۲۸ خرداد
طبق آخرين آمارهاي اعلام شده توسط وزارت كشور، از 22 ميليون به ترتيب هاشمي، كروبي، احمدي نژاد، قاليباف و معين رأي آوردند. البته شوراي نگهبان نتايج 24 ميليون را اعلام كرده كه نتيجه هاشمي، احمدي نژاد، كروبي، معين است. بامزه اينجاست كه آراي كروبي از 24 ميليون شوراي نگهبان 3.600 هزار است، در حال كه از 22 تاي وزارت كشور 4 ميليون است!
آخرين اطلاعات غير رسمي هم كه دارم، شورا ميگويد من نتايج 28 ميليون را دارم كه احمدي نژاد دوم است، در حالي كه وزارت كشور ميگويد هنوز نتايج ده ميليون آراي آخر را ندارند. شوراي نگهبان قانونا حق اعلام ندارد، ولي آماري كه از تهران و اصفهان و مشهد آمده، حتي اگر كمي خطا هم داشته باشد، باز هيچ تحول جدياي را نشان نميدهد. حداكثر شايد همينطور كه گفتهاند جاي كروبي و احمدي نژاد عوض شود، كه بعيد است.
به هرحال، براي من مهم اين است كه دكتر معين شكست خورد. در كل كشور حداكثر به 5 ميليون برسد، كه نميرسد. قطعا به دور دوم نميرويم و در خوشبينانهترين حالت به رتبه سوم ميرسيم.
البته احتمال وقوع تقلب و تخلف زياد منتفي نيست. همين كه نتايج اينقدر متناقض است و سايتهاي ايلنا و ايسنا را با مشكل روبرو كردهاند و ... يك بوهايي ميدهد. اما خب به هرحال بعيد ميدانم تقلب گستردهاي صورت گرفته باشد. نتايج همين است.
فقط عجيبترين قسمت ماجرا اين است كه نتايج نظرسنجيها ايندر با نتايج انتخابات متفاوت شده است، خصوصا از لحاظ كروبي. يعني اينقدر مردم بعضي جاهاي ايران گرسنهاند؟! هرجا هم كروبي بالا رفته، آراي معين را خورده: كرمانشاه، خوزستان، بوشهر، لرستان...
از اين حرفها بگذريم. اخلاق شكست هم بايد داشت. بعضيها تا ديشب نتايج نگران كننده را ميشنيدند پرخاش ميكردند كه اين مشاركتيهاي فلان و آن تحريميهاي فلان و اين بسيجيهاي فلان و .... به نظرم مسخره است اين رفتارها. باخت عيب نيست، اينگونه چرخيدنهاي ساعتي عيب است.
ما به يكسري ايدهها و شعارها اعتقاد داشتهايم، تا اينجاي كار آمديم، بعد از اين هم چيزي عوض نشده است. بايد پس از اين، شبكه سراسري بسيج را كه توانست آراي احمدي نژاد را يكشبه بالا ببرد، بيشتر جدي بگيريم. امكان دورويي و فريبكاري را كه آراي زيادي را براي قاليباف خريد، دستكم نگيريم. و مهمتر از همه توجه كنيم كه شكاف ذهنيت و زندگي در بخشهاي مختلف ايران اينقدر زياد است كه يك عده لنگ دموكراسي و حقوق بشر اند و عدهاي ديگر لنگ پنجاه هزار تومان پول.
بعد از اين خيلي قدر خاتمي را خواهيم دانست. او توانست خواستههاي مردم چهارگوشه ايران را زير يك چتر جمع كند. هيچكس ديگري نتوانست چنين كاري بكند. قدر او را خواهيم دانست، چون توانست مردم حاشيهنشين را با شهرها همزبان كند. چون توانست بيست ميليون رأي از مردمي بگيرد كه الان ديگران در پنچ شش ميليون اش گير كردهاند. مطمئنم كه پس از اين بيشتر قدر او را خواهيم دانست.
بعد از اين خيلي بحثها خواهيم داشت، با كساني كه تصور ميكردند با نيامدن معين و تحريم انتخابات اتفاق مهمي ميافتد، كساني كه بحث داشتند بر سر اينكه آيا انداختن عكس خاتمي كنار معين آراي او را بالا ميبرد يا نه! كساني كه فكر ميكردند زنان، اقوام و مذاهب بيشترين آرا را براي معين خواهند ريخت، كساني كه حرف بعضي از ما را كه معين بايد براي اقشار پايين شهر و براي مذهبيها حرف براي گفتن داشته باشد محكوم ميكردند، كساني كه بلافاصله شروع به غر زدن سر اصلاح طلبان ميكنند، در حالي اگر شكستي بود براي همه حاميان معين است، كساني كه ...
شش ماه تلاش كرديم. پس از اين، مدتها بايد فكر كنيم. كار تشكيلاتي تمام نميشود. جرقه؟هاي بسياري در اين دوره خورده است كه نبايد از دست برود. ايدههاي مهمي مطرح شده است كه بايد پيگيري شود. نيروهاي خوبي جمع شدهاند كه نبايد پراكنده شوند. كار زياد داريم.
نه داداش. با تحريم انتخابات اتفاق مهمي مي افتد اما حالا كه تحريمي اتفاق نيفتاده شما با كي ميخواي در اين باره بحث كني؟ وقتي مشاركت عمومي رو 60% بوده تحريمي صورت نگرفته. اگه شما طرفداراي معين به جاي اين كه دنبال آلاف و علوف خودتون باشين به دموكراسي فكر مي كردين و به تحريمي ها مي پيوستين و مشاركت عمومي كاهش پيدا ميكرد حالا اوضاع فرق ميكرد.شما هم فرقي با اونايي كه به كروبي به خاطر 50 هزار تومن راي دادن فرقي ندارين.شما هم با انتخاب معين دنبال نفع شخصي خودتون بودين.براتون متاسفم.
نتايج اينقدر عجيب است كه قابل باور نيست!...كاش تحريم نمي كردند. براي خودمون هم متاسفم كه احمدي نژاد در يك انتخابات 65% مي رود مرحله دوم. احساس بدي احساس اقليت بودن.
مهرعلیزاده هم زیاد بد نیاورده. یک میلیون در ۲۲ میلیون. در حالی که اختلاف معین با نفر اول فقط ۱ میلیون و ۶۰۰ هزارتا و با نفر دوم ۱ میلیون و ۲۰۰ هزارتاست. یکم ساختار حزبیتون رو قوی کنین تا روابط شفافتر بشن و این موارد پیش نیان. این جوری و با این گروههای پراکنده راحت از خامنهای بازی میخورین.
به نظر من هم بايد شكست را پذيرفت. از آراي آقاي احمدي نژاد هم نبايد تعجب كرد. آراي سيستماتيكي كه با يك فرمان از كانديدايي به كانديداي ديگر داده مي شود. خب وقتي كانديداي مورد نظرشان با خودنمايي بيش از اندازه قافيه رو باخت به راحتي فرد ديگري رو جايگزين اون كردندو همه به اون راي دادند. آقاي كروبي هم دست روي نقطه ضعف مردم فهيم و بافرهنگ گذاشت و اين مردم آگاه و هميشه در صحنه هم كه تحمل گرسنگي را نداشتند به همه چيز پشت پا زدند.و برق 50000 تومان چشمانشان را كور كرد. خب به نظر من آقاي كروبي پديده اين انتخابات بودند. بايد بهشون تبريك گفت كه اين گونه زبان مردم رو مي فهمند و از آن نهايت استفاده رو مي برند. خب به احتمال زياد رقابت بين آقايان هاشمي و احمدي نژاد خواهد بود. به هر حال نظر مردم قابل احترام است. به اميد روزي كه شاهد رشد فكري مردم كشورمان باشيم. زنده باد معين وراه معين
من در اين انتخابات معني فضاي شبهه آلود را تمام و كمال درك كردم..خدا كند دستاوردهاي هشت ساله دوران خاتمي به باد فنا نرود
متاسفم .... مطمئنا از اين به بعد همگي وظيفه سنگينتري داريم . تنها راه روشنگري و كار فرهنگي است ...
ديدي گفتم به سنگ ميخوريد ! با اين كار هم خودتون رو نابود كرديد هم باعث تضعيف موضع تحريم شديد .
متاسفانه بايد قبول كني كه حسابي سواري دادي به بعضي ها .
بحث رو هم كه نيكان شروع كرده حالا با انصاف برو نظرات تحريمي ها رو بخون واسه بعد هات خيلي خوبه
الپر جان! شب هفت اصلاحات در دور دوم برگزار خواهد شد! آقاي معين فقط ... ندادند براي راي آوردن! يعني از ابوبكر حمايت كردند از عمر حمايت كردند جلوي آمريكا كرنش كردند. بعد از سيد ضيا اولين مقامي بودند كه قبل از تصدي با سفرا ملاقات كردند... خداحافظ دوم خرداد! در گورستان تاريخ راحت لالا كن!! باي!!!
واقعا شكست خورديد
الحمدالله به خير گذشت.
شكست وقتي اتفاق مي افته كه نااميد بشيد. به گفته دكتر سروش نظام اصلاحات احتياج به فربهي بيشتري داره با اينكه مسير دكتر معين درسترين مسير دمكراسي اما براي پيشبرد اهدافش بايد انسجام بيشتري بدست بياره. پيروزي واقعي وقتي بدست مياد كه برنامه هاي اجرايي درستي براي بعد از راي جمع كردن داشته باشيد و به نظر فكر و اهداف دكتر معين هنوز از پختگي لازم برخوردار نيست. چهارسال اينده فرصت مناسبي براي انسجام و تامل بيشتر براي بدست اوردن ابزار پيروزي.
اميدوارم از تفرقه و نفاق دوري بگيريد و در پيشبرد اهدافتون تامل بيشتري كنيد.
برام عجيبه كه هنوز سنگ خاتميو به سينه ميزني! شكست امروز هديه خاتمي بود ضمن اينكه برگزاري انتخابات مجلس هفتم با آن وضع و برگزاري انتخابات ناسالم امروز در اثبات بيكفايتي خاتمي كافيت. آنچه كه خاتمي به جامعه ارائه كرد در هيچ قسمتي نهادينه نشد و فردا شاهد خواهيد بود كه همه اش يكشبه از بين خواهد رفت. شكست معيين رو ميشه تحمل كرد ولي حماقت كسانيكه كه امروز خاتمي خاتمي ميكنند رو خير! خاتمي بيشتر از هر كسي منو ياد ناصرادين شاه ميندازه
اولا خدا قوت.تويك انسان شريفي.تو براي انديشه ات فعاليت كردي و باور و عملت يكسان بود.
نيكوتر انست كه معين و نهضت آزادي و هواخواهان حقوق بشر يك كاسه به دنبال پيشرفت دمكراسي و حقوق ادميان در ايران باشند.اين اول راه است.
در جواب آقايي كه گفته اگر طرفداران معين راي نمي دادند تحريم موفق مي شد بايد بگويم معين حدود 8% آراي كل واجدين شرايط را بدست آورده.بنا بر اين حتي در صورتي كه طرفداران معين هم راي نمي دادند بجاي 60% ميزان مشاركت مي شد 52%.شما به شركت 52درصدي ميگي تحريم؟؟؟!!
راي اصلاحات را دزديند كيا؟
اول هاشمي كه با گرفتن رل اصلاح طلبي و اقتصاد آزاد جمعي از سرمايه دارا و با استفاده از تبليغات كارناوالي جمعي از جوانان را به خود جلب كرد.
دوم كروبي كه با استفاده از گرايش هاي قومي و قول پرداخت 50 هزار تومان جمعي رو به سمت خود كشيد.
سوم قاليباف كه با تغيير چهره و ادبيات خود جووناي نسل سومي و البته برخي از نظامي ها را به سمت خود برد.
مهرعلي زاده هم با جذب راي قومي آذري ها راي اصلاحات را بيشتر شكاند.
البته از اهرم تقلب نيز نبايد غافل بود.
لذا راي اصلاحات توسط كسايي كه به اون اعتقادي نداشتند دزديده شد.
معين هم كه تبليغات ديواري چنداني نداشت و البته عموم مردم نگاهشون به تبليغات ديواري براي راي دادن است.
همه و همه به هم دست دادند تا اصلاحات رو تعطيل كنند. بايد از اين بازي ها درس گرفت.
الژر جان مطلب خصوصا اونجايي كه قرار شد اخلاق شكست داشته باشيم رو خيلي خوشم اومد . ياد يه جوك افتادم كه يه دهاتي عينهو خودم ميره سينماي سه بعدي كه توش حيات وحش رو نشون ميدادن يه جاي داستان يه ببر مياد تو تصوير . رفيق دهاتيمون مياد در بره كه يكي جلوش رو ميگيره كه كجا ؟ بنده خدا ميگه مگه نمي بيني ببره رو ! يارو ميگه بابا جان اين فيلمه ! دهاتيه ميگه من ميدونم كه فيلمه ! اما ببره كه نمي دونه كه ! ......... قربانت ! رفيق جديد الپر خان . آقا خره
الپر جان مطلب خصوصا اونجايي كه قرار شد اخلاق شكست داشته باشيم رو خيلي خوشم اومد . ياد يه جوك افتادم كه يه دهاتي عينهو خودم ميره سينماي سه بعدي كه توش حيات وحش رو نشون ميدادن يه جاي داستان يه ببر مياد تو تصوير . رفيق دهاتيمون مياد در بره كه يكي جلوش رو ميگيره كه كجا ؟ بنده خدا ميگه مگه نمي بيني ببره رو ! يارو ميگه بابا جان اين فيلمه ! دهاتيه ميگه من ميدونم كه فيلمه ! اما ببره كه نمي دونه كه ! ......... قربانت ! رفيق جديد الپر خان . آقا خره
آقا تسليت / خيلي مايه گذاشتين از خودتون ولي خداوكيلي اين بازي از اولشم معلوم بود اين نتيجه را ميده فقط تنها موردي كه ميمونه شك كردن به ضريب هوشي بعضي از باهوش هاست
به نظرمن بايد توقعات رو با واقيات جامعه هماهنگ كرد. متاسفانه من به عنوان يكي از طرفداران پرو پاقرص دكتر معين و برنامه هاي ايشان احساس مي كنم كه در امر تبليغات به عامه مردم توجه نشد. مگه چند درصد مردم ما به اينترنت دسترسي دارند يا چند درصد اونا روزنامه مي خونن؟ راستشو بخواهيد من خودم تا قبل از انتخابات حتي قيافه دكتر معين رو نديده بودم. خب از مردم عادي چه انتظاري مي توان داشت. به نظر من اين شكست مي تونه پلي باشه براي پيروزي هاي آينده. پشت هر كاري بايد فكر و برنامه درست و منسجمي وجود داشته باشه تا به موفقيت اون اميدوار بود . به هر حال فكر مي كنم اكثر ما جوان هستيم و هنوز به تجربه و آگاهي بيشتري نياز داريم. مهم اين است كه از اين نتايج بهره درستي بگيريم و به آينده اميدوار باشيم.
همگي خسته نباشيد و به شما هم وطنان فهيم و باشعورم افتخار ميكنم. سرافراز باد ميهن من . به اميد آزادي
سلام. درست مي گوييد، بايد ياور كرد... در مورد خاتمي هم فكر مي كنم فرصت درخشاني را از دست داد كه شايد حالا حالاها پيش نيايد. مي دانيد، ما از زاويه ديد آدمي حرف مي زنيم كه هنوز واقعا درگير زندگي نشده. قبول دارم كه خيلي هامان مي فهميم بي پولي يعني چه، ولي هنوز به جايي نرسيديده ايم كه 50 هزار تومن آنقدر برايمان مهم باشد كه بگوييم گور باباي آزادي، 50 تومن رو بچسب! شايد كروبي جامعه را بهتر از ما شناخته باشد... و من هنوز حسرت فرصتي را مي خورم كه آقاي خاتمي از دست داد، مردم ايران همه يكصدا شده بودند... دريغ است ايران كه ويران شود...
1) یک شهروند باید کار خودش را بکند و البته به مردم هم توجه داشته باشد اما نباید دنباله رو مردم باشد برای اینکه در جا نزند.
این نتایج یک هشدار بزرگ است . هشدار انحطاط فرهنگ عمومی در ایران. به نظر من ریشهخ این انحطاط در آموزش و پر ورش است جایی که ببو ها و احمق ها متصدی جامعه پذیر کردن افراد هستند. البته عجیب هم نیست وقتی در جایی کمترین حقوق را می دهند آنها که جاهای دیگر راهشان نمی دهند بروند و مشغول به کار شوند. باید از نسل دهه 50 یاد بگیریم و یک مقدار از توقعات مادی مان کم کنیم و برویم تو کار آموزش و پرورش. لین حرف را جدی بیگیرید.
به نظر من در این مملکت اقتصاد مال خر است و این
اصلا از اهمیت اقتصاد کم نمی کند .
به همه مسایل باید خرکی نگریست.
الپر جان، از حالا روي نهاد هاي مدني و جامعه كار كنيد. من كه موافق اصلاحات با معين نبودم. نظراتم تقريبا عوض شده(از ديشب نه ، از چند ماه پيش) و از روي ناچاري به معين را دادم. پشيمان هم هستم. كمي مردم رو سياسي بكنيد. ان جي او ها رو فعال كنيد. باور كن اگر اين انتخابات باطل بشه و هفته ي ديگه بر گزار بشه، مطمئن باش نتيجه ي ديگه اي بيرون مياد، اكثريت مردم اصلا نمي دونن به كي مي خوان راي بدن، روي حساب تجربه و پايه بازي و رفيق بازي و كي پولداره كي نيست راي مي دن، كافيه يك چو بندازين و قبل از انتخابات بگين :" مگه نمي دوني چي شده؟، همه مي خوان به معين راي بدن" همه هم باور مي كنن. فكر نكنيم (من هم فكر مي كردم) اون 22 مليوني كه به خاتمي راي دادن همه سوت و كف زن ها بودن و كشته و مرده ي دموكراسي و صداقت و نجابت و ... خاتمي. اينه جامعه ي ما... . روي اين مردم چهار سال وقت داريد كه كار كنيد. صدا و سيما رو بهونه نكنيد. اگر با سران مشاركت در ارتباطي، با اين كه خودشون مي دونن، انقدر رو اين تاكيد كن كه جا بيفته و اصلا نهضتي درست بشه. شايد باز هم من موافق فعاليت ها بعد از 4 سال نباشم و بهش راي ندم اما لااقل مطمئينيد (مطمئنيم) كه ديگه با جامعه ي اكثريت پوپوليست سر و كار نداريد و شعار هاي 50 هزار تومني و پا برهنگي يا كاريزماي هاشمي اثري نداره.
نا گفتني ها بعد از چند ماهي كه برات كامنت نذاشتم زياده. اين ها خلاصه بود.
ولی من میگم اگه مجموع آرا معین و تحریمی ها(بخونین مخالفان ولایت فقیه) از 50% بیشتر باشه یعنی که ما اکثریت جامعه ایم و می تونیم حول جبهه دمکراسی و حقوق بشر یه جبهه قوی رو تشکیل بدیم.
اول از همه فك ميكنم در كنار اين انتخابات ضعف مفرط نظرسنجي در ايران مشخص تر شد...دوم اينكه شما ها(لااقل اكثريت ساختمان 8/1) خيلي خوش بين بوديد.... شعارهايي كه داديد(يا دادند!) به نظرم مناسب نبود(اين را به به ستاد دانشجويي تون هم گفتم..قبول كردند اما گفتند ما دانشجوييم!!!) مردم مي گفتند آزادي براي ما نون نميشود ! شما هم اين ها را شنيديد؟؟؟ نمي گويم حق با انهاست اما پيروز انتخابات كسي است كه كميت بالايي از آرا را داشته باشد نه كيفيت بالاي آن را!.... من نمي دانم چه كسي فكر ميكرد با شعار دموكراسي خواهي و دانايي محوري مي تواند راي مردم را جمع كند....چند نفر درست ميدانند توسعه انساني يعني چه؟ به چه دردي ميخورد و اصلا ايا مي شودبا آن شكم كسي را سير كرد يا نه؟؟؟ وقتي بدون هيچ شرطي به انتخابات برگشتيد گفتم لابد مشاركت هر چه دارد جمع خواهد كرد تا پيروز انتخابات باشد و دهان خيلي ها را ببندد ولي هر چه فرصت كمتر ميشد چيز بيشتري از شما نديدم؟؟؟ راي من سرمايه من بود كه با آمدن معين هزينه شد و به حساب كساني واريز شد كه.... بگذريم گفتم اين هزينه را ميدهم و ابزاري با ان به دست مي اورم كه ....بگذريم.....تاوان اشتباه مشاركت را....بگذريم....
راستي خسته نباشيد...شما و بچه هاي طبقه اول
cheghadr ghashang neweshte boodi, baa inke shooke shode booodi.
man khdam ham shooke boodam, az inke natoonestam ghodrate 50,000 tooman ro be dorosti motewajjeh besham.
ALPR joon, hamishe shaaad baashi, waaghean youas a 24-5 years old are manering az a great politician....
mowafagh baashi
با همه حرفهایت موافقم. فقط از خاتمی نگو که دلم پر است
در اين مورد من با آقاي عبدالله موافق هستم. من به عنوان يك معلم از سيستم آموزشي واقعا گله دارم . ما براي آموزش مردم و تربيت نوجوانان چه كار كرده ايم؟ چقدر آنها را با مفاخر ملي و مذهبيشان آشنا كرديم؟ چرا كساني كه به فكر آگاهي مردم هستند هميشه زير ذره بين هستند؟ كاش مي شد به بچه ها وطن دوستي را آموزش داد. كاش مي شد اهميت آزادي را به آنها فهماند . كاش مي شد راه صحيح فكر كردن و تصميم گرفتن را ياد مي گرفتند . كاش....... خب اميدوار بودم با آمدن دكتر معين اين مشكلات بر طرف شود. ولي اين طور كه معلوم است هم وطنان من هنوز به ارزش آزادي پي نبرده اند. نوجوانان ما گول ظاهر و لباس افراد را مي خورند و پدر و مادرانشان گول سكه ها را. ما نااميد نخواهيم شدو از پا نخواهيم نشست.
. ما مي انديشيم پس هستيم . زنده بادايران
چرچیل جملهی مشهوری دارد دربارهی دموکراسی:
Democracy is the worst form of government except for all those others that have been tried.
از دموکراسی نباید انتظار معجزه داشت و همیشه عدهای از نقاط ضعف ملت استفاده خواهند کرد.
فكر نمي كني شكم گرسنه كار به كار ازادي نداره؟ يا وقت نمي كنه كاري داشته باشه؟ اين نشان مي دهد كه معين درك درستي از جامعه نداشته و ازادي خواستن درد اقليت خاصي است. فكر مي كنم قبل از هر چيز بايد به مردم اگاهي داد كه كي باعث شكم گرسنه شان است تا دوباره همون را انتخاب نكنند. زبان 50 % ادم زير خط فقر را ياد گرفتن وقتي دكتري و
اطرافيان دكتر شايد كار اساني نيست. مارتين لوتر كينگ هم دكتر بود ولي سوار همون اتوبوسي مي شد كه مردم فقير ميشدند و بهشون تبعيض داشتنشون را گوشزد ميكرد و راه هاي مبارزه را. نااميد نشيد يك كمي تاريخ ادمهاي پيروز در راه بدست اوردن ازادي و روشهايشون را بخوانيد .
هميشه ميگفتن كه چپ افراطي به راست افراطي سرويس ميده و اينها به دامن هم مي افتند..الان هم تحريميان با اقتدارگرايان در يك صف ايستادند...تحريميها فقط كساني را متقاعد به شركت نكردن كردند كه مي توانستند طرفدار معين باشند...پس اين حرف كه اصلاح طلبها با حضورشان تحريم را ضعيف كردند چرت و پرت است... و همچنين اين نتيجه نشان داد كه چقدر اين حرف كه خاتمي پشتوانه 20 ميليوني داشته و استفاده نكرده بي پايه است.. اگر اين 20 ميليون واقعا و عميقا شعارهاي خاتمي را قبول داشتند اول كه يك تحول بزرگ اجتماعي رخ مي داد و دوم اينكه با تبليغات ظاهري به راحيت راي هايشان را به هاشمي و احمدي نژاد نمي دانند..خودم برخي را ديدم كه قبلا طرفدار خاتمي بودند و امروز در صف احمدي نژاد... و امروز كنار خاتمي مي ايستم و مي گويم اگر بنابر طلبكاري باشد ما طلبكاريم از آنهايي كه تند روي كردند و با تند رويشان مسير اصلاحات در اين كشور را به بن بست رساندند...
سلام ... تحليلت قشنگ بود . از جهاتي از نخبه بودن خودمون خوشم اومده ... ما يكدست و يك صداييم . مي تونيم گروه مرجع خوب و فعالي براي دوره هاي بعدي باشيم . به همتون بيش از هميشه احساس نزديكي مي كنم . اين شكست ما رو به هم پيوند زد نه ؟
خسته نباشيد. مي تونم بفهمم که بچه ها چه حالي بايد داشته باشن. منم دلم گرفت. باور کن حداقل فکر مي کردم که ميرين دور دوم، اما اين نشون داد که معادلات جامعه عوض شده. کار بايد اساسي و زير بنايي باشه. با اين حرکتها سالها بايد منتظر نشست تا عصاي سليمان رو موريانه بخوره.
حالا خیلی بیشتر از قبل قدر خاتمی را میدونیم
سلام! علی جان! خسته نباشی! به اندازهی همهی تلاشها و مرارتها و پایمردیهای نفسگيرت! حرف و حديث بسيار است كه بايد در آرامش گفت و پيش رفت، به ويژه از مسألهای همچون «حضور» و «مشاركت» _ اين مشاركت ربطی به حزب مشاركت ندارد. به هر حال، دست مريزاد به تو كه از ادبيات شكست هم به خوبی و متين نوشتی. باز هم میگويم خسته نباشی گر چه يك آه بلند از نفس همه برخاسته ... . به رفقا هم سلام برسان و خدا قوت بگو!
دلم مي خواهد براي تمام اهل تحريم كامنت بگذارم (كاري كه هرگز انجام نداده ام ) وبگويم معين حذف مي شود درست ! شما چه بدست خواهيد آورد ؟ كمي تاريخ را زير ئزبز كنيد ما دوران مشابه زياد داشته ايم ببينيد چه عايد آنها شد.
حضور ملت غیور و تن پرور ایران
شما با تحریم آگاهانه انتخابات که نتیجه ای جز کوری چشم ناآگاهان این مرز و بوم نداشت کاری کردید کارستان! شناسنامه های شما آنچنان تمیز خواهد ماند که تنها مهر بهشت زهرا آن را آلوده خواهد کرد. علامتی که به نشانه خاک بر سری در جلوی حوزه رای گیری به ما حواله کردید آن چنان مارا خاک بر سر و ذلیل کرده که جرات نداریم در چشمان شما فیلسوفان و روشنفکران این دیار نگاه کنیم.
امیدوارم پنجاه هزار تومن های ماهانه خرج بیشتر شدن قطر شکم شده و سقاخانه های گوشه گوشه شهر با نوای خوش نوحه های عزاداری گوش ملت فهیم را در تمامی ساعات شبانه روز نوازش کند.
ما فریب خوردگان خود را آلوده کردیم چون از درک تئوری های کارآمد ارائه شده غافل بودیم…باشد که با مرگ خویش این لکه ننگ را از دامان خود پاک کنیم.
گو اینکه امیدی نداریم برای کاهش آلام ما، نگاهی هم از سر ترحم به این طرف بیندازید. دستانم می لرزد وقتی به یاد می آورم معین قدیس روشنفکری و آزادی ما بود و از سیاست تنها به یک شخص دلخوش کرده بودیم.... این شما بزرگمردان بودید که جایگاه وی را در قعر جدول تثبیت کردید تا عملکرد شما چراغ راه آینده ما شود.
