پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۱۴ مهر

با اينكه اكثر اصلاح طلب ها از آيين نامه جديدي كه مجمع تشخيص را مافوق قواي سه‌گانه و ناظر بر ايشان قرار مي‌دهد، استقبال كرده‌اند، من فكر مي‌كنم به شدت دارند اشتباه مي‌كنند.

خروج از روندهاي قانوني، حتي اگر كسي آن را مطابق با مصلحت تشخيص دهد، نه مطلوبيتي دارد و نه نتيجه مثبتي. البته پيش شرط حرف من اين است كه ببينيم قانون بد بهتر است يا بي‌قانوني خوب؛ و من اولي را ترجيح مي‌دهم.

كساني كه از برتري يافتن مجمع تشخيص بر قواي سه‌گانه و نظارت آن بر قوا در زمينه پايبندي به سياستهاي كلي نظام، چشم‌انداز بيست ساله و برنامه پنج ساله (آنطور كه محسن رضايي برشمرده است) خوشحال شده‌اند، توجه نمي‌كنند كه با اين ترتيب از سويي نهادي غيردموكراتيك بالاتر از دولت و مجلس و دستگاه قضايي مي‌نشيند و از سوي ديگر به دخالت‌هاي از بالا در كارها و همچنين التزامات فراقانوني نظير سند چشم‌انداز 20 ساله رسميت داده مي‌شود.

اگر خاطرتان باشد، در سالهاي پس از 2 خرداد هم بارها اين بحثها پيش مي‌آمد. مخالفان خاتمي بر اساس اينكه راه دوم خردادي‌ها را مغاير با مسير صحيح نظام تشخيص مي‌دادند، به خود حق مي‌دادند كه با استفاده نابجا و غيرقانوني از نهادهاي بي‌طرف و روش‌هاي فراقانوني در كار دولت خاتمي اخلال كنند. از اين‌سو اصلاح طلبان هم مدام بر طبل قانون و قانون‌گرايي مي‌كوبيدند و طرف مقابل را به التزام به قانون و وفاق ملي بر مبناي آن فرامي‌خواندند. ولي آنها كارهاي خود را همواره با «مصالح كلي نظام» و «اصول كلي» توجيه مي‌كردند و لذا قانون را زير پا مي‌گذاشتند.

اگر قانون ملاك است، خاتمي و احمدي نژاد ندارد، بين 84 و 76 هم فرقي نبايد باشد. افزودن سازوكارهاي فراقانوني نه تنها كمكي به دموكراتيك شدن رفتار گروههاي كمتر دموكراتي كه اكنون بر مسند قدرت نشسته‌اند نمي‌كند، بلكه احتمالا دو نتيجه خواهد داشت: يا جامعه (به طور عام) و گروههاي بنيادگرا (به طور خاص) را به بهتر بودن دموكراسي و قانون‌مندي بي‌اعتماد مي‌كند، يا آنها را مجددا به سمت روشهاي فراقانوني‌تر (و احيانا خشونت‌بار) سوق مي‌دهد، طوري كه بتواند روي دست مجمع تشخيص و امثالهم بلند شوند؛ يا بلكه هر دو. و صد البته نتيجه ديگري هم بر اين وضعيت مترتب است؛ كه مجمع تشخيص و اهالي آن نيز به جاي فعاليت قانوني و مدني، به سمت پيگيري دعواي قدرت با روشهاي باندي و فرقه‌اي مي‌روند، كه اين هم قطعا نامطلوب است.

اگر كسي بخواهد در مقابل بي‌كفايتي احمدي نژاد ( = آبادگران = مصباح = جريان بنيادگراي متحجر + نوكيسه‌هاي نظامي و امنيتي ) بايستد، آن كس هاشمي نيست، بدنه اصلاح طلب جامعه است. لااقل هاشمي غيردموكرات ( = مافياي قدرت و ثروت = اكبرشاه! ) نيست، هاشمي دموكرات است... (گفت آنكه يافت مي‌نشود، آنم آرزوست!)

