پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh
نظرات شما:
مطمئنید که می‌سازد؟
عزیز دل، یک صدم خاتمی هم محبوبیت و پشتیبانی ملت را ندارد. آدم بدی هم نیست ها ... ولی ندارد. مقابل‌اش هم همان سدی است که مقابل خاتمی بود بلکه هم عظیم‌تر، بنابر این نه می‌تواند و نه می‌سازد. امام‌زاده‌ای دیگرمان باید متأسفانه. :) این نظرخواهی‌ات هم سر جدت درست کن که دهن آدمی را سرویس می‌سازد. یک سری مشخصات وارد می‌کنی بعد به‌ات ارور می‌ده و باید دوباره مشخصات بگذاری.
ميسازد ؟!! هرچي گذاشتن خاتمي بسازه معين هم ميتواند . به هر حال اميدواريم .
4 # يك دوست نزديك :
علي آقا.من يه چيري تو نوشته هات متوجه شدم.اينكه خيلي دوست داري بري زندان.دوست داري به همه فخر بفروشي كه اينا منم گرفتن.به چه معروف ميشم.خبرنگاران بدون مرز هم حمايت مي كنه ازت داداش.اين نوشته ت به قول رهبر خودتان ديگه به نظر من توهين به رهبريه كه خيلي ها در زمان خودش حاضر بودن براش هر كاري بكنن...ولي ول كن اينا رو.زندان وشهرت رو بچسب
هرچی خواستم برای تام-فریدمان نیویورک تایمزی بنویسم خاتمی یک استثناء تاریخ معاصر بود نتونستم اونم بی اگاهانه هی پز میداد برای چارلی-رز که بله یک جوان میگفت قربونه امریکا و بوش و ازین چرندیات..... حالا معین داره سبک و سنگین میکنه که نه رفسنجانی کم رنگ شده قادره رای خاتمی را بشکنه و بیشتر رای بیاره نه خودش اگر همه دانشجویان دنبالش راه بیافتند چرا؟؟چون ان کاریزمای خاتمی و روحانی با حیا و خندان بودنش و سیمای خوش ظاهریش همه روی هم ۲۲ میلیون را جذب کرد که دو بار هم ولی خاتمی دیگر نیست
به جاي ساختن بهتر است بگويي ترميم مي كند؟؟
اگر بيايد معلوم است كه مي سازد.با همه مي سازد.
8 # هموطن :
محض اطلاع هموطنان عزيز «سخنگوي شوراي نگهبان، در ادامه درباره‌ي اينكه آيا شوراي نگهبان از نامه‌ي مقام معظم رهبري به اين شورا برداشت حكم حكومتي داشته يا خير، با بيان اينكه شورا اين نامه را حكم حكومتي مي‌داند، گفت: بر اساس اين استنباط، ما نامه‌ي مقام معظم رهبري را در جلسه‌ي فوق‌العاده‌ي شورا مطرح و مفاد آن را مورد مطالعه و دقت قرار داديم و متوجه شديم كه دستور و حكم حكومتي است كه قابل اجراست، لذا به عنوان حكم حكومتي به آن توجه كرديم». (ايسنا- 7 خرداد 84)
9 # بهروز :
فكر ميكني راي بياورد؟ من اميدوارم اما تو فكر مي كني راي بياورد؟
10 # سيتو :
علي اگه نساحت بايد پدره تو يكي رو بايد در آورد.
سلام علی جان... فکر نمی کردم دکتر معین این همه مردم سالار و واقعا به ازادی اهمیت بدهد... واقعا دکتر معین خودش را نشان داد.. حالا درک می کنم چرا از ایشان طرفداری می کنند. منم دعا می کنم دکتر معین وارد انتخابات بشه و دارم با دوستان صحبت می کنم که بجای تحریم به دکتر معین رای بدهند....فدات الپر جان همیشه از شما درس گرفتیم....قربونت حسین
علي ! خواهش مي كنم به دكتر معين و دوستانش بگو يك فكري به حال اين گنجي بكنند! حيف است در تنهايي و گرسنگي بميرد!
