پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۶ تیر

يك پيشنهاد آمده، پيشنهادهاي متعدد مشابهي هم بوده، براي تشكيل حلقه يا گروه يا شبكه يا انجمني از وبلاگ‌هاي حامي اصلاحات يا دموكراسي و حقوق بشر يا چيزي شبيه به اينها. جزيياتش قابل بحث است، اما بد نيست در مورد اصلش نظرخواهي كنيم. طبيعتا ايده اصلي چنين پيشنهاد و ماده خام چنان حلقه‌اي، همين حلقه چند صد وبلاگي است كه به طرفداري از دكتر معين جمع شده بودند. توضيح بيشتر در مورد پيشنهاد را اينجا بخوانيد، اما خلاصه‌اش اين است:

« سلام الپر عزيز . چند روزي بود كه نميتونستم به وبلاگت بيام و واقعا نگران شده بودم . از دختر يكي از جهره هاي مشهور اصلاحات سئوال كردم و گفتن كه خبر ندارن ، به هرحال خوشحالم كه حالا ميتونم مطالب قشنگت رو ببينم . اين روزها بيشتر و بيشتر خودم رو با اصلاح طلبان و طرز فكرهاشون نزديك ميبينم و حرفهايي كه نوشتي واقعا به دلم نشست . اميدوارم يه حركت جالبي رو شروع كنين . اينكه بيايين و شما كه شناخته شده ترين انديشه اصلاحات در بين وبلاگنويسان هستيد يه گروه وبلاگ نويسان اصلاح طلب ايجاد كنيد . نميدونم همچي گروهي هست يا نه ، اما اگه بعد از اين با اتحاد بيشتر به فعاليت ادامه بديم فكر ميكنم اثر مثبتش بيشتر و بهتر خواهد بود . من خودم كه قبلا اصلا وارد سياست و اينجور چيزا نبودم اما از وقتي كه با طرز فكراصلاح طلبان از نزديك آشنا شدم نا خود آگاه به سمت سياست كشيده شدم و حالا ديگه دست و پامون گلي شده ، پس بايد تا آخر برم . پس لطفا رو پيشنهادم فكر كنيد و يك گروه وبلاگنويسي خيلي قوي درست كنين ، من هم اگه خدا بياد وارد گروهتون ميشم . البته منظورم مثل حركت سمبليك وبلاگهاي حامي معين نيست ، يك گروه قويتر كه مثل يك تشكل سياسي قوي عمل ميكنه . »

نظر شما چيست؟

نظرات شما:
1 # تردید امروز :
اولا وبلاگ رو باید در حد و اندازه های خودش دید و ازش انتظار داشت ااما انجام هر کار گروهی فی نفسه مفیده.نکته دوم اینه که چون چاقو دسته خودشو نمی بره لذا احمدی نژاد می شه خاتمی دوم یعنی کلی وعده ووعید داده که بدون اغراق نمی تونه حتی یک صدمش رو عملی کنه. بهانه نداشتن دولت و شورا و مجلس رو هم ندارن پس تنها راه فرار کردن از بار مسولیت همانا ایجاد بحرانهای خود ساخته خواهد بود. در این مورد باید خیلی هوشیار باشیم
2 # لوشگول :
ميدوني چيه. از اين جملت كه گفتي اگه ما وايسيم كسي نمي تونه تعرض كنه خوشم اومد. ما نبايد منتظر وايسيم ببينيم تصميم احمذي بي برنامه چيه براي ما. همونطور كه جناح راست در طول 8 سال خواسته هاش رو به خاتمي تحميل مرد ما هم بايد دنبال راههاي متعددي باشيم كه خواسته هامون رو به احمدي تحميل كنيم. بهترين راهش هم افزايش خطر حمله ي آمريكاس. همون خربه اي كه اونها بارها ازش به نفع خودشون استفاده كردن. نا خيلي ها رو داريم: موسوي. خاتمي. هاشمي. كروبي. حوادي آملي. گنجي. حاتمي كيا. آويني. مهاجراني. ... مجلس 2.5 سال ديگس. خيلي كار هست براي كردن.
3 # لوشگول :
آقاي احمدي: مسوول انفجار هاي تهران كي بود؟
به نظر من كه پيشنهاد خيلي خوبيه ...
موافق نيستم به دو دليل: اول مناسبت خاصي بايد باشه.. اگه اينجوري پيش بريم يه جورايي لوث ميشه. و دوما ترجيح ميدم تا يكي دو ماه آينده فقط صبر كنم ببينم سياست احمدي نژاد چه جوريه.. خيلي ضد و نقيض در موردش شنيدم: اگه قرار باشه اونقدر خشن باشه كه خيلي از حرفا در موردش درست باشه، خب ترجيحا خيلي ها ساده تر مي نويسن و كمتر عوض چنين گروه هايي ميشن. توجه داشته باش كه تا قبل از انتخاب احمدي نژاد، عضوت در گروه يا حتا نوشتن در وبلاگ آزاد بود. ولي بعدش رو من هنوز مطمئن نيستم..
خيلي خوبه . ولي بايد مواظب بود تو دام شعار نيفتيم . ميشه هر هفته يه ايده ، يه فكر و يا يه نظر را مطرح كرد كه همه در همون زمينه در وبلاگشون بحث كنند .
اين كل مطلب بود. اگر جزييات هم بررسي بشود و دقيقا گفته شود چه چيزي بايد تشكيل شود خيلي بهتر است.
ايول!ما همينجا اعلام مي كنيم تا آخر پايه هرگونه انجمن حلقه گروه و غيره هستيم.برو كه داريمت!
