۱ اسفند
1. رنگ شهر عوض شده است. همه جور ديگري هستند. شبها خيابانها شلوغتر است، صداي هيئتها و دستههاي عزاداري و cd هاي صوتي و تصويري مداحان معروف كه براي فروش گذاشته شدهاند، همهجا را پر كرده است. فكر و ذكر آدمها شده هيئت و دسته و زنجيرزني و علمكشي و غذاي نذري و پيراهن مشكي. محرم آمده است.
2. كف كردم! امروز از سر كوچه داشتم ميآمدم خانه. سر كوچه يكي از همين بساط هاي فروش نوار و CD و غيره را (بچهگيها به اينها ميگفتيم «امام حسين فروشي»!) ديدم، كه داشت يك VCD پخش ميكرد. تا شنيدم، جا خوردم و ايستادم. عبدالرضا هلالي، مداح جوان و معروف بود كه داشت با آهنگ «آهاي خوشگل عاشق» فريدون، ميخواند: آهاي اكبر حيدر / آهاي شبه پيمبر...
3. بعضي از اين مداحان محترم، ديگر گندش را درآوردهاند، اينقدر كه صداي مكارم و لنكراني هم درآمده؛ حق هم دارند. دقيقا داريم به سمت همان «حسين اللهي» كه پارسال در وبلاگ نوشته بودم، االبته در فرم غيررسمي آن، ميرويم. از منظر ديني، فاجعهبار است كه از آن تأثير بينظيري عاشورا در جامعه ايران داشت، به اين رسيدهايم كه مهمترين تحول متأثر از عاشورا در رنگ شهر و دو روز تعطيلي شده. اين مقدارش قطعا اغراق است، اما كم از اين عوام سنتپرست نكشيدهايم؛ ميترسيم. نكند كار به جايي برسد كه از امام حسين تنها رنگ مشكي باقي بماند و آنهمه مفاهيم بلند نهفته در فرهنگ تاريخي عاشورا فراموش شود.
4. در كل، سه تلقي از عاشورا در دوران معاصر ما وجود داشته است؛ تقريبا با هر نسل، يك تلقي غالب شده و بر ديگران برتري يافته. صحبت از درست بودن يك فهم يا تلقي نيست، صحبت از نوع نگاهي است كه به مفهوم عاشورا وجود داشته و دارد. هر يك از اين تلقيها دلايلي عقلي و شواهدي تاريخي و روايي را براي اثبات اصالت تلقي خود عرضه ميكنند و بحث بين قرائتهاي مختلف از عاشورا بسيار دامنهدار بوده و هنوز هست.
دوران پيش از انقلاب، روزهاي اوج فهم سنتي از عاشورا بود و اين تلقي از حادثه عاشورا و نگاه اسطورهاي به منظره كربلا، محور كار بود. يك سوي اشعار و مفاهيم به «مظلوميت» ميرسيد و سوي ديگرش به «لعنت». مفهوم «شهادت» به معناي امري مقدر فهميده ميشد كه خداوند حسين را به سوي آن فراخوانده بود: ان الله شاء ان يراك قتيلا... اين تلقي از عاشورا، خون و شهادت و مظلوميت را مهمترين معناهاي حركت امام حسين در محرم 61 هجري ميفهميد و تسليم شدن به سرنوشت خويش و رفتن به سمت سرانجام مقدر الهي را مهمترين هدف امام و يارانش ميدانست: خط الموت علي ولد آدم مخط القلادة علي جيد الفتاة / من لحق بي استشهد... خون جلوي چشم همه ناظران تاريخي را گرفته بود و اشك و آه مهمترين واكنش افراد پس از ديدن آن منظره بود.
