۱۰ دی
چند نكته جديد و كمي هشدار درباره سقوط سي130 در مصاحبهاي با يك كارشناس مسائل پروازي
تقريبا از روز اول كه هواپيماي سي130 حامل خبرنگاران و عكاسان و تصويربرداران و نظاميان سقوط كرد، پيگير خبرهاي اين حادثه بودم. به هر دليل براي خودم خيلي مهم بود همانطور كه براي بسياري ديگر از همكارانم، و متأسفانه مثل قبل ميبينيم كه موضوع دارد به انحراف ميرود و به مرور زمان مسكوت ميشود. چند روز پيش گفتگوي كوتاه اما مهمي با يك تكنيسين ارشد مسائل پروازي داشتم كه تمام جزيياتي را كه از اين حادثه در اختيار داشتم با او به بحث گذاشتم، و به نكات جالبي هم رسيديم. افسوس كه اينطور كه به نظر ميرسد هيچ خبرگزاري و روزنامهاي چنين اطلاعاتي را منتشر نميكند، ولي با اينكه ميدانم در اين مورد طرف حساب ممكن است خيلي تحكمآميز برخورد كند و ماجرا را امنيتي به حساب آورد، به دلايل حرفهاي و وجداني نميتوانم به خود اجازه دهم چيزي در اين باره ننويسم. وبلاگ آخرين امكاني است كه براي انتشار اين اطلاعات دارم. شايد بخشي از اين اطلاعات (يعني صحبتهاي من) به زبان ساده و غير علمي باشد، اما به طور ويژه به كشف ابهامات و نقاط خلأ و سؤال پرونده از طريق باز شدن مفاهيم تخصصي توجه داشتهام و نتيجه بحثمان روندي را كه تاكنون در پيگيري ماجرا طي شده، به طور مستدل مورد نقد قرار ميدهند. به تخصص، تجربه و بيطرف بودن مصاحبه شونده اعتماد قطعي دارم، اما نام اين فرد را نيز به دلايلي كه واضح است، به هيچ وجه نخواهم گفت.
من از روز اول تقريبا همه صحبتهاي مسئولين مربوط و نامربوط را درباره علت سقوط هواپيماي سي130 و شرايط آن شنيدهام و خواندهام تا بفهمم تخلفات و بيتدبيريها و قصورها و تقصيرهاي احتمالي در اين مورد چه بوده، بالاخره مقصر كي بوده و چرا جان عزيز اينهمه آدم به بهاي مفت از دست رفته است و هيچكس هم پاسخگو نيست. ولي آخرش نفهميدم قضيه چه بوده. خبري داريد در اين مورد؟ با اطلاعاتي كه من دارم و مجموعه شرايط حادثه، به نظر من بيش از هر چيز احتمال يك خرابكاري وجود دارد.
يعني به عمد هواپيما را انداختهاند؟! من كه ميگويم احتمال به عمد انداختن كم نيست، ولي لااقل در اجازه پرواز و مديريت آن و هدايت هواپيما تا ثانيههاي آخر آنچنان (به معناي واقعي كلمه) «خرابكاري» كردهاند كه الان فقط دارند تلاش ميكنند ببينند چطور ميشود قضيه را جمع كرد.
يعني چه كسي؟ الان اختلاف اصلي بين نيروي هوايي و ستاد مشترك است. البته به نظر ميرسد اينها دارند يك معاملهاي انجام ميدهند كه در اينصورت همه بحثها خواهد خوابيد.
اصلا چرا بايد به عمد چنين هواپيمايي را بيندازند؟ پس لابد نميدانيد كه در ليست پرواز غير از اسمهاي منتشره، چه كسان ديگري هم بودهاند كه نگفتهاند [...]
در مجموعه بحثهاي مربوط به پيگيري از اول تا حالا به نظر ميرسيد كه نيروي هوايي سعي دارد براي خود شريك جرم پيدا كند و پرونده را به جاهاي ديگر بيربط بكشاند. مشكل آنها كجاست؟ چرا حقيقت قضيه را نميگويند؟ اصلا حقيقت قضيه چيست؟ ببينيد، الان اخباري كه منتشر ميشود در اين باره خيلي اشكالات فني دارد كه يك آدم آشنا آنها را ميفهمد، و ميفهمد كه چند جاي كار ايراد داشته و دارد و خلاصه پرونده دارد لاپوشاني و يا منحرف ميشود. هواپيماي سي130 برخلاف بعضي حرفهايي كه همان اول زده شد، درست در ثانيههاي پس از Take Off يك موتورش را از دست ميدهد، و ميگويند كه آتش هم گرفته. يعني نوك هواپيما دقيقا اريب به طرف بالا بوده كه مشكل فني پيدا ميشود. اولين مشكل كار كه بايد جواب بدهند اين است كه چنين هواپيمايي كه چنين نقص فني آشكاري دارد كه پس از چند ثانيه موتور از دست ميدهد، چرا اجازه پرواز گرفته و چه كسي اجازه داده، و آيا نقص قبل از پرواز بوده يا خير.
اين حرف در بعضي از حرفها هم مطرح بود و در موارد استيضاح وزير دفاع هم بود... بله، ولي كسي توجه نميكند كه پس چرا اينقدر مكامله با برج و تصميم براي بازگشت به مهرآباد و نشستن طول ميكشد. خلبان مشكل را در همان اول مشكل را به برج مراقبت اعلام ميكند، ولي به اپروچ ارجاع داده ميشود. اصلا تمام مشكل در ناهماهنگي بين برج و اپروچ، يا به عبارتي هماهنگي آشكار اين دو براي هدايت هواپيما به سمت سقوط است!
اپروچ ديگر چيست؟! ببينيد، يك هواپيما در طول هر پرواز با سه مركز زميني در ارتباط ميشود تا او را هدايت كنند و به او سرويس دهند: برج مراقبت، اپروچ (Approach) و Tehran Center . كنترل سنتر وقتي هدايت هواپيماها را در سراسر كشور به عهده ميگيرد كه وارد دالانهاي هوايي شوند. اما در زمان آغاز پرواز و پس از آن، هدايت هواپيما ابتدا با برج مراقبت است و پس از بلند شدن هواپيما با اپروچ شهر است. الان در اين مورد اختلاف و اختلالي كه پيش آمده، بين برج واپروچ در هدايت هواپيما است. ظاهرا خلبان بين برج و اپروچ سرگردان ميشود، هر يك به ديگري ارجاع ميدهند و دست آخر هم هردو سكوت ميكند و هيچ هدايتي انجام نميشود.
يعني همان ثانيههايي ميگويند پاك شده، يا گاهي ميگويند ارتباط قطع شده. اين خيلي حرف بيخودي است. پاك شدن معني ندارد. قطعا چند جاي مختلف اطلاعات مكالمات خلبان موجود است، شك نكنيد. در ضمن مگر ارتباط موبايل است كه قطع شود؟! اين از آن حرفهاست.
ولي اين را خودشان گفتند. ميگويند جعبه سياه كه ندارد، از اپروچ هم كه من چيزي نشنيده بودم، برج هم ميگويند مكالمهاي با خلبان نداشته در آن 110 يا به روايتي 90 ثانيه. فقط يك «يا حسين» آخرش را تأييد كردهاند. همين يا حسين شما را به شك نمياندازد كه پس قطع ارتباطي نبوده و دروغ است؟ در ضمن، درباره جعبه سياه هم اطلاعات دقيق ندادهاند. درست است كه هواپيماهاي نظامي غالبا به دلايل امنيتي جعبه سياه ندارند. اما آن جعبه سياهي كه ندارند، «جعبه سياه Instrument » است كه اطلاعات دستگاهها و موتورها و مسير و موارد غيره را ضبط ميكند. وگرنه «جعبه سياه مكالمات كابين» را كه تمام مكالمات كابين خلبان را ضبط ميكند، همه دارند؛ نظامي و غيرنظامي هم ندارد. مكالمات خلبان كه امنيتي نيست، مگر اينكه موضوع ديگري در بين باشد ...
من گيج شدم! مشكل پس چيست؟ چرا الان حقيقت كشف نميشود؟ چرا ارتشيها سعي ميكنند مسئله را به هواپيمايي كشوري و برج مراقبت ربط دهند؟ اين باز از آن اشتباهات است. حتي اگر برج هم تقصيري داشته باشد، اين ربطي به هدايت سيويل (غيرنظامي) ندارد. هم در برج و هم در اپروچ، با اينكه ساختمان يكي است اما نيروهاي نظامي هستند كه هواپيماهاي نظامي را هدايت ميكنند. حتي در تهران سنتر هم كه يكي ميشوند، براي هواپيماهاي نظامي يك كارشناس نظامي حتما حضور دارد.
ببينم، اينكه يكي ميشوند يعني طول موج هاي مكالمات پروازهاي نظامي و سيويل هم يكي است؟ يعني ممكن است هواپيمايي كشوري به مكالمات دسترسي داشته باشد؟ ميخواهم همان بحث پاك شدن و ضبط شدن مكالمات را حل كنم. بله، آن بحث مشخص است. در سنتر كه هدايت از يك جا است، در برج و اپروچ هم هواپيمايي كشوري به مكالمات پوازهاي نظامي دسترسي دارد. قطعا صداي مكالمات علاوه بر جعبه سياه كابين و برج مراقبت و اپروچ در جاي ديگري هم ضبط ميشود كه كميته تحقيق به آن دسترسي دارند، اگر بخواهند. بايد تشريف ببرند به خيابان معراج، آنها خبرهاي خوبي برايشان هست.
پس نتيجه؟ نتيجه اينكه در آن لحظات حساس كه يك موتور آتش گرفته و موتور ديگر از كار افتاده و خلبان هم تلاش براي ارتباط و هدايتگيري داشته، برج و اپروچ (معلوم نيست به چه دليلي) خلبان را گيج ميكنند و بعد هم مدتي سكوت ميكنند. اين سكوت خيلي عجيب است. چرا و چگونه براي يك شرايط اضطراري پروازي ممكن است برج و اپروچ با هم سكوت كنند؟ طبق قوانين در شرايط حاد پروازي و وضعيت ربودن هواپيما (Hijack) هم وقتي كه خلبان كد مشخص را اعلام ميكند، تمام سرويسها متوقف ميشود تا فقط به اين پرواز با شرايط خاص سرويس داده شود. چطور ممكن است برج هواپيما را به اپروچ واگذار و رها كند؟ چطور ممكن است اپروچ حتي اگر مسئله را به برج واگذار ميكند، به انحراف هواپيما بيتفاوت باشد؟ آن هم هواپيمايي كه ميداند نقص فني حاد دارد و در حال بازگشت است.
