۲۳ آذر
هم به رفراندومكاران و هم به منتقدان انتقاداتي دارم، خصوصا اين را ناگفته نميشود گذاشت كه اگر هرگونه انتقادي به معناي تبليغ يا ترويج «بيعملي سياسي و اجتماعي» باشد، به نظرم خطاي بزرگي است. من دشمن بيبرو برگرد «بيعملي سياسي» و هرآنچه به آن منجر شود، هستم.
اما رك و بيمقدمه بگويم. هركس كه درباره رفراندوم بحث ميكند، مثبت يا منفي، خوب است كه چشمانداز خود را از وضعيت واقعي جامعه امروز ايران بگويد. يعني جواب اين سؤال واضح من را بدهد: اگر همين فردا جمهوري اسلامي اعلام كند كه ما درباره اصل نظام رفراندوم برگزار ميكنيم و از مردم ميپرسيم كه ملت شريف ايران، آيا جمهوري اسلامي كه ثمره انقلاب مردمي و خون شهدا و قرنها تلاش آزاديخواهانه و حقطلبانه همه ايرانيان است [طبيعتا نظام با همين فضا برگزار ميكند] را ميخواهيد يا خير، و رفراندوم را هم با پشتوانه شديد و همهجانبه صداوسيما و رسانهها و رانت و پول نفت و وعده و وعيد و گشايشهاي كنترل شده فضا و... برگزار كند، با هر برداشتي كه از فهم و آگاهي مردم و... خلاصه همهء مؤلفهها و عوامل مؤثر داريد، فكر ميكنيد تداوم نظام و تحكيم پايههاي جمهوري اسلامي چقدر رأي خواهد آورد؟
پاسخ من، امروز، اينجا اين است كه حداقل پنجاه و يك درصد، بلكه احتمالا كمي بيشتر، به نظام جمهوري اسلامي رأي آري خواهند داد. فكر ميكنيد اشتباه ميكنم؟
داش علي ( از پيغامهاي قبلي ياد گرفتم و ياد داش علي خودمان افتادم ) شجاع و گرامي
متاسفانه و بدبختانه به نظر من هم دقيقا همينطور است كه تو مي گويي .
اين بحث يكي دو ساعته اي بود كه من ديروز داشتم و آخرش هم منجر به دلگيري شد.
البته به نظر من اوضاع هم آنقدر ها هم نا اميد كننده نيست. اگر مردم به چيز ملموسي اميدوار شوند به ميدان مي آيند و اين چيز بايد مشخص و قابل دسترس باشد كه رفراندم نيست!
سلام علي جان. شما شخص متفكر و دوست عزيز وبلاگ نويس هستيد. همه ما اشتباه مي كنيم. ولي همين گفتگو بايد باعث جلوگيري از انحراف بشود. به عنوان يك دوست خودي و نه يك دشمن به سخن بنده توجه كنيد. اعتراف نامه شما بسيار زيبا بود و حقيقت را با لفظ طنز روشن ساخت. فكر مي كنم در اين موقعيت نوشتار شما خيلي مفيد باشد. ولي در مورد رفراندم بايد به عرض جنابعالي برسانم كه هيچ گاه موضوع رفراندم بحث جمهوري اسلامي باشد يا نباشد نيست. بحث سر قانون اساسي است. ما دو مشكل اساسي داريم. يكي رهبري مادام العمري و ديگري قانون اساسي. اين عزيزان كه سايت رفراندم را با شرايط سخت امروز تاسيس كردن فقط گفته اند رفراندم بشود كه قانون اساسي ايران مطابق با حقوق بشر باشد. اعلاميه حقوق بشر بسيار خواندني است و فكر نمي كنم هيچ شخصي بتواند با منطق صحيح مخالف حقوق بشر باشد. سالها تلاش شده است كه بگوييم علت انقلاب رسيدن به حقوق بشر است. دين ما نيز جز احترام به حقوق بشر چيز ديگري نيست. كجاي سايت رفراندم و يا افراد اين سايت گفته اند در مورد جمهوري اسلامي رفراندم شود؟ شما كه خود مطالب را با دقت مي خوانيد، خواهش دوستانه بنده اين است كه يكبار ديگر مطالب و درخواست رفراندم را مطالعه كنيد. مانند اين مي ماند كه من بگويم رفراندم براي پوشيدن لباس سفيد بي خود است ولي كسي در مورد رفراندم لباس سفيد چيزي نگفته است!. سخنان حجاريان كه همان روش حسين شريعتمدار فاسد را دارد، نمي دانم چرا نوشتار كليك كليك بنگ بنگ را نوشتند. بنظر بنده علت اينكار شايد يك بازي سياسي باشد تا جامعه از اين كار با خبر بشود. تا شايد روزنامه ها بتوانند در اين مورد بنويسند. نمي دانم علت نوشتار آقاي حجاريان چيست!. ولي سخنان شما در مورد رفراندم صحيح نمي باشد و مدركي نشان بدهيد كه سايت رفراندم در مورد جمهوري اسلامي آري يا خير باشد. اگر سخن از جمهوري اسلامي بود سخنان شما صحيح بود و شايد با تبليغات نظام پنجاه و يك درصد راي مي آورد. ولي مسئله در مورد حقوق بشر است كه تمام متفكران جامعه آنرا قبول دارند( خانم شيرين عبادي، دكتر سروش، دكتر كديورو... همه در مورد حقوق بشر سخن گفته اند و آنرا پذيرفته اند). ببخشيد جسارت كردم و چند بار توضيح مي دهم. عقيده شما محترم است و از سخنان بنده ناراحت نشويد. حسين خداداد
من فکر می کنم که دست اندرکاران خودشان اينقدر به خود رای نمی دهند که نوشته ای وگرنه رفراندومی را با همين موضوع و شرايطی که آوردی برگزار می کردند و کلی هم به وجهه خود می افزودند و بهانه منتقدان را هم می گرفتند. از طرف ديگر فکر می کنم اگر در هر نوع رفراندومی که برگزار شود نتيجه خاصی به دست آيد قاعدتا همه بايد آن را بپذيرند. منتقدان نتيجه را اگر به نفع نظام موجود باشد بنا به اصول دموکراتيک خواهند پذيرفت اما فکر می کنی دست اندرکاران فعلی نتيجه را اگر خلاف انتظارشان بود می پذيرند؟
اگر این رفراندم به همان صورتی که شما گفتید برگزار شود، قطعن همان 70 درصدی که به خاتمی رأی دادند به "جمهوری اسلامی نه" رأی خواهند داد. اصلن در این شکی نیست. مگر در دوره ی اصلاحات تبلیغات صدا و سیما توانست جلوی حمایت مردم از اصلاح طلبان را بگیرد؟
الپر عزيز به نظر من بهتر است به مسائل واقعي تر فكر كنيم نه مسائل انتزاعي كه هيچ وقت اتفاق نمي افتد. شما هم با اين طرح رفراندوم يك كمي خيالاتي شدي، روي شما هم تأثير گذاشته است.
