پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۵ تیر

تبريك به رئيس جمهور منتخب / راه ما، راه مقاومت

شايد براي بعضي‌ها پذيرفتنش سخت باشد، اما به هرحال آقاي احمدي نژاد به هر شكلي كه شده، با آراي 17 ميليوني عنوان رياست جمهوري اسلامي را از آن خود كرد. بايد اين موفقيت را به او و ياران و همراهانش تبريك گفت. آنها، برخلاف تصور خيلي‌ها، توانسته‌اند خود را پس از شوك دوم خرداد به نحوي بازسازي كنند كه در سه انتخابات اخير، به طور متوالي پيروز ميدان باشند. مهم نيست كه اين نتيجه با دوپينگ بسيج و شوراي نگهبان و غيره بدست آمده باشد. آن هم بخشي از بازي است. در بازي، فقط و فقط نتيجه مهم است. بقيه را بايد - يا ناچاريم - چشم‌پوشي كنيم، فراموش كنيم. اگرچه احمدي نژاد و دوستانش نبايد فراموش كنند كه برد آنها در يك انتخابات سالم و آزادانه نبود، بدون اشكال و بري از تخلف و تقلب نبود... اما بايد گذشت. سكوت مي‌كنيم و مي‌گذريم.

شايد كمتر كسي باشد كه مثل من اينقدر در فعاليت‌هاي انتخاباتي غوطه‌ور شده باشد، آن هم براي چند ماه، و از كار و زندگي هم افتاده باشد. اما خب طبيعت رقابت انتخاباتي است كه وقتي زنگ پايانش به صدا درمي‌آيد، همه‌چيز از حرارت بيفتد و رخدادهاي دوران را نيز دود كند و به هوا بفرستد تا از آن جز نمايي از خاطره و انباني از تجربه باقي نماند. آيا ما اينقدر بر خود تسلط و در جاي خود مهارت داريم كه به سرعت به بازسازي جريان خود و پيروان انديشه خود بپردازيم، ضعف‌ها را بشناسيم و ترميم كنيم و قوت‌ها را دريابيم و تقويت كنيم و زود به وضع سالهاي برتري برگرديم؟

دعوا تمام شد. اين انتخابات با شكست اصلاح طلبان (و نه اصلاحات!) پايان يافت. صدها درس هم دارد براي كساني كه مشتاق شناخت و تحليل جامعه ايران و خصوصا رفتار انتخاباتي اين مردم هستند. نتايج واقعا غيرمنتظره بود و شوك آور. اصلا اين نتيجه قابل پيش‌بيني نبود. هركس اين ادعا را بكند، با عرض معذرت، خالي بسته. بايد نشست پاي آمار و تحليل و آناليز كرد اين اتفاق عجيب و بي‌سابقه را. هيچ وقت آمارهاي انتخاباتي ما اينچنين به دقت خبر از پايگاه اجتماعي احزاب و جريان‌هاي فكري و خاستگاه‌هاي معرفتي، قوميتي، اقتصادي و اجتماعي گرايش‌هاي سياسي نمي‌داد. خيلي بايد نشست و تحليل كرد بعد از اين...

شنيدم كه امروز سر كوچه ما شيريني مي‌داده‌اند براي پيروزي آقاي احمدي نژاد. سر چهارراه استادمعين هم. در ميدان انقلاب هم گل مي‌داده‌اند. جالب است اين عشق و علاقه مردمي كه با هزار اميد به چنين فردي رأي داده‌اند، در مقابل گروهي كه با هراس و نفرت توأمان به او مي‌نگرند. درست همين وضعيت، در دوم خرداد 76 هم بود. گروهي سرشار از خوف و هراس، و گروهي مملو از شور و اميد. آن چه شد؟ اين چه مي‌شود؟ دردناك‌ترين چيز براي كسي كه مردم جامعه‌اش را دوست دارد (نه مانند اين كساني كه مدام مردم را سرزنش و طعن و لعن مي‌كنند) اين است كه اميد مردم نااميد شود.

آقاي احمدي نژاد! هش دار! مبادا اميد مردمي كه به تو اميد بسته‌اند را نااميد كني. مبادا از مقام «رابين هود اسلامي» به «يوگي» تنزل پيدا كني كه تنها «دوستان»ات را سوار سفينه كني و ديگر هيچ. تو نه ادعاي دموكراسي داشتي، نه ادعاي توسعه و نه پرداخت ماهانه پنجاه هزار تومان. آنها هم نه به قيافه تو رأي دادند و نه طرز صبت كردنت و نه به زيبايي كت و شلوارت و نه به خنده‌ها و اداهايت. تو از خدمت به مردم گفتي و رسيدگي به حال محرومين و مبارزه با فساد اقتصادي؛ و 17 ميليون نفر به تو اميد بستند. اين جماعت من و امثال من نيستند كه اگر اميدشان نااميد شد يا رأي نياوردند يا هر بلايي سرشان آمد، به كار و زندگي‌شان ادامه دهند. نااميدي آنها از تو و دولت تو يعني بحران، يعني اعتياد، يعني خودكشي، يعني فروپاشي زندگي‌ها و خانواده‌ها، يعني نااميدي از ديني كه از آن صحبت كرده‌اي و نظامي كه به آن منتسب شده‌اي و آرمان‌هايي كه شعارش را داده‌اي. به خاطر دين و مذهب و اعتقادت هم كه شده، به حرمت عدالت هم كه شده، بايد تلاش كني تا حقوق مسلم و مطالبات عقب افتاده و آرزوهاي فروخفته اين اقشار حاشيه‌نشين و به حاشيه رانده شده، تا حد ممكن برآورده شود. اين كاري كه اصلاح طلبان از آن غافل شدند، شما اصولگرايان چه مي‌كنيد؟

و اما اصلاح طلبان، و ديگران. بيش از 10 ميليون نفر در در دوم به رقيب تو رأي دادند. اگر چند ميليوني را كه در آن دوره به رقبا داده بودند و در اين دوره ندادند نيز اضافه كني، هم‌اندازه آراي فعلي تو مي‌شود. انتظار بي‌جايي نيست كه تو رئيس‌جمهور آنها هم باشي. آنها چه مي‌خواستند؟ دموكراسي؛ حقوق بشر؛ توسعه. آنها همان چيزهايي را مي‌خواهند كه در برنامه‌هاي تو و شايد اصلا در مرام تو نيست، و به همين خاطر تو را پوپوليست مي‌نامند. پوپوليست، فحش نيست. بي‌ادبانه‌اش مي‌شود عوام‌گرايي يا عوام‌فريبي. اگر از اين صفت بدت مي‌آيد، اينطور نباش. طوري حرف نزن و رفتار نكن كه اگر يك استاد دانشگاه مانند خودت ببيند و بشنود، سرزنش‌ات كند. علمي‌تر باش، امروزي‌تر باش، از نخبگان جامعه جدا نشود. اينها درخواست نيست. توصيه است، اگر نكردي هم نكردي! از ما گفتن بود، يا به قول شما بندگان خدا: و ما علي الرسول الا البلاغ...

