۱۷ فروردین
چند روز پيش به مطلبي لينك دادم كه نويسنده وبلاگ يك استشهادي ابتدا در وبلاگ خود گذاشته و سپس پاك كرده و در يك صفحه ديگر خود گذاشته بود. از فحواي نوشته او ميشد فهميد كه دستكم دو گروه در درون اعضاي مؤسس مجمع وبلاگ نويسان مسلمان بر سر محتواي مرامنامه با هم اختلاف نظر داشتهاند و دست آخر آنها اينها را دور زدهاند و بدون حضورشان جلسه تشكيل دادهاند و مرامنامه خودشان را تصويب كردهاند. (در ضمن، ابوذر نويسنده پاسداران كه خوانندههاي الپر معمولا از كامنتهاي فلهاياش بهرهمند ميشوند از اعضاي اصلي طيف آن طرفي است!)
مجمع وبلاگ نويسان مسلمان چند وقت پيش اعلام موجوديت كرد. به نظرم بيشتر از همه همين استشهادي هم در تبليغ اين تشكل فعال بود. من هم تا جايي كه توانستم او را تشويق كردم به اين كار. تا جايي كه خبر دارم، برخلاف پنلاگ اعضاي آن همگي هويت واقعي دارند و در جلسات حضوري هم با يكديگر آشنا شدهاند و تصميم به راهاندازي اين تشكل گرفتهاند. بنابراين از اين لحاظ و با نگاهي سختگيرانه نسبت به تجربههاي ناكام قبلي، اين كار را ميتوان اولين نمونه كار جمعي سازمانيافته، متشكل و «واقعي شده» در فضاي مجازي ايراني دانست.
اتفاقا چون اين گروه برخلاف پن لاگ و گروهي به نام كانون وبلاگ نويسان ايران و تلاشهاي ديگري كه براي كار جمعي فعالان در فضاي مجازي شده، بر يك هويت ويژه (با افزودن قيد «مسلمان» و استفاده از كلمه «مجمع») تأكيد ميكرد، به تعريف علمي و عرفي تشكل و سازمان مدني هم نزديكتر است.
اما يك اتفاق ساده و تكراري براي اين تشكل ميافتد كه فعالان NGO ها و گروههاي داوطلبانه بارها و بارها با غلظتهاي مختلف آن را تجربه كرده يا ديدهاند: هنوز شروع نكرده، دو يا چند گروه در درون جمع اختلاف ميكنند، به تيپ هم ميزنند، يا عليه هم افشاگري ميكنند و يا زيراب يكديگر را ميزنند و آخر كار يا جمع فرو ميپاشد، يا درونش انشعاب ميكنند، يا دو طيف و فراكسيون مدام با هم دعوا ميكنند، يا در بهترين حالت تغييرات مكرر در اساسنامه و آيين نامه ها و تنازعات مستمر اعضا گروه را از رشد و پويايي مياندازد و فشل ميكند.
البته خوشبختانه در مورد اين تشكل قضيه اينقدر حاد نشده، اما مسئله فعاليت جمعي ايرانيان نه به مجمع وبلاگ نويسان مسلمان محدود است، نه چپ و راست دارد، نه معمولا مدرن و سنتي دارد و نه در حوزههاي مختلف فعاليت خيلي كمرنگ ميشود. حتي مذهبي بودن و نبودن تشكلها و اعضا هم چندان تأثيري در چيزي كه من نامش را «مشكله كار جمعي» ميگذارم، نميگذارد. يادم هست كه يك دوست خيلي فعال در مسجد محل با اين تعبير [با عرض كمي پوزش] از اختلاف هاي مكرر بچه هاي مسجدي و هيئتي انتقاد ميكرد كه: «ده تا بچه رپي شب تا صبح با هم زير يه لحاف ميخوابن، ولي دو تا بچه مسلمون نميتونن توي يه مسجد با هم نماز بخونن!» او از مشكلي صحبت ميكرد و در بخشهاي مذهبي و سنتي جامعه بسيار گسترده است و كافي است در دهه محرم به هيئتهايي كه با فاصله كمتر از ده متر با هم مستقر شدهاند نگاه كنيد تا ببينيد كساني كه نميتوانند با هم كنار بيايند، براي كلكل كردن با يكديگر و روي دست ديگري بلند شدن به چه روشهايي متوسل ميشوند.
