پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۲۷ اردیبهشت

نامه چند صد نفري تحريميان كه ديروز منتشر شد، تقريبا عمده‌ترين تحركي بوده كه از جانب اين ضلع از آرايش سياسي كشور ديده شده. چند ماه قبل از اين هم، همين جمع با چيزي حدود همين تعداد امضا يا كمتر، نامه‌اي را منتشر كرده بودند درباره لزوم انتخابات آزاد.

كاري كه اصلاح طلبان، خصوصا سازمان مجاهدين و آقاي دكتر جلايي پور، درباره اين بخش از سياسيون جامعه انجام دادند، برخورد جالب و خوبي بود. آنها از اواخر سال 83 يك مدل تحليلي را ارائه دادند كه چهار ضلع داشت: اصولگرايان، رفسنجانيان، اصلاح طلبان، تحريميان. بيان اين الگو هم باعث شد كه تحريمي‌ها به عنوان يك گروه موجود و مؤثر، «در زبان عمومي سياسي» به رسميت شناخته شوند و هم به عنوان يكي از بازيگران صحنه مورد توجه قرار بگيرند. شبيه اين اتفاق در سالهاي 75 و 76 درباره چهار گروه راست سنتي، راست مدرن، چپ و چپ جديد هم رخ داده بود. تحليل ابتدا ارائه شده بود، و سپس بر واقعيت هم تأثير گذاشته بود!

اما نامه تحريميان. اين نامه از چند جهت حاوي مشكل و تناقض است.زمان صدور آن و تركيب امضاهاي آن هم اين تناقض را ناجورتر مي‌كند.

اولا نام اين نامه را نبايد نامه فعالان سياسي گذاشت. اين نامه، بيشتر نامه جمع كثير و متنوعي از «منفعلان سياسي» است. فعال سياسي كه وقتي هنوز نه به دار است و نه به بار، نتيجه‌گيري نمي‌كند. يا بر اساس اينكه «هيچگونه نشانه‌اي دال بر تغيير روش حاكميت، به شكلي كيفي، به چشم نمي‌خورد» داوري نمي‌كند و راه خود را به سادگي و بي‌مقدمه جدا نمي‌سازد. پس يك مشكل نامه، زمان انتشار آن است. در حالي كه هنوز هيچ اتفاق جديدي نيفتاده، چه مي‌شود كه اين نامه منتشر مي‌شود؟ آيا به صرف اينكه تعداد امضاهاي نامه ما «خيلي» شد، بايد اعلام موضع كنيم؟! تنها تغيير احتمالي كه در هفته‌هاي اخير رخ داده را شايد بتوان مرتبط با صحبتهاي رهبر در كرمان دانست. از آن صحبت كه مثل هميشه برداشت‌هاي مختلفي مي‌شد كرد؛ مثل داستان نعل و ميخ. ايشان هم كه از اين حرفها زياد مي‌زنند. آيا همان چند كلمه باعث قضاوت و تصميم‌گيري نهايي اين رفقا شده؟

مشكل بعدي نامه اين است كه نسبت خود را با نامه قبلي مشخص نمي‌كند. همين جمع قبلا نوشته بودند كه انتخابات آزاد برگزار كنيد. خواسته‌هاي مشخصي را مطرح و ريز كرده بودند؟ آيا واقعا هيج بخشي از آن خواسته‌ها رو به تحقق نرفت؟ مثلا آيا صدا و سيما به غلامعباس توسلي تريبون نداد؟ همين امروز يا ديروز صبح رضا خاتمي رفته بود براي فيلمبرداري تلويزيوني. يا نكند اين رفقا انتظار دارند كه نظام بيايد بگويد: عزيزان، خواهران، برادران، بياييد اين قانون اساسي ما را هخر طوري كه مي‌خواهيد بنويسيد! بياييد ما را از رنج بي‌حساب بي‌حقوق‌بشري نجات دهيد!

مشكل بعدي نامه، تركيب متناقض امضاكنندگان است. از اسم زرافشان و اميرانتظام دربند پاي اين نامه هست تا اسم يكسري اعضاي شوراي مركزي و عمومي تحكيم علامه، از بچه‌هاي ادوار تحكيم تا بچه‌هاي طبرزدي، حسين مجاهد و محمود يگانلي مشاركتي تا سهيلا وحدتي مدافع آزادي جنسي. اصرار ندارم كه لزوما امضاكنندگان يك نامه بايد از يك حزب يا طيف سياسي باشند، اما نبايد صد و هشتاد درجه هم با هم اختلاف داشته باشند. اشتراك بر سر انتخابات آزاد خوب است، اما شرط مي‌بندم همين 500 نفر را اگر كنار هم بنشانيد تا انتخابات را آزاد برگزار كنند، نصفشان نصف ديگر را مي‌بلعند!

مشكل بعدي، بي‌هويتي يا چند هويتي بعضي از امضاكنندگان است. مشكل بعدي، اين است كه بعضي افراد اين ليست تا جايي كه خود من خبر دارم، در ستاد انتخاباتي آقاي هاشمي فعاليت دارند. بالاخره نمي‌شود يكي به نعل زد و نعل را به ميخ!! مشكل بعدي اين است كه بعضي از آدمهاي اين ليست توجه نمي‌كنند كه آدم نمي‌تواند به طور همزمان هم انتخابات زا تحريم كند و هم براي يك كانديدا كار كند. اين به طرفداران معين هم وارد است. باز دم حسين مجاهد گرم، كه وقتي مشي سياسي‌اش عوض شد، از حزب بيرون رفت. اما من به رغم ارادتي كه به خانم داوودي دارم، واقعا در عجبم كه چطور مي‌شود يكي هم تحريمي باشد، هم پاي ثابت جلسات كميسيون سياسي ستاد دكتر معين!

