پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۱۹ دی

گزارش با يك روز تأخير

جمعه اولين ميتينگ انتخاباتي دكتر معين با حضور چندصد نفر از طرفداران حزبي و غيرحزبي برگزار شد.

اولين ميتينگ انتخاباتي دكتر معين

نشست خوب و اميدواركننده‌اي بود، البته قرار است و بايد ادامه پيدا كند. اگر اينترنت داشتيم از همانجا مي‌لاگيدم [تيريپ كارهاي هودري!] ولي يك چيز خيلي ملموس و مشهود، اين بود كه بنده‌خدا دكتر معين بين يكسري آدمهاي انقلابي و خط امامي گير افتاده (نه اينكه خودش هم از آنها نيست) و تمام تلاش ما طرفداران جوانش بايد اين باشد كه از آن وسط درش بياوريم و سعي كنيم شعارها و فضاي انتخاباتي‌اش به‌روزتر و مدرن‌تر شود. مي‌دانم كه از كروبي و هاشمي خيلي جلوتر است، اما جامعه خيلي خيلي جلوتر از همه و ازجمله فضاي تا امروز دكتر معين است.

خيلي راه داريم تا اصلاح‌طلب‌ها را قانع كنيم كه بابا، به جان مادرمان اصلاحات ادامه منطقي انقلاب نيست. اصلاحات پشيماني از انقلاب است، كوتاه آمدن از يكسري آرمان‌هاست، پذيرفتن قد كوتاه ما و فهميدن واقعيت‌هاي جهان است. كو تا خط امامي هاي ديروز بفهمند كه دنيا چقدر جلو رفته و ما چقدر عقبيم و چقدر راه مانده تا بتوانيم به سهم شايسته خود از جهان برسيم.

البته باز صدها رحمت به اينها؛ بعضي‌ها كه هنوز در وهم وحدت جهان اسلام و ولايت امر مسلمين جهان و فتح جهان توسط مسلمانان و نشستن بر بام دنيا هستند. بيچاره ما جوانان ايران؛ چه كساني را داريم تحمل مي‌كنيم!

