پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۱۱ بهمن

بد نيست كه وقتي بحثي درمي‌گيرد، آدم چند قدمي جلوتر برود و سعي كند از قله بعدي به افق نگاهي بيندازد.

فرض اولي بحثهاي اخير درباره جنگ و حمله آمريكا به ايران، مهيا بودن زمينه‌هاي وقوع اين حمله و تصميم ابتدايي دستگاه سياست خارجي آمريكا براي چنين كاري است. تمام عزم مخالفت‌ها هم معطوف به اين است كه با تأثيرگذاري بر فضاي افكار عمومي و تبليغاتي وضعيت را در حد امكان براي طرف مهاجم دشوارتر ساخته و او را از اين كار منصرف كنند.

حالا با قبول همين فرض، اگر بخواهيم آن را ادامه دهيم، به سادگي مي‌توان روزهايي را حدس زد كه جرقه‌هاي اوليه جنگ دارد زده مي‌شود و دو طرف به صف‌كشي و يارگيري و رجزخواني و ايجاد فضاي حماسي و ايدئولوژيك و جنگي مشغول‌اند. رهبران دو كشور همديگر را تهديد مي‌كنند و تلاش مي‌كنند افكار عمومي كشور خود و متحدان را عليه ديگري بسيج كنند.

در اين شرايط چه مي‌شود كرد؟ چه اتفاقي مي‌افتد؟ و چه ظرفيت‌هايي براي كار هست؟ اينها سؤالاتي است كه بايد با پاسخ به آنها، تصوير آينده را از ديد خود روشن كنيم تا بتوانيم برنامه‌اي براي آن وضعيت داشته باشيم.

جنگ بد است؛ اين فرض آرماني و اعتقادي ادامه بحث است. پس تماميت ارضي، امنيت ملي، منافع ملي، مسائل اعتقادي و ديني و منافع فردي را اصلا نديده مي‌گيرم؛ كه ورود مستقل آنها به بحث، مسير نتيجه‌گيري را طولاني‌تر مي‌كند.

اگر جنگ بد است، پس صلح برترين آرمان خواهد بود و در آن زمان و وضعيت مفروض، مهمترين مبناي حركت جمعي عليه جنگ و محور انگيزش اجتماعي و بسيج عمومي، همين مفهوم خواهد بود: «صلح»

اگر لازم است، بايد به مفهوم صلح رنگ و بوي ديني هم داد و توجيهات مذهبي براي آن يافت و ارائه داد. اگر لازم است، بايد حركتها و راهپيمايي‌هاي خياباني به راه انداخت. اگر لازم است، بايد صلح را در درون حكومت يا در شكاف درون‌حكومتي و به اتكاي يك بخش در مقابل بخش ديگر حكومت تعريف كرد. يا اگر لازم است، بايد «صلح» را درست در مقابل جنگ‌طلبي‌هاي سياستگزاران نظام و نظاميان تصوير كرد.

اين ما نيستيم كه مي‌توانيم در مقابل مرگ‌انديشي اينها و جنگ‌افروزي آنها بايستيم. ما نه سلاح نظامي اندازه آنها داريم و نه قدرت مهار هموزن اينها. تنها سلاح و ابزار ما، تنها سرمايه ما، همين كلمه است، همين مفهوم و معنا. همين «صلح» كه به پشتوانه اعتقاد و آرمان و مذهب و مليت و اخلاق و انسانيت مي‌تواند در مقابل سلطه‌خواهي اين و آن بايستد.

كورش جان، من حرفم را پس مي‌گيرم كه گفته بودم نمي‌شود كاري كرد. ما توانسته‌ايم، و باز هم مي‌توانيم، مفاهيم را در بين خودمان و ديگران جا بيندازيم. در وبلاگستان، در روزنامه‌ها، در دانشگاه، در جامعه، در خانواده، همه‌جا بايد بكوشيم ميخ صلح‌طلبي و صلح‌خواهي را محكم بكوبيم. اين تنها وردي است كه مي‌تواند طلسم بنيادگرايان آمريكايي و ايراني را باطل كند.