نميدانم اين «مشكله» چقدر ريشه تاريخي و فرهنگي دارد، اما ميدانم كه در بخشهاي مختلف فرهنگ ايراني هست و در بخشهاي مدرن و شهري بيشتر هم هست. همچنين متأسفانه در سه دهه پس از انقلاب هم بيشتر و بدتر شده و باز متأسفانه در نسل جوان امروز اوضاع به مراتب بدتر از نسل قبل است. كافي است آدم با روند پنج ساله اخير دفتر تحكيم وحدت آشنا باشد تا ببيند چطور آدمهايي كه نيم متر هم با هم فاصله فكري ندارند چطور همديگر را با بدترين برچسبها متهم و با بدترين شيوه تخطئه و طرد ميكنند. يا به سه چهار تلاشي كه براي درست كردن يك شوراي راهبري يا اتحاديه براي تشكلهاي غير دولتي جوانان ايران انجام شد و همگي ناموفق بود، توجه كنيم. حتي كافي است به آرايش، گروهبنديها و مشكلات انبوه نيروهاي اپوزيسيون جمهوري اسلامي نگاه كنيد تا بدانيد كه مشكل محدود يا برخاسته از انقلاب و نظام هم نيست.
چرا ماها نميتوانيم با هم كار كنيم؟ اين سؤالي است كه اگر پاسخ داده شود يا راه حل آن پيدا شود، گام هاي بلندي را يك شبه خواهيم رفت. اما متأسفانه كمتر كسي قبل از زدن تشكل به اين سؤال فكر ميكند، و اين ميشود كه براي بسياري از تجربههاي بسياري از ما رخ داده و ميدهد.
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/670
علي جان ايراني تو خونشو نقدرت طلبيه هميشه هر كاري كه مي خوان انجام بدن بايد تو نك هرم باشند خوب اينا عاديه ديگه
علي جان ايراني تو خونشو نقدرت طلبيه هميشه هر كاري كه مي خوان انجام بدن بايد تو نك هرم باشند خوب اينا عاديه ديگه
واحد شمارش الپر چیه؟
اخه وقتی همه با هوش شدند که سواری نمیدهند خنگ خدا!!در غرب چند تا حزب درست شده و قرار کردند
هر چند سال رهبر حزب هم عوض بشه مثل غازها!!!که بصورت هفت پرواز میکنند و هر ده کیلومتری
یکی میره ان نوک که دمکراسی غازی لقب داره٬ اما ایران کفتریه!!دستگی پرواز میکنیم اما
بهر طرف چپ!!راست!!بالا!!پایین!!!گج یا یوری بالخره این هم یک جورشه مثل الن ایران
بعضی هم مثل چین کره و حتی ژاپن و دو کره یکی حکم خدا داره ان بالا و بقیه گوسفند کامل
حالا ایران بیشترک اسراییلی فرمه انجا انقدر باهوش هستند که با ان جمعیت کم صد حزب بثبت رسیده و قانونی داره
تازه چقدر هم غبر قانونی....خلاصه همه میخواهند ژنرال باشند سرباز شدن محاله
اخه وقتی همه با هوش شدند که سواری نمیدهند خنگ خدا!!در غرب چند تا حزب درست شده و قرار کردند
هر چند سال رهبر حزب هم عوض بشه مثل غازها!!!که بصورت هفت پرواز میکنند و هر ده کیلومتری
یکی میره ان نوک که دمکراسی غازی لقب داره٬ اما ایران کفتریه!!دستگی پرواز میکنیم اما
بهر طرف چپ!!راست!!بالا!!پایین!!!گج یا یوری بالخره این هم یک جورشه مثل الن ایران
بعضی هم مثل چین کره و حتی ژاپن و دو کره یکی حکم خدا داره ان بالا و بقیه گوسفند کامل
حالا ایران بیشترک اسراییلی فرمه انجا انقدر باهوش هستند که با ان جمعیت کم صد حزب بثبت رسیده و قانونی داره
تازه چقدر هم غبر قانونی....خلاصه همه میخواهند ژنرال باشند سرباز شدن محاله
خوب دوست عزیز شما که خودت مردمی رو که تو انتخابات رای ندادن فلهای به لقب تحریمی ( اون هم در امتداد ضدانقلاب که خودش یه لقب فلهای برا اونایی بود که 25 سال پیش باید از زندگی ساقط میشدند) مفتخر میکنی و به زبالهدان تاریخ میفرستی که دیگه نباید از این سوالا بکنی. کمی به درون انحصارطلب خودت نگاه کنی جوابو میگیری
خوب دوست عزیز شما که خودت مردمی رو که تو انتخابات رای ندادن فلهای به لقب تحریمی ( اون هم در امتداد ضدانقلاب که خودش یه لقب فلهای برا اونایی بود که 25 سال پیش باید از زندگی ساقط میشدند) مفتخر میکنی و به زبالهدان تاریخ میفرستی که دیگه نباید از این سوالا بکنی. کمی به درون انحصارطلب خودت نگاه کنی جوابو میگیری
خوب دوست عزیز شما که خودت مردمی رو که تو انتخابات رای ندادن فلهای به لقب تحریمی ( اون هم در امتداد ضدانقلاب که خودش یه لقب فلهای برا اونایی بود که 25 سال پیش باید از زندگی ساقط میشدند) مفتخر میکنی و به زبالهدان تاریخ میفرستی که دیگه نباید از این سوالا بکنی. کمی به درون انحصارطلب خودت نگاه کنی جوابو میگیری
قيد تياتر را براي همين مشكله زدم چون توي دانشكده مان كه نمونه كوچك ملت است هيچ راهي براي فهماندن اين كه بابا تياتر يعني كار جمعي از پيش نبردم جز اين كه سنگ زير آسياب شدم و نردبان بقيه و ذغال رو سياه و ... بعضي وقت ها كار جمعي به قيمت قرباني كردن يكي يا چند تا حتي توي ايران هم خوب پيش مي رود ولي به هرحال كار جمعي و به تبع آن تياتر - تو بخوان همان كار جمعي - توي خون ايراني جماعت نيست. و هنوز نمي دانم چرا. پيروز و مستدام باشي. يا حق!
