پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۲۳ تیر

فكر مي‌كنم آخرين باري كه او را ديدم، ماهها پيش در مجلس چهلم حاج داوود كريمي بود. اين بار آخري كه آزاد شد، نتوانستم به ديدنش بروم. حتي روزي كه به روزنامه اقبال سر زد هم در دفتر روزنامه نبودم.

ديدن آخرين عكسهايش لرزه به دل آدم مي‌اندازد. بي‌اختيار آدم را به اعماق مذهبي درون مي‌برد. آيا خديي هست؟ آيا حساب و كتابي هست؟ آيا روز جزايي هست؟ آنهايي كه با يك انسان چنين مي‌كنند، آيا به روز جزا اعتقاد دارند؟ آنهايي كه دستي در قدرت دارند و از ديدن اين عكسها دم نمي‌زنند، آيا دادگاه عدل الهي را واقعا باور دارند؟

من كه باور نمي‌كنم. من، هر قدر هم نامسلمان باشم و از راه «راست» منحرف، عميقا ايمان دارم اين روايت را كه: من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين و لم يجبه فليس بمسلم (هركس كه صداي كسي را بشنود كه فرياد مي‌زند اي مسلمانان و كمك مي‌خواهد و او را پاسخ نگويد، مسلمان نيست!)

ياد حرف آن ديوانه افتادم كه مي‌گفت: اگر دروغگويان جهان ذره‌اي به دروغ‌هاي خود باور داشتند، اينهمه فاجعه در عالم بشري رخ نمي‌داد.

:: كاش اين اخبار پراكنده دروغ باشد... كاش هنوز زنده باشد... نه، دروغ است اين حرفها، اين عكسها... پهلوان اكبر نمي‌ميرد!

نظرات شما:
ببخشيد اگه اين كامنت مزاحمتون هست...اين روزها و بهتر بگويم اين ساعات و لحظات "واسلاو هاول"ايران در حال دست و پنجه نرم كردن با مرگ است.باور كنيد حالم از خودم بهم مي خورد.چرا كاري نمي كنيم؟بگذاريم گنجي بميرد؟؟؟نمي دانم چه بايد كرد ، ولي هركاري و هر چيزي به ذهنتان مي رسد را فرياد بزنيد و بگوييد.كجايند آزادي خواهان؟؟؟چرا كسي يك راه عملي پيشنهاد نمي دهد؟ هيچ چيز با گذشت زمان آسان تر نمی شود ما خسته تر می شويم و تنهاتر و پذيرش چيزها آسان تر می شوند همين. تا خسته تر نشديم و تا خاتمي هست يه كاري كنيم.راستي چرا خاتمي كاري نمي كند؟اندك آبرويي كه در بين مردم برايش مانده را از دست ندهد.مگر خاتمي يادش رفته گنجي را؟شايد نمي داند كيست.آقاي ابطحي شما كه سنگ خاتمي را به سينه مي زنيد....شما به يادش بياوريد.باور كنيد خاتمي اين كار از عهده اش بر مي آيد.هر كاري را نتوانست انجام دهد اين يكي را مي تواند.آقاي خاتمي نام نيكي از خودتان به جاي بگذاريد. من پيشنهاد مي كنم كه هر چه سريعتر نامه اي تنظيم شود نسبت به خاتمي.يادش بياوريم سوگندي را كه براي حفظ جان و ناموس اين مردم خورده است.حتي اگر شده خواهش كنيم از خاتمي.آقاي خاتمي قدم آخر را خوب برداريد.در نظر داشته باشييد كه امر كوچكي نيست...جان گنجي است،اگر شده بايد به هر راهي كه به نظر مي رسد متوسل شد.كوتاهي نكنيم كه فردا حسرت خوردن بي فايده است.براي اين كار ميتوانيم همه به وبلاگ آقاي ابطحي ميل بزنيم.هر كسي يك ميل.موضوع را توي وبلاگتون حتما بنويسيد.اهميت موضوع فراموش نشود. اي خونين چشم و اي خونين دست به راستي كه شب رفتني است نه اتاق توقيف ماندني است و نه حلقه هاي زنجير، نرون مرد ولي رم نمرده است با چشم هايش مي جنگد و دانه هاي خشكيده ي خوشه اي دره ها را را از خوشه ها لبريز خواهد كرد"
ببخشيد اگه اين كامنت مزاحمتون هست...اين روزها و بهتر بگويم اين ساعات و لحظات "واسلاو هاول"ايران در حال دست و پنجه نرم كردن با مرگ است.باور كنيد حالم از خودم بهم مي خورد.چرا كاري نمي كنيم؟بگذاريم گنجي بميرد؟؟؟نمي دانم چه بايد كرد ، ولي هركاري و هر چيزي به ذهنتان مي رسد را فرياد بزنيد و بگوييد.كجايند آزادي خواهان؟؟؟چرا كسي يك راه عملي پيشنهاد نمي دهد؟ هيچ چيز با گذشت زمان آسان تر نمی شود ما خسته تر می شويم و تنهاتر و پذيرش چيزها آسان تر می شوند همين. تا خسته تر نشديم و تا خاتمي هست يه كاري كنيم.