۶ خرداد
امروز با كلي دشواري به كنگره حاميان معين رفتم و بعد هم يك سري به دوستانم در ستاد نسيم زدم. درباره هركدام يك لينك را داشته باشيد. اولي متني است كه نوشته بودم براي صحبت در كنگره، كه بخشهايي از آن را فرصت شد بگويم و بيشتر به آمار بازديدكندههاي وبلاگ دكتر و سايتهاي رويداد و اقبال اشاره و تحليلشان كردم. خودم از بريده بريده حرف زدنم اعصابم خورد شده بود، چه برسه به ملت! ولي خب تحمل كردند و گوش دادند. طرح بعدي هم درباره برنامه «پاسداشت آزادي» است، كه فردا دربارهاش و درباره «ستاد نسيم» به تفصيل خواهم نوشت. اگر تهراني هستيد، از دست ندهيد.
هجده دليل براي: ايستادگي تا آخر! چرا دكتر معين بايد بيايد و محكم هم بيايد؟ [PDF]

ماشالا. به گمان من، هر تصمیمی که دکتر معین بگیرد، نامه سرگشاده به رهبری را بایستی فراموش کنی. نه دلیلی دارد، نه ضرورتی و نه دستاوردی. داور مردمند نه جنتی و نه رهبری. اگر ایشان تصمیم به ماندن در رقابتها بگیرند، همه این حرفها را بایستی به مردم گفت تا داوری کنند. مسوول اجرای قانون اساسی خاتمی رییس جمهور است، وقتی او اعلام میکند کار ضد قانون اساسی نشده، جنتی هر چه خواست بگوید.
سلام. الپر عزيز از اين كه اينقدر سر حالي كه حالا بريده بريده هم شده مي ري توي كنگره حرف ميزني خيلي خوشحالم. شب رد صلاحيت عمده ناراحتيم واقعا از تصادف تو بود :)
انشاا... خيلي زود سر حال تر بشي. تمام دليلات خوبند. راستي تو كه الان كمتر از نصفت كار ميكنه اينقدر توپت پره اگه تموم موتور كار كني توپخونت چه خرجي داره؟؟
خوشحالم كه دوباره مي نويسي.
من هم معتقدم دكتر معين بايد بيايد البته نه عادي و سربهزير بلكه جسور .گام اول را چگونه گذاشتن مهم است
اااا ... مگه تو نشكستي؟! چطوري رفتي توي كنگره!
یعنی چی اگه تهرانی هستید؟ امیدوارم تو فكرت بوده كه بگی اگه تهران هستید!!! وگرنه خیلی زشته به خدا كه شما همه دنیا را ایران و همه ایران را تهران میدونید ...
دمت گرم الپر. اميدوارم كه موفق باشيد. كاش منهم تهران بودم و ميومدم. اينكه معين راي بياره كار سختيه ولي كار بزرگي هم هست. خيلي بايد تلاش كرد ولي شدنيه و دستاورد بسيار ارزشمندي براي جنبش دموكراسيه. اميدوارم در اين كار بزرگ و دشوارتون موفق باشيد.
سلام الپر . خوبي ؟ الپر مي دونم اين مطلب نبوي رو خوندي اما گفتم اينجا بذارم تا هم مرور كني هم بقيه بچه ها هم بخونن...........قضیه: « شورای نگهبان از میان فهرست 1014 نامزد انتخابات ریاست جمهوری نام شش تن را به عنوان واجدین صلاحیت ریاست جمهوری اعلام کرد. در پی اعلام فهرست شش تایی، رهبران اصلاح طلب، حکومت را تهدید به تحریم انتخابات کردند. گروهی از دانشجویان معترض به خیابان آمدند. همزمان، اتحادیه اروپا و کاخ سفید رد صلاحیت نامزد اصلاح طلبان را ناامید کننده خواندند. رهبری حکومت در مقابل این فشار داخلی و خارجی به سرعت واکنش نشان داد و عقب نشینی کرد. وی طی نامه ای از شورای نگهبان خواست تا در مورد صلاحیت مصطفی معین و مهرعلیزاده تجدید نظر کند. شورای نگهبان طی نامه ای اعلام کرد که صلاحیت این دو نامزد اصلاح طلب نیز تائید شده است. در پی این اتفاق نیروهای سیاسی به دو نوع واکنش نشان دادند. گروهی نامه رهبری را حکم حکومتی خواندند و از معین خواستند تا آنرا نپذیرد و از انتخابات کنار بکشد. گروهی دیگر این امر را ناشی از اشتباه شورای نگهبان دانستند و از معین خواستند تا در انتخابات شرکت کند. سووال این است: معین باید چه کند؟
شکل اول: اگر معین از صحنه انتخابات کنار برود، به این معنی است که وی رفتار شورای نگهبان را در رد صلاحیت دیگر نامزدها قانونی و درست می داند و اگر چنانچه شورای نگهبان ابتدا به ساکن صلاحیت معین را تائید می کرد، وی و حامیانش معترض رد صلاحیت دیگر نامزدها مانند دکتر یزدی و ابراهیم اصغرزاده و مهرعلیزاده و زواره ای و... نمی شدند. آیا معین شورای نگهبان را معیار صلاحیت نامزدها می داند و نظارت استصوابی را قبول دارد؟ اگر چنین است عدم مشارکت در انتخابات به منزله پذیرش قانونیت شورای نگهبان در مقابل غیرقانونی بودن حکم حکومتی است. این در حالی است که سالهاست گفته می شود اساس تعیین صلاحیت( نظارت استصوابی) از سوی شورای نگهبان برای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری غیرقانونی است.