و جلسات؛ چه جلساتي! صحنه‌اي را تصور كنيد كه حجاريان دارد از خاتمي انتقاد مي‌كند و لطف الله ميثمي به شدت از خاتمي دفاع مي‌كند! يا عليرضا رجايي شده مدافع خاتمي، آن‌وقت يكي كه اگر دولت خاتمي نبود، الان نان شب نداشت، مي‌گويد اصلاحات خاتمي مرد، زنده باد بقيه قضايا!! حال توضيح بقيه ماجرا را هم ندارم.

بگذريم. ما سرزمين تناقض‌هاي بزرگ هستيم، كه در نسل جديد هم دوچندان شده است. تحمل مي‌كنيم، و تلاش براي متقاعد كردن دوستانمان.

حالش را ندارم كه درباره اين نامه بيشتر بنويسم.

نظرات شما:
همین کارها را می‌کنی که هر کسی از آقای خامنه‌ای قهر می‌کند کلاه پهلوی سرش می‌گذارد و مستقیم می‌رود سراغ آقای جرج خان بوش. اگر همین امروز از حقوق آنها دفاع نکنی چگونه می‌خواهی آنها را قانع کنی فردا که رییس‌جمهور درست کردی از حقوق آنها دفاع خواهد کرد. راهش این نیست که شما به آنها می‌تازی. بایستی بکشی به گفتگو. بایستی بگویی شورای نگهبان من از همه شوراهای نگهبان جهان بهتر است، ولی فقیه من از همه فقیهان جهان ولی‌تر است. اینجور چیزها. نه خیر درست نیست. این از عدالت بیرون است. خودشان که نامزدی نمی‌توانند بدهند. شما اثبات کن نامزد شما می‌تواند آنها را هم نمایندگی کند. تازه هنوز جواب شورای نگهبان هم روشن نیست، شما به آنها چرا می‌تازی. شما از حقوق مردم دفاع کن، شما از حقوق آنها دفاع کن. شما بگو من بهترم به من رای بدهید. تریبون‌هایی را که در چهار سال گذشته در اختیارشان بود و سود نبردند نشانشان بده. آنها کسانی نیستند که در ایران و یا در خارج به آموزگاران میهن‌دوستی و منافع ملی شناسی نیاز داشته باشند. وجود آنها آبروی کشور و مردم ایران است و با آن بیانیه هم برایمان آبرو خریدند. شما برو بشین و قانعشان بکن. بکش به گفتگو. دروازه رقیب آن طرف است، چرا اینوری شوت می‌زنی.
2 # محمدرضا جلائی پور :
جالب تر اينكه نه تنها به قول تو "فعالان سياسي" بلكه امثال بهنود و ديهيمي و قادري و سازگارا و ... هم امضا نكرده بودند. تاريخ اين نامه را گاف سياسي خواهد ناميد. به نظرم امضا كنندگان اين نامه را كارشناس مسائل ايران نمي شه خوند.
3 # amin :
دقت كردي چقدر فاميلي هاي تكراري تو ليست امضاها زياده؟ ملت خوانوادگي امضا كردن! شمردم 42 نفر از اين فعالان سياسي را بيشتر نمي شناختم! با اينكه فكر كنم كمتر كسي قد من فعالان دانشجويي و سياسي رو بشناسه! چند جاي متنش هم انصافا از هر عاقل سياسي بعيده امضا كنه. واقعا هاشميان رو هم به اين شهراشوبان خيال پرداز بي بينش ترجيح مي دم! اصلاح طلبان ده برابر اينم ضعف داشته باشن تا اطلاع ثانوي به اينا (آلترناتيوهاشون) ترجيح دارن! انصافا اين جمهوري اسلامي هم شانس آورده با اين اپوزوسيون تهي مغز! ملت به معين راي بدين كه راستي ها بيان گير ليدرايي مثه اينا ميفتيم!