راستي چرا خاتمي كاري نمي كند؟اندك آبرويي كه در بين مردم برايش مانده را از دست ندهد.مگر خاتمي يادش رفته گنجي را؟شايد نمي داند كيست.آقاي ابطحي شما كه سنگ خاتمي را به سينه مي زنيد....شما به يادش بياوريد.باور كنيد خاتمي اين كار از عهده اش بر مي آيد.هر كاري را نتوانست انجام دهد اين يكي را مي تواند.آقاي خاتمي نام نيكي از خودتان به جاي بگذاريد. من پيشنهاد مي كنم كه هر چه سريعتر نامه اي تنظيم شود نسبت به خاتمي.يادش بياوريم سوگندي را كه براي حفظ جان و ناموس اين مردم خورده است.حتي اگر شده خواهش كنيم از خاتمي.آقاي خاتمي قدم آخر را خوب برداريد.در نظر داشته باشييد كه امر كوچكي نيست...جان گنجي است،اگر شده بايد به هر راهي كه به نظر مي رسد متوسل شد.كوتاهي نكنيم كه فردا حسرت خوردن بي فايده است.براي اين كار ميتوانيم همه به وبلاگ آقاي ابطحي ميل بزنيم.هر كسي يك ميل.موضوع را توي وبلاگتون حتما بنويسيد.اهميت موضوع فراموش نشود. اي خونين چشم و اي خونين دست به راستي كه شب رفتني است نه اتاق توقيف ماندني است و نه حلقه هاي زنجير، نرون مرد ولي رم نمرده است با چشم هايش مي جنگد و دانه هاي خشكيده ي خوشه اي دره ها را را از خوشه ها لبريز خواهد كرد"
ببخشيد اگه اين كامنت مزاحمتون هست...اين روزها و بهتر بگويم اين ساعات و لحظات "واسلاو هاول"ايران در حال دست و پنجه نرم كردن با مرگ است.باور كنيد حالم از خودم بهم مي خورد.چرا كاري نمي كنيم؟بگذاريم گنجي بميرد؟؟؟نمي دانم چه بايد كرد ، ولي هركاري و هر چيزي به ذهنتان مي رسد را فرياد بزنيد و بگوييد.كجايند آزادي خواهان؟؟؟چرا كسي يك راه عملي پيشنهاد نمي دهد؟ هيچ چيز با گذشت زمان آسان تر نمی شود ما خسته تر می شويم و تنهاتر و پذيرش چيزها آسان تر می شوند همين. تا خسته تر نشديم و تا خاتمي هست يه كاري كنيم.راستي چرا خاتمي كاري نمي كند؟اندك آبرويي كه در بين مردم برايش مانده را از دست ندهد.مگر خاتمي يادش رفته گنجي را؟شايد نمي داند كيست.آقاي ابطحي شما كه سنگ خاتمي را به سينه مي زنيد....شما به يادش بياوريد.باور كنيد خاتمي اين كار از عهده اش بر مي آيد.هر كاري را نتوانست انجام دهد اين يكي را مي تواند.آقاي خاتمي نام نيكي از خودتان به جاي بگذاريد. من پيشنهاد مي كنم كه هر چه سريعتر نامه اي تنظيم شود نسبت به خاتمي.يادش بياوريم سوگندي را كه براي حفظ جان و ناموس اين مردم خورده است.حتي اگر شده خواهش كنيم از خاتمي.آقاي خاتمي قدم آخر را خوب برداريد.در نظر داشته باشييد كه امر كوچكي نيست...جان گنجي است،اگر شده بايد به هر راهي كه به نظر مي رسد متوسل شد.كوتاهي نكنيم كه فردا حسرت خوردن بي فايده است.براي اين كار ميتوانيم همه به وبلاگ آقاي ابطحي ميل بزنيم.هر كسي يك ميل.موضوع را توي وبلاگتون حتما بنويسيد.اهميت موضوع فراموش نشود. اي خونين چشم و اي خونين دست به راستي كه شب رفتني است نه اتاق توقيف ماندني است و نه حلقه هاي زنجير، نرون مرد ولي رم نمرده است با چشم هايش مي جنگد و دانه هاي خشكيده ي خوشه اي دره ها را را از خوشه ها لبريز خواهد كرد"
اما اين دفعه كه مرد
5 # مهرنوش :
چه حالت است كه گل در سحر نمايد رخ/ چه آتش است كه در مرغ صبح خوان گيرد....چرا به صد غم و حسرت سپهر دايره شكل/ مرا چو نقطه پرگار در ميان گيرد.... كجاست ساقي مه روي من كه از سر مهر/ چو چشم مست خودش ساغر گران گيرد.... سكندري كه مقيم حرم او چون خضر/ ز فيض خاك درش عمر جاودان گيرد...(از قصايد حافظ)
رسيد مژده كه ايام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنين هم نخواهد ماند راستي ممنون از لينكي كه تو قسمت وب گردي بهم دادي . مجبور شدم به خاطر اون ايميل كلي پست رو از وبلاگ ور دارم ):
7 # binesh :
علی خان سلام و درورد سیره عملی علماء بر نفی قیامت است!
