۴ دی
عطف به كامنتهاي شعر ديروز؛ اگر كسي حس مي كنه كه زبان شعر رو نميفهمه و صور خيال رو درك نمي كنه، ميتونه ازم بخواد كه كمكش كنم تا بفهمه، يا اينكه بخواد با همون زبان اجتماعي و سياسي فقط بنويسم و بخشي از خودم رو به خاطر گل روي مخاطب سانسور كنم. البته شايد به اين نتيجه دوم هم رسيدم. اما به هرحال اينجور جيغ و هوارهاي بياساس و ندانسته و نسنجيده، از خوانندگان وبلاگ وزيني مثل الپر بعيده! با ايميل جعلي و الكي كامنت گذاشتن هم از آدمهايي كه خيلي خودشون رو قبول دارند، بعيده. و من از اين واكنشها ياد جملهاي ميافتم كه سيد مهدي شجاعي در دادگاه مجله نيستان گفت... اگر بنا به اينگونه قضاوتهاي سطحينگر بود، بايد تا به حال هزاران شيخ و زاهد و مفتي و محتسب از حضرت حافظ شيرازي به خاطر توهين، افترا، نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي شكايت ميكردند!
اما به جهت تقريب مزاج و مزيد اطلاع دوستان، چند بيت از شعر ديگهاي رو هم نقل مي كنم، تا خود دوستان قضاوت كنند كه چه كسي لااقل در ظاهر مسلمونتره؛ كسي كه براي بيان حرفش از استعاره مفهوم «حجاب» كمك ميگيره، يا كسي كه براي بيان حرفش از استعاره منظره «همبستري» استفاده مي كنه! انصاف بدهيد و قضاوت كنيد:
عروس صبح
امشب كه در كنار مني خفته چون عروس زنهار تا دريغ نداري كنار و بوس
اي شب بگير تنگ به بر نوعروس صبح امشب كه تنگ در بر من خفته اين عروس
لب برندارم از لب شيرين شكرش گر بانگ صبح بشنوم و گر غريو كوس
يارب ببند بر رخ خورشيد راه صبح در خواب كن مؤذن و در خاك كن خروس...
ديوان اشعار امام خميني، ص 128
نه بابا بعید هم نبود، من که گفتم. بالاخره رفقای خودتن دیگه، تیپ اصلاحطلب همه.
ولی حالا از مسابقهی «عصمت و طهارت» دوستان مسلمان گذشته، این خمینی هم اشعار بندتنبونی داشتهها. تو هم خوب کلکی، از آقا نمونه میاری تا عرق شرم بر «خوانندگان وبلاگ وزین» بشینه. این ارادت دوستان متظاهر به امام سیزدهم هم بددردی ها!
من هزار سال هم بگذره، باز باورم نمیشه این یارو شعر می گفته!
شعری که خودت گفتی را هم دو بار خواندم( باید از خودت باشه چون اسمی زیرش نیست!) منتها نفهمیدم کجای آن توهین آمیز است که بعضی ها بهشون برخورده!
به نظر من کسانی که زیاد ادعای مسلمونی شون میشه، همیشه جزو اولین کسانی هستند که به محض پیدا شدن فرصت خطا می کنند!
برای همین هم هست که دائما پیش خدا چُس ناله می کنند و درخواست گذشت دارند.
الپر عزيز,
همون طور كه در كامنت پست قبل گفتم , اول تعجب كردم از اين متن ( چون ماهيتا اشكال داشت و هم ظاهرا) از خودم پرسيدم ممكنه معني ديگه اي داشته باشه, اما هم اون وقت كه يك نگاه سريع انداختم و هم حالا مي بينم, ربط دادن اين همه استعاره كه همش به موضوع زن و حجاب و ... مربوط مي شه به موضوعات احتمالا اجتماعي يا شايد هم عرفاني ( ما كه نفهميديم!!! :نتيجه ي كارت اينه. اين جا كه دفترچه ي خاطرات نيست)خيلي كار سختيه. از توان من خارجه كه اين همه واژه رو با يك پديده ي ديگه تطابق بدم و ربط بدم.