شکل دوم: چه فرقی می کند؟ آرای شورای نگهبان در مورد تائید صلاحیت نامزدها به همان اندازه غیرقانونی است که حکم حکومتی رهبری. هر دو ناشی از اقتدار فراقانونی است و هردو خلاف قانون اساسی. مهم این نیست که رهبری حکم حکومتی داده یا شورای نگهبان اشتباه کرده، اینها مهم نیست. مهم این است که رهبری حکومت تحت فشارهای داخلی و بین المللی گامی به عقب نهاده است. وقتی رهبری گام به عقب گذاشت، معین و حامیانش اگر وارد انتخابات نشوند گامی به جلو نگذاشته اند. اما اگر از فشار سیاسی به عنوان عامل پیشبرد جنبش دموکراتیک از همین ابتدا استفاده شود، پیشروی های بعدی هم ممکن خواهد بود.
یک راه حل: اگر معین می خواهد وامدار رهبری نشود، این را باید در بیست روز آینده و از همان آغاز ریاست جمهوری انجام دهد. او باید از ابتدا اعلام کند که به قصد تغییر وضعیت، مقابله با استبداد و دفاع از آزادی و حقوق بشر آمده است و از همگان بخواهد اگر با شورای نگهبان مخالفند به او رای بدهند. اگر چنین اعلام کند، نه رهبری و نه شورای نگهبان هیچ کاری نمی توانند بکنند و در مقابل گزینش ملت میان آزادی و استبداد قرار می گیرند. حاصل این انتخابات می تواند هم اعتماد مردم را به معین نشان بدهد و هم میزان مخالفت با وضع موجود را اعلام کند.
نتیجه: معین با اعلام شعار مخالفت با وضع موجود و دفاع از آزادی و حقوق بشر به میدان خواهد آمد. اگر مشارکت مردم و اقبال عمومی به او فراوان باشد، چون شعار معین معلوم و مشخص است، پس از انتخابات رهبری و اقتدارگرایان نمی توانند مشارکت مردم در انتخابات را نشانه تائید نظام بدانند، چرا که معین قبل از انتخابات اعلام کرده است که مردم برای اعلام مخالفت با وضع موجود به او رای بدهند.
یک استثناء: معین باید تا حد امکان به دادن شعارهای رادیکال بپردازد. در این صورت ممکن است در همین روزهای انتخابات اقتدارگرایان بازی انتخابات را به هم بزنند. شرایط داخلی و بین المللی به هیچ وجه نشان نمی دهد که اقتدارگرایان شهامت به هم زدن بازی انتخابات را داشته باشند.
