پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۳۰ مهر

1- امام علي در جايي از عهدنامه مالك اشتر درباره نتايج بد دور شدن حاكم از مردم مي‌نويسد: [اگر چنين شود] ... فيصغر عندهم الكبير و يعظم الصغير و يقبح الحسن و يحسن القبيح و يشاب الحق با الباطل ... (يعني: پس بزرگ در نزد ايشان كوچك مي‌شود و كوچك بزرگ مي‌گردد و زيبا زشت پنداشته مي‌شود و زشت زيبا مي‌نمايد و حق با باطل آميخته مي‌شود...) بي‌اغراق هر بار كه اين قسمت آخر را خوانده‌ام، لرزه‌اي در درون يا در ذهن خودم احساس كرده‌ام. نوعي بي‌بنيادي، بي‌معنايي، بي‌جهتي، بي‌اعتمادي، نه فقط به خويش، كه به هستي و جهان. بي‌اعتمادي به هستي، و شايد به هستي‌بخش! وحشتناك است تصور قاطي شدن حق و باطل. دقت كنيد، مدعيان حق و باطل نه، تصور ما از حق و باطل هم نه، خود حق و باطل! اين از بعد معرفتي، اما حرفم در واقع مذهبي و ديني نيست، مسئله ريزتري است...

2- چندي پيش عكسي دست به دست مي‌شد كه به راحتي مي‌شود حدس زد تعداد كساني كه آن را ديده‌اند بيش از صد هزار است و نسبت كساني كه آن باور كرده‌اند نيز احتمالا بالاي 80 درصد. زيرنويس عكس، گوياي داستان دختري در هلند بود كه به قرآن توهين و جسارت كرده و لذا بي‌درنگ آتش گرفته و به شكل موجودي عجيب درآمده، و به اصطلاح قرآني: مسخ شده است. اما از قضا نويسنده وبلاگ يك مرد تنها به اندازه بقيه زودباور نبوده و لذا با كمي جستجو و پيگيري به طور مستدل نتيجه گرفته كه اين ماجرا از اساس دروغ و سركاري است و عكس مجسمه‌اي است حاكي از مرحله‌اي از تكامل حيوانات، و واقعيت هم ندارد. براي من به عنوان ناظر بيروني، اين جعل اينقدر اهميت ندارد. آنچه مهم و البته فاجعه‌بار است، اين است كه سرعت و تيراژ انتشار خود عكس دهها و شايد صدها برابر بيشتر از انتشار اين تكذيبيه مستدل است. هيجان هميشه چند قدم جلوتر از عقل مي‌دود.

3- خوابگرد مثل هميشه يك گوشه از سفره دلش را باز كرده و از خبرسازي‌هاي بي‌محتوا و بي‌مطالعه برخي مي‌نويسد و از پايين و بالا شدن ارزشهاي حرفه‌اي خبرنگاري و رسانه‌اي و اجتماعي: «چه بلايي دارد به سرمان مي‌آيد در جامعه‌اي كه هيچ چيز سر جايش نيست و رشته‌ي امور از سياست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و ارتباطات اين‌طور پرشتاب از هم گسيخته مي‌شود ... هستند هنوز روزنامه‌نگاران و خبرنگاراني كه با چنين دقت و مراقبتي سراغ سوژه‌هاي‌شان مي‌روند. ولي افسوس كه نه صاحبان همه‌ي رسانه‌ها براي چنين كيفيتي ارزش و قيمت قائل‌اند و نه اساسا اوضاع فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي ايران جوري‌ست كه رسانه‌ها چنين خبرنگاران و روزنامه‌نگاران حرفه‌اي داشته باشند ... مسئوليت اين خطر متوجه ديگر كسان و ديگر چيزهاست: صاحبان رسانه‌ها كه بخش‌هاي فرهنگي و ادبي رسانه‌ها براي‌شان نقش سس خردل را دارد.»
جناب اروج زاده نيز بحث را به حوزه آي‌تي تعميم داده و از بيماري و آشفتگي رسانه‌اي حوزه فناوري اطلاعات گله‌گذاري مي‌كند: «شايد بد نباشد كه بداني در حوزه ما(همان آي‌تي!)، اوضاع به مراتب فجيع‌تر است، و مي‌توان كتابي از اين بي‌سروساماني و بي‌سوادي نوشت. وقتي با شروع به كار(آن هم تصادفي) و بدون هيچ اسم و رسم و دانش و تجربه و گزينش و ارزيابي و... مي‌توان دبير سرويس تكنولوژي شد، يعني كه لابد قيامت نزديك است! اصلا گويا اين يك بيماري محلي نيست، يك اپيدمي ملي است. يكي از دوستان مشتركمان، نهايت تاسف خودش از اين موضوع را با اين عبارت نمادين نشان مي‌داد كه: «مرگ بر روزنامه‌نگاري دوم خرداد!» اين دعا البته براي من هم خيلي تند و بي‌رحمانه مي‌نمود، ولي هر وقت كه خودم نمونه‌هايي فراوان از همان دست مثال‌هايي كه زده‌اي را در حوزه جوان فعاليت خودم مي‌بينم، قبول مي‌كنم كه: نه! آن نفرين، چندان هم تند نيست!»
و حالا من و ديگران چه بايد بگوييم از حوزه سياست و حوزه انديشه و حوزه‌هاي اجتماعي و...