اين كارت هم خوب نبود. نبايد توي پست عده اي رو كه كج فهم شده بودن رو مسخره مي كردي. مي تونستي توي كامنت دوني اين كار رو بكني. كامنت هاي بالايي من هم ديگه به من اطمينان داد كه احتمالا بحث حجابه.
و در ضمن بايد در باره ي شاعرش مي گفتي : حتي اگر گمنام باشه يا خودت باشي.
در ضمن توقع داري كسايي كه به وبلاگ تو ميان , شاعر باشن و نقد كنن. اگر منظورت شعر نشون دادن بود يا شعر گذاشتن در آرشيو وبلاگت بود به هدفت رسيدي, حالا اگر يه عده اي تو كامنت چيزهاي بي ربطي نوشتن, نه از خلوص كاري كه كردي كم مي شه و نه اصلا كار جديديه. خود بنده, مفتخر به دريافت جايزه ي كامنت دهي بيشترين نظر هاي بي ربط (البته فقط اين بارش چرت و پرت در اومد!!!)در وبلاگ الپر مي باشم.
اطلاعيه
هديه مردم تبريز به مردم مظلوم بم به مناسبت سالگرد زلزله اسف بار82
از جمله مشكلات اساسي مردم زلزله زده بم نداشتن نماينده در مجلس افتخار آفرين هفتم است تا هر از چند گاهي به دفاع از مظلومان برخاسته و ظالمان را بر جاي خودبنشاند.
لذا مردم از خود گذشته تبريز در نظر دارند مردم بم را سورپرايز كنند!
مردم بم شاهد خوشبختي را در آغوش خواهند كشيد زيرا ما يك نماينده حاضر و آماده اهل بم را كه خود را به مردم آذربايجان قالب كرده و افاضات هر از چند گاهشان موجب مسرت و تفريح اهل نظر واقع مي شود را تقديم مردم بم مي كنيم.
از اينروز به بعد «عشرت شايق » ارزاني شما
ما از اين نمايندگان «...» كم نداريم.
جناب ! این حضرت آقا کلاس اول ابتدایی رو هم نتونست تموم کنه ! چون بعد از 4 بار در جا زدن آخرش نتونست یه جمله فارسی درست بسازه. اونوقت شما می فرمایین شعر گفته . اون هم در مورد همبستری؟ نه عزیز جان . این وصله ها به این حضرت آقا نمی چسبه . شما با نظام مشکل داری درگه چرا شانتاژ می کنی!
جناب ! این حضرت آقا کلاس اول ابتدایی رو هم نتونست تموم کنه ! چون بعد از 4 بار در جا زدن آخرش نتونست یه جمله فارسی درست بسازه. اونوقت شما می فرمایین شعر گفته . اون هم در مورد همبستری؟ نه عزیز جان . این وصله ها به این حضرت آقا نمی چسبه . شما با نظام مشکل داری درگه چرا شانتاژ می کنی!
اين يه وبلاگ اجتماعيه يا ادبي ؟
اينو معلوم كنيد..
اين يك صفحه شخصيه. همه چيز هم مشخصه. هيچ چيز نامعلومي در اينجا وجود نداره!
الپرجان من خودم ميونه ام با شعر و شاعري و حافظ و سعدي و شاملو و سهراب و ... بد نيست استعاره هم مي دونم چيه ولي هرچه زور زدم نفهميدم تو اين شعرت حجاب استعاره از چي بودددد؟؟ميشه براي روشن شدن ذهن من و امثال من كه كج فهميديم كمي بيشتر توضيح بدي؟؟؟؟
سلام
عارض شم خدمتتون كه فكر نمي كنم باز كردن باب خيلي چيزا و هم زدن يه سري مسايل اجتماعي كه تجربه نشون داده با مرور زمان مي تونه تعادل خودشو در جامعه حفظ كنه كار درستي باشه.
نكته ديگه اينكه من كه شما رو چه به لحاظ خانوادگي و چه به لحاظ نظراتتون نسبت به شاعر شعر بالا مي دونم فكر مي كنم اين طور حرف زدن بدون عقل و منطق درست نباشه.