الپر گرامی من با این برداشتت اصلا موافق نیستم. مثال ساعت دادن تلویزیون به یک نفر و دو نفر آنهم از چرخه ی محدود قدرت با انتخاباتی آزاد خیلی فرق دارد. اما من حرف کلی تری دارم. یک روزنامه نگار خوب همیشه سعی دارد که از قدرت حاکم کنار بماند (این شامل اصلاح طلبان حکومتی هم هست) برای اینکه دید مستقل و انتقادی خودش را حفظ کند. شما با این خوشبینی و ساده کردن مسائل که داری متاسفانه زود سرخورده خواهی شد. من فکر می کنم شاید کار یک روزنامه نگار حالا باید نشاندهنده این باشد که چگونه قدرت بار دیگر در چرخه قدیمی مانده و مجالی به مردم داده نمی شو د من مدتی است که بخصوص در مورد انتخابات مطالبت را دنبال می کنم. متاسفانه شما دوستان پر صداقت از روی همان صداقتتان وامیدتان دید انتقادی خودتان را از دست داده اید. فکر می کنم نظرات آن نامه یا بینیه 565 نفر بیشتر بیان حرف مردم است تا حرفهای شما. متاسفم که به نظر من بزودی سرخورده می شوید . شما که دیگر باید بدانید که معین حتی اگر هم بخواهد قادر به عوض کردن چیزی نیست حتی در همان اصلاحات قطره چکانی. چون نه دیگر رای زیاد خاتمی پشت سرش است و نه موقعیت او را دارد . از نظر بین المللی هم چشم اروپا به امامزاده ی دیگری ست. آنها می دانند گرانیگاه قدرت کجاست. دوست من سعی کنید مستقل بمانید.شاد باشی پویا
از پرتگاه سقوط كرده اي ولي باور نداري كه به زودي به زمين مي خوري و مي پرسي چگونه است كه سايرين چنين فكر مي كنند ...هنوز فرصت هست!! يك سوال اساسي از دكتر معين 4-3 ماه پيش پرسيده بودم حالا دوباره تكرار مي كنم...صبح روز بعد از انتخابات (كه از بس برايم مهم است اصلا نمي دانم چه روزي است!) چه جوابي دارد براي خودش....مردم و طرفدارانش. اگر جوابش اين است كه به تكليف عمل كردم...همين بهتر كه كسي به او راي نداد. راستي...نكند انتظار داشتي اين جماعت بيايند از معين طرفداري كنند...زهي خوش خيالي
از پرتگاه سقوط كرده اي ولي باور نداري كه به زودي به زمين مي خوري و مي پرسي چگونه است كه سايرين چنين فكر مي كنند ...هنوز فرصت هست!! يك سوال اساسي از دكتر معين 4-3 ماه پيش پرسيده بودم حالا دوباره تكرار مي كنم...صبح روز بعد از انتخابات (كه از بس برايم مهم است اصلا نمي دانم چه روزي است!) چه جوابي دارد براي خودش....مردم و طرفدارانش. اگر جوابش اين است كه به تكليف عمل كردم...همين بهتر كه كسي به او راي نداد. راستي...نكند انتظار داشتي اين جماعت بيايند از معين
با برداشتتان موافقم البته شناختي نسبت به كساني كه نام برده شد ندارم ولي هم از توبره و هم از آخور خوردن هميشه مذموم بوده است
///لام... نمي دونم چرا من مخالف تحريم انتخاباتم ! شايد خيلي خوش باورم
الپر جان؛ به نظرم داری اشتباه می‌روی. زياد هم داری اشتباه می‌روی. عزيز جان، تو که روزنامه‌نگاری بيا و يک لطفی کن و کاری که من خيلی دوست دارم انجام دهم را انجام بده: ليست‌ای از مقامات، از رده‌ی معاونت سازمان‌ها و شرکت‌های دولت‌ای يا شرکت‌هايی مانند پتروپارس و از اين دست که مثلن خصوصی هستند تهيه کن. بعد يک بررسی انجام بده که اين حضرات قبلن کجا بوده‌اند. به نتايج جالب‌ای می‌رسی. اگر هنوز نفهميده‌ای که قدرت اصلی در اين نظام از کجا سرچشمه می‌گيرد، اين کار شايد کمی به‌ات کمک کند. اصلاح طلب و افراط گرا و راستِ خال‌خالی و چپ راه‌راه يعنی چه؟ بازی خوردن و بازی کردن بس نيست؟ تو که ديگر بايد عقل‌ات برسد. مگر اين که بپذيريم که متأسفانه صداقت‌ات را از دست داده‌ای و خودت می‌خواهی وارد بازی شوی. ولی نظر مرا بخواهی، برای وارد بازی حضرات شدن، وزن‌ای می‌خواهد و نيز درجه‌ای از کثافت که تو خوش‌بختانه هنوز نداری؛ يا من اين جوری فکر می‌کنم. من اگر جای تصميم‌گيرنده‌گان نظام بودم، نه تنها کسی را رد صلاحيت نمی‌کردم، که برای هر کدام‌شان هم يک کانال تلويزيونی درست می‌کردم که بيايند از صبح تا شب حرف بزنند تا ساده‌انديشانی مثل تو را بيش‌تر و بيش‌تر جذب کنم. عزيزم، ديگر به چه زبانی خودشان به‌ات بگويند؟ از خامنه‌ای و خاتمی گرفته تا نماينده‌ی شاسکول آباد گفته‌اند "مهم مشارکت مردم است." از اين واضح‌تر؟ مهم مشارکت مردم است، رئيس جمهور هم خيلی مهم نيست چه کسی بشود، خاتمی با بيست و دو ميليون رأی يا الپر با بيست و دو رأی. هر دو بند کفش چپ‌مان هم نيستند، مهم آن عدد شرکت مردم در انتخابات است که به جهان نشان دهيم و بتوانيم برای ساختن بمب‌مان زمان به دست آوريم. وقتی هم که بمب را به چنگ آورديم، کسی جلودارمان نخواهد بود. شايد اين قسمت آخر از نظر من تحليل شخصی خودم باشد و قبول‌اش نداشته باشی، ولی روی بقيه‌اش فکر کن. از آن حرف‌های‌ات در مورد تحلیل و مقایسه‌ی با سال هفتاد و پنج و جناح‌بندی‌های جک درون نظام هم کلی خندیدم. تو که می‌توانی به این قشنگ‌ای جک بنویسی، چرا بی‌خود سیاسی می‌نویسی؟ در ضمن یک بار دیگر لطفن این نوشته‌ی خودت را با انصاف بخوان.
با یه بخشایی از حرفات موافقم اما به نظرم یه بخشی از حرفات با دموکراسی فاصله داشت.
11 # Mohsen :
در دفاع از انصاف و نه قاليباف! يادداشتی از محمود فرجامی http://news.gooya.com/columnists...ives/ 028918.php مرد را دردی اگر باشد خوش است...
