پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۱ بهمن

فيلترينگ دارد همه را خفه مي‌كند. كسي كاري نمي‌كند.

ديگر خيالم راحت است كه كاري خاصي ازم برنمي‌آيد كه نكرده باشم. آن احساس بي‌عملي و بي‌تفاوتي برايم قابل تحمل نبود، اما اكنون فهميده‌ام كه كاري نمي‌توانم انجام بدهم، جز همين داد زدن هاي گهگاه.

هربار كه ديوار فيلترينگ يك قدم جلوتر آمد، تا جايي كه در توانم بود و به هرجا كه دستم رسيد، گفتم و اعتراض كردم و توضيح و توجيه و تشريح و... جز در يكي مورد، غالبا هم بي‌حاصل. اين بار هم همينطور. نه فقط من، دوستان ديگري هم بودند. آنها هم كارهايي كردند. تلاش‌هايي شد، اما موفق نبود. چرا؟ لااقل وجدانم راحت است كه اين بار از كم‌كاري ما نبود، بلكه فضا بسته‌تر از آن است كه بشود كاري كرد.

سانسور است، آشكار. وضعيت از قرمز هم آن‌طرف‌تر است. يك قيچي نماد گوياي اين دوران است، كه هر صدايي در بيايد، نه اينكه جلوي دهان گوينده را بگيرد، گلويش را مي‌برد.

به روزنامه همشهري گفتم، ضميمه انفورماتيك، به روزنامه جام‌جم و ضميمه نسل سوم، به يكي دو هفته‌نامه، جواب همه اين بود كه موضوع فيلترينگ كار ما نيست. نمي‌خواهيم وارد حوزه‌اي شويم كه آخرش با ما نيست. شرق و بقيه اصلاحاتي‌ها هم بدتر. حق داشتند؟ نمي‌دانم. يكي‌شان كه به صراحت گفت از دادستاني به ما گفته‌اند درباره فيلترينگ چيزي ننويسيد. يكي هم گفت نگوييد من گفتم، اما از اطلاعات هم گفته‌اند...

خبرگزاري‌ها هم وضع بهتري نداشتند. خودم را خفه كردم، شماره پيدا كن و شماره بده و تماس بگير و هماهنگ كن و... بلكه يك دو مصاحبه يا گزارش در مورد فيلترينگ و مسائل قانوني و مراجع تصميم‌گيري و غيره آن كار شود. مصاحبه كه گرفته مي‌شود، بدون توجه به محتوا و بحثها كه تماما قانوني است، مي‌گويند اين موضوع و اين فرد خطرناك است؛ «چند تا حقوقدان آن‌طرفي هم اضافه كنيد.» من كه شماره مرتضوي را هم داده بودم. قرار بود با او هم مصاحبه بگيرند. وقتي او حرف نمي‌زند، آيا نبايد هيچ‌كس ديگري هم حرف بزند؟ نبايد يك خبرگزاري قانوني و رسمي جرأت كند مواضع كسي را منعكس كند كه فيلترينگ را از منظر كاملا قانوني نقد مي‌كند؟

همان است كه گفتم: سانسور! از اين آشكارتر نمي‌شود. هركسي كه در دل كار برود، اين را لمس مي‌كند. اينترنت سانسور مي‌شود، و اخبار مربوط به اين سانسور شدن هم سانسور مي‌شود. سانسور در سانسور!!

عيبي ندارد. لااقل ديگر به اين فكر نمي‌كنم كه چه بايد كرد و چه مي‌شود كرد و چگونه مي‌توانيم جلوي فيلترينگ را بگيريم. فقط مي‌ماند اينكه چگونه ديگران را از روشهاي فني دور زدن فيلترها آگاه كنيم، كه اين هم ديگر وظيفه ماها نيست. اگر كسي خودش خواست و دنبالش بود، احتمالا به دست مي‌آورد.