عزيزجان، گند زدي به همه استدلالهاي مخالف رفراندومت كه. در آن رفراندوم فرضي، ممكن نيست نظام بدون تقلب گسترده بتواند راي خود را به 50 درصد برساند، شاید به ضرب و زور بتواند به ۴۰ درصد برسد.
البته یک نکته هم اینجا به عقلم رسید، که به کار بعضی میآید: جمهوری اسلامی آری یا نه فاسدترین شیوه رفراندوم است، و درست آن است که گزینههای دیگری هم باشد، مثلاً جمهوری اسلامی، یا مشروطه، یا سلطنت مطلقه، یا جمهوری، یا جمهوری سوسیالیستی و از این حرفها؛ و در صورتی که دو یا سه گزینه دیگر در کنار جمهوری اسلامی قرار گیرد؛ در رفراندوم فرضی تو، اکثریت نسبی آرا با جمهوری اسلامی خواهد بود.
سلام!
چه بگويم كه من ماستام را كيسه اندختهام!
اما يك چيزي هست و آن اين كه چه قدر ميشود به چنين ادعايي _ برگزاري رفراندم آزاد با تضمين نتايج بعدش _ اعتماد كرد. اين ملت حتا ياعتمادتر از آن است كه پا در اين مخمصه بگذارد. يادم به حكايت آزادي بيان ميافتد و آزادي پس از بيان! با اين حساب و به خاطر اين هراس ناشي از بياعتمادي بعيد نيست كه حرفات درست از آب در آيد. و اگر به هر دليلي اين ملت به چنين رفراندمي اعتماد كنند و بياييند آري يا نه بگويند، بدان كه اكثرين نه ميگويند. حالا خوشبختانه يا متاسفانهاش بماند، همين طور اين كه بعدش چي بشود و خلاصه ماجراي گريز از آزادي فروم است ديگر كه به چه سمتي و سويي ...
چند تا اشتباه تايپي رخ داده: اندخته - بياعتمادي - اكثريت و خلاصه مرا اصلا چه به اين حرفها!
علي آقا در كل با نظرت موافق نيستم. به نظر من عجيب ترين و انتزاعي ترين بخش اين مسئله اين است كه نظامي كه به استبداد متهمس مي كنيم بيايد در مورد خودش رفراندوم بگذارد. اين براي ليبرال ترين سيستمهاي حكومتي هم بعيد است. بعد اينكه بالفرض محال اگر اين اتفاق بيفتد اين قضيه نه به نحوه تبليغات حكومتي و نه به تمام آن رانتهايي كه اشاره كردي بستگي ندارد اگر مردم احساس كنند كه قضيه جديست و قرار است كه اتفاقي بيافتد و رفراندوم سالم است به نظر من نزديگ 90 درصد آري ميدهند. فكر مي كني دو انتخابات قبلي را فقط به خاطر رانت تبليغي حكومت باختيم؟ من و شما كه امثال دوم خرداد را ديده ايم. در ثاني آن موقع تازه نوبت امثال شماست كه روشنگري كنند
آدرس وارد نشده بود.
به نظر من سوال اصلا اشتباه است. به عبارت بهتر بر فرضيات غلطي پايه گذاري شده: اگر صحبت از يك رفراندوم باشه, اين رفراندوم فردا نخواهد بود, رفراندوم درست زماني انجام ميشه كه به "همه" اپوزيسيون فرصت (حداقل چند ماه) و امكان (لااقل امكان چاپ و پخش نظراتشان), به دور از هر فشاري از حكومت, داده بشه.
آنوقت مخصوصا احزاب محلي غير فارس مسلما موفقيت بسيار بيشتري از تبليغات معمول دولتي كسب خواهند كرد. در بهترين حالت حرف تو در مورد ملت فارس درست خواهد بود و نيمي از آراي آنها را خواهد داشت. هر چند كه من به همين هم شك دارم.
سلام
الپر با اين شرايط و نداشتن يك تريبون حسابي براحتي همين امر روي مي دهد.
مگر وضعيت انتخابات از اين بهتر است. وقتي مردم فقط يك رسانه داشته باشند آنوقت عده اي اشكول در رسانه هاي انطرفي تحليل ابكي تحويل مردم بدهند مي خواهي اتفاقي بيفتد.
الپر جان ببخشيد كه مطلب طولاني شد.