جمعی از معدود آدم های فاقد عقل و شعور که کسب مشروعیت نظام را اجر اخروی و دنیوی خود حساب می کنند!
-----------------------------------------------------
خیلی جالبه که افرادی که با رای ندادن همچین وضعی رو درست کردند دست پیش گرفتن و مارو محکوم می کنند.... عیبی نداره...حتما افرادی مثل مسعود بهنود، داریوش آشوری، رضا قاسمی، سحابی، ابراهیم نبوی، آقاجری، خشایار دیهیمی، شادی صدر و خیلی های دیگه سواد چندانی نداشته و ندارند....!
و ديگر اينكه بلي در كشور هستند كسانيكه حتي به 10000 تومان هم اين وابستگي شديد را دارند و من زياد غم آنها را دارم و البته باور داشتم كه راه حل آنها در دولتي با برنامه هاي معين ميسر است...براي هركس هم سعي مي كردم شعارهاي معين را به زبان خودش ترجمه كنم و اثراتش را توضيح دهم... اما سيستم كلي تبليغات معين اينگونه نبود... و دوباره آزادي در اين كشور دوباره عقب افتاد و حتي شايد بيشتر از 4 سال چون قطعا هاشمي در اين مدت اقداماتي را انجام خواهد داد كه فضاي جامعه بازتر و راحت تر خواهد شد و نياز به دمكراسي در عموم مردم شايد كاهش كند..نمي دانم... و احتمالا در حاليكه آزادي براي زنان ما خلاصه مي شود به پوشش و يكسري چيزهاي ديگر و براي مردها هم مشابه آن آزاديخواهان واقعي در شادي مردم از ولنگاري در خفا ساكت شده و خفه مي شوند... اما جبهه دمكراسي خواهي و حقوق بشر نيز نبايد ساكت بنشيند و اكنون زمان محك خوردن آن است
سايتهاي ايلنا و ايسنا مشكل ندارند و هيچوقت هم نداشتند. فقط فكر كنم بعلت بار زياد گاهي بالا نمياد. يكي دو بار صفحه را تازه كن (ريفرش) و درست ميشه.
اميدوارم بعد از اين انتخابات در رفتار ما ایرانیها «خودشیفتگی» جای خودش را به «خود انتقادی» بدهد!
آلپر جان، دمت خيلي گرم، خسته هم نباشي. شکست رو بيخيال، جبهه دموکراسي و حقوق بشر رو عشق است. اولين تجمع اين جبهه فردا يكشنبه ۲۹ خرداد ساعت ۵ بعدازظهر تحت عنوان «شريعتى و عرصه عمومى» در حسينيه ارشاد برگزار مى شود. اميدوارم همه بچه هاي جبهه اي با حضورشان در اين تجمع، براي ادامه مبارزه به هم روحيه بدهند.
از نوع نگاهتون خيلي خوشم اومد. ميدونيد من از اولش هم گفتم روشنفكر به جاي اينكه بخواد در هيات تشكيلاتي فعاليت سياسي بكنه بايد به لايه هاي اجتماع برگرده و كار زيربنايي انجام بده . اميدوارم حزب مشاركت و تمام روشنفكراني كه با اون همكاري مي كنند اين رو بفهمند.
اگر نتیجه آرا به همین شکل پیش برود مسلمن اپزوسیون تحریم کننده بازنده این انتخابات خواهد بود و آقای خامنه ای و شرکا برنده این انتخابات هستند. در این میان اصلاح طلبان پیشرو باید به توصیه دکتر سروش پست های اجرایی را رها کرده و به نهادینه کردن دمکراسی در جامعه و تاسیس و گسترش نهادهای غیر دولتی روی بیاورند.
30- 40 درصدی هم که رای ندادند باید بپذیرند که آنها در شکست پروژه اصلاحات سهیم بوده و آنها نیز بازنده این انتخابات بودند.
اگر نگاهی سطحی به نتایج اعلام شده بیاندازیم در میابیم که آرا را میتوان به دو بخش تقسیم کرد. آرای سیاسی (طیف اصلاح طلب و طیف اصولگرا ) و آرای غیر سیاسی. به نظر من بخش اعظم آرای سیاسی متعلق به آقای معیین و آقای احمدی نژاد می باشند و بقیه آرا تا حدود زیادی غیر سیاسی و متعلق به کسانی است که وعده بهبود وضعیت معیشتی مردم را دادند. آقای رفسنجانی و کروبی با وعده هایی که در بهبود وضعیت معیشتی دادند بیشترین آرا را کسب کردند. اگر نگاهی به مجموع آرا بیاندازیم متوجه میشویم که متاسفانه دغدغه بخش اعظم جامعه بهبود وضعیت معیشتی است و نگاه مردم کمتر متوجه اصلاحات ساختاری که سیاسی و فرهنگی میباشد است. نگاهی سطحی ... به نظر من در آینده وظیفه ما اصلاح طلبان پیشرو این خواهد بود که با تشکیل نهادهای اجتماعی و سیاسی فرهنگی نگاه مردم را از سطح به عمق متوجه سازیم
هزار بار گفتیم معین این کاره نیست .
توی گوشتان نرفت .
تسليت علي جان اگر بياد داشته باشي من مدتها قبل در كامنتها گفته بودم كه معين در خوش بينانه ترين حالت سوم خواهد بود دليل آنهم سرخوردگي مردم و جواناني است كه توسط اقتدار خاتمي !!! از اصلاحات نااميد شدند ....حالا حالاها مشاركتيها بايد افسوس اعتماد از دست رفته مردم را بخوردند ....بهتر است كمي واقع بين باشيم ببينيم در مجلس 6 و اين دو دوره تا چه حد به خواسته مردم و قولها عمل شد ...پايدار باشيد
با فهمی که من دارم از دنیا و مافیها، در برابر خود و مردم روسفید بودهای و به کشورت هم درست در جایی که نیاز داشت خدمت کردی. هدف را در انتخابات چه گذاشته بودی که شکست خوردی؟ شکست و پیروزی را در باره خود بایستی با آن سنجید. انتخابات به دور دوم رفته است، بازی ادامه دارد و سیاست به معني واقعي و کامل هنر سياست تازه آغاز شده است. سياست کشوری در ائتلافهاست که معنی میدهد.
حدود 40 درصد مردم در انتخابات شرکت نکردند. اين 40 درصد غالباً از قشر تحصيلکرده شهري بودند. قشري که بيشترين اميد معين به آنان بود. تحريم در بين کل مردم ايران موفق نبود، چون روستائيان و حاشيه نشينان شهرهاي بزرگ که بخش عمده اي از راي دهندگان را تشکيل مي دهند، اصلاً به اين حرفها کاري ندارند. اما تحريم در بين تحصيل کردگان شهري کاملاً موفق بود. تحريميان با اين اشتباه استراتژيک خود، ضربه جبران ناپذيري بر پيکر جنبش اصلاح طلبي ملت ايران زدند.
آلپر جان، همه حرفهايي که در مورد اخلاق شکست مي زني درست، ولي قبول کن که به شدت بوي تقلب مي آيد. در اخبار بود که روز چهارشنبه گذشته، وقتي قاليباف فهميده بود که حمايت اقتدارگرايان از وي به احمدي نژاد منتقل شده، به شدت متاثر شده و گريه کرده است. آخر اين چه نوع حمايتي است که اگر دو روز قبل از انتخابات قطع شود، باعث شکست يکي و پيروزِي ديگري مي شود. اين حمايت جز انداختن راي هاي بدون شناسنامه به شکل گسترده در سراسر کشور به نفع يک کانديدا نيست. ترا خدا به مسئولين ستاد معين بگو به اين زودي تسليم نشوند.
با توجه به آمار تا این لحظه، این نتایج را می توان از تلاشهای شما جمع بندی کرد.
حرکت شما که خصوصا طبقه جوان را هدف گرفته بود دو گروه را به میدان کشید
گروه اول آنهایی که تصمیم داشتند تحریم کنند و تحریکات شما باعث وحشت آنها از به روی کار آمدن دست راستی ها شد.
گروه دوم آنهایی که متعلق به جناح راست بودند ولی به هر دلیل نمی خواستند وارد انتخابات شوند و با تحرکی که شما ایجاد کردید مجبور به ورود به انتخابات شدند.
نتیجه کلی: تمام آرایی که شما چه به این طرف (معین و دارو دسته) افزودید چه به آن طرف هر دو در اصل به کیسه و بنفع رهبر واریز شد.
دستمریزاد!!!
آقاي آرش، اصلا هم اين طور نيست، همون 40 درصد هم اونطوري كه شما مي گي نسيتند. اميد معين به همين كسايي بود كه به رفسنجاني و كروبي و احمدي راي دادن بود. يك چيزي هم كه به گفته ي قبليم (22) مي خوام اضافه كنم اينه كه يكي ديگه از نشونه هاي كج فهمي اصلاح طلبها اين بود كه رقيب اصلي قاليبافه نه كروبي و احمدي. بله!، اگر قرار بود همه ي مردم ايران ، وبلاگ شهريهاي خودمون باشن، معين در رقابت با هاشمي و قاليباف(!) با يه دوم خرداد ديگه، يه ضرب رئيس جمهور مي شد. من ميگم پايگاه اجتماعي قوي نيست، چون اصلا مخاطب نرمالي نداريم. البته نميشه شعور مردم رو زير سوال برد. من به اكثرشون حق مي دم و به راحتي مي تونم خودم رو توجيه كنم كه كي چرا راي اورد.- انتخابات هم درست و سلامت بر گزار شده، عجب مصداقي در اومد براي اين مثل: آينه چون نقش تو بنمود راست- خود شكن، آينه شكستن خطاست.
واقعا جای تاسف داره. این درصد آرا نشون میده مردم ما هنوز فرهنگ و گنجایش دموکراسی و برنامه های امثال دکتر معین رو ندارند. میزان بالای رای کسی مثل احمدی نژاد نشون دهنده راه مشکلی ست که ما پیش رو داریم، ایجاد فرهنگ دموکراسی و آزادی خواهی تو مردم. مردم با اینگونه رای دادن نشون دادند که بیشتر از آزادی، خواهان پول و رفاه هستند.
نمی دانم شاید گفتن این حرفها کاری بیهوده و طعنه زن به نظر بیاید اما راستش من متعجبم و همین تعجبم وادار به نوشتنم می کند. بگویم که از هیچ نظری هم با محمود احمدی نژاد هم رایی ندارم. و اتفاقن وقتی چهار زانو نشسته می دیدمش و حرفهایش که عجیب ملموس و مصداقی بود می شنیدم می گفتم بابا این می خواهد ادای صدر اسلام را در بیاورد چون می گفت می خواهم به حرف تک تک مردم مستقیم گوش بدهم. به خودم می گفتم بنده ی خدا پس تو یک هفته ای لقوه می گیری و دیوانه می شوی...
اما تعجب می کنم از این نوشته که ظاهرن متعلق به یک روزنامه نگاراست. من یک معلم هستم. وبلاگی هم ندارم اما می خوانم، خیلی هم وبلاگ می خوانم و البته بیشترادبی ولی این روزها که بازار کساد است خواه ناخواه باوجود تصمیم ام به رای ندادن وبلاگ ها را دنبال می کردم و می دیدم که یا هوادار تحریم اند یا معین. کاری به این ها ندارم هر چند رفتم و روی برگه ام نوشتم هیچ کدام. چون می دانید؟ من دنبال ایده های اقتصادی جان دار و حساب شده بودم...( و جهانی نه مثل آقای احمدی نژاد که حرف از ایده های بین المللی و علمی نداشت)
مبهوتم. شما روزنامه نگارید؟ و نمی دانید در بازار تهران چه می گذرد؟ می دانید؟ فقط بسیجیان نبودند. من به دلیل شغل تولید کنندگی خانواده ام و انتساب به بازار، نظرات بازاریان را می شنیدم همه به کارایی احمدی نژاد به مردمی بودنش ایمان داشتند و سابق هم تجربه کرده بودنش. نکند فکر می کنید تهران و ایران همین دنیای وبلاگستان است و تعدادی نوجوان و جوان کنکوری و پیش دانشگاهی ... بعید می دانم این ذهنیت یک روزنامه نگار باشد...
حیران ام از این که می بینم رای آوردن احمدی نژاد و کروبی برایتان سوال شده؟ شما فیلم محمود احمدی نژاد را دیدید؟ حرف هایش را در برنامه خبری شبکه دو. اگر قرار نیست یک کاندیدا مصداقی و به زبان مردم حرف بزند از درد مردم حرف بزند ببخشید پس قرار است به چه زبانی حرف بزند؟ مانده ام که می گویید: یعنی مردم ایران این قدر گرسنه اند؟... بله گرسنه اند آقا. بسیار هم.
نمی دانم شما کتاب "معمای هویدا" ی عباس میلانی را خوانده اید یا نه؟ در این کتاب به ظرافت آمده است که درآمد زیاد نفتی و ریخت و پاش و رفاهی که به خواست شاه در میان مردم به وجود آمد یکی از دلایل اصلی بیرون ریزی مردم به خیابان ها شد؟ باوجود اصرار نظریه پردازان و اقتصاددانان برای مخالفت با خرج کردن و توزیع درآمد نفتی میان مردم به دلیل نازک بودن پوسته ی مردم و طبقات و اجتماع اما شاه با شخصیت دیکتاتوری اش حرف خود را به کرسی نشاند و رفاهی غیرمترقبه میان مردم به وجود آمد که همان کله پایش کرد. و حالا می دانید این زمان اخیر درآمد نفتی ایران چه قدر بالا رفته ولی از رفاه خبری نیست اما اما آن پوسته که به قول شما با "خاتمی با اصلاحات در این هشت سال" حسابی ضخیم شده و حالا تحمل اندودگی رادارد. پس اتفاقن خرد جمعی خرد مردمی اشتباه نکرده... اگر به قول شما توسعه ی سیاسی به وقوع پیوسته حالا نوبت همان اقتصاد و رفاه بود که اصلن در میان حرف ها و نظریه های کلی آقای معین هیچ محلی از اعراب نداشت. یعنی دقیقن رمز پیروزی آقای معین دریافتن همین نکته بود.
چه قدر حرف آزادی و دموکراسی؟ دموکراسی و حقوق بشر بدون رفاه بدون درآمد نسبی متوسط به گوش هیچ تنابنده ای نمی رود حتی قشرمتوسط ؛ چه برسد به گوش روستاییان و مناطق جنوبی تهران... حرف زدن از ایده ها و سازه های جوامع آمریکای شمالی و کشورهای اسکاندیناوی برای مردمی فقیر و گرسنه؟!!
انتشار روزنامه های رنگ رنگ روی دکه های مطبوعاتی وقتی که روبه رویش جوانی ایستاده و دست در جیب به حساب سرانگشتی می پردازد چه فایده دارد؟ ایران فقط قشر اینترنت باز وبلاگی نیست به میان مردم بروید.
راستش من وبلاگ بسیاری از حامیان معین را خواندم اما ترجیح دادم این حرف ها را این جا بنویسم. شاید پاکش کنید و بگویید این هم وقت گیرآورده؟... اما من هنوز هم حس می کنم اکثر طرفداران معین در اشتباه هستند و می بینم که چه قدر شوکه شده اند.
كروبي با بيان اين كه «از چند روز پيش احساس كردم نيروهاي مسلح و بخشي از افراد منتسب به بسيج و سپاه و همچنين برخي از مديران دولتي تحركاتي دارند»، خاطرنشان كرد: «ديروز عصر با موسوي لاري وزير كشور صحبت كردم و از وي خواستم ساعت انتخابات را بيشتر از 2 ساعت تمديد نكنند، وي در پاسخ به بنده گفت: پيشنهادخوبي است اما كاش زير فشار نبودم.»
كروبي ادامه داد:« تا ساعت 7 صبح امروز بنده در صدر قرار داشتم، اما ناگهان طي يك جهش غيرمعمول يكي از آقايان حدود يك ميليون راي كسب كرد. بعد از آن فورا با خاتمي تماس گرفتم و وي گفت دارم به وزارت كشور ميروم.»
كروبي با بيان اين كه «از چند روز پيش احساس كردم نيروهاي مسلح و بخشي از افراد منتسب به بسيج و سپاه و همچنين برخي از مديران دولتي تحركاتي دارند»، خاطرنشان كرد: «ديروز عصر با موسوي لاري وزير كشور صحبت كردم و از وي خواستم ساعت انتخابات را بيشتر از 2 ساعت تمديد نكنند، وي در پاسخ به بنده گفت: پيشنهادخوبي است اما كاش زير فشار نبودم.»
كروبي ادامه داد:« تا ساعت 7 صبح امروز بنده در صدر قرار داشتم، اما ناگهان طي يك جهش غيرمعمول يكي از آقايان حدود يك ميليون راي كسب كرد. بعد از آن فورا با خاتمي تماس گرفتم و وي گفت دارم به وزارت كشور ميروم.»
وي با بيان اينكه تمام اين مسايل به شبكههاي اصلي و تشكيلات پيچيدهايي كه گرداننده خيمهشب بازيهاي شوراي نگهبان است برميگردد، در عين حال ابراز عقيده كرد:« بايد در برخي شهرها دستور بررسي انتخابات داده شود و اين قضيه را تنها براي دفاع از حقوق مردم ميخواهم والا من كه رايام را آوردم.»
دكتر ابراهيم يزدي در واكنش به اقدام شوراي نگهبان در اعلام سريع آراي انتخابات گفت: شوراي نگهبان به مانند هميشه نشان داد كه در يك اقدام يك جانبه آرا مردم را تصرف مي كند و قابل اعتماد نيست و اين حركت قابل پيش بيني بود
دبير كل نهضت آزادي در ادامه افزود :تنها راه اين است كه مردم براي اعتراض به اين اقدام شوراي نگهبان و صدا وسيما و نيروهاي نظامي دست به تحصن و اعتراض بزنند.
وي با اشاره به بالا رفتن آراي احمدي نژاد عليرغم نظر سنجي هاي صورت گرفته گفت :اينكه يك فردي كه هيچ فعاليت انتخاباتي نداشته و بر اساس نظر سنجي ها در جايگاه پايين قرار داشته به يك باره در صدر قرار مي گيرد جاي تامل دارد .
سلام
كاش احمدي نژاد رييس جمهور بشه!!! اصلا نبايد ناراحت شد شكست رو اون هايي خوردن كه نشستن تو خونه هاشون و حالا خواهند فهميد كه فرق دولتي كه رضا خاتمي و الهه كولايي توش باشن يا نباشن چقدره!! اونوقت كه احمدي نژاد با وزارت علومش حال دوستان "تحريمي "رو تو قوطي!!!!!! كرد و ديگه عبداله رمضان زاده اي نبود كه حداقل تو جلسه هفتگيش اسمي ازشون ببره. هر چند هاشمي بخت نخسته ولي كاش احمدي نژاد بشه!! راستش به اون به ظاهر روشن فكري كه از 60% جامعه اش عقبه و 15 ميليون راي رو تو خونه نگه داشت چي بايد گفت؟ آها فهميدم بايد گفت دوست عزيز "تحريمي" و تحكيمي!!!احمدي نژاد "خرت ميده كه خرت ياد كني" چه ضرب المثل قشنگي دارن اين لر ها... كاش اگر به خود معين راي نميدادين به تيمي كه باهاش بود راي مي دادين... ولي اين ها اگره از شهريور امسال با يه ايران متفاوت سر وكار داريم منتها كاش زود پشيمون نشين چون حالا حالا ها سودي نداره...
آیا خواهیم توانست در فضای آینده زندگی کنیم؟
متاسقم براي خودمون... در سرزمين كوتاه قدان معيارهاي سنجش بر مدار صفر حركت مي كند...
دوباره مي سازمت وطن...دوباره مي بويم از تو گل...
ما هستيم
همه
و
هرگز نا اميد نمي شويم
براي طرز فكر مردم كشورم متاسفم ما خودمون با دستخودمون روشنفكرايي مثل دكتر معين رو از ادامه راه دلسرد ميكنيم . البته بايد بگم چون من خودم عضو بسيج هستم و بچه هاي شهر بسيج رو ميشناسم ديدم كه سر هر صندقوق يكي و گاهي چند تاشون حضور داشتن و اين خيلي مشكوكه در ضمن تو شهر ما تا يكي دو ساعت پيش هنوز آرا شمرده نشده بود چون كار داشت به درگيري ميكشيد انگار مي خواسته تقلبي صورت بگيره حالا صورت گرفته يا نه خدا مي دونه اما خب اين نتايج با رفتارهاي شوراي نگهبان خيلي مشكوكه . ..............................................................................البته لياقت اين ملت همون رفسنجاي يا احمدي نژاده . ..........................................باشن تا قدر خاتمي و امثال معين دونسته بشه . يا حق
دوست عزيز سلام.من عدم شركت د رانتخابات را برگزيده بودم و تصميمم را هم درست ميدانم.د رهردو جبه تحريمي ها و مشاركت كننده ها , افراطي گري و احساساتي گريهايي وجوددارد كه نمي توان به حساب كل اين دو جبهه گذاشت .بسيار مهم است بداينم كه تحريم كنندگان و مشاركت كنندگان آگاه بخش بزرگي شان, با هدف استقرار دموكراسي و بهتر كردن اوضاع و اما با شيوه هاي متفاوت به ميدان گام نهادند. و باز بسيا رمهم است كه دوستي ها و ديالوگها و انتقادات سازنده را همچنان حفظ كنيم.ديدگاه شما برايم ارزشمند است و منطقي.
الپر جان!به قول خود معين،چه وقتي كه مي برديم چه حالا كه باختيم برنده ايم.ما تونستيم خيلي حرفا رو بزنيم.حرفايي كه فقط اين موقع ميشد زد.درست نمي گم؟ما مي تونستيم قبلا بگيم حكم حكومتي رو قبول نداريم.بگيم بايد با آمريكا رابطه داشت و برنامه هم براش بديم؟مي تونستيم بگيم رهبر بايد تو چارچوب قانون اساسي حركت كنه؟و خيلي چيزاي ديگه.بدترين چيزي كه بايد ازش ترسيد،نااميدي هواداراس.برد و باخت كه هميشه هستن!
عزيز اتفاق تنها اين بود كه نشان داد كه مشاركتي ها به آخر خط رسيدن البته من نمي گم كار نكردن خوبم كار كردن اما الان ما نياز مند راه تازه اي هستيم راه جديدي كه از ساختار قدرت نمي گذره!!!!
سلام!اول از همه به بچه هاي ستاد معين و وبلاگنويس ها كه واقعا هركاري توانستند كردند خسته نباشيد مي گويم.دوم اينكه بعدا قدر خاتمي را خواهيم دانست اما اين نبايد مانع از انتقاد به شيوه ي كاري او در دوره ي دومش شود.به هرحال بي تفاوتي جامعه در دوره ي او به وجود آمد.سوم اينكه بايد در قالب جبهه ي دموكراسي به شكل سازماندهي شده اي كار كنيم و نااميد نشويم.آخر هم اينكه يادمان باشد كه دستگاه اداري ما فاسد است و بايد اصلاح مي شد/شود.و نيز ارتباط قشر تحصيل كرده با عامه ي مرم قطع شده است كه بايد سعي كنيم آن را برقرار كنيم.شعارمان 2 چيز باشد:اخلاق حرفه اي و دموكراسي.
به قول حجاریان اصلاحات مرد؟ زنده باد اصلاحات! اصلاحات دیگری باید ساخت. رای به معین رای آگاهانه به راهی روشن است. کم یا زیاد مهم نیست. ما راهمان را یافته و راهی شده ایم. دیر یا زود به ما می پیوندند مردم که گریزی نیست جز اصلاح.
شاید این انتخابات رو طرفدارن معین یک شکست بدونند ولی کمی صبر کنید و ببنید که بعد از 2 یا 3 سال این کسانی که می خواهند با آمریکا رابطه برقرار کنند و یا 50 تومن به مردم بدن یا دونه دونه با مردم حرف بزنن می خواهن چی کار کنن.
اون موقع این شکست رو می تونید یک پیروزی حساب کنید چونکه این لذت اون پیروزی از انتخاب شدن معین برای 2 سال پشت سرهم هم خیلی بیشتر هست.
شاید این انتخابات رو طرفدارن معین یک شکست بدونند ولی کمی صبر کنید و ببنید که بعد از 2 یا 3 سال این کسانی که می خواهند با آمریکا رابطه برقرار کنند و یا 50 تومن به مردم بدن یا دونه دونه با مردم حرف بزنن می خواهن چی کار کنن.
اون موقع این شکست رو می تونید یک پیروزی حساب کنید چونکه لذت پیروزی آینده از انتخاب شدن معین برای 2 سال پشت سرهم هم خیلی بیشتر هست.
بسم الله
سلام
به عقل جمعي اعتقاد داريد ؟
يا لايغير ما...؟
آقا محمد كه مي فرمايي لياقت مردم... خيلي ها واسه اين غرور شماها به دكتر راي ندادند ...
ولي به هر حال
فان حزب الله هم الغالبون
والسلام
من يك سوال برام پيش امده مكه اين 70درصد با اراي باطله بوده يا بدون اون واقعا براي همتون متاسفم
دماوند جاي خيلي قشنگيه مگه نه
شكست حق ماست موقعي كه اونقدر مقتدر نيستيم كه به وحدت نظر برسيم . موقعي كه خيلي از اون كسايي كه همراه ما 4 سال پيش به خاتمي راي دادن الان به قاليباف و هاشمي راي دادن ..... شايد بزرگترين مشكل ما يك كانديداي ضعيف به اسم معين بود .
حقيقت رو قبول كنيم . معين واقعا در اون حدي نبود كه بتونه يه رئيس جمهور مقتدر باشه و بتونيم با شهامت ازش دفاع كنيم .... تنها كاري كه مي تونستيم انجام بديم اينكه خودمون بهش راي بديم !
من فقط يه جمله ميگم كه همه باهاش توي كتاب تاريخ روبرو شدين آقا محمد خان قاجار ميگه اگه مي خواهي بر مردم ايران حكومت كني اونها رو بي سواد و گرسنه نگهدار يا حق
بافت اجتماعي بعضي جاها افعي پروره
استاد سهند. خيانت كردي ديگه روت و زياد نكن. به آدم كُش ها مشروعيت دادي ديگه سكوت كن. باعث شدي انتصابات بشه يه انتخابات با مشاركت اكثريت دهن ات و ببند. براي ما اسم رديف نكن. گنجي و عبدالله نوري و اشكوري و شيرين عبادي و منتظري و زر افشان و علي افشاري همه از افراد فعال سياسي هستن كه تو ايران تو بدترين وضعيت قرار دارن و انتخابات رو تحريم كردن.مثل بعضي ها نرفتن بشينن تو كانادا و آمريكا و اروپا نظريه ي شركت در انتخابات صادر كنن.لطفن خجالت بكش. ديگه گندش و در اوردين. استاد حامد. توام لطفن حرف با نمك نزن. دولت خاتمي و كولايي و با احمدي و اعوان و انصار هيچ فرقي نداره. چون يك نظام اسلامي هست در يد قدرت صنف آخوند و سپاهي به رهبري آيت الله خامنه اي. تا كي به كم قانع هستيد؟ كولايي؟شوخي مي كني.خاتمي؟شوخي بدي مي كني. لطفن برنگرد بگو حالا احمدي گشاد مياد حاليت ميكنه. اگه انتخابات و تحريم كرده بوديد هر كسي رئيس جمهور ميشد با مشاركت كم مردمي هيچ غلطي نميتونست بكنه اما شما با شركت تو انتخابات به رئيس جمهور در راه مشروعيت داديد.به آدم كُش ها مشروعيت دادين.به نظامي ها. به اختناق 25 ساله راي دادين. ديگه لطفن بس كنيد و بر اشتباهتون پا فشاري نكنيد.
خودم رو فقط اينجوري ميتونم اروم كنم كه خوب اينم مثل زندگيه و اون نمودار سينوسيش
شايد فقط يك كم خيلي خيلي بزرگتر ...
