پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۶ مهر

«گيلانه» آخرين ساخته رخشان بني اعتماد اين روزها در سالن‌هاي سينما اكران شده است. ديدمش، و به صراحت مي‌توانم بگويم يك «ضد حال» بزرگ به تماشاگري بود كه انتظار داشت اين فيلم جنگي را مشحون از صحنه‌هاي رمانتيك و اسطوره‌هاي بلندقد و قهرمانان افسانه‌اي ببيند.

مخصوصا براي مني كه ايده‌آلم از فيلم جنگي، شده فيلمهاي حاتمي كيا، از «آژانس شيشه‌اي» گرفته تا «روبان قرمز» و «موج مرده»، و حتي «ارتفاع پست»، و حتي «ديده بان»، ديدن «گيلانه» و احساس كردن زشتي جنگ و كراهت بي‌سابقه پس از آن، عجيب بود.

فيلم جنگي در تصور ما بايد موسيقي تكان دهنده را با صداي توپ و تانك و بمب و خمپاره بياميزد تا نشان دهد جنگ چه معركه پرهياهوي شلوغي بوده است. و شايد بهتر انتظار داريم در اين هياهو، يك دو انسان وارسته را هم ببينيم كه گوششان از آواهاي ملكوتي اينقدر پر است كه گويي اصلا صداهاي نارنجك و كاتيوشا را نمي‌شنوند و دارند در ابرهايي فراتز از اوج هواپيماها و موشك‌ها قدم مي‌زنند.

اما «گيلانه» اينچنين نيست. اين فيلم، تلخي جنگ را در سوسوي بادهاي انتظار پيش چشم‌هاي خيره به جاده به تصوير مي‌كشد. در آه خستگي مادري كه نه تحمل دشواري رسيدگي به پسر معلول خود را دارد و نه تحمل دوري‌اش را. در سرگرداني چشم ناظر بين جنون جوانك موجي توي اتوبوس و جنون مردم فراري از بمب و موشك شهر. در تنهايي و سكوت كلبه قديمي و كهنه‌اي كه سالهاي سال است كه ايستاده و مسافران رنگارنگ زمان بي‌توجه و بي‌تفاوت از كنار آن مي‌گذرند، بلكه هر يك قدري از زشتي خود را نيز در اين جاده جامانده از تاريخ جا مي‌گذارند.