نظرات شما:
سلام. متاسفانه قضيه دقيقا همينطوريه كه مي گي و من هم نمي دونم چرا صداي كسي در نمي آد. به غير از دهن كجي كه با اين كار به احتمالا 17 ميليون نفري كه به آقاي هاشمي نه گفتند داره مي شه يكجورهايي دموكراسي هم داره ماست مال مي شه.
ُسلام چه کاری در این اوضاع قمر در عقرب از دست ما بر می آید؟
اين جماعت اينقدر از احمدي نژاد و كارهاش ترسيدن كه ديگه قانون حاليشون نيست. من هم مخالف تنزل شان رئيس جمهور فارغ از اين كه خاتمي باشد يا احمدي نژاد هستم. اين كار مانند افزايش اختيارات رهبري در سال 68 هست كه حالا تاوان اون رو مي ديم. اين كار شايد مسكني مقطعي باشه اما دور نيست زماني كه مثل تف سر بالا بشه
از اصلاح‌طلبان کسی را نمی‌بینم که از این طرح حمایت کنند. حداکثر سکوت کرده‌اند که در شرایط فعلی به نظرم سیاست بدی نیست
5 # karim :
همین تفکر افراطی و انعطاف ناپذیر بود که مانع پیروز اصلاخات در دوذره 8 ساله شد و سرانجام هم در مقابل اقتدارگرایان زانو زد زیرا جسارت انتخاب هاشمی نوگرا بر احمدی نژاد اقتدارگرا را نداشت. متاسفم که درک ناقص شما از چالش 200 ساله پیشرفت و ارتجاع، عملا شما را هم در مسیر تقدس طلبی و تنزه جویی و بنیادگرایی اصلاح طلبانه قرار داده است تا تنوانید تشخیص دهید که در شرایط هژمونی اقتدارگرایان، هر روشی که از مطلقه شدن حاکمیت جلوگیری کند، را باید با تمام توان تقویت کرد. اگر در مقابل پیشروی تحجر و اقتدارگرایی، موفقیتی حاصل شد و جامعه به اعماق تاریکی سقوط نکرد، آنگاه فرصتهای فراوانی خواهد بود تا در کافی شاپ بنشینیم و درباره حقوقی بود یا اصولی بودن این شیوه ها ( در حین نوشیدن کاپوچینو) بحث کنیم. به قول معروف : ابله!این سیاست است . تداوم تلاش شما برای لجن مال کردن هاشمی در شرلیطی که ایشان در حال حاضر در سیبل اقتدارگرایان قرار دارد ، تفاوت زیادی با استراتژی تحریم گرایان ندارد. آیا مطمئن هستید که شما هم بالاخره به همانها نپوسته اید؟ آیا بعد از سه ماه شما هم همزبان با امثال عبادی، از درک تفاوت هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد عاجز شده اید؟
6 # سیاوش :
رئیس جان . نازنین جان . گوگولی جان . قربان آن چشم های شنگول منگولی تان بروم من . این رفیق نازنین مان کریم یک نقل قولی کرده است این پایین بدین شرح که : (گلاب به رویتان) پروفسور ! این سیاست است . سیاست هم دوجور است یا اصولی است یا اقتضایی . باقیش هم یا انشا است یا اخلاقیات یا عوامفریبی و جسارتا خررنگ کنی . هدف هردو نوعش هم ، دروغ چرا ، کسب قدرت است . حالا بفرمایید چه کاربهتری میشود کرد ؟ عیبمان این است که سیاست مدارمان ، معلم اخلاق است و معلم اخلاقمان ، پاسدار است و پاسدارمان ، آخونداست و آخوندمان ، سیاستمدار . نه پیزی این را داریم که بنشینیم به قضاوت آنچه کرده ایم ، نه جرئت این هست که بزنیم به صحرای کربلا . خوشنامی و وجیه المله شدن هم درد تاریخی مان است . هیجکداممان هم لوزه پذیرش خطر نفر اول بودن و نو آور بودن را در عرصه عمل و نظر نداریم رفیق جان .
سلام دوست من بايد تاسف خورد من مي خوام بدونم تفاوت دوستان اصلاح طلب با اقتدار گرايان چيه اگه اينطوري باشه كه ما خودمون هرجايي كه خواستيم يه جور از قانون برداشت كنيم و با قدرت مند كردن نهادهاي غير دموكراتيك بخواهيم به رقيب مقابله كنيم مطمن باشيد ر.زي همين نهادهاي غير دموكراتيك كه شايد در حالا حاضر به نفع ما باشد اما در آيند در مقابل ما خواهند بود و بايد قبول كرد كه فقط جامعه است كه بايد تصميم بگيره و بس دوست عزيز عدالت علي مطلب جديدش روي وبلاگه و منتظر نظرات شما.