رای دادن به دکتر معین یک پاسخ (( نه )) به اقای خامنه ای است.. هنوز در شادی بیانیه دکتر معین هستم. امروز برای من عید بود...........رای دادن به دکتر معین یعنی ازادی اقای اکبر گنجی
سلام علي جان - خوشحالم حالت بهتره - 1 - با خورشيد خانم موافقم كه معين اگه بيايد حداقل روزنه كوچيك اميد كور نميشه ولي از طرفي هاله حرف حساب ميزنه و نه معين خاتمي و هم پشتوانه ي او را هم ندارد - نظرسنجي ها هم نشون ميده اكبر شاه و قاليباف شانس بيشتري دارند - پس بهتره معين كنار بكشه تا حداقل اصلاح طلبان كمي وجهشون بهتر شه و از حالا برنامه ريزي يه دوره 4 ساله و شايد چند وقت ديگه تو اوين بند وبلاگيها هم ديگه رو ملاقات كنيم - با بهترين ارزوها - يلدا
15 # دوستی قدیمی :
خيلي ساده ای آلپر جان آلپر به این سادگی نوبر است به خدا.خوب می دانی که با اکثریت خاموش رای آوردن معین نا ممکن است اما در تنور حکومت آنان می دمی که دگر روز اندیشه سبزت را در خاک فرو می برند
16 # رضا :
عزیزم امیدوارم درتصادفی که کردی سرت زودتر از همه خوب شه واثر تصادف از بین بره.به نظر میرسه ضربه بدی بوده! برایت سلامتی آرزومندم
الپر جان بهتري؟ آقا همه چيز داره خوب پيش ميره انشاا.. راستي چرا اصلا به اين حرف حساب بيچاره لينك نميدي؟ دفعه بعد انشا... لينكم باشه. سر بزن يه حرف حسابي به نام انفجار دارم. http://harfehesaab.persianblog.com
18 # فرياد زير آب :
ميدانستم که می آید زیرا در او آن بزرگمردی را که انتظار داشتم نمی دیدم .می دانستم که می آید برای آنکه تنوری انتخابات را گرم کند حال بماند که قرار است پس از گرم شدن این تنور چه اندیشمندانی غزل خداحافظی سرایند .می آید تا وجهه نظامی را بالا ببرد که بوی تعفنش سالهاست که مشاممان را می آزارد. می آید تا توده ای از آرزوهای بر باد رفته را بسازد .کاش جسارت امیر کبیر شدن را داشت .پسر جان این جسارت را من در چهره او نمی بینم.او تنها می آید زیرا از نیامدن هراسناک است
19 # مهرداد :
شيرين عبادي در مصاحبه اختصاصي:در انتخابات شركت نميكنم. فراموش نکنیم که صدام حسین هم با 99% آرا انتخاب میشد.قبل از انقلاب چند همسری ممنوع بود ----------------------------------------------------------- دكتر معين بايد لايحه ممنوعيت چند همسري را ارائه كند.
الپر جان سلام در گوشی به خودت بگویم یک وقت جایی بروز ندی! آخر بیانیه آمده است: سوره روم آیه 106! اصلا سوره روم آیه 106 ندارد! قاعدتا منظور دکتر آیه 60 بوده است. با احترام علی
اين بود اطلاعيه اي كه اين همه در موردش مي گفتي؟ اين كه خيلي بي مزه بود. راستي اين آقاي معين شما مي ميرد يك كلام در مورد گنجي توي وبلاگش بنويسد يا توي سخنراني هاش بگويد؟ تازه اين گنجي كه از رفقاي خودتان بود ‘واي به حال بقيه!
راستي چزا تو رو نگرفتن تا حالا ؟؟؟ تمام كساني كه به شدت تو افراطي و تند رو نبودن را بردن آب خنك خوري اما تو هر روز تند تر از روز قبل بي هيچ واهمه اي و ..........واقها برام جالبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
///لام علي جان توي وبلاگ فكوس را نگاه مي كنم ! حرف هاي چهار سال پيش آقاي خاتمي توي گوشم آشنايي كرد ! نگران شدم ! باور نكردم ! نمي كنم ! ... http://www.kosoof.com/archive/2005/May/28/258.php تو هم وقت كردي بشنو !