رفراندوم درمورد اصل حكومت اسلامي راي مي آورد اما اگر در مرحله ي دومي بحث بر سر قدرت بين رهبر و رئيس جمهور باشد و از طرفي قانون انتخابات مطمئناً راي به اصلاح قانون اساسي با بالاترين درصد ممكن مثلا در حد 90 درصد مثل خرداد 76 راي بياورد.
همون سايتي رو كه چند پست قبل معرفي كردم رو ببينيد. اصلا اسمي از ولايت فقيه برده نشده بلكه ابتدا حكومت اسلامي با قوانين اسلامي و آزادي خواهانه و مستقلانه بوده است , البته بگذريم كه در جايي , اما گفته بوده : رياست حكومت رو نمي پذيزم و با رئييس آينده همكاري مي كنم!
در ضمن همانطور كه من با دخالت دين در دولت(نه حاكميت ) مخالفم , امام هم تا سال 62-63 كه ترور ها , افراد كارشناس و اون كاره رو از صحنه حذف كرد , دخالت روحانيون رو در دولت ممنوع كرد.
افرادي مثل رفسنجاني و خامنه اي رو ديگه "روحاني " نمي شه اسم گذاشت . اونها ملبس به لباس روحانيت هستند كه مدعي سياستند. از دوست شده اند و به يار هم نرسيده اند.هم از روحانيت و معنويت بريده اند ( چون بايد در سياست دروغ گفت و مصلحت انديشيد ) , هم در سياست نتونستند اون چنان نظريه پردازي ديني و آگاهانه بكنند.و غير از اين كه اين 2 چيز را ندارند, خسر الدنيا و الآخرت هم هستن. دنياش رو همه ي ما ديديم , براي اين ها هم پيش مياد.
يه ديكتاتور فقط از راه كشتار و زورگويي و ... به مردم ظلم نمي كنه, از راه كنار نرفتن از قدرت و گستاخي هم به آينده ي جامعه و نسل كشور هم ظلم مي كنند .
مثل جنگ يا سيل كه يك سري خسارات مستقيم دارن, يك سري هم غير مستقيم كه در بخش غير مستقيم قسمت نسبتا بزرگ , كارهايي بوده كه بايد انجام مي شده و به خاطر اون حادثه به تاخير انداخته شده.كنار نرفتن از قدرت براي فردي كه اكثريت جامعه او را نمي پذيرد, تبعات جبران ناپذيري از جمله در فرهنگ و تفكر و همين طور در متشنج شدن و همين طور تغيير مردم از سياسي شدن به سياست زده شدن و برعكس و چندين عوارض ديگر كه هر كدام به تنهايي كمر يك ملت را حتي با پشتوانه ي عظيم مي شكند.
مسئله اي كه بايد پرداخت شود اول ولايت فقيه است و دوم جدايي دين از دولت كه باعث شكل گرفتن بزرگترين رانتها و تبعيضات مي شود.
و آخر اين كه ملت ما براي (اولا)تشكيل حكومتي آزاد و رها و مستقل و احترام كننده ي مذهب چه هزينه ها كه نداده است.براي حفظ آن (دوما) چه مصيبت ها , چه ترور ها, جنگ , مصيبت و غيره نكشيده است.
اگر ما بخواهيم (علي رغم ميل باطني ) فرض كنيم راهي را كه حتي نرفته ايم اشتباه بوده است, يك قدم به عقب برگشته ايم و دوم اين كه (به قول خاتمي كه اين حرفش رو بايد با طلا بنويسن بذارن جلوي اون بي سواداي اپزسيون عشق آمريكا) كه كساني كه جامعه ي ايران رو و حاكميت ايران رو بدون مذهب دوست دارن تصور كنن , كشور رو به جايي مي برن كه اون ور تصورشون مشخص نيست.
قرار نيست كه ما اگر پروتستانيسم اسلامي كرديم ما هم يك كشوري مثل سوئد و دانمارك سوييس بشيم.وارد كردن نظريه و ايده و مانيفست از غرب بدون توجه به عرف, شرع , فرهنگ, مليت و ذائقه ي يك مملكت كاري لااقل غير مفيد است.تازه همون نظام هاي جمعي اي كه مورد بحث است هم اگر در كره ي مريخ فضا سازي بكنند و پياده بكنند , هنوز هم معلوم نيست كه نتيجه مي دهد يانه.مي خوام نتيجه بگيرم كه همون غربي ها هم اگر تزي مي دهند با توجه به فرهنگ خودشون مي دن و نمي تونن به اين تعميم برسن كه در يك فضاي خيالي خالي مثلا مريخ بتوانند انديشه هايشان را از نو پياده كنن در حالي كه اگر مي دانند در كشوري مثل سوييس به نتيجه مي رسند به خاطر فرهنگ مردم است (نمي خوام بگم مردم سويس بي فرهنگن اما اگر شما براي كسي بي فرهنگي قائل باشيد همان بي فرهنگي هم نوعي فرهنگ است همان طور كه سنت گرايي اولين تز مدرن در جامعه ي انساني است كه نمي خوام در مورد سنت اينجا بحث كنم )
ما ملت ايراني بايد ببينيم آيا راهي را كه مي خواستيم بريم را رفته ايم تا ببينيم اشتباه بوده يا نه؟
الپر جان باز هم ببخشيد كه مطلب بالا زياد شد.
بحث خيلي بزرگي رو كه نخواستم بيشتر باز كنم , جايگاه روحانيت بود كه خيلي حرف و تحليل دارم كه بايد در آينده اگر بحثي پيش اومد , اشاره كنم.
