پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۳ شهریور

1- وحدت در عرصه سياسي، اساسا امر نامطلوبي است. آنچه كه مطلوب و در عالم واقع ناگزير است، ائتلاف است. مبناي ائتلاف، برخلاف آنچه در ظاهر به نظر مي‌رسد، تعدد و اختلاف است، نه همساني. ائتلاف بين نيروهايي معني‌دار است كه اساسا با هم متفاوت باشند، اما اشتراكاتي در منافع يا اهداف موقت آنها را در كنار هم بنشاند.

2- شفافيت، راه حل صريح موجود در مواجهه با بحراني است كه من نامش را «باتلاق مفهومي» مي‌گذارم. يعني همين چيزي كه با آن دست به گريبانيم: چندگونگي و تكثر ولنگار در فهم و تعريف مفاهيم و كاربرد آنها در زبان. آشفتگي معنايي كه در فهم مصطلح از دموكراسي، دين، جمهوريت، فردگرايي، توسعه، عدالت، آزادي، ليبراليسم و بسياري از ديگر مفاهيم بنيادين سياسي در جامعه ما وجود دارد و هرروزه به سوء تفاهم ها و بي‌نظمي‌هاي گفتماني دامن مي‌زند.

3- اصلاح طلبان تاكنون ضربه‌هاي بسياري از جريان تحريمي خورده‌اند. كنار هم نشستن اين دو گروه، نه تنها باعث شده كه هويت سياسي و اجتماعي اصلاح طلبان به‌كرات مخدوش شود و از جهات بسياري مورد پرسش قرار گيرد، بلكه دست رهبران اصلاح طلب را در كاربست ابتكارات تاكتيكي بسته است. تحريميان حاشيه‌هاي منفي بسياري براي اصلاح طلبان ايجاد كرده‌اند و بارها حملات اقتدارگرايان به اصلاحات و اصلاح طلبان را موجب شده‌اند.

4- وجود يك جريان تحريمي در كنار جريان اصلاح طلب، برخلاف تصور بعضي از ناظران سياسي، نه تنها حاشيه مثبت و حفاظي براي جريان اصلاح طلب نبوده، بلكه اتفاقا ضربه‌پذيري اين جريان را بالا برده است. اصلاح طلبان به خاطر اينكه در كنار تحريميان قرار گرفته‌اند، همواره سرمايه‌هاي خود را از دست داده‌اند، چه رسد به اينكه حفاظي هم براي فعاليت‌هاي خود بدست بياورند.

تذكر: اين بحث اصلا محدود به وبلاگ‌ها نيست. يك بحث كلان سياسي- اجتماعي با نگاه به آينده است. جلوتر كه رفتم، شايد واضح تر شود.

