۴ اردیبهشت
منفي دو. آنها كه هندسه خوانده باشند ميدانند كه در منحنيهاي سهمي يك مفهوم تعريف ميشود به نام نقطه عطف. نقطه عطف جايي است كه در آنجا نمودار دقيقا به اندازه زمان «صفر» ميايستد و بعد به مسير جديد خود ادامه ميدهد. شیب نمودار در اینجا صفر است، ولی ضریب زاویه نمودار در اين نقطه ميتواند منفي باشد يا مثبت، و به هر دو نیز همين نام را ميگويند. ضريبها و توان دو متغير معادله هستند كه تعيين ميكنند زاويه نمودار در نقطه عطف چقدر با زاويه تقريبي نمودار در مثبت و منفي بينهايت تفاوت دارد.
منفي يك. در زندگي لحظههايي هست كه آدم ناخواسته در «نقطه عطف» قرار ميگيرد. سرعت نمودار كم ميشود، جهت آن تغيير ميكند و در بدترين لحظه آدم به آن نقطه ميرسد: به لحظه بزرگ تأمل. به اينجا رسيدن لزوما دست تو نيست، ناگزير است، یا اتفاق. اما چگونه گذشتن دست خود توست. ميتواني زاویه نمودار را مثبت كني يا منفي. يك انتخاب ميتواند تو را به اوج ببرد يا به دره بيفكند. مثل اين بازيهاي كامپيوتري ميشود: به پايان يك مرحله رسيدهاي و جانت هم در حال تمام شدن است؛ يك حركت درست يا غلط ميتواند تو را Game over كند يا به مرحله بعد ببرد.
صفر. پنج روز پيش مطلبي را در وبلاگم درباره علي افشاري نوشتم. يك درصد هم به مخيلهام خطور نميكرد كه اينهمه خواننده پيدا كند و كامنت بگيرد و تيتر يك بازتاب شود و نامم را به صفحات كيهان بكشاند. اين چند روزه را حتما بايد صبر ميكردم. زود نبايد و نميشد به قضاوت منصفانهاي رسيد. چارهاي نداشتم جز اينكه با اين انعكاس وسيع غيرمنتظره با تحمل و تأمل روبرو شوم. نظرات همه منتقدان و مخالفان را بخوانم و بشنوم، و صحبتهاي موافقان را نيز اضافه كنم، تا به يك جمع بندي دقيق برسم. فقط لينك مطالب مهم موافق و مخالف را در ستون وبگردي گذاشتم تا ديگران را هم در نگاه همهجانبه به بحث شريك كنم.
يك. من اشتباه كردم. اعتراف ميكنم كه اشتباه كردم. بخش مهمي از آن مطلب را عجولانه نوشتم. وارد شدن به زندگي شخصي آدمها، آن هم به اين نحو ناپسند، ابدا به گروه خون مثل مني نميخورد. هيچ توجيهي هم براي حرفهايي كه درباره عروسي و شغل و حقوق كسي كه ميخواستم از كار او انتقاد كنم، پذيرفته نيست. استفاده از برخي الفاظ تند و ادبيات كيهاني هم شايسته من، مخاطبان وبلاگم و افراد مورد بحث نبود. اين ادبيات، حرفهاي درستم را هم مخدوش كرد. حتي اگر كسي دربست با تمام مطلبم و لحن و ادبيات آن موافق باشد، بعيد است بتواند به لحاظ اخلاقي بند اول نوشتهام را تأييد كند. حتي اگر خطاي سياسي نبود، بيشك يك كار غير اخلاقي بود.
دو. از علي و هانيه به خاطر نوشتن درباره زندگي شخصيشان عذر ميخواهم، و اميدوارم مرا ببخشند. اشتباه من به تعداد خوانندگان وبلاگ خودم و لينكهاي ديگران و هيت بازتاب و خوانندگان كيهان تكثير شده است. بزرگي خطا را گفتم تا اگر خواستند ببخشند، بدانند كه بايد همه را ببخشند!