ولي آروم نميشم...
۱ - مردم عادي کوچه و بازار که به اميد فرود هلي کوپتر « هخا» نشسته بودند ، « تابلو» ترند يا پاره اي نخبگان ، انديشمندان و سياستمداران خودخوانده اي که منتظر بودند « صندوقها باز شود - اهوراي م- م بيرون بريزد » ، هوا دلپذير شود و گل از خاک بر دمد ؟
۲ - اکبر گنجي ، شيرين عبادي ، سيمين بهبهاني و علي افشاري منزوي و بي اطلاع از اوضاع ايران اند ، يا آنها که « تنور انتخابات رهبر » را گرم کردند ، براي طرفداران احمدي نژاد « انگيزه » تراشيدند، اين افتضاح بزرگ را به وجود آوردند ، تا جامعه بين المللي با قطع اميد ابدي از هر نوع گفتمان اصلاحي - رئيس جمهور نظام اقتدارگراي ايران را در آغوش گيرد؟ امتياز دهي شروع شود و باقي ماجرا. من مانده ام ، در و ديوار داد مي زد « معين» راي نمي آورد ، « مجيد محمدي » از نيويورک اين را مي بيند ، چطور نمي شود چشمها را در قلب تهران باز کرد ، با عابرين خيابان سميه و ميدان انقلاب سخن گفت و سياست ورزيد !
۳ - طرفداران رفراندوم و تحريم هوشمند ترند، که حداقل مي توانند ادعا کنند، نيمي از جمعيت ايران به دعوت ما پاي صندوق نرفته، يا دوستان اصلاح طلبي که پايگاه اجتماعي و آينده خود را به آراي ناچيز مصطفي معين دوختند، آنهم از صندوقهاي مناطق عشايري - مرزي، توسعه نيافته و بي سواد کشور؟
۴ - معمولا براي سنجش پايگاه و آراي يک کانديدا از نظرسنجي استفاده مي شود ، گوش آدمي که سنگين باشد ، صداي حسين قاضيان ، عبدي ، سروش و ... را نمي شنود ، صدا را که نشنود ، مجبور است از بيني اش استفاده کند ، اين بود که خيلي ها ديروز « بوي دوم خرداد استشمام کرده بودند » و نمي دانستند که هموساپينس ، بر خلاف بسياري از جانداران - از قوه بويايي - براي پيش بيني اتفاقات استفاده نمي کند ، به عوض آن « کتاب هست ، Think Tank هست و gallup هست »
۵ - آيا خوشحال است مصطفي تاجزاده و خوشحالند نخبگان مشارکتي که عزت سحابي، ابراهيم يزدي، خشايار ديهيمي و بسياري ديگر را با خود به باطلاق انتخابات ديروز کشاندند تا از همين امروز ظهر حسين شريعتمداري « پايگاه ميليوني ليبرالهاي طرفدار آمريکا » را به رخشان بکشد؟ سيد علي خامنه اي جشن بگيرد و حوزه علميه قم فرياد برآورد که ديديد: ايراني هنوز مريد آخوندهاست!
۶ - خود را در چه وضعيتي قرار دادند ، اگر بخواهند انتخابات را ادامه دهند ، حتي به فرض اندک بالا آمدن کروبي - بايد نام « نسيم » نسل سوميهاي ياور معين را به « نسيشمک » يا نسل سوميهاي ياور شيخ مهدي کروبي و لوگوي همه وبلاگها «تا اطلاع ثانوي فقط معين » را به « فقط کروبي براي هميشه » تغيير دهند.
اعضاي شوراي مرکزي انجمن شهيد پرور تهران را به ديدار موسوي خوئيني ها ، بفرستند ، و سعيد رضوي فقيه را به سخنراني با عنوان « مردمسالاري بومي ، کروبي يعني هابرماس » و مجيد حاجي بابايي « نه به انفعال ، نه به تحريم ،آري به کروبي نماد جامعه مدني ايران » وادارند. اگر قصد تحريم کنند مايه مسخره عالم و آدم خواهند شد و ...
۷ - بسيج دستوري - تلفني يک دوجين وبلاگ با حداکثر ۲۰۰۰ خواننده مشترک از ايران براي به وجود آوردن فضاي کاملا مصنوعي و کذب روي نت - فقط به افسردگي و نوميدي وحشتناک گروهي نويسندگان خوب و جوان انجاميد، درست مثل مضحکه سال ۲۰۰۴ آقاي هوارد دين و سوءاستفاده اش از يک عده blog geek و stoned nerd .
۸ - هنوز دير نشده ، مي توان از منبر « استراتژيست مادام العمر و مغز اصلاحات » بودن پايين آمد ، « ماکس وبر » - « هابر ماس » - « ادوارد سعيد » - « رژي دبره» - « کارل مارکس » - « ميشل فوکو » - « علي شريعتي » و دنياي خيالي قرن بيستم آقاي لنين را دور انداخت و رفت سراغ ديگراني که جلوي چشمان ناباور شما ، آن امپراتوري سرخ ابليس را به زانو درآورندند : « ساخاروف » ،« سولژنيستين » « لخ والسا » « واتسلاو هاول » « ميخائيل ساکاشويلي - ويکتور يوشچنکو » و همه قهرماناني که « نيم من خاک روي آثارشان ننشسته است ».
۹ - از امروز است که شروع شود ، خروار خروار تحليل و مقاله نوحه سرايانه که « اي واي از استبداد زدگي جامعه ايراني ، اي هوار از بيماري مزمن استبداد ، درد ملي ما ، مصدق را تنها گذشتند و ...» ،وقت تلف کردن بس است. بياييد « مانيفست جمهوري خواهي گنجي » را دوباره بخوانيم ، قبل از آنکه ميليونها ايراني در خيابان فريادش زنند. ايران اولين کشوري نيست که قرار است دمکرات شود ، در واقع آخرين کشور است. تجربه روماني ، اوکرايين و دهها کشور آزاد شده ديگر جلوي چشمتان است ، هنوز نااميد نشده ايد از « خودکفايي انقلابي دهه شصت »؟ بياييد ببينيم ديگران چه کرده اند ؟ پروسه اصلاحات را موکول کرده اند به مشارکت چهارسال يکبار مادام العمر دهاتي ها براي تضمين حقوق کارمندي دوستان و آشنايان اصلاح طلب و يا يک روز از خواب بيدار شده گفته اند : بس است آقا جان ، مرگ يکبار - شيون هم يکبار.
قبول نداريد ، اين شما و اين راي دهندگاني که خبر راي قاطعشان به معين ، از قول آقاي تاجزاده و شکوري راد را هنوز از سايت هاتان پاک نکرده ايد.
خداوند به آقاي حجاريان عمر دهد ، از ايشان بپرسيد : راستي « خيال پردازان شهر آشوب » و « کيوکيو بنگ بنگ » و « هخا » کي بود آخرش؟((نيما راشدان))
الپر عزيز اينكه گفتي قدر خاتمي رو بيشتر ميشناسيم بايد بگم اكه آقاي خاتمي شعارهاي معين رو ميداد بجاي 20 ميليون 40 ميليون راي مي آورد مردم بعد از اين 8 سال حساسيتشون رو نسبت به اين شعارها از دست دادند با تمام احترامي كه براي خاتمي قائلم اما بايد بگم كه خاتمي در شكست معين بي تاثير نبود همانطور كه تحريميهاي كله شق. در مورد 50 تومان كروبي واقعيت اينه كه ما همه يادمون رفته بود كه واسه چي انقلاب كرديم ولي كروبي يادش بود. پول نفت رو مي گم. بعدا براي اينكه ثابت كنيم انقلاب ما خيلي اساس داشته پول نفت رو فراموش كرديم ولي كروبي حافظه اش بهتر بود.
دوستان
اگر آنگونه که کروبی ادعا میکند در انتخابات تقلب شده است به نظر من طرفداران اصلاحات
نباید اجازه دهند که سازمان مجاهدین انقلاب و یا جبهه مشارکت از هاشمی رفسنجانی در دوم حمایت کنند. هشیار باشیم !
دوستان
اگر آنگونه که کروبی ادعا میکند در انتخابات تقلب شده است به نظر من طرفداران اصلاحات
نباید اجازه دهند که سازمان مجاهدین انقلاب و یا جبهه مشارکت از هاشمی رفسنجانی در دوم حمایت کنند. هشیار باشیم !
خوب الپر جان. حالا چه بايد كرد؟ دست رو دست بذاربم كه احمدي رييس جمهور بشه؟ تصورشم نميشه كرد...لطفا به فكر راهكار باشين...بعدها وقت براي تحليل كردن زياد داريم...
دوستان عزيز كامنت 36 از بينش معاصر نيست.شايد نام فرد ديگري باشد.
3 ماه از كروبي حمايت كردم. اما نه به خاطر 50 هزار تومانش. توي انجمن دانشگاه و حتي توي دانشگاه انگشت نما شده بودم. 7 دليل داشتم براي راي دادن به كروبي (با تمان ضعفهايش) اما از بس توي دفتر انجمن نشستم و بحث كردم از فضاي واقعي جامعه دور شدم و باورم شد كه راي معين بيشتر است. پس به معين دادم و راي هاي بسياري برايش جمع كردم. اما امروز فهميدم گول دانشجويان مملكت رو خوردم. البته كسي عمدا نمي خواسته من رو گول بزنه.
شما فيلم احمدي نژاد رو ديدين؟ با فيلم معين مقايسه اش كرديد؟
به زبان اصیل ولی کثیف سایت بازتاب نگاه کنید. دوباره به ماهیت خود بازگشتند
مصطفي معين كانديداي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در اين دوره انتخابات رياست جمهوري با وجود پيوند خوردن با گروهكهاي ضدانقلاب در بين هفت كانديدا به مقام پنجم دست يافت.
هاله جان لطفن به این پیشنهاد من توجه کن
اگر آنگونه که کروبی ادعا میکند در انتخابات تقلب شده است به نظر من طرفداران اصلاحات
نباید اجازه دهند که سازمان مجاهدین انقلاب و یا جبهه مشارکت از هاشمی رفسنجانی در دوم حمایت کنند. هشیار باشیم !
هاله جان لطفن به این پیشنهاد من توجه کن
اگر آنگونه که کروبی ادعا میکند در انتخابات تقلب شده است به نظر من طرفداران اصلاحات
نباید اجازه دهند که سازمان مجاهدین انقلاب و یا جبهه مشارکت از هاشمی رفسنجانی در دوم حمایت کنند. هشیار باشیم !
دوستان
لطفن هی آلپر و آلپری ها را ملامت نکنید. ملامت و سرزنش بس است. از امروز باید چاره ای اندشید و طرحی نو در انداخت. از این به بعد فقط با ایده (خوب یا بد ) بیایید جلو. حرف مفت و بی ارزش بس است.
دوستان
لطفن هی آلپر و آلپری ها را ملامت نکنید. ملامت و سرزنش بس است. از امروز باید چاره ای اندشید و طرحی نو در انداخت. از این به بعد فقط با ایده (خوب یا بد ) بیایید جلو. حرف مفت و بی ارزش بس است.
سلام
حال كه اين اتفاق ميمون يا نا ميمون افتاد بايد قدر دانست و تهديد ها را تبديل به فرصت كرد. به نظر من با اصلاحات از درون.
دوستان
لطفن هی آلپر و آلپری ها را ملامت نکنید. ملامت و سرزنش بس است. از امروز باید چاره ای اندشید و طرحی نو در انداخت. از این به بعد فقط با ایده (خوب یا بد ) بیایید جلو. حرف مفت و بی ارزش بس است.
آقاي الپر من تعجب مي كنم كه شما چرا احتمال تقلب را اينقدر بي خيال از كنارش مي گذريد. من شما با هم اين يك ماه اخير را در تهران زندگي مي كرديم. باور كنيد جز يكي دو نفر اصلاَ صحبت راي دادن به احمدي نژاد نبود. حالا چطور شده راي اين آدم در تهران حتي از رفسنجاني هم بيشتره! حتي حزب الهي ها هم زياد از او صحبتي نمي كردند آخه.
اولا خسته نباشيد ميگم ... اين مدت خيلي زحمت كشيديد .. بعدش زياد هم دنبال تقلب نباشيد ... اينا راي مردم ايرانه ... فقط نمي دونم ما ايراني نيسيم يا اينا ... ساعت 5 صبح وقتي آراي اكثر شعب اصفهان را از زبان ناظري شنيدم كه از خودم بيشتر قبولش دارم شوكه شدم !
من فكر ميكنم حالا هم از طرف رهبر يا هر كس ديگه ميخوان جوي به وجود بيارن كه دور دوم كسي راي نده و راحت احمدي نژاد رو بفرستن داخل.الان ديگه وقت تحريم نيست.همه ميدونيم كه رفسنجاني از احمدي نژاد بهتره.چشمامون رو نبنديم.واقع بين باشيم.نذاريم به زور احمدي نژاد رو بفرستن داخل.فقط خودمون كه توي ايران هستيم بايد به فكر خودمون باشيم.نذاريم همين اينترنت رو احمدي نژاد از ما بگيره.ما حالا حالا ها كار داريم.
حرفهاي همه درست، ولي نبايد شک کرد که در اين انتخابات به شکل گسترده اي تقلب شده است. حرفهاي خامنه اي کثيف هم بعد از اعلام نتايج تاييد کننده اين گمان است. به نظر من بعد از هشت سال مماشات و عقب نشيني خاتمي، حالا وقتشه که رسماً و علناً و به شديدترين شکل ممکن به فضاحت و وقاهت انتخابات اعتراض کنه. اگر هم خاتمي جربوزه اين کار را ندارد. اصلاح طلبان بايد اين کار را بکنند. فردا ديره، همين امشب بايد سردمداران جبهه دموکراسي و حقوق بشر از مردم بخواهند که براي اعتراض به اين نمايش مفتضحانه به هر شکل ممکن اعتراض کنند. آقايان اصلاح طلب، اين آخرين موقعيت است. اگر الآن هم مماشات کنيد به زودي خامنه اي همتون را ميندازه گوشه حلفدوني.
واييييييييييييييييي اينا از همين الان احمدي نژاد رو رييس جمهور ميبينن.ببينين چمران چي گفته.
استاد 0!!!! عزيز امثال شما هستيد كه با خيال پردازي هاتون وضعيت رو به اينجا كشونديد. بس كن ديگه لازم نيست به امثال من و سهند انتقاد كني . چيه حرفاي سهند خيلي درد آور بود .ولي خودت رو ناراحت نكن حقيقت رو بايد گفت اگر چه تلخ باشه!! نمي خواد سواد سرشارت رو با رديف كردن همه نظريه پردازان علوم سياسي به رخ بكشي. هنوز همه اون تحريمي هايي كه اسم بردي نتونستن يك استراتژي عقل پسند!!!!! ارائه بدن كه از فرداي انتخابات مي خوان بعد از تحريم چي كار كنند. ثمره نظريات روشن!!!! شما جز انفعال سياسي چيه؟ گرجستان؟ اوكراين؟ يوشنكو و ساكاشفيلي؟ حتما شوخي مي كني ؟ من شك دارم ايران رو درست شناخته باشي؟ من مثل تو تو قيد و بند آدم ها نبود ه و نيستم اگر هم از كولايي و خاتمي مثال زدم به خاطر اين بود كه حداقل شهامت اين رو داشتن كه تو ايران با همه داغ و درفش ها حرفشون رو بزنن و نشستن كنار گود زانوي انفعال سياسي بغل كنند و تو اوهام خودشون ايران رو گرجستان ببينند... كسي هم نيازي نداره كه اهوراي م-م رو از صندوق راي بيرون بكشه. همين كه عده اي جمع شدن و تو همون نسيمي كه امثال تو به خودشون اجازه ميدن مسخرش كن ايده هايي رو دادن كه حتي به فكر خيلي از افراد پر ادعا!!!؟؟ هم نميرسه , خودش دست آورد بزرگي با همه انتقاداتي كه وارد مي دونم... كاش از روي ابر ها بياين پايين و ايران رو همون گونه كه هست ببينيد نه اوكراين و گرجستان و قرقيزستان...
اطلاعيه! به اطلاع کليه راي دهندگان محترم به دکتر معين مي رساند ضمن عرض تسليت مراسم شب هفت آن عزيز از دست رفته روز جمعه آينده همزمان با انتخابات دور دوم رياست جمهوري در حوزه هاي انتخابيه به صورت نشست و برخاست برگزار مي شود. با حضور خود بار ديگر روح آن روانشاد را شاد و مجددا بيعت خود را يا نظام مقدس اسلامي اعلام نماييد. شعار جديد ما اين خواهد بود: (( به هاشمي راي بديد که احمدي نژاد راي نياره)) لطفا در اين مدت تمرين نماييد تا حفظش کنيد. بخدا همه اش هشت کلمه است. واسه شما روشنفکرا که کاري نداره. آرزوي صبر جميل براي شما داريم.
شماره 1 عزيز. راي معين 4 ميليون هم نيست. اگه ماها هم تحريم مي كرديم ميشد 50 درصد. آيا 50 درصد تحريم است؟
ولي الپر جان. انصافا اين تحريمي هاي . . . چي بگه آدم آخه...
علي عزيز - اول خسته نباشيد مي گم بابت زحماتت - دوم اون جرقه هه رو جدي بگير و كارهاي تشكيلاتي منسجم براي افقهاي بعدي
من دوستان تحريمي رو مقصر نمي دونم اونها هم نظرات خودشونو داشتند - بالاخره شكست سياسي هم عالمي داره - هنوز تو شوكم -
يلدا
آلپر جان، پس چرا اين جبهه دموکراسي و حقوق بشر در مقابل اين تقلبهاي آشکار هيچي نمي گه. پس براي چي درستش کردين. اگر قرار باشد هنگام چنين ظلم آشکاري به راي ملت هيچ واکنشي نشون نده، کِي اين کار را ميکنه. به نظر من اگر همين امروز يا حداکثر فردا، جبهه اطلاعيه رسمي در محکوميت تقلب گسترده در انتخابات نده، ديگر هيچوقت اجازه هيچ نوع فعاليتي بهش نخواهند داد. تا دير نشده بايد جبهه دموکراسي نشون بده که مثل جبهه دوم خرداد نيست، که در مقابل خيانت هاي خامنه اي ساکت بشينه. الآن اولين و آخرين موقعيتي است که اين جبهه مي تونه قدرت خودش را به خامنه اي و همپالکي هاي جنايتکارش نشون بده.
بله ! کار خیلی هست . و لی اگر بتونید کاری بکنید . در اولین قدم آقای احمدی نژاد که حالا مطمئنم رییس جمهور آیندست در اینترنت و وبلاگ رو می بنده . برادران تحریم چی. کی میگه تحریم ناموفق بود ؟ چرا بود ! اگه بگیم در بدترین حالت بگیم تحریم کننده ها 2 ملیون بودن که رای بالقوه معین بود الان احمدی نژاد رییس جمهور عزیز ما نبود .
دیگه کاری نمی شه کرد. از دو ماه دیگه اینترنت و روزنامه و تشکیلات همه تعطیل !!! خیلی خوش خیالین اگه فکر می کنین کاری می شه کرد . آقایون تحریم چی هم بشینید منتظر هخا و آمریکا تا بیتد آزادتون کنه !!! هی هی هی هی !!!
شما به راحتي از كنار تقلب مي گذريد؟
اخبار دو روز آقاي احمدي نژاد را دنبال كنيد تا ببينييد تقلب يعني چي. امروز معين و كروبي را كشتند فردا نوبت هاشمي است. حالا ببينيد. اگر هاشمي دخالت نكند جمعه نوبت او است.
دوست عزیز !
این اراجیف را از کجا می نویسی ؟
این شبکه بسیجی که شما می گی کجا فعالیت داشته که ما هیچ کدام ندیدیم که یک شبه آرای مردم و نظر مردم تغییر کند ؟ ( علکرد ایشان در شهرداری و اردبیل و صداقت و سادگی او مردم را جلب کرد )
تا آنجایی که من در ستادها می دیدم ستاد احمدی نژاد به هیچ یک از کاندیدها کاری نداشته و خط مشی اش را بیان کرده و بنظر من کاندیدی که بیاد بقیه را بکوبه که بخواد خودش موفق بشه ضعف نشان می دهد .
من ستاد قالیباف را دیدم که تراکت هایی چاپ کرده و زیر خانه ها انداختند که احمدی نژاد را یک فرد تندرو اعلام کرده - آقای معین را از برنامه و عملکردهایش انتفاد کرده و کاریکاتور مضحکی از آن کشیده و علنا اعلام کرده که چرا به آقای هاشمی رای ندهیم !!!؟؟؟
انتقاد های زیرکانه آقای معین از قالیباف را دیدم !!
و باقی کاندیدها ...
من عملکرد آقای خاتمی را به هیچ عنوان تایید نمی کنم . زیرا ایشان به قولهایش عمل نکرد . از همان ابتدا یک فضای باز سیاسی ایجاد کرد ولی دوامی نیاورد و نتیجه اش زندانی شدن گنجی ها و بسته شدن روزنامه ها و پر شدن زندان اوین بود . قتل های زنجیره ای - کوی دانشگاه و ... ایشان مبارزه ای نکرد و موضعی نگرفت !!
ایشان یکی از شعارهایش حل چالش با آمریکا بود ولی درحال حاضر متاسفانه می بینم که روابط ما با ایران بدتر از این هم دیگر امکان نداره و هر لحظه بیم آن را داریم که به حمله ای از سوی آمریکا صورت نگیرد !!!
تورم - فساد اداری - تبعیض و ... از جمله مشکلاتی است که آقای خاتمی بیش از پیش ایران را دچار مشکل نموده و بحران ایجاد نموده است .
مشکل ما این است که ما همه چیز را زود فراموش می کنیم . بیایید برگردیم به عقب و وعده های آقای خاتمی را در 4 سال پیش مرور کنیم !!! ( من خودم یکی از طرفداردن جبهه دوم خرداد بودم و یکی از رای دهندگان به خاتمی ولی باید اعتراف کنم که متاسفانه رئیس جمهور ما فرد موفقی نبود و بیشتر شعار بود تا عمل !!! )
از این نوشته ات خیلی خوشم اومد علی آقا. بهت خسته نباشید می گم. امیدوارم از این به بعد موفق باشی. و البته به شرطی که شما و دوستانتان از شکست پلی برای پیروزی های آینده بسازید. و امیدوارم که دوستان دیگر هم به جای متهم کردن دیگران به خودشان نگاه کنند. به نحوه ارتباط برقرار کردنشان با افکار عمومی.. و با فرهنگ عامه مردم. اگر یادتان باشد من به آقای معین گفتم. مردم یک چیزی می خواهند و شما چیز دیگری می گویید... به نظرم خیلی جای سپاس دارد برای چنین نتیجه ای .. چون فرصتی برای سامان دهی درونی نیروها بوجود آمده و فرصتی برای مبارزه جدی تر...
حامد جان...وقتی سطح فکری کسی (نظر شماره 74) تا این حد و روش بحث کردنش با جملاتی مثل بستن دهان گشاد، خیانت، گند بالا آوردن و... همراهه چه انتظاری برای بهبود وضعیت داری؟ کسی که برای به اصطلاح پوز زنی دنبال اسم هایی می گرده تا به این وسیله موافقین شرکت در انتخابات رو احمق جلوه بده!
جناب شماره 74.... نمی دونم تو ایران زندگی می کنی یا نه! چون کاملا به قوای فکریت شک باید کرد وقتی فکر میکنی اگه کسی با 4 میلیون رییس بشه یا با 10 میلیون تو این مملکت فرقی می کنه!
روش مبارزه منفی گاندی مال زمان خودش و رهبری لایق مثل خودش بود.... آیا گنجی، شیرین عبادی ، عبدالله نوری و غیره (که افرادی قابل احترام و از انسان های مورد علاقه من هستند) قابلیت رهبری یک نیروی بالقوه رو دارند که دلت رو به آن ها خوش کردی؟
تو این انتخابات ما از مردم کوچه و بازار و بی سوادها ضربه نخوردیم....از افرادی ضربه خوردیم که با خوندن 4 تا کتاب فلسفه و جامعه شناسی احساس روشن فکری می کنند!
In a violent place we can call our country
Is a mixed up man and I guess that's me
The sun's in the sky but the storm never seems to end
It's a place of sorrow but we call it a home
And the darkest thoughts, yeah I guess they're my own
There's wealth in the bank but there's nothing to show inside
In a special place that I call my life
The father was cruel and he lost his wife
But I don't see either cos I live across the street
It's a beautiful thing when it starts to rain
A man who drinks just to drown the pain
And I can't stop from dreaming there's something else
We are a fucked up generation
It's cloudy now
We gotta get out of here
It's cloudy now
LYRICS - Steven Wilson and Aviv Geffen
Blackfield
چه بايد كرد؟
اين يعني چهار سال خفگي؟
يعني كه ديگه هيچ اعتمادي به اين مردم نيست؟
يعني كه دوره ي دوم از ترس احمدي نژاد به هاشمي پناه ببريم؟...
الپر عزيزم، سلام!
عزيزم!
شكستي اتفاق نيفتادهاست.بنظر من اين يك پيروزي است كه بفهميم بايد بموقع و متحد عمل كنيم. وقتي شرايط تغيير ميكند بايد تصميمي منطبق با شرايط مربوطه اتخاذ كرد.
من اما بر خلاف دوستاني مثل شبح ه ميگويند انگشتشان را آلوده نكرده اند و راي دهندگان اپوزيسيون رابه باد انتقاد و توهين گرفته است ميگويم: من اما شناسنامهام را براي آرمانهاي آزاديخواهي آلودم و به اين انتخاب خويش افتخار هم ميكنم. چرا كه با منطقي معنامند و عملي به موضوع نگريستم نه خيالپردازانه.
از آلودن ميگويد اما من پيش از توهين او در پست دو روز پيش خود به آلودن اقرار كرده ام.
اما اكنون، فرصتي پيش آمده براي اپوزيسيون و كسانيكه دير عمل ميكنند؛ هنوز فرصتي براي جبران مافات هست.
راي مخدوش !
يادمان نرود هر سحن جايي و هر نكته مكاني دارد. اين ادعا كه بگوييم حرف مرد يك كلام است منطبق با دگماتيسم است.
حالا كه معين نيست بايد كاري كرد تا نه هاشمي راه يابد نه احمدي نژاد. يعني راي مخدوش بيشتر از راي به هاشمي و احمدي نژاد شود.
پيرو طرح قبليام(راي مخدوش=راي به جمهوري) و نيز موقعيت جديد براي دور دوم انتخابات غيردموكراتيك با حضور هاشمي ۲۰۰۵ و احمدي نژاد ۱۴۰۰سال پيش، فرصتي دوباره پيش آمده تا با راي مخدوش مشروعيت مورد ادعاي نظام را رد نماييم.
در اين باره حتما خواهم نوشت.
اميدوارم اين بار اپوزيسيون و طرفداران معين قدر اين فرصت تاريخي را بدانند.
اينهم آخرين آمار راي خوانده شده در ساعت ۹ شب:
راي مخدوش: راي۱.۲۲۱.۹۴۰
هاشمي:۶،۱۵۹،۴۵۳راي.
احمدي نژاد:۵،۷۱۰،۳۵۴راي.
كروبي:۵،۰۶۶،۳۱۶راي.
قاليباف:۴،۰۷۵،۱۸۹راي.
لاريجاني:۱،۷۴۰،۱۶۳راي.
مهرعليزاده:۱،۲۸۹،۳۲۳راي.
جمعا:۲۹،۳۱۷،۰۴۲راي.
1- ضربه خوردن معين از حرف ها و برنامه هاي بسيار بالاتر از سطح عامه ي مردم ايران يه واقعيته. اما با اين وجود هنوز اين صداقت رو تحسين مي كنم و اميدوارم اين شكست نه به دورويي و عوام فريبي كه به تلاش براي ارتقاي سطح آگاهي و فرهنگ عمومي بيانجامه (به عنوان برنامه ي درازمدت) و ترجمه ي اين برنامه ها به زبان عامه (به عنوان برنامه كوتاه مدت)
2- رجزخواني هاي زودهنگام در باب پيروزي به هيچ وجه شايسته ي مشاركتي ها نبود...