متن سخنراني دكتر معين
سخنراني آتشين تاج زاده
گزارش كامل ايسنا از مراسم

نظرات شما:
دوست عزيز آنجا که می‌گوئی "به جان مادرمان اصلاحات ادامه منطقي انقلاب نيست. اصلاحات پشيماني از انقلاب است، كوتاه آمدن از يكسري آرمان‌هاست، پذيرفتن قد كوتاه ما و فهميدن واقعيت‌هاي جهان است." با نظرت کاملن موافقم. اما شرط بندی بر روی خر مرده چاره مشکل نيست. شايد بگوئی پس چه کنيم. راستش را به‌خواهی، نمی‌دانم.
ببين الپر جان انقلابي بودن يا اصلاح طلب بودن دو تا روش مختلف براي رسيدن به هدف است . حالا بايد ديد هدف چيست كه ما براي رسيدن بهش تلاش مي كنيم. آزادي - شامل آزادي هاي سياسي شامل آزادي مظبوعات و احزاب و اقليت هاي قومي و مذهبي و آزادي هاي دكوكراتيك شامل حق كار و حق اعتصاب حق تحصيل حق سفر حق انخاب كردن و انتخاب شدن ... داشتن استقلال سياسي و عدالت اجتماعي و جمهوري اينا ها خواست هاي مردم براي انقلاب بود كه گمان نكنم كسي از آن پشيمان شده باشد يا جوانان طالب آن نباشند . اين مزخرفات را كه به نام انقلاب جا زدند بعدا جعلي و خيالبافي بود . حالا ميشه يه كمي راجع به "اقتدارگرايان" و "محافظه‌‏كاران" توضيح بدي اينها واقعا مختلف هستند يا ظاهري است اين حرفا ؟
آقای معین جوانمردی کرد که نامزدی برای ریاست جمهوری را پذیرفت، و پاسخ جوانمردانه‌ای هم باید از ما بگیرد. جوانمردی او در رابطه با میراث خاتمی سنجیده و درک می‌شود. و این خاتمی، گذشته از همه خوب و بدهای خاتمی، رییس جمهور پیش از اوست و میراثی گذاشته است. خاتمی از رییس جمهور آینده خواست که نگذارد کارگزار بی‌اراده قدرت فراقانونی شود. میراث او این شد که آیا راهی هست؟ و او خود چرا نرفت؟ و چگونه می‌توان چنان کرد؟ معین با شنیدن آن خواست و آگاهی به اینگونه پرسش‌ها اما پذیرفت و من می‌گویم جوانمردی کرد. مگر اینکه کسی بگوید که نه خیر او همان بازی همیشگی توکلی را در این سو بازی می‌کند، و من، صادقانه بگویم، پاسخی برای آن ندارم. پس پاسخ آن با شماست و یا بگذاریم زندگی خود پاسخ گوید. برای خاتمی دهها دلیل می‌توان آورد که چرا نکرد و همه را هم به دست پژوهندگان تاریخ سپرد. اما کسی که می‌خواهد در آینده ریاست جمهوری بکند هم بایستی پاسخی به آن پرسش‌ها بیابد و هم آن را بلافاصله در آزمون زمانه بگذارد. معین در اینجا در میان نامزدها یگانه و تنهاست، چون آن دیگران، هر که باشند، علاقه‌ای به چنین چیزهایی ندارند. برخی‌ها خیال می‌کنند که رفسنجانی هم دارای چنین موقعیتی است. آنها اما خیال درستی نمی‌کنند، چون ناکامی‌های او را برآمده از فزونخواهی‌های رقیبان می‌دانند. فراموش می‌کنند که نخست نیازی پدید می‌آید و در پاسخ به آن نیاز است که برخی‌ها فزونخواهی می‌کنند. و دیگر اینکه به بدعت بسیار خطرناکی که پایان جمهوری با وضع کنونی آن خواهد بود توجه ندارند. آوردن رفسنجانی این بار بدتر از اجازه برای ریاست جمهوری سه باره است که در پایان ریاست‌جمهوریش طرح و رد شد. برای وضعیت اضطراری هم نظام در بحران هسته‌ای نشان داد که نیازی به رییس جمهور ندارد، یعنی قدرت واقعی و قانونی فرای رییس‌جمهور در کشور وجود دارد و نیازی به چنین بدعت‌هایی نیست. اما خاتمی تنها یک رییس جمهور نبود. او رییس جمهوری بود که از پس یک جنبش برآمده بود. و از او خواسته می‌شد که آن را رهبری کند. میراث آن جنبش چیست و چه بخشی از آن به رییس جمهور آینده مربوط است. در اینجاست که ما می‌توانیم جوانمردی بکنیم. آن میراث را بشناسیم و بشناسانیم و از رییس‌جمهور آینده بخواهیم که بازتاب‌دهنده آن باشد. این کار از یک سو تداوم مبارزه مردم را نشان می‌دهد و اعتماد‌آفرین است، هم برای ما که فرزندان ایرانیم و هم برای معین، و نیز با پاسداری از دستاوردها از ما گل‌های خندان هم می‌سازد. پرسش این است که آیا میراثی هم در اینجا هست؟ و اگر آری، چه و چه‌هاست؟ یک چیز مسلم است. و آن اینکه آن میراث رییس‌جمهور آینده است و نه تنها معین و آن را بایستی به موضوع رقابت تبدیل کرد. برای شوق مسوولانه جوانمردی ما در برابر جوانمردی معین یک چیز بهتر است پذیرفته شود تا از همان آغاز فرمان شکست ما داده نشده باشد. آنچه شما انقلابی می‌نامی انقلابی نیست بلکه انسان‌ستیزی، قانونگریزی، خودکامگی و فعال‌مایشایی است. و آنچه اصلاح‌طلبی گفته می‌شود بایستی به درستی معنا شود تا هم راه مبارزه با آن پدیده‌های ضداجتماعی را بیابد و هم شیوه و سرمشق جانشین آن را ارائه دهد. تازه اگر توانستیم به جوانمردی معین پاسخ جوانمردانه‌ای بدهیم یک پرسش باقی می‌ماند که تنها و تنها معین بایستی آن را روشن کنند و پاسخ هیچ‌کس دیگری پذیرفته نیست. و آن اینست که اگر شورای نگهبان بازی درآورد چه خواهد کرد و چه رهنمودی خواهد داد. هرکس این دغدغه را بگذارد کنار خود را به ندیدن زده است، چون در انتخابات مجلس هفتم دیده‌ایم که چه می‌شود.
آقا دستت درد نكند با اين نطق آتشين در باب اين دوستان چپ و خط امامي اميد وارم كه معين اگر تاييد شد اگر راي اورد حداقل ابتدا مفاهيم روز جهان در باب دموكراسي و حقوق بشر و اقتصاد ازاد و جهاني شدن را خوب درك كند و بداند تنها راه نجات اين مملكت جامعه مدني تست بدون پيشوند و پسوندي...و كاملا با شما موافقم بايد اين تلاش از سوي ما صورت بگيرد حتي اگر چندان هم كارگر نيفتد بايد اين تفكر به عنوان حداقل اقليتي قوي- اگر نگوييم اكثريتي نسبي- خود را مطرح نمايد كه رفورم خواهي در تضاد كامل با انقلاب وجود دارد. ضمنا در مورد مطلب قبلي هم بايد گفت كه بسيار متن شجاعانه اي بود...!
وقتي ميدانيم كه با انقلاب همه چيز بدتر هم خواهد شد بايد بدويم دنبال سر به راه كردن خر اصلاحات.
سلام آلپر . تو اگر شعر بنويسي ناز تر مي شي ! در ضمن يك توصيه ي برادرانه هم به تو مي كنم : آقا جان كمي منزوي تر باش كمي منزوي تر ! منتقد راستين بايد فاصله اش با قدرت را هميشه حفظ كند . پاينده باشي
بايد بفهمند با رفتن از راه امام خيلي از جاده اصلي پرت افتادند، هدف بايد رضايت و همدلي با جامعه باشد نه خشنودي روح پر فتوح نميدونم چي چي، كاش كه بفهمند...
مسئله اينجاست كه آيا دكتر معين در اندازه ي رياست جمهوري هست يا نه. و اگر هست برنامه هايش دقيق و درست و واضح چيست. بعد شايد بشود فكر كرد كه چه كاري درست است.
You are young !so what there are millions old and millions midle ages they want to live in Iranian way ,You like Western go live there,do not cry Iran in Shah era was for few thousands Western Lovers but now this regime with all Bad thing show Majority onf Iran style,Iran will stay this way if you have problem like me and millions go to streets and change the regime,we did when USA was behind Shah and killed thousands Protestors
با درود به الپر گرامي آدرس وبلاگ جديد من
سلام نظر من رو تو بلاگم باعنوان "ايا چهار جرخ اصلاحات همچنان به هوا خواهد ماند " بخون اينم ادرس بلاگ http://abiasemani111.persianblog.com/
12 # ْنیک آهنگ :
الپر جان، جان کلام را گفتی، و دُر سفتی!
با آن بخش از سخنانت كه از انقلاب پشيمان شديم مخالفم . انقلاب اوني نبود يا نيست كه از اون پشيمون شدي . انقلاب رو منحرف كردند . يعني نشستيم و بعضي ها هم شيطنت كردند و انقلاب به دست يه عده اي افتاد كه نبايد مي افتاد . البته نه اينكه اينها كه حالا حاكمند نبايد در گود باشند بلكه همه بايد باشند . در انقلاب خودي غير خودي نداشتيم بعدا به وجود اومد .مردم براي خيلي چيزها انقلاب كردند و الان هم پاش ايستادند. اون شعارهايي كه منافع يه عده اي رو تامين كنه اهداف انقلاب نيست .درست همينجاست كه اصلاحات معني پيدا مي كنه . نكنه شما هم مردم ايران سال 57 رو خودي نمي دونيد .مردم ايران براي تفنن انقلاب نكردن و جوانها شون فدا نكردند اصلا انقلاب تداوم حركت آزاديخوانه ملت ايران در صد سال گذشته بود اين حركت ادامه داره و امروز به اصلاحات رسيده و اين اصلاحات هم توسط مردم تداوم پيدا مي كنه . حالا شايد يه مدتي متوقف بشه و يا كند حركت كنه اما پايان پذير نيست .نكنه اين پشيماني ما را از اونور بام بندازه . مشكل ما ايرانيها اينه كه وقتي حركتي را شروع مي كنيم تمام نمي كنيم والا مشكل ما حركتها ما نيست بلكه مشكل در تموم نكردن راهيه كه شروع مي كنيم . مطمئن باشيد هيچ نيرويي در دنيا وجود نداره كه بتونه ما رو به خواسته هاي ما برسوني الا نيروي وحدت مردم ايران .