سه. پريشب كه به اين نتيجه رسيدم كه اشتباه بزرگي كردم، تا صبح بيدار بودم. تقريبا تصميم قطعي گرفتم كه مسئوليت پذيري به خرج دهم و وبلاگم را تعطيل كنم، ولو بدون توجه به قضاوت ديگران. برايم مهم نبود و نيست كه در مملكتي زندگي ميكنم كه از بالا تا پایین هيچكس مسئوليت رفتار خود را نميپذيرد. هر كسي فقط از بابت كردههاي خودش مسئول است. با اينكه با هر دوستي مشورت ميكردم بيوقفه با اين كار مخالفت ميكرد، خودم حس ميكردم بايد اين كار را بكنم. من خيلي پايينتر از شأن وبلاگم، عدد خوانندههايش، اعتباري كه بين مخاطبينش پيدا كرده و سطح اخلاق سياسي كه شايسته خودم ميدانم، رفتار كردم. مرتكب همان رفتارهايي شدم كه هميشه به خاطر آنها به بچههاي دو طيف تحكيم انتقاد داشتم. بايد مسئوليت اشتباهم در ورود به حوزه شخصي ديگري را ميپذيرفتم و با عذرخواهي و توضيح، وبلاگ نويسي را كنار ميگذاشتم. حتي متن آخر را هم نوشتم. ولي امروز صبح كه به خاطر همين ماجرا كار جديدم را هم به فاصله سه هفته از بيكار شدن قبلي از دست دادم، حس كردم كه ديگر تاوان اشتباهم را پرداختهام، ولو به نحوي ديگر... اين شد كه به فكر توضيح دادن افتادم.
چهار. روزنامه كيهان با انتشار مطلبم در روزنامه كار جديدي نكرد، به شيوه هميشگياش عمل كرد و در حق همه جفا كرد؛ هم من، هم اصلاح طلبان و هم افشاري، و شگفت اينكه همه دروغ ها در همان چند كلمه تيتر آمده است. حداقل قضيه اين بود كه هر آدم عاقل و سالمي اگر آن خبر را ميخواند ميديد نه در نوشته من كسي به پيوستن به سازمان جاسوسي سيا متهم شده بود، نه من همكار سابق افشاري بودم و نه هيچ جاي ماجرا ربطي به اصلاح طلبان دارد. انصافا در دروغگويي استاد استادند. دو دوست هم پيشنهاد كردند از كيهان به خاطر اين دروغ ها شكايت كنم. اما فكر كردم ديدم شكايت كردن از كيهان مثل اين است كه با یک مسافركش بددهن سر كرايه چانه بزني. ممكن است حق با تو باشد، اما برنده اوست، چون پررو و دريده است!
پنج. اين توهم كه اين نوشته بر اساس تصميم جبهه مشاركت نوشته شده و اين روش كه نقد ولو تند يك نفر را يك پروژه سياسي براي زدن يك جريان بدانيم، از اساس بيراه است و نگاه افراطي و توهم توطئه است. در پاسخ آنگونه تصورات و نقدها همينقدر بگويم كه اگر مشاركت از اين بازيهاي پيچيده بلد بود اجرا كند، الان انتخابات را برده بود! من هم اگر ميخواستم براي نوشتن در وبلاگ از كسي اجازه بگيرم، الپر نميشدم. جز در موارد معدود هم به خاطر ندارم كه پيش از نوشتن چيزي در وبلاگ حتي كسي از آن باخبر شده باشد. اين خصوصيت وبلاگ است. شايد يك مشكل اين پست هم همين بود كه در یک وبلاگ 1500 خواننده ای اما در سطح يك وبلاگ 50 خوانندهاي نوشته شد، و بدتر اینکه مخاطب چند ده هزار تايي پيدا كرد و در روزنامه و سايت خبري منتشر شد.
