۱۷ بهمن
چند دقيقهاي است كه جنازهام از روزنامه به خانه رسيده است. تا حالا نشده بود از 4 تا بعد از 12 شب مشغول جمعآوري مطلب و بستن صفحات روزنامه باشم. الان اين جنازه من است كه با شما سخن ميگويد.
اقبال، روزنامه حداقلها است. حداقل صفحهها، حداقل نيروها، حداقل امكانات، حداقل پرواز آرمانها، حداقل بيان مطالبات و حداقل بسط دايره انتقادات. «آمده است تا بماند»: همان حرف هميشگي. بماند، تقريبا به هر قيمت. چون در اين زمان چيزي قيمتيتر از اين ماندن نيست.
كسي كه تا حالا حتي يك صفحه خبري روزنامه بسته باشد، ميفهمد كه بستن روزنامه بدون اينترنت چقدر فاجعه است. ميفهمد حضور در تحريريهاي كه بيش از دو ميز در كل آن وجود ندارد، يعني چه. شايد بفهمد درآوردن روزنامه بدون وجود حتي يك خط تلفن چقدر وحشتناك است، و باز شايد بفهمد حالت آدمي كه بايد نزديك به بيست خبر را تنظيم كند و آنوقت به اطرافش كه نگاه ميكند، ميبيند صندلياي وجود ندارد كه روي آن بنشيند، چگونه حالتي است!
اما من روزنامهنگاري در اين شرايط دشوار را، بر نشستن در اتاقهاي مجلل و ساختمانهاي ميلياردي و قلمفرسايي در تجليل از فلان عاليجنابان ترجيح ميدهم. زيبايي خستگي امشب و برفي كه در راه برگشت محاصرهام كرده بود، خيلي ميارزد. خيلي بيشتر از آنكه اين جنازه بتواند توصيفش كند. بالاخره شب اول بود، ميتوان دلخوش بود كه به زودي كار روي غلطك خواهد افتاد، اگر چنگال سرنوشت امان دهد.
از فردا، «اقبال» ما بلند است. كاش بلند بماند. شماره اولش را از دست ندهيد. صفحه آخرش را هم خصوصا ببينيد.
شرمنده خيليها هم هستيم... كاش در بياييم!
علي جان خسته نباشي .ان شا الله اين روزنامه جديد عمر طولاني داشته باشه .
اميدوارم روزنامه فردا به اردبيل هم برسد. من هم مطلب خواهم داد. حالا فردا ببينم حوزه ها چگونه است. هر مطلبي كه شد مي توانم به خودت ايميل كنم؟ خسته نباشي و به همه همكاران اقبال از طرف يك خواننده همكار خسته نباشيد بگو....
تبريك به شما! "اقبال" تان بلند باد....
همت بلند دار، درست میشه. یک معنای الپر هم همینه دیگه: ناامید خوشبین. ناامیدی را دیگران ایجاد میکنند ولی خوشبینی دست خود آدمه. بهتر میشه.
اقبال ، ميماند پسرم چون ياس نو ماند وقايع ماند جمهوريت ماند ... ماندن اصلي در جايي ديگر است نه دكه روزنامه فروشي ها ... ما هم هستيم هر كاري كه اقبال داره ما هم پايه هستيم بدون هيچ چشمداشتي
اقبال ، ميماند پسرم چون ياس نو ماند وقايع ماند جمهوريت ماند ... ماندن اصلي در جايي ديگر است نه دكه روزنامه فروشي ها ... ما هم هستيم هر كاري كه اقبال داره ما هم پايه هستيم بدون هيچ چشمداشتي
خسته نباشي حداقل امكانات, حداقل خواسته ها, حالا تازه داريم به اونجا مي رسيم كه يك مقدار از فضاي ارماني كنار بكشيم. منم دركت مي كنم به خاطر تمام اون 8 ماهي كه از باز كزدن در جمهوريت و اولين جاروزدن ساختمان جمهوريت با باقي و پدرام و حميد و احسان شروع كرديم و بعد از 14 شماره شكستيم اما ارام نشيدم ما هم يادگرفتيم با حداقلها بسازيم حداقلها در همه چيز كه فقط اميدواريم تو معرفت و برادريمون تو كارها به اون دچار نشيم هنوز هم به ارمانهاي حداكثري فكر كنيم و بتونيم با امكانات حداقلي بسازيم به قول پدرام دل قوي دار يا علي اگر كمك بخواي ما هم هستيم
هر كه را با خط سبزت سر سودا باشد
پاي از اين دايره بيرون ننهد تا باشد
اگر چه شايد معين آنقدرها هم خوش اقبال نباشد اما براي تو و فقط بخاطر خودت آرزوي موفقيت دارم!