البته اشتباه كردم اسم پروتستانيسم رو اوردم ولي با اين همه در اپزسيون حتي بعضي ها به پروتستانيسم هم قائل نيستند با اين كه خود پروتستانيسم يك وارو كننده و عوض كننده است.اي كاش ايده اي كه خاتمي داشت را پروتستانيسم بر گرفته از شريعتي نام نمي گذاشتند , چون تفاوت دارد. ما خواستار كار آمد و به روز كردن اسلاميم و راه اين با راه پروتستان فرق زيادي داره و به خاطر تداعي اي كه در ذهن مي كنه, به نظرم اشكال داره.
اولآ كه فرض محال را بررسي نميكنند. در ثاني ممكن است نطرت درست باشد و بيش از پنجاه و يك درصد ملت راي آري بدهند اما اين دليل نميشود كه با نظام حال كنند. شخصآ جمهوري اسلامي را به مشروطه و سلطنت طلبي ترجيح ميدهم لكن كم و كاستي هم فوقالعاده زياد دارد و بدون اصلاحات بنيادين بهدردبخور نيست.
من به آن پرسش اینگونه پاسخ میدهم که دموكراسي يعني مبارزه ديدگاه ها و اصل اكثريت. كسي كه آن مبارزه را نياموخته باشد با اكثريت هم كاري ندارد، چرا که او نمیتواند در برابر آنهایی که دیدگاهشان را نمیپذیرد مسوولیتی به دوش بگیرد و برای آنها هرگز. و برای همین است که همواره بازیچه یک اقلیت نادموکرات باقی میماند. بدیهی است کسی که از آن مبارزه فرار میکند هرگز نخواهد آموخت، یعنی در آن سوی مرزهای نیروهای دموکرات جای میگیرد. در آنسوی مرز چپ بماند و یا آن سوی مرز راست هیچ فرقی ندارد. مهم آن است که اصل حفاظت از دموکراسی و نیروهای دموکرات به دموکراتها اجازه نمیدهد که از وجود آنها بر علیه همدیگر سود برند. میدانی چرا؟ چون نیروهای نادموکرات دسیسهگرند و خود با دست خود نیروهای آنچنانی را میسازند تا دموکراتها را به جان هم اندازند.
حالا چرا جواب آن پرسش این پاسخ شد؟ چون هرکس بایستی در درجه نخست به خود و آنچه که ادعا کرده است وفادار بماند. ادعایی که در هفت ساله گذشته کرده بودیم چه بود؟
در دموکراسی با ترس از خطا از چالشهای اجتماعی کنار کشیدن جایی ندارد، چون دموکراسی خود را به یک نیرو و یا یک جنبش و یا یک دسته و یک گروه محدود نمیکند. دعوت به برخورد مسوولانه با دغدغههای شهروندان اما همواره بایستی در برنامه انسان دموکرات باشد و پیشگامی در انجام داطلبانه آن هم کوشش برای جا انداختن قاعدههای دموکراسی و مسوولیتپذیری اجتماعی است. پذیرش مسوولیت در برابر جامعه و دغدغههای شهروندان. البته ما در ایران هرگز نباید لحظهای را فراموش بکنیم که قافیه تنگ میآید چون در آن لحظه شاعر چیره دست اما قافیهپرداز به جفنگ میآید، هشدار.
به سخره گرفتن قدرتمندان و بویژه حکومتگران در دموکراسی ضروری است و برای آنست که در دموکراسی قدرت و حکومتگری مادامالعمر وجود ندارد و با آن کار آنها را همواره از جبروت قدرت به میانه زندگی معمولی میاندازند تا فراموش نکنند فردا در کجا خواهند زیست و پس از جدایی از قدرت و حکومت هم آن رفتار پایان میگیرد، به سخره گرفتن شهروند عادی اما هرزگی است، بویژه در ایران که شهروند در چنین کارهایی که دولتیان به آن دست میزنند براستی بیپناهند، هشدار.
بنده با سخنان متفكرانه ميلاد موافق هستم. بسيار شيرين و عاقلانه بحث كردند. موفق باشند اين دوست عزيز. ميلاد جان در وبلاگ نوشتار : اگر من مي توانستم چندتا فحش ديگر به اقاي خاتمي مي دادم را بخوان.
ببخشيد بار سوم اينجا مي نويسم ولي مجددا سخنان ميلاد را مطالعه كردم و بيشتر از بار اول خشنود شدم. ميلاد جان خودت را معرفي كن. حتما يك روحاني خوش فكر اصلاح طلب هستي! شايد اقاي ابطحي باشد؟ اگر مي تواني وبلاگ خودت را معرفي كن. شخصي كه چنين مي نويسد خيلي در سياست خبره است. يه اي ميل هم ندادي
من فكر ميكنم جمهوري اسلامي راي نخواهد اورد .. به دليل هرم جمعيتي كه ايران داره و اكثريت جوانش و با توجه به افكار و اعتقادات اين قشر ... اينها خواستار تغييراتي بنيادين در نظام هستند ( من معتقدم بخش اساسي اين مسئله ريشه در جو زدگي جوانان داره ) شايد اگر خوشبين باشيم 50% راي اري خواهند داد اما متاسفانه واقعيات فعلي جامعه چيز ديگه اي رو نشون ميده !!!
مفهوم جمهوري اسلامي مفهومي مطلوبه اما كاركرد بد مسئولان فعلي .. يك حس مقابله اي رو با اين مفهوم در جامعه ما ايجاد كرده.
فكر نمي كنم كسي از خود روحانيون و مذهبي ها نسبت به اين مردم اينقدر كه شما بد گمانيد بد گمان باشد.
به باور من اگر حاكميت ميدانست كه 51% راي مي آورد همين الان رفراندوم ميكرد كه براي خود اعتباري بخرد و سبب نوميدي بيش از پيش مخالفانش شود.