اين ثانيههايي كه ميگويند حذف شده مربوط به كدام قسمت است؟ مربوط به مكالمات با اپروچ، كشمكش و سرگرداني خلبان و در نهايت بيپاسخ گذاشتن و عدم هدايت او. رمز اصلي اين حادثه سقوط و كليد قفل اين پرونده در همان ثانيههاست.
درباره اين هم خيلي بحث شده كه با اينهمه امكاناتي كه ميگويند سي130 دارد و حتي بدون چرخ و با يك موتور هم ميتواند بنشيند، چرا خلبان در فرودگاه امام يا اتوبان تهران- قم يا حتي فرودگاه قلعه مرغي ننشسته. خب اين پرواز از نوع كور بوده، يعني IFR كه در آن هواپيما بدون هدايت زميني نميتواند بنشيند. در پروازهاي مسافري كه غالبا Visual هستند، وضعيت بدين شكل نيست. اما در پروازهاي كور نياز به هدايت زميني حتما هست. البته اين هم مشكلي نبوده، حتي تهران سنتر هم ميتواند از دور براي نشستن هدايت كند. مشكل اين بوده كه اصلا هدايت زميني انجام نميشود. اين بايد بررسي شود. به علاوه تشخيص خلبان اين بوده كه براي بازگشت به مهرآباد مشكلي ندارد. ولي آن انحراف و وضعيت دشوار آخر كار و آن سقوط ناگوار دليلش چيست، الله اعلم!
درباره دستور براي پرواز و تغيير خلبان و پرواز نظامي براي غيرنظاميان هم ابهامات زيادي هست. خب اينها را احتمالا ميدانيد. اولا در كاتالوگ هواپيما اجازهاي براي سوار كردن افراد غيرنظامي به سي130 داده نشده، در حالي كه اين كار را كردهاند و بعد اعتراف كردند كه خانوادههاي بيچاره ارتشيان را هم با آن جابجا ميكردهاند! درباره خلبان هم، ابتدا نام خلبان گوهري در ليست پرواز بوده كه با مشاهده هواپيما و نقص فني آن حاضر به پرواز نميشود. بحثهايي انجام ميگيرد و در نهايت از بالا دستور ميرسد كه هدايت هواپيما را به جاي او به يك ستوان بسپارند. در اينجا او پرواز را به اجبار ميپذيرد...
آن نقص فني كه گفتيد يعني همان مشكل VOR كه گفتند؟ نه آقا! با اين مشكلات كه هواپيما نميافتد، آن هم هواپيماي نظامي كه چنين مشكلاتي بايد برايش عادي باشد. قطعا مشكلات متعدد بوده و نقص فني بيش از اين موارد بوده، و خيلي عجيب است كه چنين هواپيمايي اجازه پرواز ميگيرد، ان هم با اصرار و دستور.
من همان روزهاي اول شنيدم كه گوهري هفته قبلش با همين هواپيما در كوير داشته سقوط ميكرده... اين را نميدانم. اما خب خلبان كه با يك نگاه نميتواند بفهمد هواپيما نقص فني دارد. تشخيص نقص هم با او نيست. لابد يك چيزي بوده كه او حتي حاضر ميشود از فرمان تمرد كند و پرواز نكند. اما نقص فني قبل از پرواز هم به اين ترتيب محرز است. توجه كنيد كه بررسي شرايط و آمادگي هواپيما براي پرواز ساده نيست و مراحل پيچيدهاي دارد، كه بايد ديد در اين مورد آيا درست انجام شده يا نه، كه احتمالا اين هم يكي از مسائل و تخلفات انجام شده است.
خیلی ممنون از این اطلاعات روشنگرانه!
امیدوارم مشکلی برایات پیش نیاید.
جناب الپر پدر من كوچكترين ( از نظر سن و سال ) و آخرين بازمانده ي دوره ديده هاي آمريكا رفته در زمان شاه ملعون است كه شش سال است بازنشست شده. بعد از چهارماه بعد از بازنشستگيه پدرم هواپيمايي از شيراز بلند شد و در پاكستان نشست كه دليلش خرابي رديابها اعلام شده. پدرم متخصص فني آلات دقيق و الكترونيك كه تمام مدارك بوئينگهاي 707 و 727 و 747 رو داره . از دانشگاه تيرينيتي و پايگاه هوايي بوستون. جالبه بدونيد پدر من با درجه سروان تمام بازنشست شد كه با اين مدارك پدرم حداقل درجه ي بازنشستگي بايد سرهنگي باشه. در توضيح بايد بگم پدرم تعداد زيادي برگه هاي آمادگي پرواز رو امضا نميكرده حتي با دستور و بازداشت نظامي. پدرم هيچ وقت اجازه نداد ما سوار هواپيما بشيم. خانواده ي نظامي بوديم و با سي صد و سي بايد ميرفتيم اينور و اونور و با تخفيف و پدر ميگفت هر چي همافر بي سواد و مهندسان دانشگاه شهيد ستاري و كلن آدمهاي جديد بي سواد دارن روي اين هواپيماهاي فوكر و اين دري وريها كار ميكنند. منظورش در ده سال اخيره. ( در ادامه بگم پدر احمق به همراه تعداد زيادي از همين مهندسان دروه ديده يكبار دزديده شدند ولي به خاطر ميهن پرستي پناهنده نشدند و دستمزدشان حقوق صد هزار تومني در آخرين روزهاي بازنشستگي و حقوق دويست هزار تومني در اين روزهاست. پدرم سالهاست مسافر كشي ميكنه و مسافرهاي خارجي فرودگاه رو به خاطر بلد بودن زبان انگليسي با لهجه ي آمريكايي درست و حسابي جابجا ميكنه. ما در همون منازل سازماني زندگي كرديم كه اين هواپيما سقوط كرده. نميتونم شماره بلوك رو بگم . حالا شما خودت بخوان حديث مفصل... ) امضا وحشتزده اي كه هر روز ميره ختم همكاران پدر.
خيلي تكان دهنده است چيزهايي كه نوشته ايد و هر چند آدم دلش نمي خواد باور كنه ، ولي يه جوري ذهن آدمو قلقلك ميده . جالبه كه در اين مساله اصلا خيلي اسمي از نظاميان و فرماندهاني كه توي هواپيما بودن برده نشد و خيلي به اونا پرداخته نشد، همه فقط زوم كردن روي خبرنگارها و سوز و اشك و گريه زاري براي اونها و بحث بر سر مسائل حاشيه اي مثل اينكه حالا اينا شهيد هستن يا نيستن و .... شايد اگر كسي بره سراغ اين نكته و ليست اين فرمانده ها رو در بياره (چه اونهايي كه رسما اسمشون توي ليست پرواز هست و چه اونهايي كه اين مصاحبه شونده گفته كه وجود داشته اند اما اسمشون نيست) و بگرده سوابق اين آدمها رو استخراج كنه يا موضعگيري هاي اخيرشون رو يا حرفها و عقايد سياسي شون رو ، واقعا به يه سرنخي برسه ....
تاسف براي تمام كارهاي انجام نشده در اين فاجعه.
كاش مينوشتي كه قرار بود چه كسان ديگري در هواپيما باشند. فكر نكنم اين قسمت حرفهاي كارشناس پرواز صحت داشته باشه ولي بقيه موارد معقول به نظر ميرسه.
استاد ارجمند سلام
اگه خاطرتون باشه ؛ چند روزی بعد از سقوط هواپیما و جریانات مرتبط با آن ؛ روزنامه همشهری با سردبیری روحانی روشن فکر جناب آقای زائری که من به شخصه ارادت خاصی برایشان قائلم در روزنامه مطبوع تهدید به افشای وقایع کرد و .........
همشهری تا حدودی کلید های این قفل بسته را میداند و اگر تا به حال افشا نکرده است تنها به دلیل حکمی است که برایشان صادر کرده اند و آن حکم چیزی نیست جز دستور به سکوت ....
روحشان شد !! چه همکاران و چه ارتشیان و چه آن رهگزران بدشانس و بد اقبال
مرسی اطلاعات خیلی خوبی در اختیار گذاشتی،البته من گمان نمی کنم با این تلاش ها کار به جایی برسد.اما حداقلش اینکه بعضی افراد(ما) کمی اگاه تر می شویم.سپاس!
پرواز كور يعني چي؟ اگز ميشه توضيحش رو اضافه كن.
پرواز كور يعني چي؟ اگز ميشه توضيحش رو اضافه كن.
سلام و ممنون .ولی اینجا گفته شده خلبان گوهری ابتدا پرواز را بر عهده داشته و بعد منصرف میشه و یک ستوان را بجایش می فرستند اما مگر همین آقای بابک گوهری در میان کشته شدگان نبود ؟؟ ( اشتباه نام پیش آمده از طرف شماست )
زهره جان. گفته كه آخر گوهري مجبور شد قبول كنه و پرواز كنه
خدا لعنتشون کنه. ولی ممطمئن باش اگر تعمدی در کار بوده دستور دهنده ها انقدر پشتشون محکم بوده که چنین دستوری داده اند و مطمئن بودند که می توانند جلوی روند پیگیری پرونده رو هم بگیرند! بی خود نبود که زود از واژه شهید استفاده کردند تا مردم را ساکت کتتد.کاش بشه کاری کرد
در چنين شبهاي بي فرياد رس
روز خوش در خواب بايد ديد و بس
ما كه سهليم ولي به نظر شما ((خدا)) كدوم يكي رو قبول ميكنه؟؟؟؟
سلام؛
به مطلب شما در بلاگ نيوز لينك داده شد.
موفق باشيد.
علی جان ممنون ! مطلب با لینک رو تو نوای نی قرار دادم .
یا حق
کاري به درستي يا نادرستي حرفهاي اين آقا ندارم اما کاش مي فرمودند که در کدام نهاد هستند و چه دليلي براي اين ادعاهايشان دارند؟
ياعلي
اگه هنوز حس و حال گرد همايي هاي مطبوعاتي رو داريد پنج شنبه بعد از ظهر جاي ديگه اي قرار نگذاريد.
سمينار و جلسه پرسش آسيبشناسي هشت سال روزنامهنگاري دوران اصلاحات روز پنج شنبه از ساعت 14 تا 17 در محل انجمن صنفي روزنامه نگاران برگزار مي شود.
در ضمن اگه در اطلاع رساني كمكمون كني ممنون مي شيم
اگه هنوز حس و حال گرد همايي هاي مطبوعاتي رو داريد پنج شنبه بعد از ظهر جاي ديگه اي قرار نگذاريد.
سمينار و جلسه پرسش آسيبشناسي هشت سال روزنامهنگاري دوران اصلاحات روز پنج شنبه از ساعت 14 تا 17 در محل انجمن صنفي روزنامه نگاران برگزار مي شود.
در ضمن اگه در اطلاع رساني كمكمون كني ممنون مي شيم .