سلام.... من يه سوال اساسي از تحريم كنندگان انتخابات دارم. اين آقايون و خانمها لطف كنن به ملت ايران بگن حالا كه ميگن راي نديم، راهكارشون براي برون رفت از انسداد سياسي و رسيدن به حداقلهاي مورد نظرشون چيه؟ رفراندوم قانون اساسي؟ چجوري؟ با اصل 177؟ يا با انقلاب و آشوب؟ اگه راه معقول و عملي اي سراغ دارن به ما هم نشون بدن... من كه كاملآ مشتاقم بدونم اينا مي خوان چي كار كنن؟
13 # سیاوش :
آقای الپر. جوان خوش خنده و بی خبر از همه جا. اين ليست که تو اسمشان را گذاشتی تحريميان ليست جبهه ملی ايران است و يادگار استقامت مردم ايران عليه استبداد شاه و شيخ. صدای خاموش مردم است از گلوی امير انتظام و ورجاوند و اديب برومند. اين صداها را به خاطر بسپار تا يک دو سال ديگر که سرخورده در گوشه ای خزيده باشی و افسوس بخوری که ای داد بی داد.
هر روز قهر با هر حركت سياسي. گرچه از همين الان وضعيت انتخابات و تاييد صلاحيت نامزدها مشخص نيست ولي مي توان حدس زد كه چه كساني رد صلاحيت مي شوند ولي با تمام اين احوال نبايد منفعل عمل كرد. نمي دانم چه دليلي دارد كه يك فعال و يا منفعل سياسي بعد از گذشت 25 سال و يا بيشتر از يك حكومت هنوز حرفهاي روز اولش را تكرار كند؟ موفق باشي
قرار نيست نهايت تغييرات انتخاباتي ايران حضور نهضت آزادي باشد كه .. قرار نيست اگر عليرضا رجايي كسي بود كه راي داديم بهش در انتخابات مجلس ششم هنوز محبوب باشد كه .. يادمان نخواهد رفت مخالفت جلايي پور و ادبيات توهين آميز سخرخيز را در قبال طرح رفراندوم (چيزي مثل خوردن استفراغ و اين ها) كه بيشتر به نظر من حكايت از مشكلات شخصي ميان سازگارا و جلايي پور در روزنامه جامعه و يا مشكلاتشان با سحرخيز و ديگر دوستان دارد.. نهايت آزادي ايران اگر حضور غلامعباس توسلي در تلويزيون و يا كانديداتوري ابراهيم يزدي باشد كه بايد فاتحه دموكراسي را خواند اين طور فكر نمي كني؟ اگر كمي به خاطر بياوريم انتخابات شورا ها را همه اين كساني كه مي گوييم در آن شركت كرده بودند و تاييد شدند ولي كسي راي نداد . فكر نمي كني مشكل در صلاحيت يا رد صلاحيت و سعه صدر نظارتي و ... نيست ؟ طرحي تازه نبايد انداخت ؟ چيزي كه اين افراد دنبال آن هستند ؟
16 # مهدي :
به نظر من صحبت هاي رهبري كاملا واضح بود و هركس قرار بود بفهمه فهميد مگر كساني كه خودشون رو به نفهمي ميزنن! از اين صحبت ها بوي انتخابات آزاد نمياد. مثل اين فرمايش گهربار!" نميگذاريم مخالفان قانون اساسي بر مسند نظام اسلامي بنشينند"( نقل به مضمون) از صحبت هاي رهبر ميشد فهميد كه معين احراز! صلاحيت نخواهد شدو....
17 # مهدخت :
بارک الله الپر! آفرين بر تو با اين حرفت که «از اسم زرافشان و اميرانتظام دربند پاي اين نامه هست تا اسم يكسري اعضاي شوراي مركزي و عمومي تحكيم علامه، از بچه‌هاي ادوار تحكيم تا بچه‌هاي طبرزدي، حسين مجاهد و محمود يگانلي مشاركتي تا سهيلا وحدتي مدافع آزادي جنسي» درست پا جای پای انصار حزب الله گذاشتی. به جرگه ايدئولوژی پرستان و به حلقه متعصبان حزبی خوش آمدی. آينه هميشه با خودت داشته باش تا وقتی چنين مطالبی می نويسی پيش از آنکه پست کنی چهره ات را نگاه کن که چگونه داری سقوط می کنی به قهقرای شخصيت پرستی. ديروز آيت الله خمينی امروز دکتر معين.
18 # سهراب :
در بدبختي ما همين بس كه حافظه تاريخي نداريم والا مومن از يه سوراخ ده بار گزيده نمي شود. 28 خرداد با هم مي خوانيم بيانيه رو
19 # imani :
salam doste man Entekhabat 84 dar in site: http://www.naghdwebnevesht.persianblog.com bye
سلام.پيگيري خبر مجتبي را بخونيد http://www.hatefnews.com/Hatef_News.aspx?Id=1605
به همان سادگی که کلاغ سال خورده با نخستين سوت قطار سقف واگن متروک را ترک می گويد ...
22 # شهریار :
انفعال حق شهروندی است همانگونه که هیزم بیار و آلتِ فعلِ معرکه انتصابات بازی بودن است.