رئيس‌جمهور عزيز! الان در آن‌سوي رأي دهندگاني كه دارند براي تو شادي مي‌كنند، چند ميليون نفر از ايرانيان هستند كه از آمدن تو نگران‌اند. مي‌ترسند با آمدن تو ايران به ورطه جنگ با آمريكا كشانده شود. مي‌ترسند كشور از لحاظ اقتصادي سقوط كند. مي‌ترسند حجاب را بر دختران و زنان اين جامعه اجبار كني. مي‌ترسند فرهنگ ريا و دورويي و قشري‌گري مذهبي را جايگزين پاكي و معنويت و دينداري حقيقي كني. مي‌ترسند آزادي قلم و بيان و مطبوعات و تحزب را نقض كني. مي‌ترسند فرهنگ سلامت و امنيت و صلح و دوستي ايراني و اسلامي را با فرهنگ خشونت و تندي و تعصب جاهلي آلوده كني. مي‌ترسند نتواني آبروي ايران را در جهان حفظ كني. مي‌ترسند دولت تو به حريم خصوصي و آزادي‌هاي اساسي جامعه تجاوز كند. مي‌ترسند دولت در زمان تو، نه تنها مانع نقض آزادي‌ها نباشد، كه همراه و مشوق هم باشد. مي‌ترسند با رفتارهايت سنگين‌ترين موج فرار مغزها در تاريخ ايران را سبب شوي. مي‌ترسند نظاميان و متحجران را به دولت راه دهي. نظاميان را به عنوان مظهر خشونت و انجمن حجتيه‌اي‌ها را به عنوان مظهر تحجر در اطرافت ديده‌اند و مي‌ترسند. مي‌ترسند آقاي احمدي نژاد! براي اينها چه جوابي داري؟!

همه ما بخواهيم يا نخواهيم، مجبوريم بپذيريم كه تو در سالهاي آينده رئيس‌جمهور ايران هستي. كاري كن كه چهار سال ديگر هم همين 17 ميليون نفر با رضايت به و رأي دهند. الان ذخيره ارزي ما در بيشترين رقم تاكنون است. قيمت نفت ديگر از اين بيشتر نمي‌شود. قدرت يك كاسه در دست همفكران توست. تمام اختيارات يك دولت در دست توست و آراي پراميد مردم پشتوانه راهت. ديگر هيچ بهانه‌اي پذيرفته نيست. ببينيم چه مي‌كني!

ما تو را زير ذره‌بين رصد خواهيم كرد. به نقد خواهيم كشيد. محاكمه خواهيم كرد. خطاهايت را تذكر خواهيم داد و خوبي‌هايت را خواهيم آموخت. مردمي بودن راحت نيست رفيق، دردسر دارد!

*     *     *

و اما ما!
ما ادامه مي‌دهيم. اتفاق مهمي نيفتاده است كه مانع ادامه كار ما باشد. ما به آزادي و حقوق بشر اعتقاد داشتيم، هنوز هم داريم. براي رسيدن به وضعيتي دموكراتيك‌تر مبارزه مي‌كرديم، باز هم ادامه مي‌دهيم. اميدوارم كسي مانع ادامه فعاليت نيروهايي كه در اين انتخابات حامي دكتر معين  بودند، نشود. اگر هم ما محكم بايستيم، كسي نمي‌تواند مانع شود.

اولين اولويت بعد از اين، ارزيابي تحليلي انتخاباتي است كه پشت سر گذاشته‌ايم. كار يكي دو جمله هم نيست، زياد كار دارد. بعد بايد ديد كه چه مي‌شود كرد. اين انتخابات يك تحول جدي را در جبهه اصلاح طلبان پيشرو موجب خواهد شد. يك تحول عميق رفتاري و نگرشي، شايد هم كمي خانه‌تكاني. ما اقليت شده‌ايم. بايد اين بپذيريم، البته بايد حقوقمان را هم نقض نكنند. اين انتخابات فرصت‌هاي زيادي را براي ما ايجاد كرد، و اين نتيجه به اعتقاد من فرصت‌هاي بيشتر و بهتري را براي ما به ارمان مي‌آورد، اگر درست استفاده كنيم.

راه ما، راه مقاومت است. شرايطمان سخت‌تر از وضعيت «نهضت مقاومت ملي» در روزهاي پس از كودتاي 28 مرداد نيست، كه خيلي بهتر است. ادامه خواهيم داد، البته اگر بگذارند. ادامه مي‌دهيم، حتي اگر نگذارند، يعني بخواهند كه نگذارند. نمي‌توانند. نمي‌گذاريم. الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه...

وبلاگم را هم اين چند روزه تعطيل كردم تا چيزهايي را كه نمي‌خواهم ننويسم و چيزهايي را كه نمي‌خواهم پاك نكنم. الان هم بناي سانسور ندارم. همه نوشته‌هاي گذشته را باقي مي‌گذارم. خطر و دردسر احتمالي‌اش را هم به جان مي‌خرم، كه البته اميدوارم بيشتر تخيل دوستان ما باشد تا واقعيت. ما به سعه صدر دولت آقاي احمدي نژاد بيش از اينها اميد بسته‌ايم. به هرحال چيزي براي من عوض نشده است، الا باخت در انتخابات، درس‌هاي زيادي كه گرفتم و انبوهي از تجربه‌هاي شيرين و تلخ... تا به بحث درباره انتخابات گذشته و افق آينده برسيم.