14 # نيا بتي :
روزي بود روزگاري بود يه مدير مدرسه داشتيم اسمش بود دكتر مجتهدي تو كارش استاد بود .تو دانشگاه هم راست راستي استاد بود.يك عالمه دكتر و مهندس تربيت كرد و تحويل مملكت داد. بعد هم دانشگاه صنعتي آريامهر را ساخت و شاگردهاي سابقش را از خارج آورد و استاد كرد. دانشگاهي ساده و مدرن در تمام زمينه ها و عملكرد او در مقايسه با همكارانش در سراسر ايران در آنزمان نشان ميداد كه او يك انسان اصلاح طلب و مترقي بود نه مثل بسياري ديگر در محافل علمي كه ظاهرا مدرن بودند ولي واقعا محافظه كار يا سنتي در بوروكراسي ارتجاعي شاهانه حل شده بودند. چنان مرداني در رژيم قبل در تمام بخشهاي اجتماعي وجود داشت و هزار با تاسف كه آن نيروهاي ارزنده بيشترين لطمه را خوردند.............. .............. رهبري انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن و حاميانش و در صدر آن شادروان مهندس بازرگان اصلا در فكر اين نبودند كه چه بايد بكنند. آنها اصلا برنامه اي براي جامعه ي رها شده از ارتجاع دربار و حاميان داخلي و حارجي آن نداشتند. آنها با تمام ساحتار و نهاد ها و ميراث به جا مانده از دوره قبل بسيار ارتجاعي تر از سلف خود برخورد كردند.اگر در رژيم ارتجاعي سابق بوروكراسي دولتي وجه غالب در ساختار اجتماعي داشت و بوروكرات ها و درراس آنها شاه در تمام زمينه ها با رشوه و تطميع سه قوه را با غدر قدرتي در اختيار داشتند. رژيم انقلاب به جاي تقويت نيروهاي شربف كه در تمام جامعه از سقوط شاه استقبال كرده بودند در بسيج فاسد ترين نيروهاي جامعه ترديدي به خود راه ندادند در همان روزهاي نخست به كار گيري لمپن ها در صدر كارها به چشم ميخورد و روزنامه ها خوش خيالانه هشدار ميدادند كه اين لمپن ها در فرصتي مانند 28 مرداد كودتا خواهند كرد! به عنوان راننده مهندس بازرگان بدنام ترين لات محل كارم بود. نه چنين نبود كه روزنامه ها فكر ميكردند بلكه آخوندها و بازاريها و كسبه و هواخواهانشان بايد تمام بوروكراسي را اشغال كنند و دقيقا از همان روز اول مثلا تقي خاموشي اطاق صنايع معادن را گرفت تا ابد بايد آنجا باشد هر كي ميخواهد رئيس جمهور باشد !!!ا حتي آن ضوابط بوروكراتيك ارتجاعي زمان شاه هم وجود وجود ندارد و جامعه به زمان ملوك الطوايفي برگشته آخه آخوند وبازاري ميتوانند مناسبات بوروكراتيك را اصلاح كنند آنها هميشه به بوروكراتها وتكنوكراتها فحش وناسزا نثار كردند.آخه فرهنگ فقاهتي و ولايتي با روابط جديد اجتماعي جور در نمي آيد. آيا رفسنجاني و خاتمي و كروبي براي ترقي جامعه حاضرند كارآمد ترين انسانها را در تمام زمينه ها ميدان دهند و فرصت طلبها را را سر جاي خودشات بنشانند. كدام اصلاح طلب اين خرابكاريها را كه همگي در بعد از انقلاب كرد ه اند را به عهده ميگيرند. نه جانم هنوز بر تمام جنايات سرپوش ميگذارند كشتار 60 و 67 و قتلهاي ميكونوس و زنجيري چه شد؟ با يك مكلا مثل بني صدر يا معين فرقي در مسئله نمي كند مناسبات جامعه گنديده تر از قبل است و بدون بسيج تمام قابليت ها و همكاري همه اين خانه ي ازلي ما درست شدني نيست. زنده باد آزادي -همفكري -همكاري براي سازندگي ايراني آباد و سرفراز ! درود بر تمام پدران و مادران ما كه با تواضع ايران را براي ما حفظ كردند و ما هم به فرزندان خود تحويل ميدهيم. از قبل از زرتشت هم ايران بوده و خواهد ماند.