نظرات شما:
سلام علي جان سري نميزني بابا يه عليكي.... وقتي يه بچه فسقلي بودم ميمنت خدا بيامرز كه يه طرف بدنش فلچ مادر زاد بود با يه دستش شير تنها گاوشان را ميدوشيد و ماست و كره و سرشير ميگرفت و ميبرد ميداددرخونه روحاني كه هر سال ماه رمضون و محرم ميومد به شهر ما ! منم مثل اين كه خيلي شيرين بودم كه ميمنت منو ميون اين همه بچه هاي محل دوست داشت و هي بغل ميكرد و ماچ ميكرد. اول ازش ميترسيدم چون صورت و دست و همه بدنش با بقيه فرق داشت... ولي خب مي برد گاو را نشون من ميداد و كلي بهم ميرسيد... يه رزوم بهم گفت چرا برا آقا كره تازه و سرشير مي بره... ميخواست آقا دعا كنه دستش خوب شه و براش خواستگار بياد... نه ميمنت خوب شد.. نه شوهر كرد و نه آقا اصلا فهميد كه دست ميمنت فلجه!!! هيچ وقت حاج آقا خودش نيومد در خونه را باز كنه و كاسه را بگيره. هيچوفت هم نرفت به ميمنت به سر بزنه و تماشا كنه چفدر كره درست كردن سخته... اونم با يه دست.... حالا نميدونم امروز چطور شد ياد اون خدا بيامرز افتادم و اينجا برا تو كامنت گذاشتم...
علي جان اين كامنت هم براي حسين خداداد گذاشتم. بذار اينجا هم كپي كنم براي دوستان تو كه همه اهل نظر هستند و بشه از نظرات اون ها اين جا با وبلاگ حسين استفاده كرد. تا حوزه ها درش يه تغيير بزرگ انجام نشه اين ملت حالا حالا ها بايد برش بها بپردازه... آدرس حسين: http://www.hosseeinkhodadad.blogfa.com .. . . سلام حسین جان و سایر دوستان. درمورد "برای کمک فکری ، نظر شما ( بدون تعارف) در مورد سخنان اقای امیر چیست؟" من فکر می کنم قرآن احتیاج به تفسیر ندارد. هر کسی باید با خواندن قران آن را بفهمد و حس کند. بسیاری از مشکلات از آنجا حاصل می شود که بسیاری از آیات که برای حادثه ای خاص (زمان و مکان مشخص) نازل شده ما آنرا تعمیم میدهیم به هر عصری. از این زاویه شان نزول می تواند کمک کند. اما کافی نیست زیرا این هم مشکل خودش را دارد. زیرا که آن را به متغییری ربط میدهیم که بر میگرد به آدم ها و تاریخ... و باز منشا اختلاف!! مطلب دیگه این که فران مانند هر کتاب دیگری لایه های مختلف دارد و بعضی از موارد آن با دانش کنونی بشر هنوز قابل درک نیست اگرچه خدا آن را به زیان ساده هم بیان کرده باشد. حال این به این مفهوم هم نیست که هر آیه چندین بطن دارد ... بعضی از آیه ها تاریخ را برای عبرت بیان می کند.. بر خی مخصوص بیان یک حادثه خاص است که خدا به پیامبر گفته چگونه با آن مواجه شود.... و البته بعضی آبات هم باید بگوییم هنوز نمیدانیم منظور آن چیست. بنابراین همه در یک سطح هستند... و احتیاجی به تفسیر و متخصص نیست. بدیهی است مثلا شعر خافظ را هم که می خوانیم اگر تاریج بدانیم و یا قران بدانیم بیشتر متوجه میشیم ... این فرق دارد که بگوییم هر کس یک چیز از شعر حافط می فهمد.. شما ببینید و قتی خدا می خواهد بگوید زکات به چه چیزایی تعلق میگیره نمیگه: زکات به خیلی چیز ها تعلق میگیره من جمله گندم... و... مویز.... و 6 مورد دیگه.... که دست را برای آینده هم باز گذاشته باشد... نمی خواسته باعث گیجی مردم بیسواد و بدوی که خون به دل پیامبر میکردند تا یک کلمه یاد بگیرند و دائم او را جادوگر خطاب می کردند، بشود! خب حالا در عصر صنعت و کامپیتور هم مالیات باید با استناد به آن آیه باشد. من فبلا هم گفتم که فران بخش بسیار کوچکی از کتاب مبین است و آفرینش این قدر کامله و خدا در انسان بعنوان اشرف مخلوقات آن فدر حسن با روحش دمیده و به او هو ش و عقل عطا کرده که قادره آنها را مطالعه و تحقیق و کشف کنه! اصلا روال طبیعی این بوده، ولی در هر مقطعی که بشریت این قدر نزول کرده که بدون کمک وحی احتمال بارگشتش به صراط مستفیم کم بوده و یا اصلا نبوده خداوند رسولی فرستاده تا با منبع وحی جامعه را تفویت کنه.
خلاصه این که همه میتوانند از فرآن بفهمند... آیات معانی مختلف ندارند و بطن هم ندارند. بعضی ها را ما هنوز نمی فهمیم و لی خواهیم فهمید با کار و کوشش دانشمندان فیزیک ..بیولوزی و سایر علوم نه حوزه های علمیه در شکل کنونی آن. آنها وافعا دارند وفت خودشان و طلاب را بیهوده به هدر میدهند. اصلا متدلوزی آنها این است که آنچه هست و میدانند را دوباره تائید کنند. .. حا لا این بحثش مفصله و نمیخواهم باعث سو تفاهم بشه ولی این بندگان خدا طلاب وافعا مستضعف وافع می شوند و در مفابل عمری که هدر میدهند و اقعا چیزی دستگیرشان نمیشود...
سلام دوست عزيزم بعد از گذشت مدت چند ماه باز تصميم گرفتم ادامه بدم و بنويسم چون اينطوری يکمی احساس سبکی ميکنم اينبار اومدم با قدرتی بيشتر کار کنم .اولين مطلبم بسيار جالبه چون يه بحث بين منو يکی از دوستام که نظر دوستم و خودم در مورد دين رو روی وبلاگ گذاشتم حتما بهم سری بزن خوشحال ميشم. تا بعد خدانگهدارت
ما كه نديديم. راستي كنگره رو كسي آنلاين نمي لاگه؟
6 # مهرنوش :
سلام. من يكي كه از كارهاي خانم بني اعتماد اصلا خوشم نمي آيد.
سلام الپر عزیز، اینو توی پرشین پتیشن دیدم.. فکر کنم باید بهش لینک اساسی بدی...! http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=56d89d41-eee6-4f4f-9447-b51a936588dd