23 # یه رفیق غیر از اون رفقا :
1- الپر، ما بالاخره نفهميدم، تو توي ستاد معين کار ميکني يا لاريجاني؟ اين جمله رو يه بار ديگه بخون. "... سهيلا وحدتي مدافع آزادي جنسي." منظورت اينه که خيلي بده يه نفر مدافع آزادي جنسي باشه؟ جدا" نظرت اينه؟ ميشه موضعت رو مشخص کني. يه نگاهي به جامعه بنداز. 2- ... مرتبط با صحبتهاي رهبر در كرمان دانست ... مثل داستان نعل و ميخ. ايشان هم كه از اين حرفها زياد مي‌زنند. آيا همان چند كلمه باعث قضاوت و تصميم‌گيري نهايي اين رفقا شده؟ منظورت از اينکه از اين حرفها زياد ميزنند چيه؟ لابد اين نعل و ميخ هم مثل حکم حکومتيه راجع به قانون مطبوعات. البته که اينکه نبايد باعث تصميم گيري رفقا بشه که. يا مثلا" به نعل و به ميخ زدن و دستور صريح براي تعطيلي فله اي روزنامه ها. اتفاقا" اونم حرف زياد جدي نبود. فقط يه عده خبر نگار معلوم الحال بي ادب موافق آزادي جنسي، بي کار شدن، يه عده هم رفتن زندان تا ياد بگيرن که خبرنگار نبايد حرف گنده تر از دهنش بزنه. خوب البته ايشون از اين حرفا زياد ميزنن. اشکالي نداره که. بعضي ها اين حرفا رو جدي ميگيرن و اجرا ميکنن. اونم اشکالي نداره. الپر عزيز! اصلاح طلبا اون روزي که کروبي رو به عنوان رئيس انتخاب کردن، و نهايتا" هيچ حرکتي در برابر حکم حکومتي نکردن، بايد فکر امروز بودن که آقاي محمدرضا خان خاتمي، قسم آيه ميده که ما تضمين ميکنيم که فلان، ما تضمين ميکنيم که بيسار. اگر ميتونستيد اينکارا رو بکنيد، که اون موقع که مجلس و شوراي شهر و رياست جمهوري و 20 ميليون راي داشتن کاري ميکردن. آقاي الپر، با مجلس فعلي، اگر بر فرض محال آقاي معين انتخاب شد، چنتا از وزيراشو ميتونه خودش انتخاب کنه و راي بياره. لابد اون موقع هم ميگه، اشکالي نداره، ما هدفمون خدمته! با همين وزيراي انتصابي بالاخره اصلاحات رو پيش ميبريم!
24 # پيام :
آقا خيلي بي انصاف شدي يعني هر كسي كه با جنابعالي موافق نيست از مرحله پرته و چيزي سرش نميشه؟ الپر جان اين جناب معين شما و دوستانشون حتي الان براي راي گرفتن هم كه شده جواب سوالهاي مردم رو نميدهند ديدي تاج زاده چه عصبي جواب خشايار ديهيمي رو داده بود؟ شماها ميگيد بياييد به ما راي بديد بعد ما به حرفهاي شما گوش ميديم. الپر جان من به اين جماعت اعتماد ندارم جالب اينكه حضرات هم اصلا براشون مهم نيست كه مردم اعتمادشون رو به اونها از دست دادند . تا اصلاح طلبها مردم رو درك نكنند راه به جايي نمي برند. برات متاسفم با قبل ازحمايتت از معين خيلي فرق كردي ميخواي هرجور هست خودتو بر حق نشون بدي آستانه تحملت اومده پايين رسيده به سطح حكومتيها
25 # کيکاووس :
آقا جان يک مدتی چيزی ننويس. دنيا که آخر نميشه. اين مزخرفات چيه داری خورد ملت ميدی؟ خُب تو بدو برو به معين رأی بده! ديگری هم به رفسنجانی. اون يکی چی ميدونم به کی ميخواد رأی بده. يک عده ای هم نمی خوان رأی بدن. اين چه حرکت زشت و ناپسندی که تاج زاده راه انداخته و شما ها پشتش اوفتاديد. «انفعال» و «منفعل» و از اين مزخرفات. داريد يواش يواش از اين واژه ها فحش و دشنام می سازيد. دمکراسی که ميگيد و ميخواين همينه؟ اصلاً آدم بی سواد ميدونی در آغاز در آتن دمکراسی به معنای نه گفتن بود و نه آری گفتن. هر حاکمی رو که محبوبيتش بيشتر ميشد شهروندان آتن می گفتند اين آدم خطرناک است. چرا؟ چون بين مردم و توده ها محبوبيت داره. بهش «نه» می گفتند و بعد هم تبعيدش می کردند. جوان اين همه رطب و يابس ننويس برو يه کمی هم مطالعه کن تا وقتی ميگی دمکراسی معنای ابتدايی اش رو حداقل بدونی. اين همه را از سر خيرخواهی بهت ميگم. وگرنه به قول خواجه حافظ: از ما نخورده باشی!
26 # روزبه :
آلبر عزيز ميفهمم كه نگران چه هستي شايد فكر مي كني كه هر چه تحريميان بيشتر شوند تعداد آرا معين كمتر مي شود ولي آرا محافظه كارها بي تغيير مي ماند. ولي شايد اين گونه بيانيه ها هم تاثير مثبت بگذارد و كاري كند كه حضرات مجبور شوند ثابت كنند تغييري كرده و رد صلاحيت ها را كمتر كنند. پس صبور باش شايد هفته بعدي شما هم مجبور شوي آن نامه را امضا كني و يا شايد بعضي از امضا كنندگان امضا خود را پس بگيرند.
با نفس حرف‌ات (منفعل بودن تحريميان) موافق‌ام. اما ادبياتي كه به كار بردي و بعضي از استدلال‌هايي كه كردي خيلي شبيهه به كيهاني‌ها. به نظرم يه سوتي فجيع بود و بدجوري ممكنه باعث بشه به مخاطب بربخوره.