تلقي دوم كه در سالهاي انقلاب و جنگ به فهم غالب و همگاني تبديل شد، تلقي انقلابي و ايدئولوژيك از رخداد كربلا بود. اين تلقي، عاشورا را يك نهضت سياسي و قيام آگاهانه امام حسين ابن علي براي ساقط كردن حكومت يزيد و برپا ساختن يك حكومت اسلامي ميديد و حركت امام از مدينه به مكه و آنگاه به سمت كوفه را قيامي برنامهريزي شده عليه ظلم و حكومت باطل ميدانست: فلعمري ماالامام الا العامل بالكتاب والقائم بالقسط والدائن بدين الحق / و نحن اهل البيت اولي بولاية هدا الامر من هؤلاء المدعين... در اين تلقي از عاشورا، هدف اصلي از قيام امام، تلاش براي اصلاح انحرافات و احياي امر به معروف و نهي از منكر و بازگرداندن جامعه اسلامي به سيره پيامبر است، كه اينها جز از طريق تشكيل حكومت محقق نميشود. پس امام قيام كرده و به روي حكومت وقت شمشير كشيده كه به قصد اصلاح وضع جامعه، آن را پايين بكشد و خود حكومت تشكيل دهد. بر اساس اين تلقي اين روش بايد اسوه و الگوي همه افراد بشر در طول تاريخ قرار گيرد: مثلي لا يبايع مثله / لكم في اسوه... برق شمشير آنچنان چشم همه ناظران صحنه را خيره كرده بود كه كربلا را صرفا منظره جنگ تمامعيار حق و باطل ميديدند و از آن، تنها قيام و نهضت و انقلاب را ميفهميدند. خشم انقلابي، حاصل اين تلقي از عاشورا بود.
اما هرچه از فضاهاي تاريخي و فهمهاي سنتي دور شدهايم و از روزهاي پرشور و هيجان انقلاب و جنگ هم فاصله گرفتهايم، گرايش عمده مباحث عاشورايي به سمتي رفته كه به وجوه عرفاني و عاشقانه ماجرا و نگاه معنوي و وجودي به رخداد عاشورا توجه بيشتري ميشود. اين تلقي، كه البته هنوز همه ابعاد آن شكل نگرفته بلكه صرفا نشانههايي از آن را ميبينيم و به لحاظ تئوريك و نمادشناسانه بايد بيش از اينها مورد بررسي قرار گيرد، بيش از دو نگاه قبلي از زاويه «فرد امروزي» به منظره كربلا نگاه ميكند و جستجوگرانه به دنبال يافتن معناهايي در عاشورا است كه به كار نسل امروز و انسان امروزين بيايد. اين نگاه، وقتي كه به منظره كربلا در روز عاشورا مينگرد، قبل از اينكه خون را و شمشير را ببيند، و پيش از اينكه توجهش به مصاف و نزاع و مظلوميت و تشنگي و... جلب شود، «حسين» را ميبيند. نور وجود «اين فرد» آنچنان بيننده را مسحور ميكند كه چيز ديگري نه هست و نه شايسته ديدن است. حسين، بازيگر و بازيگردان اين صحنه استگ نقش اول تراژدياي است كه در تاريخ نظير آن سراغ نداريم. و او چه زيبا، بلكه در اوج، در جايگاه خود قرار ميگيرد و آنچنان سرشت وجودي خود را ماهرانه در برابر سرنوشت قرار ميدهد كه صحنهاي هم تاريخي ميآفريند و هم تاريخساز؛ كه اينهمه هنر و واژه و مفهوم از قلهاي كه حسين فتح كرده سرازير ميشود.
هنوز تا فهم دقيق اين تلقي از عاشورا، يا به عبارتي رسيدن به جذابترين شكل اين تلقي، راه زياد داريم.
هر چه سعي مي كنم فاصله ميان تاريكي و روشني رو پيدا كنم نميشه پس فقط به حسين فكر مي كنم و به كاري كه كرد و به رفتاري كه مخالفانش كردند پس به ام عشق مي ورزم نه بخاطر شيعه بودن كه بخاطر كسي كه بهش ظلم شد و مردانه ايستاد و مرد!
يادم مياد بچه كه بوديم، پدرم هر زمانكه غذاي نذري مي گرفت و مي آورد خونه برادرم كه شايد 4-5 سالش بود بعد از خوردن غذا، از آنجاییکه مادرم يادش داده بود بايد از همه تشكر كنه! مي گفت : " دست امام حسين درد نكنه خوشمزه پخته بود."
اين پست من را ياد اون روزها انداخت...
من در هیچ چیز محرم جذابیتی نمی دیدم غیر از فیگورهای جوانهای محل و ارتباط نگاهی که اغشته به غیرت مردانگی بود و اهنگ خاطرخواتم !