4- فاتح، مؤسس و مدير عامل سابق ايسنا، وقتي خود را موفق ديد كه حجم توليد خبر خبرگزاري در روز به بالاي 400 خبر رسيد. فلان سايت خبري افتخارش به اين است كه در صفحه اول خود در بين 20 خبر آخر، هيچ وقت از سه روز قبل خبري باقي نمانده است. فلان روزنامه صفحات خود را با ريختن اخبار خبرگزاري در صفحه به وسيله بيل پر مي‌كند، اما حاضر نيست قراني بيشتر براي خبر توليدي خرج كند. [قابل توجه خوابگرد عزيز] بي‌استثنا تمام خبرگزاري‌هاي داخلي، قسمت اعظم حقوق خبرنگار خود را بر مبناي تعداد اخباري كه تهيه كرده، پرداخت مي‌كنند. يا لااقل تأثير كيفيت خبر، اگر صفر نباشد، به مراتب كمتر از كميت آن است. خود من هم يادداشت اجتماعي نوشته‌ام، هم صفحه را با اخبار و گزارش‌هاي ايسنا پر كرده و آب بسته‌ام. اولي بيش از سه ساعت وقتم را گرفت و دومي زير دو ساعت. براي اولي 10 تا 15 هزار تومان مي‌گرفته‌ام و براي دومي 40 هزار تومان. شما قضاوت كنيد؛ بالاخره زن و بچه خرج ندارد؟!!

5- هفته پيش يك يادداشت نصفه نيمه با عنوان تراكم سوء تفاهم نوشتم، و دو سه مثال هم زدم. در اين روزهاي اخير چندين مثال ديگر هم در وبگردي‌ها به چشمم خورده است. معروف‌ترين موردش هم داستان سخن جناب زريبافان و نامه هيئت دولت به امام زمان و چاه جمكران و ... كه دروغ در دروغ شد و فريب در فريب. يك مطلب طنز آنچنان نقل شد كه گويي مو لاي درزش نمي‌رود، و بعد آنچنان تكذيب شد كه بنيادش هم بر باد رفت، و بعيد است كه در نهايت كسي به نكته اصلي يادداشت جناب بهنود دقت كرده باشد كه به درستي تذكر مي‌دهد: آقا، اصل خبر كه دروغ نبود... نتيجه اينكه اولا، ما دروغ را باور نمي‌كنيم، مگر اينكه به اندازه كافي با صداي بلند گفته شود! ثانيا، هر خبر را يك بار مي‌شود گفت و حداكثر يك بار هم تكذيب كرد، ديگر كسي حال شنيدن ادامه بحث را ندارد. پس حقيقت را اينقدر كش ندهيد! راست يا دروغ، سريع بگوييد و رد شويد!

6- مشخص شد چه مي‌خواهم بگويم؟ موضوعي است كه مدتهاست ذهم را مشغول كرده: چرخه خبر (= اطلاعات = آگاهي = تحليل) در اتمسفر گفتگويي جامعه ما، خصوصا در فضاي مجازي، چرا اينقدر كج و معوج است؟ سيكل منطقي گردش اخبار و اطلاعات چرا اينقدر معيوب است؟ توزيع منطقي دانايي چرا توسط تك تك ما اينطور به فساد (يا ببخشيد، به لجن) كشيده مي‌شود؟ آيا نمي‌توان كمتر گفت و نوشت، اما درست‌تر گفت و نوشت؟ [يكي نيست به خودم بگويد] آيا ما، ماي توليد كننده آگاهي و ماي توزيع كننده آگاهي، آيا نقش خود را به نيكي ايفا مي‌كنيم؟ آيا «حقيقت» زير پاي شهوت سيري ناپذير ما در توليد و انتشار بي‌هدف واژه‌ها در فضا قرباني نمي‌شود؟