28 # محمود :
سلام علي آقا، از جانب خودم خسته نباشي مي گم.اميدوارم هميشه سرپا باشي، من كه چندان فرصتي ندارم مطالب رو دقيق بخونم ..... راستي ، تو، ياهو مسنجر چك نمي كني نه؟ راستي خبر داري كه بسيج دارن قضيه ي دانشجوهاي دوره مشترك رو بزرگ مي كنند؟
الپر عزيز ! هميشه نوشته هاي تو را بيش از همه ي اونهايي كه براي اصلاحات گريبان مي درند دوست داشته ام و علت اين امر را وابسته نبودنت به مشاركت و مجاهدين و فلان و فلان مي دانسته ام . مي دانم كه خيلي هم ارادت به اصلاح طلبها و تصميمات اونها روهم خيلي قبول نداري و يادم نرفته مجادلات چند سال پيش انجمن سياسي بي بي اس پيام رو كه در اون تو از آرامش فعال انتقاد مي كردي و من دفاع ! مي تونم هم منطق تو رو در دفاع از راي دادن به معين بپذيرم چون خودم هم تا 2-3 ماه قبل براي همه با همين منطق از راي دادن به معين دفاع مي كردم .اما اين لحن تو رو در اين مطلب نمي تونم هضم كنم . شايد انتخابات نزديكه و نتايج براي تو و فكري كه فكر مي كني به صلاح كشوره اميدوار كننده نيست و شايد هم توي بازي سياست تو هم جزو اونها شدي ... لحن نامه حزبي بود نه روشنفكرانه ...مي بخشي !
بيانيه ي شماره ي ۱ جمعي از دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشگاه آزاد را در خبرنامه‌ي دانشجويان دانشگاه آزاد بخوانيد. / كمي هم هواي دانشگاه ازادي‌ها را داشته باشيد. / يا علي
اقای الپر ضمن سلام عرض کنم این انتخابات ایران اینقدر پیچیده شده که در دنیا دها کشور انجام دادند و تقی به توقی نخورد اما مال ایران از شش ماه قبل در دنیا صدا میکنه تا شش ماه بعد هنوز سخنگوی کاخ سفید یا سولانا در اروپا چرا ؟؟؟؟ چون ایران با اسراییل مسیله داره و یهودیان در امریکا همه کاره . اگر این مسیله حل نشود انوقت نه معین ۸۰ ساله که دانشگاهی ۱۶ ساله !!!هم حرفش یا نوشته اش در روز نامه های غرب صدا میکند.برقرار باشید
32 # محمدرضا جلائی پور :
كاش اشكالات اصلي رويكرد امضا كننده ها رو مي گفتي. اين مواردي كه ذكر كردي بيشترش چندان وارد نيست و خودش خدشه پذيره. اينها ايرادات اساسي تر به تلقيشان از سياست و گذار به دموكراسي وارده- اگر رسيدم يه يادداشت در نقد اين بيانيه مي نويسم براي اقبال يا روز برات مي فرستم. بعد صحبت مي كنيم.
الپر جان راستش مانده ام که به تو چه باید گفت.فکر میکنم اگر از بد حادثه در سفره اصلاح طلبان نمک گیر نمیشدی حالا خودت کلی چماق بدست بودی.خوب با استدلال خودت اگر استدلال کنم ایرادی نمیتوان به تو گرفت.چون نان شبت را از اصلاح طلبان داری تا ابد باید تاوانش را پس دهی.کلمه تحریمیان تو آدم را یاد حرامیان میاندازد.به یادت میاورم که برخی از این حرامیان بهترین سالهای عمر خود را در زندان سپری کرده اند و برخی همچنان در زندانند.از میان این نامها میتوان فرزندانی را دید که هنوز داغ عزيزي را در سينه دارند.نقطه اشتراك اين عزيزان نه تعلق به اين حزب يا آن حزب و نه گرايشات اجتماعي آنان است.نقطه اشتراك همانا سالها بي عدالتي و ناديده گرفتن حقوق انسان است.سالهاست كه رهبر شما به نعل و به ميخ ميزند و سالهاست در به همين محور ميچرخد.حركت و فعاليت سياسي را شما حركت در تنگناي مكاني ميدانيد كه برايتان مقدور كرده اند و عجبا كه جهان را در همين چهارچوب ميبينيد.از نتايج اين افعال شما ميليونها نفر به انفعال كشيده شدند و شما با كلماتي بس نا بخردانه كساني را كه تلاش ميكنند اين خيل عظيم را از خمودي بدر آرند را منفعل ميخوانيد.شما نانتان را در آوريد و شكر صاحب خانه كنيد و زياد نگران منفعلان سياسي نباشيد.به قول شما 500 يا 600 نفرند .حيف وقت شريف نيست كه حرام اين حراميان ميكنيد.
34 # ساسان :
اصو لا هر خري مي دونه مجري انتخابات در ايران از اعتبار ساقط محسوب مي شه اما بعضيا به سنگ پاي قزوين(به خودتون ور ندارين تورو خدا) گفتن زكي ببينم چه كار مي كنيد
اينجا دانشگاه ياسوج است
36 # www.nimkat.org :
يك نيمكت. چند تا روزنامه ....روي نيمكت ما چن دقيقه بنشينيد.