آخه آدم چی بگه !؟!؟ این مملکت ، منبع تمام اتفاقات عجیب و غریبه !!!!!! هنوز مردم ما اونقدر خر نشدن که احمدی نژاد دوم بشه !!!! این همه بسیجی هم که نداریم ؛ پس نتیجه گیری با خودتون . زنده باد معین ، اصلاحات و نهضت مشروطه خواهی مردم ایران
راستی دکتر معین درست میگفت که باید فرهنگ این مردم رو درست کرد و گیر داده بود به آموزش و فرهنگ این ملت . در ضمن الپر جان به نظرت دور دوم چی میشه !؟! آیا باید برای اینکه احمدی نژاد نشه به رفسنجانی رای بدیم ؟؟؟(من یکی که دیگه رای نمیدم) (احمدی نژاد تو خواب هم این روز رو میدید ؟؟؟)ه
افلاطون بزرگ شده در سياست ، بعد از سي سال سياست گذاري و مبارزه سياسي از سياست بطور نگهاني كنار مي رود و مي گويد ريشه اصلاح در وجود خود مردم نهفته است ، اگر تك تك افراد جامعه اصلاح شوند حكومت ناچار به اصلاح خود همگام با جامعه است ...
حجاريان : فرق اصلاح طلب و انقلابي اين است كه اصلاح طلب حتي از فرصت هاي محدود براي پيشبرد اهدافش استفاده مي كند .
چيزي در مايه هاي خواجه نصير الدين طوسي و ... چاره ي ديگري نيست ! ننشينيم تا 25 سال ديگر و خاتمي ديگري ... شمشير را نمي شود از رو بست ... عقب نشيني و آيه ي ياس خواندن هم چاره نيست .
اما باور كنيد نتايج انتخابات مخدوش است .
اگر آنگونه که کروبی و مصطفي معين ادعا میکند در انتخابات تقلب شده است به نظر من طرفداران اصلاحات نباید اجازه دهند که سازمان مجاهدین انقلاب و یا جبهه مشارکت از هاشمی رفسنجانی در دوم حمایت کنند. هشیار باشیم !
اگر آنگونه که کروبی و مصطفي معين ادعا میکند در انتخابات تقلب شده است به نظر من طرفداران اصلاحات نباید اجازه دهند که سازمان مجاهدین انقلاب و یا جبهه مشارکت از هاشمی رفسنجانی در دوم حمایت کنند. هشیار باشیم !
از امروز باید چاره ای اندشید و طرحی نو در انداخت. از این به بعد فقط با ایده (خوب یا بد ) بیایید جلو. حرف مفت و بی ارزش بس است.
افلاطون بزرگ شده در سياست ، بعد از سي سال سياست گذاري و مبارزه سياسي از سياست بطور نگهاني كنار مي رود و مي گويد ريشه اصلاح در وجود خود مردم نهفته است ، اگر تك تك افراد جامعه اصلاح شوند حكومت ناچار به اصلاح خود همگام با جامعه است ...
حجاريان : فرق اصلاح طلب و انقلابي اين است كه اصلاح طلب حتي از فرصت هاي محدود براي پيشبرد اهدافش استفاده مي كند .
چيزي در مايه هاي خواجه نصير الدين طوسي و ... چاره ي ديگري نيست ! ننشينيم تا 25 سال ديگر و خاتمي ديگري ... شمشير را نمي شود از رو بست ... عقب نشيني و آيه ي ياس خواندن هم چاره نيست .
اما باور كنيد نتايج انتخابات مخدوش است .
راستش تفسير جواب بعد از دانستنش خيلي مهم نيست ولي امروز كه داشتم به نتايج فكر مي كردم ديدم كم و بيش قابل پيش بيني بوده، ما بوديم كه در عوالم ديگري سير مي كرديم.
به نظر من اصولگرايان خيلي تحليلشان فوق العاده بود! احمدي نژاد در هر حالتي مي آمد 4-5ميليون راي داشت. اگر احمدي نژاد فقط در برابر معين بود ممكن بود با اختلاف 20 به 5 ببازد. ولي مساله اينجاست كه اين راي شديدا شكسته شده بود و هر كسي راي خودش را داشت. نظاميها و خانواده شان رفته بودند دنبال قاليباف، لرها دنبال كروبي (+عده اي هم دنبال ماهي 50تومن)، تركها دنبال مهرعليزاده، هاشمي بالاخره تحت هر شرايطي براي خودش وزنه مهمي است، لاريجاني ها بالاخره پدرشان روحاني بوده و خودشان سالها در پستهاي مديريتي مي توانستند 4تا آدم جمع كنند. ما همه اش به دو انتخابات گذشته فكر مي كرديم. دو دوره قبلي رياست جمهوري، رييس جمهور به ترتيب 20 ميليون و 21 ميليون راي داشت، 1ميليون راي چندان فرقي در نتيجه نمي كرد. ما اصلا مهرعليزاده را رقيب در نظر نمي گرفتيم در حالي كه 1.3 ميليون راي مهرعليزاده اگر 4سال پيش هيچ فرقي در نتيجه نمي كرد، امسال به خاطر تشتت آرا شديدا موثر بود. 8سال پيش مازندران تنها استاني بود كه به ناطق راي داد ولي 8سال پيش اصلا يك استان و دو استان مهم نبود! امسال همان مازندران كافي بود تا كل نتيجه را عوض كند.
خيلي ببخشيد ولي ما خر شديم. ما حرفهاي شريعتمداري را باور كرديم، فكر كرديم راست مي گويد كه اصولگرايان بايد يك نفر را انتخاب كنند وگرنه شكست مي خورند، برنامه اين بود كه با آن كانديداها راي را بشكنند. همه باورمان شد و ذوق هم كرديم و ابراهيم نبوي در موردش طنز هم نوشت. بهتر بازي كردند و بردند. ما هم همه اش دنبال دعوا بوديم كه چرا تحريم كنيم و چرا نكنيم. احساس مي كنم توي زندگيم همچين كلاه گشادي سرم نرفته بود. حالا بايد از هاشمي حمايت كنيم وگرنه صبح تا شب بايد صداي مداحان را بشنويم. تصورش را هم نمي كردم كه يك روز از هاشمي حمايت كنم ...
چطور باورمان شد كه اينها واقعا امضا كرده اند كه ساير كانديداهاي اصولگرا به نفع كسي كه راي بيشتر دارد كنار برود؟ چطور باورمان شد كه بينشان دعواست كه چرا انصراف نمي دهند؟ چه كلاه گشادي ...
نمی دونم ...
یه قول یکی از کامنتها...
احساس بدی است احساس اقلیت بودن
البته خودم رو اقلیت نمی دونم... ولی نه.. نمی دونم.
تنها کاری که میشه کرد ...
راستی برنامه سالگرد دکتر شریعتی که کنسل نشده؟
دوستان تحريمي , بزرگترين خيانت را شما كرديد !!!
ما كه حداقل پيش وجدانمان راحتيم , شما را نميدانم !
حال ديگر هرچه پيش ايد حقتان است , برويد دنبال ارمان شهرتان باشيد كه لااقل احمدي نژاد ندارد !
بعضي ها دارن از هاشمي طرفدار ميكنن يادشون رفته كه در 8 سالي كه رئيس جمهور بود چه كارهايي كه نكرد ....نخير من ترجيح ميدن سفيد راي بدم ولي به هاشمي راي ندم
يكي از بزرگ ترين معضلات همينه استاد! " حقيقت ". كدوم " حقيقت " تلخ ِ استاد؟! " حقيقت " اي كه تو چنته ي شما و دوستان اته؟! " حقيقت " جبهه ي مشاركت " اسلامي "؟! " آزادي " چيه استاد؟! همين كه يه عده با شجاعت!!! - خاتمي و كولايي و شجاعت؟!!! - حرف دل شما رو بزنن؟! اينه " حقيقت "؟! " مردم سالاري ديني "؟؟!! استاد ِ 2 ! افرادي كه من نام بردم رهبر سياسي نيستن! اما بهنود و نبوي و از همه با نمك تر رضا قاسمي رهبر سياسي ان؟!يا تفسير گر سياسي؟ يا روشن فكر؟! نمي دونم!شايد منم هم تو فرانسه يا كانادا بودم مي گفتم بريد راي بديد.خودم ام راي ميدادم!نوشتم جايي ديگه بيماريد. پيوسته در قناعت خويش بيماريد! تا كي قراره بين بد و بدتر انتخاب كنيم؟ تا كي استاد! اين وضعيت كج دار و مريض؟! شوخي نكنيد! " آزادي ، حقيقت ، شعور " ! زشته اين حرف ها براي شما! زشته اين حرف ها براي كساني كه هنوز به تبعيض مذهبي معتقد هستند! جبهه ي مشاركت " اسلامي " قراره صداي بخش محذوف جامعه باشه؟! يا صداي بخش " مسلمانان " مهربان تر و كم تر خشن؟!!! اگه حاميان معين در دور دوم انتخابات تبديل شدن به حاميان رفسنجاني باز هم ميگيد كولايي و خاتمي؟! شوخي نكنيد اساتيد! به تون نمياد. دعوا سر ِ قدرته! جنگ گرگ هاست!شما بچه ها اين وسط دنبال چي هستيد؟! " حقيقت "؟!اون هم " حقيقت تلخ "؟!شوخي مي كنيد حتمن.! " تا حقيقت آزادي نيست ، آزادي حقيقت ندارد " اساتيد!
آخ! اين آزادي و حق انتخاب داشتن چقدر خوبه! اگه تصميم بگيري و انتخاب كني كه تو يه بازي شركت نكني ميشي " خائن " و " خيانت كار"! اما اگه در تائيد يك نظام جنايت كار راي بريزي در صندوق پيش وجدان تان مي توني راحت باشي! اي بابا! شرم هم چيزي مقدسي گاهي!دوستان معيني! چون به كانديداي محبوب شما راي نداديم " خيانت كار " هستيم؟؟!
دوستان عزیز خسته نباشید. خيلي خوبه كه آدم به نقد خودش بپردازه و به اشتباهات كارش پي ببره. در حال حاضر قبول دارم كه با تمامي تلاشي كه داشتيم فرصت بكر و بسيار عالي رو از دست داديم. فرصتي كه ممكنه ديگه به دست نياريم. ولي به نظر شما چه كار بايد كرد؟ دست روي دست بگذاريم تا داماد آقاي جنتي قدرت رو به دست بگيرند؟ خب چند سال پيش كشور فرانسه كه مهد دموكراسي و حقوق بشره در موقعيتي مشابه موقعيت ما پيش اومد.. مردم كه از شيراك ناراضي بودند به اون راي ندادند و انتخابات به دور دوم كشيده شد . در دور دوم رقيب آقاي شيراك يك افراطي بودند كه احتمال انتخاب شدنش زياد بود. خب فكر مي كنيد مردم اونجا چه كار كردند؟ همگي در يك بسيج عمومي با هر فكر و سليقه اي كه داشتند با هم متحد شدند و شيرا ك رو به رياست جمهوري فرانسه رسوندند. من هم دل خوشي از آقاي هاشمي ندارم . ولي بايد چه كار كرد؟ آيا بايد به قول آقا يا خانم فرهنگ بايد انتخابات رو تحريم كرد؟ خب تصميم با شماست . ولي ما راهي جز شركت دوباره در انتخابات نداريم. بايد بين بد و بدتر يكي را برگزيد . ما راه ديگري جز حمايت از آقاي هاشمي نداريم
دل آقا رو بگو حالا این وسط چه شکست .
آره سفید بدین که اون احمدي نژاد و دار و دستش بیان اونوقت بشینین حال کنید . آستین کوتاه و تهاجم فرهنگی و خواهر برادر دوباره شروع بشه . ملت باشعور ما واقعا تحسین برانگیزن . اونایی که تحریم کردن و به قول خودشون آخر حرکت آگاهانه رو انجام دادن .. اونایی که انتظار معجزه از خاتمی داشتن و بعد سرخورده شدن .. احمدي نژاد بیاد ایشالله همه خوشبخت بشن .
ابن آفا یا خانوم . :1 احتمالا یکی از همون آگاهان تحریمه . جالا چرا اینقدر حرص میخوری برای تو و امثال تو چه فرقی داره ؟ تو بشین کنار گود . جات همونجا خوبه .
به جای نشستن و این حرفا رو زدن پاشین یک فکری کنیم که سونامی احمدی داره میاد که همه رو غرق کنه شماهم که فکر میکردید رای می ارین خیلی شعور سیاسی این مردم را دست بالا گرفته بودین
براي تحليل انتخابات، قبل از هر بايد نگاهي به دور و بر خودمان بيندازيم. راستش من با وجود آتشه بودنم در طرفداري از معين و ادامه اصلاحات، آن هم اصلاحات اساسي، اين اواخر دلسرد شده بودم. همه ما ميگوييم كه ايران كه فقط تهران نيست، ولي تهران را ديديم. اصفهان را نيز ديديم. به نظر من، مشكل انقلاب نيز از همين تهران شروع شد. بسياري از شهرستانها به مراتب از بلوغ فكري بالاتري نسبت به تهران برخوردارند. تهران هنوز در روابط زمان فئودالي به سر مي برد و ارزشهاي كوچه بازاري بر آن حاكم است. آش نذري و زلنزينبوي آن كه واقعا ديدني است. از مردمي كه اينگونه دنبال آش نذري احمدي نژاد راه مي افتادند يا سر چهار راهها به تماشاي دكان بازار انصار حزب الله مي ايستند، نبايد هم انتظار معجزه داشت. تازه به فلسفه دوم خرداد پي مي برم. دوم خرداد فقط يك لجبازي موقت كودكانه در مقابل پدر اعظم بود. هياتهاي مذهبي را ببينيد. ببينيد كه امثال حداديانها چگونه مردم را بهراحتي ميگريانند و به خنده ميآورند. سريالهاي تلويزيون را ببينيد و آنگاه مردم را نظاره كنيد كه چگونه آن داستانهاي مسخره را براي يكديگر با آب و تاب تعريف ميكنند. ببينيد كه چگونه اين حكومت هنوز چادرنشيني و زندگي عشيره اي را تبليغ مي كند و تمدن را به سخره مي گيرد. اوضاع مطالعه و بحثهاي علمي نيز كه حسابي خيط است. وضعيت به گونه اي است كه نمي توان با افرادي همچون اساتيد دانشگاهها دو كلمه حرف حساب رد و بدل كرد. به راستي با فقدان حاد فكر و تعمق روبروييم. جهل و نابساماني رشته افكار همگان را گسسسته است و لمپنيسم بيداد مي كند.
تنها چيزي كه الان تسكينم مي دهد، اشعار ايرج ميرزا در عارفنامه است كه مي گويد:
رعايا جملگي بيچارگانند كه از فقر و فنا آوارگانند
ز ظلم مالك بي دين هلاكند به زير پاي صاحب ملك خاكند
تمام از جنس گاو و گوسفندند نه آزادي نه قانون مي پسندند
چه دانند اين گروه ابله دون كه حريت چه باشد چيست قانون
چو ملت اين سه باشند اي نكومرد چرا بايد بكوبي آهن سرد
به اين وصف از چنين ملت چه جويي به اين يك مشت پر علت چه گويي
براي همچو ملت همچو مردم نبايد كرد عقل خويش را گم
بنبايد برد اسم از رسم و آيين به گوش خر نبايد خواند ياسين
تو خود گفتي كه هر كس بود بيدار در ايران مي رود آخر سر دار
به راستي كه همه اينها نه زبان حال ايرج ميرزا در صد سال پيش، كه زبان حال ما در اين روزگار است.
براي تحليل انتخابات، قبل از هر چيز بايد نگاهي به دور و بر خودمان بيندازيم. راستش من با وجود آتشه بودنم در طرفداري از معين و ادامه اصلاحات، آن هم اصلاحات اساسي، اين اواخر دلسرد شده بودم. همه ما ميگوييم كه ايران كه فقط تهران نيست، ولي تهران را ديديم. اصفهان را نيز ديديم. به نظر من، مشكل انقلاب نيز از همين تهران شروع شد. بسياري از شهرستانها به مراتب از بلوغ فكري بالاتري نسبت به تهران برخوردارند. تهران هنوز در روابط زمان فئودالي به سر مي برد و ارزشهاي كوچه بازاري بر آن حاكم است. آش نذري و زلنزينبوي آن كه واقعا ديدني است. از مردمي كه اينگونه دنبال آش نذري احمدي نژاد راه مي افتادند يا سر چهار راهها به تماشاي دكان بازار انصار حزب الله مي ايستند، نبايد هم انتظار معجزه داشت. تازه به فلسفه دوم خرداد پي مي برم. دوم خرداد فقط يك لجبازي موقت كودكانه در مقابل پدر اعظم بود. هياتهاي مذهبي را ببينيد. ببينيد كه امثال حداديانها چگونه مردم را بهراحتي ميگريانند و به خنده ميآورند. سريالهاي تلويزيون را ببينيد و آنگاه مردم را نظاره كنيد كه چگونه آن داستانهاي مسخره را براي يكديگر با آب و تاب تعريف ميكنند. ببينيد كه چگونه اين حكومت هنوز چادرنشيني و زندگي عشيره اي را تبليغ مي كند و تمدن را به سخره مي گيرد. اوضاع مطالعه و بحثهاي علمي نيز كه حسابي خيط است. وضعيت به گونه اي است كه نمي توان با افرادي همچون اساتيد دانشگاهها دو كلمه حرف حساب رد و بدل كرد. به راستي با فقدان حاد فكر و تعمق روبروييم. جهل و نابساماني رشته افكار همگان را گسسسته است و لمپنيسم بيداد مي كند.
تنها چيزي كه الان تسكينم مي دهد، اشعار ايرج ميرزا در عارفنامه است كه مي گويد:
رعايا جملگي بيچارگانند كه از فقر و فنا آوارگانند
ز ظلم مالك بي دين هلاكند به زير پاي صاحب ملك خاكند
تمام از جنس گاو و گوسفندند نه آزادي نه قانون مي پسندند
چه دانند اين گروه ابله دون كه حريت چه باشد چيست قانون
چو ملت اين سه باشند اي نكومرد چرا بايد بكوبي آهن سرد
به اين وصف از چنين ملت چه جويي به اين يك مشت پر علت چه گويي
براي همچو ملت همچو مردم نبايد كرد عقل خويش را گم
بنبايد برد اسم از رسم و آيين به گوش خر نبايد خواند ياسين
تو خود گفتي كه هر كس بود بيدار در ايران مي رود آخر سر دار
به راستي كه همه اينها نه زبان حال ايرج ميرزا در صد سال پيش، كه زبان حال ما در اين روزگار است.
براي تحليل انتخابات، قبل از هر چيز بايد نگاهي به دور و بر خودمان بيندازيم. راستش من با وجود دو آتشه بودنم در طرفداري از معين و ادامه اصلاحات، آن هم اصلاحات اساسي، اين اواخر حسابي دلسرد شده بودم. همه ما ميگوييم كه ايران كه فقط تهران نيست، ولي تهران را ديديم. اصفهان را نيز ديديم. به نظر من، مشكل انقلاب نيز از همين تهران شروع شد. بسياري از شهرستانها به مراتب از بلوغ فكري بالاتري نسبت به تهران برخوردارند. تهران هنوز در روابط زمان فئودالي به سر مي برد و ارزشهاي كوچه بازاري بر آن حاكم است. آش نذري و زلنزينبوي آن كه واقعا ديدني است. از مردمي كه اينگونه دنبال آش نذري احمدي نژاد راه مي افتادند يا سر چهار راهها به تماشاي دكان بازار انصار حزب الله مي ايستند، نبايد هم انتظار معجزه داشت. تازه به فلسفه دوم خرداد پي مي برم. دوم خرداد فقط يك لجبازي موقت كودكانه در مقابل پدر اعظم بود. هياتهاي مذهبي را ببينيد. ببينيد كه امثال حداديانها چگونه مردم را بهراحتي ميگريانند و به خنده ميآورند. سريالهاي تلويزيون را ببينيد و آنگاه مردم را نظاره كنيد كه چگونه آن داستانهاي مسخره را براي يكديگر با آب و تاب تعريف ميكنند. ببينيد كه چگونه اين حكومت هنوز چادرنشيني و زندگي عشيره اي را تبليغ مي كند و تمدن را به سخره مي گيرد. اوضاع مطالعه و بحثهاي علمي نيز كه حسابي خيط است. وضعيت به گونه اي است كه نمي توان با افرادي همچون اساتيد دانشگاهها دو كلمه حرف حساب رد و بدل كرد. به راستي با فقدان حاد فكر و تعمق روبروييم. جهل و نابساماني رشته افكار همگان را گسسسته است و لمپنيسم بيداد مي كند.
تنها چيزي كه الان تسكينم مي دهد، اشعار ايرج ميرزا در عارفنامه است كه مي گويد:
رعايا جملگي بيچارگانند كه از فقر و فنا آوارگانند
ز ظلم مالك بي دين هلاكند به زير پاي صاحب ملك خاكند
تمام از جنس گاو و گوسفندند نه آزادي نه قانون مي پسندند
چه دانند اين گروه ابله دون كه حريت چه باشد چيست قانون
چو ملت اين سه باشند اي نكومرد چرا بايد بكوبي آهن سرد
به اين وصف از چنين ملت چه جويي به اين يك مشت پر علت چه گويي
براي همچو ملت همچو مردم نبايد كرد عقل خويش را گم
بنبايد برد اسم از رسم و آيين به گوش خر نبايد خواند ياسين
تو خود گفتي كه هر كس بود بيدار در ايران مي رود آخر سر دار
به راستي كه همه اينها نه زبان حال ايرج ميرزا در صد سال پيش، كه زبان حال ما در اين روزگار است.
به خدا اشتباه مي کنيد، بدون شک معين راي اول را داشت، اما با تقلبات گسترده اي که توسط بسيج و شوراي نگهبان انجام شد، به اين روز افتاد. بايد هر چه سريعتر برنامه يک اعتراض سراسري را سامان دهيم.
محمدتقی(31و38)بسیار زیبا نوشته ای
وتو هم الپر جان خوب همه خونسردیم
دوستان من هم انتخابات رو تحريم كردم اما ما ايراني ها موفقيت رو فقط براي خودمون وموقع شكست كاسه وكوزه رو سر مردم ديگران خراب مي كنيم با وجود اينكه تحريم كرده بودم به كساني كه مي خواستن راي بدن تبليغ معين رو مي كردم مي دونين چي مي گفتن ؟ مي گفتن اين بابا شل و وله چه كار مي تونه بكنه ؟ بله شما باختين نه ما ها كه تحريم كرديم لا اقل باعث نشديم... اين گنديه كه شما زدين حالا مجبورين حتي اگر هم نخواين به هاشمي راي بدين چون تمام اون ادمهايي كه به قاليباف راي دادن از احمدي ن}اد حمايت كردن
بيست و هشتمين سالگرد هجرت و شهادت معلم «عرفان برابرى و آزادى» دكتر على شريعتى روز يكشنبه ۲۹ خرداد ساعت ۵ بعدازظهر تحت عنوان «شريعتى و عرصه عمومى» در حسينيه ارشاد برگزار مى شود.
در قسمت اول يادمان امسال ميناچى به ايراد سخن خواهند پرداخت و سپس در ميزگردى با حضور سوسن شريعتى با عنوان «شريعتى و دغدغه هاى نسل جديد» تشكيل خواهد شد و پس از آن آقايان مسعود پدرام و حسين يوسفى اشكورى پيرامون «شريعتى و عرصه عمومى» سخنرانى خواهند كرد.
سلام..اولا از زحماتت بايد تشكر كنم..خيلي تو اين مدت زحمت كشيدي الپر جان..به نظرم بايد در پيگيري تشكل حقوق بشر جدي باشيم..هدف خوبيه در حال حاضر فكر ميكنم اين كار ميتونه مفيد باشه..اميدوارم اصلاح طلبها دور دوم آويزون هاشمي نشن......به اميد فردای روشن براي من٬تو و تمام مردم دنيا
البته هنوز دير نيست اگه اين اصلاح طلب ها يه كم سياست مي فهميدن مي رفتن سراغ هاشمي و ازش امتياز مي گرفتن اون چيزي كه مسلمه همونطور كه اصلاح طلب ها به هاشمي نياز دارن هاشمي صد برابر بيشتر نياز داره بله اينو هاشمي هم ميدونه كه به شما احتياج داره همونطور كه اردوگاه شما شوك زده اردوگاه هاشمي بهت زده چون مي دونن در صورت عدم حمايت اصلاح طلب ها مي بازن حالاست كه سياست نقش بازي ميكنه كه سطح فكر بعضي اصلاح طلب ها بيشتر وقتها خيلي پاييه بله
خب آقايون طرفدار معين خسته نباشين. زحمت كشيدين اين مدت . مردم هم پيامتون رو شنيد. لطفا هرچه سريعتر به اردوگاه هاشمي بپيوندين كه لازمه . آقاي الپر ايراد نداره سياسته ديگه . سر حرفتون هستين كه از هر روزنه اي براي اصلاح نظام استفاده كرد يا كه ... قهر مي كنين ؟
مطلبي در شقا خوندم راجع به يم درس جالبي كه يكي گرفته. به خوندنش مي ارزه. حالم رو خيلي بهتر كرد. وبلاگ شفا خيلي از معين دفاع كرد و حالا چيراي جالبي نوشته.
با سلام
من اول بايد به مردم تهران انتخاب محمود احمدي نژاد رو تبريک بگم!!!!!به نظر من اين تبريک واجب تر از تبريکي هست که بايد به افرادي که کروبي رو انتخاب کردن گفت.
به هر حال انتخابات ا اين دوره درس بزرگي براي همه بود.بر عکس دوم خردادي ها که فقط دوقدم اونورتر رو ميديدند جناح مقابل کيلومترها اونورترو ديد.
بايد به اين تفکر قوي هم احسنت گفت.در حاليکه طرفداران هاشمي،معينيها را دشمن خود ميديدند و از طرفي معينيها،طرفداران قاليباف رو دشمن ميدونستن،اين احمدي نژاد بود که از فرصت استفاده کرد.اين وسط ميمونه يه عده آدم ... که ارمانهاشونو(که همانا خواب 50000 تومان بود)در کروبي ديدند.
خلاصه من فکر ميکنم با اين اوصاف حضور هاشمي واقعاً به احمدي نژاد رجحان داره و فکر ميکنم ارزش اينو داره که بيايم و يکبار درست و منطقي فکر کنيم.
اينو بايد قبول کرد که اگه دست به دست هم نديم بايد احمدي نژاد رو در حاليکه استين هاشو بالا زده تا کل ايرانو اسفالت کنه در مقام رييس جمهور ببينيم.
به عقيده من همه با هم از هاشمي حمايت کنيم تا اوضاع از ايني که هست بدتر نشه.
اميدوارم از شکست امروز پلي بسازيم براي پيروزي فردا.
دوستان
به نظرمن در دوره دوم، ما نباید به هاشمی رفسنجانی رای دهیم. ما باید به گونه ای مخالفت خودمان را به روند شمارش آرا در دور اول، نشان دهیم. هاشمی رفسنجانی با اینکه میداند نتیجه آرا عادلانه نیست، هیچگونه واکنشی از خود نشان نداده و نخواهد داد.
احمدی نژاد به مرحله دوم آمد. این تروریست جوان و پیرو ولایت فقیه هدیه تحریم کنندگان انتخابات به ملت ایران است.