نظرات شما:
1 # دوستی از دوردست :
دمت گرم و سرت سبز باد!
2 # رزالين :
salam......... az tars gofti,,,,, tars va tars , chizi ke kheili vaghte hamrahe iraniyane yade yade 5sale pish oftadam ke be jorme dastane mahvare farzande 4 mahamo seght kardam,,,,,,,, va bazam tars .... dige bayad che tavanio bepardaziim,,,,dar panahe khoda .. hagh yaretoon
سلام علی جان.....چند روزی حسابی نگرانت بودم عزیز....خدا را شکر که سایت باز شد. مطلب را هنوز نخوندم الان می خونم.....قربونت حسین
4 # علي :
اشكال كارتون دقيقا اينجاست:" اگرچه احمدي نژاد و دوستانش نبايد فراموش كنند كه برد آنها در يك انتخابات سالم و آزادانه نبود، بدون اشكال و بري از تخلف و تقلب نبود... اما بايد گذشت. سكوت مي‌كنيم و مي‌گذريم." اگر تقلبه كه جلوش بايد ايستاد. اگر سكوت كنيد هميشه همين خواهد بود. ان مجلس هفتم اين هم رياست جمهوري. چه تضميني براي اينده؟ چرا هيچ اعتراضي نه؟ اگر مي ترسيم كه ديگر هيچ چون انها راه را ياد گرفته اند!!!!
حرفهايت قبول . هنوز حرفي نزده تا بدانيم چند مرده حلاج است اما وقتي نوشته ات را خواندم يك لحظه احساس كردم ايا لحنت با خاتمي هم همين گونه بود ؟ اي كاش او را هم ميشد زير سوال برد نه انكه همين گونه به تاريخ سپرد.
خوشحالم که برگشتيد. اميدوارم تن‌درست و سلامت باشيد.
انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری پایان یافته است و دکتر احمدی‌نژاد رییس جمهور ایران است. هشدار و نقد با پیشداوری هم هیچ سودی ندارد اما زیان‌های بسیار دارد. به تازه کار باید زمان داد. شما فکر می‌کنی این زمان چقدر باید باشد. صد روز پس از مراسم سوگند خوب است؟
خوش‌حال‌ام که هستی. یک جورائی دل‌ام برات تنگ بود. چرا رک نگفتم؟ دل‌ام برات تنگ بود. باید دید.
9 # فیروز :
خوش آمدي. بي تو وبلاگستان چيزي كم داشت.
10 # محمد :
ما ايرانی های به دور نشسته از وطن فکر می کرديم ما از مرحله پرتيم و نمی دانيم در داخل مملکت چه می گذرد. ولی انگار آنهايی که در داخل کشور هم هستند و هر روز با اين مسائل مواجه اند هم نمی دانند چه می گذرد و چطور احمدی نژاد ۱۷ ميليون رأی آورد. همين هاشمی که در دوره ششم مجلس منفور مشارکتی ها بود، برايش شعر درست کرده بودند و در موردش آنقدر بدگويی کردند که از نمايندگی انصراف داد حالا مظهر آزادی ايرانی شده! آقايان و خانم های وبلاگ نويس در موردش داد سخن می دهند که حقش را خوردند. طفلکي! عزير دل برادر، آيا مشکل مردم دموکراسی است يا نان شب؟ آيا مشکل تعطيل روزنامه است يا بهداشت و درمان. آيا مشکل زندانی سياسی است يا کار و اشتغال. آقای معين که همه اش راجع به دموکراسی سخن می گفت. بله دموکراسی خوب است ولی برای مردم نان شب نمی شود. شما که دموکرات هستيد، آيا نبايستی به رأی اين ۱۷ ميليون احترام بگذاريد. نبايستی قبول کنيد که در بين جامعه شکاف عظيمی هست. احمدی نژاد قبل از هر چيز يک پوپوليست است، مثل مردم است و مثل مردم سخن می گويد. نه مثل جناب معين که هربار بايستی ديکشنری باز کنی ببينی اين جناب چه می گويد. احمدی نژاد فقط يک گروه از جامعه را بايستی راضی کند که همان طبقه مستضعف است. با ما ها کاری ندارد. اگر آنها را راضی کرد دوباره انتخابش می کنند. ولی اگر دفعه ديگری وجود داشته باشد بهتر است از همين الان به کل اين حرکت اصلاح طلبی نگاه کنيد چون مثل اينکه از پايه عيب دارد. سخنرانی های دوآتشه و دفاع از حقوق زندانی سياسی جای خود، ولی نيازهای اساسی مردم کوچه و بازار بايستی هميشه اولويت داشته باشد.
اگر وقت داشتي در اين مورد هم فكر كن كه چگونه آقاي معين ابتدا گفت كه راي نمي دهد و از طرفدارانش خواست كه خود و او ( معين) را ارزان نفروشند اما صبح روز بعد نوشت كه به هاشمي راي مي دهد. من نظرم را مي گويم و نتيجه گيري ام را هم مي كنم تا تو نظرت چي باشد. ايشان بعد از پايان دور نخست و ديدن گنداب انتخابات و اينكه چگونه مورد استفاده ابزاري گروه دوست نمايان خود و مشروعيت بخش نظام شده بود خواست كه از اين گنداب بگريزد اما وقتي بيادش آوردند كه اگر او نيايد هاشمي شايد ببازد و وقتي او دريافت كه در صورت باخت خاتمي مورد لعن و نفرين بي مايگان قرار خواهد گرفت كه هميشه دليلي براي بي لياقتي خويش مي جويند نهايتا ترس از همه اين ها را با شعار مقابله با فاشيست پوشاند و در خدمت جنبش ملي! حمايت از هاشمي قرار گرفت. اگر اين استنباط ها درست باشد اين نتيجه را مي شود گرفت كه نه گفتن خودش شهامت مي خواهد كه تحريم كنندگان اين شهامت را از خود نشان دادند اما در چشم شما آتش بجانان و شور در سران جز حماقتي ديده نشد.
ببخشيد در كامنت قبلي هاشمي مي خواستم بگويم كه خاتمي از آب در آمده بود. انگا ركه اين دو نفر براي من ديگر يكي شده اند! در ضمن يك سئوال ديگر. راستي مگر قرار نبود احمدنزاد فاشيست باشد حالا چطور شده كه از يك فاشيست مي خواهيد كه حقوق اقليت كه شما باشيد را رعايت كند؟ فكر نمي كنيد داريد به كلمات خيانت مي كنيد و آنها را از بار معنايي خود خالي مي كنيد؟