حالا... منظور گفتن يكسري حرفها بود، نه اينكه بگويم مقاومت تمام شد. هنوز هزار تا كار ديگر مي‌شود كرد!

نظرات شما:
1 # yek ensan :
alper jaan, maghaaleye kheili ghashanget, faghat yek WAAAAAAY ro az del bar miyaare. cheghadr doost daashtam ke mitoonestam, komaki konam.... amma inam waaaaaaaay.
در سرچ گوگل میزنم "ماکس وبر "میگه :دسترسي به اطلاعات اين سايت ممنوع مي‌باشد!!!!!!!!
چه طوري الپر يك چيزي نوشتم خوشحال ميشوم نظر بدهي
Dear alper,If you don,t like Filtering then tell you friend site do not delet people comment for showing some Power!!this not power when you and your site have ten or twenty viewers!!I mean Mortazavi is responsible for 60,000,000 and these Blogger only !!!so do not cry why Mortazavi do that I hope you got my point
خوب ! شما كه وجدانت رو راهت كردي خلاص !
6 # مريم :
يه اتفاق خيييييييلي باحال الان برام افتاد ! اومدم برم تو yahoo group بچه هاي هم دوره اي دبيرستانمون .. رام نداد !!!!!!!!!!!!! گفت دسترسي ندارم و يعني چي ؟؟؟؟؟ فيلتر شده !!!!!!!!!!!!! :))))))) :((((((((( يعني احمقانه تر از اين نمي شه ! يعني ممكنه تا يه ماه ديگه سرويس هاي ايميل رو هم ببندند .. همينطور مسنجرها رو براي اينكه نا محرم ها با هم حرف نزنن .. مسلما قدم بعدي هم برداشتن sms هس تا اين جك هاي بي ناموسي رو واسه هم نفرستين ! به اين مي گن حركت خيلي سريع در راستاي تكنولوژي مدرن .. ولي در جهت عكس .
7 # مريم :
يه اتفاق خيييييييلي باحال الان برام افتاد ! اومدم برم تو yahoo group بچه هاي هم دوره اي دبيرستانمون .. رام نداد !!!!!!!!!!!!! گفت دسترسي ندارم و يعني چي ؟؟؟؟؟ فيلتر شده !!!!!!!!!!!!! :))))))) :((((((((( يعني احمقانه تر از اين نمي شه ! يعني ممكنه تا يه ماه ديگه سرويس هاي ايميل رو هم ببندند .. همينطور مسنجرها رو براي اينكه نا محرم ها با هم حرف نزنن .. مسلما قدم بعدي هم برداشتن sms هس تا اين جك هاي بي ناموسي رو واسه هم نفرستين ! به اين مي گن حركت خيلي سريع در راستاي تكنولوژي مدرن .. ولي در جهت عكس .
8 # ميلاد :
الپر يك خبر فوري,
اول بهمن, نشست خبري شبكه ي 2 ي ساعت ده و نيم شب, كه سبحاني و صفدر حسيني بحث مي كردند به طور مفتضحانه اي به نفع حسيني تموم شد.آخر سر سبحاني گفت شما لايحه بياريد ممكنه اين طرح تثبيت عوض بشه. از اين روش صفدر حسيني خيلي خيلي خوشم اومد. با اين كه عصبي مي زد اما معلوم بود كه با برنامه حرف مي زنه. از اول تا آخر هاي برنامه دائما از سبحاني سوال مي پرسيد و به تفاهم مي رسيد. بالاخره آخر سر چند تا مچ گيري اساسي گرفت كه فرقش با مچ گيري هاي مثلا شركا از توكلي اين بود كه ديگه راه برگشتي نبود. بايد به شكست اعتراف مي كرد. يكي از حرفهايي كه جالب بود و من اين تحليل رو نشنيده بودم: از سبحاني پرسيد اگر با كم كردن قيمت ها توليد زياد مي شه , رقابت ايجاد مي شه, و همه چيز خود به خود ارزون مي شه, پس چرا اين قيمت ها رو انتخاب كرديد, چرا پايين تر نرفتديد, مگر هر چي پايين تر باشه بهتر نيست؟ خلاصه خيلي اساسي تر از توكلي دم به تله داد و دائما جلوي حيدري تپق مي زد و مكث مي كرد و اساسا كم آورد.