تمام اپوزیسیون ایرانی داخل و خارج، شامل هزاران تئوریسین و فعال سیاسی سابقه دار و هزاران مبارز داخل کشور در جریان تحریم دست به دست هم دادند و موفق شدند کاری کنند که به جای اینکه یک اصلاح طلب مانند معین رئیس جمهور شود، یک فاشیست نکبت مانند احمدی نژاد در کنار رفسنجانی به دور دوم انتخابات برسد. در کدام کشور چنین سیاستمداران اندیشمند و خوش فکری وجود دارد که از درک ساده مسائل جامعه خویش ناآگاهند؟
سلام.
شکست اصلاح طلبان روزی شروع شد که در مجلس ششم یکی از منفورترین و وامانده ترین عوامل رژیم یعنی کروبی را ابتدا وارد مجلس و سپس در حالی که رتبه ای خیلی ناپلئونی شاید 27 - 28 ام از 30 نفر تهران را داشت او را رئیس مجلس کردند. پس از آن هم اعتبارنامه حدادعادل را که با تقلب شورای نگهبان وارد مجلس شده بود تائید کردند. تیر خلاص در این زمینه هم معرفی یک آدم نصفه نیمه با بیانی ضعیف و چهره ای به کراهت احمدی نژاد یعنی معین بود که بعد از آب نبات اهدائی رهبر که هدف آن فقط گرمتر کردن تنور انتخابات و ضمنا نمایش تدبیر و دموکرات منشی رهبر معظم بود همه حرفهای راجع به حکم حکومتی را فراموش کرد و با همفکرانش که خط قرمزشان اعتقاد به قانون اساسی است ( سخنرانی محمدرضا خاتمی ) در تحمیق مردم و تشویق آنان برای بالا بردن میزان مشروعیت نظام جانانه جانفشانی کردند.
البته از زحمات آغا محمدخان خاتمی هم در طول 8 سال برای به نابودی کشیدن نهضت مردم نباید غافل بود.
140 و141 از سایت ابراهیم نبوی گرفته شده
محسن هاشمي ستد انتخابات را با ناراحتي ترك كرد و به سوالات خبرنگاران پاسخ نداد درحالي كه افراد ستاد احمدي نژاد در پوست خود نمي گنجيدند وبه سوالات پاسخ ميدادند
آقاي آلپر ،کار شما هنوز تمام نشده . شما ميتوانيد از تجرته فرانسه در انتخاتات گذشته درس بزرگي بگيريد. امروزه تقرببا در تمام کشور هاي به اصطلاه دمکراتيک آفت راستهاي افراطي يک مشکل جديست. انگيزه شکل گيري ، متدکار و حرکت و...همه به هم شبيح هستند. وقت تنگ است و بايد دوبد. اين جرو بحث ها را ،حتي طهارت گرفتن بعد از ابن قضاي حاجت را، به هفته آينده موکول بايد کردو. ^ - انتخابات پیشین فرانسه را به یاد می آورم. دور اول انتخابات راست گرای افراطی ژان ماری لوپن با رای ۱۸ درصد ویک درصد از ژاک شیراک دموکراسی دیرپای انقلاب کبیر رادچار یک سکته سیاسی کرد. رسانه ها نهادهای مدنی، وحتی احزاب مخالف با ژاک شیراک وارد گفت وگو شدند و با در نظر گرفتن تاثبرات حضور آنان، با تشکیل یک ائتلاف از به ثمر رسیدن یک حرکت تمامیت خواهانه جلوگیری کردند.
درس های این واقعه برای امروز ایران بسیارمی تواند مورد استفاده قرار گیرد. اول آنکه در برابر استبدادی که قاعده بازی را می تواند به هم بزند، نمی توان سر خودرا پایین انداخت ورفت. ائتلاف، بود که فرانسه را از یک بحران سیاسی به در آورد. آگاهی سیاسی مردم، بسیج رسانه ها وافکار عمومی، احزاب وباور داشتن به اینکه مسئولیت همه در برابر دشمن دموکراسی فراتر از برخی اختلافات است، کمک کرد، جامعه فرانسه با بلوغ کامل با آن برخورد کند.^
از اميد معماريان
يك نكته: آيا ميدانيد مردم نميدانند احمدينژاد عضو انصار حزب الله است؟ انصار حزب الله در بين مردم جايگاه قابل قبولي ندارند. در بارهي انتخابات در وبلاگم مينويسم
ٍسلام جناب الپر
وقت تحليل و انتقاد نيست. وقت سازماندهي براي شكست دادن جبهه محافظه كاران است... اي كاش همه سرمقاله شرق ( نوشته محمد قوچاني ) را بخوانند و عمل كنند...
فکر میکنم بهتره اینقدر نگیم «تحریمی» و «معینی» و به هم به توپیم! اختلاف بین این گروه ها چیزیه که حاکمان رو خوشحال می کنه. هر چی باشه ما، این 2 گروه، از نظر فکری به هم نزدیکتریم. باید دنبال راه چاره بود. اوضاع واقعا وحشتناک. در ضمن 99.99% رییسمون احمدی نژاده، چه برین به هاشمی رای بدیم چه ندیم! نظر آقا اینه! همه بازی خوردیم.
برای شما مهم نیست که معین شکست خورد.ولی برای منی که این 4 سال بهترین سالهای عمرمه خیلی هم مهمه کی رییس جمهور باشه.رییس جمهور هر کسی که بشه رفسنجانی یا احمدی دلمان برای این 8 سال تنگ خواهد شد
به نظر من هم نبايد دست رو دست بگذاريم و زمان رو از دست بدهيم و بعد با افسوس بگوييم يك عمر هميشه دبر رسيديم. خب از همين حالا شروع كنيد فكر كنيد چه كا ربايد كرد؟ بچه ها شعار خوبي مي دادند. آزادي انديشه با هاشمي نمي شه . ولي فك مي كنم براي آقاي آحمدي نژاد بايد گفت با تو نفس كشيدن يه آرزوي دوره . با تو من مي ميرم جاي ماها تو گوره. چي گفتم. به هر حال كار از شوخي و اين حرفا گذشته . قضيه خيلي وحشتناك تر از اين حرفاست. از همين حالا سنگيني هوا و خفگي فضا رو احساس مي كنم. چقدر راحت و آزادانه با مردم از دكتر معين و برنامه هاش حرف مي زديم وكانديداهاي ديگه رو نقد مي كرديم. حيف شد واقعا حيف شد كه اين فرصت از دست رفت. با اين حال به نظر در اين موقعيت خاص پس زدن نورچشمي ها ارزشش كمتر از اون هدفي كه دنبال مي كرديم نيست. بياييد منطقي باشيم
ديروز كامنت شماره 8 را داده بودم الپر جان! همان كه گفته بودم آقاي معين از همه ي امكانات استفاده كردند:
" آقاي معين فقط ... ندادند براي راي آوردن! يعني از ابوبكر حمايت كردند از عمر حمايت كردند جلوي آمريكا كرنش كردند. بعد از سيد ضيا اولين مقامي بودند كه قبل از تصدي با سفرا ملاقات كردند..." اما متاسفانه امروز اطلاعاتي به دستم رسيد كه آن جمله اولي اشتباه بوده است. آقاي معين حتي ... نيز داده بوده اند (به شخص رهبري به خاطر حكم حكومتي)! لعنت بر اين مردم با اين آراي كثيفشان.
دیگه هر چی بود تمام شد
باید به فکر آینده بود که در نزدیکترین آینده می تواند NGO کار ساز باشد به قول سروش باسد در ورای اینها به آزادی پرداخت
شايد هيچ چيز براي من سخت تر از نوشتن نام هاشمي روي برگ راي نباشد و اگر كروبي با هاشمي بالا آمده بود با خيال راحت مي نشستم در خانه!
گرچه هنوز تصميمي نگرفته ام اما به هر حال بايد دانست سياست راه رفتن روي زمين است... بده بستان و امتيازگيري و يا امتياز دادن هم بخشي از آن است و اصولا بازي كردن براي منافع است... پس نفس اين كار و رد و بدل امتياز كار بد و كثيفي نيست... الان پيروزي آقاي هاشمي وابسته به اصلاح طلبان است اگر بشور امتيازهاي روشني از ايشان گرفت بايد تا حدودي فعال بود و فضاي نسبي و مناسب براي گسترش دست كم فعاليتهاي فرهنگي-اجتماعي را حفظ كرد...هرچند آمدن احمدي نژاد خيلي زودتر از آنچه فكر كنيم به مردم نشان خواهد داد خاتمي و اصلاحات يعني چه.... اما مسلم است كه با آمدن احمدي نژاد اوضاع كشور كاملا بي ثبات و غير قابل پيش بيني مي شود..اولين چيزي كه در ايشان سراغ دارم و ديده ام نفرت شديد ايشان نسبت به هر چيزي كه به نوعي به اصلاح طلبان مرتبط باشد است..يعني اول يك پاكسازي اساسي از بالاترين تا پايين ترين مديران داريم (گفتم نمونه اش را ديده ام)...ديگر اينكه سياست خارجي ممكلت تقريبا نابود مي شود به نظر من...بايد فكر كرد و تصميم درست گرفت..كري خواندن مخالفان شركت و يا برنده هاي انتخابات هم امري طبيعي است اگر ما هم پيروز شده بوديم شايد امروز كري مي خوانديم..پس زياد به اين چيزها فكر نكنيد... به هر حال هر چه بوده برآيند نظر جمعي بوده... مردم نشان دادند كه از عمق دل با نظام و يا ولايت مشكلي ندارند...چراكه كم هزينه ترين راه براي بيان آن در اين انتخابات فراهم بود..معين حرفهاي مصداقي زده بود و نميشد مانند خاتمي از پيروزي اش تفسيرهاي غير واقعي بيان كرد...
جناب آقای محسن خان همتی . مودب باشید و نظرتون رو مودبانه بیان کنید . حدس می زنم از کسانی هستی که منطقشون فحش و ناسزاست و باید بگویم خوشحالم جریانی که دکتر معین ساخت باعث شده دوم خردادی ها دسته بندی مشخصی پیدا کنندو اصلاح طلبان واقعی از کوته فکرانی مثل شما راهشان جدا شود.البنه اگر شما رو بتونیم اصلاح طلب بنامیم . . تو گویی ناسزا و من بمانم خموش/قسم به زن , نازنم اگر محابا کنم (برگرفته از شعر خانم بهبهانی)
به نام خدا چرا اينقدر بچه بازي مي كنيد چرا از واقعيتهاي جامعه فرار مي كنيد چرا مردانه نمي آييد بگوييد با هزار ترفند و دروغ هم نتوانستيم آراي مردم را از آن خود كنيم تمام توانتان را گذاشتيد همه ضدانقلابيون و همه آدمهاي سكولار و احزاب اينچنيني پشت سر معين جمع شدند در فيلم تبليغاتي خود هر چه خواست گفت اما او نخواست بفهمد درد مردم اوني نيست كه او مي گويد او از وبلاگ نويسان گفت در حاليكه مردم اصلا وبلاگ نويسي را نمي شناختند او از عفو عموي مم ي گفت در حاليكه مردم به هيچ وجه نمي توانستند حرف او را باور كنند اما احمدي نژاد دقيقا انگشت خويش را بر نقطه حساس مردم قرار داد او همه حركتش را حول محور عدالتخواهي و تكليف مداري متمركز كرد و با عملكردش در شهرداري كه بصورت عيني براي مردم قابل لمس بود در قلبهاي مردم چون نسيمي نفوذ كرد يكباره مردم احساس كردند مردي از جنس خودشان مي خواهد رئيس جمهور شود اما شما بازهم اشتباه مي كنيد حمايت بسيج اگر هم صحت داشته باشد از همان خاستگاهي برخواسته كه احساس مي كردند او از جنس خودشان هست و از هيچكس دستوري نگرفتند كه اگر هم دستور مي گرفتند بسيجيان بقدري بي ترمز هستند كه تنها به اعتقادشان عمل مي كنند به هر صورت ما معتقديم احمدي نژاد كانديداي اول است اينكه چرا دوم شد بماند اما ما به شما نصيحت مي كنيم اگر خواستار تحقق عدالت هستيد اگر خواهان رفاه و عزت ايران هستيد اگر مي خواهيد رفاه طلبان و قدرتمداران و آقازاده ها دوباره بر ما حاكم نشوند در دور دوم به دكتر احمدي نژاد راي بدهيد .
خدمت حاج اقا سلام مفصل برسانید.
سلام
باطنن هم شكست خورديد كه از روز ازل مشخص بود.
در صحت انتخابات هم شك نكنيد كه رئيس جمهور اصلاح طلبي كه از جايگاه خودش براي معين تبليغ كرد و وزير كشور اصلاح طلب هر دو از سالم بودن انتخابات گفتند و هرگونه تقلب رو رد كردند.
بريد يه فكري بكنيد كه ديگه در بين مردم جايگاهي نداريد.
ياعلي
فكر مي كنم اينك زمان آن رسيده كه مثل شخصيت اول داستان 1984 با كمال ميل و رضايت تسليم برادر بزرگ بشيم..گاهي تسليم محضِ اراده ديگران شدن خيلي لذت بخشِ!!
زنده باد برادر بزرگ و احمدي نژاد!!
سلام ..شما می دونین قضیه این شناسنامه ها چیه؟صبح جمعه شبکه خبر اعلام کرد که کسانیکه صفحه مربوط به انتخابات رو در شناسنامه شون ندارن می تونن رای بدن...این جای تقلب و سو استفاده رو باز نمی ذاره که هر کس دو بار رای بده؟
من خيلي ها را مي شناسم كه به احمدي نژاد راي داده يا حتي براي او تبليغ كرده اند و حالا پشيمانند چون تازه او را شناخته اند!! بله واقعيت اين است كه افراطي ها با به ميدان آوردن فردي ناشناس از بي خبري عامه ي مردم استفاده كردند! نمي دانم چه شد كه ظرف يك هفته مردم به اين نتجه ي عجيب رسيدند كه احمدي نژاد "آدم پاكيه"!... دوستان بدجوري بازي خورديم! اما حالا بايد خيالبافي و ايده آل بازي را كنار گذاشت و با هاشمي وارد معامله شد. او مي داند كه با كمك اصلاح طلبان است كه مي تواند در برابر افراطي هاي راست بايستد و اصلا مگر هم او نبود كه در انتخابات 8سال پيش خاتمي را حمايت و وارد ميدان كرد؟؟...
آقاي نيما سلوكي155 _ خيلي باحالي. تورو خدا يه جوك ديگه بگو بخنديم. جوك شمام چون نسيمي در دل ما نفوذ مي كنه
اتفاق دیروز بسیار شبیه به اتفاقی است که در انتخابات قبلی رياست جمهوری فرانسه رخ داد : در دور اول احزاب چب حذف شدند و در کمال ناباوری لوبن از حزب جبهه ملی (راست افراطی) با بیش از ۲۰٪ آرا در کنار ژاک شيراک (راست) به دور دوم رسيد. در برابر خطر راست افراطی تمام احزاب چب فرانسه علی رغم ميل باطنی خود به شيراک رای دادند تا کشور به دست راست افراطی نيفتد. شيراک با حدود ۸۰٪ آرا به قدرت رسيد. آنچه در شرايط عادی هرگز اتفاق نمی افتاد. اما اين امر برای همه مثل روز روشن بود که چرا از ژاک شيراک چنين استقبالی شد. بد نيست که يکبار هم که شده از تجربه ديگران استفاده کنيم ما جامعه ایران را واقعال نمی شناسیم. ملتی هستیم که مرتبا خودمان را غافلگیر می کنیم. این بار حداقلش اين است که غافلگیر نشویم . هاشمی سالهاست که در راس قدرت و ثروت است. بنابراين حداقل حرص اش احتمالا کمتر از احمدی نژاد است. خودکشی ممنوع !
شک نکنيد که اگر تقلب نشده بود، معين در همان مرحله اول به عنوان رئيس جمهور انتخاب مي شد.
اين بي ترديد يك شكست بود و هر كسي در اين شكست سهم داشت. موضوع پيدا كردن مقصر نيست. موضوع فهميدن عيوب و رفع آنهاست. اين شكست به هر چهار پاره ي اصلاحات وارد شده است و هيچكس نمي تواند خودش را از اين ورطه جدا بداند چرا كه عواقبش گريبان همه را مي گيرد. اولين مرحله علت يابي اختلاف فاحش آمارها و واقعيت است. شايد اگر معين و مشاركتي ها مي دانستند برد عملياتشان اين مقدار است به فكر چاره اي جدي مي افتادند. تحريمي ها از جمله من مي توانند براحتي در كنار شما باشند در صورتي كه از جدال هاي طاقت فرسا و بي نتيجه دست برداشته شود. مهم ترين چيز همان است كه خودت هم گفته اي: نبايد بگذاريد تا جمع هواداران كه كم و بيش انسجامي يافته است از هم بپاشد و بي انگيزه شود. اين را در دستور كار خودت و همراهان ات قرار بده و با قدرت شروع كن.
آقا رضاي عزيز در اينكه تقلب صورت گرفته شكي نيست. ولي در حدي كه شما مي گوييد نيست. قبول كن كه نظر ما نظر اكثر مردم نبوده . خب حالا هم به فكر هاشمي باش
با انتخاب احمدي نژاد اين ساختار عوام پرور رشد و نمو بيشتري پيدا خواهد كرد و در عوض نهال نو پاي دموكراسي از ريشه خشكيده خواهد شد.در اين سخن من ترديد نداشته باشيد بزرگترين دشمن اين آقايان رشد آگاهي مردم مي باشد.به گفته قوچاني در شرق امروز اقتدارگرايان به خوبي بلدند از نردبان دموكراسي بالا بروند ونردبان را پشت سر خود خراب كنند من به عنوان يكي از هواداران سر سخت دكتر معين به اين تحليل رسيده ام كه براي حفظ نهال نو پاي دموكراسي در اين كشور در دور دوم به هاشمي راي دهم وگرنه ....
شكست هميشه بد نيست به شرطي كه از آن عبرت گرفته شود. شكست معين خيلي چيزها را ثابت كرد. من هم در حد عقل خودم آن چيزهايي را كه به ذهنم آمد مي نويسم:1- مشاركت مردم در انتخابات همواره به معناي پيروزي اصلاح طلبان نيست.2- مردم با اصلاح طلبان عقد اخوت نبسته اند كه هميشه به آنها راي دهند.3-بايد به جاي سخن از عفو عمومي (كه شايد درباره 1 درصد از ايرانيان لازم باشد) سخن از رفاه عمومي زده ميشد. براي كوير نشينان و عشاير و حتي شهر نشيناني كه به نان شب خود محتاجند عفو عمومي بي معناست.آنها دنبال كسي هستند كه يك لقمه نان بيشتر نصيب آنان كند.4- آنچه براي مردم مهم است رسيدگي به وضع آنان و ايران است . براي 99درصد مردم ايران پيگيري وضع اكبر گنجي كه حتي كليت انقلاب را نيز قبول ندارد و يا پرونده زهرا كاظمي مهم نيست. صدها نفر در حادثه قطار نيشابور كشته و مجروح شدند و از برخي از آنان چيزي باقي نماند.آيا جان آن همه انسان به اندازه زهرا كاظمي ارزش نداشت؟ به خدا مردم كور نبودند و همه اينها را ديدند.4-هميشه نمي توان با نظر سازي راي آورد.5- تا ابد نمي توان سنگ خاتمي را به سينه زد و شعارهاي او را تكرار كرد. خاتمي يك استثناء براي ما بوده و هست .براي پيروز شدن بايد حرفهاي جديدي زد.6- بايد با زبان مردم با آنها حرف زد. وقتي به مردم ميگفتيم معين خوب است خيلي ها ميگفتند چرا؟ ما صد دليل ميگفتيم و از آن جمله بود كه معين معاون حقوق بشر تعيين ميكندو...خيلي ها به ما ميخنديدند و خيلي ها نيز ميگفتند يعني چي؟ اين "يعني چي" مردم به اين معناست كه اين حرف از جنس مطالبات ما نيست . ما نان شب ميخواهيم و نه شيرين عبادي را كه فقط جان زندانيان سياسي برايش مهم است.7-دكتر معين بايد به حرف بزرگان دوم خرداد گوش مي كرد. هم مردم در صداقتش كه گفته بود زير بار حرف"فراقانوني" نميرود شك نميكردند و هم پايگاه مردمي اصلاح طلبان زير سوال نمي رفت.8- بارها گفته بودم و باز هم براي آينده مي گويم دولت بايد رسانه داشته باشد تا بتواند حرف خود را به مردم برساند.واضح و روشن است با يك روزنامه نمي توان كاري از پيش برد.9-شعارهاي اصلاح طلبان بايد تغيير كند و جنس مردم به خود بگيرد. بار ديگر ميگويم براي مردم(منظور از مردم كل مردم ايران هستند.همه .يعني شهرنشين و روستا نشين و زاغه نشين و كوير نشين و عشاير و...)آنچه مهم هست است رفاه اقتصادي است و نه توسعه سياسي.
حالا هم كه شكست اصلاح طلبان محرز شده زمين و زمان را مقصر جلوه دادن كار عاقلان نيست. امكان تقلب در انتخابات را نفي نميكنم اما نه آنقدر كه معين از نفر اول يا دوم بشود نفر پنجم.بياييد واقع نگر باشيم.هر وقت شكست خورديم همه را سپاه را بسيج را شوراي نگهبان را و...مقصر جلوه داديم اما مگر اينها در خرداد 76و80 نبودند؟ مگر بسيج در انتخابات بهمن 78 نبود؟ پس چرا آن هنگام پيروز ميدان بوديم و اينك ... . بياييد درس بگيريم . هنوز ميليونها راي به سبد اصلاح طلبان ريخته خواهد شد. از همين امروز بايد براي رياست جمهوري 1388 و مجلس 1386 برنامه داشته باشيم. اصلاح طلبان اگر حداقل هاي مردم را تامين كنند مردم ذره اي در انتخاب آنان ترديدي از خود نشان نميدهند
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد، با شکايت شهرداری تهران حکم جلب رئيس دانشگاه علم وصنعت صادر شده است.
دکتر صالحی اظهار کرده است که احتمالا وی را امروز بازداشت میکنند.
دراين حال شهرداري تهران هرگونه شكايت از دكتر صالحي راتكذيب مي كند.
روابط عمومي شهرداري تهران با اعلام اينكه از رييس دانشگاه علم وصنعت شكايت نكرده است اظهار داشته كه شهرداري منطقه مربوطه نيز اين اقدام را انجام نداده است.
در روز چهارشنبه ۲۵ خرداد، اتفاقات جالبي افتاد. يکي اينکه محسن رضايي بعد از ماهها اصرار بر عدم انصراف، با نارضايتي و بدون معرفي کس ديگري انصراف داد. دوم اينکه در اخبار آمده بود که قاليباف بعد از اينکه فهميد، حمايت بعضي ها از او قطع شده است، به شدت متاثر شد و حتي گريست. در روز چهارشنبه چه تصميمي گرفته شده بود که منجر به انصراف رضايي و گريستن قاليباف گرديد؟ چه حمايتي از آنان قطع شد که آنان به اين اطمينان رسيدند که ديگر هيچ شانسي ندارند. بر اساس طرح بصير که جزئيات آن چند هفته پيش در برخي سايتهاي اينترنتي فاش گرديد، هر بسيجي در سراسر کشور موظف بود که حداقل بيست نفر را شناسايي کرده و راي او را بخرد. حال اگر اين عدد را در حدود دويست هزار بسيجي در سراسر کشور ضرب کنيم، عددي کمي کمتر از آراء احمدي نژاد حاصل مي شود. آرايي که قبلاً رضايي و بخصوص قاليباف به آن دلبسته بودند. اگر قبول داريد که خريدن آراء نوعي تقلب در انتخابات حساب مي شود، نمي توان بر اساس نتايج مخدوش اين انتخابات ارزيابي صحيحي انجام داد. در حال حاضر بهترين راهکار اين است که همه يک صدا به تقلب هاي گسترده در انتخابات اعتراض کنيم. در ضمن اين نکته را در نظر داشته باشيد که اين مکانيزم در مرحله دوم هم امکان اعمال خواهد داشت.
دوست من این آزادیخواهان نبودند که شکست خوردند . یک آزادیخواه چنین نمایشات مضحکی را با انتخابات اشتباه نمی گیرد و قطعآ آنرا تحریم میکند . اشتباه را مشارکتی ها- ملی مذهبی ها - نهضت آزادی - مسعود بهنود - فرخ نگهدار ( اکثریتی توده ای ها ) نوش جان کردند که همیشه جمهوری اسلامی را سرپا میخواستند و آنرا فرموله میکردند . این بار مردم از روی شان رد شدند .
حضرات روشنفكران رويا باف كه تا ديروز فكر ميكردند با اعلام تحريم ميتوانند دنيا را كن فيكون كنند و ايضا دوستان اصلاحاتچي كه هنوز نتوانسته اند درك كنند مردم راي دهنده چقدر توي اين چند سال از آنها نااميد شده اند , حالا كه نتيجه كارشان را ديده اند , به فحش دادن به همديگر افتاده اند ! روشنفكران غرغروي پرمدعايي كه قراراست به دمكراسي افتخار بدهند و آن را بپذيرند , حالا كه اوضاع با تحليل هاي علمي شان جور در نيامده و جامعه ما يكبار ديگر ناقص الخلقه اي بنام احمدي نژاد زاييده , از همه دنيا طلبكار شده اند . خنده دار است يا گريه دار , نميدانم . اما اگر از عوالم فحاشي بيرون نياييد و كلاهتان را قاضي نكنيد و دودوتا چهارتا نفرماييد , هيچكس منتظرتان نخواهد ماند . سرتاپاي تشكيلات نظامي و امنيتي و بسيج و مساجد , سازماندهي شده و حاضر يراق , منتظر جمعه آينده هستند . به اين زنجموره هاي بي حاصل اگر ادامه بدهيد , هفته ديگر همين موقع لولوي احمدي نژاد شده است رئيس جمهورتان . چه بخواهيد و چه نخواهيد . لطفا از اين عوالم لاهوتي و عرفاني بياييد بيرون و حساب و كتاب كنيد و تصميم بگيريد . هاشمي يا احمدي نژاد ؟ مساله اين است
شکستِ معين:حاصل انفعال طبقه متوسط
نتايج انتخابات نشان مي دهد که طبقه ثروتمند به مقتضاي منافع خود به هاشمي رفسنجاني راي داده است.طبقه ضعيف(به اضافه ي بسياري از متدينين که از قضا در طبقه ضعيف اکثريت دارند) به احمدي نژاد راي داد.در اين ميان، انفعال طبقه متوسط باعث شد که نتواند وزن سياسي خود را اعمال کند.