اقا یا خانم ترسو!!!اولا همافران شایسته ترین فنی ها در نیروی هوایی بودند و هوا نیروز اینرا
از نوشته های اینجا و انجای مطبوعات غربی که مورد علاقه شما و غرب دوستانی مثل الپر
هستند بارها ادعا کردند بخصوص زمان جنگ اصلا احتیاج بتوضیح هم نبود اینکه پدر شما هم ازین قشر
بوده که بعد از انقلاب افسر شدند و شما حاضر بتوضیح هم نستید بهر حال
تمام نوشته شما دروغست و اینکه حالا الپر دنبال ماجراجوییست اشتباه میکنه چون جامعه ایران
جامعه امریکا نیست وملت هم حوصله این ستوان کلمبو بازی ها را ندارد
when they immediately announce that the dead ones should be elevated as "martyrs", while there has been so many air crashes since 27 years ago in iran, doubt is cast over all the issue...
your clandestine reporter/analyzer/expert must be quite brave as well, but what about the list of those names that didn't get published?!!...who can they be?!
i also should say, more appalling than this unofficial report is the 2nd comment by the guy/girl called Tarsoo... guys like Saman should open their eyes better and get out of their shell of ignorance
هی ترسو!
اگه پدرت همونجوری که تو می گی بوده یه مرده نه خائن.تو هم بهتره دهنتو ببندی و فکرتو بازتر کنی!
1- يه جاش خيلي خاله زنكي بود. بيش از اندازه. (با پوزش از فمينيستها، لفظ بهتري بلد نيستم)
اصلا چرا بايد به عمد چنين هواپيمايي را بيندازند؟
"پس لابد نميدانيد كه در ليست پرواز غير از اسمهاي منتشره، چه كسان ديگري هم بودهاند كه نگفتهاند [...]"
شما ( يا آن دوست مصاحبه شونده) فكر ميكنيد براي از ميان برداشتن (بگو كشتن) چند نفر، بايد يك هواپيما را انداخت. كاري كه مشروعيت (اگر نه، كارايي) حكومت را خيلي بيشتر تحت تاثير قرار مي دهد.
2- تا كي مي خوايم دلمون را به استفاده از سوم شخص جمع خوش كنيم؟ اين بيماري را من فقط در ايران ديده ام كه اين سوم شخص جمع مسبب تمام بديهاست. اصلا شده اهريمن براي ايرانيان امروز. جالبه كه مال بعد از انقلاب هم نيست. اين حداقل از بعد سالهاي دهه ي بيست رواج داشته.
بابا با جان مگر اينجا كجاست كه براي كشتن چند نفر يك هواپيما بياندازند. خيلي راحت با يك تصادف عادي و يا قتل بدليل سرقت طرف را ميكشند. نه صداش در مياد و نه دادگاه درست حسابي داريم كه پي گيري كنه. اينهمه بالا پايين نداره. الان تو تهران با پنجاه هزار تومان آدم ميكشند. حالا اگر يارو كاره اي باشه خشكه حساب ميكنه صد هزار تومان.
واقعا براي من سوال است كه اينهمه آدم را فرضا به خاطر چهارتا ديگه كه اسمشون معلوم نيست چيه كشتن؟ يعني نمي تونستند راحت تر از اين حرفا سر به نيست كننشون؟!
ميتونم بپرسم اگر خلبان گوهري از فرمان تمرد كردند پس الان كجا هستند ؟
"درباره خلبان هم، ابتدا نام خلبان گوهري در ليست پرواز بوده كه با مشاهده هواپيما و نقص فني آن حاضر به پرواز نميشود. بحثهايي انجام ميگيرد و در نهايت از بالا دستور ميرسد كه هدايت هواپيما را به جاي او به يك ستوان بسپارند. در اينجا او پرواز را به اجبار ميپذيرد..."
نشست روزنامه نگاران بدون روزنامه فراموش نشود.پنج شنبه ساعت ۱۴ در سالن اجتماعات انجمن صنفی. با حضور ...
ثريا جان. الپر خوب منظورش رو نرسونده. اين خلبان كه فوت كرده همون گوهري بوده. اون ستوان هم يه خلبان ديگه به نام نادري است كه الان هم رفته مجلس و به نماينده ها توضيح داده. گوهري وقتي مي بينه نادري قراره با هواپيما بپره مي ترسه كه اون سقوط كنه با اين هواپيماي مشكل دار. لذا خودش مي پره كه سقوط هم مي كنه و كشته ميشه.
جناب "هيچ كس" اگه شما از نمايندگان كثيف جمهوري اسلامي نبودي برچسب خاله زنك بودن به هر حرفي كه امكان درست بودنش هست نمي زدي! حيف كه اذهان مردم فراموشكار ه...مگر همين چند سال پيش نبود كه مي خواستن اتوبوس نويسندگان رو بندازن تو دره ولي موفق نشدن...مگه صدها ترور واضح ديگه در داخل و خارج انجام نشده به دست اين حيوانهاي رزل!!! بله امكانش هست كه عمدا هواپيما رو انداخته باشن چون بهترين وسيله براي ترور دسته جمعي هست و بعدش هم 4 تا آدم مثل شما "هيچ كس" هستند كه دليل بيارن كه به خاطر كشتن چند نفر هواپيما نمي اندازن و هر نظر غير رو لوث كنن!
بسم الله. فقط تصور توطئه ، در مورد غرب ، همين موجودي كه مادر و پدر اسرائيل است ، نامش توهم است !ّ اما تصور توطئه ، در مورد جمهوري اسلامي ايران هميشه واقعيت دارد!!! سياه ترين نگاه و تاريك ترين نگاه ممكن 1 آدم عجيبي هستي 1 منطقي ترين مسائل را نمي بيني و دنبال حرف زدن از زبان يك سوم شخص هستي؟! اني چيزهايي كه تو گفتي همه اش از ابتدا ، همان خط اول ، تا آخر ، هيچ نيازي به داشتن دانش پروازي ندارد . جنابعالي با حداقي از مطالعات پروازي ( مثلا خواندن مطبوعات هوايي ) مي تواني بدست بياوري. من كه مي خواستم دانشجوي دانشگده علوم و فنون هوايي شوم و بخاطر مشكل پزشكي نشدم از تو بيشتر ادعاي دانستن دانش هوايي دارم . تو دو چيز را انكار مي كني. يكي عدم وجود هرگونه ارتباط منطقي ميان اين سقوط و زير دفاع ، درحاليكه با استيضاح وزير مربوط به سوانح زميني و هوايي يعني وزير راه در زمان دولت دوم خرداد مخالفت مي كرديد . دوم ، كارآيي زياد هواپيماي سي.130 . چون اين هواپيما به هيچ وجه با يك موتور سرنگون نمي شود و اصلا fail بودن يك موتور دليل سقوط براي هيچ همچين هواپيمايي نيست. آنقدر حرف هست كه خدا مي داند. سياسي بودن رفتارت هم چيز سومي است كه انكار مي كني. اصلا بيرون از زاويه نگاه سياسي ، شما به دنياي بيرون جور ديگر هم نگاه مي كني ؟ اينقدر حرف هست كه نگو . متراكم از بحث در مرود هواپيما هستم . مرد حسابي ، توي اين هواپيما چند تا افسر بالاي سرتيپ با مناصب بالا وجود داشته مثل امير سرتيپ حاج عباس واعظي معاون روابط عمومي عقيدتي سياسي كل ارتش. ديگه از اين بالاتر كي ؟ نمي دوني يا نميخواهي بگويي كه اصولا سقف تعداد مسافر در پروازهاي سي . 130 كاملا معلوم است. فهرست پرواز نمي تواند بيشتر از ظرفيت هواپيما باشد. تعداد جنازه ها هم كه معلوم است. اسامي شان هم كه معلوم است. پس اين فريه تو كجا مي رود ؟ به روش بسيار كثيفي ، داري ذهن همه را عين خودت مي كني. يك مشت عادم ساده هم ، كه از روي اول عالم بوده اند و خواهند بود مي آند و بدون يك خط فكر كردن ، برايت مرثيه و شعر مي نويسند ! شاها مشغول يك كار بيشتر نيستيد آنهم جنگ رواني است. مي داني تعريف جنگ رواني چيست ؟ رساندن مخاطب به آگاهي كاذب.
وبلاگ شما رو به وبلاگ خودم پيوند زدم!
انتظار ندارم جبران كني ولي باعث شادكامي منه اگر بلينكي من رو!
مي گويي : ::::شايد بخشي از اين اطلاعات (يعني صحبتهاي من) به زبان ساده و غير علمي باشد، :::: اما بعدش مي گويي : :::: به تخصص، تجربه و بيطرف بودن مصاحبه شونده اعتماد قطعي دارم :::چگونه ؟ آخر اطلاعات اين مثلا مصاحبه از سوي تو مگر منتشر شده ؟ مگر قرار نبود طرف فني و اطلاعات دهنده ، جناب كارشناس فرضي ات باشد ؟ پس چطور حتي از نگاه خودت اين اطلاعات غير علمي باشد؟ يك چيزهايي را هم كه بعنوان اظهار فضلجناب كارشناس خيالي ات نوشتي ، گفت كه ، در هر مجله پروازي نوشته شده. بجز آن ميزاني كه كاملا غلط است. اين هم ناشي از خيالبافي ات. با يك مشت شايد و اگر و احتمالا و اما به ميدان استدلال آمدن مسخره نيست ؟ در مقدمه در جواب خودت نوشته اي :::::با اطلاعاتي كه من دارم و مجموعه شرايط حادثه، به نظر من بيش از هر چيز احتمال يك خرابكاري وجود دارد. ::: چه طور ؟ همينجور كيلويي ؟ طرح يك احتمال ، به معناي اثبات است ؟ در جواب بعدي به خودت هم نوشته اي ::::من كه ميگويم احتمال به عمد انداختن كم نيست، ولي لااقل در اجازه پرواز و مديريت آن و هدايت هواپيما تا ثانيههاي آخر آنچنان (به معناي واقعي كلمه) «خرابكاري» كردهاند كه الان فقط دارند تلاش ميكنند ببينند چطور ميشود قضيه را جمع كرد.::: اين يكي كليويي تر از قبلي . چطور ؟ به كدام شرح و بسط ؟ همينجوري كشكي كشككي كتره اي خرابكاري ؟ به اين دو سري از جملاتت نگاه كن ؟ ببين چقدر حتي ارتباط لفظي بين اينها كم است :::::::::::::يعني به عمد هواپيما را انداختهاند؟!××من كه ميگويم احتمال به عمد انداختن كم نيست، ولي لااقل در اجازه پرواز و مديريت آن و هدايت هواپيما تا ثانيههاي آخر آنچنان (به معناي واقعي كلمه) «خرابكاري» كردهاند كه الان فقط دارند تلاش ميكنند ببينند چطور ميشود قضيه را جمع كرد. ××يعني چه كسي؟××
الان اختلاف اصلي بين نيروي هوايي و ستاد مشترك است. البته به نظر ميرسد اينها دارند يك معاملهاي انجام ميدهند كه در اينصورت همه بحثها خواهد خوابيد.