9 # آرش :
من هم موافقم. البته فکر مي کنم بهتر باشه که اسمش را بگذاريم حلقه حاميان جبهه دموکراسي وحقوق بشر. به نظر من بهتره که بر روي کلمه جبهه، که اشاره به يک موجوديت واقعي است، حتماً تاکيد بشه. اين دو فايده دارد. يکي اينکه ارتباط بين جبهه دموکراسي و حقوق بشر در فضاي واقعي و حاميان آن در فضاي مجازي را برقرار مي کند. به عبارت ديگر اين حلقه منتاظر مجازي جبهه مي شود و هر يک ديگري را در فضاي مربوط به خودش تقويت مي کند. فايده دومش اين است که به اين ترتيب يک چارچوب کم و بيش مشخص براي اعضاي اين حلقه ايجاد مي شود. چون کلمات دموکراسي و حقوق بشر به تنهايي خيلي عام هستند و حتماً خيلي ها هستند که موافق دموکراسي و حقوق بشرند، ولي با جبهه اي که در يکي از بحراني ترين روزهاي تاريخ کشورمان تشکليل شد موافق نيستند. ورود چنين افرادي به اين حلقه تنها باعث بحث ها و درگيريهاي بي حاصل مي شود. شبيه همان بحثهايي بين تحريميان و حاميان معين وجود دارد. به نظر من بهتر است که کساني که موافق تحريم بوده و هستند، در صورت تمايل، مستقلاً حلقه ديگري براي خود تاسيس کنند.
ایده‌ایست عالی که نیاز به فکر کردن، برنامه‌ریزی و هماهنگی دارد. کار سیاسی اگر گروهی و هماهنگ نباشد، بسیار پرهزینه خواهد بود.
هشدار به تمام ايران و ايرانيان! دوستان گرامي... فراكسيون دموكراسي خواهي ملي تشكيل شده (از دفتر تحكيم وحدت): يعني آزادي و دموكراسي ميخواهم، ولي نه با دخالت نظامي بوش و دوستانش... ملي يعني خودمان بدون دخالت آمريكا و ... جنگ عليه ايران شروع شده است و اين هم مقاله هايش: http://english.aljazeera.net/NR/exeres/7896BBD4-28AB-48BA-A949-2096A02F864D.htm (به انگليسي) و ترجمه ي آن به فارسي كه با ذكر مرجع ميتوانيد در وبلاگهايتان درج كنيد... http://news.gooya.com/politics/archives/032020.php نمي دانم اين يك جنگ رواني است يا يك جنگ واقعي كه نبايد با آغاز رسمي آن به فكر جلوگيري از آن بود! فردا دير است... سفر سريع صدر اعظم آلمان به آمريكا شايد به همين دليل باشد: جلوگيري از يك فاجعه كه شايد در چند قدمي ماست... عباس عبدي هم در نامه اي به هاشمي رفسنجاني نسبت به آمدن احمدي كه ميتواند احتمال حمله ي نظامي آمريكا به ايران را بيشتر كند هشدار داده بود كه قبل از انتخابات دوره ي دوم بهتر است به نفع كروبي انصراف دهد. خيلي پيش از اين هم برخي ايرانيان مقيم خارج از كشور نسبت به موضوع جنگ هشدار داده بودند كه استقبال نشد... http://www.nowaroniran.com/gallery/archives/000058.html http://www.nowaroniran.com http://nowar.21mehr.com http://www.petitiononline.com/NWinIran/petition.html بدون صلح، آزادي، مردم سالاري، توسعه و... بدست نمي آيد... پيشنهادمن اين است: تشكيل حلقه ي دموكراسي خواهي با تكيه بر صلح و توسعه ي پايدار... مردم بايد بدانند كه با دخالت نظامي آمريكا چيزي حاصل نميشود كه تمام تاسيسات كشور با خاك يكسان ميشود و صدها هزار مردم بيگناه به طرز فجيعي كشته خواهند شد...
عالیه !!! حتما هستیم . از «دکتر معین» هم دعوت می کنیم . ولی نباید نمادین و سمبلیک باشه . باید فعال و پیگیر و سمج باشیم . باید نشون بدیم که ایران ، برای همه ایرانیان هست و نه فقط برای طرفدارای دکتر احمدی نژاد و دوستانش . یا حق
در جواب دوست گرامي Anti war ( شماره 11# ) به جرات میگم اگه الان برای دموکراسی و حقوق بشر مبارزه رو آغاز کردیم اگه آمریکا یا هر قدرت دیگه ای کوچکترین قدمی در خاک وطن عزیزم که از جونم بیشتر دوست دارم بگذاره جزو اولین کسانی خواهم بود که باهاشون مبارزه میکنم . من دوست دارم وطنم به دست من و هم میهنانم ساخته بشه نه به دست اجنبیها یا وطن فروشهایی که اونور مرزها خودشون رو به سی آی ای یا هر کثافت دیگه ای فروختن . برای خاک وطنم تا آخرین قطره خونم رو فدا میکنم اما نمیذارم ایران عزیزم به عراق یا افغانستان دیگه ای تبدیل بشه . اونها هم بهتره برن و گورشون رو گم کنن !
14 # آزادي :
خيلي خوبه ولي نبايد فقط براي وبلاگ نويسان باشه بايد يك انجمن قوي منسجم وهماهنگ باشه كه حاميان دموكراسي وحقوق بشرند از طرف احزاب هم حتما بايد حمايت بشه تا نتيجه بگيره منتظر هستيم..
بدون آنكه وبلاگم قديمي باشد و بدون اينكه اصلاح طلبيم قديمي باشد با اين كار موافقم . اصولا فكر ميكنم تشكل و گروه بسيار خوب است . چون ايده مي دهد شكل مي دهد و مي تواند تاثير گذار باشد.
بهترين بهانه براي دور هم جمع شدن دراين روزها وداع با خاتمي است...دوستان مي توانند در مورد خاتمي آنچه كه كرد وآنچه نكرد..بنويند وتحليل كنند.و....
