پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۲۹ آبان

خيلي عجيب است كه اين روزها نه مردم كوچه و خيابان درباره پرونده هسته‌اي ايران حرفي مي‌زنند و نه نخبگان دانشگاهي به فكر خطري هستند كه در كمين كشور است. يك هفته بعد پرونده ايران باز در آژانس انرژي هسته‌اي مطرح مي‌شود و اين بار بيش از تمام دفعات گذشته احتمال ارجاع پرونده به شوراي امنيت وجود دارد. ارجاعي كه كشور را وارد مسيري مي‌كند كه قطعا در روند و پايان آن منفعتي براي مردم و نظام نخواهد بود.

خيلي عجيب است. كشور در لبه پرتگاه است، اما احزاب و نخبگان و فعالان سياسي و اجتماعي و حتي اپوزيسيون نظام هم يا نامسئولانه سكوت كرده‌اند، يا مانند بچه‌هاي لجوج به فكر دشوارتر شدن وضعيت كشور در داخل و خارج و فشار آمدن بيشتر بر نظام سياسي هستند و يا مانند بعضي مسئولان بي‌مسئوليت كشور با كركري‌خواني‌هاي جنجال‌سازان و هياهودوستان همراهي مي‌كنند و نظام را به مواجهه‌اي تمام عيار با يك اجماع جهاني تشويق مي‌كنند.

ترديد نكنيم كه اين وسط، فقط نسل امروز و نسلهاي آينده قرباني مي‌شوند. همين. هيچ اتفاق بدي براي آنهايي كه ربع قرن است كشور را به همين شيوه اداره كرده‌اند، نمي‌افتد. همچنين براي خارج‌نشيناني كه گويي مخالف بالذات هستند و كنار گود نشسته، طرفين را به آغاز دعوا تشويق مي‌كنند و براي پرتاب مشت اول قيمت مي‌گذارند. فقط من و نسل من هستيم كه قرباني مي‌شويم، و احتمالا نسلهاي آينده هم.

تنها كساني كه ديده‌ام حساسيت نشان داده‌اند و متعهدانه‌تر رفتار كرده‌اند، يكي آقاي باقي است كه در جاهاي مختلف در اين باره نوشته، يكي دكتر شيرزاد كه نظريه خود را كه معتقد است در انرژي هسته‌اي اعتبار و اقتداري براي ايران نيست تا جايي كه توانسته منتشر كرده، و يكي هم بعضي يادداشت‌هاي آقاي بهنود در اين باره. تقريبا همين! بقيه يا ننوشته‌اند يا متعهدانه ننوشته‌اند يا خيلي جدي نگرفته‌اند.

ولي بايد جدي گرفت ...