::::::::::::: اصلا جملات سئوالي ، چه ارتباطي به هم داشتند ؟ جوابها چه طور ؟ وقت آدم با كمي آرامش بدور از ناراحتي كه از بي وجداني ات به آدم دست مي دهد مطالبت را مي خواند آرام آرام نخ هاي بيرون زده اش را مي بيند و مي فهمد كه اين هم يك ماجراي نخ نماي جديد است. اينجا نوشته اي ::::::::::اصلا چرا بايد به عمد چنين هواپيمايي را بيندازند؟
پس لابد نميدانيد كه در ليست پرواز غير از اسمهاي منتشره، چه كسان ديگري هم بودهاند كه نگفتهاند [...]::: خب در استدلال همين يك خط را نوشته اي ؟ خب اسامي كو ؟ حتي يك نفر را ذكر نكرده اي ؟ بي شرفي هم آخر حدي دارد آقاجان ... سكولاريزم مادر دروغگويي . دروغهايتان جان انسان را خسته مي كند.
آقاي ابوذر. آخه اين موضوع كه ايده ئولوژيك نيست. چرا تعصبي برخورد مي كني. دقيق بگو كجاش درسته كجاش غلطه خب. نمي فهمم شما حزب اللهي ها چرا نم تونين يه ذره با لحن بهتري هم انتقاد كنيد و حرف بزنيد............
سلام . خوبي ؟ شما به محمد جواد روح كه رفته سايت آفتاب و زير عباي هاشمي رفسنجاني ( عالي جناب سرخ پوش ) قرار گرفته تبريك نگفتيد ؟ واقعا كه اين مشاركتي ها چقدر كثيف هستند. خمخ چيز براي مردم بده و براي اونا ايرادي ندارد.
سلام. براي فهميدن اينکه مقامات مسئول جوابگو نیستند، به ماجراهای تلخ اینچنین البته احتیاج نیست. اما این سخن که:
«پس لابد نميدانيد كه در ليست پرواز غير از اسمهاي منتشره، چه كسان ديگري هم بودهاند كه نگفتهاند [...]» با اصول حرفه ای کارشناسی ناسازگار است و حاکی از بی مسئولیتی و عدم وجدان کاری کارشناس شما است.
۱. بياييد ياد بگيريم که بشنويم بدون اينکه متهم کنيم.
۲. دليلي براي سقوط يک هواپيما براي کشتن چند نفر وجود ندارد.
۳. اگر به اين صورت که گفته ايد بوده باشد پس بايد در آن لحظه تمام افراد در برج مراقبت و اپروچ و Tehran Center از مامورين اطلاعاتي باشند. در غير اينصورت بايد منتظر کشته شدن تدريجي مامورين در حال خدمت در آن موقع باشيم.
۴. به نظر بنده اشکال در سيستم و کار هياتي کردن است. مانوري آغاز شده خبرنگاري براي پو شش آن وجود ندارد و سرداري که از منطقه مانور دور است. هواپيمايي تدارک ديده شده که داراي نقص فني است ولي فرصت براي تعمير نيست مانور را هم که نمي شود متوقف کرد.
دستور ميرسد انشاا... مشکلي پيش نميآيد. با سلام و صلوات سوار مي شوند. ولي اينبار علاوه بر نقص فني اوليه موتور نيز از کار ميافتد. هواي آلوده باعث کاهش ديد ميشود و ساير قضايا.
البته من منکر توکل به خدا نيستم ولي اين طرز تفکر و تفکرهاي مشابه به طور شديدي در ميان ما وجود دارد.
و در انتها به جاي شجاعت به اعتراف و ريشه يابي مشکل مي گويند را مشمول مرور زمان مي کنند.
$$$$$ " نفت " رحمت يا زحمت $$$$$
با شروع دوره رنسانس ( حدود قرن چهاردهم ميلادي) روند تکاملي علم سرعت گرفت وبعدها فرزند خلف آن، صنعت وتکنولوژي متولد شد.
ازا وا يل قـرن نوزدهم ( انقلاب صنعتي اروپا ) ماشين به مرور جايگزين ا بزاردستي گرديد وبا گذ شت زمان روزبه روزگسترش بيشتري يا فت
وفرا گيرشد تا امروزکه ازپا يه هاي عمده وا ساسي زندگي وتمدن بشري گرديده است.ا قتصا د، فرهنگ، کشاورزي، بهدا شت وپزشکي، علم و
دا نش، پژوهش وتحقيق، مد يريت وهدايت جوامع و........خلاصه همه وهرچيزکه به زند گي بشرا مروزي مربوط ا ست، حتي گذ را ن سا ده و
روزمره يک يا چند نفر، وا بستگي تنگا تنگ با " ما شين " دا رد ودرآ ينده قا بل تصورا ين وا بستگي اگر بيشتر نشود يقيننا کمترنخواهد شد .
درک ا ين وا قعيت هم که غذاي ا صلي ا ين سيستم ما شيني يعني ا نرژي و دررأ س آن " نفت " درروند جا معه بشري چه مرتبه اي ازاهميت
را حائز گرديده است چندا ن مشکل به نظرنميرسد.
در چنين دوراني که زندگي يعني ماشين و" ماشين " يعني " نفت " محوري شدن " نفت " درروا بط کلي جامعه جهاني نه تنها امري بعيد و
نا معقول نيست بلکه بديهي، منطقي وکاملاعا قلا نه ا ست. پس درريشه يابي روابط بين المللي بخصوص دربين ممالک دارنده نفت وکشورهاي
مصرف کننده آن - که معمولا کشورهاي پيشرفته صنعتي هستند - توجه خاص به محوريت مسئله " نفت " نه تنها ناروا نيست بلکه بسيار بجا،
هوشمندانه وکاملا لازم وضروري ا ست.
" نفت " ومـا ( ا يران ) :
1 - " نفت " در روابط ا يران با سا يرين ( روا بط خا رجي)
ازابتداي کشف واستخراج نفت( به شکل امروزي آن) توسط ويليام ناکس دارسي انگليسي درا يران( انعقاد قرارداد 1901 و پيدايش نفت در
مسجد سليمان، 1908 ميلا دي ) وپيگيري آن توسط سايرين اين خوراک اصلي صنعت و تکنولوژي، نقش به مرور تعيين کننده تري در روابط
خارجي ايران ( بعلت شرايط خاص تاريخي -اجتماعي -اقـتصادي آن ) داشته و دارد.بطوري که امروز محوريتي عمده وبسيارتعيين کننده در
اين روابط پيدا کرده است.اسناد، مدارک وشواهد تاريخي دراين زمينه کم نيستند وخواننده ارجمند ميتواند به کتا بها ومنا بع منتشر شده گوناگون
در اين باره مراجعه فرمايد .
محوريت " نفت " درکليه روابط خارجي ايران ( ونه تنها ايران که تقريبا کليه کشورهاي منطقه) به روشني ديده ميشود وکمتر( يا هيچ )
حرکت سياسي- اقتصادي اجتماعي، نظامي وفرهنگي و ....... هست که در ارتباط با ايران باشد واز مسئله " نفت " ( مستقيم يا غيرمستقيم )
متاثر نبوده يا ريشه درآن نداشته باشد. بخصوص با نقش بارزي که " نفت " در چگونگي روابط حاکميت ايران با مردم آ ن داشته و دارد.
پس پرداختن به " نفت " بعنوان يک مبناي حرکت دربررسي وشناخت مسائل " ا يران " (اجتماعي- اقتصادي- فرهنگي- سياسي و..) حداقل
ازابتداي قرن بيستم تاامروز، ودورنماي آينده آن، نه تنها براي هرمتفکروانديشمند که براي هرايراني علا قمند به سرنوشت خويش ضرورتي
مبرم و روشنگراست. چرا که هرحرکت دنياي خارج با ايران امروز نهايتا ً ازمسير" نفت " ميگذرد. وحل ريشه اي مسئله نفت نه يک امر صرفا
اقتصادي که يک مسئله حياتي وکليدي جامعه ( به لحاظ فرهنگي -سياسي -اجتماعي و .....) براي مردم ايران است.
توجه فرمائيد که درشرايط گفته شده، برخلاف روال معمول وطبيعي دريک جامعه سالم، که روابط خارجي( سياست خارجي) تبلوراوضاع
داخلي وناشي ازآن است، اوضاع داخلي جامعه( ايران وکشورهاي مشابه) اگرچه نه بطورکامل ولي عمدتاً تحت تاثيروناشي از روابط خارجي،
يعني عکس روال طبيعي خود ميگردد. واين طبعاً ميتواند( وهمواره توانسته است) وسيله اي(راهي) بوده باشد که بواسطه آن ازبيرون به داخل
جامعه دست درازي وتحميل نظروتعيين تکليف کرد. يعني مشکلي که ما دريکصد سال گذشته با آن روبروبوده ايم، وشواهد تاريخي فراوان دارد.
دراين زمينه به اظهارات آقاي دکترنجفي، رئيس سازمان برنامه وبودجه ومعاون رئيس جمهور، مندرج درروزنامه همشهري مورخ 77/5/7،
که ميتواند ازتازه ترين شواهد اين مدعا باشد، توجه فرمائيد:
" 80 تا 85 درصد ازدرآمدهاي ارزي کشور وابسته به صادرات نفت خام است که هم ميزان صدور و هم قيمت گذاري آن دراختيار ما نيست. "
2 - " نفت " و روابط حاکميت ومردم (روابط داخلي)
درايران امروز، درآمد عمده و ثروت اصلي جامعه ثمره کارمردم و فعاليت توليدي وارزش افزوده حاصل ازآنها نيست. بلکه ازاستخراج و
فروش نفت خام عايد ميگردد :
" ما سالانه حدود 20 ميليارد دلاراز صادرات نفت بدست ميآوريم وآنرا به ريال تبديل ميکنيم وعمده بودجه دولت ازمحل همين صادرات
نفت تامين ميشود. بخش ديگربودجه هم ازماليات ...... که از محل وارداتي که ازدرآمدهمين صادرات نفت تامين شده بدست ميآيد.. .... در اين
شرايط مردم ازنظرمعيشت واز نظرکارواز نظرحقوق ودستمزد مستقيماوابسته به دولت هستند. درحاليکه دولت براي تامين مخارج خود وابسته
به کار و تلاش اقتصادي مردم نيست. " (1)
ازاين رو، روابط اورگانيک دولت ومردم عملا وبطورطبيعي ازبالابه پايين ولذا ارباب ورعيتي وآ قا ونوکري است، چراکه دولت درشرايط
عادي وابسته به مردم ودرآمد وکارآنها نيست بلکه مردم براي گذران زندگي روزمره خودبايدحقوقي (سهمي ازفروش نفت خام ) را بطريقي از
دولت بگيرند. ونهادهاي مردمي هم(اگروجود داشته باشند) ماهيتاً صوري بوده وعملاً فاقد پويايي وقدرت لازم، بيرون ازمدارواقعي حاکميت،
بدون دسترسي به اهرم هاي اجرايي، عقيم مانده ونهادينه نخواهند شد. ودربهترين حالت نظرمردم صرفاً درچندروزه انتخابات است که ضرورت
شکلي پيدا ميکند.