17 # كيهان :
سلام موافقم. در نبود آزادي مطبوعا به هر حال ما تنها كساني هستيم كه مي تونيم كاري انجام بديم. "اما" بايد به اين نكته توجه كنيم كه مثل اين انتخابات تو حلقه بسته نيافتيم چون فقط خودمون رو گول مي زنيم چون برد اينترنت تو ايران هنوز خيلي كمه. بايد اين گروه بتونه هر چندگاهي يك اعلان عمومي يا يك چيزي شبيه اين داشته باشه تا افرادي كه ايتنرنت هم ندارند استفاده كنند.
18 # رامين :
من هم مي خواستم بگم که خطر حمله آمريکا خيلي خيلي خيلي خيلي جدي است. از قبل هم گفته بودند که در ماه ژوئن (خرداد-تير) تصميم نهايي در مورد ايران را خواهند گرفت. همانطور که آقاي اسکات ريتر هم در مقاله اش نوشته است، انتخاب احمدي نژاد عزم آمريکا را براي حمله به ايران بيش از پيش جزم کرد. بنابراين نبايد ترديد داشت که آمريکا مي خواهد به ايران حمله کند. اما در اين شرايط ما چکار مي توانيم بکنيم؟ قطعاً اکثريت افراد اين ملت با اين حمله موافق نيستند، اما موافق نبودن آنها چه تاثيري بر آمريکا دارد؟ آمريکا وقتي مي خواست به عراق حمله کند، مخالفت تمام دنيا را به جان خريد. پس چه کنيم؟ به نظر من تنها کاري که امروز از دست ما بر مي آيد، اعلام خطر و آگاهي بخشي است. اگر مردم و گروههاي سياسي بفهمند که حمله آمريکا قريب الوقوع است، قطعاً کمتر در داخل کشور به جان هم مي افتند. دقيقاً همين احساس خطر بود که نيروهاي با سابقه طولاني کار سياسي را حول محور دکتر معين و تحت عنوان جبهه دموکراسي و حقوق بشر متحد کرد. وظيفه ما هم در اين شرايط ايجاد و تقويت و تحکيم انواع اتحادهاي بين خودمان است. يکي از اين اتحاديه ها مي تواند حلقه طرفداران جبهه دموکراسي و حقوق بشر در فضاي مجازي باشد.
موافقم اما این کار می بایست در یک روند آزاد و دمکراتیک انجام شود تا ماندگار شود. نفس عمل بسیار خوب است به شرط مداوم و اثر گذاری کار. این کار می تواند یک ممارست آگاهانه باشد شاید بعضی احزاب و روشنفکران مدعی هم تعاما با دیگران را فرا بگیرند.
پيشتهاد خيلي خوبيه! مخصوصاَ به اين خاطر كه عليرغم شكست معين حركت خوبي صورت گرفت و اين جبهه دموكراسي خواهي پنج ميليون هوادار واقعي دارد كه واقعاَ سرمايه ارزنده ايست. اين تعداد زياد وبلاگ حامي اين جبهه حالا در صورت تشكيل يك گروه سازماندهي شده و با ساختاري مشخص، مي تواند در زنده نگه داشتن و توسعه آن نقش مهمي داشته باشد.
يکي از نتايج هشت ساله رياست جمهوري آقاي خاتمي، اينه که الان همه ظاهرا طرفدار اصلاحات شدن، بنابر اين حالا براي جا انداختن اصطلاحات ديگه اي بايد فعاليت کرد از جمله دمکراسي و حقوق بشر. 1- اگه اونهايي رو که انتخابات رو تحريم کردن، داخل حلقه دمکراسي خواهي و حقوق بشر، به حساب نياريم، خود اين کار مغاير مفاهيم اوليه دمکراسي و حقوق بشره! 2- اين حلقه، مي تونه زير حلقه هايي داشته باشه که در هر يک از اونا، گروه هاي هم نظر در مورد هاي خاص، حضور داشته باشن و به اونا مثلا بگيم: حلقه دمکراسي خواهي و حقوق بشر، گروه معين يا گروه تحريم يا گروه شعرا يا گروه طنز! همينطور الي آخر... اگر سازمان مجاهدين انقلاب با سياست چپ و حزب مشارکت با سياست سوسيال دمکرات و به تعبيري سياست راست(با دو ديدگاه اقتصادي ضد هم)، تونستن در يک جبهه به نام اصلاح طلبان پيشرو، قرار بگيرن، معنيش اينه که صرف نظر از ديدگاههاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي شون، در وهله اول، خواهان بستري مناسب براي فعاليت و گفتمان هستن. 3- در صورتي که کل قضيه رو مثل شماره 2 ببينيم ميشه مدلي پيش بيني کرد مثل کاميونيتي توي اورکات. بيشتر از اين فعلا به عقلم نمي رسه، ادامه يا بهتر يا خلافشو، عقلهاي ديگه بگن. (در ضمن، روي اين کليد نوشتي "تغير زبان"، درستش اينه: "تغيير زبان"، بي سواط!)