هركس يك نظري داردبه هر حال منم بيشتر با تحريم كنندگان موافقم.نديدي همين آزادي هاي الكي كه تو اين 8 سال بدست آورديم رو چه راحت ازمون گرفتن.به نظر من فعاليت سياسي تو جامعه سياسي امكان پذيره .نه تو جايي كه جواب هر سوالت چوبه ي داره.دوست عزيز بهت لينك دادم اگه دوست داشتي تو هم به من لينك بده.
من شنيده بودم كه بهزاد نبوي طرفدار حمايت سازمان مجاهدين از هاشمي به جاي معين بوده ولي ديگه اين قسمت ماجرا خيلي نوبر است: http://www.9line.ir/comments.asp?id=1060
الپر جان کسی روی اسب مرده شرط نمی‌بندد، اين است که شرکت کردن يا شرکت نکردن در اين انتخابات فرقی نمی‌کند. بن‌بستی که در رابطه‌ی حکومت با مردم ايجاد شده تقريبا بخش جمهوريت نظام جمهوری اسلامی را خفه کرده. آن روز که آقای خاتمی نتوانست قانون انتخابات‌اش را تصويب کند، يا اختيارات رئيس‌جمهور منتخب مردم را در مقابل بخش غيرمنتخب افزايش دهد، همان روزی که اين اتفاق افتاد تو بايد می‌فهميدی که اين نظام، لااقل از لحاظ دموکراتيک مرده است. در نظام غيردموکراتيک کسی فعاليت سياسی نمی‌کند، چون احمقانه است، چون نتيجه‌ای ندارد. در نظام غيردموکراتيک يا فرد از نظام راضی است يا به هر حيله‌ای دنبال براندازی است، راه ديگری هم وجود ندارد. دکتر شما هم، همين دو راه را دارد و خواهی ديد اگر به راه دوم گرايش بيابد رد صلاحيت می‌شود و اگر به راه اول، از مردم رأی نمی‌گيرد. حتی اگر دکتر شما تأييد شود و رأی هم بياورد که احتمال هر دو با هم خيلی کم است، در اين نظام راه برای اصلاح بسته‌است و راهی که مانده همان است که محافظه‌کاران آن را «براندازی خاموش» يا «اصلاح‌طلبی امريکايی» می‌خوانند. نهايت اين کار اگر بخواهد با صلابت دنبال شود، استعفا و سلب صلاحيت سياسی رئيس جمهور توسط مجلس گل و بلبل است، و اگر بخواهد با وادادگی خاتمی‌وار دنبال شود نتيجه‌اش معطل شدن همه‌ی امور کشور است، چرا که حتی کار اقتصادی هم نخواهند گذاشت به اسم اين دولت تمام شود. مثلا معين آيا می‌تواند دوباره قانون انتخابات را تغيير دهد؟ اين دفعه حتی مجلس هم تصويب‌اش نمی‌کند که به رد شرعی شورای نگهبان برسد. شما به چه دل خوش کرده‌ايد خدا عالم است. شايد به اين که احمدی‌نژاد يا قالی‌باف يا هاشمی رئيس جمهور نشوند. خب بگذار بشوند، بگذار با حکومت يکدست لااقل اگر فضای سياسی و مطبوعاتی را خفه می‌کنند، کمی کارهای اقتصادی و توسعه‌ای عوض‌اش بکنند. بگذار بدون ترس از اصلاح‌طلب‌ها بروند با امريکا مذاکره کنند و اسرائيل را شناسايی کنند. دکتر شما کدام يک از اينها را می‌تواند قول بدهد؟ اصلا آیا تا بحال دکتر شما قولی داده‌است؟ نمی‌دهد بيچاره چون می‌داند مجال عمل کردن نيست. در ضمن، اگر اشتباه نکنم مسئول سايت دکتر معين تو هستی، پس چرا پيامهای قديمی را نمی‌گذاری؟ من يک پيام دادم که الآن در وبلاگم هم هست.
http://www.bahmankalbasi.blogspot.com نظر بدهي ممنون مي شوم.
41 # مجتبی :
مثل اينکه تو معنی «منفعل» و «انفعال» را هم نميدونی. يک عده که ميان همچين بيانيه ای در اين اوضاع و احوال ميدن و حرفهاشونو ميزنن که ديگه «منفعل» نيستند آدم حسابی! اين عده ميگن «مشارکت حداکثری برای اين نظام مشروعيت مياره». درست هم ميگن. الان شيطون هم خودشو نامزد کنه و حاکميت بدونه با تأئيد نامزدی شيطون «مشارکت حدااکثری» بوجود مياد حرفی نخواهد داشت قبول ميکنه. آخه آقای الپر اين مردم بيچاره چطور و با چه وسيله ای بگن بابا ما اين حاکميت و اين نظام رو نمی خواهيم. هان چطور سيگنال بدن که ما نمی خواهيم ولايت فقيه رو. بريزن تو خيابون؟ بمب گذاری کنن؟ ترور کنن؟ نه، خيالت راحت باشه از اين کارها نمی کنن. با شرکت نکردن در انتخابات حرفشونو ميزنن. همين! راستی نکنه منظورت اينه که هر کس به معين رای نده «منفعل» هست؟
42 # نيا بتي :
شرمت باد ! اول كمي حرف زدن و نوشتن معمولي يادبگير بعد به انتقاد از نظر ديگران ديگران بپرداز !درضمن در باره ي متن امضا شده جنابعالي مي توانيد در باره ي تك تك كلمات آن انتقاد كنيد نه بي شرمانه به افشاگري كثيف عليه امضا كنندگان بپردازيد ! اگر از نوشته اخير خود انتقاد نكني ترديدي نخواهد بود كه نادان نيستي و با جانيان حاكم نرد عشق مي ورزي.