شش. اگر از ادبيات غير اخلاقي كه براي نوشتن مطلب «دستهاي آلوده» در پيش گرفتم بگذريم، ميرسيم به بخش سياسي ماجرا. اين بخش را خيلي خلاصه و سربسته مينويسم تا آب گلآلودتر از اين نشود. در واقع همه اين دردسرها از يك سلسه اختلافات تحليلي پر دامنه بين اصلاح طلبان همفكر سالهاي 76 تا 79 باز ميگردد كه پس از آن مقطع از هم جدا شدند و هر كدام راه خود را رفتند. بر اساس پذيرش يا عدم پذيرش ساختار نظام و قانون اساسي، اعتقاد به تعامل يا تقابل با رهبري و نهادهاي انتصابي زير نظر او، اعتقاد به روشهاي قانوني يا مدني خارج از قانون، مهمتر از همه اعتقاد به دموكراسي از بيرون يا درون، و در نهايت اعتقاد به كمكگيري از هر نيروي خارجي يا نفي آن ميتوان كيك جنبش اصلاحات 76 را قاچ كرد و بين چند دسته موجود تقسيم كرد. البته نكته مطلب قبل فقط در يك اختلاف تحليلي نبود. در اينجا هم بود و هست كه كساني كه به هرحال چند سال است با هم سر اين سفره نشستهاند متعجبانه ميبينند برخي قاچ خود را برداشتهاند اما بردهاند سر سفرهاي ديگر نشستهاند و ميخورند. رسم مرام و معرفت هم كه باشد، سر سفره خوردن يك كار جمعي است و هر كس هر قاچي را كه برميدارد بايد سر همان سفره كنار بقيه بنشيند. رسم سياست هم به زعم من اين است كه هيچ كسي حتي اگر به اين نتيجه ميرسد كه دور از ذهن ترين قاچ يعني همكاري با خارجي براي نتيجهگيري در سياست داخلي را بردارد يا حتي اگر تأثيرگذاري بر تصميم خارجي درباره سرنوشت كشور را برميگزيند (آنطور كه افشاري گفته، كه ميخواسته با حضور در سنا با جنگ مخالفت كند و تصميم آمريكا را تغيير دهد) نبايد يك تنه راه خود را پيش بگيرد و جلو برود. سياست كار جمعي است، كار فردي و چند نفري نيست. حتي اگر كسي فكر ميكند صلاح كشور در آن است كه يك دموكراسي ولو به شكل تحميلي، ولو با فشار تحريم يا حتي حمله نظامي، به وجود بيايد، يعني به بيان واضحتر اگر به اين نتيجه برسد كه به حكم جهاني شدن براي رسيدن به ارزش جهاني دموكراسي بايد از مرزهاي ملي عبور كرد، بايد لااقل اكثريت را براي اين كار قانع كند، حتي براي آغاز چنين مسيري؛ چون راهي است كه بازگشت ندارد. اين جمعي رفتار كردن به نظر من شرط عقلاني سياستورزي است، و طبيعي است كه اگر كسي چنين نكند بقيه او را به چشم خائن و وطنفروش نگاه كنند. (از اين الفاظ دفاع نميكنم، بگیرید که كاربرد آنها غلط است. اما به هرحال من هم نگویم به کار می رود. مهم معنايي است كه دربارهاش بحث ميكنم، يعني ناقض مرزها و حريم مليت) حالا اين سطح بالاي بحث را چند طبقه پايينتر بياييد، ميرسيد به آنجايي كه كساني مثل نامدار بدون اينكه حتي هويت سياسي قابل توجهي داشته باشند براي گرفتن پول از دولت آمريكا و خوردن آن به هر دري ميزنند، از جمله اينكه سعي كنند از اعتبار افشاري خرج كنند.
هفت. درباره موضوع خاصي كه نوشتم و هياهو به پا كرد، ترجيح ميدهم ديگر توضيح زيادي ننويسم. چون فقط اثر منفي دارد. فضا هم برای بحث بیشتر سالم نیست. فقط براي اينكه هم ابهامات باعث كشدار شدن بحثهاي بيخود نشود و هم مشخص شود جدا از نقد اخلاقي، حرف اصلي نوشتهام تا چه حد درست بود، جمع بندي خودم اين است كه: « اصل حرفم تقریبا درست بود، اما دقيق نبود.» در واقع تنها اشتباهي كه در قسمت خبر آن نوشته داشتم و البته كوچك هم نبود، اين بود كه نقش علي افشاري را بيش از حد بزرگ كرده بودم. تصحيحش ميكنم: اولا اگر در تمام آن بحثها تقصيري متوجه كسي باشد، متوجه افشاري نیست، متوجه کس دیگری است. دقت كنيد كه قصور را نگفتم. ثانيا من که لجوج نیستم. خوشحال میشوم اگر مطمئن شوم علی افشاري همانطور که حدس میزنم از آن جماعت جدا شده باشد و از بازياي كه آنها برايش چيده بودند خارج شده باشد. ثالثا رقابتي كه بيست و چند سال است در بعضي از گروههاي اپوزيسيون براي پول كندن از كف دست كشورهاي