اين حرفا به درد نمي خوره بايد كاري كرد. مغزا قفل شده. كسي چيزي به فكرس نميرسه؟ شايد يه تجمع بزرگتر. من امروز ميرم انجمن. تا شب سراغ هر كي بتونم ميرم. يكي يه كاري بكنه.
9 # ... :
اگه خدا وجود داره و عدالت اكبر گنجي راه به براهه نمي بره... تو برو فكر خودت رو بكن كه كثافت كاري وجودت رو كمتر از حقارت اونهايي مي دوني كه حق حرف زدن رو از ملت مي گيرن...
هر وقت گنجی مودبانه ببوش گفت مرا بخیر تو امید نیست شر مرسان بنده یک شمع دست میگیرم با عکس گنجی تا ازادیش جلو و یا حوالی سازمان ملل راه میروم . چون بوش حامی رجوی چطوری حامی گنجیست
11 # رضا :
خاتمی...!!!واقعاهنوزازاونانتظارداریم.که باعثازادی گنجی شود.خاتمی این روزها اینقدر ذوق زده است که انگار دارد مملکت را به کسی که از خودش دموکراتر است تحویل میده.در ضمن خاتمی گفته که گنجی تقاضای عفو کند. انشاالله عفو میشود.راستی اقای ال÷ر فکر میکند خاتمی با چه دیدی از صدا وسیما بازدید کرد.شاید رفته دست مریزاد بگه.راستی دوستان شما میدانید این 8 سال خاتمی با چه چیزی تهدید کردن کهدر اکثر مسایل کوتاه امد
الپر جان چگونه براي راي جمع كردن گلويت را پاره كرده بودي حالا فقط ذكر مصيبت مي خواني و روضه مي خواني؟ جالا كي منفعل است ما تحريميان و يا شما قدرت طلبان؟ جبهه دموكراسي خواهي و حقوق بشرتان كجاست؟ اقاي معين جانتان در كدامن سوراخ است.. زماني كه اغاجري در خيابان انقلاب كتاك مي خورد كجا بوديد... اري ما اغتشاش گريم چون مي خواهيم حقمان را بگيريم نه مثل شما برويم گدايي كنيم... خاتمي هم كه ازادي مشروط مي دهد... خاتمي عوضي يكي بايد به خئودت ابروي مشروط بدهد... الپر جان خواهشا راست و حسيني خودتون را بكشيد كنار چون بوي لجن قدرت پرستيتات فضايي كه گنجي درست كرده است را نا پاك مي كند. الپر جان برو به فرمانده هاي مشاركتيت بگو نكنه مثل مجلشس ششم كه صندلي هايشان در خطر بود روزه ي شسياسي بگيرند ها!!! گرسنه مي مونند .....
13 # ارژنگ :
آقای شفق! چرا انقدر خون خودتو کثیف میکنی؟ تا وقتی امسال شما هستند که استرسی مبارزه میکنند اوضاع به همین منوال خواهد بود! ببینم نکند شما حق دفاع از گنجی را مصادره کرده اید که میگویید چه کسانی دفاع کنند و چه کسانی کنار بکشند؟ اینگونه خطاب کردن خاتمی را نمی دانم چه بنامم..شاید بگویم آب دریا از دهان سگ کجا گردد پلید!
14 # ارژنگ :
امثال!
ببين،ما همه بگران گنجي هستيم،ولي فكر مي كنم ديگه همه اون قدر بزرگ شديم كه نخواهيم طبق يه سنت قديمي توي جامعه ي سنتي مون از هر كي كه توي ذهنمون يه خورده بزرگ مي شه اسطوره يا به قول تو پهلوان بسازيم. شايد باورش سخت باشه،ولي به نظر مياد دولت "مردمي" آقا محمود داره اولين قرباني ش رو مي گيره...