آیا مردم چیزی را از دست خواهند داد؟ حامیان تحریم انتخابات خواستار آن هستند که با تشویق مردم به عدم مشارکت در انتخابات نشان بدهند که تا چه حد مردم با حکومت مخالفند. اگر معین به جای کناره گیری از انتخابات و تحریم آن، از مردم بخواهد به او به عنوان یک مخالف وضع موجود و برای تغییر قانون اساسی رای بدهند، در این صورت به جای اکثریت خاموش و منفعل مخالف حکومت، میزان اکثریت آشکار و فعال مخالف حکومت شمارش می شود. ممکن است طرفداران تحریم بگویند که اگر مردم به شعارهای مخالفت معین رای بدهند و او رئیس جمهور شود، ممکن است معین نیز پس از مدتی به شعار هایش و به مردم خیانت کند. اگر این فرض را بپذیریم اصل را بر آن گذاشته ایم که یا فردای 27 خرداد هیچ کس رئیس جمهور نیست، یا این که معتقدیم یکی از آن هفت نامزد دیگر بهتر از معین است و اگر یکی از آنان روی کار بیاید به مردم خیانت نخواهد کرد . این استدلال انکار موضع تحریم است.
حرفه ای ها و آماتورها: اگر قرار است بپذیریم که رئیس جمهور آینده قرار است بار تغییر وضع حاکم را بدوش بکشد و نه اینکه رئیس مجریه وضع موجود شود، رفتار حرفه ای سیاسی حکم می کند حامیان معین وارد انتخابات شوند و به جبران مافات هشت سال گذشته، همان سیاست فشار از سوی مردم و امتیاز گرفتن از سوی منتخبین مردم را پیش ببرند، با این تفاوت که این بار باید مردم را به گروه فشار برای حکومت تبدیل کرد، از فشارهای جهانی برای تغییرات داخلی استفاده کرد و گروه اپوزیسیون که به حکومت فشار می آورند، از گروهی که وارد حکومت می شوند تا تغییرات را انجام دهند جدا باشند. این یک رفتار حرفه ای سیاسی است. اما اگر قرار است باز هم صحنه سیاسی ما محل نمایش بازی آماتورها شود، همه جور می توان بازی کرد، معین می تواند کنار بکشد، شعار بدهد، استعفا کند، فریاد بزند یا هیچ کاری نکند.
و اگر مردم رای ندادند: یک موضوع می ماند و اين که اگر مردم به شعارهای رادیکال معین رای ندادند، معلوم می شود حرف خاتمی درست است که باز هم باید فرصت داد تا مردم آگاهی یابند و در جهت خواست آزادی های مدنی جلوبروند تا این خواست در جامعه عمیق تر شود و گرنه به دست آوردن آن به هرج و مرج می کشد، وقتی که مردم هنوز آماده اش نباشد. کاری که بعد از حمله نظامی آمريکا در عراق رخ داده و هنوز در افغانستان نتيجه نداده است.
آقا جان شوما اگه وقت كردي كمي استراحت كن:)
اشکال اساسی و جدی حاميان معين، خواستن مرگ برای همسايه است و اين سوال مدام در ذهنم تکرار می شود: کسانی که مدعی دفاع از حقوق فردی جامعه هستند چگونه نسبت به رد صلاحيت دکتر ابراهيم يزدی و ديگران شاخص هيچ واکنشی نشان ندادند و در عمل ثابت کردند که فقط معين خط قرمز آنهاست. مثلا اگر دست بر قضا شورای نگهبان به جای معين مثلا هاشمی رد می شد، ( فرض محال که محال نيست) سرمستی برکناری رقيب را هم پنهان نمی کردند
سلام الپر جان
گزارش کوتاهی از مراسم دیروز نوشته ام.
با احترام
علی
فهمیدم چرا آش و لاش شدی . حالا خوبی ؟
اقا از کانادا بهت خسته نباشی عرض میکنم و برای شما وتمام اصلاح طلب ها
وحدت و همت در امریکا هم وضع دمکرات ها خوب نیست اما تلاش میکنند
مردم ایران اهل رای و حزب بازی نبودند حالا به برکت روحانیت مبارز
شده اند و شما هم استفاده کنید
کسانی که معين نامزد مطلوب آنهاست محافظهکاران امروز هستند. از محافظهکاری خود شرمنده نباشيد و سربلند بگوييد که حفظ وضع موجود را میخواهيد. توضيح بيشتر را در وبلاگم نوشتهام.
با توجه به فرمايشات گرانبهاي امام جمعه محترم اروميه حضرت حجه الاسلام والكشاورزين حسني همه بايد به آقاي رفسنجاني راي دهيم تا بمب اتم درست كند و كشاورزي را رونق دهد.
شما هم خوبت شد كه تصادف كردي
كشاورز
اين چيزي كه از زبان من نوشتن دروغ است من گفتم آقاي هاشمي مي تواند بمب اتم درست كند چرا كه اسراييل الان دارد. و گفتم زمين در كوير زياد داريم بدهند به جوانها تا دست از قرتي بازي بردارند و كشاورزي كنند. حالا برو
سلام علي!