نظرات شما:
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او كه تا ابد بريده باد ناي او الپر عزيزم حالا كه دست بالا كرده اي و در انديشه «جنبش صلح ايراني» هستي چه خوب است كه با ياد ملك اشعراي بهار اين شاعر آزاده ’ معاصر و موسس انجمن صلح ايران آنرا- جنبش جهاني صلح بهار - بنامي. تو بهتر ميداني كه صلح نعمتي ست جهاني و تمام ابناي بشر براي تحقق آن بايد كوشا باشند . من به اين وسيله آمادگيم خودم را براي پيوستن به اين جنبش اعلام ميدارم. تا كي نار جنگ سوزاند جهان تا كي غرق خون جسم كودكان برخيز بهر صلح اي نوع بشر خلق هر كشور اهل هر جهان
2 # حامد :
با حضور "رايس" در عرصه ديپلماسي ايالات متحده تا حدودي ميشد اوج گرفتن حملات لفظي و حتي نظامي عليه ايران رو پيش بيني كرد. در مقابل كساني كه تا صحبت تهديدات و غيره پيش مياد همون جمله تكراري "امريكا بچه اي رو كه تو عراق زاييده بزرگ كنه"!رو به زبون ميارن بايد گفت فراموش نكنيم كارشناسان نظامي دنيا معتقدند امريكا توانايي جنگ در سه جبهه همزمان و پيروزي در تمام اونها رو داره. البته به نظر نميرسه امريكا قصد حمله نظامي حتي محدود به ايران رو داشته باشه اما فراموش نكنيم با حرفاي تهديد كننده زدن نميشه استراتژي كاخ سفيد رو عوض كرد. امنيت ملي كشورهاي دموكراتيك وابسته به ميزان مشروعيت مردمي اون نظامه يعني صندوق راي. حداقل با تهديدات اخير ميشه اميدوار بود كه نظام مجبور باشه انتخابات ازادتري رو برگزار كنه هر چند بعضي هاشون كودن تر از اون هستن كه توانايي درك مسائل ساده اي مثل اين رو داشته باشن.
الپر جان ضد جنگ و صلح دوست! چه قشنگ نوشته ای. نمیدونم اين کتاب رو خوندی؟ کتابفروشی مجازی سخن پيشگفتارشو اينجا گذاشته: http://www.sokhan.com/show.asp?id=84270 حتماً کتاب رو بخون. بهت قوت قلب ميده. من از جلو دانشگاه خريدم.
Dear Alper ,May be I am in paranoya and see every thing scary and negative...But I can not help myself, I believe what ever King of Jewish!!wish it will go to 63,000 member of AIPAC(American Jewish Organization) then to E.U Affiliation Especially in U.K anf France,Germany then it will be Done deal...like Irak war when Jim-Moran Viginia congressman said ,Irak war is cooking by Jewish in USA and they can only prevented(Befor war started) but He beated by Media and Both parties like a fly!!nobody asked him/her self why 98% of Jewish were agree with this war!!!Professor Bernard-Luis!!Eli-Visel Nobel peace winer!!Hent-Kisinger,Eagle-Berger..... now Is Israel behind Pushing Bush to war with Iran!? If answer is yes then BBC/CNN/NBC/ABC/CBS/PBS/FoxNews... N.Y Times/Wash-Post/L.A Times/Boston-Glob Times/Heral-tribune/Sun... Figaro/Le Monde Speigle/Di-Velt... All will ply good game under Jewish Mony.
سلام . من ازطريق يكي ازدوستان بااين جا آشنا شدم . فقط خوشحالم كه اينجا اين نوع بحث ميشه . ممنون وخسته نباشي . بازم مزاحم ميشم . ياحق
الپر یک خوبی دارد که شاید حتی ما از آن بی بهره باشیم گوش میدهد، اما آیا آقای کورش علیانی گوش میدهند؟ این خیلی نکته عمیقی ست و اینجا خدای نکرده قصد تسویه حساب یک بحث قدیمی با آقای علیانی را نداریم اما در خلال برخی تستهای ساده روانشناسی میتوان فهمید هستند کسانی که ظاهری دمکرات و آزاده دارند اما از کمبودهای روانی حتی فراتر از آنچه میتوان تصور کرد رنج میبرند و اینها همان هائی هستند که به اعتقاد ما باید شناخته شوند...تا دیر نشده شناخته شوند...اگر کسی اختلال روانی دارد، حق استفاده او از اینترنت و شبکه باید محدود باشد و باید مرکزی رسیدگی کننده به افرادی باشد که با لمپنیسم و گونه ای شیزوفرنیا نیروهای متفکر شبکه را هدف قرار داده اند؛ در اینباره هم به احدی اتهام نمیزنیم اما آگاهی دادن بد نیست. خطر بیخ گوشمان است. افرادی هستند که کُت و شلوار دارند اما مبتلا به سادیسم هستند، به همین راحتی. ما نیز با حمله آمریکا مخالفیم اما ما بین یک هیستریک و یک متجاوز، جانب هیچکُدام را نخواهیم گرفت و این نکته تلخ و هشدار دهنده ای ست که بیشتر از این نمی توان آنرا باز کرد. الپر وقتی از بحثی عقب مینشیند، باید از خود بپرسد آیا طرف مقابل اگر جای من بود هرگز چنین میکرد؟ اگر جواب نه باشد ، الپر نیز اشتباه بزرگی مرتکب شده و عادتی بد را در شخصی دارای حالت خاص، دامن زده است. از این نقد به نسبت تند ما را میبخشید
اگر اين جنبش صلح با شعار حفظ حقوق بشر و دمكراسي همراه نباشد تنها تبديل به ابزاري براي حاكمين جنگ طلب مي شود همانگونه كه آن جنبش سرنگونگي خواهي كه در تنور جنگ مي دمد (مي خواهد) ابزار سياست جناح سلطه جوي سرمايه داري جهاني باشد. اگر صف خود را از جنگ طلبان جدا نكني بودجه هاي دولتي را براي جنبش خود بدست خواهي آورد ولي حمايت مردم را نه. كه اين آخري به گمانم تنها راه جلوگيري از جنگ است نه ميلياردها دلار كه به صدام هم كمكي نكرد.
دوست عزير، بحث را خيلي خوب شروع کردي. مخصوصاً اينکه سئوال را بدون جواب گذاشتي که شايد مغز خواننده قدري تکان بخورد و موضوعات را بصورت سياه و سفيد نبيند. جنگ بد است حالا به هرصورتي باشد، مخصوصاّ در اوضاع جاري ايران که به بنيادگران ايراني امکان مي دهد که اندک "آزادي" را هم که در جامعه باقي مانده سرکوب کنند، همان کاري که در جريان جنگ عراق کردند. حالا عده اي در ايران و در خارج ايران نشسته اند و براين باورند که شايد از آمريکا خيري برسد. ولي به اين مهم توجه ندارند که اولاً هر حمله آمريکايي باعث جري تر شدن حکومت شده تا مردم را بيشتر سرکوب کند. در اينجاست که خالي بودن شعار "مارش بسوي آزادي" بوش بيشتر هويدا مي شود. چون فعلاً بنظر مي رسد که حمله به ايران به منظور اشغال منتفي است، تنها راهي که براي آمريکا باقي مي ماند حمله به تأسيسات اتمي/نظامي/اقتصادي ايران است که حتي آنهم با توجه به شرايط کلي منطقه زياد اشکال دارد.