از حرفهاي ميلاد هم اين قسمتش را بارها در طول سالها شنيده ام".وارد كردن نظريه و ايده و مانيفست از غرب بدون توجه به عرف, شرع , فرهنگ, مليت و ذائقه ي يك مملكت كاري لااقل غير مفيد است" اين حرف از بس در طي سالها تكرار شده است به نظر يك باور كاملا درست مي ايد در حالي كه قطعا غلط است.
وارد كردن ايده و مانيفست از غرب مثل وارد كردن هزاران مايحتاج زندگي نوين است كه ما خود توان توليد آنرا نداريم.مثل هواپيما.
ما توان توليد يك ايده و فكر درست را نداريم و اين تنها ايده درستي است كه من آموخته ام.مثل بچه هاي دهاتي مي مانيم كه به دانشگاه يك شهر بزرگ آمده اند و تا آنروز گفته هاي مش باقر را راجع به كف كردن شاش خرش و پسرش در هنگام عاشقي بزرگترين نظريه تربيتي مي دانسته اند.
لطفا به وبلاگ من سر بزنيد
من فقط يه چيز مي دونم:ما مردم عجيبي هستيم!!
salam
,
Majaleh MAHA moteaalegh be hamjensgrayane Iran besorate elektroniki chap shud.
Adres baraye daryafte majaleh:
majaleh_maha@yahoo.com
من خيلی وقت پيش توی وبلاگم نظرم رو درباره مشکلات اجرايی رفراندوم و طريقه برگزاری يه رفراندوم موفق گفتم. راههای خيلی بهتری برای سازماندهی مردم هست تا اين راهی که سايت 60000000 پيشنهاد می کنه. اشکال ما ايرانيها اينه که اغلب کارهامون خيلی «شهادت طلبانه» است! يعنی علاقه داريم در موضع مظلوم و توسری خور قرار بگيريم. بنظر من، اين طرح رفراندوم هم يکی ديگه از اون طرحهای شهادت طلبانه است.
لطفا مطلب من رو هم بخونين، اگر طولانی هست نظر بدين قسمتهای مهمش رو خلاصه کنم.
سلام. به نظر من هم جمهوري اسلامي راي مي آورد...
سلام وقتي ديدم سيببستان در گوشه اي از وبلاگش تكه اي از نوشته پائيز را در جواب ميلاد گذاشته گفتم حتما امر مهمي واقه شده و ديدم كاملا درست هست نكته كليدي اينكه ما در سنت تاريخي يا ديني گذشته خود هيچ نشانه اي از دموكراسي و حقوق بشر وجود ندارد و اگر چيزكي هست انقدر ناچيز هست كه اولا قابل استخراج و تغليظ نيست و دوما اصلا قبل از به دنيا امدن مرده است و در واقع چيزي به دست ما نرسيده است . ما بايد مثل اتومبيل تلويزيون سيب زميني چاي كامپيوتر شوفاژ هواپيما ان را وارد كنيم و از نو تاسيس كنيم . يك صد سال تلاش ناكام ملكم خان مستشار نائيني اخوند خراساني بازرگان شريعتي طالقاني سروش نشان داده است كه حق با فتحعلي اخوندزاده و فضل الله نوري بوده است . ما بايد اين ايده ها ي دموكراسي حقوق بشر را ازمثل دانش فني وارد كنيم و تاسيس كنيم مثل كارخانه البته ((( بدون توجه به عرف, شرع , فرهنگ, مليت و ذائقه ي يك مملكت ))) حالا اگر اكثريت مردم مي خواهند يا نه ان ديگر امر ديگري هست
همــوطنان :همانطور که اطلاع داريد چند نفر از کسانی که مدت ۸سال خاتمی را همواره حمايت ميکردند و بر سر سفره آخوندها مينشينند(محسن سازگارا بنيان گذار سپاه پاسداران) اطلاعيه را انتشار دادن و خواهان يک همه پرسی با نظارت نهادهای بين الملل برای تشکيل محلس موسسان بمنظور تدوين پپش نويس يک قانون اساسی با رای آزاد مردم هستندو در مقدمه همچنين تغيير نظام به عهده محلس موسسان گذاشته شده است .اين حضرات بخوبی اصل ۱۷۷قانون اساسی رژيم طالبانی ايران را خوانده اند و ميدانند با وحود بک نفر که ۲۶سال ايران را به گروگان گرفته نمی شود تشکيل محلس موسسان داد لطفا خاک به چشم مردم ديگر نپاشيد ٫ با اين شعار و ترفندهيچکس حاضرنيست پای صندقهای رای رياست حمهوری در آينده نزديک حاضر شود . برای پس گرفتن اين سرزمين و واگذاری به صاحبان اصلی که خود ملت هستند مردم خواهان يک رفراندوم حهت سرنگونی رژيم طالبانی ايران با نظارت نيروهای بين الملل هستند نه برگزاری محلس موسسان.
توو سطح کلان انگیزه ای برای هزینه دادن وجود نداره.
اگر هم تمایلی برای پرداخت هزینه نیست، سر ِ آلترناتیوش فکر نمی شه.
یه چیز دیگه هم اینکه پیشنهاد دهندگان این رفراندوم توانایی گذاشتن تأثیر لازم روی مردم رو برای عملی کردن رفراندوم ندارن. فضای اینترنت رو (به ضعم اون چیزی که خودشون از این فضا تصور می کنن) نمیشه اینقدر به کل جامعه تعمیم داد. یه موردش اینه که معیشت مردم سخت با ساختار این حکومت گره خورده (فعالیتهای اقتصادی سپاه نمونه کوچیکشه) ... نیستن این سندیکاها و نهادهای مدنی و صنفی!!
این رأی دادن که اگه همش صوری باشه که فایده نداره.