خارجي وجود داشته، الان هم هست و شايد در اين بحبوحه مشكلات خارجي ايران بيشتر هم شده. پس با توجه به آن تحليل پيشگفته، هم ماها در مقام ناظر بايد اينها را از كساني كه به لحاظ نظري معتقد به فعاليت سياسي از آن سمت هستند جدا كنيم. هم آنها در عمل يك مرز منفصلي بين خودشان با اينجور گروهها كه فقط هم دنبال پولاند نه آرمان و سياست، بكشند. فراموش نميكنم كه مهندس سحابي روزي ميگفت آدم سياسي بايد سه جايش را مراقب باشد، دهانش را، زيپش را و جيبش را! و كساني كه شهرتي داشتهاند و براي هر كاري، تحصيل يا زندگي يا فعاليت سياسي، به خارج از كشور ميروند، هميشه در مظان اتهام اند و بايد خيلي بيشتر از ماها مراقب اين چيزهاي خود باشند. حرف ديگري در اين باره نمينويسم و صرفا توجه كساني كه زيادي حوصله ادامه دادن يك بحث را دارند و ميخواهند زيادي روشن شوند به چند لينك جلب ميكنم:
مرکز گردآوری و بررسی اسناد حقوق بشر، متعلق به آقای رامین احمدی
مرکز بین المللی کارزارهای بدون خشونت + مقاله رامین احمدی در گویا در همین باره
حضور اکبر عطری در کمیته آمریکایی خطرات روز (پایین صفحه)
یک گزارش مبهم و کمی عجیب
گزارش نیویورک سان درباره رادیو دانشجو + مصاحبه قبلی نیویورک سان با رامین احمدی درباره بازداشت افصحی
متن سخنرانی افشاری و عطری در سنای آمریکا
مصاحبه علی افصحی با رادیو فردا پس از آزادی از زندان
و بالاخره مطلب مفصل و مفید بهمن کلباسی
هشت. اين مطلبم و انعكاس گسترده آن، غير از اين حرفها، درسهاي فرعي زيادي هم براي خودم داشت. يك قدر زيادياش شخصي است، بنا داشتم آنها را بنويسم و در واقع خودم را محاكمه كنم، ولي حالا كه بناست تعطيل نكنم از آن ميگذرم. نحوه انعکاس و واکنش ها و کامنت ها هم خود پدیده ای شد که بعدها قابل بحث است. اما در اين چند روز علاوه بر شناخت ابعاد جديد شخصيت خودم، خيليها را هم شناختم و خيلي چيزها را فهميدم و خيلي حرفها را هم خواندم و قبلا عمرا ممكن نبود يكباره اين حجم از ديتا به سمت بايگاني ذهنم هجوم بياورد. يك باره خيلي از پردهها كنار رفت. نتيجه خيلي هراسناك است، مانند رقصیدن در وسط شلوغی یک تندباد، اما چندان بد هم نيست!
:: صدای اذون میاد ...
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/687
پيچک اصلاح بر دستهاي آلوده !
وبلاگ :
Kalagh Siah
: خلاصه
آهاي ملت ، ماجراي نوشيدن جام زهر از مقامات عظما به وبلاگ نويسان هم سرايت کرده . از اونجائي که ظاهرا هر آدمي جايزالخطاست اصل اتهام و عذر خواه...
در تاریخ :
April 24, 2006 09:17 AM
آفرین و درود! تو عبدی نشدی و برادر حسین نبودی .آفرین بر این شهامت
آفرین و درود! تو عبدی نشدی و برادر حسین نبودی .آفرین بر این شهامت
آفرین و درود! تو عبدی نشدی و برادر حسین نبودی .آفرین بر این شهامت
بنظر من كار خوبي كردي از راه هندسي با مسئله برخورد كردي. اما با تمام دانش هندسي شما گفتن : "در یک وبلاگ 1500 خواننده ای اما در سطح يك وبلاگ 50 خوانندهاي نوشته شد" نشان از ضعف شخصيتي دارد.
بنظر من كار خوبي كردي از راه هندسي با مسئله برخورد كردي. اما با تمام دانش هندسي شما گفتن : "در یک وبلاگ 1500 خواننده ای اما در سطح يك وبلاگ 50 خوانندهاي نوشته شد" نشان از ضعف شخصيتي دارد.
آفرین به خاطر عذرخواهی و اینکه فهمیدی اختلاف عقیده و روش، با تهمت و افترا فرق داره. صدآفرین که با جماعت کیهانی همراه نشدی و ممنون از اینکه وبلاگت رو نبستی. من گرچه با خیلی از حرفهات موافق نیستم ولی اصلا نمیخوام که باب اظهار نظرت بسته بشه. منو هم به خاطر کامنت تندم ببخش.
الپر جان بیاندازه خوشحالام که ایستادی و توضیح دادی. بهتر از این نمیشد باشی و بمانی. هر کسی در مقطعی ممکن است خطاهای بزرگی را مرتکب بشود. تو با این کارت امانت خودت را ثابت کردی سوا از هر چه گفته و کردهای. خوب کردی. خیلی خوب کردی.