دليل آن اين است که پيش از انقلاب و بعد ار انقلاب از ايجاد احزاب جلوگيري شده است، آزادي و دمکراسي هم بدون احزاب دوامي ندارد. در کشور هاي آزاد که فعاليت هاي سياسي در درون احزاب انجام مي شود و احزاب سياسي با راي مردم به قدرت مي رسند ، گاه مجبور به ائتلاف هستند. اختلافات دروني خود را از طريق فراکسيون هاي حزبي حل مي کنند، و اين مشکلات را هم مثل کشور ما ندارند.
دليل آن اين است که پيش از انقلاب و بعد ار انقلاب از ايجاد احزاب جلوگيري شده است، آزادي و دمکراسي هم بدون احزاب دوامي ندارد. در کشور هاي آزاد که فعاليت هاي سياسي در درون احزاب انجام مي شود و احزاب سياسي با راي مردم به قدرت مي رسند ، گاه مجبور به ائتلاف هستند. اختلافات دروني خود را از طريق فراکسيون هاي حزبي حل مي کنند، و اين مشکلات را هم مثل کشور ما ندارند.
اگه تو يه گروه زنانه اين اتفاق مي افتاد همه اقايون پوزخند ميزند ميگفتن:خوب زنها حسودن! انگار نه انگار خودشون هم از اين "مشكله"ات دارن.
علی عزیز!
شادروان بازرگان می گفت ایرانی ها دوتا که هستند با هم دعوا می کنند 3 تا که می شوند انشعاب می کنند. نوشتار بسیار به موقع و در عین سادگی پر مفهومت مرا به یاد این جمله انداخت. باید یاد بگیریم دموکراسی بدون کار گروهی و حزبی وجود ندارد
««اندکی صبر کنی ، صاحبت می آید ... »»
یکهزارویکصدوشصت وهفتمین سالروز آغاز امامت امام عصر علیه آلاف التحیه و الثنا ؛بر اهل آسمان و زمین مبارک باد.
««الهم عجل فی فرج مولانا و صاحبنا حجه بن الحسن العسکری، اروحنا لتراب مقدمه الفدا»»
آمـــــــــین ...
««اندکی صبر کنی ، صاحبت می آید ... »»
یکهزارویکصدوشصت وهفتمین سالروز آغاز امامت امام عصر علیه آلاف التحیه و الثنا ؛بر اهل آسمان و زمین مبارک باد.
««الهم عجل فی فرج مولانا و صاحبنا حجه بن الحسن العسکری، اروحنا لتراب مقدمه الفدا»»
آمـــــــــین ...