Why Am I so stupid!??Those who voted to Khatami
more than 10,000,000 are from Villages who respect him as Black turban as Emam hossein,If Iran vote Against Regime then Sueden and
Denmark peoples are hundred years behind Iranian civilization!!!Please go think more when at least you are in Toillet!!!Of course 70 pecent will vote to
Islamic regime if 30 pecent say no this is because of BBC/CNN (Radio-Farda and Hindreds more!!)
other wise like Egipt and Saudi 99 Percent
ميخواهي حرفت را تاييد كنيم؟ ولي براي نظرت مبنايي و ضابطه اي و دليلي دادي؟
What real Poll says
This regime(Statis Que) 55 %
Islamic regime No Vellayat 23 %
Secullar-Republic 14 %
Monarchi-Consti.. 4 %
Old Shah hanshahi 2 %
:::وارد كردن ايده و مانيفست از غرب مثل وارد كردن هزاران مايحتاج زندگي نوين است كه ما خود توان توليد آنرا نداريم.مثل هواپيما. ما توان توليد يك ايده و فكر درست را نداريم و اين تنها ايده درستي است كه من آموخته ام."::::
سيستان عزيز , فلسفه, علم حكومت داري , جامعه شناسي , مردم شناسي و... "مايحتاج" نيستند.
يك نظريه پرداز و فيلسوف اگر بخواهد مثلا قانون اساسي اي بنويسد و يا تئوري هاي بزرگي مثل اصلاحات يا گفتگوي تمدن ها را بدهد, آن وقت است كه نبايد به اين كار مثل وارد كردن تكنولوژي هوايي يا صنعتي نگاه كرد.او براي يك عصر مي نويسد نه براي نسل آينده و نسل بعد از او, در ظاهر اين طور است اما در باطن همان نسل ها هم هستند كه روي نسل هاي آينده شان اثر مي گذارند به اين نتيجه مي رسم كه اگر نظريه اي از غرب وارد شود يك بيگانه نمي تواند بدون در نظر داشتن مولفه هايي كه نام بردم نمي تواند تضمين كند كه با وجود اين تئوري يا قانون 80 سال آينده به احتمال زياد چه نگرشي در جامعه حاكم است يا لااقل يك افق روشن و واضحي را تصور كند. ما مثال هاي زيادي در اين رابطه داريم. مشروطه اي ها كه از روي بلژيك و فرانسه مشق قانون نوشتند به اين فكر نبودند كه چطور بايد آهسته و پيوسته روند كه ناشي از كم اطلاعي از فلسفه و بازي سياسي كردن بود.ما بعد از كودتاي مرداد را هم داريم و 57 را هم همين طور. اين ها مثال هاي نقض گفته ي توست.
چطور مي شود ملتي كه دين ديگري دارد, آيين ديگري دارد , فرهنگي ديگر دارد بتواند براي ما چشم اندازي از آينده ي ما و نظام حاكميت ما به ما ارائه بدهد. تئوري پردازان يك كشور علاوه بر مولفه هايي كه ذكر كردم , البته كه بايد با فلسفه ها و تئوري هاي حكمراني غرب مخصوصا يونان باستان و جديدا آمريكا و يا شوروي آشنايي كامل داشته باشد تا اگر از اين علم سرشار به درستي استفاده كند حتي اگر براي يك بار از اين تخصصش به طور جدي استفاده كند .
لااقل اگر يك ايراد مبرهن به نوشته ات بگيرم اين است كه فكر مي كني, علم سياست و حكمراني و فلسفه مانند نان است. اين رو به شدت رد مي كنم.
ملتي كه در اون افراد به هموطنانشون به ديد ضعف نگاه كنند و بدتر كه جرياني اين نگاه رو عادي سازي كنه, معلومه كه كارش به اينجاها و حتي بدتر ميرسه.
اون موقعي كه اجداد ما در آسمانها و در تمامي علمها سير مي كردند و ايران رو دنييايي دست نيافتني ساخته بودند, اگر مي خواستند به هم ديگه به همين ديدي كه سيبستان عزيز نگاه مي كند نگاه كنند, به هيچ جا نمي رسيدند. باور كنيد كه آنها انسان هاي عجيب و مخلوقات تكرار نشدني نبوده اند. فقط خود را باور كرده بودند و برعكس اين تفكر , سرود ترقي خواهي و "خواستن توانست است " سر مي دادند نه روضه ي ناتواني.
اگر ملتي (مثل ژاپن) بوديم كه چنين سابقه اي نداشتيم, پس قطعا به ضرب المثل معروف "براي اينكه به راهي كه نرسيده ايم برسيم, بايد به راهي برويم كه تا كنون نرفته ايم" عمل مي كرديم.
همان غربي هاي رنسانسي هم اگر مي خواستند مثل عزيزان فكر كنند, كتابخوانه هاي 500-600 هزار نسخه اي ما را غارت نمي كردند و به فكر اين مي افتادند كه بايد براي پيشرفت دقيقا از ماها كپي برداري كنند. اما آنها اين كار را نكردند و تصميم گرفتند كه مانند شرق نه به تقليد از او حتي با وجود هزينه هاي فراوان, راه پيشرفت را پيدا كنند.
ملت ما اگر مي خواست با وارد كردن فكر پيشرفت كند , توده اي ها را الآن در حاكميت داشتيم.