درود بر شما . اعتدال يعني همين . مجددا تلاش خواهيم كرد و به منتخب مردم تبريك مي گوئيم.
14 # مهرنوش :
سلام الپر عزيز. خوشحالم كه برگشتيد و (لااقل فعلا) سالميد. حدس مي زنم آقاي محمد (يادداشت 10) را مي شناسم، اين ساده انگاشتن خواسته هاي مردم و تقليل آن به فقط مسائل اقتصادي هم برايم آشناست. اين كه نديده اند بسياري از اين 17 مليون راي را چه اشخاصي و چرا به صندوق ريخته اتد. آقاي محمد، شما در مونترال كانادا نه از ترافيك چيزي مي فهميد، نه از نارسايي حمل و نقل شهري، نه از مشكلات حاشيه نشيني و پيامدهاي آن، نه تاربخ ايران برايتان مهم است كه از بر باد رفتن ميراث فرهنگي آن ناراحت باشيد، نه ادبيات(منظورم ادبيات عرب نيست) برايتان مهم است كه از سانسور و بحران چاپ و نشر ناراحت شويد، نه عدم امنيت حس مي كنيد، نه... حالا هم، به سلامتي، اگر بالاخره! موفق شويد و بتوانيد دكترا بگيريد و برگرديد كه نانتان در روغن خواهد بود... پس دليلي ندارد شما ناراحت باشيد... اصلا دليلي ندارد...
15 # حامد محمدي :
سلام الپر جان من هم رييس جمهور جديد آقاي احمدي نژاد را به تو و ملت ايران تبريك مي‌گم. گرچه ما به او راي نداديم و روش ديگري را براي اداره كشور مي‌پسنديديم اما الان آقاي احمدي نژاد رييس جمهور ما هم هست. او نكات مثبت و خوبي را در خودش حتما داره و مردم براي راي دادن به اونا نگاه كردند. البته براي ما همچنان دموكراسي، حقوق بشر و جهاني بودن ارزش دارد و براي آن تلاش مي‌كنيم. اتفاقا احترام به راي مردم و استقبال از نتيجه انتخابات هم درس دموكراسي است. براي ملت بزرگ ايران و همچنين رييس جمهور ايران آقاي احمدي نژاد، آرزوي موفقيت دارم.
سلام الپر عزيز . چند روزي بود كه نميتونستم به وبلاگت بيام و واقعا نگران شده بودم . از دختر يكي از جهره هاي مشهور اصلاحات سئوال كردم و گفتن كه خبر ندارن ، به هرحال خوشحالم كه حالا ميتونم مطالب قشنگت رو ببينم . اين روزها بيشتر و بيشتر خودم رو با اصلاح طلبان و طرز فكرهاشون نزديك ميبينم و حرفهايي كه نوشتي واقعا به دلم نشست . اميدوارم يه حركت جالبي رو شروع كنين . اينكه بيايين و شما كه شناخته شده ترين انديشه اصلاحات در بين وبلاگنويسان هستيد يه گروه وبلاگ نويسان اصلاح طلب ايجاد كنيد . نميدونم همچي گروهي هست يا نه ، اما اگه بعد از اين با اتحاد بيشتر به فعاليت ادامه بديم فكر ميكنم اثر مثبتش بيشتر و بهتر خواهد بود . من خودم كه قبلا اصلا وارد سياست و اينجور چيزا نبودم اما از وقتي كه با طرز فكراصلاح طلبان از نزديك آشنا شدم نا خود آگاه به سمت سياست كشيده شدم و حالا ديگه دست و پامون گلي شده ، پس بايد تا آخر برم . پس لطفا رو پيشنهادم فكر كنيد و يك گروه وبلاگنويسي خيلي قوي درست كنين ، من هم اگه خدا بياد وارد گروهتون ميشم . البته منظورم مثل حركت سمبليك وبلاگهاي حامي معين نيست ، يك گروه قويتر كه مثل يك تشكل سياسي قوي عمل ميكنه .
17 # فائزه :
و زندگی ادامه دارد .. با تمام خوبی ها و بدی هایش .
18 # سولماز :
الپر عزيز من همون كسي هستم كه قبل از دور اول برات نوشته بودم اي كاش معين تورو وزير كشور كنه يادته؟ من فكر ميكنم ما به سرنوشت شوروي در زمان استالين دچار ميشيم/ حالا در ترك كردن اين جا لحظه اي ترديد ندارم. تو هم كه بيكار شدي. برو كانادايي جايي بلكه قدرتو بدونن
19 # آرش :
سلام آلپر جان، من هم خيلي نگرانت شده بودم و خوشحالم که خوب و سلامت هستي. در ضمن من هم با پيشنهاد آيدا (16#) موافقم. هر چه سريعتر و زودتر بايد نيروهاي اصلاح طلب براي مقاومت در مقابل سرکوب احتمالي دولت آينده اتحاديه هاي خود را بوجود آورده و تقويت کنند. من اميدوارم که سران اصلاح طلب بدون فوت وقت به تقويت و تحکيم جبهه دموکراسي و حقوق بشر بپردازند که به نظر بنده براي پيشگيري از سرکوب رژيم از نان شب واجب تر است. نمي خواهم آيه ياس بخوانم ولي براي کساني که کمي با تاريخ معاصر جهان آشنايي داشته باشند، انتخاب احمدي نژاد يادآور انتخاب هيتلر در سال 1933 است. در آن سالها، مردم آلمان که شکست خورده جنگ جهاني اول بودند در نهايت فشار اقتصادي و تضادهاي طبقاتي قرار داشتند. هيتلر هم در نهايت هوشمندي از اين فشار ها و تضادها سوء استفاده کرد و در انتخابات کاملاً دموکراتيک سال 1933 با راي بالايي به پيروزي مطلق دست يافت. اما پس از پيروزي به نوبت تمام رقباي انتخاباتي خود را سرکوب کرد و ديگر هيچگاه در آلمان اجازه برگزاري انتخابات دموکراتيک را نداد و نهايتاً بعد از به راه اندازي جنگ جهاني دوم و کشتار بيش از 80 ميليون نفر خودکشي کرد. برتولد برشت شعر بسيار زيبايي در اين مورد سروده است به نقل از يک کشيش کاتوليک که مي گويد وقتي هيتلر سراغ کمونيستها آمد من هيچ نگفتم، چون من کمونيست نبودم، وقتي سراغ يهوديان آمد، باز من هيچ نگفتم چون من يهودي نبودم، وقتي . . . باز من هيچ نگفتم، اما امروز سراغ من آمده است و ديگر کسي نمانده است تا چيزِي بگويد.
با نوشته هات موافقم . موفق باشی
21 # دوستی ازدوردست :