" دراين شرايط ... دولت ...ارباب وصاحب همه چيزاست.... به راحتي گفته ميشود دولت به مردم کمک مالي ميکند....فلان جنس را ارزان
مي فروشد حقوق ودستمزدرازيادميکند...خانه ميدهد...وکسي نمي تواند بپرسد که دولت اينهاراازکجا آورده است ؟ بتدريج همه فراموش ميکنند
که دولت هيچ چيزازخودش ندارد...نکته اينجاست که درجوامعي ميتوان اميد داشت که جامعه مدني تقويت ونهادينه شود که دولت... براي تأمين
درآمد متکي برکاروتلاش مستقل مردم باشد ونه عکس آن يعني اينکه مردم نوکرجيره مواجب گيردولت باشند."(2)
با توجه " به ساختار بودجه عمومي دولت و وابستگي شديد آن به درآمد صدورنفت خام " و" نظر به اينکه اعتبارات و منابع دولتي ....
فقط منابع مورد نيازبراي انجام وظايف مربوط به اعمال حاکميت را تامين ميکنند "(3) طبعاً حاکميت بي نياز از مردم و مردم عملاً منفعل
وعاجزاز مشارکت د رسرنوشت خويش ميگردند و پيامد چنين مناسبا تي البته ميتواند استبداد ، خود کامگي ، عدم مدنيت و غيرمردمي بودن
دولت ( حاکميت ) باشد ( که در اکثرموارد نيز چنين بوده وهست ) .
بي ارزشي" کار" و" دانش " و" هنر" ورواج فزاينده تملق وارتشاء ودلالي ....و بسياري ديگراز خصائل زشت وناشايست اجتماعي مانيز
ازاثرات فرهنگي چنين رابطه اي است .
اقتصاد " ايران " درشکل موجود ( در بعد داخلي ) عملا نه دولتي است نه سرمايه داري آزاد و نه کنترل شده ( با توجه به تعاريف
والگو هاي معمول و شناخته شده آنها ) ، چرا که مشخصه وعمل کرد هيچيک را دارا نيست . بلکه اقتصاد بي هويتي است که ميتوان گفت
عملکرد آن به نوعي اقتصاد ارباب ورعيتي شبيه است که اجباري، خواه ناخواه وغالباً کور و گريزناپذيرعمل ميکند. - و در بُعد خارجي ناچار
به تبعيت ازسرمايه بين المللي است - لذا بسته به آن که چه فرديا گروه ياجرياني قدرت دولتي وپشتوانه اقتصادي آن يعني" نفت " را دراختيار
بگيرد، جامعه را منفعلا نه به دنبال خود خواهد کشيد ومردم بشکل اجباري وغيرارادي ازنيات وخواست گروه حاکم تبعيت ميکنند ونه از صلاح
ومصلحت خود. لذا حاکميت د يريا زود به استبداد وحتي خود کامگي کشيده خواهد شد، باهرميزان حسن نيتي که داشته باشد.چرا که هرپديده اي
دربسترمناسب خود رشد ميکند.پيدايش اعتقاد به ديکتاتورقلدريا قهرمان درافکارعمومي به عنوان منجي مردم، درچنين شرايطي است که امکان
بروزوظهورمي يابد. چنين شرايطي نه تنها زمينه ساز که مشوق ومسبب بريده شدن رابطه صحيح ومنطقي حاکميت ومردم ( البته درصورت ايجاد
ووجود چنين رابطه اي) گرديده ولذا ديريا زود حاکميت با مردم ومصالح ايشان رو درروقرارگرفته واين مقابله بنا به خصلت خود تکرارتاريخي
طغيان ها و سر کوبي هاي اجتماعي و پيامدهاي طبيعي آن خواهد بود .
3 - راههاي ممکن بهروری مفيد ومردمي از" نفت"
درشرايط موجود، چنان که گفته شد، منبع اصلي وعمده درآمد جامعه ما فروش نفت خام است. روش بهره وري وتوزيع اين درآمد که حاصل
فروش ثروت همگاني وملي است. و... تک تک افراد جامعه بايد بطوريکسان ازآن بهره مند شوند و..." برنامه ها ي توسعه علا وه برتأمين و
گسترش عدالت اجتماعي.... با ارتقاء سطح زندگي، جلوه هاي خشن فقررا اززندگي مردم بزدايند "(4)، همواره بسيار غلط ونا عادلانه و نتيجتاً
( بلحاظ اقتصادي - اجتماعي -سياسي - فزهنگي و ...) مضربه حال کل جامعه بطوراعم واکثريت فقيرو کم درآمد بطور اخص بوده و هست .
" در اين زمينه برآوردهايي داريم که درسال 1375... نزديک به80 هزار ميليارد ريال درآمد باد آورده دراقتصادايران ... يعني چيزي درحدود
چهل درصد کل توليد ملي.... نصيب حد اکثر يک تا 5/1 در صدخانواده ها شده ... البته اين نوع توزيع درآمد تبعات بسيار نا مطلوبي درجامعه
ايجاد مي کند ..... درشرايطي که خيلي ها براي خريد يک کيلو گوشت يا مرغ دچارمشکل هستند ... براي ثبت نام تلفن همراه ... ظرف چند روز
بیش ازسیصدهزار نفر....هرنفرششصد هزارتومان براي خريد تلفن همراه به حساب مي ريزند.اگردرهمان زمان اعلام فروش کاديلاک هم شود باز
همين اتفاق خواهد افتاد."(5) لذاست که انديشيدن ويافتن راه کارهاي عملي بهره وري مفيد ومردمي از" نفت "رحمتي که به زحمت تبديل شده
درشرايط امروزايران، ازاساسي ترين چالشهايي است که نه تنها نخبگان ومتفکران وانديشمندان که همه مردم ايران باآن روبرو هستند .
از طرحهاي کلي درجهت راه يابي به روش هاي اجرائي مناسب وعملي درحل اين معضل بزرگ يکي هم مي تواند چهارچوب زيرباشد :
1- اول آن که " نفت "، استخراج وفروش ودرآمد آن، که عاملي تعيين کننده درقدرت وحاکميت واداره امورجامعه است دقيقا مردمي باشد ونه
دولتي ( حقوق احاد مردم د رآن بطور شفاف تعريف شده ومعين ومعلوم ومورد قبول واحترام جامعه و حاکميت بوده و خد شه نا پذ يرباشد ) و
راه هايي براي استقلال کامل آن ازحاکميت انديشيده شود تا استخراج وفروش نفت هرچه بيشترمردمي( نه بخش خصوصي) بوده ودراختيارکل
جامعه وهمسو با مصالح آن قرار گيرد .
2- اين درآمد صرف سرمايه گذاري هاي گوناگون ( صنعتي، کشاورزي - عمراني، تجاري و خدماتي پژوهشي ) گرديده و دولت، مانندهرفعاليت
اقتصادي ديگر، برآن نظارت داشته و نسبت به اخذ ماليات وحقوق خود طبق موازين اقدام نمايد.به اين ترتيب بستري مناسب براي رشد ارتباط
صحيح و اورگانيک دولت ومردم فراهم گردد .
3 - راهبري و مديريت جامعه توسط دولت منتخب مردم در راستاي مصالح عمومي تعرف شده ( قانون اساسي ) باشد .
پيشنهاد يک راه حل مشخص
یک راه کارعملی متناسب با چهارچوب فوق بشرح زیرممکن است مفید بوده ومورد بررسی قرارگیرد:
الف - تعین مجمعی کاملا مستقل وانتخابی ازمعتمدين متعهد، صالح، متخصص وآگاه - کاملا جداي ازحاکميت ودولت و قواي سه گانه - براي
تصدي فعاليت استخراج وفروش نفت وبکارگيري درآمد حاصله ازآن درفعاليت هاي صنعتي، کشاورزي،عمراني، تجاري وپژوهشي وخدماتي و...
(مثلا مثل بنياد مستضعفان يا آستان قد س رضوي که فعاليتي کاملا مستقل وجدا ازد ولت دارند. يا هرشرکت يا مجموعه غيردولتي). اين مجمع
انتخابي ميتواند دقيقا مانندهيئت مديره ومديرعامل يک شرکت سهامي عام- با وظايفي مشخص وتعريف شده وروش هايي کاملا دقيق وپيش بيني
شده ازهرنظر- که اعضاء وسهامدارن آن همه افراد ملت هستند ، براي دوره اي مشخص انتخاب وطيق اساسنامه مصوب عمل نموده ودرمقابل
سهامداران مسئول و پاسخگو باشد .
ب - اختصاص فرضا يک بيستم از درآمد ساليانه نفت ( مثلا يک ميليارددلار ) درسال اول بعنوان سرمايه شرکت مذکور- بشکل سهام يا اوراق
مشارکت مردمي - که بطورکاملا مساوي دربين همه احاد ملت تقسيم گردد. اين سهام با نام وغير قابل انتقال وخريد و فروش بوده و هرفرد عاقل
بالغ ( مثلا از 16سالگي که حق رای پیدا ميکند ) سهامدار شرکت گرديده و پس ازفوت، سهم اودراختيار مجمع عمومي براي انتقال به اعضاء
جديد قرارگيرد . دوره اين حرکت ميتواند متناسب با رشدجمعيت باشد ( سالانه يا چند سال يکبار ) .
ج - انتقال کل سرمايه و دارايي هاي " نفت " - اعم ازتاسيسات، منابع وصنايع مربوط به آن - به شرکت مذکور، طي يک دوره پيش بيني شده
( مثلا20ساله ) ، به ترتيبي که هرساله درصدي ازدولت ( حاکميت ) جدا و به شرکت منتقل گردد. تا پس ازاين دوره ( فرضا همان 20 ساله )
شرکت کاملا مستقل و جداي ازحاکميت گرديده و دولت - و بودجه و درآمد آن - نيزکاملا از" نفت " جدا گردد .