اصلا نمي دونم كي هستيد ولي از وقتي وبلاگتون رو ميخونم (متاسفانه يك ماه مي شود كه به اينجا معتاد شده ام!) هر لينكي رو مي بينم يا هر نوشته اي رو از خودتون مي خونم ميگم: ايول
آره تا درك صحيح عاشورا خيلي خيلي فاصله داريم!اين هايي كه بالاي اين جمله گفتي اثبات اين قضيه بود؟؟؟؟؟؟؟
خب چرا به جاي اين حرف هاي بيهوده درك "قشنگ" خودت رو از عاشورا نگفتي؟
تورو خدا شريعتي بازي رو بذار كنار. انقدر تشريفاتي و نمادين به دين نگاه نكن. قسمتي از دين اسلام هست اما همه اش نيست. چرا به بنياد دين و فهم دين و دوما فهم اسلام فكر نمي كني؟حادثه ي عاشورا هر موقعي مي تونه تكرار بشه.خيلي هم شده. شايد بدترش يا مظلومانه ترش هم شده. متاسفانه ديدي كه از مذهب شيعه دارم همون مذهب اول تشريفات جهان و مذهب اول القاب و عناوين. صحبت از 3 اصل اسلام خيلي ارجحيت داره به اين چيز هايي كه فقط زيبا سازي و بزك كردن يك مرده (مرده ي خوب يا بد)است.
معضل مداحي هاي جديد هم بسيار بزرگ شده از يك طرف نياز به نو آوري احساس مي شه و از طرف ديگه ممكنه با مباحث ديگه خلط بشه و بدعت ايجاد كنن.الان كه دارم اين كامنت رو مينويسم همزمان يه سي دي تصويري از همين هلالي رو نگاه مي كنم و گوش مي دم.اين ها هم عالمي دارن همه لخت بر سر و صورت مي زنن دو تامداح يكي هلالي يكي ديگه هم زير صداي هلالي حسين حسين مي گه.البته سي دي رو همين چند لحظه قبل خريدم تا ببينم اينا چي ميگن.يه چيزهايي هم از شيوه مداحي اين ها شنيدم كه بعدا تو وبلاگم مي نويسم.به نظرم كه خيلي جالب مي شه.در مورد برداشت ها از عاشورا هم تو ضميمه جمعه شرق چاپ شد كه خوب بود.
علی جان، شما می توانی عشق را تعریف کنی؟
تا به حال عاشق شدی؟ هر کس این کلمه لامصب را از دید خودش تعریف می کند. لیبرال ها عشق را در چیز دیگری می بینند. دیوانه گان حسین هم در چیز دیگر. چه کسی می تواند در مقام قضاوت بنشیند و بگوید کدام درست است. ولی اگر حکم شود در شهر مست گیرند همه را به جرم مستی گیرند. یا حق
شما بچه كه بودي سي دي هم بود؟
درضمن شعر حميدرضا هم اين شكلي است به ادبيات فارسي رحم كنيد: گر حكم شود كه مست گيرند/در شهر هر آنچه هست گيرند
« آره تا درك صحيح عاشورا خيلي خيلي فاصله داريم!»
برو بابا میلاد! شما مسلمونا که این هوا ادعا دارین و هیچی جوهر وجود. آره این اسلام واقعی نیست، آره فلان درک صحیحی از عاشورا نیست، آره بهمان نمونهی عدل علی نیست. مسخره کردین خودتون و ما رو. این وسط جهان فارغ از این برچسبها رشد کرده و متحول شده و ما هنوز باید با امثال شما سروکله بزنیم. چه بدبختی این دین گریبانگیر ما کرده!
علي جان! جهل مدرن ميدوني يعني چي؟ يعني همين حرفي كه اين جناب دانيال زده! يه چيزي تو مايه هاي تحليل هاي خاله زنكي! دانيال خان! مرگ من شما خودتو درگير سر و كله زدن با امثال ما نكن..شما هم همراه با موج پيشرفت جهاني برو جلو و باكيت نباشه:))
جناب ميلاد! درسته! حادثه عاشورا تكرار شده! بله! و همين حركت نمادين عاشوراست كه باعث تكرار عاشوراها و فراموش نشدن اينها شده! البته اين وسط مشخص نيست كه شما چرا حال عصب پيدا كردي!
همينو بگو واللا ! .حالا شما يه آپولو هوا كن ببينيم شما كه مثل اينا نيستي چي كاره اي .
آفرين الپر . دمت گرم ..
1-هه هه!
2- من نمي تونم آدم ها رو جوري كه مي خوام , تغيير بدم, اصلا درست هم نيست. شايد حق با شما باشه.
