۱۲ آبان
::آقاي صانعي فردا را عيد اعلام كرد و من بدبخت را گيج نمود. اگه بخوام طبق شرع به وظيفهام عمل كنم، بايد فردا رو بخورم. اگه بخوام طبق عقل خودم عمل كنم، خداييش معتقدم اگه ولي فقيه هيچ جا نظرش مهم نباشه، اين يه مورد رو بايد سپرد به يه نفر. چه معني داره هركسي بخواد براي خودش يه روز رو تعيين كنه. علمي تعيين كنن، حرف آخر و اعلامش هم با رهبر ديگه!
:: حالا روزه فردا رو بيخيال، نماز عيد فطر رو چيكار كنم. همه ماه رمضون يه طرف، اون يه طرف ديگه!!
:: يكي ميگه، داداش تو خودت ماهي، هلال ماه ميخواي چيكار!!!
:: به يكي اينو گفتم، گفت: چشمهاتون ماه ميبينه!! گفتم: نگاه كرديم، ولي ماهي تو آسمون نديديم!!!!
:: ميان ماه من تا ماه گردون ... آقا اعلام كن ما رو نگردون!!!!!
:: جمعه اگه عيد باشه ميشه تعطيل تو تعطيل، مخ آدما هم تعطيل!!!!!!
:: امان از اين هلال آسمونجل!!!!!!!
:: فطريه يعني اينكه از قوت روزانه خودش، سه برابر به فقرا بدي. عقلي اگه بخواي حساب كني، ديگه برنج و گندم مهم نيست. قوت روزانه خيليها كتابه، قوت خيليها لينك، خيليها ايميل، بعضيها فحش، بعضيها ...
:: دف به كف آريد مه ز خانه برون شد. برون شد؟!
:: ايشون هم خودشو توي آينه ديده بالاخره، كه چقدر مااهه!!!!!!!
:: شرع بر عقل غلبه كرد!! لذا فردا تشريف ميبريم قم. ناگفته نماند كه شرع با هواي نفس در اين مورد ائتلاف كرده بود!!!!!!!!
:: گذار به دموكراسي جان! اشتباه ناجوري كردي ظاهرا. آقاي فاضل اتفاقا برعكس گفته حلول ماه ثابت نشد و پنجشنبه روز سيام ماه رمضونه!
:: خدايا تو شاهد باش كه من نماز عيد فطر تهران رو دوست دارم، اما علماي دين تو با اين كارهاشون دو ساله كه منو به قم تبعيد كردهاند.
:: رفيق، تو برو بخور، خيالت هم نباشه! جواب خدا با ما!!
:: نامه سرگشاده به حضرت ماه !!!
بند آخر: - الان از قم برگشتيم، دست از پا درازتر! آقاي صانعي و آقاي بهجت روز پنجشنبه را عيد اعلام كردند(همچنين آقاي اسدالله بيات كه تازگيها خود را در جمع مراجع جا داده)، ولي هردو گفتند به احترام ديگر آقايان مراجع، نماز عيد را نميخوانيم! اين هم شد آخرين مدل عيد گرفتن. فقط ما نفهميديم نماز عيد چه ربطي به احترام دارد! - القصه، باز قصه دو عيدي شدن تكرار شد، و غير از اكثريت مردم كه مقلد تلويزيون هستند، بقيه گيج شدند. به هرحال ساعتي را شاهد تلاش بيهوده مؤمنين شهر قم در راه بين اين بيت و آن بيت بوديم تا دست آخر به فتواي دو فقيه عادل و ضمنا پس از مشاهده نان سنگگ و پنير، حلول عيد بر بنده مسجل شد!! - اما جالبترين قسمت ماجرا آنجا بود كه يكي از اعضاي دفتر آقاي بهجت با صداي بلند خطاب به همه مؤمنين و مؤمنات گفت: حضرت آقا فرمودند امروز نه روزه ميگيرند، نه نماز ميخوانند، مقلدين هم تكليف خودشان را بدانند!!!!!! - شانس آورديم مرجع ما اينجوري يكهو نميزند زير نماز و روزه! - وعده ما، فردا، نماز عيد سعيد فطر، مصلاي تهران!!
:: خبر جديد: آقاي فاضل و آقاي صافي هم پنجشنبه رو عيد اعلام كردند، البته طرفاي ظهر براشون مسجل شد! (البته برخلاف من، بدون سنگك!) مباركه؛ و دهن صداوسيما هم سرويس كه اعلام نميكنه و مقلدهاشون رو به زحمت مياندازه!