نظرات شما:
اولن : بي انصافي كرده اي نامي از زيد آبادي نياورده اي. در ثاني : من هم با تو هم عقيده ام كه سكوت براي در تنگنا گذاشتن نظام براي هيچ كس سودي ندارد ولي شايد اين سكوت و بي تفاوتي امروز نتيجه بي توجهي مسئولان پرونده به نظر نخبگان است. سواي اين چند روز اخير كم مقاله كارشناسانه درباره اين موضوع توسط نخبگان نوشته نشد اما كو گوش شنوا؟! شما بودي چه ميكردي؟!
به نظر من در سطح جامعه اونقدر اوضاع نااميد كننده است كه همه بي خيال اين موضوع شدن. يه جورايي همه شدن كبك كه سر زير برف بردن. خودم هم از اون دسته!
نکند بیست سی سال بعد از ما بپرسند چرا فقط نشستید و نگاه کردید؟ چرا هیچ کاری نکردید؟ خواهند پرسید، و پاسخی نخواهیم داشت بگوییم؛ مگر ما (هریک بالأخره جایی) از انقلاب‌کنندگان نپرسیدیم؟ http://omid.khushe.ir/weblog/?p=57
4 # بينش :
كمي زمان مي خواهد تا ما سرخوردگان از اين اوضاع نابسامان پيچيده" سر حال وروبراه شويم. بالاخره 14 ميليون از اين هفده ميليون راي واقعي بود.وهضم ان براي من دشوار !!!
زياد هم عجيب نيست
آشنايی نوشته است كه چرا این روز ها مردم و نخبگان در مورد پرونده هسته ای و خطر رفتن پرونده به شورای امنیت چیزی نمي گویند و نمي نویسند ؟ دراز مدتی است كه تصمیم داشته ام در مورد پرونده هسته ای ایران چیزی ننويسم در اين وبلاگ . هرچند با نگرانی اخبار آن را دنبال مي کنم . دلیل آن نه اینست كه به سرنوشت کشورم علاقه اي ندارم بلکه بدان دلیل است كه اين مسئله از سويي با عوامي و عوام فريبي آميخته شده است و از سوي دیگر شفافيتي در كار نیست و گفته ها و شنیده ها و نوشته ها همه حكايت دیدن فیل در تاريكي است و نهايت اظهار نظری كه مي توان كرد از جنس ابراز نظرات اين آشناست . وقتی كه مدیر مسئول روزنامه خشمگین صبح ( عصر سابق! ) کارشناس مسئله هسته اي مي شود و حکم هاي آنچنانی صادر مي كند و اظهارات نمایندگان مجلس در اين حد است كه " نطنز را راه بياندازيم " و یا " اصفهان باید به كار خود ادامه دهد " _ گويي در مورد معامله نخود و لوبیا صحبت مي كنند ! _ و زبان کارشناسان واقعي بسته ،‌ ديگر چه تفاوت مي كند كه مردم و نخبگان چيزي بگويند يا چيزي نگويند ؟ وقتي براي كشتي بانان ، شنيدن نظرات متفاوت اهميتي ندارد ،‌بايد حق بدهيم كه براي عوام و نخبه هم اهميت نداشته باشد كه بخواهند صداي خود را به كشتي بانان برسانند . صدا و نظر همان چند صد نفر طلبه و دانشجوي . . . كه به فرموده حلقه انساني تشكيل مي دهند و به فرموده كفن مي پوشند ، فعلا ناخدايان اين كشتي را بس ! پس ديگران چرا بايد در عرصه اي كه به بازيشان نمي گيرند ،‌ خود را داخل كنند و آزادي خويش را گرو بگذارند ؟!
متاسفانه كشوري ما فاقد يك تيم رهبري خلاق و شجاع مي باشد. اين موضوع هسته اي بهترين فرصت را پيش روي رهبران گذاشت بطوري كه به بهانه آن مي توانستند بسياري از مسا ئل كشور را بطور بنيادي و بطور تاريخي حل كنند. ولي اين آقايان فكر مي كنند از آسمان افتاده اند و هيج مسئوليتي را در قبال بي عملي يا تصميمات غلط متوجه خودشان نمي دانند. سوم مهر ماه اين نامه را به آقاي خامنه اي نوشتم ولي ايشان حتي زحمت به خودش نداد يك خط جواب بدهد و حداقل از اين كه يك شهروند احساس مسئوليت مي كند تشكري كرده باشد. رهبري كه به ريش بلند و قيافه گرفتن نيست. رهبر بايد آن قدر فكر و كاراكتر داشته باشد كه ديگران خود به خود پشت او بودن را عين مصلحت خودشان بدانند. اين هم نامه: بنام خدا حضرت آيت الله خامنه ای رهبر معظم جمهوری اسلامی ايران با سلام و آرزوی تندرستی و طول عمر برای حضرتعالی، بعنوان يک شهروند عادی و بدون وابستگی و يا عضويت در هيچ حزب و گروه سياسي؛ اما يک فرد مسئول که نگران کشورش، هموطنانش، صلح جهانی، و کرامت انسان است اين نامه را خدمت شما ارسال و استدعا دارد به آن بينديشيد. مسائل پيرامون توليد انرژی هسته ای، کشور ما را در موفعيتی قرار داده که يک رهبری هوشيارانه، خلاق، و شجاعانه نه تنها می تواند خطرات را دفع کند بلکه موقعيت فعلی را به يک فرصت و بهانه ای برای يک تفاهم ملی تاريخی تبديل کند. و اين چيزی است که از يک رهبر واقعی انتظار می رود. پيشنهاد اين است که جنابعالی خود پيشقدم شده: ۱) با ايجاد يک شورای مشورتی در دفتر خود و مرکب از نمايندگان تمام احزاب و جمعيت های فعال در کشور و همچنين شخصيت های برجسته و نخبگان، زمينه ی يک تفاهم ملی نسبی را فراهم آوريد. اين شورا سياست های لازم را تدوين و پس از تصويب شما به شورای امنيت ملی ابلاع میکند. اين شورا همچنين به جنابعالی مشورت های لازم را در جهت مشارکت بيشتر احزاب و شحصيت ها در سرنوشت سياسی کشور ميدهد. ۲) برخی از اختيارات رهبری را که خود صلاح ميدانيد به مدت محدود به رئيس جمهور واگذار کنيد. ۳) به دنيا اعلام بفرمائيد که چون کشور در پروسه تغييرات سياسی مهم برای مشارکت بيشتر و اعلام نظر مردم می باشد، ايران به مدت يک سال آن بخش از فعاليت های هسته ای را که موجب نگرانی جامعه جهانی شده به حالت تعليق در می آورد. با اين رويکرد نه تنها بحران رفع می شود که از لحاظ سياسی گامی بزرگ به پيش خواهيم رفت. فکرها و نيروها به جای تقابل و سرزنش يکديگر در يک صف واحد در دفاع از منافع ملی قرار ميگيرند. در درازمدت هم بلکه اين ابتکار و رهبری جنابعالی باعث شود اين ملت رنج ديده نخواهد قربانيان و بهای بيشتری را برای استقرار يک دموکراسی پایدار بدهد. به مردم و رهبران سياسی آن ها اعتماد کنيد. همه کشورشان را دوست دارند و می خواهند بلکه بتوان سربلندتر زندگی کرد. اميدواريم با درايت جنابعالی بتوانيم کنترل قضايا را در دست داشته باشيم. چون زمانی خواهد رسيد که حتی رهبران سياسی کشورهای ديگر هم کار چندانی نمی توانند بکنند. زيرا مسائل به سمتی می روند که چاره ای غير از ادامه و دنباله روی نداشته باشند و از آن به بعد در کشاکش منافع سوداگران اسلحه، گروه های با منافع ويژه، و شارلاتان های بين المللی له و قربانی می شويم. فلاکت و سرنوشت شوم مردم عراق مثال خوبی است! با احترام و تشکر رونوشت: آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور محترم
اين حسي كه در مردم به وجود اومده مي تونه ناشي از دو چيز باشه.1/ نا اميدي و بي خيالي 2/ با اين تبليغاتي كه اينا كردن و تاثيرش رو حداقل در انتخابات ديديم، مردم موندنن چي كار كنن، كدوم رو انتخاب كنن اينكه مثلا ايران روي پاي خودش وايسه و قدرتي بشه و جلوي استكبار وايسه و... يا اينكه تحريم و ... رو تحمل كنن. خيلي ها هنوز موندن چي كار كنن يعني اصلا نمي خوان نظري بدن. تو دو راهي خيانت و آرامش گير كردن يعني (اين طوري براشون نمايشنامه رفته)خيال مي كنن با پذيرش حرف اونا و صرف نظر از اين فعاليت ها دارن خيانت مي كنن.