آقا به خدا اينطوري نيست كه آقاي دكتر معين يا اصلاحطلبها بلد نباشن سايتشون رو نگه دارن. در بدترين حالت، مشكل رو از من و ديگراني بدونيد كه كارمون رو خوب بلد نيستيم. (باز معرفت من كه حاضرم مسئوليت بپذيرم!) اين يكي دو روزه اعصابم حسابي خورد بوده، اما كاري هم نميتونستم بكنم. عيد نوروز اين بدي ها رو هم داره ديگه، از جمله اينكه زندگي كاري كلا فلج ميشه.
اصل مشكل وبلاگ دكتر معين (drmoeen.ir) اينه كه در ايران يه تعطيلات دو سه هفتهاي وجود داره كه اقتصاد و تكنولوژي ايران رو تعطيل مي كنه. بعد يه آدم بيكار ميگه بذار كارها رو بيشتر از اين عقب نندازيم، مياد همون روزهاي اول عيد كه همه رفتن دنبال كارهاي خودشون و مسافرت و غيره، ميشينه پاي كار راهاندازي وبلاگ. بعد يه روز صبح كه تا نصفهشب قبلش بيدار بوده و داشته با فوتوبلاگ دست و پنجه نرم ميكرده، يهو ميبينه پهناي باند سايت تموم شده. خودشو خفه ميكنه، زنگ ميزنه به همه، يكي اينور ايرانه، يكي اونور ايرانه، آخرش ختم ميشه به يه برادر كه فقط اون ميتونه كمك كنه. اون كجاست؟ موبايل آنتن نميده. بعد كه آنتن ميده، جواب نميده. بعد كه كميته تحقيق و تفحص تشكيل ميشه، مشخص ميشه كه برادر تشريف بردند خارج از كشور! موقع پز متهم بودن كه ميشه، ميگه من ممنوع الخروجم! حالا كه كارش داريم، گذاشته رفته خارج از كشور. اي بري كه ديگه برنكردي!!
خب ديگه. شباهت اصلاحطلبها با اونوريها در اينه كه اندازه شعور ضربدر پول هردوشون ميشه يه عدد ثابت! كه هرچي اينا شعور بيشتر دارن، پول كمتري هم دارن. البته فرقشون هم اينه كه فهم و شعور اينها يه سقفي داره كه پول اونها نداره!! و صد البته ما هم ميتونيم آرزو كنيم كه اي كاش مثل برادران لاريجاني به منبع كر وصل بوديم، از يك طرف صدا و سيما و از طرف ديگه فيزيك نظري. اما نيستيم و الان بايد لنگ چند گيگ پهناي باند باشيم.
خلاصه به «گير نده» هاي خودتون دست نزنيد كه اشكال از فرستنده ست. گرچه هودر و ياسر و ديگران يه حالي بهمون دادن، يا در واقع به دكتر معين بندهخدا كه الان مسافرته و روحش هم خبر نداره. البته حق دارند احتمالا، و صد البته من هم اگر با تمام حرفهاي اين مشاركتيها قانع بشم، اين سؤال برام باقيه كه اينها كه چند سال در دولت قدرت داشتند، چرا الان بايد وضع ماليشون اينقدر خراب باشه؟! من هم ميدونم كه با وجود اون جناب مرتضوي و تجربههاي قبلي هيچ هاست درست و حسابي حاضر نيست راحت باهاشون كار كنه، اما به نظر مياد كه تكنولوژي يك كمي پيشرفت كرده و راههاي زيادي براي رسيدن به خدا و اينترنت هست كه بايد امتحان بشه. فقط كمي بايد به خودشون تكون بدن. آيا حالش رو دارن؟! اگه داشته باشن، آدم ميتونه اعتماد كنه كه بعدا حال تكون دادن به ساختارهاي پوسيده حكومت رو هم داشته خواهند بود! تا ببينيم...
و اما يك انتقاد متقابل. با همه حرف و حديثها، من خوب ميدونم كه در بين وبلاگنويسها و اينترنتيها كساني كه از لحاظ فكري به معين و مشاركت نزديكاند، كم نيستند. اما تنها الگوي رفتار و كاري كه بلدند، انتقاد كردنه. گاهي اوقات اينطرف هم اينقدر شاكي ميشن كه مثل جلاييپور برميگردند ميگن شما غر ميزنيد و... . حالا دوستان به من جواب بدن كه غير از جناح راست ايران و نظاير اينها در جهان سوم، كجاي دنيا احزاب همه كارهاشون رو با پول و ولخرجي انجام ميدن؟ نصف كارهاي احزاب مهم دنيا داوطلبانه انجام ميشه، توسط اعضاي اصلي، سازماندهيهاي فصلي، NGO هاي اقماري، هواداران مقطعي و... . حالا خداوكيلي، وقتي دوستان طراحي نه چندان خوب سايت ايرانيان رو ديدند، آيا بجز انتقاد و غر زدن كار ديگهاي به ذهنشون اومد؟ كساني كه انتظار دارند معين اگر رئيسجمهور شد از حقوق اينترنتيها دفاع كنه و IT رو توسعه بده و اگه بعدا اسم يه سايت رو هم اشتباه بگه اينترنت رو روي سرش خراب ميكنن، آيا يك قدم براي كمك بهش و بهشون، لااقل در فضاي اينترنت، برداشتهاند؟ اصلا بسم الله، شما كه ميگيد اينها هنوز عقباند و سنتياند، آيا هيچ تلاشي براي مدرن كردن اينها كردهايد؟ بين اينهمه آدم مدعي و پرهياهو، غير از حنيف و من و يكي دو نفر ديگه، كي كار كرد كه دو تا اصلاحطلب بيان توي اينترنت و با فضاي وبلاگها آشنا بشن؟
دلم پره... بگذريم. اما من منتظر ايميلهاي دوستان ميمونم تا ببينم در دعواي پريشب من با دايي جان كدوم راست ميگفتيم. ايشون ميگفت از اون جوونهاي بيست ساله دوران جنگ كه فرمانده لشكر ميشدن، اين روزها به استثنا هم پيدا نميشه، و من ميگفتم فرصت ندادين و سركوب كردين و از اين حرفها. واقعا نميدونم اگر ماها هم فرصت داشتيم، ميتونستيم (حالا البته نه به قيمت جون هزاران شهيد) يه لشكر رو اداره كنيم؟