۲۶ تیر
- آي آدمهاي نشسته و خندان... يك نفر اين گوشه دارد ميسپارد جان... دو نفس مانده به مرگ، پاي فواره جاويد اساطير زمين... چو فردا برآيد بلند آفتاب... تهمت زدن چگونه توانم به آفتاب... با دستههاي خنجرِ پيدا از آستين... دين و دل بردند و قصد جان كنند... آي زندانبان / صداي ضجه زنداني دربند را بشنو / درِ اين دخمه دلتنگ جانفرساي را بگشا / از اين بندم رهايي ده / مرا بار دگر با نور خورشيد آشنايي ده / كه من ديدار رنگ آسمان را آرزومندم ... !
- قرار است سكوت را بشكني و توضيح دهي كه چرا اسمت در كنار كسي قرار گرفته كه في المجلس اينقدر حكم اعدام در پيشانياش هست كه بمبارانش هم كفاف نميدهد... چه دشوار است توضيح دادن اين واژه ننگين كه: نميتوانم!
- آن روز در باد داغي كه از سمت پنجره به سوي صورتم هجوم ميآورد، رگههاي خنك گذرايي از نسيم لطيف خدا پيدا ميشد كه زندگي را تا اعماق دلم زيبا ميكرد. تازه فهميدم كه منظور از «نشاط معنوي» چيست كه هميشه در حرفهاي طرف كه قرار بود رئيس شود، ميشنيدم و حرص ميخوردم كه حزب طبقه متوسط سكولار را چه به نشاط معنوي! حلواي تنتناني بود، خيلي هم كم بود، زود تمام شد.
- تازگيها در مفهوم «فريب» تأمل كردهام و ديدهام چقدر اين مقوله پيچيده است. چقدر سادهانديشاند كساني كه فريب را تنها تا يك لايه يا حداكثر دو لايه ميتوانند بفهمند. و چه ست است فهميدن فريب، كه سادهترين راه رهايي از او، انكارش است. و چه سختتر است توضيح دادنش براي كساني كه دلشان به گداهاي حرفهاي سر چهارراه ميسوزد! بايد يك دوره كلاس «فهم پيچيده» بگذارم براي تو. آن موقع سخت نيست همراه كردن احساست.
- تا امروز تصور ميكردم هيچ تهديدي بزرگتر از مرگ نيست و چيزي بالاتر از جان براي از دست دادن وجود ندارد. چه فراموشكارم! مگر نشنيده بودم كه: «عِرض المؤمن كدَمه» پس چرا تا امروز باور نكرده بودم؟! گاهي معناي يك اتفاق ساده چقدر ميتواند عميق باشد.
- حسودي شدن دردناكتر از حسودي كردن است. اما چون در لايه دوم است، معمولا آن را نميفهمند.
- نفرت را ميتواني بين دو لبت محصور نگه داري تا دود شود و به هوا رود. اما زندگي را حتي اگر در كوچه بالا بياوري، باز در ساندويچي ميبلعي و در خواب ميبيني.
- ميگويي تو را نميشناسم. حرف نميزني، اما نگاهت داد ميزند كه هنوز مرا نشناختهاي. طوري حرف ميزني كه تابلو است هنوز من را نشناختهاي. ميگويم حرفها را ول كن، اينها همه بخشي از فريب است. آرشيو وبلاگم را بخوان، خوب بخوان، همهچيز را ميفهمي. شايد به عنوان تنها وصيت!
- آيا اين عجيب نيست كه چيزي كه براي تو اهميت حياتي دارد، حتي برايش يك تماس هم نميگيري؟ آيا عجيب نيست كه يك داوري اخلاقي هنوز حل نشده، تو را در دوراهي هردوسو مرگ، سرگردان نگه داشته باشد؟ آيا ميتوان قرباني بود و دست و پا نزد؟ آيا ميتوان اينقدر احمقانه به گذر زمان و دره و ترمز و باد مخالف بياهميت بود... ولي آيا، واقعا، فيزيك اينقدر بيرحم است؟
خدا رو شكر مثل اينكه كم كم نطقت باز مي شود !!