خوب دوستان عزيز تازه حالا می گويی «تقلب در دور اول به نظر قطعی است». چرا ما اين همه کامنت گذاشتيم و به دوستان تماس گرفتيم که آقا جان برويد پای «ابطال انتخابات» و در عوض آنکه تمام قوای خود را روی انتخاب رفسنجانی در دوره دوم بگذاريد، خواستار «ابطال انتخابات» و برگزاری مجدد آن شويد. شما ها بايد به خاتمی و معين فشار می آورديد و کروبی هم به شما کمک می کرد که انتخابات باطل اعلام شود. شواهد و اسناد هم به اندازه کافی در دست بود. تفاوت آرا هم مثل دوره دوم به اين حد نبود که مردم بگويند در صورت تقلب هم برنده احمدی نژاد بود. البته بروبچه های هاشمی از جمله بچه های شرق نمی خواستند پای «ابطال انتخابات» بروند و ساده لوحانه تصور می کردند که هاشمی برنده می شود و با بسيج تعدادی نويسنده و روشنفکر می شود جنبش راه انداخت. آن هم کسانی که يک اول يک مقاله بلند و بالا در ذم هاشمی می نوشتند و بعداً در آخر «با چشم گريان» می گفتند که خوب حالا چاره ای نيست جز که به اين عاليجناب رای داد. معلومه که چنين ابراز نظر و طرفداری نه تأثير گذار است و نه کارساز. در ضمن هاشمی و طرفدارنش هم هراس داشتند که نکند دوره اول ابطال شود و در انتخابات مجدد هاشمی نتواند رأی کافی برای شرکت در دوره دوم را کسب کند. به هر حال شما از يار باز مانديد و به دوست هم نرسيديد. اقبال را هم که از دست داديد. حتی اعتراض و حرکتی هم در مقابل توقيف اقبال از خود نشان نداديد. جالب آنکه انجمن صنفی روزنامه نگاران تازه يک هفته بعد از توقيف اقبال و موقعی که ديگر کار از کار گذشته، اعتراضی نه چندان جدی می کند. آقای محمدرضا خان خاتمی، نبوی، تاجزاده، سحرخيز و ديگران کجا بودند تا جريان و حرکتی اعتراضی به تقلبات و تخلفات دوره اول راه بيندازند. خانم کولايی در اولين اقدام خيلی سربراه و مثل بچه های خوب در رديف اول سخنرانی رفسنجانی نشست و برای ايشان کف زد. شماها يک اتحاد باسمه ای با هم داشتيد و در اولين ضربه شروع کرديد تقصيرها را گردن هم ديگر بيندازيد. يک عدع قهر کردند يک عده از فردای نتيجه انتخابات دوره اول دنبال هاشمی راه افتادند. و حال چنان شد که نمی بايد می شد. کسانی هم که امروز می گويند «ای بابا آنطور که ما فکر می کرديم فاجعه ای هم رخ نداده» بنشيند تا شش ماه ديگر و ببيند که چه خواهد شد. اين صحبت هم که «بله من هنوز به آينده اميدوارم» دلخوشکنک است و اين شوک در اعماق وجود شما تأثير گذاشته و تا بخودتان بيائيد ديگر فرصت ها از دست رفته است. حساب هاشمی تا شماها جداست. معلومه که او به يک اعتراض خشک و خالی بسنده می کند و می کوشد تا دوباره موقعيت خود را تثبيت کند. اما شماها چی؟ اين همه جوان که اميد به ادامه اصلاحات داشتند چی؟ بخصوص زنان و دختران بيش از همه بايد به حق نگران باشند. اهل فرهنگ و اهالی قلم هم که جای خود دارد. من قصد سياه نگاری و منفی بافی ندارم. اما اجازه بدهيد که بگويم که از اين آزمون سربلند بيرون نيامديد. نه حزب مشارکت نه مجاهدين انقلاب و نه عناصر و افراد گوناگون اين طيف. الان هم پيشنهاد می کنم که بی خود تحليل های صدتا يک غاز ندهيد. برای مدتی با خودتان خلوت کنيد و جوانب کار را در نظر بگيريد و بعد دوباره وارد ميدان شويد. همين.
22 # وحيد جي وي :
سلام چي شده؟؟!!! فاشيست و پوپوليست و تير خلاص زن ديروز چي شده كه امروز رئيس جمهور تو هم شده؟؟!! همين تو و همفكرات نبودن كه گفتن اگه اين بياد بيچاره ميشيم و بازگشت به دهه 60 هست و چادر كشيده ميشهو ديگه اينترنت تمومه و بازداشت ميشيم و غيره؟؟؟!!! چي شد كه يهو 180 درجه تغيير كردي؟؟!!! حالا ديدي بيخود نميگن حزب بادي هستيد. همين كسايي كه ازشون حمايت مي كردي ديدي حرف امروز و فرداشون يكي نيست؟؟!! خيلي قشنگ بلدي همه چيز رو تموم شده حساب كني و انگار نه انگار كه ديگه در بين مردم جايگاهي نداريد. راستي به قول يكي از دوستان حرمت كلمات رو حفظ كن. ياعلي
سلام الپر عزيز نگران بودم . خوش آمدي . باز هم منتظر نوشته هاي شيرينت هستم . جناب وحيد جي وي لطفا دوباره مطلب را بخوان . ظاهرا نتونستي خوب بخوني . هنوز نگرانيها هست . در هر صورت همه در اين كشور زندگي ميكنيم با هر عقيده اي .و هر قانون و روشي بر زندگي همه تاثير خواهد گذاشت . افق ديد را باز كنيد . موفق باشيد
نگرانت شدم يه مدت وبلاگت باز نمي شد كه البته فكر كردم اشكال از فيلترينگ هاي قبل از انتخاباته! من هم اميدوارم احمدي نژاد باهوش تر و زيرك تر از اين حرف ها باشد كه دست به افراطي گري هاي آشكار و فاش بزند
اي بابا! مثل اينكه اين آقاي وحيد جي وي همه جا پيداش ميشه و لحنش هم هربار تند تره! وحيد جي وي جان اينطوري فكر نمي كني كسي رو كه ازش طرفداري ميكني خربتر تر مي كني؟!
26 # براآنی :