فكر مي كني تهمت هاي بزرگي كه زدي با يك معذرت خواهي حل مي شود؟ من يك لحظه هم خودم را جاي هانيه و علي بگذارم نمي توانم تو را ببخشم . كاش آن ها بتوانند
فكر مي كني تهمت هاي بزرگي كه زدي با يك معذرت خواهي حل مي شود؟ من يك لحظه هم خودم را جاي هانيه و علي بگذارم نمي توانم تو را ببخشم . كاش آن ها بتوانند
ممكن است آنهاي كه تهمت زدي نبخشندت اما اين از ارزش اين معذرت خواهي عمومي كم نميكند. كار خوبي كردي.
آفرين.
نمي دونم تو چرا منو بي اختيار ياد دايي جان ناپلئون مي اندازي مخصوصا اونجا كه نوكرشو به وطن فروشي و ارتباط با انگليسي ها متهم مي كنه ولي در واقع از اين عصباني كه چرا انگليسي ها با خودش مستقيما تماس نگرفتند!!
در هر حال پسر خوبي هستي ولي هرازگاهي "شيرزاد" خونت بالا مي ره!!
این کار بزرگیه که آدم به اشتباه خودش اعتراف کنه و مسئولیتشو بپذیره. خیلی باید اینو از الپر یاد بگیرن. ای ول! اکثر ما جرات این رو نداریم.
این کار بزرگیه که آدم به اشتباه خودش اعتراف کنه و مسئولیتشو بپذیره. خیلی باید اینو از الپر یاد بگیرن. ای ول! اکثر ما جرات این رو نداریم.
این کار بزرگیه که آدم به اشتباه خودش اعتراف کنه و مسئولیتشو بپذیره. خیلی باید اینو از الپر یاد بگیرن. ای ول! اکثر ما جرات این رو نداریم.
این کار بزرگیه که آدم به اشتباه خودش اعتراف کنه و مسئولیتشو بپذیره. خیلی باید اینو از الپر یاد بگیرن. ای ول! اکثر ما جرات این رو نداریم.
تولد دوباره ات مبارک . خوش آمدی . مثل همیشه منتظر نوشته های خوبت هستم
اقا جا زدی چرا!؟اولا خیلی باید هالو باشی که نمیدونستی خیلی ها منتظر بودند تا هوار کنند٬این چیز غریبی نیست
این دلقک را در ونکوور مردم ضد بوش و ضد جنگ براش رای دادند و انتخابش کردند اما وقتی حزب محافظه
کار برنده شد این دلقک بیحیا کمتر از یک شبانه روز وزیر کابینه شد و با حزب لیبرال پشت کرد جنجال
سه ماه ادامه داره ....حالا شما را مشارکتی میدانند تازه نزدیک بافکار افشاری و عطری...یکهو
انگونه نوشتی و دیدی ثمرش را!!؟
الپر جان مرسی از اینکه شهامتش را داشتی برای معذرت خواهی ....برای همه ما تجربه بزرگی می شود ...
آقاي پيرحسينلو.. اثر حرفي كه زدي.. و فشاري كه به برخي افراد كه اصلا نه سر پياز هستن و نه تهش.. خيلي زيادتر از يك معذرت خواهي هست.
در ضمن من با حرفهات موافق نيستم.
مي دوني؟ من واقعاَ دوستان مشاركتي و مجاهدين انقلاب اسلامي رو اصلاح طلب واقعي نمي دونم. فكر مي كنم اونها نسستن سر سفره اصلاحات و از راي مردم براي خودشون كيسه دوختن.
شهامت خيلي زيبايي بود.
يك توضيح هم با اجازه اضافه كنم كه منحني هاي درجه سوم نقطه عطف دارند كه موضوع بحث جبر و حساب ديفرانسل است (نه هندسه) و به زمان ارتباطي نداره. نقطه عطف نقطه ايه كه جهت تعقر منحني عوض ميشه و ضمناَ نمودار چون منحني است شيب نداره اون خط مماس بر منحني است كه شيب داره! (فقط جهت مزاح بود)
نمیدانم چرا اين جريان مرا به ياد فيلمهای دادگاهی آمريکائی میاندازد که دادستان به عمد، اتهامی بیمورد به متهم وارد میکند و بعد از اعتراض وکيل مدافع، قاضی حق را به وکيل مدافع میدهد و بعد به هيئت منصفه گوشزد میکند که اين جمله دادستان را ناديده بگيرند که صد البته اين امری غير ممکن است و آن جمله ناحق اثر خود را در ذهن هيئت منصفه میگذارد و دادستان با لبخندی موذیانه بر صندلی خود مینشیند.