ببين،ما همه نگران گنجي هستيم،ولي فكر مي كنم ديگه همه اون قدر بزرگ شديم كه نخواهيم طبق يه سنت قديمي توي جامعه ي سنتي مون از هر كي كه توي ذهنمون يه خورده بزرگ مي شه اسطوره يا به قول تو پهلوان بسازيم. شايد باورش سخت باشه،ولي به نظر مياد دولت "مردمي" آقا محمود داره اولين قرباني ش رو مي گيره...
17 # فيض :
امروز دیگر نتوانستم بغضم را نگاه دارم امروز اشکهایم ریخت آیا ما مگر مسلمان نیستیم اگر مسلمان هستیم چه جوری دلمان می آید چنین برخوردی با یک انسان بشود دیگر طاقت ندارم به این عکسها نگاه کنم در این چشمهای کم فروغ چه چیزی هست که این گونه مرا منقلب کرده است او کیست که ما را سالهاست نگران کرده است او از کجا آمده که ما این گونه دوستش داریم او مگر از چی حرف می زند که حرفهایش برای ما امید می آورد آیا او نمی توانست مثل ما زندگی کند او نمی توانست مثل همه پدرها برای فرزندانش پدری کند او چرا چنین می کند هر روز که میگذرد بیشتر از قبل نگرانش می شویم هرشب برایش دعا میکنیم برایش نذر می کنیم ولی چرا خدا دعاهایمان را قبول نمی کند چرا ؟ دیگر اطمینان داریم حکمتی دراین کار رب نهفته است که در او چنین اراده ای نهاده است که اینگونه برای ما ایثار کند و دانسته راهي را انتخاب كرده تا فرداها چراغ راهمان شود او می خواهد روشنی بخش زندگی ما شود اگرچه زندگی خویش را نابود سازد او از جنس ما نیست او از تبار دیگر است که چنین می کند او می خواهد ما در قفس نباشیم خودش اگر سالها در بند باشد ولی لحظه ای ما گرفتار نباشیم او می خواهد به ما درس آزادگی دهد ولی در مقابل این همه فداکاری و از خود گذشتگی او ما چکار کرده ایم دیگر وجدانم هم آرامم نمی گذارد گریه هم دیگر آرامشم نمی دهد باید برای او کاری کنیم ولی نه زمانی که دیر بشود همین امروز باید کاری کنیم پس آقای خاتمی اگر می خواهید دراین آخرین روزهای دولتت به ما هدیه ای بدهید تنها آزادی اکبر گنجی است غیر از این هیچ چیزی را نمی خواهیم خواهش می کنم این را از ما دریغ مدار .
ارژنگ جان هر وقت ياد گرفتي كه شفق اسم دختره نه پسر بيا حرف بزن در ضمن اين اقاي خاتمي كه عينه درياست الان كجا دارن براي گمجي تلاش مي كنند؟؟ فقط يه جمله بهت مي گم حيلي بد كه ادم نحواهت حقيقت اين كخ خاتمي يه خورده بي عرضضه است را هي فبول نكند و توجيه كند!!!!
19 # سهيل :
شفق خانم پر شور! آقا رضاي عزيز! در زمان مصدق هم كم نبودند افرادي كه دكتر فاطمي رو عامل انگليس مي دونستند و اين ابر مرد ايران رو جاسوس انگليس مي خوندند.ميدونيد ما ايرانيا بيشتر از اونكه قهرمان ساز باشيم قهرمان كشيم.ضمن اينكه نميدونم چرا براي يكبار هم كه شده موضوع رو از روي ديگش نمي بينيد. شايد اين شماييد كه بيش از اندازه در ادعايي كه داريد پا فشاري مي كنيد.اين اخلاق شما منو ياد اون جمله ويليام جونز مياندازه:" بسياري از مردم تصور مي كنند كه مي انديشند در حاليكه تنها پيش داوري هاي خود را پس و پيش مي كنند." از شما مي خوام يكبار ديگه به تاريخ رجوع كنيد و اگر از اون مطلع هستيد به انصاف و مروت خودتون مجال بروز بديد .باور كنيد اون كساني كه كمر مصدق رو شكستند پدران ما و شايد از لحاظ فكري بسيار شبيه به بعضي ازماها بودند.بياييد ما ديگه مثل اون طايفه زنده كش مرده پرست نباشيم.روزي مي رسه كه با چراغ دنبال امثال خاتمي بگرديم.ميگيد نه !؟ باشه روزگار بهترين داوره،منتظر مي مو نيم و ميبينيم.