سوم تیر در امتداد دوم خرداد هنر خاتمی در این هشت سال این بود که همه را در میدان سیاست و فرهنگ لخت کرده و ماهیت همگان را برای مردم عیان نمود که کی هستند و کجا میباشند. این هنر که باعث شد همه کسانی که بطریقی با لاف و توهم، آبستنی خود را پنهان کرده بودند زایمان کنند و نتیجه آنرا جلوی چشم همه مردم قرار داد که خود قضاوت کنند. اصلاحاتی که خاتمی شروع کرد آنچنان عمیق بود که همه بخاطر کند بودنش او را سرزنشها کردند. ولی حالا میبینیم که اصلاحات خاتمی چقدر تاثیر گذار بوده است. کسانی که حتی کلمه دمکراسی دینی را بر نمیتافتند، هماینک به مردم اطمینان خاطر میدهند که دولت جدید یکی از دغدغه هایش دمکراسی میباشد آنهم برای همه مردم نه تنها یک قشر خاص. خاتمی؛ دست مریزاد از این همه هنر و صلابت و ایستادگی هایت در این هشت ساله، هزاران درود بر مرامت، روشت و فکرت. انتخابات تمام شد و شاهین رای مردم گرسنه و بیکار که هویتشان را دینداران از ما بهتر به غارت برده بودند بر سر کسی نشست که همه ازو یک فاشیست و اقتدار گر ساخته بودند. وحدت تمام احزاب و گروهها و جناح ها بر اتفاق نظر کسی قرار گرفت که حتی در مراسم دانشگاه تهران ( در برابر دانشجویانی که سال گذشته نگذاشتند خاتمی صحبت کند و او را زیر رگبار فحش و هیاهو قرار دادند، ولی هفته گذشته آنچنان بی مهابا و بی اختیار فریاد برآوردند که " برای دفع فاشیسم، هاشمی حمایتت میکنیم" فاشیسمی که بنیانش بر اساس تفکرات، منش و روش خود هاشمی پدید آمده است و ما هنوز وقایع دوران هشت ساله ریاست جمهوری هاشمی را فراموش نکرده ایم: سرکوب مردم بی پناه و گرسنه در اسلام شهر، شهریار، قزوین و مشهد و.... که همگی بنام اسلام و مصالح نظام انجام شد ) حاضر نشد حتی بر حداقلهای اصلاح طلبان بریده و به نفس افتاده مهر تایید زند و در همان شب در برنامه زنده تلویزیونی اش اعلام نمود که " همه حامیانش بر اساس شناخت شخصی خود بدون هیچگونه پیش شرطی از او حمایت کرده و هیچ شرطی را از هیچ کس نپذیرفته است" آنگاه توقع داریم که بیش از 16 میلیون انسانهایی که یا روی خط فقر ویا زیر آن در شرایط بس نابرابر زندگی میکنند به او که حتی حامیانش را با کمال بی حیایی به سخره گرفته است رای مثبت دهند. راستی عقلمان را گم نکرده ایم! این هم هنر خاتمی استکه مردمی که در دوران هشت ساله ریاست جمهوری هاشمی بخاطر نیازشان به آب آشامیدنی در اسلامشهر به رگبار بسته شدند توانستند در یک حرکت مدنی جواب نه به هاشمی بدهند، ولی اصلاح طلبان قدرت مدار وروشنفکران کند ذهنمان ندانستند که چه ( خیانتی ) میکنند به اصلاحات، که با همه توان و حتی بدون هیچ شرطی به حمایت ازو پرداختند. نویسندگانی که در آن دوران قرار بود با اتوبوسشان به ته دره سقوط کنند، به حمایت از قاتلشان پرداختند و ....... چه زیبا همه زایمان کردند، و در برابر دیدگان مردم هر آنچه که در زیر لباسهای فریب و ریا پنهان کرده بودند، را به نمایش در آورد، این مرد بزرگ؛ خاتمی زیرک.... دست میزاد ای مرد خدا و مردم. درود بر تو خاتمی بزرگ که عمود خیمه ریا و تزویر را به خاک نشاندی با همه کسانی که در زیر آن گرد آمده بودند از چپ و راست، روحانی و غیر روحانی، اصلاح طلب و اقتدار گر و..... اینست که میگویم سوم تیر در امتداد دوم خرداد است، پس چه جای نگرانی است که اگر به اصلاحاتی که با خاتمی شروع و یحتمل با احمدی نژاد ادامه خواهد یافت ... فقط اگربر دغدغه های درونی مان فائق آئیم و هر چه را آنگونه که هست ببینیم نه آنگونه که خود میخواهیم. پس زنده باد دوم خرداد، درود برسوم تیر. م. ک. براآنی 5/4/84 ( mk_baraani@yahoo.com)
27 # بابك :
آلپر جان سلام، خوشحالم که خوب و سلامتي. ولي لطفاً فکر نکن که احمدي نژاد قراره براي مردم محروم کاري بکنه. جناح راست در اين انتخابات چهار نماينده داشت که همه آنها با اينکه دقيقاً يک جور مي انديشند، براي فريب مردم شعارهاي متقاوتي را انتخاب کرده بودند. هيچ فرقي نمي کرد که قاليباف رئيس جمهور بشود، يا لاريجاني، يا محسن رضايي و يا احمدي نژاد. همه آنها نقش سربازان اين بازي شطرنج را بازي مي کردند. منتها در روزهاي آخر، جناح راست متوجه شد که شعارهاي توخالي و به قول دکتر يزدي قرن هيجدهمي احمدي نژاد در جامعه به شدت طبقاتي ايران بهتر مي تواند مردم را گول بزند و آنها هم بر آن تمرکز کردند.
دوست عزیز اینها حرف نشد و این حرفها مانند اراجیف محمد قوچانی تو روزنامه امروز شرق می مونه که به درد ..... می خوره البته با عرض معذرت
29 # سلام :
سلام /من كه مردم از نگراني/ تو وبلاگ چند تا از دوستاتون هم كامنت گذاشتم كه اين الپر چي شده؟/ من 30 سالگي رو پشت سر گذاشتم ولي وقتي ميبينم يه جوون مثل شما انقدر متين حرف ميزنه بعد از شكست حظ مي كنم / راستش وقتي نوشته ي شما رو خوندم گريه ام گرفت و گفتم خدايا شكرت ميشه باز هم اميدي داشت / اميدوارم اين حرفو كه گفتي بايد اين شكست رو تحليل كرد يادت نره/ منتظر هستم سربلند باشي
30 # رامين :