اقبالتان هميشه بلند اما اميدوارم اقبالتان را پس از چند روز مثل بقيه روزنامه ها توقيف نكنند. شاد باشيد
اينطور که شما از فر و شکوه و برو بيا و تجهيزات دفتر تحريريه داد سخن دادي يقين کردم که به امثال ما وصلت نخواهد داد که روي اينترنت بخوانيمش. پس لااقل عکس شماره اولش را بگذار يک جائي که ما هم چشممان روشن شود.خدا را چه ديدي شايد روي شانس و اقبال ما هم تاثير داشت!
و خسته نباشي. فردا که شماره اول را در دست گرفتي کمي خستگيات درميرود.
مبارک باشد. و بماند، حال که قيمتي تر از ماندن چيزي نيست. اقبالت را ميگويم، بلند بماند.
نظر آشپزباشی تاييد می شود! وگرنه چگونه می شود قيافه اين نوپای صاحب اقبال را ببينيم؟ اين قصه اقبال را از دوستانی که در روزنامه های دوم خردادی کار می کرده اند هم زياد شنيده ام. جای تنگ و کمبود و نبود امکانات. آدم ياد عهد ميرزاده عشقی می افتد. می دانم که خسته کننده است اما به نظرم ارزش کار در شور کسانی است که صرف همت می کنند. سونتاگ راست می گويد که اين شور و شوق است که تاثيرگذار است. و ما منبع بی پايان آن ايم. شور و صميميت شرط اول است. شرط آخر هم.
سلام، خسته نباشيد و پايدار بمانيد.
خسته نباشيد
اميدورام ما هم در اصفهان اقبالمان بلند باشد
سلام:)...خسته نباشيد. من هم حقيقتن اميدوارم كه اقبال اين اقبال نو پا بلند باشد و پايدار ماند.
خسته نباشي الپر عزيز. حيف كه ما در اينور دنيا بي اقباليم! با آرزوي راه اندازي سايت اقبال.
پايدار باشيد و مستدام.
الپر عزيز
اقبالت جاودانه
و ايضا اقبال ما
با سلام
وقتی روی اینترنت نیست چطور از دست ندهیم شماره اولش را! همت کنید روی نت هم بیاورید اما یک توصیه، اینجا همان الپر بمان و اقبال را قاطی نکنید با اینجا. آنجا ۱۱ نفر دیگر هم هستند، اینجا خودت باش و نگذار هیچ چیز تو را مسخ کند.