تداوم سوئ استفاده انحصار طلبان از اعترافات ساختگي اين مطلب را از شريف نيوز بخوانيد:«ب.ن»ى كه بهزاد نبوى نيست‏ ماجرای دادگاه «وبلاگ‌نویس‏ها» به پرجنجال‏ترین مسئله در فضای سیاسی كشور بدل شده است. یكی از كسانی كه نامش در این پرونده برده شده اما تاكنون مورد بازخواست قرار نگرفته است «ب.ن» می‏باشد. ب.ن را بار اول امید معماریان در مصاحبه مطبوعاتی‌اش به كار برد و تمامی خبرنگاران می‏پنداشتند منظور معماریان از ب.ن، بهزاد نبوی عضو سازمان مجاهدین انقلاب است. اما بنابر شنیده‌های خبرنگار شریف‌نیوز، به نظر می‌‌رسد که منظور معماریان، عضو هیات مدیره موسسه غیر دولتی «كنشگران داوطلب»، از ب.ن، بهزاد نبوی نبوده بلكه وی یكی از فعالان NGO در ایران ..............
موقعي كه ايران نبودم مي تونستم احساس كنم كه خيلي احساس بديه اينكه آدم فكر كنه يكي ديگه واسش تصميم ميگيره كه چي بخونه چي نخونه چي ببينه چي نبينه .. اما حالا كه اومدم مي بينم نه تنها يه احساس ناراحت كننده هست كه واقعا به سرحد انفجار از اين عمل متنفرم .. مدتها با فوتو نت بايد كلنجار بري تا بتوني شايد گالريشو ببيني يا گويا كه اصلا انگار سايت كفاره !!! يعني اينترنت توي ايران شده ايت همون روزنامه هايي كه بيرون تو دكه ها هم مي توني ببينيشون .. واقعا من نمي دونم اگه اينا اينقدر به خودشون مطمين هستن چرا اينقدر مي ترسن از اينكه چيزي رو برعليه اونها ( تازه چيزايي كه هيچ ربطي نداره سياسي هم نيستن !!!!!!! ) باشه مصلا من كه تو خونمون نشستم بخونم .. !! و خيلي حرفاي ديگه كه فعلا بماند .. به جاي اين همه خرج واسه فيلترينگ برن مملكت رو يه ذره جمع و جور كنن كه حتي سواد مردم هم توش ديگه كمتر از پول ارزش داره !!!!!!! اين البته مربوط ميشه به بخش خاطره هاي بد من توي اولين تابستاني كه بعد اين سالها ايران بودم !!
منم با تو موافقم. بهتره اين كاراي كه ميگي دست جمعي انجام داد.
مرسي كه به نكته خوبي اشاره كردي! چرا همه عادت كرده اند؟
بابا جون تارگتو بزارين رو اوركات رو اون زوم كنين كه واز بشه چون اوركات وسيله ارتباطي همه جونهاي ارانيه و خيلي مهمه بقيشم با پروكسي نامبر رد ميكنم ديگه ..... اوركات ...................................... !!
والله من هم نميدونم چيكار بايد كرد. راستش حتي ميترسم كه قول بدم همه كار ميكنم!! چون مارگزيده اي هستم كه از ريسمان سياه و سفيد ميترسم!! خيلي شرمنده ام اما با اين حال هر كاري خواستيد بكنيد به من هم بگوئيد. شايد تا آن موقع ترسم ريخته باشد.
15 # parham :
akbar madar jende hala khaye ghazi mortazai roo mimali jasoose mozdor?