زور زيادي و حرف مفت نزن .گنجي مي ميرد چون اينها اشتباه شاه را تكرار نمي كنند ودشمنانشان را ازاد نمي كنند.اين نتيجه دشمني كور است.زور زيادي هم نزن.گنجي مي ميرد چون درگيري با مجامع جهاني براي ازادي اش و نگه داشتنش را ندارند.مي كشندش و هيچ اتفاقي هم نخواهد افتاد.مي دانم رفيق تان است اما زور زيادي نزن مردم دنبال زندگي شان هستند نه رفيق شما .نگفتي ان عكسها چطور بيرون امد؟
سلام
خوب است كه اين روزها روي مفاهيم تامل مي كنيد.
رويه تان پايدار .........
سلام. چند بار خواندمش، يادداشت عجيبي بود... خيلي عجيب و دلنشين... انگار با تمام وجودتان آن را نوشته ايد...
الپر مطمئن باش گنجی صحیح و سالم خواهد ماند مشکل پشتیبانی بوش از وی است
وگرنه ازاد شده بود این کارد و پنیر بودن بوش و خامنه ای باعث خیلی بد بختیهاست
اگر ازادش کنند هوار هوار بوش دنیا را خواهد گرفت که من زور چپان کردم
اگر یک انسان ازین شش میلیارد نفر گفت بوش واقعا دلش بحال گنجی سوخته
انوقت مغز من از پهن گاو درست شده
شاپرک یخ زد و یخ،مرد و موندگار نشد
چشاش رو هم گذاشت،دیگه اون بیدار نشد
مرغ شاپرکو به دست خدا سپرد
نگاهش به آسمون
تا که دق کردش و مرد
سلام.يه پيام دارم براي اون كسي كه نوشته ما براي آزادي اكبر گنجي هر شب ساعت 9 سوت ميزنيم.آقا اينقدر سوت بزنيد تا بتركيد.اين آقاي گنجي كه از تندروهاي اوايل انقلابه فكر كنم اون سوئيت اوين خيلي بهش خوش گذشته.آپديت شد: نفوذي ها در راهند.
قصه است این ، قصه ، آری قصه ی درد است
شعر نیست،
این عیار مهرو کین و مرد و نامرد است
بی عیار و شعر محض خوب و خالی نیست
هیچ- همچون پوچ- عالی نیست
این گلیم تیره بختیهاست
خیس خون داغ رستم و سیاوش ها ،
روکش تابوت تختی هاست
متن زير را در وبلاگ آيه هاي زميني ديدم، زيباست و به آنچه مي انديشم نزديك...
"یکی از آدم بزرگها گفت: شما زيادی فکر می کنيد
همه اش که نبايد فکر کرد
راه که بيفتيد، ترستان به کلی می ريزد
روسپی سالخورده گفت:بهايی گزاف پرداختم
به قيمت همه عمر
چیزی دیگر گفت: تمام هويتمان را، شعورمان را، وجودمان را
گرفته اند و بهشتی ناديده نثارمان کرده اند
نسيه!
دیگری گفت:باران میبارد
برویم زیر یک طاقی
من گفتم:
تا قلهء کوه چیزی نمانده
پشت سرتان را نگاه کنید
کسانی که مارا دوست داشته اند، کم و کمتر میشوند"
سلام. نه انصافا تو نوشته هات رو با اون عكس ها يكي مي كني ( تازه از اونا دفاع هم مي كني) ... كار تو نوشتنه ... پس بنويس.
حتي اگه زندگي ت رو توي كوچه بالا بياري باز هم نمي توني از فريبش خلاص بشي...مي بيني اين زندگي از فيزيك هم بي رحم تره...