به اين ترتيب" نفت "رحمتي خواهد بودکه اولاً کمتربصورت خام صادرشده وثانيا درآمدآن دراشکال مختلف اقتصادي سرمايه گذاري گرديده،
با ايجاد کارمولد وارزش افزوده سبب توسعه روزافزون و پيشرفت معقول درجهت مصالح مردم وجامعه وبسط عدالت اجتماعي ميگردد. دولت
نيزبا اخذ ماليات وعوارض وساير حقوق حقه مورد توافق خود، از مردم و واحدهاي توليدي وتجاري و خدماتي وغيره، درگردش سالم اقتصاد
جامعه ، بودجه خود را تامين و نظارت و حاکميت خود را در جهت مصالح جامعه اعمال مي نمايد .
ازاين طريق احاد مردم باداشتن هرنفريک سهم ويک راًي هم دردرآمد" نفت "عادلانه سهيم هستندوهم ميتوانند درکنترل وهدايت دولت نقشي
پويا وعيني وفعال ايفا نمايند. اين نظرهم که ...." مشارکت مردم درتوسعه وساماندهي کشورامري اساسي است وعامه مردم را بايد به عنوان
عاملان اقتصادي وبه صورت واقعي درفعاليتهاي اقتصادي شرکت داد وفرصتهاي بهره مندي ازامکانات عمومي رادراختيارهمگان گذاشت"(6)
عملا محقق ميگردد . دولت ( حاکميت ) نيز وابسته به کار و فعاليت مردم وتابع مصالح جامعه و پيروآراء عمومي گرديده، رابطه دولت و مردم،
رابطه اي طبيعي،دوطرفه ومعقول ومتوازن شده و" شرکت نفت ملت ايران" بامشارکتي کاملاً مردمي درتوسعه اي همه جانبه، همگام با ساير
عوامل، زمينه بروزوظهورتحزب ومدنيت و سرانجام جامعه مدني پويا وپايدار- نه صوري وفرمايشي وموقت - را فراهم خواهد آورد.انشاءالله
والسلام
77/6/11
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
( او2و3و4و5و6) طرح سا ما ندهي اقتصا دي - روزنا مه همشهري 77/5/18 و مقاله راهبردهاي توسعه اقتصادي مندرج در
روزنامه اطلاعات 76/8/5
تذکر : نقل قولها يا مطا لبي که در اين نوشته مورد استفا ده و اشا ره قرار گرفته فقط نمونه اي از منابع موجوداست و درصورت
لزوم خواننده محترم خود ميتواند پي جوي ماخذ متنوع و کا مل تري با شد .
اميدوارم بتوانيم دينمان را با پيگيري حادثه به از دست رفتگانمان ادا كنيم. اظهارت يه مشاركتي شهرستان را در وبلاگ من بخوان، جالبه!
ببینم این کارشناس شما بر حسب اتفاق "علی کلایی" نیست؟ حرفا که حرفای خودشه. خوب بلدی الپر خان، جنگ روانی راه بندازی با دار و دستت ها!
حواست باشه. ما حواسمون به همه چی هست!!!
سلام .
يه سري به روزانه هاي من هم بزنيد و با نظرات خودتون در مسير رشد و بالندگيش كمكم كنيد !
لطفا يه لينك هم به اين وبلاگ نو پا من بدهيد !
من وبلاگ شما را لینک کرده ام.
www.razeno.com
بسي حسرت و افسوس براي بازماندگان بينوا.
بسم الله . بسي كامنت هاي كيلويي دهها هزار كلمه اي بي ربط به موضوع در وبلاگت جمع مي شود . اما دريغ از اعترافت به دروغگويي ولو در يك كلمه !
salam lotfan bekhon
سخت نگیر. در گزارش نه-یازذه به گفتگوی تلفنی ی مهاجمان در هتلشان٬ حتی گفتگوهایی عادی قبل از تهاجم به دقت بیان شده است. در فیلمهای مستند در مورد این گزارش این گفتگوها پخش می شود. این سنتی است که همه جا رعایت می کنند. سال ۱۹۸۴ را رد کرده ایم دیگر مگر نه
بگربه گفتند مدفوعت دواست!!انچنان قایمش کرد که بیا و بببین ......حالا دو نفر بالپر گفتند افشا کن افشا کن
او هم این مقوله اش را ده ها روز نگاه میداره؟؟خوب یکی ازین خیلی از خود راضی بپرسه
از انروز تا حالا صد بار سی-۱۳۰ ها در همان مسیر پرواز کردند و مسافر های کله گنده هم
داشتند پس چرا تلپ تلپ نمیافتند ؟؟؟یا نمی اندازند؟؟خوب خوش غیرت ان نه سرباز و درجه دار ایرانی
که گروگانند برای شما خبر نیست؟؟؟البته که نیست چون بی بی سی و سی ان ان و دیگر دوستان
غربی هم اهمیت نمیدهند
سلام!
خیلی نشستم فکر کردم...
اینقدر حوادث ریز و درشت داره دور و برمون می افته و همه دستاوردهای خاتمی و اصلاحات زیر سوال می ره و همه هم ساکت شده اند من هم می خواستم ساکت باشم ولی نتوانستم..
خاتمی ، اصلاحات ، جمهوری اسلامی ایران و جدیدا حتی آیت الله خامنه ای هم در تیرس قرار گرفته اند...
دوباره می خوام بنویسم ، دوباره می خوام شروع کنم چرا که اصلاحات ، خاتمی ، جمهوری اسلامی و ... را دوست دارم .
خوشحال می شم من خبرنگار را راهنمائی کنید.
امضا: بهروز شجاعی
یا حق
بسم الله . راستي جهت از حدقه در آمدن چشم عالي ، اتفاقا من سراغ يك كارشناس عالي نظامي در همين زمينه رفتم و در محل كارش دقيقا موضعات وبلاگ تو را با دستان خودم نشانش دادم . در مورد بحثهايت هم بند به بند سئوال كردم و بند به بند جواب گرفتم . علاوه بر نكته هايي كه خودم ديده و جواب دادم بودم و ايشان كاملا هم تاييد كرد ، اين بود كه 1- اصولا ، سي-130 هيچ جعبه سياه دومي ندارد. جعبه سياه (BlackBox) به تجهيزاتي گفته مي شود كه تحت هيچ سانحه اي آسيب نمي بيند و يا لا اقل به قول ما امنيت 5 9 دارد يعني 99.999 درصد امنيت دارد. هيچ تجهيزات BlackBoxدرون سي - 130 وجود ندارد.
2- اين جمله ات كه گفتي :::الان اختلاف اصلي بين نيروي هوايي و ستاد مشترك است::: هم من رد كردم و هم ايشان . ايشان چند تا نكته گفت : الف : نه تنها اختلافي ندارم بلكه بشدت هماهنگيم ب : دقيقا با هم يك گروه كاري تحقيق را تشكيل داده ايم . اين را همه حتي مطبوعاتي ها مي دانند ج: اين يك هيئت 20 نفره از افراد با تجربه است.
3- در مورد ليست پرواز هم ، دقيقا نظرات من تاييد شد. ليست پرواز و نفرات آن كاملا روشن است و تعداد شهداء نيز معلوم است. دروغ بسيار ساده اي است اين دروغ ساده را وقتي از وسط حرفهايت بيرون مي كشم ، ديگر چيزي باقي نمي ماند. همه اش نقش بر آب مي شود.
4- در مرود اينكه گفتي ::::درست در ثانيههاي پس از Take Off يك موتورش را از دست ميدهد، و ميگويند كه آتش هم گرفته::: دروغت را ايشان مستدل تر از بقيه افشا’ كرد . ايشان فرمود كه همه مي دانند كه اين هواپيما حدود 8 دقيقه پرواز كرده و سپس دچار مشكل در يك موتور شده است. نه موقع Taking Off ! اگر هواپيما درست موقع Taking Off دچار مشكل شده ، چگونه اينهمه پرواز كرده ؟ درجا مي توانست روي همان باند Touch كند.
5- نه تنها وقتی هواپیما سالم و در حال پرواز عادی خود است ، بلکه خصوصا وقتی دچار سانحه شود ، کل اختیارات لازم فقط انحصارا در اختیار خلبان می باشد. خلبان می تواند اراده خود را اجراء کند و در هر مکان و هر زمان خطر ، هواپیما را در هر مکان و زمان مناسب بر زمین بنشاند. حتی در یک اتوبان شلوغ ! ایشان می گفت احتمالا کارشناس شما شما خنگ است ! بقولی نوهء گیج مارشال ! :))
6- این بخش ار مطلبت که گفتی ::: ظاهرا خلبان بين برج و اپروچ سرگردان ميشود، هر يك به ديگري ارجاع ميدهند و دست آخر هم هردو سكوت ميكند و هيچ هدايتي انجام نميشود.::: کاملا دروغ بوده و صحت ندارد. گفتم که ایشان می فرمایند اصولا لازم نیست خلبان در موقع خطر هماهنگی خاصی با کسی کند. او مختار است که تصمیم خود را بگیرد و اجراء هم بکند.
. 7- ایشان گفتند اینکه در مورد قطع شدن ارتباط گفتی:::::: اين خيلي حرف بيخودي است. پاك شدن معني ندارد. قطعا چند جاي مختلف اطلاعات مكالمات خلبان موجود است، شك نكنيد. در ضمن مگر ارتباط موبايل است كه قطع شود؟! اين از آن حرفهاست:::: اولا ارتباطی پاک نشده .بلکه قطع شده دوما اینکه گفتی مگر ارتباط موبایل است که قطع شود خيلي حرف بيخودي است . ارتباطات بسیار راحت قطع و مغشوش می شوند و بعضا حتی تداخل فرکانس هم وجود دارد و کاملا یک امر طبیعی در پرواز است.
8- اینکه گفتی :::: همين يا حسين شما را به شك نمياندازد كه پس قطع ارتباطي نبوده و دروغ است؟::: هیچ دلیل نیست. چون ممکن است ارتباط قطع وبعد وصل شود. این هم یک چیز عادی عادی است. کاملا پیش می آید. در یک منطقه ارتباط قطع ودر یک منطقه وصل می شود و حتی شرایط آب و هوایی و جوی روی امواج رادویی و فرکانس تاثیر بسزایی دارد
9- ایشان در مورد اینکه گفتی :::: چرا ارتشيها سعي ميكنند مسئله را به هواپيمايي كشوري و برج مراقبت ربط دهند؟::: فرمودند ایشان اول ثابت کند چنین سعیی وجود دارد بعد بپرسد چرا. اصولا چنین سعیی وجود نداردو هیچ کس به اندازه خود نیروی هوایی پیگیر امر نیست.
10- این طرز حرف زدن :::: بايد تشريف ببرند به خيابان معراج، آنها خبرهاي خوبي برايشان هست. ::: حرف زدن یک آدم سیاسی است تا نظامی . ضمنا معلوم است که بشدت بی طرف است . !!
