها را نمي خواهند درود بر ازادي