::عيد فطر بر همه روزهداران ماه مبارك، مبارك!
حالا یک متر از سهم بهشتت کمتر می شود و یا یک متر به سهم جهنمت اضافه. سخت نگیر آقا
به اين نوشته در بلاگ نيوز لينک داده شد
«خداييش معتقدم اگه ولي فقيه هيچ جا نظرش مهم نباشه، اين يه مورد رو بايد سپرد به يه نفر. چه معني داره هركسي بخواد براي خودش يه روز رو تعيين كنه. علمي تعيين كنن، حرف آخر و اعلامش هم با رهبر ديگه!»
پس جهانبگلو و یا هر فرد بی دین دیگری حق دارد اگر نسبت به ادعای دموکراسی خواهی جوانان روزه دار کمی مشکوک باشد. مساله اصلاً ناسازگاری روزه داری با دموکراسی نیست. بلکه منطق پیروی از مناسک دینی در بطن خود هیرارشی سنتی را مشروع و تجویز می کند ...
ديدی مصطفی پايان! توی اين مملکت بدون آخوند هيچ کاری پيش نميره. حتی خوردن و خوابيدن و (با عرض معذرت) گوزيدن. منظورم باطل شدن وضو در حالت خارج شدن باد از معده مبارک. حلا همه هم قربانشون برم روشنفکراند از نوع البته دينی اش. آخه من ميدونم که اديان بدون مراسم و مناسک هيچ اند اما ديگه نه به اين شوری شور و نه کار و زندگی و اقتصاد و توليد و فرهنگ و فلسفه و زن و بچه و بابا و ننه و جنگ و صلح و خواب و خوراک و سياست و رياضت و حساب و هندسه و خلاصه همه چيزمون بشه دين.
به نام حضرت دوست
سلام:
عیدتان و عیدمان شرعا مبارک!!!من هم چند سطری درددل کردم در این باب.....
ميدوني آقاي الپر
تو و اين مانا مهر گرامي اين حرف هاي صد تا يه غاز عيدتان و عيدمان و نماز فطر و اينا چيه ميگين باباجان من !!!!!!
من از دست شما تحصيل كرده ها بيشتر حرص ميخورم آخه بابا جان من اعتقاد داريد داشته باشيد چرا تبليغش ميكنيد ؟
اساسا مگه قرار نيست ايمان و اعتقاد و دين يه چيز خصوصي براي هر انساني باشه ؟
خوب نمازت را بخون روزه ات را هم بگير از صبح تا شب هم به درگاه خدا دعا كن !!!!!!!!!!
چرا ميائي مثل يه مساله مهم اجتماعي توي وبلاگت تبليغ ميكني كه كدوم آيت الله دسته خر بايد بگه كه چي چه وقت هست !!!!!!!!!!
آخه تا شما شهر وندان خط هاي مسائل خصوصي خود را از مسائل اجتماعي جدا نكنيد !!!!!چطوري توقع داريد تو اين جامعه قانون بر نشست بكنه و يك دگنگ به شكل ايده ئولوژي تعيين كننده حق و حقوق و حريم خصوصي مردم ايران همه چيز را ديكته نكنه !!!!!!!
بابا جان از خوداتون شروع كنيد . مسلماني برو مسلماني خودت رو بكن براش تبليغ نكن .
كمك كن اين تفكر در جامعه جا بيفته كه اين جامعه اي است كه تمامي مردمش در برابر قانون يكسانند نه در برابر روزه گرفتن و فطريه دادن !!!!!!!!!!!و مذهب !!!! نانا
این همه ماساله هست تو این مملکت که داره از دست می ره، مردم نون ندارن ، اعتیاد، فحشا، کارتن خوابی ، جنگ قریب الوقوع... اونوقت مشکل الدنگ ابله ای مثل تو اینه که کدوم یکی از مدفوع های خوک تولید اون گه دونی تو قم ماه دیدن یا نه. اونوقت این حیوان و مشابهاتش می خواد نظام رو هم اصلاح کنه!
بدبخت شما فضولات اسلامی از این مملکت پاک شین ایران خودش اصلاح و درست می شه.
به انهایی که ادعای اداره دنیا و جمهوری اسلامی در جهان را دارند بايد گفت یک مسئله به این سادگی را نمی توانند حل کنند. ان موقع ادعاهای گنده گنده دارند.
الپر عزيز عيد بر تو مبارك... نوشته قبليت هم عالي بود!
بارک الله به اون نانا!
راست میگه بخدا. دین و رابطه با خدا یه مسئله خصوصی و شخصی است مثل بقیه کارهایی که آدم در خلوت انجام میدهد و درست نیست در اجتماع آنها را علنی کند.