خوب نوشتي الپر جان خوب.و خوب مي داني كه بسياريم كه با تو همدليم و همدرد اما چه سود.نمي دانم يكي روزه مي گيرد يكي سوت مي زند يكي مي نالد يكي ... وخيلي ها مثل من فقط دلشان گرفته است.همه اينها هم مثل هم است.سوت زدن وروزه و... تا سازماندهي نباشد بقيه اش مسخره بازي است.سازماندهي سازماندهي سازماندهي
دوستان٬ رفقا٬هموطنلر خوب گوش کنید ۵۸سالمه از ۱۸سالگی افتادم تو منجلاب
مبارزه خلقی٬ دشمن غرب امپریالیسم برهبری امریکا بود همه ما جوانها قهرمانانی
چون چه گوارا ٬ فیدل کاسترو٬لنین٬تروتسکی٬مائو وووو داشتیم بازجوهای ساواک
را غلام حلقه بگوش سیا میدونستیم و دربار و شاه را نوکران چشم و گوش بسته کاخ سفید
خوب میدانستیم دربار و شاه در دل مردم جایی ندارد اما مشکل ما گروه ها مسلح و غیر
مسلح هم بیاعتنایی مردم بود ٬خمینی مشکلش روحانیون غیر وابسته بدربار و ساواک
بود که ۸۰ در صد بودند ٬وقتی اوضاع اماده شد ان ۸۰درصد با خمینی جمع شدند
و ما هم در جمع انها رفتیم ولی بعد از شاه همه ما را یکی یکی درو کردند.حالا
شما نقطه سر خط من در ۴۰سال پیش هستید . اگر امریکا و اروپا هم صد در صد
پشت سرتان داشته باشید که دارید بدون مردم کارتان لنگ لنگست
چرند نویسی هم حدی دارد ولی مثل اینکه حدی ندارد
تازه كنكور دادم.فكر مي كردم فقط خودم بيكارم.بعد ديدن اين وبلاگ ها فهميدم بيكار زياده
سلام آلپر. منو يادت هست؟
جناب شي عزيز.به نظرم مقايسه شرايط كنوني با ان سالها درست نيست.در دهه چهل كه ادبيات ماركسيستي قوي بود مبارزه براي سرنگوني و...اما امروز فضا عوض شده.بحث امروز اصلاحات است.اصلاحطلبان بر خلاف گروههاي مسلح مبارز تا با مردمند موفقند.اصلا وجودشان در گرو حضور مردم است.
baba ma iraniya hamishe sikot kardim hamishe baraye hamine ke tosaremon mizanan........
nafas nakesh alodas hava hala chera alidas khoda danad
دوستان عزيز! دوست عزيزمان حسن اسدی زيد آبادی دانشجوی سال آخر حقوق و سردبیر نشریه دانشجویی سخن تازه امشب نهمين شب بازداشت خود را پس از دستگيری در تجمع حمايت از اکبر گنجی می گذراند اين وبلاگ را برای آزادی او ثبت کرده ايم و تا روز آزاديش خواهيم نوشت
امید اقا٬ میدونی من از چی این روشنفکران ایرانی بدم میاد٬بابا اگه هشتاد کیلویی
بنویس خب اگر درازی بنویس خب اگر کچلی بنویس خب. اخه یه هزار من سیاهه میکنی
و ادعا میکنی ۹۹.۹۹ درصد مردم هم طرفدارتن؟؟بعد با کمک بی بی سی و سی ان ان
رادیو فردا وووو تحریم میکنی و تازه نمیگی تو هفت روز بیش از ۶۰میلیون
رای دادند؟؟ والله اگر یک روشنفکر ضد رژیم بنویسه بابا من ۱۲۰۰ نفر بیشتر
طرفدار ندارم اما با همین بضاعتم با رژیم میرزمم من دست و قلمش را روی
چشمم میگزارم مسئله اینجاست اگر احمد چلبی و ایاد الاوی ها زر های زیادی
و دروغ نمیگفتند که عراق باین روز اسفناک نمیافتاد. اقا یا یا خانم باندازه
وزنت بنویس و بدان از راست نویسی هیچ زیانی نمیبینی. زیانی که بعضی اصلاح
طلبها با دروغ نویسی پرداختند و همه ۲۲ میلیون رای خاتمی را برای گروه خودشون
رقم زدند و میدانستند دروغ مینویسند
سلام دوست خوبم
از شما به خاطر اینکه در راه آزادی تلاش میکنید تشکر و قدر دانی میکنم.
من هم به نوبه خودم در این راستا و برای اکبر گنجی فعالیتی انجام داده ام.
دوست داشتم شما هم نظری بیندازد. (مقالات + نامه ها + آرشیو خبری کامل)
برای نمونه میتوانید به دو وبلاگ زیر از مجموع پنج وبلاگ ساخته شده توجه نمایید:
http://akbar-ganji.blogfa.com
http://ganji-july.blogfa.com
ممنون از اینکه توجه کردید.
بدرود و خدانگهدار
عجب دنیای مسخره ای شده.
چهار تا ادم به جایی نرسیده و از دل مردم بیخبر نشسته اند بیرون گود و با یک نوار رادیویی و یک لپ تاپ و یک عکس آب انار و چهارتا کارتون مسخره میخواهند مسیر حرکت انقلاب آینده یک ملت زحمتکش و یک مملکت باستانی را تعیین کنند.