در مورد اين نكته كه ما چه مي خواهيم و نمي خواهيم هم نظرم اين است كه اين خاصيت اصلاح است.كسي كه اصلاح مي كند البته كه ميداند چه نمي خواهد اما ممكن است هم نداند كه چه مي خواهد.اما ما بايد هدف را داشته باشيم و راه را اصلاح كنيم (هر چند نمي خواهم از زبان فلاني نقل قول كرده باشم ) ملتي كه هدفي نداشته و پشتكار براي رسيدن به هدف نداشته , نتوانسته دور بگيرد.اكثر كشور هايي كه الآن ديگر در حال توسعه نيستند هم همين طور بوده, ابتدا با شور و شوق فراوان و با شك ايدئولوژيكي مثلا ناسيوناليسم يا كمونيسم و ... به حركت زياد وا داشته شده اند و بعد از دور گرفتن و پر و بال گرفتن از مواضع آتشين خود عقب نشسته اند و اصلاح را عملي كردند. مثل فضاي بعد از رنسانس يا بعد از جنگ جهاني دوم براي ژاپن و چين و يا كمونيسم براي روسيه و چين و ... . مسير ما هم چندان اشتباه نبوده , همت عالي نبوده.
ان شا الله با تلاش و كوشش و تعقل و البته احترام به ريشه هاي ملت به جايي كه بايد برسيم و به قول بهشتي (پسر) ماهي اي باشيم كه بعد از قرن ها به اقيانوس و محلي كه اتفاقا مال اوست و نه مال بي جنبه ها , بر مي گردد.
×ژاپن و آلمان صحيح است.
براي اينكه به جايي كه نرسيده ايم برسيم, بايد به راهي برويم كه تا كنون نرفته ايم.
اشتباهات دستوري و تايپي در نوشتن من زياده و دليلش هم اينه كه هنگام نوشتن به چيزهاي ديگري فكر مي كنم ومطالب فرار بودند.
ميلاد عزيز،
خرس مهربان در يافتن نکته آن نقل قول از ديد من، راه خطا رفته است. من هنوز خودم در اين باب چيزی نگفته ام. اما طبيعی است که با توليد فکری بومی بشدت موافق ام. بزودی می نويسم تا روشن کنم من از اين دو گانه های يا اين آن و در اينجا ّ"يا توليد يا مصرف" سر در نمی آورم. اين مختصر را برای رفع سوء تفاهم فعلا داشته باشيد تا بعد.
jenabe milad
agar momkene dar morede tafavote tafkike din az dolat va din az hokoomat bishtar tozih bede, mamnoon misham
فرانك عزيز بدون اجازه ي الپر اين كار رو نمي كنم و بايد بحثش پيش بياد. تا همين الان هم كه اين همه كامنت ارسال كردم, مورد قبول الپر نبوده. با هم تفاوت دارند.
آقا كاملا درست مي فرمائيد .بيش از پنجاه درصد به نظام جمهوري اسلامي راي خواهند داد شك نكنيد
چقدر تو زرنگ تشريف داري يكي تو گوش موافقان رفراند م زني يكي هم تو گوش منقدان آن و نتيجه گرفتي كه رفراندم بي رفراندم . ياد خميني افتادم كه ميگفت ما تعهد ميخواهيم نه تخصص و زدند پدر هر كي استاد بود را در آوردند بعدش ترتيب تعهد را هم دادند! حالا جان مادرت كوتاه بيا اگر از دستت بر مياد به رژيم بگو (از من ناراحت نشي صواب داره!) لازم نيست رژيم خودش را تو درد سر بندازه ( طفلك خيلي دست و پاش بسته !) حالا فردا لازم نيست رفراندم راه بندازه چون همان 98 درصد اول انقلاب تا انقلاب مهدي اعتبار دارد. ولي چرا از خاتمي و حجاريان و قوچاني و محبيان گرفته تا سرنگوني طلبان از فراخوان جوش آوردند در اين باره بنويس .
من يك چيز را هيجوقت متوجه نشده ام... كدام زمان ما در اوج بوديم و بقيه در قعر... تمام تمدن اسلامي يا بهتر بگويم تقريبا تمام آن بر اساس خرافه است.
شما خودت حاضر نيستي شفاي بوعلي سينا را بخواني ولي انديشه هاي دكارت و حتي ارسطو را مي بلعي...آنوقت انتظار داري جهانيان بزرگان ما را بشناسند و مينالي كه چرا جهان قدر ما را نميداند.
ميداني چرا چون در همه جهان اينطور است.
در تركيه و مصر و مراكش هم مردمش همين گونه فكر ميكنند.آنها هم گمان ميكنند كه مهد تمدن جهان بوده اند ولي اگرر از هزار ايراني بپرسي كه يك متفكر مصري را نام ببر فكر نميكنم كه از اين هزار نفر ده نفر هم بداند.
من اصولا فكر ميكنم كه چيزي به نام تمدن اسلامي يك شوخي است مگر آنكه بخواهيم هجويات ملا محمد باقر مجلسي زا تمدن بناميم
ميلاد! لطفا "جا" را در جمله " به جائيكه نرسيده ايم برسيم " و "راه" در جمله " به راهي برويم كه تا كنون نرفته ايم" به صور ت مشخص "تعريف" كنيد .
البته خود "تعريف" را نيز تعريف نمائيد كه ابهامي در فهم نظرات مشخص جنابعالي ازمطلب پيش نيايد. جسارتا عرض مينمايد كه شما "جا " و "راه" را به طريق صوري به كار برده ايد.
ميلاد جان نوشتار بعدي كه بزودي در وبلاگ قرار مي گيرد در مورد نظر دكتر شريعتي و دكتر اقاجري است و سعي در اثبات دارم كه روحانيت در خط تحجر است و نه اسلام. اگر مي توانيد نظر خود را در مورد سخنان همدان و پروژه اسلام پروتستانت يعني اعتراض و نو انديشي در مقابل تحجر بيان بفرماييد. متشكرم
حسين خداداد
الپر جان
در انتخابات دوم خرداد به رغم آن همه فشار، تهدید و تطمیع چند درصد شرکت کردند؟؟؟
یادت هست؟ آیت الله مشکینی، استاد، خداد عزیزی، هنرپیشه تلویزیون، گوینده رادیو، آیت الله کنی، وزیر وکیل، مدرسین قم، روحانیون، علما همه و همه به میدان آمدند نتیجه اش چه شد؟ چند درصد رای آوردند؟ آیا طرفداران ناطق نوری از بعد دوم خرداد بیشتر شده اند یا کمتر؟ ساده است.