در مورد اینکه گفتی :::: صداي مكالمات علاوه بر جعبه سياه كابين و برج مراقبت و اپروچ در جاي ديگري هم ضبط ميشود:: قبلا هم گفتم که اصولا موضوع ، پاک شدن نیست وقطع شدن است. انگار خودت هم یادت رفت که دو احتمال مطرح کردی. ضمن اینکه گفتیم که اصولا جعبه سیاهی در سی-130 وجود ندارد. که حالا بگویی مال کابین است یا مال جای دیگر
12- این پرواز اولا به هیچ وجه یک پرواز کور نبوده و نیست. چرا باید سی -130 پرواز کور داشته باشد ؟ اتفاقا پرواز های مسافری به هدایت زمینی بسیار بیشتر محتاج هستند تا یک جنگنده و یا هواپیمای رزمی یا تاکتیکی مانند سی -130 مثلا در یک Battle هوایی ، چگونه یک هدایت زمینی می تواند یک f-14 یا f – 16 را هدایت کند ؟ اینها همگی اطلاعات آلوده و غلط هستند . این جمله غلط با آگاهی توسط شما نوشته شده است. برای اینکه ماجرای سقوط پروازرا به عدم انجام هدایت زمینی مرتبط کنید
12- این اظهارات ::::::: نتيجه اينكه در آن لحظات حساس كه يك موتور آتش گرفته و موتور ديگر از كار افتاده و خلبان هم تلاش براي ارتباط و هدايتگيري داشته، برج و اپروچ (معلوم نيست به چه دليلي) خلبان را گيج ميكنند و بعد هم مدتي سكوت ميكنند. اين سكوت خيلي عجيب است. چرا و چگونه براي يك شرايط اضطراري پروازي ممكن است برج و اپروچ با هم سكوت كنند؟ طبق قوانين در شرايط حاد پروازي و وضعيت ربودن هواپيما (Hijack) هم وقتي كه خلبان كد مشخص را اعلام ميكند، تمام سرويسها متوقف ميشود تا فقط به اين پرواز با شرايط خاص سرويس داده شود. چطور ممكن است برج هواپيما را به اپروچ واگذار و رها كند؟ چطور ممكن است اپروچ حتي اگر مسئله را به برج واگذار ميكند، به انحراف هواپيما بيتفاوت باشد؟ آن هم هواپيمايي كه ميداند نقص فني حاد دارد و در حال بازگشت است.::: به هیچ وجه صحیح نیست و صرفا به چیزهایی که در فیلم های هوایی نمایش داده میشود شبیه است. ضمن اینکه اینها هیچ ارتباطی با سی-130 موصوف ندارد. چون همانطور که گفته شد بر اساس مقررات نظامی ، در حوادث و سوانح هوایی ، تعیین کننده نهایی فقط خلبان است .
14- دروغ بعدی شما در مورد ماهیت مسافران موجود در هواپیما است. مگر در یک هواپیمای غیر نظامی ، تعیین می شود که مثلا مسافر رزمی سوار نشود ؟ ضمن اینکه در مواقعی که از نیروهای نظامی برای کمک به حواث در سرتاسر دنیا استفاده می شود تمامی تجهیزات نظامی که قابلیت کمک به صحنه را داشته باشند بکار گرفته می شوند که این امری کاملا مرسوم در سرتاسر جهان است. شما هواپیما را با دستگاه همزن برفی منزلتان اشتباه گرفته اید. هواپیماهای مختلفی که از نظر شما صرفا نظامی اند در امر ترابری نیروی انسانی بشکل کامل دخالت دارند مانند ایلیوشین و آنتونوف روسی. سی -130 نیز شامل موضوع است. ضمن اینکه پروازهای روتین سی-130 از تهران به نقاط مختلف کشور چیز محرمانه ای نبوده و هر هفته انجام می شده و می شود.
15- هواپیمایی که خلبان آن ::: كه با مشاهده هواپيما و نقص فني آن حاضر به پرواز نميشود::: اصولا از روی باند بلند نمی شود. هواپیما اصولا با امضاء بیش از چهار نفر از باند بلند می شود وخلبان به تنهایی مسئولیت آغاز پرواز را بر عهده ندارد. هواپیمای معیوب اصولا بر روی باند نخواهد رفت.
- ادعای دروغ دیگر شما استارت سی-130 مزبور با وجود نقص فنی است. این یک کذب زشت است. دقیقا مشکلی که برای سی-130 مزبور رخ داده بود و بعد رفع می شود اشکال در سیستم ناوبری VOR است که باعث کاهش برد پرواز می شود. لیکن این اشکال نیز رفع می گردد و پس از رفع ، هواپیما روی باند می رود. اگر بنا بر ادعای بی سند شما ::::: قطعا مشكلات متعدد بوده و نقص فني بيش از اين موارد بوده،::: پس این هواپیما چگونه اصولا پرواز کرده است ؟ اشکالاتی که از قدرت کنترل یک هواپیمای نظامی فراتر باشد.
17- از یک سو می گویید :::: بررسي شرايط و آمادگي هواپيما براي پرواز ساده نيست و مراحل پيچيدهاي دارد،::: و :::: خب خلبان كه با يك نگاه نميتواند بفهمد هواپيما نقص فني دارد. تشخيص نقص هم با او نيست ::: اما از یکسو می گویید :::::قطعا مشكلات متعدد بوده و نقص فني بيش از اين موارد بوده:::: بین این دو اظهار نظر چگونه جمع می شود ؟
18- از یکسو می گویید:::: با مشاهده هواپيما و نقص فني آن حاضر به پرواز نميشود:::و از سوی دیگر ::: با يك نگاه نميتواند بفهمد هواپيما نقص فني دارد. تشخيص نقص هم با او نيست::: اینها را چگونه با هم جمع می کنید ؟
از طرف همه بچه های ارتش : عذر خواهی بلدی ؟ یاحق.
20 : دنبال گوشه زندانی ؟ عمرا ! جایت کنار حسین درخشان ، روی کارتن های کنار پارک شهر است. لیاقت زندان در جمهوری اسلامی را ندارید. دروغ
گویی کافی نیست. باید آدم بکشی یا بمب هم بگذاری.
to Aabouzar...;
seems your English is not that bad, so you can read and understand this:
if there was nothing wrong about the C-130 crash and no doubt on the way it crashed... why are you killing yourself to bring up justifications to disprove this blog's post?!!? i don't mean alpr's post is a correct and flawless peice of info... but there is a lot undisclosed about this damn crash, why?! if it was just a mistake like so many other aircrashes and accidents in iran or due to a mere ignorance and low standards of security and safty , why bother so much to go blah blah ?!?!
plus, if your source of info and expertise believes that at the time of crisis, a pilot doesn't have to ask for order from the the towr or approach,...and can even touch down anywhere, at any open area,highway, etc. we would have now had hundreds of urgent touch-downs on highways and stadiums and... everyday around the world, and probably mostly in iran....
now who is contradicting himself!?....
بسم الله . جواب من كجاست ؟ البته خبال برت ندارد . يقين من به مبناي كثيف سكولاريزم ، بمن مي گويد كه عذرخواهي هرگز هرگز هرگز . شما هيچگاه به قيقت اعتراف نخواهيد كرد. مگر ماجراي گروه هكري حديد را فراموش كرده ايد كه هك شدن صفحه يك خبرنگار را به آنها نسبت داديد اما نسبت به ادعاي خود عذرخواهي نكرديد. اصولا دوم خردادي مگر بلد استاز مردم عذرخواهي كند ؟ او خودش را طبقه فرهيخته مي داند ! بقيه همه از نگاه او انسنا نيستند يا لا اقل شعور او را ندارند.
بسم الله . اين خوب است كه چناب پاراداكس يك سئوال منطقي منتشر كردو اين خيلي خوب است واين سئوالات نه تنها ممنوع نيست بلكه بايد طرح شود تا امثال الپر دست از نامردي در حق امنيت رواني مردم بردارند يا لااقل نتوانند امنيت رواني ايراني را در جان او بكشند. جواب سئوال يك كلمه است. مثالي برايت مي زنم . سقوط يك هواپيما مانند خرابي يك اتومبيل نيست كه او بتواند آرام آرام كنار بزند ! سرعت فوق العاده ، خود در عدم امكان نترل يك خودرو موثر است واي بحال سرعت يك شيي چندين تني ! مسير پرواز وسقوط را نگاه كنيد . خلبان مستقيم ترين مسير بسمت فرود در مهرآباد را اتخاب كرده . اما نكته اينجاست كه وقتي هواپيما به سرعتي زير سرعت لازم براي ايجاد مكش بين لبه بالايي و پاييني بال برسد ف ديگر مكش كافي براي ايجاد تون براي مقابله با نيروي G وجود ندارد و اين ميزان سرعت اصطلاحا Stall Speed است. هواژيما روي شهرك توحيد به Stall Speed رسيده و مانند يك تكه سنگ به زمين افتاده است. عزيز من . اين ماجرا باتوجه به افت ارتفاع هواپيما حداكثر 5 ثانيه طول كشيده . يعني از زمان افت سرعت به سرعت كمتر از سرعت لازم تا زمان برخورد هواپيما با بلوك ساختماني شهرك توحيد ، 5 ثانيه كاملا زماني طولاني اس.ت خودت را جاي خلبان بگذار. من مي گويم ناگهان با Stall Speed مواجه شده و بايد بدانيد كه زير Stall Speed هيچ فرمان آئروديناميكي هم موثر نيست و هواپيما مانند يك تكه سنگ به زمين مي افتد. نهايتش هم يا حسين . راستي چرا سئوال را به انگليسي نوشتي ؟ تو كه مي داني من حتما به عمد ، فارسي جواب خواهم داد ؟ اگر يك آدم انگليسي كه فارسي بلد نيست سئوال تو را بخواند در متن من چه چيزي نصيب او مي شود ؟ اين كار تو خودش مبهم بود. اما يك سئوال . الان حدود 9 نفر از پرسنل نيروي انتظامي كه 2 نفر كادر و بقه سرباز بوده اند در مسير برگشت از ايست وبازرسي ربوده شده اند. چون انگليس البان حواسش در حال دماغي شارون كثيف است ، شماها هم بي خيال اين بچه ها ايد ؟ الپري كه ادعا دارد مواظب است اخبار مهم مردبوط به جان بچه هاي مردم !! مشمول مرور زمان نشود ، چرا الان لال مرده است ؟ چرا اينقدر خودتان را در بقل بي.بي.سي . سي.ان.ان. اسير كرده ايد شما را بخدا ، فقط يكبار خودتان را از حلقه انتشار موج خبري بي.بي.سي بيرون بياندازيد تا چشمان گرد شده از تعجب بي.بي.سي را لابلاي اخبارش ببينيد. بي.بي.سي نفع من و توي ايراني را مي خواهد ؟
بسم الله . حساب مي كردم ، بخدا ديدم از Stall Speed تا سقوط با آن ارتفاع وسرعت افقي حداقل 300 كيلومتري در ساعت ، 2 ثانيه هم زياد است . الپر خيلي نامردي. شك نكن.