وزارت ارشاد اسلامی ایران برای کتاب 13 نوشته مظاهرشهامت مجوز چاپ نداد. کتاب 130 صفحه ایی 13 حاوی دو داستان بلند با نام های « استقبال از سیزده و 13 » و « یک بار دیگر » از مظاهر شهامت را نشر پاندا منتشر می کرد . وزارت ارشاد به کتاب مجوز چاپ نداد و دلیل آن را توهین به مقدسات و وجود مسائل اخلاقی و سیاسی مغایر در 13 ، عنوان کرد
25 # تردید امروز :
اگر حرکت معین در هماهنگی با دموکراسی خواهان خارج از حکومت باشد ورود سوزن دموکراسی خواهی را به بادکنک اقتدارگرایی سلطانی تبریک می گویم. موفقیت معین در گرو اتحاد عمل با نیروهای فوق, تکیه به نیروی مردمی و به بیان دیگر حفظ صداقت در گفتار با عمل به آنچه وعده کرده اند می باشد. با امید به اینکه بازی انتخابات داشته باشیم اما اقتدارگرایی بعد از انتخابات نداشته باشیم(اشاره به این جمله معروف که در جمهوری اسلامی آزادی بیان هست ولی آزادی پس از بیان وجود ندارد)
26 # آرش :
آلپر جان، ورود دکتر معين به صحنه انتخابات را به شما و همه آزاديخواهان ايران تبريک مي گويم. مطمئن هستم که اگر معين لحني را که در بيانيه اش بود تا هنگام انتخابات حفظ کند و اگر به روشهاي مختلف نتوانند حذفش کنند، تکرار 2 خرداد را در 27 خرداد شاهد خواهيم بود. پيشاپيش اين پيروزي را به شما و ساير حاميان صادق معين تبريک مي گويم.
دارم کم کم قانع می شم . اگه ملی مذهبی ها و نهضت آزادی از معین حمایت کنند رای خواهم داد . علی جان خدا بد نده . با مهر هزار حرف گفته شده
الپر عزيز اين عكس دكتر معين كه در كنگره بود و پشت سر خانم كولايي هم قرار داشت (امروز) اصلا عكس مثبتي نيست. حتما از گردونه ي تكثير خارجش كنيد. http://harfehesaab.persianblog.com
آنهایی که باشعار میخواهند بیایند و مملکت را آباد کنند ، هم اینک که میتوانند به نفع مردم امتیاز بگیرند چرا حضور خود را مشروط به آزادی گنجی . روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان و همه آزادیخواهان در بند نمی کنند ؟ فردا که احساس قدرت میکنند و با راحتی خیال و بدست گرفتن امکانات فروان درد و رنج خود و ملت را فراموش میکنند چه تضمینی است که بر شعار های اسطوره ای خود پا فشاری کنند؟ الان زنان را به جرم زن بودن از حق انتخاب شدن محروم کردند اگر به اصطلاح ، نامزدانی که مدعیند از نجات دهندگانند و راست میگویند و صداقت دارند چرا در حمایت از حقوق اولیه زنان و در اعتراض به رد صلاحیت شدگان غیر قانونی از نامزدی استعفا نمی دهند. الان که میتوانند زهر چشم از حریف بگیرند چرا نمی کنند در حالی که فردا دیر است و نمی توانند؟ اگر مرد رهند بسم الله شروع کنند قاطبه ملت پشت سرشان است . اما افسوس که از شعار تا عمل بسیار است.... پیروز باشید و سر بلند. پژواک خاموش
ديدي سفره منافع خيلي چربه !