***
تا کنون به عمد، انتقادات خود از اصلاح طلبان را مطرح نکرده بودم چون گفته بودم و اعتقاد داشتم که در بزنگاهي مانند انتخابات که بر وضعيت سياسي کشور در 4 سال آينده تاثير واضحي دارد، نبايد با مطرح کردن انتقاد ها به تضعيف آراي اصلاح طلبان دامن بزنيم...اما برايم مسلم است که بيشترين نقش را در ايجادِ اين انفعال، اصلاح طلبان ايفا کردند.انحصار طلبي ،ضعف مديريت، فساد مالي، فرصت طلبي و پايبند نبودن به حرفهايي که آنان را به قدرت رسانده بود، مصالحه با ارباب قدرت و هدر دادن فرصت ها و نيروهاي متراکمي که مي توانست به بهترين قوه محرکه براي اصلاح ساختار معيوبِ قدرت در ايران منجر شود ، مواردي نيست که بتوان از آن گذشت....انحصار طلبيِ اصلاح طلبان به عدم همکاري آنها با نيروهاي بيرون از حاکميت و خط کشي بين خودي و غير خودي(که هنوز سازمان مجاهدين انقلاب اين رويه را ادامه مي دهد) منجر شد.از سوي ديگر ميل به قدرت و تکروي ها باعث تشتت خودشان هم شد و ديديم که چگونه نتوانستند در انتخابات با هم به توافق برسند و نيروهاي خود را براي يک نامزدِِ واحد صرف کنند...فقط يک لحظه تصور کنيد اگر هزينه هنگفت تبليغاتي کروبي مثلا در اختيار معين قرار مي گرفت ، ديگر مردمِ ظاهر بين به امثالِ «سردار-دکتر-خلبان» ها راي نمي دادند...ضعفِ مديريتي اصلاح طلبان باعث شده که امروز نيروهايي مثل احمدي نژاد با تبليغات فراوان به عنوان مدير موفق به مردم معرفي شوند و آراي بسياري را بربايند.فساد مالي و رانت خواري هاي مفتضح، تتمه ي آبروي اصلاح طلبان را به باد داد.فرصت طلبي و پايبند نبودن به حرفهايي که باعث اقبال مردم به آنها شده بود اعتماد طبقه متوسط را از آنها سلب کرد...مصالحه با ارباب قدرت آنها را از پايگاه اجتماعي خود که اکثرشان براي نه گفتن به همين اصحابِ قدرت به آنها راي داده بودند،جدا کرد.خاتمي، با موجي عظيم که از شور و شوقِ مردم برخاسته بود، به ميدان آمد اما اندکي نگذشت که خود به مثابه سدّي در مقابل قدرت اين موج ايستاد و آن را هدر داد.سنگر ها يکي يکي به دشمن واگذار شدند.حکم حکومتي بر عليه تصويب قانونِ مطبوعات و توقيف مطبوعات، آزادي بيان را سلاخي کردند و خاتمي و اصلاح طلبان فقط نظاره کردند...وعده برگزاري رفراندوم هيچگاه متحقق نشد، خاتمی افرادی را که خواستار تغيير قانون اساسی بودند، محکوم کرد و بسياري مواردِ ديگر که اذهان تيزبين و حافظه هاي قوي مي دانند....
***
تحريم، اگر چه با آن مخالفم، اما فقط در اين زمينه اي که خودِ اصلاح طلبان به وجود آورده بودند مي توانست در کاهش آرای آنان موثر باشد.اما به هر حال چه خوب است که در آينده هر کاري را با توجه به مباني منطقي انجام دهيم و يادمان باشد که انفعال و بي عملي چه ارمغانهايي برايمان داشته است.
***
اميد وارم شکستِ معين، به تقويت تلاش هاي اجتماعي و مدني و کارِ فرهنگي منجر شود و در آينده ديگر مردمي نداشته باشيم که به خاطر لباس هاي شيک، تبليغاتِ آنچناني، افسانه هاي قدرتِ مديريتيِ مستبدان، 50000 تومان هاي کذايي، قوميت(مثلا آذري بودن) و ... راي دهند. بلکه با آگاهي از حقوقِ خود، هر رفتار سياسي و اجتماعي خود را برایِ مطالبه اين حقوق سامان دهند...
آلپر جان
من دركت مي كنم! ولي شديدا بهت توصيه مي كنم اگه روت نميشه تو وبلاگت از هاشمي طرفداري كني در خفا اين كار رو انجام بده. حتما دوستان و اطرافيانت رو ترغيب كن كه به هاشمي راي بدن. همه بايد اين كار رو بكنيم. هيچ خجالت هم نداره! سرنوشت مملكت رو با احساسات زودگذر رقم نزنيد!
و اينك ... يك گام تا تشكيل حكومت صفوي
به نظری که یکی از همین "نخبگان و روشنفکران!!!" جامعه امروز ایران نوشته یه نگاه دیگه بینداز:
": محسن همتي :
الپر جان! شب هفت اصلاحات در دور دوم برگزار خواهد شد! آقاي معين فقط ... ندادند براي راي آوردن! يعني از ابوبكر حمايت كردند از عمر حمايت كردند جلوي آمريكا كرنش كردند. بعد از سيد ضيا اولين مقامي بودند كه قبل از تصدي با سفرا ملاقات كردند... خداحافظ دوم خرداد! در گورستان تاريخ راحت لالا كن!! باي!!! "
در جامعهای که روشنفکر و نخبهاش این طرز فکر رو داشته باشه، در جامعهای که اعتقادات شخصی افراد با گرایشات متفاوت و مخالف با گرایشات دینی و مذهبی ما به تمسخر گرفته میشه و حمایت یک کاندید از این مردم مثل یک نقطه ضعف دیده میشه و به عنوان دلیل شکست در انتخابات ذکر میشه، چه امیدی میتوان داشت؟ از دمکراسی دم زدن و شعارهای گنده گنده زدن هنر نیست، شما هنوز به یکی بودن و برابر بودن حق انسانها باعقاید مختلف و رنگها و باورهای مختلف باور ندارید، از دمکراسی چه فهمیدهاید؟ وقتی با بیشرمی انتخاب مردم شهرهای دیگر را که بر حسب اتفاق - به قول شما- از قومیتهای دیگر هم هستند به تمسخر میگیرید و تشر میزیند که آیا این مردم اینقدر گرسنهاند؟ مگر همه ایران همین تهران آلوده به دود اگزوز است؟ مگر همه مردم همین جوانان پشت کامپیوتر نشستهاند که وبلاگ دارند و از زور خوشی دارند میمیرند و یک روز اینترنت نداشته باشند دچار افسردگی میشوند؟ بس کنید دیگر! به خودتان هم نگاهی بندازید! ایرانی جماعت انگار تصمیم تاریخیاش رو گرفته که هرگز چشم باز نکند و هیچ نبیند! انسانها برابرند! ابوبکر و عمر برای مردمی عزیز و گرامی هستند همانگونه که علی برای شما، همانگونه که رضا و عباس برای شما ... بس کنید دیگر. این تنگ نظری و کوته بینی دست بردارید. به اعتقادات مردم چکار دارید وقتی هیمن اعتقادات خشک و پوسیده چند هزار ساله در بین خودتان غوغا میکند، وقتی هنوز در غم حسین سینه میکوبید؟ ابوبکر وعمر و علی همه سر وته یک کرباسن نه شما و نه "عمریها" چیزی ندارید به آن بنازید جز یک باور شخصی که باید برای خودتان مهم و برای دیگران محترم باشد. بس کنید دیگر.
تحریمی ها! عزیزان...قربانتان بروم!
یک بار به جای جملات دهن پرکن بگو برنامه ات برای بعد تحریم چیه! اگه این رو تونستی بگی حق با شما!
- منتظر تحریم بین المللی هستی؟ احتما فشار به آقایان بالا نشین وارد میشه...نه من و شما!
- منتظر حمله آمریکا هستی؟ من با کسی که همچین فکری تو ذهنش باشه متاسفانه حرفی ندارم!
- منتظر انقلاب مردم هستی؟ رهبر انقلابتان کجاست؟ پول نفتی که میتونه به مردم فقیر تزریق بشه و از این فکر منصرفشون کنه رو یادت رفته؟ اصلا انقلاب روشی برای دنیای امروز هست یا نه؟
- منتظر اعتراض های مدنی و صنفی هستی؟
نمیخوای بگی اعتراض در دوره حکومت اسلامی آدمی مثل ناطق نوری یا احمدی نژاد راحت تره تا دوره ریاست جمهوری آدمی مثل خاتمی یا معین!
- مانیفست جمهوری خواهی گنجی شده کتاب مقدس؟ بر طیق اون عمل کنیم؟
خب....خوشبختانه برای حفظ جان گنجی هم که شده باید برخلافش عمل کرد! چون امیدی نیست با اومدن احمدی نژاد زنده از زندان خارج بشه!
..................................................................
خلاصه هر کسی برنامه ای داشت با تیتر برنامه ای برای بعد تحریم اینجا بنویسه اقلا بفهمیم قضیه از چه قراره!
در ضمن دلم برای بعضی از روشنفکرها می سوزه که بعد از عدم حمایت از معین باید از رفسنجانی حمایت کنند! آقای سپانلو اولین قربانی بود.... ولی خب... چه میشه کرد...دنیا بالا پایین داره!
خواهش مي کنم، عجالتاً از آراء مخدوش اين انتخابات هيچ نتيجه اي نگيريد. فرضيات غلط هميشه منجر به نتايج غلط خواهد شد. اگر، در اثر فشار افکار عمومي، انتخابات تجديد شد، يا آراء واقعي انتخابات اعلام گرديد، آنگاه مي توان بر اساس آنها نسبت به ارزيابي و تجزيه و تحليل نظرات مردم اقدام نمود. در حال حاضر با توجه به اينکه آراء اعلام شده فاقد صحت و اعتبار قانوني است، نمي توان بر پايه آن نتيجه گيري صحيح و منطقي نمود.
معلوم است که تحصیلکرده اید و درس خوانده. همه تون. از اعداد میگویید و ارقام. سیاستهای آینده باری اصلاحات و از استراتژی های آینده. محاسبه های راشسیونال.
خدا کو؟ سخن ازاستقلال این ملت کو؟ سخن از دشمن ما که در صدد اشغال خاک ماست کو؟ سخن از خطر تجزیه کشور کو؟ درسی که در این شکست هست این است دوستان خوب من که بیشتر به خداوند و قوانین او و بر پایی دین او که اسلام مبین است بیندیشسم نه به دروغهای غربیان که دوره شان تمام شده . دین خود را باشیم. ملت خود را باشیم و خدای خود را.
اقاي محسن همتي واقعا فكر ميكني دليل شكست معين حمايتش از عمر بود؟ راستش حق داري از عمر بدت بياد كسي كه باي اسلام رو به ايران باز كرد تا نخاله هايي مثل تو توليد بشه عمر بود! نه به نظر من شكست معين به دليل ادماي بي فرهنگي مثل سركاره!
واقعا زشت نیست این نظر که : تحریم کنیم چون برنده نمیشویم؟ ایا این استدلال بسیاری از تحریمی ها نبود؟ ایا شماتت های امروزشان در همین صفحه همین معنا را نمیدهد؟ ایا این فهم دمکراسی است؟ آیا ذره ای احترام به دمکراسی در این نوع دیدگاه دیده میشود؟ واقعا زشت نیست؟
در حال حاضر تنها كاري كه سودي ندارد توهين و تحقير يكديگر است!
مطلبتون جزو معدود مطالب منطقي بود كه توي وبلاگستان در رابطه با نتيجه انتخابات خوندم.خسته نباشيد!
عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز، گفت: انتخابات با دخالت شوراي نگهبان و هيأت نظارت در حال خروج از ماهيت خود است، عليرغم اين كه در 26 سال پس از انقلاب انتخاباتهاي ايران آزاد و قانوني بوده است، اما حالا كه قرار شده نيروهاي بسيج و سپاه با همكاري شوراي نگهبان با برخورداري از اعتبارات صدها ميلياردي كه از كشور ميگيرند، در انتخابات دخالت كنند، بعيد است از اين پس بتوانيم انتخابات آزاد برگزار كنيم چون انتخابات دارد به شكل نظامي برگزار ميشود.
منتجبنيا يادآور شد: بهتر است در آينده انتخابات نداشته باشيم و خود نيروهاي مسلح و شوراي نگهبان فرد مورد نظر خود را رئيس جمهور كنند، چرا كه اين كار بسيار شفافتر است.
وي با تأكيد بر اين مطلب كه خطر جدي براي جمهوريت نظام به وجود آمده است، گفت: هنوز تصميمي در مورد هاشمي نگرفتهايم اما با وضعيت ايجاد شده با حضور نيروهاي نظامي بعيد است هاشمي پيروز شود.
جناب الپر، حالا که نه معین رفته بالا؛ نه کروبی!، تصمیم چیه؟ معین هم که گفته در انتخابات دور دوم شرکت نمی کنه که این خودش یه توهین محسوب میشه به اونایی که بهش رای دادند. چون بالاخره ما هم حقی داریم یا نه
معين بايد از هاشمي طرفداري كنه
هر چي نباشه هاشمي اونقدر انعطاف داره كه از همه طيفها در كابينه اش استفاده كنه!
بي بي سي
---------------
عنوان مبنايی برای پا گرفتن يک جنبش قدرتمند دموکراسی و حقوق بشر، يک موفقيت ارزيابی شود، اما بی ترديد نشان می دهد که متاع اصلاحات درون حکومتی در چارچوب ساختار جمهوری اسلامی ديگر آن قدر خريدار ندارد که بتواند يک نفر را رييس جمهور کند. اين برای نخستين بار بود که يک کانديدای حزبی به نمايندگی از سوی احزاب و همچنين بخشی از اپوزيسيون داخلی حکومت، به عنوان نامزد حزبی در انتخابت شرکت می کرد و شکست مصطفی معين نشان می دهد که هنوز فعاليت حزبی در ايران پا نگرفته و احزاب نتوانسته اند در بين مردم عادی جايی مستحکم برای خود باز کنند.
اصلاح طلبان پيشرو در جريان اين انتخابات بسياری از خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی را زير پا گذاشتند و با مخاطب قراردادن دانشجويان و طبقه تحصيل کرده کوشيده اند از طريق نفوذ دانشجويان وتحصيل کردگان، آرای خاموش را به سوی خود جلب کنند، اما به نظر می رسد نا اميدی از حرکت های اصلاح طلبانه سال های اخير اين حربه را بی اثر کرده باشد.
از سوی ديگر شکست مصطفی معين را می توان در به کار گيری زبان دانشگاهی و سخت پسند برای عموم مردم دانست، به کارگيری عبارات سختی چون "قايل بودن به حاکميت دوگانه"، و نظاير آن در فيلم های انتخاباتی مصطفی معين می تواند عامل ارتباط برقرار نکردن مردم با وی باشد.
گرچه طرفداران وی، ناتوانی در تامين حمايت مالی برای تبليغات را نيز از جمله دلايل عمده شکست آقای معين می دانند . با اين همه به اعتقاد بسياری ازتحليل گيران، رقيب اصلی آقای معين در اين انتخابات تحريم انتخابات توسط برخی گروه های اپوزيسيون داخلی و خارجی بود . آنان معتقدند که تحريم کنندگان اگر در انتخابات شرکت می کردند، به آقای معين به عنوان نزديک ترين هم فکر به خود، رای می دادند و او می توانست برنده انتخابات شود، اما تحريم کنندگان در خانه ماندند تا آقای معين هم به جای رفتن به کاخ رياست جمهوری، به اتفاق همفکرانش از اين پس به اين فکر کند که چگونه می شود حرکت های اصلاح طلبانه را در اين چارچوب ادامه داد.
افرا جون اگه از جنوب می نویسی حتما بگو .
من قبلا هم گفتم من يه تحريم كننده بودم خوشحال هم هستم چون فكر مي كنم كار درست رو انجام دادم وگفتم حالا وقت مقصريابي نيست حالا وقت امتياز گيريه البته اين اصلاح طلب ها هيچ وقت بلد نبودن از فرصت هاي طلايي استفاده كنن كه حالا به اينجا رسيدن چون همه دكترا سياسي خودشون رو از دانشگاه آزاد شهر مجلسي گرفتن تازه اون هم افتخاري ××× اما شما كه به تحريم كننده ها طعنه مي زني مشكل ما ها نبوديم شما بودين اين يه واقعيت بزرگه و كه شما مي خواين از زيرش در برين ×× دوستان تحريم يه جور اعتراض خاموشه مثل مهاجرت و... اين بي تفاوتي رو شما اصلاح طلب ها تو اين 8 سال القا كردين ××تا حالا شده تو اين جمهوري اسلامي بري بخاي استخدام بشي ؟ اگه بري مي بيني ازت نمي پرسه مدركت رو از كجا گرفتي يا اينكه علمت چقدره مي پرسه با كدوم پات مي ري دستشويي -- فلاني تو نماز جمعه چي گفت كه اين سوالها به مدد اصلاحات خاتمي بهش يه دستگاه دروغ سنج هم اضافه شده براي اينه و خيلي چيزهاي ديگه كه مردم براشون اين و اون فرقي نداره چرا چون همشون سر وته يه كرباسن پس اگه فكر كني ميبيني اوضاع از اينكه هست براي ما بدتر نميشه 8 سال پيش با حالا از نظر سياسي تفاوتي نكرده اگه فكر مي كني اين آزادي هاي نسبي رو هم خاتمي داده سخت در اشتباهي تو رشد فكري بشر رو در نظر نگرفتي يه روز يه چيزي به خاطر شرايط زماني به وجود مياد فرداش از بين ميره امروز هيچ كس جرات نداره به تو بگه آستين كوتاه نپوش چون اگه بپوشي دشمن پيغمبري و.. بله اين خاتمي نبوده اين حركت و پيشرفت زمان بوده كه به ارتقاع سطح فرهنگ وتمدن كمك كرده ×× حالا هم دوستاني كه به تحريمي ها كنايه ميزنن خودشون به طرز فكر وانديشه ونظر ديگران احترام نمي ذارن و به قول شما نخبگان حالا بهتره برن دنبال اين كه چه اشتباهاتي تو اين 8 سال مرتكب شدن اشكالاتشون رو جمع بندي كنن واسه بعدشون خوبه
چطوره اصلاح طلب ها يك فروم اساسي راه بيندازند چون اين بحث ها بايد يك جايي به طور دائمي و گسترده انجام بگيرد.. جلسات رودررو كه سخت و پرهزينه ست و فروم هاي ديگه هم صاحبانشون _ به حق_ اجازه در گرفتن بحث هاي سياسي رو نميدن و اگه بدن خيلي زود فيلتر ميشن... بنابر اين خود بالايي ها بايد كمك كنن...
راسته كه رفسنجاني تحت فشاره كه كنار بره؟؟! يعني...؟؟
سلام آلپر. كاش همه مردم از چپ و راست گرفته تا اصلاح طلب و محافظه كار ظرفيت و منطق شما را داشتند. من البته با نظرات سياسي و طيف فكري شما مخالفم ولي اگر كسي بتوانيد به شكل ساده براي من توضيح بدهد كه چگونه افراد بسيجي( كه قانونا جزء نيروهاي مسلح هم نيستند) مردم را به زور و به شيوه اي غير از اقناع زباني وادار به راي دادن به احمدي نژاد كرده اند و ديگر اينكه واقعا آقاي معين كه نمي دانند توده گرسنه مردم كه به نان شبشان محتاجند و طبيعتا از اينترنت و روزنامه هم محرومند چيزي از پوپوليسم و راههاي گذار به سمت دموكراسي و حاكميت دوگانه در كشور نمي دانند و به كلماتي مثل نان و عدالت و مذهب بيشتر توجه دارند تا نظارت استصوابي چگونه فردا مي خواهد رئيس جمهور ونماينده اين قشر جامعه كه تعدادشان معلوم است باشد؟ آيا اين كه افراد محروم جامعه به طرح 50 هزار توماني كروبي راي مي دهند نكته عجيب و غير قابل فهمي است كه نياز به تحليل هاي پيچيده تشكيلاتي بايد داشته باشد؟ اگر مرا در فهم اين مسائل عجيب كمك كنيد ممنون و مديون شما خواهم بود.
سهند جان! تحريم انتخابات يك اعتراض مدني ست. يا همان نا فرماني مدني. هيچ گاه اعتراض مدني نتيجه ي انقلابي نخواهد داشت. ما هم در پي انقلاب يا حمله ي آمريكا نيستيم. فرداي روز ِ تحريم هم نه رژيم سقوط مي كند نه به قول آقاي اَخا يا هخا ملا ها غيب مي شوند. اين حركتي ست كه آهسته - آهسته نتيجه مي دهد. حركت اصلاحي ست.اما نه اصلاحات توسط كسي در حاكميت كه ناممكن است به نظرم. اصلاح توسط مردم. ترحيم انتخابات فقط و فقط يك اعتراض مدني ست.اعتراض مدني را از امروز تا زمان به دست آوردن حق مان بايد ادامه اش بدهيم. من از شما مي پرسم چرا در دوره ي دومي كه رفسنجاني كانديدا شد هيچ كانديدايي از چپ هاي اسلامي مثل مجمع روحانيون مبارز و مجاهدين انقلاب اسلامي نتوانست از فيلتر شوراي نگهبان عبور كند؟ و آن طيف يا سكوت كردند يا رفسنجاني را پذيرفتند؟! چرا شوراي نگهبان فقط يك رقيب را براي رفنسجاني پذيرفت و آن هم توكلي؟! در آن انتخابات نزديك به 50 در صد مردم انتخابات را تحريم كردند. و با استدلال بين بد و بدتر نرفتند پاي صندوق ها تا به ضد هاشمي راي بدهند. انتخابات مجلس پنجم هم را هم تحريم كردند. نتيجه چه شد؟! شوراي نگهبان بدون هيچ گونه دگرگوني فكري و ساختاري در انتخابات بعد گذاشت خاتمي از فيلتر اش عبور كند تا بلكه انتخابات گرم شود كه دست آخر سوختند. چه اتفاقي افتاد كه شوراي نگهباني كه در انتخابات مجلس پنجم همه را قلع و قمع كرده بود در دوره ي بعد صلاحيت كسي مثل عليرضا رجايي را هم تائيد كرد؟ آيا عقب نشيني شوراي نگهبان به خاطر تحريم هاي پيشين نبود؟! من اين طور فكر مي كنم. وگرنه در دوره ي هفتم رياست جمهوري هم رقيب ناطق را زواره اي مي گذاشتند و با خيال راحت مشاركت عمومي را نظاره مي كردند. ديگر اين حرف بي معني ست كه حكومت راي مردم را نمي خواهد. حكومت به راي مردم محتاج است. اين همه تبليغات رسمي و دولتي در دعوت به شركت در انتخابات چيست؟ اين همه ژست دموكرات گرفتن قاليباف و رفسنجاني براي چيست؟! حكومت محتاج به راي مردم است و اگر ببيند مردم را دارد از دست مي دهد سعي مي كند نرم تر شود و باج بدهد. اگر اعتقاد به تحريم داشتم و دارم نه براي اين كه معين آدم بدي ست . نه! پذيرفتن معين به عنوان رئيس جمهور پس از رئيس جمهوري مثل خاتمي يك عقب نشيني بود. يعني مردم بعد از 8 سال رياست خاتمي با همان ميزان مشاركت مي آمدند به كسي مثل معين راي مي دادند؟! به نظر من اگر آن سيزده در صدي كه به معين راي دادند به تحريمي ها مي پيوسند ميزان مشاركت عمومي مي رسيد به زير 50 در صد. و آن وقت ما اكثريت بوديم و رهبر نمي توانست بيانيه ي احمقانه صادر كند. شرق هم از اول كه معين هم در ميدان بود براي رفسنجاني مقاله ي تبليغاتي مي نوشت. حالا كه ديگر براي شان بهترين فرصت است. ديوي مثل احمدي نژاد در ميدان است و قوچاني خيلي راحت مي تواند بنويسد راي ندادن به رفسنجاني خيانت به آزادي ست!! كه اگر اين خيانت است چه خوب كه من يك خيانت كار هستم!!! بگذريم. شما داريد قدم به قدم در مقابل حكومت پس مي رويد. هاشمي اگر با راي بالايي در مرحله ي دوم رئيس جمهور بشود همه ي ما باخته ايم. هاشمي كه 12 سال پيش با آراي اندك و در انتخاباتي با ميزان مشاركتي اندك رئيس جمهور شده بود حالا توسط خود ما با ميزان بالاي آراي عمومي به رياست جمهوري مي رسد و همه ي ما بازنده شده ايم. راي به رفسنجاني راي به 8 سال حكومت سانسور و اختناق اش است. نفي كردن دوران خاتمي ست. طنز غريبي ست. مردمي كه براي معين در مقابل 4 گزينه ي وحشتناك(رفسنجاني و قاليباف و لاريجاني و احمدي نژاد) به ميدان نيامدند حالا بيايند به نفع رفسنجاني راي در صندوق بريزند. بگذريم......
به شماره ي 190: 1- شما كانديدايي تندروتر از معين مي خواستيد؟....2-فكر مي كنيد حكومت به خاطر راي مردم چه قدر حاضر است باج بدهد؟ تا آنجا كه برود كنار بگويد بفرماييد سكان حكومت به دست شما مردم گل گلاب؟....3-در انتخابات مجلس كه راي نداديم بيانيه صادر نشد؟ مجلس تشكيل نشد؟....مردم گشنه به خاطر يك پاكت شيركاكائو راهپيمايي هم مي كنند چه برسد به راي دادن! پس هميشه كساني براي پر كردن صندوق ها وجود خواهند داشت _ به هر وسيله اي كه شده.... 5-فرض كن ما راي نداديم و اصلا انتخابات رسما ورافتاد؛ كي مي خواهد جلويشان را بگيرد؟ هخا؟ آمريكا كه عاشق چشم و ابروي مشكي ماست؟ نه عزيزم! نتيجه اش اين است كه تنها باج بيشتري مي گيرند تا حكومت ايران را به آنها واگذارند... به عربستاني كه زنان در آن حق رانندگي هم ندارند مي گويد بالاي چشمت ابرو؟....كسي از غيب نخواهد آمد دوست من منتظر نباش!
سلام
منم از مطلب وبلاگ شفا خوشم آمد. مرسي علي جان.
with permission of peiknet
نامه یک بسیجی به پیک نت
عملیات نصر
صبح جمعه با فرمان
رای به احمدی نژاد کلید خورد
من با 8 شناسنامه، جمعا 11 بار رای دادم
درجلسات توجیهی منتخبین بسیج برای شرکت در عملیات نصر به ما گفتند: جنگ درانتخابات هم مثل جنگ در جبهه است. امریکا درنظر دارد معین را سر کار بیآورد و پول زیادی هم خرج کرده است. آنها با سرکار آوردن معین می خواهند مردم را برای شادی بکشانند در خیابان و خواستار برکناری رهبر شوند، اگر باتظاهرات مقابله شد، آنوقت امریکا مستقیم وارد شود. این یک جنگ است و خدعه دشمن را باید با خدعه پاسخ داد و به همین دلیل تقلب مجاز است. تا صبح جمعه به ما نام کسی که باید به او رای بدهیم ابلاغ نشده بود و ما فکر می کردیم باید به قالیباف رای بدهیم؛ اما صبح جمعه ابلاغ شد: قالیباف ترکش انحرافی بود، هدف، احمدی نژاد است!
نامه زیر به پیک رسیده و عینا منتشر می کنیم:
من يک بسيجی در قم هستم با 27 سال سن که به خاطر مشکلات مالی 4 ساله رفته ام در بسيج. ديروز (جمه 27 خرداد) من با 8 تا شناسنامه مختلف رأی دادم و در مجموع 11 تا رأی دادم چون در چند تا از شعبه ها بچه ها آشنا بودند و مهر شناسنامه را نديد مي گرفتند. من از اولش که روز دوشنبه من را براي اينکار انتخاب کردند بد جوری ناراحت بودم و همش با خودم مي جنگيدم که آيا اينکار درسته؟ ولی راستش به پولش شديداً نياز داشتم. مسئوله ما در بسيج از مدتی قبل به ما مي گفت که طرح مهمی براي انتخابات دارند که افراد نمونه را براي آن در نظر گرفته اند. روز دوشنبه ما جلسه داشتيم و افراد زيادی آمده بودند و يک روحانی که اسمش را حاج آقای عظيمی گفتند براي ما صحبت کرد و گفت که ما در يک عمليات بنام نصر شرکت خواهيم کرد. وی گفت که امريکایي ها پول زيادی براي شکست رهبری و روحانيت در اين انتخابات خرج کرده اند و خبر دقيق داريم که تماس مستقيم با معين دارند و در استانهاي سنّی نشين مثل کردستان و بلوچستان و خوزستان تعداد زيادی شناسنامه جعلی وارد کرده و پول زيادی هم خرج کرده اند و مي خواهند معين را روي کار بياورند و فردايش بريزند توي خيابانها و جشن بگيرند که رهبری شکست خورده و بايد کنار برود و اگر با تظاهرات هم مقابله شد امريکایي ها به بهانه حمايت از مردم ايران به کشور حمله کنند.