سلام علي جان .... بابا كجا بودي جند روز ... من از رو مطلبي كه از توي وبلاگ زن نوشت خونرم گفتم شايد قضيه مال همون مطلبيه كه نوشته بودي كه بت گفتن تند روي كردي ...البته من نرسيدم بخونمش .... ولي به هر حال خيلي خيلي خوشحالم باز وبلاگتو ديدم ..منم موافق موافق موافقم با تشكيل همچين حلقه ي وبلاگي ..دست كم همين چند تا وبلاگ حامي معين كه هستيم جزوش حتما خواهيم شد و كم كم بچه هاي ديگه هم از طريق وبلاگهاي ما با اين حركت آشنا ميشن ... //خيلي عاليه حتما اين كارو شروع كنيم ايشالله دست به دست هم .... رو ما هم حساب كنيد ///همه با هميم ...يا علي مدد
ولی به نظر من بهتره که توی اينترنت محدود نشيم چون تجربه‌ی انتخابات نشون داد که تأثير اينترنت بر جامعه‌ی ايران خيلی ضعيفه.‌ من نظرم رو در اين باره نوشتم: http://ankabut.blogspot.com/2005/06/blog-post_111965752393545939.html
اين را مي گويند فرار به جلو. هنوز از شكست چند روز قبل فارغ نشده ايد كه مي خواهيد گامي برتر را شروع كنيد. ترا بخدا اين يكي را ديگر شما شروع نكنيد بگذاريد آنهايي كه پيش كسوت تر از شما هستند و اعتباري دارند آغاز كنند و شما هم شاخك هايتان را قو ي كنيد تا اين گروه و كسان را دريابيد. اصلاح طلبان از فرداي بعد از دومين دوره رياست جمهوري خاتمي مردند. اين قدر هم اصلاحات اصلاحات نكنيد. اصلاحاتي كه هنوز يك مانيفست ندارد را بايد در كوزه گذاشت. شما فقط در گرماگرم انتخابات فرصتي را يافتيد تا شعار هاي راديكال بدهيد همين . بابا يك پوستي بيندازيد ديگر تا كي مي خواهيد پشت بهزاد نبوي و شكوري راد سينه بزنيد. كجار رفت گنجي؟ امير انتظام كه اعتبار هر مبارزي است را چرا نمي توانيد پيروي كنيد؟ تا كي مي خواهيد به اين سيد ناتوان بچسبيد و آه ناله سر كنيد. او حتي از خودش هم عقب تر مي رود. يك كم راحتش بگذاريد شايد بتواند خودش را پيدا كند.
سلام علی جان در تشکیل در این جبهه دموکراسی و حقوق بشر وبلاگی موافق هستم و یا هر اسمی که پیدا کند. ولی بنظر می رسد که ثبت نام در این گروه باید حساب شده باشد و هر شخصی نتواند همینطوری وارد شود و شرایطی داشته باشد. برای مثال وبلاگ حداقل باید بیشتر از 6 ماه عمر داشته باشد و وبلاگ زنده ایی باشد و با خواندن مطالب شخص در شش ماه اخیر و حداقل 5000 بازدیدکننده بتوان یک گروه چند نفری تصمیم بگیرند. اگر فقط شعار باشد و تعداد افراد مهم باشد، فکر نمی کنم نتیجه خوبی بدهد. شخصی وبلاگ دارد» دوست دارم ساناز« و چی و چی، یا مطالب غیر اخلاقی دارد. باید سنجیده افراد را انتخاب کرد و کیفیت مهم باشد نه فقط تعداد وبلاگ...اگر یک گروه چند نفری مدیریت داشته باشند و یک وبلاگ بسازند، می توانند دیدگاه خود را در ان بیان کنند. مثلا چرا فلانی را پذیرفتیم و چرا فلانی از این گروه اخراج شد. باید نامه ایی تهیه کرد که اول باید امضا کنند که از این برای تبلیغ برای حزب و یا گروهی نباشد. برای مثال شخصی می خواهد فقط برای سلطنت طلبان و یا انصار تبلیغ کند! و یا برای مجاهدین خلق و یا هر چیز دیگر... و یا می خواهد تبلیغ شرکتی باشد... نامه ای باید تهیه کرد و وبلاگ مرکزی تشکیل داد که بتوان پیشنهاد و یا شکایت کرد و باید پاسخگو باشند... حتما باید حساب شده عمل کرد. علی جان در این مورد حرف زیاد هست ولی نمی خواهم سرت را درد بیارم. ولی یادت باشد اول یک گروه مدیریت تشکیل شود
سلام علی جان در تشکیل در این جبهه دموکراسی و حقوق بشر وبلاگی موافق هستم و یا هر اسمی که پیدا کند. ولی بنظر می رسد که ثبت نام در این گروه باید حساب شده باشد و هر شخصی نتواند همینطوری وارد شود و شرایطی داشته باشد. برای مثال وبلاگ حداقل باید بیشتر از 6 ماه عمر داشته باشد و وبلاگ زنده ایی باشد و با خواندن مطالب شخص در شش ماه اخیر و حداقل 5000 بازدیدکننده بتوان یک گروه چند نفری تصمیم بگیرند. اگر فقط شعار باشد و تعداد افراد مهم باشد، فکر نمی کنم نتیجه خوبی بدهد. شخصی وبلاگ دارد» دوست دارم ساناز« و چی و چی، یا مطالب غیر اخلاقی دارد. باید سنجیده افراد را انتخاب کرد و کیفیت مهم باشد نه فقط تعداد وبلاگ...اگر یک گروه چند نفری مدیریت داشته باشند و یک وبلاگ بسازند، می توانند دیدگاه خود را در ان بیان کنند. مثلا چرا فلانی را پذیرفتیم و چرا فلانی از این گروه اخراج شد. باید نامه ایی تهیه کرد که اول باید امضا کنند که از این برای تبلیغ برای حزب و یا گروهی نباشد. برای مثال شخصی می خواهد فقط برای سلطنت طلبان و یا انصار تبلیغ کند! و یا برای مجاهدین خلق و یا هر چیز دیگر... و یا می خواهد تبلیغ شرکتی باشد... نامه ای باید تهیه کرد و وبلاگ مرکزی تشکیل داد که بتوان پیشنهاد و یا شکایت کرد و باید پاسخگو باشند... حتما باید حساب شده عمل کرد. علی جان در این مورد حرف زیاد هست ولی نمی خواهم سرت را درد بیارم. ولی یادت باشد اول یک گروه مدیریت تشکیل شود
سلام آيدا! اينجوري نميشه جلوي آمريكا رو گرفت... ما نبايد احساسي برخورد كنيم... اينو ببين: http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-546714
28 # Maryam :
Dashtane Hezb o gorouh va kolan anjam kare gorouhi besiare khoub o alie, vali bayad did hadaf az tashkile in gorouh chie, be che sammti mikhad harekat bekone. Be nazare man ta dar marhaleye aval hdafe in Gorouh, Majma, hezb, ya harchize digari ke esmesh hast moshakhas nabashe; kare mofidi anjam nakhahd gereft. Kare Gorouhi ba kare Fardi tafavotesh dar ine. Bayad az aval dunset ke hadaf az dashtane in Gorouh chist, vagarna ya dar avasete kar momkene ke dar behtarin halat dochare Na-omidi beshid, vaghti ke hadaf moshakhas nabshe, emkane arzyabi ham nist. Movafagh bashid.