موفق و مؤید باشید
الپر جان! حالا ما هيچی نميگيم. اما اين هم شد حزب و روزنامه ارگان حزب و کانديد رياست جمهوری؟ اين آقايون (و البته خانوم ها) هفت هشت سال اون همه امکانات در دست داشتند، اما فقط به قول معروف خودشون بستن ماشاءالله با خونه و زندگی تاپ. الپر عزيزم، ميخوای برات نام ببرم کسايی رو که در هشت سال گذشته به نون و نوا که چه عرض کنم به پول های بادآورده رسيدن؟ از همين برو بچه های به اصطلاح اصلاح طلب و مشارکتی و دوم خردادی و غيره. ما که حسود و بخيل نيستيم. نوش جانشون حلالشون باشه!توی بيچاره به خودت و به سيدآبادی بدبخت نگاه نکن که آه نداريد که به ناله سودا کنين. يه سری به خونه و زندگی و کار و شرکتهای جور واجور دوستان بزن تا بفهمی من چی ميگم. اخه همه رو که نميشه اينجا نوشت تا فردا برادر حسين ورداره تنبون (ببخشيد! پيراهن) عثمان کنه و بره پهلوی اون مرديکه بگه بفرماين نگفتم. حالا با اون همه انتقاد که به عاليجناب وارده اما حداقل به بچه هاش ميرسه و کاری که ميکنه کلاسه داره نه مثل اين مشارکتی ها گدا و گدوبازی در ميارن. جان الپر اصلاً نميخوان حال گيری کنم. همين ها رو هم که دارم مينويسم با خون جگر مينويسم و نميونم اصلاً پستش کنم يا نه. اگر هم که بگی خوب ول ميکنم و ميرم خونه ميشينم باز ناراحت ميشم که اين همه انزژی و جوانی به هدر بره. کاش بابا بود و اين حرفا رو اون بهت ميزد و حتماً بيشتر به دلت مي نشست. اما تو امثال تو برای اين روز و روزگار خيلی پاک و خوبيد. حيف که نميدونم راهی هم پيش پات بگذارم. فقط حواست باشه که خيلی ازت سوءاستفاده نکنن. يعنی آونقدر به اين نوع کارها دل ببند که اگر زمانی ديدی همه اينها فقط فکر خودشون بودن و مردم و آزادی و اينها براشون کشک است، باز آونقدر تاب و توان و اميد داشته باشی که بتونی کار تازه ای شروع کنی. همين نخواستم زياد حالتو بگيرم. اين کامنت رو که خوندی بهتره پاکش کنی و نه مثل کامنت قبلی که به شرق ايراد گرفته بودم، لينکش کنی. اصلاً ناراحت نميشم.
اميدوارم موفق باشيد و اقبالتون هم بلند باشه و البته به شهر ما هم برسه
خسته نباشي
من با اينكه اهل شهريارم اما مي دانم مانند بقيه روزنامه ها تا يك هفته اقبال به دست ما نمي رسد پس حداقل صفحه اولش را تو اينترنت بگذار
ممنون
اينجاست كه آدم دلخور ميشه. بابا اينهمه آدم ميخواهند كمك كنند. شما كه نماينده آدمهاي مثلا مدرن و كارشناس و با تجريه و كاردان اين جامعه هستيد. حداقل انتظار ميره كه با تجهيزات كافي شروع كنيد. خوب از اولش هم نخواستيد مردم را به كار بگيريد.
بهرحال نه خسته.
تبريك...
فكر مي كني اين حرفا جذابه؟
يا خجالت داره ؟
آدم حالش بهم ميخوره... از حزب اول مملكت! حزب اصلاحات... دوم خرداد... خاك تو سرشون كه برا خودشون نتونستن هيچ گهي بخورن... اون دبير كل مشاركت اگه عرضه داشت صلاحيت خودش رو ميتونست از اون شوراي نگهبان كوفتي بگيره... بعد ميخواد حق من و تو رو بگيره؟
گه ميخوره... با اون برادر بزرگترش.
خسته نباشي!
نظرات شماره 18 و شماره 23 به هم خيلی نزديکه. حالا موقعه جواب الپره. يک جورايی قافيه شد.
تبريك ميگم الپر جان. هنوز وبسايت نداره؟هيجان ديدن روزنامه جديد رو دارم:((
خسته هم نباشيد. اميدوارم به شماره هزار برسه!
علي جان خسته نباشي
بررسي كن امروز روزنامه به اكثر كيوسك هاي مركز شهر نرسيده بود . خيلي هاشونم به بهانه اينكه روزنامه نوپاست و خواننده ندارد! اون رو روي پيشخون قرار نمي دادن. اميدوارم اقبالت هميشه بلند باشه. اينو از رو بقيه كامنت ها كپ زدم!