مشکل تو و امثال تو اینجاست که خیلی بی موقع واقع بین شده اید! وقتی برای خاتمی کف می زدید عقلتان به این روزها قد نمی داد. خودت چه راه حلی برای وضع موجود داری؟ بگذار آینده را برایت ترسیم کنم:
ریاست جمهوری به دست جناح راست می افتد و وزارت اطلاعات نیز وابسته به این جناح خواهد بود. یک خیز کامل قوه قضایه برای ساکت کردن نق زنها. پرونده های در آب نمک خوابیده، حکمهای تعلیقی اجرا خواهد شد، چاشنی اعترافات جدید نیز به آنها اضافه خواهد شد. حداکثر یک شلوغی مثل خرداد 1382 و بعد؟ حبسهای طولانی و یک روکم حسابی برای همه. یک سرکوب درست و حسابی تا 4 سال. و بازگشت به دوران خوب قبل از دوم خرداد. بستن تمام دهانها.
نتیجه امثال سعید حجاریان یا به اکبر گنجی ملحق می شوند یا به نزد ابراهیم نبوی و مهرانگیز کار می روند.
حالا اگر عقل کلهایی مثل تو فکری دارند بسم الله. آرامش فعال و تئوری های چرت و پرت سعید حجاریان حتی نتوانست جلوی سعید عسگر را بگیرد حال اگر جنابعالی کشف جدید کرده ای بسم الله.
نوشته آقاي وكيل دادگستري را اصلاح ميكنم -> اگر رفراندم زير نظر هريك از مسئولان اين نظام اجرا شود بيش از 51% بلكه حداقل 80% راي از صندوقها بيرون ميآيد شك نكنيد (; ولي مردم تا اميد به راهيافتي به آزادي بيشتر نداشته باشند (غيراز همان 20% قبلي) پاي صندوقها نخواهند آمد.
اعترافات رئيس جمهور خاتمي
سخنان خاتمي همه را شگفت زده کرد.
سر انجام خاتمي لب به سخن گشود و به افشاي نا گفته هاي مهمي پرداخت!
به نظر ميرسد سخنان لاريجاني که گفته بود تدارکاتچي بودن بهتر از بي عرضگي است، سرانجام خاتمي را واداشته زبان به افشاگري باز کند!
***************************
پاسخ کوبنده و عالمانه حجت الاسلام فاکر به شبهه افکني هاي فرود فولادوند:
www.jamaran.blogspot.com
تشئنشقشد.ذمخلسحخف.زخئ
jamkaran.blogspot.com
مرغ سحر شادروان ملك الشعرا بهار را اگر يادت نمياد پيدا كن و 10 مرتبه از روي آن بنويس از خيلي دعا هاي من درآوردي آخوندها آسون تر و مفيد تر است. در ضمن كمي هم روشن مي شوي . مصرع " و از پي دزدي وطن دين بهانه شد "را هرچه بنو يسي كم است ولي خب يك كاري كن تا هيچوقت آنرا فراموش نكني !
به بين استاد آقا جري هم شبيه همين را گفته بود چسبو ند نش به كارل ماركس كه تازه او هم در باره ي افيون توده ها بد نگفته ! اصلا عاليجناب سرخ پوش هم سالها زر زر كرد با "عدالت اجتماعي" مخ مردم را خورد كه ميلياردر بشود و اكبر گنجي در اوين مانيفست جمهوريت بنويسد . ايران براي تمام ايرانيان حتي براي سلطنت طلبها و حزب اللهي ها !!!!!!!!!
1-من راي آري خواهم داد،نه به اين دليل كه نظام فعلي رامطلوب ترين حكومت ها مي دانم،بلكه به اين علت كه فعلا هيچ مدل حكومتي ديگري را نمي شناسم كه با نيازهاي اعتقادي ام (حداقل روي كاغذ) سازگارتر باشد.علاوه بر اين به شدت نسبت به كپي برداري از ديگران (رويه اي كه اين روزها به شدت رونق دارد و البته پيشينه تاريخي نيز دارد) مشكوك و بد بين ام.حرف روشنفكر- بوزينه هاي حراف مقلد و بي اصالت را هم ترجيح ميدم جدي نگيرم. در مورد تركيب به ظاهر پارادوكسيكال "روشنفكري" و " بوزينه گي" كه در قالب بسياري از چهره هاي شاخص حوزه تزپراكني( يا به قول خودشان نظريه پردازي) تجسد وتجسم يافته است شايد در آينده توضيح بيشتري دادم.
2- اما در باره اين كه آيا رفراندوم راي خواهد آورد يا نه معتقدم كه احتمالا در شهر تهران60 الي 70 درصد مردم راي منفي خواهند اما در كل كشور بيشتر از 50 درصد مردم راي مثبت خواهند داد.
3-همان طور كه گفتم نظام فعلي مطلوب ترين نيست، اما بديل پيشنهادي روشنفكر-بوزينه ها( اعم از ليبرال – دموكراسي و غيره) هم آن قدر خام و تقليدي است كه ارزش جدي گرفته شدن را ندارد.اما به هر حال فكر ميكنم كه نظام بايد به سمت اصلاحات جدي و عميق گام بردارد.
|