پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۲۱ آذر

چند روز از 16 آذر گذشته، اما مي‌خواهم از آن چيزي كه اسمش را مي‌گذارند جنبش دانشجويي صحبت كنم. ابتدا بايد تبريك بگويم حضور تعدادي از فعالان دانشجويي عضو تحكيم را در فضاي مجازي (مجيد حاجي بابايي، علي افشاري، رضا دلبري) كه اميدوارم اين حضور به درگير شدن آنها با فضاي گفتگويي گسترده‌تر و افراد و افكار متنوع‌تر منجر شود تا به عقلاني‌تر و عمومي‌تر شدن ايده‌هايشان كمك كند. و اميدوارم لااقل حضور اين دوستان صادق و صميمي در فضاي مجازي به آفت فراكسيون‌بندي‌ها و بازي‌هاي لوث شده تشكيلاتي‌شان مبتلا نشود.

تمام حرفم از اين سؤال ساده آغاز مي‌شود: جنبش دانشجويي ايران كه انتخابات را تحريم مي‌كند و تغيير مسالمت آميز ساختار را مطرح مي‌كند و مي‌خواهد گفتمان رفراندوم را گسترش دهد، چرا اين روزها نسبت به اينهمه تحولات عميق و عظيمي كه در دانشگاه‌ها در حال رخ دادن است و اگر همينطور ادامه پيدا كند، ظرف چند سال وضعيت دانشگاهي كشور را زير و رو مي‌كند، سكوت كرده است؟

صحبتهاي مجيد حاجي بابايي را تا حد خوبي قبول دارم. به خاطر مي‌آورم زماني را كه ايده‌هايي مثل «بازگشت به دانشگاه» براي حل مشكلات جريان دانشجويي مطرح مي‌شد. و يا بحثهايي را كه درباره استراتژي «دوري از قدرت» با بچه‌هاي تحكيم داشتيم. من هيچ وقت نفهميدم كه اين دوري از قدرت را چرا اينطور مي‌فهمند و تجويز مي‌كنند. واضح مي‌پرسم، آيا وابستگي واقعي به قدرت اين است كه در فلان ديدگاه يا خط مشي با مشاركت و مجاهدين يا هر گروه ديگر همسويي داشته باشي، يا اينكه وقتي دوران احمدي نژاد آمد هر بلايي كه به سر دانشگاه آوردند دم نزني؟!


يا 16 آذر امسال. به هرحال و به هر زوري بوده، تا الان اين روز و مراسم آن زنده نگاه داشته شده. اگر چيزي اسمش را جنبش دانشجويي بگذارد، بي‌شك بايد دغدغه‌اش براي مراسم 16 آذر و 18 تير هزار برابر تجمع براي اكبر گنجي باشد. آيا اينطور بود؟ يا در مورد خاص رئيس دانشگاه تهران؛ چطور مي‌شود كه روز اول آنطور برخورد تندي انجام مي‌گيرد، اما فردايش هيچ خبري نيست؟! از بچه‌هاي تهران مي‌پرسيدم من نمي‌فهمم، اگر قبول نداريد چرا ساكتيد، اگر قبولش كرديد چرا روز اول گذاشتيد آن برخورد انجام شود كه بعدا كلي آبرويتان را ببرند و بگويند خودشان خشونت‌طلب‌تر از همه‌اند؟


مثال‌هايي كه حاجي بابايي زده جالب است. به هرحال چريك‌هاي راديكال دهه چهل توي كوه ازدواج مي‌كردند كه مي‌توانستند اسم خودشان را مبارز بگذارند، نه در هتل‌هاي آنچناني. امروز كه از اين خبرها نيست چرا باز اين اداهاي راديكال را مي‌بينيم؟ دانشجوهاي جديد، ما كه مي‌دانيم، اكثرا پارتي شب را به تريبون آزاد روز ترجيح مي‌دهند، پس چرا اين ليدرها توقع زيادي از خودشان و جمعشان و جريانشان دارند؟ و چرا با كساني كه سعي مي‌كنند اين واقعيت را به ايشان تفهيم كنند، واكنش‌هاي منفي عصبي نشان مي‌دهند؟