بسم الله همينك نيازمند ياري سبزتان هستم
44 # یک بد سکتور :
فکر می کنم دوستان تحریمی جز زمین زدن دکتر معین و یا مشارکت برنامه ای ندارند.قصه قطار دودی شاه عبدالعظیم است که تا وقتی ایستاده بود کسی کارش نداشت تا حرکت می کرد مردم سنگش می زدند. راستی دوستانی که انتخابات شوراها را تحریم کردند آنقدر جرات وصداقت دارندکه مسئولیت کارهای احمدی نژاد را بپذیرند. عمل سیاسی غیر از وبلاگ مسئولیت پذیری هم لازم دارد. و فقط حاکمیت نیست که باید مسئولیت بپذیرد. اپوزیسیون نیز همن گونه است. متاسفانه اپوزیسیون در ایران یک خورده ای نسبت به نتایج راهبردهای پیشنهادی اش بی مسئولیت است. یک بد سکتور |
45 # behdad :
your critics is in lompan style ,more logical and sientific make your tex valuable. good luk
46 # ali :
انتخابات در ايران مطلقا تحريم پذير نيست.چون: 1-بر اساس آمارهاي انتخابات از سال 76 تا 83 جناح راست بطور ثابت حدود 9 ميليون راي دهنده دارد يعني 20% از كل واجدين شرايط(45ميليون نفر). 2-بر اساس آمار انتخابات مجلس هفتم كه كم فروغترين انتخابات اين سالها براي اصلاح طلبان بود اصلاح طلبان 30 كرسي از 290 كرسي مجلس را بدست آوردند.يعني 10% از راي دهندگان و با توجه به شركت 50 درصدي مردم در اين انتخابات 5% كل آراي واجدين شرايط. 3-عده قابل ملاحظه اي از مردم(نظير نظاميان-كارمندان-كنكوري ها) به تصور ضرورت وجود مهر انتخابات در شناسنامه هايشان در انتخابات شركت مي كنند. 4-عده اي از مردم بر اساس گرايش هاي قومي و براي راي به يك كانديدا راي مي دهند. 5-عده اي از مردم در زمان انتخابات تحت تاثير تبليغات در انتخابات شركت مي كنند. اگر براي كل موارد 3 -4 و 5 فقط 15%در نظر بگيريم و به 2 مورد اول كه قطعي مي باشد اضافه كنيم مي بينيم 40% مردم قطعا در هر انتخاباتي شركت مي كنند.مسلما به اين رقم تحريم گفته نمي شود. گذشته از همه اين موارد بايد ديد با تحريم انتخابات چه چيزي به دست مي آيد و چه چيز از دست مي رود. من به دلايل ذكر شده و نه بر اساس احساسات معتقدم تحريم انتخابات راه غير معقولي است.به نظر من اظهار نظر در همين انتخابات نصفه نيمه از يك تحريم توخالي بهتر است. از همه اينها كه بگذريم اين واقعيت را نبايد فراموش كنيم: ما متاسفانه هنوز ذهنيت و روش ديكتاتور ماآبانه در زندگي شخصي خود داريم و بايد به مرور زمان خود را اصلاح كنيم.تغيير ناگهاني اوضاع مملكت(كه البته محال است)اصلا به صلاح ما نيست.
فکر میکنم هر روز که جلوتر میریم از تعداد این منفعلین کاسته میشه. به نظر من با تائید صلاحیت معین این تعداد کمتر هم خواهد شد.
اگر روزی ایران انتخاباتی که مسولین دینیشان انرا واجب میشمرند تحریم شد انوقت یا ایرانی دیگر وجود نداره یا ۶۰ میلیون روشنفکر اسکاندیناوی منش تو ایران زندگی میکنند !!!!با با اگر این بوق و کرنای بی بی سی و رادیو فردا روی این دلقکها زوم نشود نام اشان را خودشان هم نمی خوانند حالا چرا ششصد نفر و چرا همان شب بی بی سی و رادیو فردا !؟؟ انرا خدا میداند
واقعا واقعا فكر ميكني اين روشها چقدر ميتواند مردم را به راي دادن و تفاوت اين كانديد با آن كانديد در كشوري كه رئيس جمهورش تداركات چي هست تشويق كند؟ يه زماني خانم فائزه هاشمي و كارگزارن خودشان پول ميدادند تا افرادچماق بدست جلساتشان را به هم بريزند و از اين طريق كلي محبوبيت كسب كردند . خانم هاشمي رفسنجاني سر همين بازيها نماينده اول تهران شد . ولي واقعا باز اين اين كارها خواهد گرفت؟!! كاش حداقل يه كم ابداعات جدتري صورت مي گرفت تو اين كارها.
50 # علي :
تو خبر 20:30 تاييد صلاحيت شده ها رو گفتن 6نفر بودن معين توش نبود
51 # جدا :
سلام حقا که نمک پرورده ای سخنگوی دولت دکتر معین !!!!
52 # کاظمی :
من فقط مي دونم اولين كساني كه آقاي هاشمي را خراب كردند اصلاح طلبان بودند. حالا كه آقاي احمدي نژاد منتخب مردم شده و اتحاد هفته آخر اين جناح نتوانست باعث جلوگيري از راي آوردن احمدي نژاد بشه اين ملت هر چه به سرشان بياد لابد حقشونه در هر صورت اقاي هاشمي بعد از انتخابات براي ما عزيزتره.