آلپر عزيز سلام، من هم با پيشنهاد آيدا (16#) موافقم. اما به نظر من بهتر است که يک حلقه وبلاگي از تمام حاميان جبهه دموکراسي و حقوق بشر درست کنيم. در اين حلقه مي توانيم ضمن ارتباط نزديکتر با يکديگر و حمايت از هم، به نوعي تقسيم وظايف هم انجام دهيم. اين حلقه مي تواند در مرحله اول بر روي آگاهي بخشي تمرکز کند. قطعاً هر يک از افراد اين حلقه در جايي مشغول به کار يا تحصيل هستند و خبرهايي در محل خود مي شنوند که ممکن است براي ديگران سودمند باشد. از طرف ديگر اين حلقه مي تواند باعث حفظ روحيه و اميد به آينده افرادش شود. به جاي اينکه کساني که تا به حال از اين جبهه حمايت مي کرده اند، موقتاً يا براي هميشه سياست را کنار بگذارند و به زندگي روزمره شان برسند، اين حلقه کمک مي کند که وبلاگهاي حاميانش همچنان در مسائل سياسي فعال بمانند و حساسيتهاي سياسي خود را از دست ندهند. مي داني که ايده آل مستبدين اين است که مردم کاري به سياست و اعمال حاکمان نداشته باشند و به زندگي خودشان برسند. اين حلقه مي تواند ما را همچنان فعال نگه دارد و کمک کند که به جاي اينکه در وبلاگهايمان از مشکلات سطحي و مبتذل روزمره مان بپردازيم، در راه يک هدف متعالي که آن هم تحقق و توسعه دموکراسي وحقوق بشر در کشور عزيزمان است تلاش کنيم.
الپر عزيز من همون نويسنده نظر شماره 16# آيدا هستم . متاسفانه در جايي كه زندگي ميكنم كليه آدرسهاي بلاگ اسكاي فيلتر شده در نتيجه دسترسي به وبلاگ قبليم ندارم . آدرس جديد رو تو همين كامنت نوشتم و منتظر نظر مثبت يا منفي تو راجع به مطلب پيشنهادي هستم .
سلام جناب آلپر خوشحالم كه بازم سايتتو باز كردي... من اولين پيشنهاد رو براي ادامه كار توي وبلاگم گذاشتم..اگه فك ميكني عمليه و جواب ميده خوشحال ميشم كه بيشتر روش كاركني و توسعه اش بدي..... جنبش سئوال !!!!!!!! فراخوان عمومی برای ثبت قولهایی که احمدی نزاد به مردم داده در وبلاگها
احترام! من احمدی نژاد را دوست ندارم. حتی او را ذره ای هم قبول ندارم، ولی به احترام هفده میلیون هموطن( با هر نوع طرز فکر ) زین پس اجازه ی بی احترامی به او را به خود نمی دهم. اجازه! اجازه ی انتقاد، مبارزه و اتحاد تا آخرین لحظه برای بدست آوردن آزادیهای مدنی و بحق تمامی ایرانیان عزیز را بخود می دهم. و اجازه به هیچ کشور خارجی و بیگانه ای برای دخالت در این امور نمی دهم. حالم هم از احمدی نژاد بهم بخورد اجازه ی بی احترامی بوش ها و بلر های تروریست و خیانت کار را به رییس جمهور منتخب مردم نمیدهم! درد دل! آقای احمدی نژاد دوستت ندارم، از تو می ترسم و اعتمادی هم به تو ندارم. امیدوارم اعتمادم را به من برگردانید. امیدوارم هرچه شنیدم دروغ باشد و تو از تبار مصدق ها و خاتمی ها شوی ( چقدر رویا پردازم!! ) …
35 # سارا :
واقعا متاسفم، نوشته هات بوي ترس مي ده،تويي كه داري دم از مقاومت و پيشروي مي زني، با همين يه شكستي كه به "تحميل شد" حسابي جا زدي. ببين جناب، من نمي دونم تو به چه انگيزه اي اين همه توصيه به يه ... كردي،ولي مطمئن باش اوني كه خيال كردي كه خودش رو اين قدر دست پايين فرض مي كنه كه رييس جمهور من و تو هم باشه،نه تنها اين حرف ها رو نمي شنوه كه حتي اولين اقدامش-شايد- تحريم اين شهر كوچك و آزاد ما-وبلاگ- باشه...واقعا بگو تو به چه خيالي اين همه به تحقق اميدهاي اون مردم بدبخت اميدواري؟ من و تو هرچي بگيم و توصيه كنيم بي فايده ست، نرود ميخ آهنين در سنگ........همين. در ضمن، بهتر بود بگي، شكست اصلاحات نه اصلاح طلبان،با سر كار اومدن موجود بي اراده اي مثل اين ... ديگه اصلاحات كجا........اما همون طور كه گفتي اصلاح طلبان و تك تك طرفداران اصلاحات،زنده اند و جلوي اقدامات آنتي اصلاحات اين جماعت موش صفت مقاوم!... به اميد...
علي جان مي بينم كه پيشنهاد اين حقيير رو رد كرديد اما حداقل حرف منو با بلاگرها بخونيد
37 # ساسان :
مي دوني من از اين طفلك كه خيلي هم مي ترسه خوشم مياد .صداقت هم داره. اما فكرشو كه مي كنم آشغال كله اي مثل شريعتمداري دم در مياره يا هر خر ديگه اي خيلي ناراحت ميشم كه به آقاي هاشمي راي ندادم . دريغ بچگي كردم.
38 # ساسان :
به نظر من تقلب كه نكردن اما از دستشون در رفت
خب اين نتيجه قدرت مستضفين جامعه و افشاي داغ دل آنها و نشان از تضييع طرز تفكر افراد به اصطلاح روشن فكر جامعه امروز ماست
كجايي بابا ! :) ... همين .
41 # نگران :
باعرض سلام خدمتتان عرض شودکه ازدلایل شکست دکترمعین عدم حمایت به اصطلاح حامیان ایشان بودمثلادرشهرخودمان کسانی هستندکه درجبههمشارکت مناصب اصلی رادارندولی دردوراول انتخابات به هاشمی رای دادند وهیچ فعالیتی درحمایت ازمعین نمیکردنداین ازاین موضوع مسئله دوم این بودکه مردم به شدت از هاشمی متنفرهستندوبه طورکل از اخوندمن این موضوع راازانجا متوجه شدم که اقوام ما که اغلب درانتخابات شرکت نمی کردند وحتی دردوراول هم شرکت نکرده بودندمیگفتندما به این کارنداریم که احمدی نزادکیست مادیگر اخوندنمی خواهیم وبه اين خاطربه ا.ن راي ميدهيم
سلام ... قبل از اينكه شروع كنيد به ارزيابي آن چه گذشت بهتره از حالت انفعالي خارج شده و خودت و دوستانت رو به چيزي دعوت كني كه بهش ميگن اميد وآينده . موفق باشي
43 # احسان :
به آقاي احمدي نژاد تبريك مي گويم واميدوارم ثابت كنند هراسي كه الپر از آن صحبت مي كند بي مورد است.بدون ترديد اگر ايشان چنين عمل كنند ما يك قدم در دموكراسي ايراني خود جلو رفته ايم.
44 # اميد اقا :