اگر منو به بی دینی متهم نمیکنید باید بگم تا وقتی نگاه شما به دین اینگونه است دنبال کارهای سیاسی و اجتماعی نروید چون به بن بست میرسید. کلید دین آنچنان است که به هر قفل میخورد ولی هیچکدام از آنها را باز نمیکند
این فقط مختص ما مسلمانها نیست که اینگونه اسیر اعتقادات مذهبی شده ایم و عقل خودمون را بایگانی کرده ایم. من مسیحی ها و یهودی های زیادی را دیده ام که مثل شما اسیر افیون دین شده اند.
دوست عزیز- شاید اسلام بدون روحانیت و مسیحیت بدون کلیسا و یهودیت بدون خاخام ها قابل دفاع باشد ولی رابطه ای که میخواهد بین بنده و خدا از طریق این واسطه ها ایجاد شود کاملا غلط است و به استحمار منتهی میشود. موفق باشید
khoda be shomaa aghl va be bande pool ata farmaayad, hame inaa az noi khod azari mansha gerefte, akhe baradare man adame aaghel rooze migire ke chi beshe? 4/5 kasai ke rooze migiran ke fekr mikonan ke alazematollah che kare khafani anjaam daadan va dariye manaviyat ro ham terekoondan, baghiye ham vala maa nafahmidim migan haal mikonan! dige vaghean bande nemidoonam chi begam, vali mishe lotfan ye bar marhamat befarmaid begid cheraaa rooze migirid? jeddan baram jalebe bedoonam ke che manteghi poshte in kar hast, age ham mantegh nist ke ghorboonetoon beram hamoon ahmadi nejhaad az saretoon ham ziyaad bood.
چه عجب برگشتي به حيات مجازي آقا الپررر
جناب نانا! مگر شما بخش نامه صادر ميكني كه چه مطالبي در وبلاگ حق درج شدن داشته باشند و چه مطالبي نه؟ ضمنآ جناب آرسيا! ميخواهم ببينم حرف الپر كه گفته همه بايد به يك جمع بندي برسند چه تناقضي با اصول دموكراسي دارد. حالا چون اين جمعبندي را يك آخوند انجام ميدهد، شد ضد دموكراسي؟ باشه! از سال ديگه ان شاالله ميديم شما جمعبندي كنيد.
الا ای حالن هم خنده ام میاید و هم گریه ام که هنوز گرفتار این بازیها هستیم
نه برادر نيما !!!!!!!! من غلط بكنم كه براي كسي بخشنامه صادر كنم مگر من رژيم اسلامي هستم كه بايد و نبايد ها را چپ و راست نوشته و به مردم حقنه كنم !!!!!!!
من يك خواننده هستم كه بلانسبت خواستم كمي با ضاحب وبلاگ سخن بگم و نظرم را بيان كنم .
نظرمن اين است كه اگر تنها يك ايراني باشي و ترا از كل مراتب و مناسب خلع درجه و لباس كنند همانگونه كه اگر در قم يا لاس وگاس زندگي كني نبايد فرقي بين آنچه فكر ميكني و عمل ميكني و اعتقاد داري باشد !!! پس ميتوان اعتقاد مذهبي خودت را داشته باشي بدون تظاهر به آن !!!!!!!
براي من كسي كه در يك رژيم صد درصد مذهبي ( البته از نوع تقلبي ) زندگي ميكند و همه چيز را مي بيند بايد تا كنون در يافته باشد كه اين رژيم نيازي به تبليغ ندارد !!!!!!!!
مگر كه شخص بخواهد خود را به كوچه علي چپ بزند و مسائل اصلي و مشگلات مردم را زير فرش جارو كند !!!! كه به اين ترتيب و با اين قصد گفتگو ها را حول محور فطر و فطريه و نماز فطر و !!!!!!!!! كه بي خطر و بي ضرر است نگه دارد .
حال اگر اين فرد دهقاني بي سواد باشد بر او حرجي نيست ولي يك تحصيل كرده بايد بسيار روشن تر از من بداند كه در ايمان تظاهر روا نيست !!!!! و اين ايمان با تظاهر تبديل به نمايش ميشود !!!!!
حال شما برادر نيما اگر مايل به نمايش دادن هستيد خوب بهتره براي اين گونه نوشته هاتون بليط هم بفروشيد كه حداقل مردم بفهمند كه به سيركي چيزي ميايند و بايد شاهد يه سر دلقك بازي و شوخي و خنده و چيز و شعرباشند . نانا
راستي راستي برره اي ها عيد را كي مي گيرند؟ تا مردم در آن روز پاچه خاري کنند و عيد کشاني.