29 # فائزه :
به نظر من میشه NGO تشکیل داد که غیر از فعالیت سیاسی در ضمینه اجتماعی هم بشه کار کرد چون اینطوری که من می بینم باید کار فرهنگی کرد ! تا سطح سواد سیاسی بیاد بالا ... کاری که باید توی این 8 سال انجام میشد .
1) انگار دوستان هنوز پیام سه تیر را نگرفته اند. به نظرم بهتر است به جای تلف کردن وقتمان در فضای مجازی که بردی ندارد کتاب بخوانیم یا با مردم حرف بزنیم. 2) در شکل گیری هر شبکه اجتماعی، دینامیک شبکه از هر چیزی مهم تر است. این که چه نیرویی قرار است شبکه را به پیش ببرد و زنده نگاه دارد. فکر کنم هر کداممان تا به حال درگیر تعداد قابل توجهی از این شبکه ها بوده ایم. یکی از آخرین نمونه ها : پالتاک وبلاگ نویس ها یادتونه؟ پس چی شد؟ خیلی از این حرکت ها با انرژی اولیه ای شروع می کنند و بعد هم آرام آرام تحلیل می روند. 3) کارکرد این شبکه چه خواهد بود؟ چه ارزش افزوده ای برای اعضا ایجاد می کند که در فضای موجود به دست نمی آید؟ به نظر من میل به ساختارهای صوری در بین ما بیشتر از میل به پرداختن به محتوی است و اصولا برای ساختار کارکرد زیادی قایلیم. به اعتقاد من این شبکه ارزش افزوده چندانی نخواهد داشت. وبلاگستان نمونه ای از نظام اجتماعی است که نظم خود به خودی خودش را حفظ می کند. 4) آرام آرام. در این ماه های اولیه دولت آقای احمدی نژاد احتیاط کنید. هزینه های اضافی تشکل درست کردن ممکن است بر فوایدش بچربد. 5) گروه وبلاگی که مثل یک تشکل سیاسی عمل می کند؟ آیا واقعا فکر می کنید این طور است؟ رابطه با افکار عمومی و قدرت بسیج آن ها، کاریزما ، مرجعیت نظری یا حضور در ساختار قدرت منابع قدرت تشکل ها است. لطفا به من بگویید این تشکل وبلاگی کدام یک را دارا است؟
31 # از کانادا :
من هم کاملا موافقم ضمن اینکه میتونیم یه قراری هم بین خودمون بذاریم که هر کدوم از اعضا سالی 3 نفر رو با دنیای اینترنت آشنا کنه.
با سلام من با اين پيشنهاد موافق نيستم چرا كه در صورت تشكيل اين گروهها در حقيقت ما با دادن ليست فعالين آزاديخواه به جناح انحصار طلب اين آزاديخواهان را در داخل كشور با خطر روبرو خواهيم كرد پس از تسخير كامل حكومت توسط دفتر رهبري هدف ديگر اين دفتر اعمال فشار به روي روشنفكران و آزاديخواهان خواهد بود سعي آنها در نطفه خفه كردن اين صداها خواهد بود لذا تشكيل و ثبت اين گروه را در داخل به نفع جامعه دمكراسي نميبينم. بهتر است اين فعاليتها در داخل نيروهاي موجود در خارج كشور صورت گيرد.
در این بن بست کج و پیچ سرما آتش را به سوختبار شعر فروزان میدارند...
34 # رهگذر :
بابا اين وبلاگ رو ديگه سياسي نكنيد. به جاي سياست بريد سراغ ايده دادن به جوونها براي كار و زندگي. تحصيل و تحقيق. سياسي كردن وبلاگ هيچ دردي رو دوا نميكنه كه هيچ،‌ هم وقت رو صرف كار بيهوده ميكنه، هم موقعيت هاي زياد ديگه رو از بين مي بره
35 # قلمران :
سلام الپر جان و سلام به بقيه دوستان عزيزم من هم خيلي ها با اينكه مي ديدم اوضاع يه جورايي داره عوض مي شه ولي تلاشم رو كردم براي راي آوردن آزادي انديشه ولي نشد. حالا مي خوام به همه بگم كه راي دكتر معين آراي كيفي بود و با اينكه در انتخابات مهم كميت است ولي الآن مي توان از ارزش كيفيتي اين آرا استفاده كرد. من تمام دوستان و انديشمندان را به حفظ انسجام انديشه دعوت مي كنم و از همه مي خواهم با تكيه بر اين قوا سعي در بنيان نهادن بنياني كنيم كه سست نباشد و به راحتي با شعارهاي پوپوليستي فرو نريزد.