او گفت رهبری به تمام بسيج و سپاه دستور داده که بايد با مکر دشمن مقابله کنيد و اين يک جهاد مقدّس است و با جنگيدن در جبهه هيچ فرقی نميکند. وی گفت "الحرب خدعه" يعنی در جنگ فريب و خدعه هم هست و بايد ما حيله دشمن را به خودش برگردانيم. وی گفت که شما بايد آمده شرکت در اين نبرد مقدّس بشويد و تمام برادرانتان در کشور در اين جهاد با شما هستند و ما پيروزيم. وی رفت و در ادامه يک آقایي که ظاهراً از تهران آمده بود ما را توجيه کرد که روز انتخابات بايد هر کدام تعداد زيادی رأی بدهيم تا توطئه دشمن را به خودش برگردانيم. وی گفت اين يک جنگ واقعی است و همه شرايط آن مثل جنگ ميماند و اگر کسی نفوذ ی باشد و بخواهد اسرار جبهه حق را فاش کند مثل يک خائن با وی برخورد شده و مجازاتش اعدام خواهد بود. در آن جلسه به ما نگفتند که بايد به چه کسی رأی بدهيم. من خودم فکر ميکردم بايد به قاليباف رأی بدهيم. صبح جمعه 27 خرداد به من گفتند که رأی به احمدی نژاد است و توضیح دادند که بايد عمليات مخفی ميماند و دشمن غافلگير مي شد و آنها فکر ميکنند کانديداي ما قاليباف است ولی اين طرح فريب ما بوده و نظر رهبری روي احمدي نژاد است. من شخصا از کاری که انجام دادم ناراحتی وجدان ندارم چون واقعاً آدم بدبختی هستم و به پول محتاج و برايم هم فرقی نميکند که چه کسی رئيس جمهور شود. اگر من هم اينکار را نميکردم خيلی های ديگر بودند که اينکار را بکنند. من کاری ندارم که نظر ديگران در اين مورد چيست ولی اگر اينکار من جلوگيری از حمله امريکا کرده باشد که راضی هستم. فقط خواستم به شما دلسوزانه نصیحت کنم که موضوع را بیشتر از این کش ندهید و جوانهای مردم را به خیابانها نکشانید چون برنامه های دیگری هم تدارک دیده شده که نتیجه اش خیلی بد است و خونریزی و برادر کشی بدنبال دارد. من این موضوع را برای شما گفتم که بدانید تصمیم جای دیگری گرفته شده و کاری از کسی بر نمی آید. شاید همین احمدی نژاد هم بد نباشد و بتواند کار بکند. شما را قسم می دهم که با جان و جوانی بچه های مردم بازی نکنید . تنها چيزی که فکر من را ناراحت کرده همين است که کسی به اين خاطر کشته شود و عذاب وجدانش براي من بماند و همش دعا ميکنم قضیه هر چه زودتر به خير و خوشی تمام شود
آقا ولی عجب پلیتیکی زد این هاشمی بهمون! واقعا که سیاسه! اینهمه کامنت یکی نگفته بابا همه این بازی انشقاق در اصولگراها و علم کردن کروبی و 50 تومنش از اتاق فکر عالیجناب سرخپوش هدایت میشد. آخه سپور محل ما هم میدونست ایشون دست بالا 6-7میلیون رای بیشتر نداره. این شد که زعمای هاشمی پسند که باقی ماندن در قدرت را فقط به حضور این عزیز در پست ریاست جمهوری میدیدند از شاید یکسال پیش دست بکار شده و طرحی محشر چیدند. دو نکته را خوب فهمیده بودند: اول اینکه تحریمیها کله شقتر از این هستند که بیان پای صندوق حالا ما معینی ها هرچی جز هم بزنیم و دوم اینکه از اونطرف بیشتر از نصف کسایی که به خاتمی رای داده بودن کمترین دغدغه شون هم تغییرات ساختاری در قانون اساسی و نبود زندانی سیاسی نبود و نیست. بهتر از این هم میشد؟! پس نشون دادن که راستها دچار جنگ قدرت اند و شیخ اصلاحات رو هم که تو مجمع روحانیون فقط محتشمی و منتجب ازش حمایت میکردن با وعده کارنکن پول بگیر وارد صحنه کردن. هرچی به آخر نمایش نزدیک میشد ما معینی ها که جامعه رو کمتر میشناختیم از عدم اجماع اونوریها قند تو دلمون آب میشد و به کروبی هم میخندیدیم که باعث سرگرمی شده! ولی رسید روز برداشت و ما به این وضع افتادیم و هاشمی با 12% کل آرای مردم به ریش هممون خندید و حالا هم که میبینین شروع شده مقایسه شهردار حزب الاهی با ماری لوپن دست راستی که البته عقلا و آگاهان میگویند پر بیراه هم نیست. اما نوش جونت هاشمی! پاشو خبرها رو بگیر و ببین چطور اکثر مردم به تکاپو افتادن که اگه رقیبت بیاد چه گلی باید به سرشون بگیرن. پاشو از محسنت بپرس چطوری تحریمیها هم به تقلا افتادن که اگه احمدی نژاد بیاد فلان میشه و بهمان! البته این بخش دیگه احتیاجی به هدایت از طرف ستاد نداره چرا که قبلا از طرف اتاق فکر برنامه ریزی شده و به عهده تک تک مردمه! تک تک مردم فقط با این استثنا که ولایت مدار نباشن! حالا بدون هیچ دردسری و تبلیغی صحبتهای دهن به دهن مردم و ترسخوردگی از حضور فاشیستی مثل احمدی نژاد کار خودشو میکنه.
نزدیکای سردار سازندگی احتمالا دارن جفتک چارگوش میندازن الان. دیگه کارشون تموم شد و منتظر دستخوش کلانند چرا که ادامه ش با خود ملته که تو این چند روز هرچی بیشتر احمدی نژاد رو لولو کنن و کیه که بگه دروغه! ولی سوزشی داره این باختها! ما معینیها هی شعارها رو تندتر میکردیم و از معاونت حقوق بشر و جبهه دموکراسی خواهی و عفو عمومی میگفتیم که شاید رفقای تحریمی گوشه چشمی به ما نشون بدن و از اونطرف نمیدونستیم که به همون نسبت میشد چه شعارهای دیگه ئی داد و رای مردم همیشه در صحنه رو به جای تحریمیهای دماغ سربالا بدست آورد! این آخری حضرات تحریمی فرمایش میکردن نه آقاجون ما عفو عمومی نمیخوایم حکومت باید از ما معذرت هم بخواد و دست و پامون رو هم بماله! حالا یه مورد خنده دارتر این که با بعضیهاشون که قبل از انتخابات صحبت میکردم ته دلشون میخواست که رفسنجانی بیاد. میدونید چرا؟ واسه این که دلال بودن یا یه سرمایه کوچولویی داشتن و یا یه شرکت تجاری و میترسیدن که یه وقت معین بیاد و زبونم لال با آقا یا مجلس حرفش بشه و اوضاع مملکت بهم بریزه و اینها متضرر بشن! اسم اینها تحریمیهای ژست اپوزیسیونی با نگاهی به منافع فردیه! اینها همون تحریمیهایی هستند که ایشالا قراره راهبرد بعد از تحریم رو در جهت مقابله با حاکمیت برای ما ترسیم کنند و هزینه هم بدهند!
الپر جان سلام من يکي از خوانندگان وبلاگ تو هستم اين نامه را در پيک نت ديدم و بد نديدم که با اجازه شما اون را در اينجا بگذارم تا کساني که به علت فيلتر امکان ديدن پيک نت را ندارند هم بخوانند
من فكر نمي كنم كسي به اندازه خاتمي و دولتش در نتايج انتخابات مقصر باشد وزارت كشور با بي عرضگي نتوانست جلوي تقلب آرا را بگيرد تا كي بايد چوب رايي كه به خاتمي بي لياقت داديم بخوريم ....
هنوز نمیدانم چه خواهم کرد. نتیجه برایم بسیار شوکه کننده بود.احمدی نژاد و این همه رای؟؟
به احتمال زیاد به رفسنجانی رای میدهم. ولی در درونم صدایی هست که مدام غر میزند: آیا بهتر نیست که خود را کنار بکشیم تا به قول یکی از وبلاگ نویسها این " عضو اسبق جوخه های اعدام وترور وتیرخلاص زن" عزیز! امروز تیر خلاص را به مغز این حداقل دموکراسی موجود شلیک کند.
شاید این مردم - که عشق ساده زیستی کشتدشان- ، چهار سالی در خلسه عنایت و" به قول آقای احمدی نژاد لطف الهی" روزگار بگذرانند و حالشان حسابی جا بیاید؟(توضیح اینکه رای دهندگان به این آقا دو طیف هستند یا کسانی که با سازماندهی ارگان های خاص رای داده اند و خود دست اندر کارند که تکلیفان معلوم است ، یا دسته ای که در بالا عرض کردم : کسانی که ساده زیستی کاندیدای مذکور، وام های ازدواج و کارتهای منزلت و ... )
این زمزمه درونی و ناب که نیک آهنگ کوثر به نام گفتگوی نیکان و نیک آهنگ از آن یاد میکند در وجود من یا شاید همه باشد و البته در وجود هر کس به نوعی . البته نیک آهنگ کوثر از این تکنیک برای بیان بهتر مطالب استفاده کرده ولی زمزمه ای من از آن یاد میکنم واقعا وجود دارد.
واقعیت این است که مردم و رای مردم آنقدر صریح بود که جای هیچ حرفی نمیگذارد حالا اگر میخواهی اسمش را بگذار حضور نظامیان یا سازماندهی بسیجیان. هر چه هست رای مردم همین هست که هست.
بله اصلاحات شکست خورد. چرا؟ چون احمدی نژاد،کروبی و قالیباف مردمی را به صحنه آوردند که ما آنها را به حساب نمیآوردیم. ما حتی طرفداران خودمان را هم آدم حساب نمی کردیم. این مسئله به مرور برای مردم ثابت شد.
اما ....
اما با این حال آنها باز 4 سال دیگر برای اطمینان از دست شستن از اصلاح طلبان پر چانه - که فلسفه بافی یا شاید هم سفسته بافی را به سازمان دهی و تجدید قوا ترجیح دادند – به آنها رای دادند و منتظر ماندند. ولی اصلاح طلبان عزیز که شور فلسفه بافی هایشان فقط خودشان را مجذوب کرده بود خبر نداشتند که روز به روز در چشم مردم افول میکنند.چه روزی بود آن روزها که دولت و مجلس یک رنگ و موافق بود.چه کارها که نمی شد کرد.
یادم هست زمانی که استعفای دسته جمعی نمایندگان مطرح بود و مورد استقبال مردم- به دلیل محافظه کاری ها و معامله های برای بقا در جریانات قوانین مربوط به مطبوعات ، و بسته شدن یکی پس از دیگری روزنامه ها،اصلاحات قانون اساسی ، نظارت استصوابی و قتلهای زنجیره ای و ... - قرار نگرفت ، یکی از دوستان اصلاح طلب مشکل را فرهنگ پایین و شعور عقب مانده سیاسی مردم میدانست و دیدیم که چند نفر از این از این عزیزان به واقع سر حرف خود ایستادند و حتی پستی را که خود مبدانستند فقط چند ماه دیگر برایشان خواهد ماند را به حق مردم و آزادی و دموکراسی ترجیح دادنند.
اصلاح طلبان عزیز! شما حتی چند نفر از هم طیفان خود را هم در مجلس نتوانستید همراه با خود به استعفای دسته جمعی راضی کنید ، چگونه انتظار داشتید مردم برایتان ... .از ماست که بر ماست.
فرصت ها را سوزاندید.امید های مردم را به یاس بدل کردید و پاسخ آنرا هم گرفتید. هر چند در این ماجرا خشک و تر با هم خواهد سوخت. حالا کارمان به جایی رسیده که از این دو کاندیدای عزیز - "بدنام ترین سیاستمدار 27 سال اخیرایران" و " تیر خلاص زن اسبق" – یکی را باید انتخاب کنیم و به قولی از ترس گرگ به روباه پناه ببریم. وای بر ما!
صدای درونی من باز سخن آغاز کرده و می گوید : شاید برای این اصلاح طلبان بازیگوش هم بد نباشد چند روزی همراه با یک رییس جمهور ساده زیست! - که ششمشیرش را برایشان تیز کرده و از رو بسته - رودررو شوند.
او میگوید: مردم زیادی نازشان را کشیده بودند. شاید برایشان بد هم نباشد که کمی در دوران ترس و وحشت به سر ببرند تا قدر عافیت بدانند. این باعث می شود، بار دیگر که ملت گوشه چشمی به آنها داشتند، دیگر تردید و توجیه ، مسامحه و تساهل!!! و افزودن بر اهل و عیال!!! مانع آن نشود که لطف مردم را بی ارزش پندارند و فرصت به دست آمده را به باد دهند.
مردم تساهل و تسامح اصلاح طلبان را دیدند ، حالا می خواهند شمشیر برنده اصول گرایان را مزمزه کنند.
براستی چرا ما یا منفی بینهایت هستیم و یا مثبت بینهایت هستیم؟؟؟؟
و یک چیز دیگر: این بار مثل اینکه "جام زهر" را همه با هم سر کشیدیم.
آقايان اصلاح طلب پيشرو عاقل باشيد فقط همين چند روز است كه كاري از شما بر مي آيد فردا كه احمدي نژاد بيايد همه شما را به جرم جاسوسي و ايادي دشمن از دم تيغ مي گذراند پس به حق تضييع شده خود اعتراض كنيد نمي دانم دولت خاتمي كه در دقيقه 90 كاري نكرد مي تواند در وقت اضافه موثر باشد
آقا كم تو كف اين لوگوي جديدم. خوشم اومد از تيرهوشي بعضي ها. منم اعتفاد دارم اگه پدر آدم تو سي سي يو باشه و به سختي نفس بكشه نبايد ار پرستار بخواي كه لوله ي اكسيزن رو از توي نايش كشيد بيرون.
مشاركتي هاي عزيز اگه تقلب شده چرا اعتراض نمي كنين؟ اگه نشده پس اين ضجه مويه ها چيه؟!...
مى توان به هاشمى انتقاد داشت، مى توان او را مغرور خواند، مى توان بر اولويت توسعه بر دموكراسى در آراى هاشمى خرده گرفت اما نمى توان كتمان كرد كه اين تنها راه و آخرين راه سياسى است. ديگر راه ها يا به كنج انزواى روشنفكرانه منتهى مى شود يا به انتحار هاى متوهمانى كه هنوز از تحريم سخن مى گويند. آنچه درباره آن حرف مى زنيم «هاشمى» نيست «موقعيت هاشمى» است. همان عامل موازنه اى كه مانع از باخت مطلق ما در مرحله اول شد، همان عامل موازنه اى كه با وجود آنكه برخى از ما او را دوست نداريم و به چوب نقد او را رانديم اكنون به تنها گزينه ما تبديل شده است. هاشمى هنوز يك انتخاب است و اين يعنى دموكراسى. يعنى ما مى توانيم ميان احمدى نژاد و رقيبش، رقيب او را انتخاب كنيم. انتخابى كه ممكن است ديگر پيش روى ما نباشد. امروز هر سخنى از تحريم، خيانت به آزادى است
به نظر من این دفعه هاشمی هم رو دست خورد. همه ما چشمامونو به این واقعیت بستیم که ورود قالیباف به این جریان , حمایتی که فکر میکردیم رهبری از قالیباف میکنه همه بازی بوده .برای اینکه به تجربه نشون داده شده وقتی حمایت آشکار و نهانی از دفتر آقا باشه ملت رایشون برمیگرده یه سمت دیگه لی . این دفعه هم فوکوس اصلی از اول احمدي نژاد بوده . کم نیستن کسایی که از طرف هاشمی احساس خطر نکنن . کمم نیستن ملتی که گول شعار و حرفهای عوام فریبانه رو بخورن . احمدي نژاد هم بهترین مورد برای این مسئله بود. الانم به جای چه کنم چه کنم بهترین راه حل رای دادن به هاشمی هست . فکرشو بکنید که این دفعه آرای قالیباف و لاریجانی و شاید هم بقیه بچرخه به نفع احمدي نژاد . .. بعد همون که الپر گفت همه باهم سرمونو می کوبیم به دیوار . تحریمی ها هم محکمتر .
بله...همیشه ما اشتباه کردیم! و به قول شما این گندیه که ما زدیم! چون فکر نمی کردیم عده ای ژست چند روز روشن فکری رو به سرنوشت یک ملت ترجیح بدهند...البته منظورم بسیاری از دوستان و آشنایان خودمه! الان هم همین ما بدبخت های ناقص العقل هستیم که با تمام مخالفتی که تا دیروز با هاشمی می کردیم باید بریم بهش رای بدیم....باز هم این ننگ به دامان ماست! اما سیاست بازی یی هستش که حدس حرکت بعدی خیلی مشکله...باید رو چیزی که ازش مطمئنی حساب کنی! و الان همه مطمئنیم که ایران تا فاجعه ای شبیه به بمب اتم چند قدم بیشتر فاصله نداره! و باید جلوی این رو گرفت!
من تعجب می کنم چرا باز هم تحریم،این نافرمانی مدنی، تو دستور کار بعضی ها قرار گرفته.... دولت هاشمی در اون 8 سال رو با تمام گندکاری ها با دولت آینده احمدی نژاد مقایسه نکنید! مطمئنا اولین نافرمانی مدنی به آرامش ابدی بسیاری تبدیل میشه.... درضمن همه تقصیرات رو گردن اصلاح طلب ها انداختن آسون ترین کاره... ببینید خودتون چیکار کرده اید که شایسته سرزنش نیستید!
هم من گند زدم...هم تو....هم اون اصطلاح طلب قدرتمند...هم اون موتور سوار گروه فشار...هم اون نویسنده گوشه نشین....هم هممون!
همه دست به دست راي به اكبر دهيم
از آن به كه كشور به عنتر دهيم
يكي من را راضي كند كه اينها بازي هاشمي و خامنه اي نبوده تا من بتوانم بهش راي بدهم. من فكر ميكنم مخصوصا نگذاشتند كروبي بيايد. براي اينكه راي هاشمي را خراب ميكرد. احمدي نژاد را اوردند كه همه از ترس به هاشمي راي بدهند چون احمدي نژاد مجسمه فاشيست است. قاليباف و لاريچاني هم نمي توانستند اين نقش را بازي كنند چون ظاهري بهتر از فاشيستم دارند و راي هاشمي را مي شكوندند.
موج بيم و هراس در رسانه هاي گروهي جهان از راهيابي احمدي نژاد به دور دوم انتخابات:
انتخاب احمدي نژاد ثبات منطقه را تهديد مي کند
بي بي سي نوشت به نظر بسياري از کاشناسان، رفسنجاني پلي است ميان ايران و غرب، ولي احمدي نژاد نه تنها پل نخواهد بود بلکه راههاي گذشته را نيز تخريب خواهد. http://www.hatefnews.com/
Lotfan tahlile zibaaye Sibestaan raa bekhaanid
--------------------------------------------------------
دعوت از مردم برای رای دادن به رفسنجانی هيچ معلوم نيست که اصلاحات را از وضع نيمه جان فعلی نجات دهد. شايد نه گفتن و تحريم اين بار رفتار درست تری باشد. رفتاری که اکثريت مردمی که در خانه نشستند انتخاب کردند. شنيدن پيام آنان هم مهم است. متهم کردن آنها خردمندانه نيست. اگر مردم با رای خاموش خود رای به جدايی از نظام کنونی می دهند حق با مردم است. آنها و آرمانهای ليبرال دموکراسی شان قواره اين نظام نيست. قواره اين نظام آقای احمدی نژاد است. راه يافتن او به کاخ رياست جمهوری مهره های رهبر را تکميل می کند و تکليف ما را با نظامی که غرقه در غرور قدرت خود دست رد به سينه اصلاحات می زند روشن می سازد. اگر آنهمه شور و هيجان برای دموکراسی نتوانست بيش از چند ميليون رای برای معين به ارمغان بياورد و آنهمه تبليغات عجيب و غريب هم بيش از 6 ميليون رای برای رفسنجانی فراهم نکرد حمايت نه- به-دل-نه-به-خاطر ما از او در دور دوم تغيير چندانی در بازی نخواهد داد. اين بازی ما نيست.
نامه كروبي به رهبر خوندنيه و اينكه ازشرق تا غرب همه دنيا از اين احمق جوان مي ترسن و جالبه حالا همه از ايراني وآمريكايي و مخالف و ............ دارن عليه خامنه اي كودتا مي كنن بايد رفت و احمدي نژاد رو كشت اين رو من تحريمي هم انجام مي دم
دوست عزيز!شما آزادي هر كاري كه دوست داري بكني.مي توني بري به هاشمي راي بدي.مي توني قدم قدم عقب نشيني كني. از خاتمي برسي به معين از معين برسي به رفسنجاني. مثل اين كه عزم عمومي هم همينه. دور نيست اون روز كه به لاريجاني هم قانع بشيد. اما از ياد نبريد برگشتن به دامن هاشمي كه قبلن - در بحبوحه ي انتخابات مجلس ششم- پس اش زده بوديد / بوديم پشت كردن به 8 سال دولت اصلاحاته. گداييه دموكراسي از رفسنجاني. گفتم عزم عمومي هم بر اينه كه رفنسجاني راي بياره.فقط بذارين ما روشن فكر هاي خود فروخته ي نادان و احمق هم انتخاب خودمون رو داشته باشيم و تو اين بازي شركت نكنيم. تو بازي شركت نمي كنم به عنوان يك فرد و برام مهم نيست حقوق بگير روزنامه ي شرق يا هر كسي من يا هر كسي رو كه طرفدار تحريمه دشمن آزادي يا احمق و طرفدار هخا بدونه. اميد وارم از انتخاب خودتون پشيمون نشيد.فكر كن. رفسنجاني با آرايي نزديك به خاتمي رئيس جمهور بشه.به قول عادل فردوسي پور اونوقت " چه مي كنه اين رفسنجاني " !! به هزار دليل و به خاطر خون از دست رفته ي داريوش و پروانه فروهر و سعيدي سيرجاني و پوينده و مختاري و قتل عام شده گان رستوران ميكنوس و جان باخته گان بمب گذاري حرم امام رضا كه همه توسط گروه اصلاعاتي هاشمي رفسنجاني انجام شد در انتخابات شركت نمي كنم. بدورود.موفق باشيد.
الپر عزيز به دکتر معين سلام برسان و بگو با اين نامه ای که کروبی به رهبری نوشته الان موقع آن است که دکتر معين اعلام «ابطال انتخابات» کند . آخر تو ديگر چرا پشت هاشمی افتادی؟
اتفاقا من اعتقاد دارم هاشمي به دليل اينكه مي دونه كه خوشنام نيس در تاريخ ايران" اين بار مه ديگه آهر فرصتشه براي خوشنام كردن خودش اومده. من يهش اعتماد دارم. دولت خاتمي از دل دولت هاشمي بيرون اومد. اين گدايي كردن دموكراسي از هاشمي نيس. اين نجات حيات سياسي اصلاحاته. گاهي وضع پرفكت نيس. اما نبايد فرصت سوزي بشه. همين كه شماها يه باز تحريم كردين و با بسيجي ها همنوا شدين براي هفت جدمون بسه.
اين رهبر وشريتمداري وشركا فكر همه چيز رو كردن به جز به كروبي كه همه بهش مي خنديديم اينقدر راي بياره و نامه به رهبر بده و..من دل وجراتش رو تحسين مي كنم حالا اين كروبي قصه ما كشور و رهبر رو دچار چالش كرده با ايول
سلام...من نيز نوشته ام....مي آيي؟ كه تسكيني باشي.....
اونچه من اينجا ديدم و يا تو اين مدت شنيدم دو نوع برداشت از موقعيت فعلي هست.يه سري احمدي تژاد رو گزينه ي از پيش تعيين شده ي مافياي قدرت مي بينن و يه سري همه ي اينها رو بازيه هاي متفكرانه و زيركانه ي هاشمي مي دونن تا با استفاده از يه تند رو جايگاه خودشو در ميون مردم بالا ببره.به نظر من نه اونها كه بر قدرت تكيه كردن اين قدر با هوشن كه چنين برنامه ريزي دقيقي كنن و نه مردم و عملشون اين قدر نا چيز شده كه بشه كسي رو از قبل انتخاب كرد.شايد تو اين انتخابات يه سري جبهه گيري هاي مشخص به نفع احمدي نژاد بوده باشه اما رفسنجاني هم اون قدر قدرت و ثروت داره كه بتونه از اين نوع جبهه گيري ها كنه.در هر حال وقتي به خاتمي راي ميدام راي ام رو با اعتماد به نفس و شور در صندوق مي انداختم وقتي به معين راي دادم خوشحال بودم كه منطقي ترين كار ممكن رو كردم و حالا كه مجبورم به هاشمي راي بدم تا ماها دست راستم رو بخاطر نوشتن اسم هاشمي در برگه راي مال چندشم خواهد داد.اما چه كنم كه براي وطنم و ايرانم اين ننگ رو هم به جان مي خرم.اما يه نصيحت به اونايي دارم كه مي دونن اومدن احمدي نژاد و پيروزي تفكر اونها چه به روز ايران و ايراني خواهد اورد دارم اينكه باز مثه دفعه قبل عامه مردم رو فراموش نكنن و دلايلي عامه پسند نيز براي راي دادن به هاشمي پيدا كنن.فقط 4 روز فرصت داريم تا كشور رو از دوزخ به برزخ برسانيم.
چرا به احمدي نژاد راي مي دهيم؟
- دچار مشکل بينايي هستيم و چشم مان همه چيزها را کج و کوله مي بيند.
- مدتي است که دماغ مان کيپ است.
- احمدي نژاد را با کسي ديگر عوضي گرفته ايم.
- از بمب اتم بشدت خوشمان مي آيد.
- نمي دانيم رئيس جمهور و گوجه فرنگي چه تفاوتي دارد.
(برگرفته از نگاشته هاي ابراهيم نبوي)
به نظر من نبايد گول اکبر مارمولک را خورد. شايد همه اين وقايع برنامه خودش بوده.
در مقابل استدلال دوستاني كه همه ي اين جريانات رو سياست بازي هاشمي مي دونن و مي ترسن او با رايي بيش از خاتمي رييس جمهور بشه: اولا كه اين دور دومه و با مقايسه ي راي هاشمي نسبت به دور اول هر احمقي دليلش رو مي فهمه! اتفاقا اين بيشتر باعث آبروريزي اونايي ميشه كه دستك دنبك علم كردن كه ملت به اصولگرايان تندرو گرايش دارن!... ثانيا اگر قرار به همدستي رهبر و هاشمي براي روي كار آمدن او بود خب از اول به نفع او تقلب مي كردند تا يكسره رييس جمهور بشه ديگه لازم نبود لقمه رو دور كمرشون بچرخونن!... ثالثا بايد گفتگوي خبر امشب رو مي ديدين كه چه آبرويي از هم بردن نمايندگان دو كانديدا تا مي فهميدين چه قدر اين فرض از واقعيت به دوره!...
بعد از نامه کروبي به خامنه اي، وقت آن است که خاتمي يا معين به شدت به انتخابات اعتراض و آنرا فاقد وجاهت قانوني اعلام کنند.
علی جان :
کامنت زیر را برای سپینود نوشتم که اینجا می گذارم تا تو هم بخونی :
سپینود عزیز :
این روز ها از صبح تا شب در بیمارستان ماتم می برد و به افق نگاه می کنم و با خود می اندیشم . شب ها با بغض نوشته های دوستانم را می خوانم تا 5 صبح . بعد کمی گریه می کنم و می خوابم .
این روزهای گیج و منگ نمی دانم چه طور می گذردند از مقابلم . بلاگی ندارم تا در آن فریاد بزنم . در دل خودم رو به کوههای اطراف شهرم فریاد می زنم چرا که فریاد زدن بهتر است از گریستن در خودم .
نمی دانم علت چه بود ؟
نمی دانم چرا اینطور شد ؟
شاید متحد نبودیم .