مشكل اينجاست كه آقايون فقط وقتي از قانون حمايت مي كنن كه به نفعشون باشه. دارن يه مرجع مافوق قانون ديگه درست مي كنن // يا با اومدنش موافقت مي كنن// كه چهار سال ديگه اگه به فرض محال دوباره ملت بهشون جواب مثبت بده نتونن باهاش كنار بيان. نمي دونم شايد همين ولي فقيه رو هم واسه همين قبول داشتن. تا وقتي امام بود و طرفشون رو مي گرفت كسي دم از قانون و دموكراسي نمي زد وقتي خامنه اي اومد اخ شد... با اين كارها دارن اعتماد همون 6-5 ميليوني رو هم كه بهشون راي دادن رو از بين مي برن.
دقیقا نظرم همین بوده و در نوشته ای هم عقل اینها را که خوشحال شده اند از عقل مادر بزرگم کمتر دانسته ام :)
عیب نداره علی جان . اینم یه اشتباه دیگه است . مانند بقیه اشتباهاتشون . متاسفانه حضرات اهل سیاست اصلاح طلب تو این چند ساله به قدری سوتی دادن که اینا پیشش هیچه . (نام نمیبرم!) حساب نمیکنن بر فرض دوره بعد اگر یکی از این طیف به ریاست جمهوری برسه جلوی این تمرکز قدرت بدون نظارت چی کار میخواد بکنه !
11 # کریم :
آیا شگفت انگیز نیست که در دوسال اخیر ، موضعگیریهای مشکوک «اصلاح طلب نمایان» افراطی و تحریمیهای عزیز همواره در جهت و هدف و نتیجه ، همواره منطبق با دوستان عزیز آبادگر بوده است؟ و در همین موضوع هم باز این دوستان در حال تامین منافع همان گروه هستند؟ ابله! این سیاست است. واقعا اگر کسانی گمان میکنند که با تداوم مسیر فعلی، احتمال برگزاری انتخابات دیگری هست و حالا نگران هستند که اگر پس از چنان انتخاباتی اصلاح طلبان پیروز شدند، ممکن است نظارت مجمع دست و بالشان را ببندد؟ دوستان آن احتمال در مقابل احتمال آنکه فضای سیاسی به شدت بسته شود و حتی عناصر دگراندیشی مانند هاشمی رفسنجانی هم از صحنه حذف شوند، بسیار ضعیف است. دنیای سیاست دنیای بسیج امکانات واقعا موجود برای رسیدن به اهداف ملموس است نه دنیای شعارهای انتزاعی برای اهداف رویایی. در دنیای واقعی سیاسی، امروز رفسنجانی خط اول جبهه پیشرفت و ترقی در مواجهه با جهل و ارتجاع است. هر کس که امروز در جهت تخریب و تضعیف هاشمی فعالیت کند یا در مقابل تقویت موضع او کارشکنی کند، قطعا در جهت منافع ارتجاع میکوشد. یک سوال مهم برای اصلاح طلب نمایان: چرا در دوسال اخیر و بخصوص پس از آزادی مشکوک برخی از تحریمیان (مانند علی افشاری) ، تیغ برنده حملات شما همواره خاتمی و هاشمی را هدف گرفته است و در مقابل کانونهای اقتدارگرایی از آماج حمله شما خارج شده اند؟ آیا این بهای همان آزادی نبوده است؟
مگر این ها جزو اختیارات رهبری نبودند. خوب حالا از دستی به دستی رفته اند که برای اصلاح طلبان بهتر است. بی قانونی جیدید وضع نشده است فقط اکنون مجریش دیگری است.
علی جان صد در صد موافق!!! التماس دعا!
سلام لينك وبلاگ شما رو همه جا ميبينم. اگه اجازه بديد، با هم تبادل لينك كنيم. موفق باشي
15 # يه مجيد :
من كه هر چي فكر مي‌كنم هيچ ارتباط منطقي بين نهادهاي اين نظام حكومتي و هر كلمه‌اي كه از دموكراسي مشتق شده باشه نمي‌بينم (دموكراتيك يا غير دموكراتيك). اصلاً وقتي قراره نظارت غير دموكراتيك باشه چه فرقي مي‌كنه كي اين كار رو انجام بده كه بخوايم به خاطرش از فسفر مغزمون مايه بذاريم.