36 # بهرام فرزين :
هنوز يك ايده خام است و بايد خيلي نكات از ابتدا مشخص شود: 1- آيا تشكيل شبكه وبلاگ هاي حامي اصلاحات فقط به وبلاگ هاي طرفدار معين اختصاص دارد؟ بعبارت ديگر آيا اگر كسي خودش فكر مي كرد كه اصلاح طلب است يا به خط فكري يا گروهي تعلق داشت كه خواهان اصلاحات اساسي بروش هاي مسالمت آميز بودند اما با منش و خط مشي معين و جبهه مشاركت موافق نبود ند از اين شبكه حذف مي شود؟ 2- اگر بخواهيم به سوال اول پاسخ درستي بدهيم بايد روشن كنيم كه اصلا مقصودمان از اصلاحات چيست و چه راهكارهايي را براي رسيدن به اين مقصود در پيش مي گيريم. من نوعي با توجه به تجربه 8 سال اخير اصلاحات واقعي را فقط اصلاحات ساختارشكن مي دانم يعني معتقد به تغيير قانون اساسي و انطباق تمام و كمال آن با اعلاميه جهاني حقوق بشر هستم. براي دستيابي به اين هدف هم فقط و فقط معتقد به مبارزه مدني و مسالمت آميز و عدم مداخله بيگانگان هستم. اصلا هم با شعار انتخاباتي جبهه مشاركت آقاي معين كه مي گفت "تفسير حقوق بشري از قانون اساسي" موافق نيستم و معتقد به اصلاح و تغيير هستم و نه تعبير و تفسير. آيا از نظر شما من و طرز فكر من و امثال من جايي در جبهه دمكراسي خواهي و حقوق بشر يا شبكه وبلاگ هاي آن دارند يا خير؟ 3- اگر خير كه در اينصورت بايد به آخر اسم اين جبهه يا شبكه وبلاگ هايش يك اسم ديگر هم اضافه كرد - مثل شبكه وبلاگهاي دمكراسي مشاركت اسلامي يا چيزي مثل آن! - چون فقط اختصاص به همين گروه و خط فكري دارد. شايد هم وقتش بشود شعار فراموش شده جبهه مشاركت را اصلاح كرد به "ايران براي همه ايرانيان جبهه مشاركت اسلامي"! 4- اگر بلي كه در اينصورت چرا فقط مي خواهيد از وبلاگ هاي طرفداران معين يارگيري كنيد؟ بايد از هركس كه معتقد به اصلاحات و خواهان استقرار دمكراسي و حقوق بشر است يارگيري كنيد و البته بهتر مي دانيد كه همه اين افراد و گروه ها لزوما طرفدار آقاي معين و جبهه مشاركت نيستند.
متن پياده شده ي مصاحبه ي مشاور فرهنگي احمدي نژاد با شبكه ي جهاني MITV : http://aliaghaye19.blogfa.com/post-27.aspx
سلام پیشنهادبی نظیری است باتوجه به وضعیت به وجودآمده اتحاداصلاح طلبان ازتمام اقشارجامعه لازم است. مخصوصاوبلاگ نویسان که می تواننددربالابردن آگاهی های سیاسی مردم نقش مهمی رابازی کنند.
39 # سياوش :
لازمه شروع يك كار بي عيب و نقص استفاده از تجربيات گذشته است هرچند اين تجربيات در ديگر وادي ها اتفاق افتاده باشد. اما در مورد وبلاگ نويسي و وبلاگ نويسان ارتباط بيشتر و به روزتر اين گروه لازم است چرا كه شكستن چند تكه چوب نازك كنار هم غير ممكن است در حالي كه تك تك بسيار شكننده خواهند بود.
منم موافقم.مخصوصا با شرايطي كه حسين خداداد پيشنهاد كرده!ولي نبايد بگذاريم قضيه لوس بشه!
منم موافقم به شرط اينكه اين تشكل فقط محدود به اينترنت نباشه چون در اونصورت نتيجه هموني ميشه كه تو انتخابات در مورد دكتر معين ديديم. و به نظرم نبايد كارش محدود به مسائل سياسي بشه چون مردم ما قبل از هر چيزي نياز به آموزش فرهنگي دارند.
درود ... من با اين امر موافقم اما پيشنهادي دارم ان هم اين كه از نام اصلاحات تو اين انجمن استفاده نكنيم چون اين كلمه كاريزماي خودش رو از دست داده
ارزش هر گروه به افراد تشكيل دهنده ي اونه و نه به كاري كه مي كنند. تشكيل يه گروه از وبلاگ نويسان حامي دموكراسي مثل تشكيل " گروه افراد دموكراسي خواه داراي دفترچه خاطرات"ه! وبلاگ نويسي رو نقطه ي پرگار گروه تون نكنين.
44 # اميد اقا :
اين به نوعي يك گروه سياسي خواهد بود؟در بهترين و بدترين شرايط ممكن براورد هزينه ها و دستاوردها چگونه اند؟ تصور مي كنم نمي شود كلي نظر داد.
پيشنهاد من اينه كه دوستان با مشاركت همدگير يه مجله اينترنتي ايجاد كنن. تاكيدم اينه كه اصلا صرفا سياسي نباشه و ميتونه حوزه هايي از قبيل اقتصاد مديريت ادبيات جامعه شناسي و... را پوشش بدهد پيشنهاد دوم من اينه كه يه سازمان غیردولتی ایجاد کنیم که هدف اصلی اون فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی باشد و حتی میتونه یک سری فعالیتهای جنبی برای گسترش روابط غیرمجازی بین وبلاگ نویسان انجام بدهد!