شاید هر کداممان نظری دادیم و برای خود متحدی جمع کردیم .
عده ای در داخل و خارج فریاد تحریم سر دادیم و می خواستیم مشروعیت نظام را بگیریم . فریاد های گروه دیگر را نشنیدیم که تحریم فایده ندارد و یا شنیدیم و گفتیم شما اشتباه فکر می کنید " ما " درست می گوییم.
عده ای دیگر به سوی حقوق بشر و جبهه ی دموکراسی دویدیم و آزادی زندانیان سیاسی را خواستار شدیم و کسی را لایق ریاست جمهوری دانستیم که بگوید حکم حکومتی را قبول ندارد اما فکر نکردیم که او چقدر تنهاست .
عده ای دیگر به سودای 50 تومان چک نقد که اول هر ماه توسط دولت به در خانه مان می آوردند رای دادیم به کسی که شعارش خیلی از زودباوران را به سوی خودش کشیده بود .
عده ای به فردی رای دادیم که هم استانی و هم شهری مان باشد شاید که شهرمان را پایتخت کند و چون او هم شهری ماست پس لایق تر هم هست !!
آه می کشم از ته دل .
این بود بازی روز جمعه با 29 میلیون بازیگر. این 2 روزه بیشتر گیجم و نمی دانم چکونه می گذرد . گیجم از رفتار ملتی که متحد نبودند و چوب همین عدم اتحادشان را شاید بخورند .
گیجم از رفتار مهرعلیزاده و کروبی که می توانستند با اجماع بر سر معین اصلاحات را بار دیگر جان تازه ای ببخشند . آنها همه هوس قدرت کردند و ما همه شکست ان را پذیرا شدیم.
روزهای سختی است . روزهای گرم و منگ . روزهایی که احساس می کنی کلاهی تاریخی به سرت رفته . کاش تاریخ نویسان این روز را در تاریخ دفترهای کلفتشان ثبت نکنند . کاش ننویسند که ما چگونه متفرق شدیم و چگونه دیکتاتور پیروز شد . تا مبادا بچه های ما در آینده این را بخوانند و به ما بخندند که از یک سوراخ چند بار در طول قرن باید گزیده شوید ؟!!!
هر چه که هست نمی دانم چرا این روزها از خودم و هم سن سالهایم بدم می آید . ما که به جای اینکه با هم باشیم بر هم بودیم و حرف هم نخواندیم و هر کدام راه خود رفتیم تا دو خرداد را فراموش کنیم و 27 خرداد روز دیده شدن دستهای جدای ما از هم بود .
همیشه اینگونه بوده . وقتی مردم یک کشور دست های یکدیگر را گم کنند دیکتاتور ها از دخمه های تاریکشان بیرون می آیند .
دیگر اشکی ندارم تا بریزم برای ایران . دیگر جانی ندارم تا فریاد بزنم تحریم فایده ای ندارد و نداشت . و اینست همان که شما بهش دلخوش بودید و نظام تان از مشروعیت افتاد به راستی . اما نه گول خوردید !!!
رای ما و آرزوهایمان از مشروعیت افتادند . تا باز چگونه این چهار سال را بنشینیم و خودمان را به آن راه بزنیم تا فراموش کنیم آنچه را که بر سرمان رفت .
برای هزارمین بار کلیپ سرزمین من را نگاه می کنم و اشک می ریزم برای سرزمینی که هیچ گاه رنگ صلح و آزادی را ندید .
کسی نیست اشک هایم را پاک کند . هیچ کس .
سرزمین من
خسته خسته از جفایی
سرزمین من
دردمند بی دوایی
سرزمین من
http://www.didgah.net/seda/sarzamin.html
با مهر
علی
معين و اصلاح طلبان حكومتي با چرخش بيوقت خود تحريميان را از بازي خارج كردند. اگر تحريميان وارد بازي مي شدند نه تنها قادر بودند كه را ي خود را به تحريم بدهند حتي قادر مي شدند كه بخشي مهم از مردم را با خود هم راي كنند اما با نفهمي و نبود درك درست سياسي توسط جناح اصلاح طلبي كه تريبون داشت اين پتانسيل از ميان رفت و تحريميان تنها نظاره گر بازي شدند. واقعا متاسفم كه هنوز قادر نيستيد دركي صحيح از فرايند ها داشته باشيد و همه اش سرخودتان گول مي ماليديد كه ما اوليم و پيروز مي شويم. ما تحريميان هنوز بازي مان را شروع نكرده ايم و شكست ما روزي بود كه شما اصلاح طلبان با درك نا صحيح از نيرو و توانتان به بازي اشتباهي روي آورديد. انتخابات باز اي نبود كه آغازش مي كرديم . اما نمي فهميد متاسفم
اقا شما كجاي كاريد؟ از كف كردن در بياييد و يك كاري بكنيد! كروبي در يك نامه ي شديد اللحن به رهبري از مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا داد. هاشمي هم تز او همايت كرد. شايعه ي تقلب در انتخابات داره جدي تر مي شه
واقعا فكر كرده ايد كي هستيد كه لقب گشنه را به مردم بوشهر داده ايد.شما از كجا مي دانيد كه مردم بوشهر لنگ 50 هزار تومان كروبي هستند.به چه دليل وقتي از فكر و عقيده يك نفر اطلاعي نداريد حرفي را مي زنيد؟؟؟شما خودتان نوشته ايد كه بايد اخلاق شكست هم داشت.اما مثل اينكه اين اخلاق شكست در مورد خودتان صدق نمي كند...
درود بر شما كه شكست را صادقانه پذيرفتيد و دنبال آسمان ريسمان كردن توجيهات خود نبوديد. كمي هم به آقايان ياد بدهيد كه ميدان رقابت شكست هم دارد و با قهر كردن و ناز كردن مشكلي حل نخواهد شد.
الان كسي كه مي تواند خيلي موثر باشد كرباسچي است بايد بيايد و از هاشمي طرفداري كند و كلي راي عليه احمدي نژاد جمع كند
شماره 186 جوك بامزه اي گفته! آزادي هاي بوجود آمده در اين 8سال فقط به مدد مرور زمان و رشد تكنولوژي بوده!!!! اي جان خوب ورد آورده اي! ليك سوراخ دعا گم كرده اي!! تو همين 8 سال تكنولوژي!!! اونقدر رشد داشته كه مسائلي همچون آستين كوتاه پوشيدن رو براي آخوند جماعت حل كرده! من واقعآ متاسفم از بابت نادان هايي مثل 186 كه ناسپاسي و نمكدان شكني در حق كسي مثل خاتمي رو به حد اعلا رسوندند
به آخرين پستم لينك بده
به نظر من راي دادن به رفسنجاني ادامه وضع موجود در خوشبينانه ترين حالت است وراي به احمدي نژاد يعني خودكشي!
من كه فكر ديگري دارم بايد رفت اينجا ديگه جاي ماندن نيست.....مهاجرت
Hame baa ham dor e dovom raa tahrim mikonim taa Ahmadi Nejaad, kaandid rahbari be riaasat jomhoori berese va maahiate hokoomate velaayat e faghih bar hame aashekaar shavad. Khaamenei natoonest 1 hafte ham sabr kone va be mardom forsate fkr kardan bedaha. Hame baa Ham entekhaabaat e dor e dovom raa tahrim mikonim
ِAlper jan, Lotfan aakharin neveshte man raa paak kon, dar asare asabaaniat neveshtam, ma'zerat mikhaaham. Lotfan aanraa paak kon
به نظر من بي دست و پايي خاتمي كه تا حالا براشون احترام زيادي قائل بودم بزرگترين ضربه رو به اين ملت و وحاميان دكتر معين وارد كرد.باعث شد در خوشبينانه ترين حالت از چاله به چاه بيفتيم . تازه اگه به اين خفت و خواري تن بديم كه به هاشمي راي بديم. خب من كه اين چند روزه ماتم گرفتم. احساس مي كنم بو ي مرگ از سرتاسر شهر به مشام مي رسه. خب به مردم عزيز كشورم حماقت بزرگشون رو تبريك مي گم . داغ ننگيني كه تا ابد از پيشاني نا بخردان پاك نخواهد شد. تاريخ شاهد اين رسوايي بزرگ خواهد بود.
agar khastid akharin maghaleye blog ma ra bekhanid
مردم ما بحاي دمكراسي و حقوق بشر و توسعه سياسي دمكراتيك و ! و ... كسي رو مي خواهند كه معيشت آنها را فراهم سازد و از جنس خودشان باشد. حتي حاضرند در حكومتي به قول شما فاشيست (كه به كار بردن اين لفظ از شماها كه داعيه احترام به مخالف را داريد واقعا بعيد است) زندگي كنند ولي رييس جمهوري ساده (حتي در ظاهر) بالا سر آنها باشند و نه امثال آرمين و رضا خاتمي و كولايي و ... كه فكر مي كنند مردم اينقدر احمقند كه با اين شعارها گول انها را بخورند.
به نظر من طيف به ظاهر اصلاح طلب توصيه هاي چندين وچند باره سعيد حجاريان كه كار مطالعاتي را براي شما واجب مي دانست گوش نداد و در همان خيال كه مردم دوستداران اين اصلاحات هستند باقي ماند و نتيجه همان شد كه شد.
به نظر من حتي اگر احمدي نژاد يك فاشيست حزب اللهي هم باشد هزاران بار بهتر از رفسنجاني معلوم الحال است. من روز جمع به هيچكس راي ندادم واي اين جمعه حتما به سود احمدي نژاد راي خواهم داد حتي با اين احتمال كه اوضاع هماني باشد كه شما مي گوييد.
عیسی سحرخیز
دوشنبه ٣٠ خرداد ١٣٨٤
تلاش ما برای تحمیل برگزاری انتخابات آزاد اگرچه در انتها به بار ننشست و شاهد رای سازیهای گسترده توسط ستاد ضد اصلاحات بودیم؛ اما در پی تحقق " جبهه دموکراسی و حقوق بشر" ، جبهه دیگری در حال گشودن است که نامی جز " جبهه ضد فاشیسم " بر آن نهاد.
مخدوش بودن نتایج انتخابات به گونهای است که سطح اعتراضهای گسترده نامزدهای انتخاباتی به آقای هاشمی رفسنجانی که خود به دور دوم راه یافته نیز رسیده است. ایشان نیز اکنون در بیانیه جدید ورود به انتخابات به زبان مخصوص خود اعتراف کردهاند که در آرای مردم دست برده شده است. چنانچه رسم مالوف ایشان است در این بیانیه نیز حاضر نشدهاند به ظلم رفته به نامزد اصلاح طلبان پیشرو، دکتر مصطفی معین اشارهای هم داشته باشند، اما به هر حال نامزد دیگر، آقای مهدی کروبی را مورد تفقد قرار دادهاند بدون آنکه بگویند در صورت حذف ایشان چگونه انتخابات در مرحله دوم میتواند مشروعیت داشته باشد.
آنچه ایشان گفتهاند و راهی را که برگزیدهاند را من در سبد انتقادهای بسیار گستردهام خواهم ریخت و روزی به آنها خواهم پرداخت، اما خطر "فاشیسم و حکومت نظامیان تحت رهبری ولایت مطلقه فقیه" به گونهایست که راهی چز این ندارم که با چشمانی گریانی و فریادی به بغضآلوده از همه بخواهم که این بار به فردی که فرسنگها از خواستهها و آرمانهایم دور است و در دوران مختلف انقلاب بارها حق را زیر پا گذارده و جبهه وسیعی از حق طلبان را مورد ظلم و ستم قرار داده ، رای دهند.
این خطر به گونهایست که ضرورتی به بیان آن نیست و مسلما دیگران و از جمله روزنامهنگاران و روشنفکران در بیانیههای خود از زوایای گوناگون به تشریح و تبیین آن خواهند پرداخت.
اما تصور من اینست که باید رای خود را مشروط کنم و آن را به آینده سیاسی آقای هاشمی ، چه در موضع رئیس جمهور آینده و چه در جایگاه نایب رئیس خبرگان رهبری، پیوند و گره بزنم. این شرط البته به گونهای نیست که اگر پذیرفته نشود و یا مورد توجه قرار نگیرد بر رای روز جمعه من و تشویق دیگران به شرکت گسترده در دور دوم اثری داشته باشد. ما چارهای جز شرکت کردن و رای منقی دادن به رقیب هاشمی رفسنجانی نداریم زیرا نمیخواهیم در داخل اندک روزنههای تنفس نبر بسته شود و در خارج آبرو و حیثیت و اعتبار ایرانی مضحکه دیگران گردد.
اکنون با ورود آقایان هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی و بخش وسیعی از اعضای تراز اول جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز به جمع منتقدان رهبری و نهادهای انتصابی تحت امر ایشان و شکل گیری عملی جبهه ضد فاشیزم و اشارات مستقیم و غیرمستقیمی که به نقش گسترده اعضای بیت آیتالله خامنهای (بخوانید شخص رهبر) در دخالت و خدشه دار کردن انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری میرود، این سوال اساسی پیش روی روحانیون معظم خبرگان رهبری و به ویژه شخص آقای هاشمی رفسنجانی نایب رئیس آن قرار میگیرد که بگویند آیا از نظر آنان کماکان آیت الله خامنهای واجد شرایط رهبری از جمله عدالت و مدیر و مدبری است؟ آیا آخرین حلقه از عملکرد ایشان و نهادهای تحت اختیار و فرمان در روند انتخابات به گونهای نیست که ضرورت تشکیل جلسه فوق العاده را سبب گردد؟
تاکنون چه افراد و گروههایی که بر ضرورت تغییر ساختار حقیقی و چه آنان که بر اصلاح نظام و تغییر ساختار حقوقی قدرت و یا هر دو تاکید داشتند، حرف و نکته اصلی اشان جایگاه چنین مقام غیر انتخابی بود؛ هرچند که آن گاه که ما به قانون اساسی رای مثبت دادیم تصور و گمانمان این بود که ملت به صورت غیرمستفیم میتواند رهبر را نیز هرگاه از جایگاه اصلی خود به ویژه "عدالت" دور افتد تغییر دهد.
اکنون آقای هاشمی رفسنجانی و دیگر روحانیون معظم نیز به آنچه اکثریت مردم مدتهاست رسیدهاند بیشتر واقف شدهاند و با توجه به فرایند برگزاری انتخابات ریاست باید وظیفه قانونی خویش را انجام دهند. این یک وظیفه ملی و اسلامی است و من قصد ندارم رای روز جمعه خود را مشروط به آن کنم و در آن روز درهر شرایطی به فاشیسم و نماینده آن رای منفی خواهم داد.
شرط رای من یک آزمون سخت اما عملی برای آقای هاشمی رفسنجانی در چارچوب ظرفیتهای قانون اساسی است - چه در جایگاه رئیس جمهور آینده و چه در جایگاه نایب رییس مجلس خبرگان رهبری. ایشان باید ثابت کند که میتواند نه تنها یک رئیس جمهور مقتدر باشد بلکه قادر است خبرگان رهبری را به سمت اتخاذ یک تصمیم سرنوشت ساز هدایت کند. شکست در این آزمون مسلما کفه نقد اصلاح طلبان به ایشان را باز سنگینتر خواهد ساخت و اگر چنین سخنانی که در چارچوب ظرفیتهای قانونی نظام است پیامدی برای من و دیگر هم نظرها و هم رایهایم داشته باشد و آقای هاشمی باز چون گذشته سکوت کند و در برابر نقض صریح قانون اساسی ساکت بنشیند این نکته را هرچه بیشتر ثابت خواهد کرد که رای ما به فاشیسم رای به ایشان نبوده هرچند در جهت منافع آقای هاشمی شکل گرفته است.
ما ، اصلاح طلبان پیگیر و پیشرو با رای منفی خود به احمدی نژاد، به وظیفه ملی و تاریخی خویش عمل میکنیم تا ببنیم آقای هاشمی رفسنجانی چه خواهد کرد.
ما يوسف خود نمي فروشيم
تو سيم سپيد خود نگه دار
يادمان باشد اين ملت همان هايي هستند كه ما در صورت لزوم خيلي سنگشان را به سينه مي زديم
انگار تا جايي كه منافع ما را تامين كنند با شعورند و وقتي نكنند بي شعور احمق !!!!
روشن فكر مملكت تا وقتي اين است و اين قاعده از جامعه و درد هاي واقي اش جدا بايد فسيل آرمان هايش را براي آيندگان بگزارد.
با سلام به کلیه عزیزانی که به این صفحات سرک میکشند. برایم بسیار جالب توجه بود که پس از گذشت دو روز هیچ کس در باره پیامد ها و نتایج انتخابات در وبلاگ آقای معین مطلبی ننوشته است. لحظه ای فکر کردم که شاید دوباره وقایع مکرر تاریخی تکرار شده باشد و همه همدیگر را بحال خودشان رها کرده و از حمایت یا انتقادات خود، معین یا خاتمی رئیس جمهور را تنها گذاشته باشند. وقتی به سایت رویداد مراجعه کردم بیشتر تعجب نمودم که از اواخر روز جمعه رای گیری تاکنون هیچگونه مطلب جدیدی روی سایت نیست. و دوستان مشارکتی از هرگونه تجزیه و تحلیل نتایج انتخاباتی طرفداران خود را بی نصیب گذاشته اند. اصل اولیه تشکیلاتی و حزبی ارتباط مستمر و اطلاع رسانی به طرفداران میباشد که متاسفانه در احزاب نوپای ایرانی این اصل نه تنها رعایت نمیشود بلکه توجه چندانی به آن نیز نمیگردد و تنها هنگامی به اطلاع رسانی و ارتباط با هواداران میپردازند که رهبران حزب به رای هوادارانشان نیاز داشته باشند و یا بخواهند موجی ایجاد کنند. عدم ارتباط مستمر و منسجم با هواداران و ارایه تحلیلهای مختلف و بالطبع عدم وجود انتقاد و یا پیشنهادهای مختلف باعث تصمیم گیریهای پشت دربهای بسته و در فضای محدود فکری و احساسی خواهد شد که نتایج آن همیشه با واقعیتها فاصله داشته و خواهد داشت. عدم ارتباط سران حزب مشارکت با بدنه و هواداران در شرایط حساس تصمیم گیریها، در این شرایط یکی از این دو حالت را داشته: 1- سردرگمی آنان در شرایط حاضر و یا 2- خود بزرگ بینی و سهم خواهی از صاحبان قدرت.
در دو سه روز اخیر تمام شرایط و تحلیلها را مرور کردم و متوجه شدم که معین تنهاست. همانگونه که در این هشت ساله خاتمی تنها بود. در شرایطی که خاتمی به حمایت نیاز داشت او را تنها گذاشتند و در شرایطی که که اصلاح طلبان سهم خواه کم میآوردند فغان سر داده که چرا خاتمی حمایتمان نمیکند. و در پس آه وفغانها، با خروج از صحنه ،خاتمی رئیس جمهور را در فشار مضاعف قرار میدادند که چرا تو به صحنه نمیآیی؟ با تمام اجحافهایی که به خاتمی شده و تمام بدگوییهایی که تاکنون از وی شده و حتی در همین دوره انتخابات که ظالمانه به وی تاخته اند، با اعتقاد تمام میگویم که هنوز هم خاتمی از محبوب ترین مردان تاریخ ایران میباشد. محبوبیت او از خمینی رهبر در سال 1357 هم بیشتر است. صداقت او در تاریخ ایران زمین نمونه و بی نظیر میباشد. هنوز هم اگر او در دوره بعدی کاندیدای رئیس جمهور شود بیشترین آرای تاریخ ریاست جمهوری را حتی بیشتر از دو مرحله قبل خواهد آورد. او مصلح بوده و انشاالله خواهد ماند. جهان به تفکر او و مدارای او نیازمند است. در خارج از مرزها، محبوبیتش بی نظیر است و اندیشه هایش مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار دارد. روش او در اصلاح طلبی نقل تمام محافل روشنفکران کشورهای مسلمان و غیر مسلمان میباشد. در تونس، مراکش، مصر، مالزی، اندونزی، فرانسه، کشورهای امریکای لاتین و ... در تمام محافل حزبی و روشنفکرانه برای اصلاحات و صلح، ایده هایش به بحث گذاشته میشود و خشوع و خاضع بودنش، شجاعت عاقلانه اش و مهمتر از همه تفکرات جهانیش در مدار بحث و توسعه قرار دارد. او یک مصلح جهانی با تفکرات انسانی، ایرانی و اسلامی میباشد. قدرش را ندانسته ایم در این هشت سال.
سخنم با شماست آقای معین؛ تو را تنها گذاشته و ایده هایت را برای ایجاد جبهه دموکرسی خواهی و حقوق بشر به فراموشی خواهند سپرد. اگر مرد میدانی خود باید آستین بالا زنی و به پشتوانه حمایت رای دهندگانت ( نه همه آن چهار میلیون بلکه به پشتوانه یک میلیون آنها ) آذرخشی که در این دوره انتخابات درخشید را روشن نگاه دار. به قدرت چشم ندوز و به اهدافی که در دوره انتخابات با مردم پیمان بستی بیندیش. و فقط از ایزد یکتا و مردم ایران زمین کمک و یاری خواه. در پیمانت تردید و سستی نه تنها روا نیست که خیانت است. همچون خاتمی رئیس جمهور باش اگر توانی وگرنه رهروی او باش. میم. کاف. براآنی
با سلام به کلیه عزیزانی که به این صفحات سرک میکشند. برایم بسیار جالب توجه بود که پس از گذشت دو روز هیچ کس در باره پیامد ها و نتایج انتخابات در وبلاگ آقای معین مطلبی ننوشته است. لحظه ای فکر کردم که شاید دوباره وقایع مکرر تاریخی تکرار شده باشد و همه همدیگر را بحال خودشان رها کرده و از حمایت یا انتقادات خود، معین یا خاتمی رئیس جمهور را تنها گذاشته باشند. وقتی به سایت رویداد مراجعه کردم بیشتر تعجب نمودم که از اواخر روز جمعه رای گیری تاکنون هیچگونه مطلب جدیدی روی سایت نیست. و دوستان مشارکتی از هرگونه تجزیه و تحلیل نتایج انتخاباتی طرفداران خود را بی نصیب گذاشته اند. اصل اولیه تشکیلاتی و حزبی ارتباط مستمر و اطلاع رسانی به طرفداران میباشد که متاسفانه در احزاب نوپای ایرانی این اصل نه تنها رعایت نمیشود بلکه توجه چندانی به آن نیز نمیگردد و تنها هنگامی به اطلاع رسانی و ارتباط با هواداران میپردازند که رهبران حزب به رای هوادارانشان نیاز داشته باشند و یا بخواهند موجی ایجاد کنند. عدم ارتباط مستمر و منسجم با هواداران و ارایه تحلیلهای مختلف و بالطبع عدم وجود انتقاد و یا پیشنهادهای مختلف باعث تصمیم گیریهای پشت دربهای بسته و در فضای محدود فکری و احساسی خواهد شد که نتایج آن همیشه با واقعیتها فاصله داشته و خواهد داشت. عدم ارتباط سران حزب مشارکت با بدنه و هواداران در شرایط حساس تصمیم گیریها، در این شرایط یکی از این دو حالت را داشته: 1- سردرگمی آنان در شرایط حاضر و یا 2- خود بزرگ بینی و سهم خواهی از صاحبان قدرت.
در دو سه روز اخیر تمام شرایط و تحلیلها را مرور کردم و متوجه شدم که معین تنهاست. همانگونه که در این هشت ساله خاتمی تنها بود. در شرایطی که خاتمی به حمایت نیاز داشت او را تنها گذاشتند و در شرایطی که که اصلاح طلبان سهم خواه کم میآوردند فغان سر داده که چرا خاتمی حمایتمان نمیکند. و در پس آه وفغانها، با خروج از صحنه ،خاتمی رئیس جمهور را در فشار مضاعف قرار میدادند که چرا تو به صحنه نمیآیی؟ با تمام اجحافهایی که به خاتمی شده و تمام بدگوییهایی که تاکنون از وی شده و حتی در همین دوره انتخابات که ظالمانه به وی تاخته اند، با اعتقاد تمام میگویم که هنوز هم خاتمی از محبوب ترین مردان تاریخ ایران میباشد. محبوبیت او از خمینی رهبر در سال 1357 هم بیشتر است. صداقت او در تاریخ ایران زمین نمونه و بی نظیر میباشد. هنوز هم اگر او در دوره بعدی کاندیدای رئیس جمهور شود بیشترین آرای تاریخ ریاست جمهوری را حتی بیشتر از دو مرحله قبل خواهد آورد. او مصلح بوده و انشاالله خواهد ماند. جهان به تفکر او و مدارای او نیازمند است. در خارج از مرزها، محبوبیتش بی نظیر است و اندیشه هایش مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار دارد. روش او در اصلاح طلبی نقل تمام محافل روشنفکران کشورهای مسلمان و غیر مسلمان میباشد. در تونس، مراکش، مصر، مالزی، اندونزی، فرانسه، کشورهای امریکای لاتین و ... در تمام محافل حزبی و روشنفکرانه برای اصلاحات و صلح، ایده هایش به بحث گذاشته میشود و خشوع و خاضع بودنش، شجاعت عاقلانه اش و مهمتر از همه تفکرات جهانیش در مدار بحث و توسعه قرار دارد. او یک مصلح جهانی با تفکرات انسانی، ایرانی و اسلامی میباشد. قدرش را ندانسته ایم در این هشت سال.
سخنم با شماست آقای معین؛ تو را تنها گذاشته و ایده هایت را برای ایجاد جبهه دموکرسی خواهی و حقوق بشر به فراموشی خواهند سپرد. اگر مرد میدانی خود باید آستین بالا زنی و به پشتوانه حمایت رای دهندگانت ( نه همه آن چهار میلیون بلکه به پشتوانه یک میلیون آنها ) آذرخشی که در این دوره انتخابات درخشید را روشن نگاه دار. به قدرت چشم ندوز و به اهدافی که در دوره انتخابات با مردم پیمان بستی بیندیش. و فقط از ایزد یکتا و مردم ایران زمین کمک و یاری خواه. در پیمانت تردید و سستی نه تنها روا نیست که خیانت است. همچون خاتمی رئیس جمهور باش اگر توانی وگرنه رهروی او باش. میم. کاف. براآنی
بنده فكر مي كنم تعداد آرا هر كس شبيه به واقعيته . تصور تقلب به نظرم تو انتخابات نهم فقط تو اونايي به وجود مي ياد كه فكر مي كردن دنده تو رو رقباي معين شكستن . والا به خدا پارانويا هم پارانوياهاي قديم .
وقايعي که در انتخابات اخير رخ داد در تاريخ 27 ساله جمهوري اسلامي سابقه نداشته است. اگر همين الآن مانع آن نشويم، ديگر به هيچ انتخاباتي در آينده نمي توان اعتماد کرد. بايد در روزها و ساعات آينده، به جاي اميد بستن به رفسنجاني که تا به حال ده ها بار اميد ياران خود را به نااميدي تبديل کرد، با تمام قوا در مقابل فضاحت انتخابات نهم ايستادگي کنيم. مطمئن باشيد ما مي توانيم رهبران اصلاح طلبان را به دنبال خود بکشانيم. اگر آنها ببينند که خواسته اکثر طرفداران آنها مخالفت با اساس انتخابات است، قطعاً آنها هم در مقابل آن تسليم نخواهند شد. روزهاي آينده از حساسترين روزهاي تاريخ طولاني ملت ايران است. اگر مردم ما امروز نيز مانند روزهاي پس از کودتاي 28 مرداد، تنها تماشاچي و نظاره گر اوضاع باشند، قطعاً کودتاچيان بر اوضاع مسلط خواهند شد، اما در صورت مخالفت و مقاومت، پيروزي با ملت است.
شولاژ
جالب بود و بسيار واقع گرايانه !ّ دمت گرم !
اگر هاشمی انتخاب نشود مملکت را به خون خواهیم کشید
|