كشيديم!نديدند.نوباوگان مي حواهند دنيا با سكس چت و فلمار بنك و دريز دريز كردن عوض شود.ما كه خاميم!چه كنيم.
كشيديم!نديدند!
گروهي از وبلاگ نويس ها تصميم گرفتن روز آخر رياست جمهوري خاتمي (11مرداد) همگي يه تيتر مشترك بالاي وبلاگهاشون بزنن براي خداحافظي با خاتمي . من هم موافقم و اسمم رو هم جزو گروه نوشتم . اما فكر مي كنم اين حركت خيلي كوچيكه ، مگه چند نفر توي ايران وبلاگ مي خونن؟ پيشنهاد كردم كه براي خداحافظي يه تجمع ترتيب بديم . ما كه الحمدلله ديگه تو اين جور كارها خبره شده ايم ! تازه مي تونيم مجوز هم از وزارت كشور بگيريم . فكر نمي كنم براي خداحافظي با رئيس جمهور مجوز ندن . اينجوري انعكاس حركتمون خيلي بيشتر خواهد بود و لااقل مردم ازش با خبر خواهند شد .
مي دونم ،خيلي انتقادها به دولت خاتمي هست . ما هم قرار نيست ستايشش كنيم و بي عيب و نقص بدونيمش . فقط قراره از زحماتي كه ميدونيم كشيد ،رنجهايي كه ميدونيم تحمل كرد ،قدمهاي مثبتي كه برداشت ،راههايي كه در جامعه بسته ما باز كرد ، و حداقل جراتي كه به ما براي حرف زدن داد تشكر كنيم . يادمون باشه كه توي اين 27 سال خاتمي تنها آدمي بود كه حق داشتيم هرچي دلمون مي خواد بهش بدو بيراه بگيم و خم به ابروش نياره . تنها آخوندي بود كه مي شد به ساحت مقدسش وارد شد و سوسك نشد . تنها رئيس جمهوري بود كه وجودش توي دنيا براي ما باعث آبرو و احترام شد و خيلي از آدمهاي دنيا ، صرفنظر از پست و جايگاه و مسووليت و كشورش ، به خاطر خودش و افكارش براش ارزش قائل بودن . . .
مي دونيم هزارتا بدبختي ديگه داريم . مي دونم اكبر گنجي هنوز وضعيتش خيلي بده . ولي در كنار تلاش براي كمك به گنجي ميشه يه كار ديگه هم كرد . ميشه اين برنامه رو هم جلو برد . ميشه حتي در همون جلسه صداي اعتراضمون رو به اين وضعيت به گوش مسوولين رسوند . ميشه يكي دو روز مونده به آخر دولت خاتمي برنامه رو گذاشت و از خاتمي خواست توي فرصت باقي مونده بعنوان آخرين اقدامش به عنوان رئيس جمهور ، كاري براي گنجي بكنه .
اين فقط يه طرحه . خواهش مي كنم اگه در اين مورد نظري دارين ، كاري مي تونيني بكنين يا كساني رو مي شناسين كه علاقمند هستن ، دريغ نكنين . مساله رو توي وبلاگهاتون مطرح كنين و ديگرانو هم خبر كنين . فرصت خيلي كمي باقي مونده . كي از آينده خبر داره؟ شايد اين آخرين باري باشه كه اجازه پيدا مي كنيم همچين قراري ترتيب بديم .
براي رسيدن به هر هدفي بايد بهاي آن راپرداخت . امثال گنجي هم جانشان را فداي هدفشان مي كنند . آيا با مرگ گنجي ها چيزي براي مردم روشن مي شود و يا اينكه هيچ اتفاقي نمي آفتد. نمي دانم.احساس مي كنم با اين مردم بيگانه ام و به درستي قادر به درك فكر و احساس آنها نيستم. با اين وجود خداوند حامي حق و حقيقت است و اميدوارم گنجي در پناه حق سالم بماند. به اميد رهايي
shoma hanuz montazeri ke khatami tozih bede? dige farghi nemikone,khodemoon midoonim
شما حالتان خوب است؟ مشكلي پيش آمده؟
زندگي حس غريبي است كه به هر كس ندهندش .
|