3- من اين كار ها رو تقليد مسخره از شريعتي مي دونم. در حاليكه اصلا دوست ندارم اهانتي كرده باشم. راهي ديگه اي براي گفتنش نمي بينم الا اينكه عده اي جذب نثر قشنگ شريعتي شدند و دوست دارند عقايد جوون دهه ي 80 ي رو مثل جوون دهه ي 40 ي تغيير بدن يا شايد هم نخوان!
4- من شريعتي شناس نيستم. اما شريعتي رو تا اونجا كه پيروي از علي رو از مثل خر فقط تقليد و پيرو سنت پيغمبر هستند ترجيح ميده و تا اونجا كه پيش بيني كرده كه تشريفات در مذهب شيعه فساد و تحجر و ... مي آورد , قبول دارم. بزرگي كارهاي اشخاص صالح رو به تصوير كشيدن به عنوان يك رفتار شناس, تفسير كردن مثل عدل علي , امتناع علي از قدرت, شجاعت حسين و شير زني زينب كار بدي نيست. اما نبايد ما رو وارد يك چرخه ي خطر ناك بكنه.
5- تاريخ همه ي دين نيست. نه توحيد نه وحي و بعثت و نه معاد هيچ يك به تاريخ كاري ندارند.
6-روز مرگي مارو مجبور كرده كه فقط به تاريخ و تشريفات و مناسك مكتب فكر كنيم. اين بد نيست.
7-من فرقي بين كسي كه ذكر مصيبت مي گه و كسي كه گريه مي كنه با اين عده افراد كه خوبي ها رو و مسائل رو هر ساله تكرار مي كنند نمي بينم.
8-شما فعلا جو زده هستيد. بعد از اين روز ها يك خرده هم فكر كنيد.نتيجه ي تشريفات يعني همين! يعني جو زدگي.
"هنوز تا فهم دقيق اين تلقي از عاشورا، يا به عبارتي رسيدن به جذابترين شكل اين تلقي، راه زياد داريم." خوب فهم دقيق از عاشورا يعني چي ؟ جذاب ترين شكل اين تلقي يعني كدومش؟ كاش به جاي اين متن همون فهم دقيق رو تشريح ميكردي.
من نمي دونم چرا همه ميگن كاشكي تفسير خودتو ميگفتي..بابا پاراگراف آخر رو بخونيد!
dear Alper salam, Why you block me!? while Parham as rudd and nasty guy has insulted me!!
he called me bad words what did i do!? I am
pro-Reformers up to my death I hate Iran hard liners as American hard liners.But If some anti-iranian like Parham who die for old regime and Savak come and leak Bush butts then I will defend iran anuyway thank you
ميلاد خان! شما درست فهميديد كه نمي تونيد ديگران را مطابق ميل خودتان تغيير بديد..و البته فراموش نكنيد كه مطابق ميل شما بودن لزومآ به معني درست بودن نيست..ذكر مصيبت گفتن بد نيست..يك آيين و يك حركت سياسي هست..فوقش شما خيلي بدبيني يك حركت نمادين ملي! بله ملي! به نظر خود من عاشورا بيشتر متعلق به ايران هستش..يعني يك حركت ايراني و مطابق با روحيه ايراني..نمي دونم حالا مثلآ يه همچين حركتي توي فلان كشور ديگه بود ميگفتين به به و چه چه..حالا چون بومي هستش اخ شده! جناب دانيال! اوني كه باعث عقب موندگي ما شده دين و مذهب نيست...باور كن! وگرنه زماني كه ما فرهنگمون در اوج بود..فرنگي نمي دونست حموم چيه...اون چيزي كه ما رو زمين زده..از خود تهي شدن و بيگانه پرستيه..با اين استدلال تو لابد مراسم جنگ با نارنگي و ول كردن گاو توي خيابون و امثالهم كه تو اروپا هستش مايه پيشرفت اونا بوده...تا زماني كه افرادي باشن كه خودشونو عقل كل حساب كنن و در عين حال نتونن مراسم آييني رو از پروسه توسعه تفكيك كنن..همين آشه و همين كاسه! آخه جان دل! چه ربطي گوز دارد با شقيقه!؟
كيميا خانم! الهي دورت بگردم! ببخشيد كه محرم برا شما جذابيتي نداشت! همونطور كه خودتون هم فرمودين تو وبلاگتون، اصلآ كل ايران برا شما زندون بوده..حالا خوش به حالتون كه ديگه هم از زندون خلاص شدي و هم از اين آيين هاي غير جذاب!! حالا برو با سوپربال حال كن..محرم چيه! واللا!
