پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۴ شهریور

اينجانب به عنوان آدمي كه هنوز يك كمي عقلش كار مي‌كند، سؤالي به ذهنم رسيده كه رجاء واثق دارم كسي لطف فرموده به آن پاسخ دهد و خانواده‌اي را از نگراني برهاند.

با توجه به اينكه: از ابتداي انقلاب، دشمنان نظام و نفوذي‌ها و عناصر فريب‌خورده وابسته به اجانب بارها و بارها عليه نظام توطئه كرده‌اند، اما همواره توطئه‌هاي ايشان خنثي و نقش بر آب شده و دستشان براي ملت رو شده است، خصوصا با توجه به آنكه يك بار جناب آقاي فلاحيان فرموده بود كه وزارت اطلاعات تحت امر ايشان در رده‌هاي بالاي دولت شيطان بزرگ (ايالات متحده) نفوذ دارد، و با توجه به اينكه جناب دكتر سعيد اسلامي (امامي) هم يك بار فرموده بود كه ما در بالاترين رده سازمان مجاهدين خلق (منافقين) نفوذ كرده‌ايم و آنها را هدايت مي‌كنيم، و با توجه به اينكه يك بار جناب آقاي يونسي هم فرموده بودند ما در اكثر گروههاي مخالف نظام نفوذ كرده‌ايم و همين الان (يعني حدود دو سه سال پيش) دايرم آنها را هدايت مي‌كنيم ...

اما بدون توجه به اينكه همين آقاي يونسي يك بار به صراحت از كشف نفوذي‌هاي دشمن در مطبوعات خبر داد اما از معرفي آنها خبري نشد، و هم ايشان دو سه بار ديگر از كشف جاسوس در فلان جا و بمان جا خبر داد اما باز پي آن گرفته نشد، و بدون توجه به آنكه ظاهرا قتلهاي زنجيره‌اي به دست آمريكايي‌ها و اسرائيلي‌ها انجام شده بود اما جزييات بيشتر روشن نشد، و بي توجه به اينكه دشمن پايگاههاي زيادي در مطبوعات داشت كه حتي يك مورد از آنها نيز شناخته نشدند، و بدون توجه به موارد متعددي نظير اينها ...

سؤالم اين است كه سرنوشت پرونده ترور قاضي مقدس به كجا رسيد، و آنهمه شواهد و قرائني كه در روزهاي اوليه از آن سخن مي‌گفتند چه شد، اينهمه نهادهاي قدرتمند و مقتدر نظامي و انتظامي و اطلاعاتي و امنيتي و غيره به چه درد مي‌خورند كه از پيگيري يك پرونده قتل عاجز مانده‌اند، و آن دوربين‌ها كه از صحنه فيلمبرداري كرده بودند و آن شاهدان عيني كه حضور داشتند و آن سرنخ‌ها كه مقامات ذي‌ربط و بي‌ربط بارها از آن خبر دادند بالاخره به كجا رسيد؟؟ و خلاصه اينهمه تشكيلات عريض و طويل برادران، غير از فتح جهان و پي‌ريزي تمدن اسلامي و همچنين نابود كردن و به اعتراف كشاندن وبلاگ‌نويس بيچاره‌اي مثل من! چه كاري بلدند؟ سؤالي مانده بود بر لبها كه پرسيدم من از شبها! به تكرار غم نيما ...

نظرات شما:
به، عجب سحرخيز هستيد شما!!
ای اقا عجب سوالایی میپرسی!
3 # محسن :
سلام. طبق اخبار موثق (خودت ميدوني كيو ميگم) قاضي مقدسي توسط يكي از اهالي خيابان خوش ترور شده كه چند وقت پيش حكم اعدام برادرشو داده بوده. اين فرد طي تماسي اعلام ميكنه كه من ترور كردم اگه ميتونيد منو پيدام كنيد ( به سبك قايم موشك) حالا در مورد سكوت دستگاه قضايي خودتون نظر بديد.
4 # فاطمه :
عجب دل خجسته اي داريد چي تو اين مملكت از حد حرف و ادعا خارج شده كه اين دوميش باشه
5 # اميد اقا :
سلام . كابينه مهرورزي سوال پرسيدن را از ياد همه مي برد!!!
6 # تداعي :
سلام در جواب سوالت بايد بگم .در اين ميان منفعت وماندن روي صحنه براي يه عده خيلي اهميت دارد.يعني حاضرند براي ماندن خيلي كارها را بكنند وخيلي حرفها رابزنند.من كه فكر مي كنم پي گيري نكردن اين موضوع هم حتما منفعتي داشته .تو اين طور فكر نمي كني؟
7 # ليلي نيكونظر :
اي بابا ...درست مي فرماييد قربان!
8 # قلمران :
ناراحت نباش مي گيرنشون
الپر خان شما جورنالیستی و وظیفه ات پیدا کردن این سوالها برای ما مردم کوچه وبازار٬اگر جودیت-میلر در امریکا زندان رفته انهم از مهمترین روزنامه دنیا یعنی نیو یورک تایمز بخاطر لو دادن مفز پنهان بوش اقای کارل-رو ....... پس عکسهای زجر کشیدن گنجی را الکی مرتضوی هر روزه برادیو فردا میدهد؟؟ داره مثل بوش انتقام میگیره کاخ سفید انطوری قوه قضاییه ایران اینطوری حالا دوست داری مثل گنجی بشی این سوالها را دوباره مرور کن
الپر جان شما چرا خودش ناراحت می کنی. به جای این حرف ها، یک مطلبی بنویس و حال این هایی را بگیر که از این سوالات ما انگل وارانه سو استفاده می کنند، بعدش هم ماهای بدبخت جواب سوال ها را پیدا می کنیم و توی وبلاگمان می نویسیم. به ما نیم نمره هم نمی دهند. ما رفوزه می شویم و آنها دهانشان گشادتر.
باز ميام وتحليلاتو ميخونم اينيكي رو خوندم
12 # مهرنوش :
برآيد سرخ گل، خواهي نخواهي/ وگر خود صد خزان آرد تباهي (ه.ا.سايه)
13 # مهرنوش :
برآيد سرخ گل، خواهي نخواهي/ وگر خود صد خزان آرد تباهي (ه.ا.سايه)
14 # مهرنوش :
برآيد سرخ گل، خواهي نخواهي/ وگر خود صد خزان آرد تباهي (ه.ا.سايه)
15 # مهرنوش :
برآيد سرخ گل، خواهي نخواهي/ وگر خود صد خزان آرد تباهي (ه.ا.سايه)
16 # reza_e :
Long time ago around 1930s there were three mafia members having a drink at a bar. One of them who was their boss turned to the other two and said can you tell me what is 2+2 ? One of them said well of course it is 4. Before he could finish his sentence, the mafia boss pulled his gun and shot him. The other man was shocked and said why did you kill him?. The boss simply said he knew too much
17 # مهرنوش :
درون سينه ام دردي ست خونبار/ كه همچون گريه مي گيرد گلويم/ غمي آشفته، دردي گريه آلود.../ نمي دانم چه مي خواهم بگويم (ه.ا.سايه
جواب سوال شما ده بيست نفر را بگيرند هركه مي خواهد باشند از بيكاران و مفلسان بجرمقتل قاضي در ملا’ عام اعدام كنند با دست و دهن و چشم بسته . مسئله تمام مي شود نيازي به زحمت زياد نيست.
جالبه!...