نظرات شما:
الپر جان داری درست و حسابی خطوطی را که درهم شده را جدا میکنی و اصلاح طلبهاییکه برای انقلاب ۵۷ هم زحمت کشیدند هم جان دادند و جان کندند از دو تیره که یکی از ریشه با کل انقلاب مخالف بوده و هنوز هم هست وان تیره دوم انقلابیون همراه انقلاب ۵۷ هستند که بخاطر عقید های مسلحانه اشان!!! و بسیار تند از گردونه خارج شدند اما در پناه اصلاح طلبها واقعی بخصوص دفتر تحکیم وحدت رسوخ کردند و با شعار مرگ بر خاتمی نشان دادند که از چه گروه و دسته ایی هستند و چه میخواهند...اقا خانم اگر براندازید خوب تو اصلاح طلبها چرا قایم شدید و اینها را خراب میکنید مرد و مردانه بگویید و پایش هم بایستید
به نام حضرت دوست سلام: كاش مي توانستيم تمرين كنيم زيست جمعي را .اميدوارم با طرح اين مباحث مجددا هر دو گروه در محتواي عملكرد خويش بيانديشند شايد در ميانه راهي نوين حوالتمان شد.چند خطي نوشتم در باب مسايل پيش رويمان. خداوند شيواه اي بهين ارمغان آورد همگان را. مهرتان پايدار
سلام الپر عزيز! حرف دل ما را ميزني جانا! سالهاست كه متوجه همين بحث شيرين سوءتفاهم(وبه‌تعبير تو باتلاق مفهومي) شده‌ام و در باره‌ي آن سخن گفته‌ام و راهكار داده‌ام. در جمعه‌ي دوم انتخابات اخير در وبلاگم نوشتم: جمعه 3 تير 1384 ( فرار از گرگ؛ به ميدان كشاندن روباه) سوءتفاهم، ويروس ويرانگر انتخابات غيردموكراتيك سه سال پيش باز در همين وبلاگ و نيز در نشريه سياه‌سپيد در يكي از مقالات دنباله‌دار و پيوسته به همين معضل اشاره‌اي مبسوط نمودم با اين عنوان: ۳)چه بايد كرد؟(۲): معرفي زبان مشترك(زبان نسبي، غير قطعي، و غير منتسب به حقيقت) اينهم لينكش اگر فيلتر نباشد: http://www.siahsepid.com/week/archives/000040.php البته مجموعه مقالات سياه سپيد را در وبلاگ ديگري با نام لاادري هم گذاشته‌ام: آدرس:http://laadri.blogspot.com/ بنظر ناقصم اينگونه مي‌آيد تا انتساب به حق و حقيقت مشغله‌ي ما باشد همين اش است و همين كاسه. ما تا هنگاميكه بدون رسالت گرد تفسير آيات الهي پرسه مي زنيم و تجربيات شخصي را به زبان اجتماعي تفسير مي‌كنيم و آن را تعميم ميدهيم بي آنكه مقام حق را مصون داريم همين آش است و همين كاسه. الپر عزيز! حكايتي كه از آن مي‌نالي يادآور اين بيت است: خانه از پاي بست ويران است، خواجه در بند نقش ايوان است. اين ره كه سياست بازان مصلح ميهنمان مي‌روند به تركستان ختم مي شود. موفق باشي.
4 # دد واك :
الپر جان با عرض معذرت اما تحليلت از اساس دچار تناقض و بي معني است ... به عنوان كسي كه اين انتخابات را تحريم كرد دوست دارم چند چيز را براي تو و كساني كه مثل تو فكر مي كنند روشن كنم.. 1- گروهايي كه انتخابات را تحريم كردنند شامل طيف گسترده اي مي شوند : از دفتر تحكيم تا گروه رجوي اين گروها هيچ مشابهت فكري با هم ندارند ... اصولا اين كه تحريمي ها را همه هم فكر و يك كاسه تصور كنيم مسخره است ... 2- همانطور كه خودت گفتي اگر عمده تحريمي ها را كساني بدانيم كه مثل من در خارج از ايران مشغول زندگي هستند ان وقت اين حاشيه امنيتي!! كه وجود اصلاح طلبان براي انها ايجاد كرده اند دقيقا از چه قرار است؟؟!! اين ادمها اصولا نه درامدشان، نه ازادي هاي فردي روزمره شان ، و نه حقوق اوليه شان از قبيل : ازادي بيان و ... توسط حكومت تحديد نمي شود ... هر چه بخواهند مي گويند و هر چه بخواهند مي نوشند ... تحريمي هايي كه در داخل زندگي مي كنند هم انهايي هستند كه معمولا حاشيه امنيت را براي امثال تو ايجاد مي كنند ... انهايي كه در خط مقدم به مبارزه واقعي مشغولند و حاظر به پرداخت هزينه اند (مثل اكثر اصلاح طلبان از جمله خودت تنها با دهان باز منتظر شكار فرصت نيستند ) : مثل شيرين عبادي ، اكبر گنجي ، ... 3- اصلاحات سالهاست كه شكست خورده ، در اين انتحابات دفن شد... مسىوليت ان با ادمهاي فاسد و فرصت طلبي است كه از پتانسيل اصلاحات و از حاشيه امنيتي كه راي 20 ميليوني مردم برايشان ايجاد كرده بود فقط در تقسيم غنايم بين خود و دوستانشان بسنده كردند... اينها همان گروهي هستند كه اصولا مشكلي با نظام نداشته و ندارند ... معين هم يكي از همين ها بود (كسي كه هنوز هم از انقلاب فرهنگي كه خود يكي از بانيان ان بوده دفاع مي كند) ... اصولا اگر موارد را يك به يك قياس كنيم احمدي نراد بيشتر از معين اصلاح!! طلب است .... 4- عمده گروههاي تحريمي در خارج از ايران اصولا خيلي وقت است كه قايل به اصلاحات نيستند ... و اصلاح طلبان را به غلط يا به درست جزيي از همين حكومت ميدانند ... پس اصولا حسابشان هيچ وقت با شما يكي نبوده كه از بيخ جداست ... 5- اصولا سياستي كه از ان نام ميبري، فعاليت و رقابت سياسي در داخل يك مسىله خانوادگي است مختص به عوامل خودي نظام ... براي انهايي كه خارج حكميت هستند راهي جز مبارزه با تماميت نظامي كه حتي قواعد اوليه بازي سياسي را قبول ندارد وجود ندارد ... پس اگر كسي در ايران به سياست ورزي ياد مي كند يا جزيي از اين خانواده است يا اصولا حالش خوب نيست ...
5 # بیژن :
چرا یک کاره نمی گی "حرامی" ها و خودتو و کسایی رو که مالیدنشون هدف فعالیت و زندگی "اصلاح طلب" ها (باتلاق مفهومی اینجاست!) هست و خواهد بود رو راحت نمی کنی؟ عقده ها این طور گه پیداست زیاد و شدید هستند ، عزیزم فروخوردنشان برای تو و امثالت صلاح نیست باباجان.
الپر جان بازهم اون حاشيه امنيتي رو توضيح ندادي... اين حاشيه امنيتي براي كدام تحريمي وجود داشته؟ از اكبر گنجي و شيرين عبادي و... در داخل گرفته تا همه اعضاي گروههايي كه در خارج و داخل اين انتخابات را تحريم كرده بودند. نيمخواي بگي كه در داخل يا خارج هم قرار بود كسي ترور يا ربوده و زنداني بشه و به خاطر گل روي اصلاح طلبان و حاشيه امنيتي مدكور اين اتفاق نيفتاده. نه حتما نميخواي اين رو بگي!