خيلي خوب جناب نيما خان(اگر واقعا نيمايي وجود خارجي داشته باشه:))!) پاراگراف آخر را ميگذاريم به حساب تفسير جناب ني.. ببخشيد الپر! ولي جالبه كه وقتي خود امام حسين ميگه كه قيام من براي اصلاح دين جدم هست قيام من براي امر به معروف است قيام من براي اصلاح حاكميت است اونوقت من و شما بيايم از ديد عرفاني اين قضيه رو مورد تحليل قرار بديم. وقتي حركتي از ديد باني اون حركت كاملا سياسي بوده اونوقت 1400 سال بعد من و شما مي شينيم اينجا قيمه امام حسين مي خوريم بعد ديدگاه عرفاني مون رو هم بيان ميكنيم.:)) اصلا ميگم بيايم از ديدگاه چلو مرغي بررسي كنيم چطوره؟
بله پري خانم! البته بنده در موجوديت سركار تشكيك نمي كنم!! نيمايي وجود داره! جزو ليست وبلاگهاي علي اقا هم هستم..لينك نمي دم خودتون بگريديد دنبالم تا پاهاتون واشه! اولآ اين نظر علي آقا هستش هرچند كه باهاش موافقم..ثانيآ شما مقصود خودتو واضح بگو! به سياسي بودن كار اعتراض داري؟ به خورشت قيمه اعتراض داري؟ يا به تلقي عرفاني از اين قضيه اعتراض داري؟ يا اين كه مثل آقاي عباسي نماينده اسبق بندرعباس..فقط هوينجوري اعتراض داري؟
نيماي عزيز: اصلا خيلي ضعيف بحث مي كني. اولا كه ايراد ما به اينه كه ما چيزي به اسم سينه زني قبل از صفويه نداشته ايم و به قول شما آن روز ها كه در اوج بوديم البته كه اسلامي بهتر از الآن و صفويه داشتيم. باز اين چه شورش است كه در خلق جهان هست! مي داني اين شعر براي چي است؟ اين شعر براي عاشورا نيست! براي "نا مرد " خونه هايي بوده كه در دوره ي صفويه برپا شده! حكومتي كه مدعي اسلام و رهبري شيعه بود , به پايگاه فساد و مايه ي ننگ مسلمين تبديل شد.
من پيشنهاد مي كنم چون يك فستيوال خوشحالي هم در ايران كم داريم, بياييم و روزي همه در خيابان ها به هم اردنگي بزنيم و كفش ها را با دهان گاز بزنيم و روي سرهامون گوني بكشيم. به فرهنگ اصيل ايراني مي خوره اين كارها اگر سينه زني و قمه زني به اسلام مي خوره.
همون طور كه پيش بيني كرده ام جو بد جوري عده اي رو گرفته! كاش چيز هاي ديگري هم بتونه ما رو تحت تاثير قرار بده.
چقدر زيبا گفتي دوست من و راست گفتي! اما من با دوران سوم زياد موافق نيستم و متاسفم كه عاشورا براي ما در تلقي سوم به كارناوالي بدل شده كه دختران و پسران هركاري كه بخواهند مي توانند انجام دهند حتي تا ديروقت بيرون از خانه بمانند اين بد نيست اما كاش بهانه اش حسين نبود مي داني! من فكر مي كنم شمر حسين را نكشت اتفاقاق شمر حسين را جاودانه كرد اين ما هستيم كه در اين روزها حسين را مي كشيم!
ميلاد جان! جانم به قربان! ضعف بحث بنده كجاست؟ اين جناب مي فرمايند كه چيزهايي مثل عاشورا ما را عقب انداخته..من هم ميگويم با اين استدلال لابد كارناوالهاي اروپا آنها مايه پيشرفت آنها بوده...ببين عزيزم! شما كه به زعم خودتان قوي بحث ميكنيد ..آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنيد و بفرماييد بر مبناي كدام مستندات آن شعر كه فرموده ايد مربوط به نامردخانه ها بوده؟ البته من باب اطلاع گفتم..ثانيآ موافقم كه در دوره صفويه آش را زيادي شور كرده اند ولي فرهنگ عاشورايي چيز مختص دوره صفويه نيست و سواي آن ايران دوره صفويه خيلي وضعش بهتر از الان بوده...ضمنآ دوست عزيز! شما كه داعيه دار بحث قوي هستي، نبايد خلط موضوع كني و سفسطه بازي دربياوري ..بله! من حتمآ گوني را به سرم خواهم كشيد و با افتخار اردنگي جنابعالي را هم پذيرا خواهم شد، اگر سينه زني و قمه زني ارتباطي با اين بحث ما داشته باشد..عزيز دل برادر! شناخت و تمييز موضوع بحث مقدم بر قوي بحث كردن يا ضعيف بحث كردن است.