46 # آرش :
به نظر من نبايد موضوع يک حلقه وبلاگي را با مسائل ديگر قاطي کرد. گروه و انجمن و حزب و NGO سر جاي خودش، حلقه وبلاگي هم سر جاي خودش. اين ها هيچ ربطي به همديگر ندارند. بخاطر همين هم نبايد از عناويني مانند انجمن، يا گروه يا شبکه يا تشکل يا کلماتي از اين قبلي استقاده کرد. تنها حلقه، آن هم يک حلقه وبلاگي. بدون ترديد يک حلقه وبلاگي به تنهايي کارکرد يا تاثير فراواني نخواهد داشت. به همين دليل مي توان درون اين حلقه پيشنهادهاي مختلف را بررسي کرد و حتي افرادي از بين اين حلقه مي توانند در صورت تمايل در زمينه هاي ديگري هم فعاليت کنند، اما همه اينها تناقضي با اصل ايجاد حلقه ندارد. بسياري از وبلاگنويسان مشهور ما هنوز با نام مستعار فعاليت مي کنند، طبيعي است که از آنها نمي توان انتظار داشت که مثلاً در يک NGO با نام و نشان فعال شوند. هر چيزي به جاي خودش نيکو است.
من با يك حلقه وبلاگي مثلا به اسم نسيم موافق ترم. كار سياسي متشكل از طريق وبلاگ نويس ها كار بيهوده ايست ولي تشكيل حلقه جواب ميده.
49 # حامد :
پس فردا اگر بلايي سرت اومد ننه من غريبم بازي در نياري كه من ضد انقلاب نيستم و اين اطلاعاتي ها از وبلاگ سردر نميارن و... فقط سيد احمد هم خودش مرد يادت باشه.
به نظر من بايد خيلي اصولي و حرفه اي كار را دنبال كنيد تا اثربخش باشد. شما مي توانيد يك NGO راه بيندازيد و از طريق آن به مطالبات صنفي تان رسيدگي كنيد. اين پيشنهاد را سه سال پيش به ويبلاگ نويسان شاعر پيشه اي كه من هم جزوشان بودم دادم. پيشنهاد هم مي كنم تا دولت خاتمي بر كار است و اين وزارت كشور مجوز NGO مي دهد اين كار را بكنيد.
در حکم اولین جرقه ای که به ذهن میرسه، پیشنهاد خوبیه، ولی باید چراها و چگونه هاش بیشتر بررسی بشه، و سنجیده تر و با صرف زمان بیشتر، بهترین کار معرفی بشه. اگه در این چهار سال اتفاق ناخوشایندی، مثل جنگ، اختناق، فیلترینگ بسیار شدیدتر، کشتن همین بازمانده رمق آزادی! ، نیفته، میشه امیدوار بود که در این مدت آگاهی و شعور سیاسی مردم رو بالا برد، کاری که مجبور شدیم بسیار عجولانه، در مدت یکی دو هفته انجام بدیم، که طبیعتا نتیجه خوبی نداشت. نمیدونم به روز ملت ما چی اومده؟ مگه اینا همونایی نبودن که جلوی آمریکا واستادن و از ایران بیرون انداختنش؟ چرا حالا که آمریکا به قصد انتقام اومده، اینقدر وحشت کردند، و حتی از توپ و تفنگ و سلاحهای هسته ایشون هم کاری برنمیاد؟ بازنده هر جنگی همیشه نسل سوخته همون جنگه. مثل ما که نسل سوخته جنگ و انقلابیم، روا نیست که یک جنگ دیگر را در روزشمار عمر خود داشته باشیم. یک تشکل منسجم، تنها کاریه که میتونیم انجام بدیم. و این کار هر چند در آغاز از بطن دنیای مجازی برگرفته میشه، ولیباید کم کم که شکل گرفت و پخته تر شد، پا به دنیای واقعی بذاره.
52 # م.ر.م :
من هم موافقم.ولي فكر كنم كمي با احتياط جلو بريم بهتره.
دوست گرامي لطفا يك مقدار واقعه بينانه تر به قضايا نگاه كنيد ه نظر من بايد اين تشكيلاتي كه مي خواهيد تشكيل دهيد اولا مستقل از جريانات ديگر باشد بدين معني كه نشود ستاد مشاركتي ها براي تبليغات خودشان در ضمن يك مبناي كلي برايش بگذاريد تا همه حول ان جمع شوند نه اينكه از اول خط كشي كنيد!!
درود . مشکل بتوان گفت که نتیجه بخش هست یا نه . اینجا ایران است ! صدای جمهوری اسلامی ایران اسلامی !
لینک نا قابلی دادم .
اتفاقا اين همون چيزيه كه من بهش فكر مي كردم ولي از اونجايي كه ارتباط چنداني با بچه ها مخصوصا كساني كه فعال تر هستند ندارم نمي دونستم چطور مي تونم مطرحش كنم. البته وبلاگ من يه وبلاگ سياسي نيست ولي به هر حال هر برنامه اي كه باشه من اعلام آمادگي مي كنم.
باهاتيم تاآخرين قطره كارت اينترتامنون دمتهم خيلي گرم به وبلاگم لينك دادم
سلام ... هستيم تا آخر راه ... راستي به تر هم هست از آقاي كروبي ياد بگيريم و به فكر راه انداختن يك تشكل باشيم كه عادي ترين مردمان هم در آن فعال باشند و براي سرنوشت خود اهميت قائل شوند!
من با كليت قضيه موافقم... فعلا نظري در مورد جزييات و كارهايي كه ميشه مرد ندارم...
بله عاليه بلاخره بايد يه كاري كرد . من بسيار اميد وارم به خودمون به آزادي به ايران
61 # آناهيتا :
عاليه...به قول خانم دكتر كديور اگر دیگران سرنوشتی ناخواسته را بر ما تحمیل کرده‌اند، ما نیز باید تحقق مطالبات خود را به تازه واردین به حوزه‌ی قدرت و سیاست تحمیل کنیم.