نظرات شما:
سلام. اصولا اولين نظر براي يك مطلب خيلي مهمه و من براي اينكه اين موضوع رو رعايت كنم به ذكر يك نكته كفايت ميكنم كه هرچه يك جامعه شفاف تر باشه چنين مشكلاتي رو كمتر در خودش داره.
در مورد اون عکس مسخ تو شهر ما اون رو چند تا از معلم ها تکثیر کردند و سر کلاس های درس می برند
3 # فرهاد :
الپر خان من بیطرفم اما این درسته که خبرنگارهای بون مرز ایران را بعد از برمه و در کنار کره شمالی و اریتره قرار دهند؟؟یعنی عربستان و لیبی و سوریه ده ها پله جلو ترند؟؟؟!!!اخه عناد و دشمنی تا کجاست...اینها که اکثرا فرانسوی مزاجند و بخاطر دم و دستگاه فرانسوی ماب شان تمام کشورهای عرب و اسلامی را قبل از ایران ردیف کرده اند و دلیلش هم بدادگاه بردن چند وبلاگ نویس و از همه دلیل قوی تر اکبر گنجی و اعتصاب غذایش !!!اگر امثال شما یک ای-میل بانها نزنید ای-میل من پناهنده بیست سال دور از وطنی که با اینتر نت و تلفن بفامیل از ایران با خبرم و برای نیل بدمکراسی برامده از درون ایران نه توپ و تانک بوش و قلدر مابیش دلمیسوزانم بی ثمر است . این ادعاهای بسیار منفی و یکطرفه این گزارشگران بدون مرز ابزار فشار برای غربی هاست انها از اینکه امریکا در چهل و ششم قرار گرفته نمیگویند اما از ۱۶۴ قرار گرفتن ایران بسیار خواهند گفت
نه فرهاد جان. معيار آزادي مطبوعات تعداد خبرنگاران خوب يا ماهر يا ... نيست ظاهرا. معيارهاي خاصي دارند براي خودشان. در مورد ايران، در زندان ماندن چند روزنامه نگار و احضار و محاكمه چندين نفر ديگر و همچنين تعطيلي مطبوعات خيلي تذثير داشته. بله من هم قبول دارم كه اگر رهبران كشور كمي عقل به خرج مي دادند اينگونه اتهامات به نظام وارد نمي شد. به علاوه كه اين تيپ محكوميت ها بيشتر از اين كه فشاري بر نظام براي اصلاح روشهاي خود ايجاد كند كه نكرده تا به حال، فقط تذثيرش اين بوده كه آبروي ايران را در جهان برده و چهره زشتي از ايران و ايراني ساخته است.
الپر جان، این که دوستان اصلاح‌طلب فقط موقع انتخابات به دنبال جلب توجهند واقعا درست است. من خودم را کشتم برنامه شبهای قدر کانون توحید و حسینیه ارشاد رو از اینترنت پیدا کنم نتونستم
6 # قلمران :
از كوزه همان برون تراود كه در اوست
7 # پيام :
آلپر جان، آقاي مرتضي کاظميان مقاله بسيار جالبي نوشته که فکر مي کنم خواندش براي همه ما لازم باشد: http://www.emrouz.info/archives/2005/10/00084_1.php
8 # فرهاد :
الپر خان ضمن سلام ٬با مسئول میز ایران در سازمان خبرنگاران بدون مرز بوبزبان فرانسه گپ طولانی زدم و خانم از زاویه هایی حرف زد که شاید برای شما و دوستان جالب باشد ٬اینکه ایران از تمام کشورهای اسلامی بیشترین جمعیت یهودی را دارد که با وجود حکومت تئوکراسی میل بترک ایران ندارند در حالیکه در افغانستان اخرین یهودی یک پیر زن بود که بنیو یورک منتقل شد و عراق هم بده یا دوازده نفر رسیده بودند اما در ایران بیش از ۳۰هزار مشغول زندگی هستند که جامعه جهانی یهود!!؟؟ بشدت وضع زندگی انها را از نظر سیاسی-اقتصادی زیر میکروسکپ وبقول مادام البرایت معیار دمکراسی حکومت ایران همانا برخورد با انهاست......گفتم خانم در امریکا انها وزیر خارجه وزیر دفاع ووو میشوند غیر از رییس جمهور اما در ایران با مسئله اسراییل فعلا غیر مقدور .....
9 # فرهاد :
با عرض معذرت از طولانی نوشتن ٬ الپر خان معیار دمکراسی و ازاد بودن مطبوعات بستگی کامل بازادی انها!!دارد اینکه با تمام کشورهای غرب تفکر ایران مشکل دارد همان دفاع پنهان انها و دولت های پروکسی انها در ممالک غرب(گفته نخست وزیر نابغه مالزی که کشورش را در مدت پانزده سال باوج ترقی برد و پس از این گفته نابخردانه با فشار امریکا و غرب بزیر کشیده شد!!!)بهر حال ایران هر گز در سلک ممالک ازاد در نخواهد امد مگر انها بیاران غربیشان اوکی!!بدهند مثل لیتوانی!! لهستان!!مسدونیا!!که از سازندگان دمکراسی هم جلو زده اند .گنجی و سمیعی نژاد ووو همه بهانه است با تشکر