خسته نباشي!
خيلي دوست داشتم الان ايران بودم و در ستاد انتخابات دكتر معين. با همه گلايه اي كه از اصلاح طلبان دارم برگشت دكتر معين را بهترين گزينه مي دانم بنابر دلايلي كه همه جا گفته شده !
تحريم در جامعه كنوني ايران نه به انقلاب رنگي منتهي مي شود و نه حريف را به فكر كردن مي اندازد. تنها نتيجه آن از بين رفتن گفتمان مدرني است كه با خون دل خوردن افراد زيادي چون خاتمي رايج شده است.
اگر از بيرون به جوامعي كه انقلاب هاي رنگي در آنها جواب داد بياندازيد هيچ شباهتي به ايران ندارند. در ايران هنوز اتفاقي نيافتاده چندين گروه خودشون رو وارث ايران مي دونند و مطمين باشيد حركتهاي تند باعث سر كار آمدن يك گروه خاص و حذف بقيه خواهد شد.
سلام. فقط خواستم سلامی داده باشم. امیدوارم خیلی زود، تند تند بدوی و بالا و پایین بپری!!! نوشته بودی ایمیل نزنیم و به همین خاطر تا حذف آن پیام صبر کردم. همان شب حادثه خبر را فهمیدم. از اینترنت و داوود پیگیر بودم. سلامت بمان...
سلام.خوشحالم كه سر به سلامت بردي و اميدوارم به زودي كاملا بهبود يابي.
با شركت در انتخابات يك رييس حمهور بي اختيار روي دستمان ميماند كه حتي امكانات خاتمي را هم نخواهد داشت.نظر خود معين هم منفي است به وبلاك حنيف برو ببين دكتر نظرش كاملا منفي است.شايد دكتر يك راه بيشتر نداشته باشد و آن هم ملحق شدن به طرفداران رفراندم براي تغيير قانون اساسي است.
بايد توجه كردمعين حتي اگر در انتخابات بدون هيچ شرطي هم شركت كند بر خلاف گفته هاي قبليش عمل نكرده چون خطاب حكم حكومتي رهبر شوراي نگهبان بوده نه معين.
اما از ديدگاه ديگر معين با اين چالش روبرو ست كه اگر با روح اعمال فرا قانوني مخالف است بايد ازقبول نتيجه آنها هم اجتناب كند.
به نظرم بدون توجه به هر كدام از دو ديد گاه بالا فرصتي پيش آمده تا اصلاح طلبان وبخصوص آقاي معين نه در حرف و شعار بلكه در عمل نشان دهند چقدر تواتايي وتدبير دارند و اين ملاكي است براي آنكه رفتار 4سال آينده اصلاح طلبان را پيش بيني كرد : آيا باز هم ترديد، پنهان كاري و ندانم كاري و ترس يا صداقت وشجاعت و ابتكار.
آیا شرکت نکردن در انتخابات یعنی براندازی ؟
بحث انتخابات از طب و تاب سردی برخوردار است، در عین حال اظهار نظرات مختلفی تاکنون پیرامون آن مطرح گردیده است.
نگارنده بر آن است تا با ارایه دیدگاههایی که در جامعه ایرانیها مطرح میشود(مختصر و انشاءالله مفید) به نقد آنها به پردازد.
دیدگاهها و نظرات:
اول* شرکت کردن در انتخابات تایید نظام وعملکرد مسئولان است
دوم* شرکت نکردن در انتخابات وترویج آن بر اندازی نظام است.
سوم* رای دادن به معین « نه» به آقای خامنه ای است.
چهارم* شرکت نکردن در انتخابات پیروزی حتمی سنتگرایان و قدرت طلبان است.
بررسی دیدگاهها:
در مورد دیدگاه اول و دوم این سوال مطرح است که چه معیاری وچه تعریف حقوقی تایید میکند که شرکت یا عدم شرکت بمنزله تایید یا براندازی یک نظام است؟
باید اذعان داشت که در جوامع و نظامهای کاملا دموکراسی میزان رای در انتخابات به منزله تایید یا براندازی یک نظام بحساب نمی آید بلکه بمنزله تایید یا عدم تایید فرد، برنامه و یا نوعی اعتراض بحساب میاید.