31 # وحيد جي وي :
با سلام پس بالاخره دكتر حرف خودش رو هم قبول نكرد و با حكم حكومتي اومد. اول كار حرف خودش رو رد كرد ببين اخرش چي ميشه. خاتمي كه رو حرفاش موند چكار كرد كه معين حالا بكنه. بيانيش رو هم معلوم بود خودش ننوشته... در ضمن از خواب خرگوشي بيدار شيد. ياعلي
الپر عزيز شايد شما بخاطر انکه در جو تبليغاتی دکتر معين هستيد اینقدر مطمئن هستید که ايشان ميتواند . اما خيلی ها بر توانايی ايشان شک دارند . يک مقدار به تجربه ايشان بر ميگردد کمی هم به بلند پروازيهايش . همه ترس ان را داريم که شما و دکتر اشتباه ۸ سال پيش را تکرار کنید . ایا میتوانید بسازید؟ایا میتوانید بایستید ؟آیا ... کاسا
33 # hamid :
مقاله جالبی است.بخوانید حداکثر سه دقیقه ضرر می کنیدhttp://mag.gooya.com/president84/archives/029784.php یکشنبه 8 خرداد 1384 چالشي با مدعيان عدم شرکت در انتخابات، امير صائمي آيا جدا مدعيان بر اين گمانند که هر آنکه بر مسند رياست جمهوري تکيه زند، حضورش تاثيري در سرنوشت مردم نخواهد داشت يا تاثير يکساني خواهد داشت؟ و اگر چنين مي پندارند آيا گمان مي کنند که دوران رياست جمهوري خاتمي و رفسنجاني هيچ تفاوتي با هم نداشته است در اين مقال بر آنم که به اختصار مدعيات طرفداران عدم حضور در انتخابات رياست جمهوري را بر چالش کشم. طبعا براي چالش با اين مدعيان، دلايلم را در سپهر عقيدتي آنان برخواهم ساخت که البته اين به معناي قبول مفروضات ايشان نيست. غير از آن قابل ذکر است که اگرچه نگارنده مشتاق برگزيده شدن دکتر معين به عنوان رييس جمهور است اما دلايلي که مطروح خواهد شد در مورد ديگر کانديداهاي اصلاح طلب نيز صادق خواهد بود. به هر حال به نظر مي آيد که آناني که اصولا قائل به شرکت در انتخابات نيستند، براي دفاع از مدعيات خود حداقل بايد براي سوالات زير پاسخ روشن و قانع کننده اي داشته باشند. 1- بسيار شنيده مي شود که طرفداران عدم مشارکت، مدعي عدم تاثيرگذاري راي دادن هستند. اما سوال اين است که آيا جدا مدعيان بر اين گمانند که هر آنکه بر مسند رياست جمهوري تکيه زند، حضورش تاثيري در سرنوشت مردم نخواهد داشت يا تاثير يکساني خواهد داشت؟ و اگر چنين مي پندارند آيا گمان مي کنند که دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي و آقاي رفسنجاني هيچ تفاوتي با هم نداشته است و به همين منوال انتخاب آقاي دکتر معين با انتخاب آقاي احمدي نژاد در انتخابات آينده تاثيرات يکساني بر جامعه ايران خواهد داشت؟ در واقع آيا تفاوت بين مجلس ششم و هفتم بر سرنوشت مردم محسوس نيست، نگاهي به تنظيم بودجه در بهترين دوران از نظر قيمت نفت، تاثير مجلس هفتم را بر سرنوشت مردم به روشني بيان مي کنند. بايد گفت که از نظر منطقي شکي در تاثير گذاري انتخابات رياست جمهوري نيست بلکه بيشتر بصورت پراتيک تر و عملي تر در ميزان اين تاثيرگذاري بحث است و اين بدان معني است که مدعيان، راي ندادن را چندان غرق در امتياز مي دانند که از عطاي راي دادن و نتايج حاصل از آن، در جهت کسب اين امتيازات چشم مي پوشند. سوالاتي که در بند هاي بعد خواهد آمد، ميزان اعتبار اين ادعا را به نقد مي کشد. 2- مدعيان راي ندادن، توجه خود را براي تغيير شرايط بيشتر به حرکت اجتماعي وفشار از پايين معطوف مي کنند. حال با قبول اين فرض که تغيير شرايط ايران جز با حرکتهاي مردمي و اجتماعي ممکن نيست ، دو سوال برخواهد خاست: نخست: کدام حزب يا جريان اپوزيسيون جدي و قابل اعتنا در ايران وجود دارد که رهبري جنبش اجتماعي را بر عهده گيرد؟ البته در سپهري وسيع تر اين سوال نيز بايد پاسخ داده شود که چرا جز اصلاح طلبان و در سوي راديکال تر آنها اصلاح طلبان پيشرو هيچ جريان سازمان يافته بصورت اپوزيسيون براي تغيير شرايط وجود ندارد. در واقع هيچ بديل مبرزي براي اصلاح طلبان وجود ندارد که رهبري حرکتهاي اجتماعي را بر عهده گيرد (چرا ؟) شاهد اين ادعا فهرست کانديداهاي رد صلاحيت شده است که در ميان آنان (جز آقاي ابراهيم يزدي) رهبر هيچ جريان مبرز و شناخته شده اي يافت نمي شود (طبعا بيم و هراس از رد صلاحيت شدن دليلي موجهي براي کانديدا نشدن نيست.) دوم. حتي اگر در پي تعميق حرکتهاي اجتماعي باشيم، و حتي اگر طرفدار حرکتهاي راديکال تر، باشيم، آيا چنين حرکتهايي در سايه دولت دکترمعين امکان پذيرتر است يا مثلا دولت آقاي لاريجاني؟ در واقع حتي اگر نيروها و روشنفکران به اصطلاح غيرخودي و دگرانديش در پي سازماندهي کردن به جرياني و يا نظمدهي به خود باشند تا اينگونه بديل مبرز و قابل تاملي خلق کنند، و حتي اگر مدعيان در انتظار حرکت هاي اجتماعي و فشار از پايين باشند، وقوع چنين حرکتهايي در سايه دولت آقاي معين يا کروبي يا حتي آقاي رفسنجاني امکان پذير تر مي نمايد تا در زير فشار دولتي محافظه کار. 3- مهمتر از همه، برنامه عملي مدعيان براي حرکت بسوي دموکراسي چيست؟ آيا مدعيان خود، جداي از اصلاحات ، برنامه مدوني براي حرکت بسوي دموکراسي در پيش روي دارند؟ و آيا حاضر به پرداخت هزينه هاي احتمالي برنامه هايشان هستند و آيا تضميني براي موفقيت برنامه هايشان هست؟ به هر حال تا زماني که مدعيان خود برنامه روشني براي تغيير نداشته باشند نمي توانند اصلاح طلبان را نقد بنيان فکن کنند. 4- اما آنچه که اين روز ها از زبان مدعيان بکرات شنيده مي شود، استفاده از ابزار راي ندادن به عنوان يک اهرم سياسي براي کاهش مشروعيت نظام است. به نظر مي رسد که ابهام فراواني در واژه مشروعيت که اين روز ها نقل مجلس مدعيان است وجود دارد. بدين صورت که بايد نخست بتوانيم تعريف روشني براي مشروعيت در يابيم و از ياد نبريم که معني همان کاربرد است. بدين صورت که سوال از معني مشروعيت را مي توان اينگونه فهميد که از کاهش مشروعيت چه کاربرد يا کابردهايي را مراد ميکنيم. در اين باب حداقل سه کاربرد به نظر نگارنده مي رسد. الف. کاهش مشروعيت نظام در قبال کاهش آرا، شاخصي است که محبوبيت و مقبوليت نظام را به خود مردم و ملت ايران نشان مي دهد. در اين حالت بايد گفت که طبعا مردم ايران بي انتخابات نيز ميزان محبوبيت و مقبوليت دولت و نظام را در نزد خود مي دانند و نيازي به کشف دوباره آن در پاي صندوق هاي راي نيست. ب. با کاهش آرا، حکومت ميزان محبوبيت يا مقبوليت خود را مي فهمد يا به تعبير ديگر اعتراض مردم به گوش حاکمان مي رسد. در اين راستا به نظر مي آيد که انتخابات شورا ها و مجلس کافي بوده است تا مشارکت کم مردم در انتخابات آنگونه که شايسته است در نزد حکمرانان تفسير