ديگر اينكه آقاجان اگه خيلي به خودتون زحمت داديد شعر اينجوري از امام پيدا كنيد مي گفتيد هزاران بيت شعر اينجوري براتون جور كنم تا توي وبلاگتون بذاريد اما بدونيد كه نفهم خواندن خواننده خيلي بده درست مثل همه بزرگترايي كه بهشون انتقاد مي كني مي گن تو نمي فهمي بزرگ شدي خواهي فهميد!
خلاصه بگم احساس مي كنم به شعور و فهم ادما اينجا توهين كرديد بجاي اينكه احترام خوانندگان مطالبتون را داشته باشيد. يه بار ديگه شعر حجاب رو بخونيد تا متوجه شويد انتقادات براي چيه
مي دونين قضيه چيه ؟
آقا سو تفاهم شده همين..
هميشه كه همه حرفاي آدمو درست نمي گيرن ! و اين به معني اين نيست كه فقط ما مي فهميم و هيچ كس نمي فهمه ..يه بار آدم تو عوالم ديگه اي سير مي كنه يا اينكه مثلا هر چند بار كه اومده اين جا ديده كه فقط از مسائل اجتماعي صحبت شده خب طبيعيه كه برداشتش اين باشه . در هر صورت اين بي انصافيه كه از ديگران انتظار داشته باشيم كه دقيقا اون چيزي كه منظورمون بوده // و انقد هم البته عجيبه // رو درك كنن .. و اگه درك نشديم با اين ادبيات بد جواب بديم . هرچند وبلاگ خودتونه و صاحب اختيارين . كسي هم كه نظر مي ده پاي جوابشم بايد وايسه ..نه ؟
خوب به من ربطی ندارد که در این بحث شرکت کنم و جواب خوانندگان را بدهم به این دلیل که اولا اینجا وبلاگ من نیست و ثانیا اینکه گویا بحث کمی خانوادگی شده!(معطوف به نظر شماره 11). ولی در جواب دوستی که پرسیدند که استعاره از حجاب چیه، به گمانم(البته به گمانم) استعاره از حجاب در شعر قبل حجاب میان نخبگان سیاسی و واقعیات جامعه است. که لینکش همین بغل تاریخ 2 دی با عنوان "نخبگان با حجاب" موجوده. در واقع با شناختی که ما از شاعر شعر داریم!! اینطور بر می آید که با استعاره از حجاب به این واقعیت اشاره میکند که متاسفانه نخبگان جامعه تعریف درست و دقیقی از شرایط ندارند که به نوعی میشود به حجاب آنرا تعبیر کرد. آقا! شناخت ما درست بود؟:))
در جواب نظري كه گفته بود اگر اين طور اشتباه ها عمومي مي شد پس بايد به خيام و حافظ هم گير ميداديم;بگم كه اونا از مي و بهشت و حور اگه حرف ميزدند خيلي تابلو بود كه هدفشون چي بوده.
خداوكيلي ما كه نفهميديم اين بحث اجتماعيه , عرفانيه (!) يا ... . كاري كه پري كرد راه رفتن روي لبه ي تيغه و يك بار ديگه رسيك اشتباه كردن رو پذيرفتن. كدوم شعري از حافظ و سعدي و مولوي و نظامي و خيام ديديد كه واقعا واقعا با خوندنش فكر كنيد به موضوع مربوطه مثلا عرفان يا مثلا حكمت ربطي نداره و به شك بيفتيد؟
پير حسين سلام
مدتيه كه به دليله خاصي نوشته هات رو مي بينم.البته ذوق زده يا مضطرب نشو پسرم .نه معروف شدي و نه قراره بگيرنت! .هيچكدوم . بيشتر يه كنجكاويه شخصيه.
قصد نداشتم تا حالا چيزي بگم اما گذاشتن اون شعر ، نظرات بقيه و جواب تو ( كه اگر نگم يه گل به خوديه
"شاهكار" بود ولي بايد بگم كه ارزشهاي يك گل رو داشت!) باعث شد وقته همه ي خواننده هارو بگيرم.