درباره يادداشت ۲ آبان: .. اگر این آیت الله مصباح و پیروانش حقوق حيوانات را رعایت کنند ناگزیر حقوق بشر را هم خواهند فهمید. و برای درک حقوق حيوانات باید قرآن بخوانند: اعراف: 73 - ...این ناقه خدا (ناقه الله) آیتی است برای شما پس بگذارید در زمین خدا بچرد و قصد سوئی درباره اش نکنید.... هود:64 - ای قوم من این ناقه خدا (ناقه الله) آیتی است برای شما پس بگذارید در زمین خدا بچرد و قصد سوئی درباره اش نکنید.... شعرا: 155... قال هذه ناقه لها شرب و لکم شرب.. شمس:13 فقال لهم رسول الله ناقه الله و سقیها... ای قوم آیت الله مصباح این انسان الله... کله هایتان را بکار گیرید!!!! {اين يارو احمدي نژاد هنوز شعورش نمي‌رسه كه حقوق بشر يعني چي؟ ببينيد چي گفته: «اين مسئله هم كه حل شود مسئله حقوق بشر را پيش مى كشند، حقوق بشر هم حل شود حتماً حقوق حيوانات را مطرح مى كنند.»}
اين به قول شما يارو احمدي نژاد خودش يك قرباني است. بالاخانه اش توسط آيت الله مصباح و شركا اشغال شده است ... براي درك و حل مسائل بايد منبع را ..ريشه را نشان داد... احمدي نزاد نه، يه قرباني ديگه... حواله هاي شكر هم كه گير احمدي نزاد نمي ايد!!
الپر عزيز و دوستان! با پاك كردن كامنت و نشاني عوضي دادن هيچ چيزي حل نمي شود. من بيشتر نگران فرزندان دل سوخته ، رنجديده، و صادق اين ملت بلا زده هستم كه حتي بسياري از عميق انديشانش به بيماري افسردگي دچار شده و بدون اين كه خودشان بدانند ، روح و جسمشان با اين بيماري خطرناك در حال فنا شدن است! بويزه آن هايي كه ايمان مذهبي هم دارند و ذهن شان زير فشار انبوهي از تضاد ها و پرسش ها در پريشاني بسر مي برد. دوستان عزيز بياييد و براي هميشه خود را "رها" كنيد... و آن و قت خواهيد ديد كه ايمانتان به پروردگار صد ها برابر خواهد شد .... پر در خواهيد آورد... و تا ملكوت خدا پرواز خواهيد كرد!!! مي پرسيد چگونه؟؟ ماه مبارك رمصان است. قرآن را باز كنيد: آيه هاي109 سوره كهف و 27 سوره لقمان را بخوانيد. ببينيد تعداد كلمات خدا بي نهابيت است نه 77807 كلمه اي كه در قرآن آمده است. قرآن بخش نا چيزي از "كتاب مبين" يا ام الكتاب يا ... است- آيه هاي صبا:3 ، هود:6 ، انعام : 59 ، زخرف:4، ....و ... در قرآن خدا مثال هايي از كل كتاب را آورده است- آيه 27 سوره زمر، آيه 58 روم، آيه 89 اسرا. تازه مخاطب اصلي آن هم اهالي ام القرا و حوالي ان است- ايه 7 سوره شوري و آيه 92 سوره انعام. با خواندن اين چند آيه مي توانيد رابطه بين قران و ام الكتاب را تجسم كنيد و اين كه همه مواردي كه از كتاب صحبت شده منظور فرآن نيست. حالا آيه هاي ليست شده در نوشته " چرا ولايت فقيه ضد فرآن است را كه در هفت محور است بخوانيد. .. بدون هيچ تفسير و نياز به شان نزو، نظر قرآن را در مورد سادگي قرآن، حقوق بشر، آزادي، استدلال... منظور از رسالت پيامبر كه فقط آوردن پيام است و... اين كه خدا هم بر خلاف كلمات خودش كاري نمي كند و... الوالامر..و نقش برجسته اولي ا لباب... را خواهيد ديد اگر بعد از خواندن اين آيات هنوز "رها" نشده ايد مي توانيد با ايميل با من تماس بگيريد و پرسش هاي خود را مطرح كنيد. اگر هم رها شديد و خواستيد تشكري بكنيد موفع افطار يك فاتحه براي پدر و مادر من بخوانيد. "No man is free who is not a master of himself" Epictetus
متاسفانه همش راسته !
چرا کامنت من نمی یاد ؟
سلام دوست عزيز از آشنايي با وبلاگ جالبت خوشحالم . من در يه وبلاگ از بيماران تالاسمي حمايت ميكنم . نظرت چيه كه با هم تبادل لينك كنيم و تو هم به جمع حاميان اين بيماران اضافه بشي . منتظرم . شاد باشي