آقاي ابوذر. چرا خودت را داري پاره مي كني؟ الپر بيچاره يه بار جرات كرد و دروغ گويي هاي امثال شما رو افشا كرد. چرا عصباني شدي؟ مگه علاوه بر سپاه به ارتش از ارتش هم پول مي گيري؟ ببينم. اصلن مگه هواپيمايي سقوط كرده؟!!! چون اينطور كه شما گفتي منطقي اينه كه هواپيما اصلن سقوط نكرده باشه. به جاي اينهمه فحش و بد وبيراه بهتره بگي پس اگه هواپيما هيچ مشكلي نداشت و همه حرفهاي الپر هم دروغه چرا پس سقوط؟!!!!! لطفن جواب رو با لهجه حسني بگو كه بيشتر بخنديم!
آفاي منتظر. خدا نكنه مادر و خواهرت تو يه هواپيما تبدبل به اسكلت بشن در حالي كه دهانشون باز مونده از جيغ زدن. اونوقت ميري به سقوط فكر مي كني. مشكل ما يه زماني انگليس بود. حالا مشگل ما ايراني هاي نون به نرخ روز خوره كه افسارشون دست ملاعمره. حاضرن براش خودتون رو هم منفجر كنين. از مسلماني ابوذر تا مسلماني تو آفاي منتظر فاصله اي به اندازه ي آيه ي قرانه كه گفت: هل يستوي الذي يعلمون و لا يعلمون؟
to Abouzar:
but you didn't answer my question, although you claimed it's a logial question...
plus, don't forget that the easiest and most ignorant way is to blame everything on the poor pilot who is already dead, especially when there is no guarantee that people would access the right info ; no to mention that being too biased doesn't allow you to judge correctly and properly about anything whatsoever.
...and i don't have a persian keyboard, that's the reason i write in English
راجع به پرواز كور:
اصولا دو نوع پرواز داريم 1
) پرواز با تجهيزات instrument flight rulesو
2) پرواز با ديد visual flight rules
كه بر اساس شرايط آب و هوايي و غيره به يكي از اين دو نوع پرواز انجام مي شود. يادمان نرود كه شرايط ديد در تهران و بويژه در فرودگاه در آن روزها بسيار بد بود و طبعا امكان انجام پروازVFR يا حداقل VFR landingوجود نداشت(به دليل حوزه ديد كم) . پس دوستاني كه خرابي دستگاه VOR(VHF Omnidirectional Radio)را كم اهميت جلوه مي دهند در اشتباه هستند. آنچه بدور از هيجان و احساس مي توان به آن حكم داد اين است كه
اولا نكته مبهم آن مدت زمان سكوت است و اينكه واقعا در آن فاصله ,كه قبل از آن مشكلي نبوده و پس از آن سقوط دفعتي را داريم , چه گذشته است. فرضيه سكته خلبان محتملترين بود اگر يا حسين لحظه سكوت شنيده نمي شد.
ثانيا بايد معلوم شود چرا برج يا اپروچ مهرآباد (كه البته از ناحيه كنترل مخصوص نيروي هوايي مستقر در اتاقك موسوم به كاروان خلع سلب مسووليت شده بودند) انحراف شديد هواپيما از paternاستاندارد فرود در مهرآباد را تذكر نداده اند. اگر شما هم مثل ما از محل كارتان در فرودگاه هم بلوكي كه هواژيما در كنار آن افتاد را مي ديديد و هم جهت باند مهرآباد متوجه اختلاف وحشتناك مسير آن با مسير درست مي شديد.
راجع به پرواز كور: اصولا دو نوع پرواز داريم 1 ) پرواز با تجهيزات instrument flight rulesو 2) پرواز با ديد visual flight rules كه بر اساس شرايط آب و هوايي و غيره به يكي از اين دو نوع پرواز انجام مي شود. يادمان نرود كه شرايط ديد در تهران و بويژه در فرودگاه در آن روزها بسيار بد بود و طبعا امكان انجام پروازVFR يا حداقل VFR landingوجود نداشت(به دليل حوزه ديد كم) . پس دوستاني كه خرابي دستگاه VOR(VHF Omnidirectional Radio)را كم اهميت جلوه مي دهند در اشتباه هستند. آنچه بدور از هيجان و احساس مي توان به آن حكم داد اين است كه اولا نكته مبهم آن مدت زمان سكوت است و اينكه واقعا در آن فاصله ,كه قبل از آن مشكلي نبوده و پس از آن سقوط دفعتي را داريم , چه گذشته است. فرضيه سكته خلبان محتملترين بود اگر يا حسين لحظه سقوط شنيده نمي شد. ثانيا بايد معلوم شود چرا برج يا اپروچ مهرآباد (كه البته از ناحيه كنترل مخصوص نيروي هوايي مستقر در اتاقك موسوم به كاروان سلب مسووليت شده بودند) انحراف شديد هواپيما از paternاستاندارد فرود در مهرآباد را تذكر نداده اند. اگر شما هم مثل ما از محل كارتان در فرودگاه هم بلوكي كه هواپيما در كنار آن افتاد را مي ديديد و هم جهت باند مهرآباد را ,متوجه اختلاف وحشتناك مسير آن با مسير درست مي شديد.
چرا اينهمه بحث ! چيزايي كه مي نويسم همه ديدم و مي دونيم و نياز به اثبات نداره. با وجود اينا واقعا اين بحث ها معني نداره.
هيچ حرفي را نمي خواهم تاييد كنم فقط مي گم كه احتمال درس بودن حرفاي آلپر بالاتره.
1- اگه به آدم كشي هاي معاصر دولت مطبوع آقاي ابوذر نگاه كنيم ديگه نمي تونيم بگيم كه براي كشتن سه چهار نفر يه هواپيما را نمي كشن! (منظورم اين نيست كه حرفاي الپر را تاييئ مي كنم) دولت مطبوع حاظره براي بقا همه ايراني ها را هم بكشه ! اصلا بر پايه تروريسم بنا شده جالبه مثلا كتاب زندگي نامه نواب صفوي نوشته خودشونو بخونين مي بينيد عملا تروريست بوده و ... خودشون بطور ضمني اعلام مي كنن كه تروريستن اونوقت ما شك داريم؟
2- اينكه هواپيما ايراد مهلك داشته و قبل از پرواز هم معلوم بوده و خلبان به اجبار مي پره عجيب نيست براتون ؟ آقا ابو برا شما چي ؟ هوايپيماست نه ماشين ! شوخي بردار نيست كه بگيم حاجي حالا ايندفه رو بپر ايشالا دفه بعد درسش مي كنيم. اگه سقوط عمدي نبوده دو تا نكته ديگه ثابت مي شه: اعمال ديكتاتوري حكومت در همه اركان و عدم وجود ارزش براي جان افراد كه اين ميشه همون تروريسم تازه بدتر از نوع دستجمعيش !
3-اگر حرفاي الپر قانع نكرد منو حرفاي آثايان ابو و ببو و اينا به نظرم سفسطه گري فقط. كي تا حالا از دولت مطبوع آخوند طرفداراشون و كلا هرچي كه به دين مربوطه جواب شفاف و روشن و قاطع شنيده ؟ روشن شدن اين مسايل توسط رژيم خيالبافي دوستان ! كار اين افراد سفسطه گريه چرا بحث مي كنيد با هاشون ؟ نه اونا قانع مي شن نه مي تونن شما را قانع كنن.
4-واژه هاي بچه گانه مسه غرب زده و عاشق غرب رو بزارين كنار آقا جان نه من و نه هيچكي چيزي از غرب نمي گيريم برا حرفامون كه واسه خودتون خوشين هرگونه مخالفت رو به عوامل بيگانه ربط مي ديد. شنيدن حرف مخالف چه درست و چه نادرست بزرگواري مي خواد كه همه ندارن ! چرا فكر مي كنيد كه شما درست و حق هستيد؟ سعي كنيد به واقعيات برسيد.
من وبلاگ خون و اهل بحثاي سياسي نيستم ... ايندفه هم اتفاقي خوندم اينجارو و احساس كردم بايد حرف بزنم.
نتيجه: مشكل ما اينه كه اشتباه مي كنيم. اينا اون طوري كه ما فكر مي كنيم نيستن. نه دست نشونده كشوري ان نه عاقل نه فكر درست و نقشه كش و موذي ... خيلي ساده تر ! يك مشت آدم محجور سنگ مغر بي جنبه كه فكر مي كنن كار و راه و آرمانهاشون درسته و براي اون تلاش ميكتن هرچند يه دنيا مخالفشونن. تنها هدفشون هم حفظ حكومت و قدرتشونه و هيچي ديگه نمي فهن. اصولا دين همينه يه ابزار براي سواستفاده از مردم و رسيدن به اهداف شوم. يه زنجير كه با حرام كردن حقوق انساني از يه طرف دوره گردن يك عده و طرف ديگش دست كسانيه كه اين جريان و ايجاد مي كنن. زنجير يعني محدوديت براي خفه كردن فكرها ! همينكه مثلا اينترت رو محدود مي كنن يك جنبشه كه زنجير تنگ تر شه كمتر مردم واقعيات رو ببينن و شاهنشاهي دين به خطر نيفته چون تنها تهديد براي اينا فكر كردنه همين !
دين فقط فكر آدما رو از واقعيت آفرينش و خدا دور مي كنه. اگه دين رو درست درك كنيد مي بينيد حكومت مطبوع دقيقا برپايه دينه بر خلاف اين حرفا كه اينا دين رو خراب مي كنن و دين اينكه اينا مي گن نيست و ...
از حكومتي كه بر پايه دينه انتظار بي خود نداشته باشيد.
(با اين تفكرات و اتقاداتم من براي آدمايي كه باشخصيت هستن و به دين اتقاد قلبي دارند و از جنبه هاي سواستفاده گرانه اش استفاده نمي كنن احترام قايلم)
بسم الله . جناب 77 # يك كاربر : من بيشتر متن جنابعالي را با فونت حسني ديدم تا چيز ديگر. اين همه توضيح فني را اگر كر و كوري كه نمي بيني ديگر باتو كاري نمي شود رد. همين طوري مي ماني. چاره اي ندارد. بمان . جناب 81 # رضايي : براي بار هزارم مي گويم هم خبرها و هم نوشته من را خوب بخوانيد . اولا : جناب الپر گفته بود چون هواپيما ، سي-130 است پرواز پرواز كور است. به هوا وامثالهم استناد نكرده بود كه مي توانست - اگر هوا آنروز خراب بود - استناد خوبي باشد. كه متاسفانه از بخت بد شما اصلا هوا خراب نيود. ديگر براي چاخان سازي وضع هوا را هم دستكاري مي كنيد ؟ اما در مورد VOR .اين دستگاه |