سلام الپر عزيز خسته نباشين . اقبال شما قظعا بلند تر همن هست . دوست خوبم تا روزنامه به اين ده كوره برسد ظاهرا طول ميكشد كاش ادرسش پستي اش را اينجا بگذاري در ضمن اقاي سيدابادي نوشته كه صندلي دارد و فقط شما ندارين ! شوخي كردم اگر كمكي از دستم بر ايد يا مشكل صندلي تان حل نشد تو يا هو مسنجرم بنويس چند تا صندلي بفرستم
علي جان يه شنبه سمت غرب نيومد اقبال... دو سه بار سر زدم خبري نبود ... يك ميگفت توقيف شده!!! كه بعد تو ايسنا ديدم مشكل داشتين ... اقا كمكي خواستي بگو ...
به نام خدا
هدف از راه انداختن این روزنامه واقعا چیست؟ کمی فکر کنید و ببینید چقدر اثر دارد.در یک همچین شرایطی یک روزنامه آن هم با این وضع.
سلام فكر مي كنم كه احساس روزنامه نگاران و روزنامه خوانان در هنگام انتشار يك روزنامه جديد به احساس پدر و مادر ي شبيه است كه از به دنيا آمدم فرزندشان خوشحالند و در عين حال غمگين از اين كه چند روزي بيشتر زنده نيست و در آينده اي نزديك مي ميرد
سياست بودن به هر قيمتي چندان نبايد درست باشد آنان هر روزنامه نزديك به اطلاح طلبان واقعي را در هر حالي توقيف مي كنند پي در همان مدتي كه هستيد به نظرم بايد استفاده كامل را ببريد
ضمنا سايت اقبال را هم فراموش نكنيد ..برايتان آرزوي موفقيت دارم
ما كه هرچه منتظر مانديم رو دكه روزنامه فروشي آستانه روزنامه اي بنام اقبال نديديم. شايد بدليل بارش برف اين روزنامه به اين منطقه نرسيد. كاش رو اينترنت هم منتشرش مي كردين.
اقبال هم آمد. مثل صبح امروز.
صبح امروز رفت اما اقبال ....
تبريك به مشاركت
تبريك به ايران
ايران براي همه ايرانيان
باری دیگر به خیابان ویلا خوش آمدید ... به همسایگی روزنامه هايي چون: آفرینش ! اعتماد و جهان صنعت ... من شماره 12 را خواندم ..ميدانم دير رسيده ام ! بايد شماره اول را مي ديدم ... ولي خوب اين روزگار و كار و بار ما مگر ميگذارد ... در وهله نخست متوجه شدم كه "اقبال" تريبون " مشاركت " و طيفي از اصلاح طلبان است ... خوب چه اشكالي دارد ؟ رفسنجاني روزنامه " توسعه " و " شرق "را تريبون خود كرده و كروبي " اعتماد " را ... حالا هم دوباره اصلاح طلبان صاحب روزنامه مي شوند و اين بار " اقبال " آمده است ... خیلی دوست دارم برای عرض ادب و تبریک حضوری ؛ از كوچه خسرو ( روزنامه جهان صنعت ) سري به شما و جناب سيد آبادي بزنم ...در ضمن اگر دست تنها هستي اشاره كن تا در ركابت باشيم... امیدوارم انتشار اقبال ادامه یابد ...
خوب مي فهمم اين خستگي را. كاش اقبال بماند و اين خستگي شيرين هميشگي باشد ان وقت روي خستگي را سياه خواهيد كرد
سري هم به من بزنيد
http://women.motime.com
چرا معين يك سايت اينترنتي ندارد. بعد از قضيه خليج فارس بايد قدرت اينترنت در ايران براي اصلاح طلبان روشن شده باشد.
اقبالي كه به ضرب و زور واياگراهاي سياسي و دلارهاي نفتي مشاركت (( بلند)) شود! ديدن دارد.فقط مواظب باشيد يه وقت چيز نشود.
|