سلام.الپر جان زياد روي تقلب مانور نده مردم واقعا به او راي دادند.چون هاشمي را سمبل گراني و ... مي دانستندو او را فردي به تعبير قشنگ خودت رابين هود اسلامي.بهرحال گله اي داشتم مثل خيلي ها مي دانم فايدهاي هم ديگر ندارداما بگذار خودم را خالي كنم. اخه اين چه كانديدايي بود .با اين شعارها مي خواستيد در انتخابات رياست دانشگاه شركت كنيد .عقلتان نمي رسد .بازاريابي تبليغاتي علم است فن است اين اقا كه قدرت خطابه نداشت.شعار متناسب با جامعه توده اي ما هم كه نداشت.شعور نداريد.ببخشيد اعصابم خورد است.
45 # علي آريوبرزن :
با درود ،خوشحالم كه باز مطالبت را مي بينم. 1- با ذخيره ارزي كه خاتمي براي آينده كشور گرد آورده بود ورييس جمهور جديد هم حتما آنرا به جامعه تزريق خواهد كرد تا به مردم بگويد برايتان نان آوردم نه شعار، 2-و با افزايش بي سابقه قيمت نفت درطول تاريخ ايران، وضعيت رفاهي مردم و كشور بهبود خواهد يافت. بر اساس نظريه يكي از دانشمندان بزرگ جامعه شناس (متاسفانه نامش در ذهنم نيست)هنگامي كه به مطالبات اقتصادي جامعه پاسخ داده شود،آنگاه زمان درخواست مطالبات سياسي مردم مانند آزادي عقيده ،آزادي بيان،آزادي انتخاب و... خواهد رسيد. پس فقط اندكي درنگ(شايد 4سال)لازم است تا دوباره طرفداران دموكراسي وحقوق بشر بتوانند به مطالبات خود برسند(البته چنانچه بتوانند پس از اين شكست به تحليل وباز سازي خود اقدام كنند).
46 # پيام :
من هم با نظر آيدا (16# و 32#) و آرش (19#) و رامين (#30) موافقم. بايد نسبت به تاسيس حلقه وبلاگي طرفداران دموکراسي و حقوق بشر اقدام کنيم. اين وسيله اي است براي حفظ اتحادمون و همچنين زنده و فعال نگه داشتن اين انديشه. بدون شک احمدي نژاد و اربابانش پيش از آنکه به فکر مستضعفين باشند، به فکر سرکوب دموکراسي و حقوق بشرند. احمدي نژاد قبلاً بار ها تاکيد کرده بود که: "ما براي دموکراسي انقلاب نکرده بوديم". ديروز هم در پاسخ خبرنگاران خارجي با وجودي که تمام تلاش خودش را بکار برد که خود را يک چهره ميانه رو و معتدل جا بزند ولي باز هم مباحث مربوط به حقوق بشر را "بحث هاي نخ نما و تهوع آور" دانست. بنابراين اگر ما امروز به فکر اتحاد همه نيروهاي حامي دموکراسي و حقوق بشر نباشيم، فردا پشيمان خواهيم شد.
47 # لوشگول :
ميدوني چيه. از اين جملت كه گفتي اگه ما وايسيم كسي نمي تونه تعرض كنه خوشم اومد. ما نبايد منتظر وايسيم ببينيم تصميم احمذي بي برنامه چيه براي ما. همونطور كه جناح راست در طول 8 سال خواسته هاش رو به خاتمي تحميل مرد ما هم بايد دنبال راههاي متعددي باشيم كه خواسته هامون رو به احمدي تحميل كنيم. بهترين راهش هم افزايش خطر حمله ي آمريكاس. همون خربه اي كه اونها بارها ازش به نفع خودشون استفاده كردن. نا خيلي ها رو داريم: موسوي. خاتمي. هاشمي. كروبي. حوادي آملي. گنجي. حاتمي كيا. آويني. مهاجراني. ... مجلس 2.5 سال ديگس. خيلي كار هست براي كردن.
سلام. من با اجازه چون به خصوص از قسمتهايي از نوشته هاتون خيلي خوشم اومد بهش لينك دادم.موفق باشيد.
سلام الپر جان! من كه ديگر به گوش و چشمم هم اعتماد ندارم! http://www.aliaghaye19.blogfa.com/post-27.aspx
متن مصاحبه ي مشاور فرهنگي احمدي نژاد است با ام آي تي وي.
51 # علي :
آره اصلا مهم نيست كه اين نتيجه با دوپينگ بسيج و شوراي نگهبان و غيره بدست آمده باشد اصلا وابدا!!!
ميگن شكست مقدمه پيروزيست. بايد درسهايي رو كه از اين اتخابات گرفتيم فراموش نكنيم و ازشون بهره بگيريم. به اميد آينده اي بهتر. در ضمن هرجا لازم بود رو حضور من حساب كن.
53 # علي :
خاتمي هم رفت . همانگونه كه شريعتي رفت همانگونه كه بيست و سه هزار جوان و پير (رزمندگان ميهنمان ..ايران ..رفتند و اب از اب تكان نخورد. خاتمي رفت تا اب ازاب تكان نخورد.چنانچه امده بود تااب از اب تكان نخورد و نخورد و پرنده پرنزدو قناري نطق نكشيد...چنانكه فرموده بودند نطق نكشد.... اما خاتمي رفت او كه همه اميد به يك اشاره او چشم به يك حركت از او دوخته بوديم تا هزاربركت بر عمامه سياهش فرو ريزيم....خاتمي كه به گفته بعضيها برناشياد تاريخ ايران بود...رفت...رفت رفت. او كه باعث شد حتي نوجوان 14 ساله هم روزنامه خوان و سياست پيشه شود ....رفت...به همين راحتي او كه كلاس و جبروت هرچه والمسلمين حاج و روحي فداه بود را به فاضلاب ريخت .... رفت...رفت و رفت.... خاتمي او كه بارها به ملت كودن غيور!سلحشور! دانا!!!!! گفت كه شما انچه بخواهيد من و حكومت انجامتان ميدهيم و اما دريغ از وجود خواسته ايي.....رفت....خاتمي رفت
همرنگ جماعت شدن درست نيست همونطور كه از جماعت بريدن هم درست نيست. با حرفت موافقم كه گفتي همين كه عوام او را پذيرفتند كار تمام بود. من مي توان همين الساعه 50 نفر آدم را برايت بياورم كه فقط به خاطر اينكه حرفهايش را تمام و كمال فهميده اند بهش راي دادن بگذريم مهم نيست. اين دوستان هم كه بر تو خرده مي گيرند گر كانديداي موردعلاقه اشان انتخاب شده بود كه مردم با فهم و شعور بودند و همه دموكراسي را قبول داشتند حال چه شد؟ آيا واقعا فكر مي كنيد بيسج و سژاه مي توانستند 7 ميليون راي درست كنند؟ البته بر طبق آمارهاي غير رسمي درست 1 ميليون از راي هاي شمارش شده احمدي ن}اد به خاطر كاهش فاصله با هاشمي اعلام نشده است.