پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۵ مرداد

به خاطر سه چهار كار كه از قضا همزمان هم شده‌اند، مدت نه چندان كمي است كه مجبور به بالا رفتن پياپي از پله‌هاي دادگستري شده‌ام. در اين هفته كه تقريبا هر روز تمام وقت اداري را در مراكز مختلف قضايي بودم، دنبال اين كار و آن پرونده.

البته از قديم گفته‌اند خدا گذار هيچ كسي را به اينجور جاها نيندازد، و اين حرف هم چندان بيراه نيست. اما خب اگر بخواهم انصاف بدهم، تحولات مثبت و خوبي در بعضي از حوزه‌هاي كار قضايي ايجاد شده است. در واقع وضعيت اكثر بخشهاي قوه قضاييه در سالهاي اخير تغيير جدي كرده است، حالا در بعضي از قسمت‌ها تغييرات مثبت است و در معدود قسمت‌هايي كه بيشتر به حوزه‌هاي سياسي محدود است هم منفي!

براي نمونه، تشكيل شوراهاي حل اختلاف، واقعا يكي از پيشرفت‌هاي مهمي است كه در اين چند ساله رخ داده است. البته من تخصص حقوقي ندارم، اما چون يك مورد را قبلا در دادگاه ديده بودم و الان روند بررسي همان موضوع را در حل اختلاف نيز پيگيري كردم، واقعا تفاوت آشكاري در اين بين ديدم. يك مقايسه ديگر هم مي‌توانم بكنم ميان مراجعه‌اي كه بيش از يك سال پيش در ماه آغازين تشكيل شوراهاي حل اختلاف به اين نهاد داشتم، با مراجعه اخيرم. بي‌نظمي آن زمان، كه همان بي‌نظمي و آشفتگي و شلوغي متداول و مرسوم در دستگاههاي قضايي بود، الان جاي خود را به يك سيستم نسبتا جاافتاده و منظم (به نسبت كارهاي ديگر در جمهوري اسلامي) داده است.

نديده مي‌توان حدس زد كه يكي از دلايل مهم پديد آمدن اين وضعيت، حركت دستگاه قضايي كشور از نظم سخت و آهنين به سمت نظم مدني و قانون‌مدار است. آدمها اكثرا همان آدمها هستند و مشكلات نيز همان مشكلات. فرهنگ ارباب رجوع نيز تغيير چنداني نكرده و اوضاع فلكي و جوي هم عوض نشده. آن چيزي كه در اين بين تغيير كرده و قابل توجه و البته ستايش است، تغيير نگرشي است به تدريج در سرسخت‌ترين و كهن‌ترين نهادهاي سنتي رسمي ايران هم به وجود آمده است. قوه قضاييه هم با همه تنبلي متعارفش در پذيرش تحولات، كه در همه‌جاي دنيا و در همه سيستم‌هاي حقوقي همينطور است، وارد اين روند شده و اتفاقا تحولات خيلي خوبي هم داشته است. براي مثالي ديگر، گزارش عليزاده در روزهاي گذشته درباره نقض حقوق بشر در زندان‌هاي ايران، با هر نيتي كه باشد و هر تفسيري كه از آن داشته باشيم، كاري شجاعانه و ستودني است. و اصلا اهميت و ضرورتي ندارد كه وقتي از انگونه موارد صحبت مي‌كنيم، يك پرانتز باز كنيم و بنويسيم به لطف دوم خرداد! مهم اين است كه يكسري اتفاقات افتاده است، حالا اصلا به لطف خدا.

بايد بعد از كمي به فكر مثبت ديدن هم باشيم. اين روزها عينك‌ها زيادي دودي شده است!