ضمنآ ميلاد عزيز، نظراتت حداقل براي من يكي كه خيلي محترم است. يك نمونه انتقاد براي دوستاني كه فرق فحاشي و نقد را نمي دانند. موفق باشي
نيما جان قطعا همين طوري كه ميگي هست. من هيچ وقت نيت اهانت رو نداشتم و ندارم. آدم ها رو نه مي تونم تغيير بدم و نه اصلا فكر تغيير دادن آدم ها درست هست. اين احتمال رو هم هميشه مي دم كه شايد طرف مقابلم درست تر فكر كنه. اما اميد وارم تجزيه و تحليل شما بدون توجه به نوشته ي شماره ي 22 باشه چون من اين رو ننوشتم و اون شخص يك ميلاد ديگه اي هست.
بله ميلاد جان! من اون ميلاد پر رنگ رو ميگم:)) يعني شما..اون كم رنگه فهميدم كه يه شخص ديگه ست..بله دوست عزيز خود شما رو گفتم
من به چيزي اعتراض ندارم. منظورم رو هم كاملا واضح بيان كردم. فقط گفتم توجه يك جانبه به مسئله عاشورا اون هم فقط از نوع عرفاني اش بدون توجه به جنبه هاي ديگه مصداق عافيت طلبي و سهل انگاري است. در ضمن تمايلي هم به ادامه دادن اين بحث ندارم.
هر روزتان عاشورايي باد:)
اين چه واجب و توصيهاي در اسلام هست براي گريه كردن و بخشوده شدن گناهان،بدون دانستن علت و فلسفهي ماجرا؟ آيا فقط بخاطر اينكه خداوند بخيل نيست و گناهان بلاخره بايد پاك بشن و چه راهي بهتر از زنجير زدن و قيمه خوردن!؟ بنظر من در بحث برپايي عزاداري و زنده نگه داشتن اين آيين، در هدف جابجايي رخ داده و ديگر هيچ.يعني اينكه محور رفتار شركت كنندگان،محوري احساسي شده و از عزت جنبههاي منطقي و عقلاني ماجرا كاسته شده. حال در اين بين يكسري به عنوان شركت در كارناوال حضور پيدا ميكنن،چرا كه مراسم بسيار شبيه به اجراي آهنگي با همان ضربآهنگهاي دسيكو ها، و رفتار و حركتهاي بدن هم بدتر از آن حركتهاي توي ديسكوست. اين دسته افراد را كه ميبيني،انگار قبل از آمدن ايكس زدهاند! سري ديگر هم با نيت عزاداري و يك آيين شيعي شركت ميكنند و اصولا به اين آهنگهاي پست مدرن حزباللهي گوش نميدهند و شنيدهها و يافتههاي پيشين خود را مرور كرده و سعي در رسيدن به مفهوم واقعهي كربلا ميكنند.
مشكل اينجاست كه شمار دستهي دوم به ٣١٣ تا هم نميرسد...
جالب اين وسط يكسري هم اظهار عشق به امام ميكنند كه واضح است كه خودشان هم نميفهمند كه واقعا چكار ميكنن يا اصلا چي مي گن!
مثل اين است كه شما با ماشينهاي فرمول١ بخواهيد كه زميني را بيل بزنيد(شخم هم نه!)، در اين بين يك concept جديدي ايجاد ميشه كه هركي خواست، هر برداشتي از اون ميكنه! عشقي كه فقط طبق تقويم هجري، در روزهاي مشخصي مي زنه بيرون.
يعني ديگه از اين احساسيتر و عوامانهتر ممكن نيست!
ازشون هم كه بپرسي اين بقول خودشون ”عشق حسين” چيه، انگار كه يك مسالهي كاملا بديهي رو نميدوني.