همانطور که شرکت کردن نمی تواند مطلقا مفهوم تایید یک نظام را در پی داشته باشد شرکت نکردن هم مطلقا به مفهوم براندازی نیست. اما طرفداران این دو دیدگاه از انتخابات برداشتی مطلق گرا دارند یعنی همانطور که به غلط با تعریف غیر حقوقی مشارکت حداکثری را مطلقا تایید نظام میدانند متاسفانه مشارکت حداقلی را نیز مطلقا ضد حکومت و نظام میدانند و واژه بر اندازی را بر آن اطلاق میکنند. به عبارتی زیر بنای فکری طرفداران هردو دیدگاه یکی است واز یک زاویه به مشارکت نگاه میکنند.
روشنتر اینکه اگرشورای نگهبان اجازه حضور همه سلایق را در انتخابات میداد و فرصت رقابت انسانهای زن با انسانهای مرد را از زنان نمی گرفت و یا نیروهای منتقد مثل ابراهیم یزدی را از حق انتخاب شدن محروم نمی کردند و یا پیشاپیش از سوی مقام رهبری نیروی انتظامی و یک کانال مستقل رادیو و تلویزیون به رئیس جمهور و دولت آینده واگذار میشد چیزی که اگر میشد مهندس میر حسین موسوی نیز میامد و چرای نیامدنس را از همینجا میشود فهمید...قطعا شرایط فرق میکرد و همین مردم که ترس از شرکت نکردنشان است با شوری هرچه تمامتر مشارکت حداکثری را بار دیگر به نمایش میگذاشتند. ولی چنین نکردند و با ترساندن مردم به براندازی وحمله دشمن خارجی نمی شود به مشارکت حداکثری رسید. پس شرکت یا عدم شرکت به هیچ وجه بمنزله مطلق تایید یا براندازی یک نظام محسوب نمی گردد. به عبارتی شرکت نکردن در انتخابات خود نوعی حق شهروندی و بشری است. نوعی اعتراض مسالمت آمیز است . اعتراضی است به عملکرد بد مسئولان (وافراد مسئول هم هیچوقت به معنی یک نظام در فرهنگ حقوقی محسوب نمی شوند) اعتراضی است به نحوه گزینشی نامزدان و نحوه برگزاری انتخابات. اعتراضی است به رد حقوق زنان با سپر نظارت استصوابی . همانطور که شرکت کردن حق شهروندان است شرکت نکردن هم حق آنهاست.
در یک کلام ، شرکت نکردن و حتی اعلام تحریم انتخابات به منزله اعتراض به آنچکه تاکنون بدان عمل شده است میباشد و به هیچ وجه به منزله بر اندازی نیست . وآنکس که گفته است تشویق به شرکت نکردن یعنی بر اندازی نرم به اعتقاد من اشتباه استراتزی کرده است و باید با یک تعریف حقوقی محکم سخن خود را اصلاح نماید و الا در صورت شرکت نکردن حداکثر مردم و مشارکت حداقلی ، خود پاسخگوی برداشتی باشد که ممکن است با تکیه بر سخن ایشان مشارکت حداقلی را به عدم مشروعیت نظام تلقی کنند!
*دیدگاه سوم که معتقد است رای دادن به آقای معین خود یک « نه»به آقای خامنه ای است را قبول ندارم واز طرفداران این دیدگاه سوال میکنم که :
چگونه رای دادن به معین به منزله « نه» گفتن به آقای خامنه ای است در حالی که خود مقام رهبری اورا با حکم حکومتی پذیرفته و تایید کرده و خواستار حضورمعین در انتخابات شده است؟
از سویی وقتی نظرسنجیها حکایت از اقبال (9%) نه درصدی از معین میکند و حتی سعید حجاریان هم به آن اذعان داشته است واز سویی دیگر، محافظه کاران و روزنامه کیهان اصرار بر حضور معین در انتخابات دارند، چرا؟! آیا نه اینست که مشارکت حداقلی حتمی است و در مشارکت حداقلی که در پیش است شکست معین و کروبی قطعی است ؟ پس طرفداران دیدگاه سوم چگونه چنین تصوری دارند ؟
امیدوارم آقای معین وآقای کروبی تسلیم این شکست تاریخی نشوند و با کناره گیری، در کنار مردم باقی بمانند تا در زمان لزوم و فرصت مناسب که به حضورشان نیاز است به یک مهره سوخته و ناکارآمد تبدیل نشوند.