آقای نیما؛ اینگونه تسلیم شدن به مناسک دینی، آنهم دین اسلام شیعی، گردن نهادن بر دعوی اقتدار اجتماعی و سیاسی روحانیان است. دموکراسی، دستکم آنکه امروزه در اروپا تجربه می شود محصول مبارزه تاریخی با این اقتدارهای سنتی است. ازینروست که می گویم ادعای دموکراسی طلبی یک فرد مناسک گرای مقلد یک مرجع تقلید را نمی توان چندان جدی گرفت. قطعاً جز با محو یا تحول اساسی نهاد مرجعیت نمی توان امیدی به استقرار روابط و هنجارهای دموکراتیک در جامعه ایران داشت.
حالا چرا نماز نمي خوندند آقا؟!
آقای الپر - با کمی تأخير - عيدتان مبارک. غرض اصلی از نظر دادن تکهای بود که انداخته بوديد به «اکثريت مردم که مقلد تلويزيون» هستند. برادر من، مگر عيد را بايد مرجع تفليد اعلام کند؟ برو در همان رسالههايشان بخوان که ديدن هلال ماه از مسائل تقليدی نيست که هر کس به حرف مرجعاش گوش کند. چيز زورکی هم نيست که بگويی ولی فقيه بايد اعلام کند. کار خيلی سادهتر از اين حرفهاست: هرکس هر جور که مطمئن شود ماه هلول کرده برايش عيد است. تا اينجا مسألهی دينی است، از اينجا به بعدش (يعنی طريقهی کسب اطمينان از هلول ماه) ديگر ربطی به شرع ندارد، هر کس به اندازهی عقلاش راهی پيدا میکند. يکی دنبال تقليد از مرجع میرود، يکی حرف تلويزيون را گوش میدهد، يکی حرف ولیفقيه را (که همان حرف تلويزيون باشد) و ديگری هم اصلاً به کار اين آقايان کار ندارد که در کار غيرتخصصیشان دخالت میکنند، خيلی راحت از يک اخترشناس يا فيزيکدان يا يک سايت مربوط رجوع ميکند.
چند نکته هم دربارهی نظراتی که خواندم بگويم: به شخصه طرز بيان جديد خانم نانا را تبريک میگويم. حالا بسيار راحتتر میتوانم بدون گير کردن به تيغهای تيزی که قبلاً در نوشتهشان تعبيه میکردند نظرشان را بخوانم. ديگر نظر عزيزدوردونه بود که اولاش نوشته «علی ای حالن» که نهايت مراعات فارسینويسی است!
در ضمن کسانی مثل بلبال که اميد به پاک کردن «فضولات اسلامی» دارند تا ايران درست شود بايد گفت متأسفانه راه شما امکانپذير نيست. و تازه اگر هم باشد، خونريزی زياد میخواهد که ديگر نمیشود اسماش را «درست کردن ايران» گذاشت.
جناب نانا! اولآ اين كه وبلاگ محلي براي ابراز عقايد شخصي باشد يا مقولات اجتماعي، به تشخيص خود نويسنده است و تنها قيدي كه وجود دارد عدم اهانت به عقايد ديگران است. ضمنآ من نمي دانم شما براي دلقك بازي هايتان بليط مي فروشيد يا نه، ولي بنده چون اصولآ با دلقك بازي ميانه ايي ندارم پس سررشته ايي هم در اين مسايل نخواهم داشت. ضمنآ اقاي ارسيا، فرمايش شما كاملآ متين است. بنده هم با تحول نهاد مرجعيت كاملآ موافقم. ولي اين كه صرف پايبندي به مناسك با دموكراسي تناقض داشته باشد، بي انصافي مي نمايد. اگر سوتفاهمي ايجاد شده معذرت مي خواهم.
ضمنآ نانا خانم! وبلاگ شما را هم ديدم! هميشه از موضع عقل كل نظر دادن و صحت عقيده خود را فرض اساسي دانستن، نشان از كم خردي دارد. يك نكته ديگر اين كه بخشنامه صادر كردن و به جاي ديگران تصميم گرفتن، مختص فلان رژيم نيست. در وجدان تاريخي ما ايرانيان ريشه دارد. يك نمونه ى بارزش: سركار عليه!
سلام الپر بابا
خوبی؟ چرا آخه دیگه به این ماه گیر میدی؟
چیکار کنه آخه؟! گالیله ها اشتباه می کنن اونو سنن؟!
|