چند درصد از تكيهها و محافل ميآن و به جنبههاي ديگه ميپردازن؟ اينكه آخه چجوري يك عده قانع شدن مقابل امام بايستند؛چرا امام اينقدر هزينه كردند؟ علياصغر ٦ ماهه،قاسم، ديگر جوانان اسلام... همين فقط براي اينكه الان ما بشينيم گريه كنيم؟ همين كه قانع شيم كه آقا شيعه چقد مظلوم است؟ جهودها هم اظهار مظلوميت كردند، ولي پشت سرش ماتحت دنيا رو هم پاره كردند. ولي ما...! در واقعهي كربلا، فاز مظلوميت بهتندي سپري شد و چيزي نگذشت كه بازماندگان واقعه شروع به سخنراني و رهبري ديگر مسلمانان كردند.حالا چرا جواب نداد من نميدونم(شايدم جواب داد و دوباره من نميدونم!).
اسلام و عاشورا آيا همينه؟ بيا! اينم نتيجش؛ در يك بهشت بريني زندگي مي كنيم كه خدايي لنگه نداره.
همهي آن چه نوشتي درست. اما با ناراحتي و چرا اين طور شده و شورش را درآوردهاند، هيچ چيز تغيير نميكند. جامعه واقعا يك موجود زنده است و كار خودش را ميكند. براي جامعهي ما همين مختصاتي كه در آن واقع شدهايم، محرم و عاشورا همين كاركرد را دارد كه ميبينيد. تأثيرش هم فعلا همين است. مداحيهاي خوشگل، نازنازي و يا پرشور و عاشقپيشه!! ناهار درست كردن، دور هم نشستن، گپ زدن، از خاطرات گفتن، احساس همبستگي و يكي شدن داشتن، تقويت انسجام اجتماعي، سرگرم شدن و يكي دو روزي كمتر به دور كار خلاف پيچيدن، اما همچنان بازار دروغ و غيبت و تهمت گرم بودن.
راستي بياييم از خود سؤال كنيم اكنون و در اين زمانهاي كه ما ايستادهايم، با همهي خصوصياتش كه اگر بخواهم بنويسم طولاني ميشود، چه نيازي است به حسين؟ شريعتي اين پرسش را براي علي طرح كرد و پاسخ گفت، و ما بايد براي اين پاسخي بيابيم، والا نميتوانيم زياد به دور و بر او بچرخيم و بايد بگذاريم ماجرا به صورت عوامانهاش ادامه يابد.
از اين نظر با هم خيلي اختلاف سليقه داريم اقاي الپر ! ولي يك سري عكس از ‘اشوراي امسال گرفتم ..ببيني بد نيست
سلام و متشكر از بحثي كه مطرح كرديد. نمي دانم اين روزها سري به حسينيه ارشاد زديد يا نه (سخنراني آقاجري بود و اشكوري و حقيقت جو و كديور و بسيار هم جذاب بود) بقول مجري آن برنامه تمام اين سالها فقط زخمهاي امام حسين را نشانمان داده اند و بزرگترين رنج او را تشنگي جلوه داده اند . چطور مي شود از آدمهايي كه اين همه سال از عاشورا فقط همين قدر اطلاعات داشته اند ، انتظار داشت بجز قيمه پلو و گريه ، تاثير ديگري از عاشورا بپذيرند؟
با امين خان موافقم. هرچند كه مراسم آييني عاشورا جنبه سياسي و بهتره بگم يادآوري داشته، مراسمي كه حاوي پيامي هستش كه در طول دوران پيرايه هايي به خودش گرفته ولي بالاخره بايد در گذر زمان، جنبه هاي عقلاني اون هم تقويت بشن. .حالا يكي با جنبه عرفاني ش حال ميكنه..خب بذار بكنه! يكي با جنبه ي آييني ش حال ميكنه..خب چه عيبي داره؟ ولي همون بحث نهادينه شدن اين روحيه هستش كه مي بينيم به جووناي ايروني چنان روحيه اي ميده كه هشت سال با دست خالي مي جنگند و انكار كردن اين حقيقت بي انصافيه..