*طرفداران دیدگاه سوم واهمه ازپیروزی حتمی سنتگرایان دارند. ومعتقدند« نباید تجربه مجلس هفتم تکرار شود وباز جناح افراطی متحجر، قدرت را به دست بگیرند. این نبرد باید ادامه پیدا کند. تحریم غیر ممکن است و نتیجه آن پیروزی سنتگرایان خواهد بود»(حسین خداداد).
ابتدا باید اذعان داشت که: شرایط مجلس هفتم را مردم و اصلاح طلبان بوجود نیاوردند تا امروز مردم نگران تکرارش باشند بلکه برمردم تحمیل شد و تنها را ه مقابله با کج اندیشی حاضر در حاکمیت نه گفتن با شرکت نکردن است.
سوال این است: آیا برفرض تحریم و پبروزی سنتگرایان این پیروزی به منزله شکست مردم است؟ پیروزی وبدست آوردن چه چیزی؟ پیروزی قدرت. سنتگرایان قدرت را که همیشه در دست داشته اند اینبار هم پیش کششان باد، سنتگرایان چه پیروزمیدان انتخابات باشند چه نباشند به لحاظ ساختار نا همگون قانون اساسی قدرت همیشه اذعان آنها است و دولت، قوه قضاییه،وبا وجود شورای نگهبان قوه مقننه همه زیر مجموعه قدرت آنهاست وهمیشه پیروزی اذعان آنهاست( اگر آنرا پیروزی بخوانیم) و مشارکت عمومی را تنها برای تایید قدرت و مشروعیت بخشیدن به آن می خواهند. وناخواسته طرفداران دیدگاهای سوم و چهارم یه جورایی این رویکرد محافظه کاران را تایید میکنند. و حتی برفرض پیروزی کروبی و یا معین هیچ چیزی عوض نمی شود وهیچ پیروزی برای مردم به ارمغان نمی آورند جز ذلتی دوباره و نگهداشتن مردم در منجلاب امید و وعده های تو خالی و انتظار واهی که سالهای سال است در آن سر کرده اند.
لابد پرسیده میشود پس چه باید کرد؟
بهترین پاسخ اینست که لطفا مردم را در عالم برزخی مجدد روانه نکنید و آنها را در عذاب سختِ انتظار رها نکنید . همینقدر که سعی شود مردم در به قدرت رسیدن جاهلان و عالمان بی عمل و هتاک شریک نکنید خود گامی بزرگ است و لطفش اینست که حداقل شریک جرم دیگران نشده ایم . پیروزی واقعی آنست که هم شریک دزد و هم رفیق غافله نباشیم بلکه فقط رفیق غافله باقی بمانیم. و اگر معین صادق باشد و خوب شرایط را درک کند به این نکته حساس خواهد رسید که یک نامزد مستعفی خوب ماندن بهتر از یک رئیس جمهور بی بال و پر است . همانکاری که مهندس میر حسین موسوی عزیز کرد. به امید پیروزی مردم خوب ایران.
راه حل برای آقای معین...
باید وارد انتخابات شود و یک شعار محکم بدهد. برای ازادی، عدالت،حقوق بشر و انتخابات ولایت فقیه هر چهار سال آمده است. حالا این را در سایت آقای معین قرار می دهم تا ببینم سانسور می شود یا خیر؟
http://hosseeinkhodadad.blogfa.com/
حسین خداداد
علی اقا لطفا بتمام دوستان بگویید اقا یا خانم تب انتخابات کجای دنیا داغ بوده
اگر رادیو و تلوزیون را در انگلستان خاموش کنند و روزنام ها ساکت باشندو
تاریخ انتخابات و اسامی را چاپ کنند انوقت خواهید فهمید در انگلستان ماشینی
کمتر از ده درصد شرکت میکنند در ایران رادیو و تلوزیون انگار نه انگار و روز
نامه ها بد تر باز گلی بگوشه جمالشان تازه امیکا و انگلیس بنا را گذاشتند بر
طرفداران اندکشان اگر شرکت کردند انتخابات پر شور بوده مثل عراق ۵۴ در صدی
انهم شیعه گوش بفرمان سیستانی و کرد ها ستم دیده از صدام
سلام
علي نمي دونستم تو هم سانسور بلدي!
چرا كامنتي كه راجع به گنجي گذاشته بودم را حذف كردي؟
|