نظرات شما:
درسته در بخش ها و شهرستان ها هم همين طوره ولي هنوز راه زيادي داره تا عدالت خانه بشه
2 # کمال :
حالا داری يواش يواش به راه اعتدال ميای و نصفه پُر ليوان آب رو می بينی. هميشه اين تصوير رو جلو چشمات داشته باش که اين حيوان دو پا با تمام خوبی ها و بدی هاش، با تمام خير و شر هاش و با تمام شوربختی ها و خوشبختی هاش و شوق و شوراش حداقل چند ده هزار سال است که روی اين کره خاکی زندگی ميکنه و با مشکلات و مسايل جوراجور دست و پنجه نرم کرده و به اينجا رسيده که الان من و تو وايساديم. و حالا نوبت من و تو و بقيه است که اين راه رو ادامه بديم. مطمئن باش که از پس اين چند تا جونور و مارمولک بدخيم هم بر خواهيم آمد. زنده باشی بچه محل
در باره ي عكس آقاي رييس جمهور ! در هيئت هاي سنتي , رسمي هست كه وقتي جماعت بيش از ظرفيت روضه مياد , ريش سفيد ها ميگن كه به نام نامي قائم آل محمد همه يه قدم بيان جلو ! در ضمن ظاهرا شيعه بايد در برابر نام قائم به تمام قامت بلند شه ! اين عكس اولي , عكس پس از قائم زدن است و عكس دومي , عكس پيش از قائم زدن ! البته ظاهرا قائمش رو تو كيهان زدند !
ای خدا جد و ابادت را بیامرزه که بد و خوب را میگویی٬ما هجده ساله ازین سی ان ان و سی تی وی و سی بی سی در کانادا و امریکا ۹۹.۹۹ درصد منفی اندر منفی در باره ایران شنیدیم این لامصبا با هر کشور و مردم که بد هستند بلاخره دو سه تا یی پیدا میکنند چند کلمه خوب هم بگه حتی کوبا حتی عراق دوره صدام حتی کره شمال بد رژیم و استالینی سخت .... اما ایران را هر چه فکر میکنم نمی تونم راز عجیب و غریب را پیدا کنم این همه نفرت از کجا امد بابا ویتنام هم یکپارچه کمونیسته هم ۵۵هزار امریکایی را کشتند دیروز نخست وزیرش با بوش نهار میخورد ایران کدام امریکایی را کشته؟؟مگر گروگانگیری این همه نفرت میاره!؟؟خلاصه الپر یک جمله مثبت گفت دلی را شاد کرد
5 # مهرنوش :
سلام الپر عزيز، خوشحالم كه واقع بين هستيد.
6 # elessar :
اینم از اون حرفهاست!!!قائم زدن!!!استاد عزیز یه نیگا دیگه بکن ، چون موقعی ملت نشستن هوا ابریه اما موقع بقول شما قائم زدن!!!هوا توپ و آفتابیه!!!در طول مدت قائم زدن!!! فوری هوا صاف شد؟!؟در ضمن او پارچه جلوی جمعیت با این ارتفاع!!!موقع قائم زدن کجا رفت؟!؟
محض اطلاع سعي كن دادگستري تان را به چشم بكشيد. من يك روز آمدم براي اعتراض به ديوانعالي اصلا انگار وارد يك كشور ديگر شده ام. دلم نمي آمد كاخ دادگستري را ترك كنم. در رفتار كاركنان و حتي سربازان ديدم كه فهميده اند با انسان طرف هستند نه حيوان. به نظرت اين ارزشمند نيست؟ ببين حالا ما با كيا طرفيم كه آنجا را به چشم مي كشيم.
به هاله هم گفتم نميدونم بعد از 14 مرداد چه كنم؟
مثبت اندیش می شویم.نشویم ، چه کار کنیم؟
با سلام مطلبت را كه در مورد كوراني و مرحوم شيرازي بود خواندم( در آرشيوت) و بسيار استفاده كردم وبلاگم در مورد مرحوم شيرازي مي باشد. خوشحال مي‌شوم سري به ما بزنيد اگر مايل باشيد لينك تو لينك كنيم يا علي مدد
به نوشته من راجع به گنجي هم نگاه بنداز
سلام. جالب بود.موفق باشي