قبول دارم كه عشق به ميهن، عيسوي و مسلمان و زرتشتي رو به صحنه آورد و حتي شايد خيلي انگيزه هاي ديگه، خيلي آدمهاي ديگه رو. ولي منصف باشيم و حقيقت تاريخ رو انكار نكنيم كه چشم سرخ شيعه (همون اصطلاحي كه در نشست تل آويو بكار برده شده) بزرگترين عامل مبارزه طلبي و حق خواهي اون بوده. حالا اگه زنگار بسته و در حال استحاله شدنه اين آيين، وظيفه روشنفكرهاي قومه كه تعديلش كنند. خود مرحوم علامه محمدتقي جعفري با بسياري از اين مراسم مشكل داشتند. در طول اين 1000 سال گاهي به اقتضاي زمان، احساس بر عقل غلبه داشته ولي عصر حاضر ما عصر پررنگ كردن عقلانيت هستش در عين حال كه همون احساس خفته در بطن ماجرا باعث جاودانگي اون شده. چرا بعضي افسانه ها جاودانه هستند؟ جاودانگي عاشورا بيشتر به خاطر جنبه انساني ش بوده تا جنبه ديني .. چرا كه خيلي هموطنان عيسوي و كليمي و ... هم داريم كه حسين رو دوست دارند...به عنوان قديسي كه شايد مذهبش هم متفاوت با مذهب اوناست..آزادگي مذهب نمي شناسه..آزادگي خودش يك مذهبه و عاشورا اولين و آخرين حماسه آزاديخواهي در تاريخ نيست ولي اونچه كه مهمه شيعه اون رو به عنوان سمبلي از آزاديخواهي سرمشق خودش قرار داده..ضمن اينكه نقد چگونگي نمايش اين مفهوم و پياده سازي هاي آييني اون رو طبيعي و قابل قبول مي دونم و اصلآ بايد همينطور باشه..نمي دونم آيا اعتراض به اصل و هسته ماجرا منصفانه هست؟
نيماي عزيز, من نظرم اين هست كه ما لازم نيست براي هر اتفاقي كه افتاده يك دليل و "تلقي" زيبا بياوريم.
ما اگر كلام و محتواي گفته ي سعدي را بگيريم و توجهي به ظاهر نداشته باشيم و براي هر كار و هر عملي كه سعدي در كلامش به كار برده, دليلي درست يا غلط ندهيم, چيزي را از دست نداديم. اين "تفكر" است كه مورد نقد منه. ما بايد انتخاب كنيم و اولويت بندي بكنيم. ما بايد به حقيقت دين بنگريم يا ظاهر دين؟ اين دين و اين مكتب مي تونست توسط يك خانم در آمريكا در قرن 19 ام به مردم عرضه ميشد. به نظر من و البته بر اساس منطق من, حقيقت دين از ظاهر دين و داستان و زمينه ي تاريخي آن ارجحيت دارد.
مرسی میلاد. کاملآ درسته. من هم باهات موافقم. ولی این هم باید مد نظر باشه که آیا توجه به آیین و جنبه ظاهری در عرض توجه به معنی وحقیقت هستش یا در طول اون. اگر این رابطه طولی بود، بله و صد البته که باید اولویت رو به حقیقت داد. ولی واقعیت امر اینه که توجه به برخی آیین ها که صد در صد هم جنبه مذهبی ندارن، هیچ خللی در شناخت کنه و حقیقت دین ایجاد نمی کنه، مگر اینکه اونقدر زنگار گرفته باشه که جنبه استحاله کردن پیدا کنه. بله، نقشی که معرفت دینی ایفا میتونه بکنه، جلوگیری از زنگار گرفتن آیین ها و حرکات سمبولیک هستش. چون بخواهیم و نخواهیم حرکات سمبولیک در هر مرام و مکتبی هستش.
آقا اصلا چه زوريه؟! من ديگه نميدونم جاش كجاست؟ تو ميدوني؟ گم شدم. گم شده. ولي داري زور ميزني. داري از وسط شروع ميكني برادر از وسط! 3 روز كامل تو خونه اينترنت بازي كردم. تو هم كه قربونت برم يه زنگ نميزني. با اون روزنامهات كه توش مثل سگ ميموني! چاكريم.
Saman khaye mali mortazavi roo kardy block shodi!
كمي تا قسمتي ابري و در بيشتر نقاط باشما موافقم! راستي الان دارم اقبال مي خونم. قسمت لينك كاغذي!
فرديت يك ايراني آنقدر ضعيف شده كه يك انسان مانند خود را (حسين) كه شايد خودش از او هم آزاده تر باشد تا حد جنون ميپرستد
توی تلوزیون داشتند با یکی از مداحان مصاحبه می کردند و از ایشان راجع به عاشورا پرسیدن و جوابش تا شب مرا خنداند// گفت: جریانِ حسین و یزید یه چیزی شبیهه همان هابیل و قابیل بود دیکهههههههههههههه
جه اشكالي داره به سبك فريدون نوحه خونده بشه ؟
احسنت بر نيما قربون دهنت
|