دوستان گرامی / بعد از مشکلی که برای وبلاگ شخصی من در سرویس بلاگر به وجود آمد ، به اجبار میزبان وبلاگ خود را تغییر دادم و بالتبع آدرس آن نیز تغییر نموده است . مهربانی بزرگی در حق من خواهید کرد اگر لینک موجود در وبلاگ تان را که به آدرس پیشین من اختصاص داده بودید ، به آدرس زیر تبدیل کنید / با سپاس
http://salehsahtabrizi.wordpress.com
با درود بر الپر گرامي
بايد خدمتتان عرض كنم همين تشكيل گروه و بهم زدنش هم يكي از مهمترين بخش هاي تشكل است
هي جمع ميشيم و هي انشعاب ميكنم تا روزي ميرسه
كه به تجربه ميبينم كه هيچ مطلقا چاره اي نداريم جز پذيرفتن هر كسي با هر عقيده اي و با هم سر منافع مشترك تفاهم كردن
ولي از هر تشكل سياسي مهمتر تشكلهاي صنفي است
يك تشكل و يا حزب سياسي مخالف هراندازه كه قدرت داشته باشند مانند تنه يك درخت هستند كه به هر حال با خم كردن و يا اره ميتوان شكستش
ولي تشكل هاي صنفي مانند هزاران شاخه ترد هستند كه همگي به هم چسبيده و براي هيچ ديكتاتوري امكان شكستن شان نيست نه با خم كردن نه با اره كردن
زيرا اينجا ديگر با مردم و منافع مستقيمشان در نبرد هستند
هيچ ديكتاتوري قادر به گرفتن حقي كه يك ملت براي خود شناخت نيست
باور كني يا نه
از ديروز در امريكا بحث سر ايم پيچ بوش شروع شده
عده اي ميگويند كارهائي كه كرده بسيار مهم تر و بد تر از واترگيت است و نيكسون
در ايجاد تشكل هاي صنفي خود به شدت كوشا باشيد
يعني همان....بنشنيد در جايگاه هاي اجتماعي خود و كار سياسي كنيد فراموش نكيند . نانا
با درود بر الپر گرامي
بايد خدمتتان عرض كنم همين تشكيل گروه و بهم زدنش هم يكي از مهمترين بخش هاي تشكل است
هي جمع ميشيم و هي انشعاب ميكنم تا روزي ميرسه
كه به تجربه ميبينم كه هيچ مطلقا چاره اي نداريم جز پذيرفتن هر كسي با هر عقيده اي و با هم سر منافع مشترك تفاهم كردن
ولي از هر تشكل سياسي مهمتر تشكلهاي صنفي است
يك تشكل و يا حزب سياسي مخالف هراندازه كه قدرت داشته باشند مانند تنه يك درخت هستند كه به هر حال با خم كردن و يا اره ميتوان شكستش
ولي تشكل هاي صنفي مانند هزاران شاخه ترد هستند كه همگي به هم چسبيده و براي هيچ ديكتاتوري امكان شكستن شان نيست نه با خم كردن نه با اره كردن
زيرا اينجا ديگر با مردم و منافع مستقيمشان در نبرد هستند
هيچ ديكتاتوري قادر به گرفتن حقي كه يك ملت براي خود شناخت نيست
باور كني يا نه
از ديروز در امريكا بحث سر ايم پيچ بوش شروع شده
عده اي ميگويند كارهائي كه كرده بسيار مهم تر و بد تر از واترگيت است و نيكسون
در ايجاد تشكل هاي صنفي خود به شدت كوشا باشيد
يعني همان....بنشنيد در جايگاه هاي اجتماعي خود و كار سياسي كنيد فراموش نكيند . نانا
امریکا دمکراسی اش را دمکراسی محافظه کار-کلیسایی نامیده و هر چه خارج از این دو باشد نمیپذیرد
اگر چه وجود دارند از هم جنس بازان تامنکران خدا و دین و مذهب اما طرفدار سرمایه داری چرا که
کنجگاوان هر چه در آمریکا سعی کردن کمونیست و احباب انها!!را پیدا کند نه ممکن نه قابل پرس جو!!!شاید
در دانشگاهی یا کالجی اطاقکی با در و پیکر بسته و اطلاعیه ایی که تا اطلاع بعدی....در محیط کارگری امریکا
اگر کسی جرئت کند از کمونیست حرفی بزند گویی در مسجدی در ایران ظهر ماه رمضانی
جوانی در صف نماز گزاران ادامس بجود!!!فاصله دمکراسی آمریکا با اروپای غربی بسیار زیاد است برای نمونه
و ختم کلام هنوز اعضا حزب کمونیست فرانسه و ایتالیا و اسپانیا برای ورود بامریکا باید فرمهای
مخصوص پر کنند تا اجازه صادر شود وقتی برای دیگران داشتن پاسپورت کافیست(اشتباه نشود اسامی انها در
کامپیوتر ورود بامریکا هست و باز گردانده میشوند!!!)اما وجود شصت میلیون کاتولیک و شش میلیون
یهودی خبره در اقتصاد-سیاست-اینتر تینمنت دو بازوی قوی در تقسیم کردن دویست سی میلیون
پروتستان سفید پوست دایم حکومت گر بدو حزب جمهوری-دمکرات ولیبرال و رادیکال و ...
انگ زدن بر ديگري بسيار آسان است. هرچند درباره ي مشكله ي كار گروهي با شما موافقم اما درباره آنچه شما نوشته اي مخالفم. شما سعي كرده اي اين امر را به نفع خود تعبير كني. به ابوذر (پاسداران) انگ مي زني و به جاي پاسخ منطقي كامنتهايش را فله اي مي نويسي. بگذريم. سكوت شايد بهترين پاسخ باشد... يا علي مدد
جو بی اعتمادی ،حذف دیگری به اسم رقابت ،خود بزرگ بینی و توهم ....همه اینها باعث میشه نتونیم با هم کار کنیم.
ببخشيد مشكله يعني چه؟؟؟ مونث مشكل است؟؟؟
|