شود. اما متاسفانه بداهتا ميزان شرکت مردم در دو انتخابات پيش کوچک ترين تاثيري در روند حرکت محافظه کاران ايجاد نکرد ( والبته اين بار نيز نخواهد کرد). حتي با نگاهي به تحليل هاي ارئه شده از سوي محافظه کاران پس از انتخابات شورا ها و مجلس، مي توان دريافت که کاهش مشارکت مردم در انتخابات پيشين به هيچ عنوان حرکت اعتراضي پنداشته نشده و چه بسا که حتي به اقبال مردم به محافظه کاران تعبير شده است. ج. در نگاه بين المللي مشروعيت نظام کاهش مي يابد و فشار ها بر ايران در جهت افزايش آزادي افزايش مي يابد اما در مورد چشم دوختن به تحولات خارجي چهار نکته بنظر مي رسد. اولا: به نظرم نمي آيد که ملت ايران چشم بر در دوخته باشد تا آقاي جورج بوش با دموکراسي اش از در درآيد و آن ويراني که در افغانستان و عراق پيش آورد، به تحفه ما را سوغات آورد. بخصوص در اين فضاي ضد امريکايي جهان، کمتر کسي را مي توان سراغ يافت که به آمريکاييان اندکي حتي اعتماد کند. دوما: نظر سنجي ها نشان مي دهد که حداقل 30 تا 40 درصد از مردم و چه بسا بيشتر در انتخابت شرکت مي کنند. در واقع در نگاه بين المللي تفاوت بين 40 تا 60 درصد حضور در انتخابات چشمگير نمي نمايد و چه که درصد حضور در انتخابات در بسياري از کشورهاي کاملا دموکرات نيز از اين عدد و رقم فراتر نمي رود. استدلال هاي مدعيان در جهت اثبات اينکه 40 درصد راي در ايران و همين ميزان راي در کشوري ديگر تفاوتي ماهوي دارد قانع کننده به نظر نمي رسد. سوما: روابط خارجي امريکا و اروپا با ايران در جهت دمکراسي بخشي به ايران شکل نگرفته است و پارامتر هاي تنظيم روابط خارجي در نزد آنان برقراري دمکراسي نيست .(در واقع در روابط بين المللي چيزي جز منافع ملي اهميت ندارد) چه بسا که كشورهاي ديکتاتور فراواني در منطقه وجود دارند که حتي حقوق بشر را فراوان نقض مي کنند و جامعه جهاني بي اهميت از کنارآنها و حکومتهاي ديکتاتورشان مي گذرد چرا که تعامل خود را با اين حکومتها پر منفعت مي يابد. در مورد ايران هم طبعا همين روند صادق خواهد بود و سود حاصل از ايران براي غرب تعيين کننده خواهد بود نه پيشرفت اصلاحات و دمکراسي. چهارما: به نظر مي رسد آنچه بيشتر از ميزان راي، در روابط خارجي بعنوان مشروعيت به چشم مي آيد، قوام اجتماعي جامعه ايران است، حرکتهاي اجتماعي، علمي، ورزشي و حتي نظامي موفقيت آميز در کشور، ايران را در جهان کشوري ثبات يافته تصوير مي کند که شرايطش عميقا با شرايط نابسامان عراق و افغانستان متفاوت مي سازد. در واقع مشروعيت نظام در نگاه بين المللي بيشتر به ثبات يافتگي ايران بازمي گردد تا ميزان راي در انتخابات. حاصل، به نظر نگارنده مي رسد که راهي جز مشارکت در انتخابات در پيش نداريم. اما خلاصه وار آنچه که اين مقال در بيانش کوشيد، ذکر اين نکته است که هر آنچه مدعيان تحريم انتخابات مي خواهند در زمان دولتي محافظه کار انجام دهند، در سايه دولتي اصلاح طلب قابل انجام و قطعا امکان پذيرتر است، در حالي که راي ندادن هيچ سودي نخواهد داشت مگر آنکه بخواهيم در خانه به خستگي بنشينيم و چشم به دق الباب بيگانه بدوزيم تا آنچه که خود داشتيم را به بيهودگي از وي تمناي کنيم، و يا مرگ خويش را غمگنانه انتظار کشيم. والسلام