بعضيها اين روزها از انتصابات جديد در دولت و تغيير و تحولاتي كه در همه جا و ازجمله در وزارت كشور و استانداريها رخ داده، نگران شدهاند و ميگويند مگر رؤساي زندان ميتوانند استانداران خوبي باشند.
پاسخ اين شبهه اين است كه بله، البته! فقط اين وسط يك مشكلي وجود دارد. دولتمردان در ايران به طور تاريخي چشمشان مشكل دارد. مثلا گاهي تيز ميبيند و گاهي كم ميبيند. يا گاهي كه به صرفشان نباشد، اصلا نميبيند. اما معمولا چشم ايشان دچار نزديك بيني است، و لذا در موقع راه رفتن فقط پيش پاي خود را و در موقع نگريستن فقط چند متري اطراف خود را ميبينند.
اگر به عمق اين حرف توجه كنيد، ميفهميد كه چرا براي مثال آقاي پورمحمدي از عناصر خدوم اطلاعاتي و رئيس زندان ها براي استانداري بهره ميگيرد. اصلا اگر اين سؤال را از خودشان بپرسيد، پاسخ صريح و دقيقي خواهيد شنيد: مگر كس ديگري هم وجود دارد؟!
پس اگر ميبينيد فقط علم و صنعتي ها دور و بر جناب پرزيدنت يافت ميشوند، بدانيد كه ريشه از كجاست. يا اگر حلقه مشاوران و مديران نزديك ايشان همه از زمان شهرداري همراه هستند، باز همان. يا اگر وزراي ايشان را تاكنون كسي نميشناخته، به خاطر اين است كه تاكنون كمتر كسي گذارش به چند متري ايشان افتاده است. هكذا و هلم جرا (اين فحش نيست، يك اصطلاح عربي است!)
صادقانه اعتراف ميكنم كه بحث انتصاب باجناقها بسيار پيچيدهتر از اينهاست و اين مدل تحليلي براي فهم آن جواب نميدهد. خصوصا به اين خاطر كه باجناق در فرهنگي ملي و اسلامي ما چيزي همرديف شيطان است. اما به لحاظ علمي اين مقدار را ميتوان گفت كه زين پس به علت وجود باجناقهاي متعدد و متكثر در مجاورت يكديگر، با جرقههاي بسياري در درون دولت مواجه خواهيم بود!