دورود / به عنوان پيشنهاد حتي ميشه گفت طلاييه .. اما ... فقط يه كمي تامل كنيم متوجه غير ممكن بودن چنين حلقه يا انجمني ميشيم . همون قدر كه اصلاحات و اصلاح طلبي تعابير مختلف و حتي متفاوتي داره معتقدين اين تفكر هم متنوع هستند . اين دايره به همين دليل هيچوقت نميتونه بسته باشه و خوب ، طبيعيه كه دايره اي هم كه بسته نباشه اصلا دايره نيست . به اعتقاد من بهتره روي ان ، جی ، اُ . ها و تشکلهای مجزا با اهدافی گاها و دفعتا موازی فکر کرد تا یک حلقه که به خاطر وسعت بی حدش قبل از استارت مضمحله . زمان کارهای غیر کارشناسی سپری شده . بلاخره تجربیات این چن سال جایی باید بکارمون بیاد . وقت خوش ./././././././././././././.
63 # نوشين :
سلام عزيزان . بهتون بر نخوره و ناراحت هم نشيد . شب يه چيزي ميگيد و صبح فراموش ميكنيد . تا كي ؟؟؟ يا علي ! بسم الله .... ديگه چي ؟؟؟؟؟؟ منتظر چي هستيد ؟ شروع كنيد ديگه .
64 # رضا :
(( الملک يبقی مع الکفر و لا يبقی مع الظلم )) حکومت با کفر می ماند و با ظلم نمی ماند . اي آزادگان و کساني که قلبتان براي ايران مي تپد براي آزادي گنجي مبارز و بقيه زندانيان سياسي از تمام امکانات خود استفاده کنيد و اجازه ندهيد اين فرهيختگان در زندانهاي ضحاک زمان بميرند و از ياد بروند. فکر نکنيد که از دست شما هيچ کاري بر نمي آيد. اگر در داخل ايران هستيد براي دفتر خامنه اي و شاهرودي و حتي قاضي مرتضوي فاکس و يا نامه بفرستيد و با حمايت خود از آقاي گنجي درخواست آزادي وي و کليه زندانيان سياسي را بکنيد. مطمئن باشيد اگر صدها هزار نامه و فاکس شما به دست اين قوم برسد در مورد عواقب کارهاي زشت خود بيشتر فکر خواهند کرد. و با فرستادن عکسهاي اکبر گنجي که در حال از بين رفتن در زندان ميباشد به روزنامه هاي پر تيراز از سردبير آن روزنامه ها بخواهند که مقاله اي در مورد زندانيان سياسي بنويسند و يا با فرستادن فاکس و ايميل به سازمانهاي مدافع حقوق بشر درخواست کمک براي آزادي اين عزيزان کنند. باور کنيد اگر اراده کنيد و هر کدام از شما ها که احساس ميکنيد مايل هستيد براي آزادي کليه زندانيان سياسي ايران اقدام کنيد ولي نمي دانيد که چه کاري از دستتان بر مي آيد کافي است فقط به اين دو پيشنهاد عمل کنيد تا به قدرت فرد فرد خود پي ببريد. سکوت و ياس همان چيزي است که صاحبان قدرت و پيران استحمار در ايران مايل به ديدن آن هستند و ما نبايد اجازه دهيم که ضحاکان امروز ايران براي بقاي حکومت منفور خود تا اين درجه گستاخ شوند که حاضر شوند يک روزنامه نگار منتقد را پنج سال در زندان نگه دارند و حالا که وي بخاطر عدم رسيدگي به خواسته هاي او که چيزي جز معالجه در بيرون از زندان است نمي دهند دست به اعتصاب غذاي نامحدود زده است اين ضحاکان حاضرند اکبر گنجي ها در زندان بميرند ولي ذره اي از خود انعطاف نشان ندهند و اما حاميان مزدور اين رژيم منحوس و اي بيسجيان و ذوب شدگان در ولايت فقيه آيا براستي فکر ميکنيد که مردم ايران بيست و شش سال پيش انقلاب کردند که امروز اين همه از روشنفکران و دانشجويان ما در زندان بسر برند ؟ آيا مردم انقلاب کردند که جاي يک ديکتاتور با ديکتاتوري ديگر عوض شود؟ بگذريم از اينکه کاري که آقاي خامنه اي و شوراي نگهبان و سازمانهاي زير نظارت وي کرده اند که بقول آيت الله منتظري وقاحت اين افراد روي شاه را نيز سفيد کرده است اي بسيجيان آيا از خود پرسيده ايد که اگر آقاي خامنه اي واقعا بر حق است چرا اجازه کوچکترين انتقاد را از خود نمي دهد؟ مگر او کليه قدرت مالي و تبليغاتي را در دست ندارد؟ پس چرا بجاي جواب دادن به انتقادهاي منتقدين خود که شيوه اي انساني و حتي اسلامي است فقط با کشتن و زندان کردن اين افراد بسنده ميکند ؟ آيا واقعا فکر ميکنيد که پيامبر اسلام و حضرت علي هم اينگونه با مسلمانان در زمان خود برخورد ميکردند؟ آيا قران را نخوانده ايد که صراحتا ميگويد هر کسي مسئول اعمال و رفتارهاي خويش ميباشد و در آن زمان که با خالق خود روبرو ميشويد و از شما سوال ميشود که چرا با حمايت کورکورانه خود از حاکمين آنها را به ادامه راهي که اشتباه و ضد اسلام بود تشويق ميکرديد جواب چه خواهيد داد؟ بدانيد که جز خدا هيچکس مقدس نيست و به عنوان يک مسلمان وظيفه ديني شما است که حاکمان خود را زير سوال ببريد و از آنها انتقاد کنيد که بيراهه نروند و اين همان کاري است که هاشم آغاجري کرد و به زندان انداخته شد و اکنون نيز اکبر گنجي بيش از پنج سال تاوان انتقادهاي خود را از حاکمين عصر خود دارد ميپردازد. الحمدلله رب المظلومين والسلام علي من اتبع الهدي