بيا ببينيم يه هو چي شد كه خواننده هاي خوب تو "زبان شعر رو نفهميدن و صور خيال رو درك نكردن" و به قوله خودت اينقدر "جيغ و هوارهاي بياساس و ندانسته و نسنجيده" زدند كه تو هم مجبور بشي مظلومانه بنويسي : "اينها ميخوان خودم رو به خاطر گل روي مخاطب سانسور كنم"
كمي صادق و منصف باشيم دوسته من. مگه چه عيبي داره كه ما اشتباه كنيم ؟ ها ؟ چرا بايد تاوان دفاع نداشتمونو بندازيم روي دوش "استعاره و صور خيال"، واونوقت تازه "حافظ وار" از خوانندگانمون ملول بشيم. انگار هر فعلي از ما صادر ميشه ديگه اصلا بايد جونمون رو بديم واسه دفاع از اون. آخه ، كمي آهسته تر جانا .
از اينا گذشته تو ميتونستي دو خط بنويسي اول اون شعر كذايي( = كه ميداني) .يعني بگي خواهران و برادران محترم ، به دليله "دل پردرد" عجالتا بشنويد از "بي وفايي و بي صفايي حجاب " . بگي باب سياست بسته ام و امروز دل به طرب بسته ام . از همه اينها بدتر ،نمي دونم واسه ي چي پاي عروس صبح اومده وسط. مثلا ميخواستي بر دهان چهارتا كامنت بزني ؟
ميگم كامنت چون ديدم واسه چند خط ، خواننده هات شدن : " شيخ و زاهد و مفتي و محتسب "
(اميدوارم بخاطره عصبانيتت باشه نه چيزه ديگه ، هرچند آدما اين وقتا به خودشون شبيه تر ميشن. )
از اينها گذشته ، هر كس از حجاب دفاع كرد به نظر تو اعتقادشو از اين نظام به ارث برده ؟
نه عزيز ، آدرس غلط نديم . اسفا به حاله كسايي كه حجت مسلمونيشون اشخاصن ، و هزار اسف به حال و روزي كه ما خودمون حواسه خودمونو پرت كنيم و فكر كنيم بحث ادبيه درباره استعاره . اينقدرم در كوچه پشتي گم بشيم كه يادمون بره يه دفه هوس كرديم خودمون باشيم و "دلنوشت" بزنيم تو وبلاگ به اصطلاح سياسي . بعد هم كه دنياي استعارمون كسي رو به وجد نيوورد ، و خودمونم هواسمون جمع شد تازه ژست اديبانه بگيريم كه : اي بابا ، حكمت بزرگان نميدانيد .
خلاصه كه " پير حسيني " اما به نام ، نه به صفت كه جواني كردي.
بر حافظ هم تو را به خدا اين جفا بگذار اي عزيز .
صدق آموزيم و زهد نفروشيم ، كه آن بزرگ در فاشگويي " رند عالم سوز " بود ، نه دست به دامان " استعاره". چنان كه آشكارا مي سرود:
بر بساط نكته دانان خودفروشي شرط نيست
يا سخن دانسته گو اي مرد عاقل يا خموش
اين هم باحال بود مرسي!
تولدت مبارك.....سلامت و موفق باشي.
خوندمش ياد اين افتادم كه حافظ ميگه اي شاهد قدسي كه كشد بند نقابت... به حرف هيشكي توجه كنن. شعرت خوب بود
ببخشيد! خواستم بگم توجه نكن!
نگاه از رو هم نمیرن! تازه گیریم موضوع گونی کردن زنان هم باشه، برخورد شما اشتباه بوده. خجالت بکشین دیگه. در ضمن خیلی از شعرهای حافظ، سعدي، مولوي، نظامي، و خيام مشخصا ربطی به عرفان ندارن. فقط فرقش اینه که اونا ۷ تا کفن پوسوندن، این بندهي خدا اینجا نشسته تا جماعت دورو بیان بکوبنش!
|