تصور مي‌كنم بدترين نوع تأثيرپذيري جريان دانشجويي از قدرت، كه شديدا داعيه دوري از آن را دارد، همين است كه در 16 آذر پارسال آنطور خاتمي را ناجوانمردانه آزار دادند، اما 16 آذر امسال گذشت و آنها هم به معناي واقعي كلمه دانشگاه را به بازي گرفته‌اند و هيچ اتفاق خاصي هم نيفتاده. بچه‌هاي راديكال تحكيم هنوز دنبال لگد زدن به نعش اصلاحات اند، در حالي كه خبر ندارند قدرت آن را مسحور خود كرده و دارد آنها را در طبقه زيرين قبر اصلاحات دفن مي‌كند. نمي‌دانم آيااين را حس نمي‌كنند كه اينطور هنوز خود را دست به گريبان با اصلاحات و اصلاح طلبان مي‌خواهند؟


در همين رابطه:

عباس عبدي: جنبش دانشجويي نداريم

محمد قائد: دانشجويان، مثل طلبه‌هاي زمان رضا شاه

نظرات شما:
1 # xxx :
والا بيلميرم من!
2 # سامان :
خیلی پوست کنده عرض شود تو ایران اگر گروه یا جمعی دستش بدم گاو دولت بند نباشد عمرش بدو بهار هم نمیرسد اینکه تحکیم وحدت با خط امام بر تو درود بر تو سلام سازمان بندی شد تا چپ ها و مجاهدین را از دانشگاهها بیرون کند که کرد مورد لطف همه جانبه دولتیان بود تا اینکه حزبلی ها تازه راه یافته قدرت گرفتند و با امدن خاتمی و سینه سپر کردن دانشجوها تا در گیری ۱۸ تیر و راه پیمایی ۲۳تیر سراغاز دوپاره شدن و انقسمت عبور از خاتمیش زودتر از دستگاه بیرون شد که دیگر غیر از رادیو فردا و گاهی بی بی سی و صدای المان داد رسی ندارند....ودر اخر با تحلیل شماهم تا حدی موفقم
من كه شوخي باهات ندارم ... اگه بخواي توكوه ازدواج كني ها ... عمرا بيام عروسي ت
سلام..نقد کاملی بود..منهم مقاله ای در رابطه با جنبش دانشجویی نوشتم...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا
سلام چطوري كجايي بابا؟ خبري ازت نيست. به من سر بزن.
6 # صادق :
ایران فقط برای کری خواندن و رو کم کردن حزب و گروه تشکیل میدهند و نمونه بارز ان در مورد شیش تایی ها!!که سی و سه سال پیش اتفاق افتاده هنوز جیگر تاجی های سابق استقلال شده را میچزاند اگر چه بعدش تاجی ها سه تا گل زدند و فریاد زدند شیش تا قدیمی شده این سه تا!!را داشته باش غرض از این خاطره نوشتن نامه ان چهل دانشجو تحکیمی بحکومت کازای در افغانستان که ما دانشجویان ایرانی طفدار دمکراسی را دریاب و...بیچاره کاردار قندهاری الاصل طفدار تالبان ها!!!هم شوکه شده بود چکار کند٬به سی ان ان و بی بی سی هم خبر داده بود....این دانشجوها متاسفانهبرای پوز زدن بخاتمی بیچاره سوراخ دعا گم کرده بودند!!!اگر احمدی نجاد و اژه ای و پ.ر محمدی سر کار بودند ان چهل دانشجو را لب مرز تحویل بافغانها میدادند و نتیجه دمکرغسی یا گرفتنشان را بعدها با اب و تاب بمردم نشان میدادند اما خب حیف که خاتمی با صعه صدری که داشت انرا هم تحمل کرد
7 # جمال :
براي اينكه بورس گرفتن رفتن فرانسه.
8 # سعيد :
به نظرم دوري از قدرت يعني شركتنداشتند در موازنه و معادلات موازنه قدرت . كاري كه دفتر تحكيم به اين بهانه ميكند درست عكس اين است. وقتي چند نفر به اسم تحكيم با احزاب اصلاح طلب وارد چانه زني مي شوند . فراكسيون بندي مي كنند و براي آينده ساختمان سياسي كشور طرح و نقشه مي دهند اين يعني شركت ذر قدرت . يعني يك عده احساس مي كنند دانشجويان عضو و هواذار رسمي حزبي به نام تحكيم هستند!! كه به پشتوانه آن مي خواهند از احزاب امتياز بگيرند
9 # feri :
صحبتهاي مجيد حاجي بابايي را تا حد خوبي قبول دارم ؟!!! تکليف خودتو مشخص کردی ژست بيطرفی نگير خدا صداقت کيلو چند؟