in kare shoma eshtebah ne mitone bashe, bache ke nisti hamcho eshtebahe bozzorgi koni. ma be in kare shoma migim" touf kardeye khod ra lisidan.' jourat nadari roye pahat be esti. louftan baad az in kam be nevis , kam eshtebah kon ve bishtar be endish. be kare afradi mesle shoam migand" ke ye divone ei sangi be chah mi andaze ke hezar aghel az dar avordanesh mimonand."
1. مسئوليت پذيري و عذر خواهي كار بسيار ارزشمندي است. آفرين بر شما.
2. بايد بگرديد و ببينيد اين ضرر بزرگ را از چه شيوه هاي ديگر نيز مي توانيد جبران كنيد.
3. لحن شما هنگام بحث در باره ي كيك اصلاحات بسيار اقتدارگرايانه است. شما چه حقي داريد براي ديگران تعيين كنيد چگونه فعاليت كنند؟ تفاوت است بين اقناعي عمل كردن و نسخه نوشتن. همان كه نتوانستيد افراد را به راي دادن ترغيب كنيد بايد درس بزرگي مي بود كه ابزار كافي براي دوست شدن با اين گروه را نداريد. حالا كه ثابت شده است برادر نيستيد كه ديگر ادعاي ارث كردن و خط و نشان كشيدن و مرز و راه نشان دادن چه معنايي مي تواند داشته باشد.
4. ماندندت در وبلاگشهر مبارك و سازنده باد.
5. لطفا سيستم نظر خواهي ات را درست كن!!!
( فرعي: دو نوشته در حرف حساب يكي به نام "اول واژه ها را تعريف كنيم بعد دعوا كنيم" و يكي به نام "شيوه ي انقلاب كردن" را تقريبا در همين ارتباط گذاشته بودم.)
الپر عزيز شهامتی که به خرج دادی قابل تحسين است. به نظرم تنها انسان های با شهامت می تونند عذرخواهی کنند. ولی قلبم همچنان اندوهگين است به خاطر سفره ی طویلی که پهن کردی و به خاطر استفاده ای که کيهانيان از اين اشتباه تو کردند. باز هم می گم که که به خاطر اين پستت، ازت قدردانی می کنم.
آفرين!
آفرين!
آفرين!
آفرين!
الپر عزيز منش شجاعانه اي كه براي عذر خواهي راجعبه نحوه كلامت نشان دادي را تحسين ميكنم . و خيلي خوشحالم كه اين اتفاق افتاد تا يك بار معلوم شود چطور يك عده نشسته اند كه حتي در كامنت هاي يك وبلاگ بگردند و بيانيه دهند كه حمله به جنبش مستقل!....
تو اشتباه كردي اما نه به خاطر نوشتن آن شبهه ها بلكه به خاطر اينكه اينقدر علي افشاري و باقي بچه هايي كه مثلا مي گويند دموكراسي از بيرون بايد بيايد . همين جدي گرفتن ها بود كه در انتخابات هم همه را به اشتباه انداخت .
من با ان اتفاقي كه اسم برده اي بعد سال هاي 79 پيش آمده معتقد نيستم . نحوه بچگانه و احساسي برخورد افشاري و چندتا يي كه به جاي بررسي موضوع ديگه تقريبا فحاشي مي كردن نشان داد كه اينها يه جور هايي مثل "اهورا" هستند توي ماهواره !! حتي از اون ها هم كم مايه تر هستند . مسئله كيك و اينها هم مصداق واقعي فكر نكنم داشته باشد .
كاش تنها 1 درصد از ما شهامت و قدرت تو رو داشتند دست مريزاد هم به اطر جسارت ستودنيت هم به خاطر قبول اشتباهات انجام شده هرچند من اشتباهي در شفاف سازي هات نيديدم حرف رو بايد زد نبايد خورد
شهامت الپر را در معذرت خواهي بابت بخشي از نوشته اش را مقايسه كنيد با نوشته علي افشاري پيرامون الپر. بيچاره الپر در اين نوشته متهم بر هر اتهامي كه مي توان بر زبان آورد شده بود. هم مشاركتي بودو هم سرباز گمنام امام زمان هم عقده اي و متعفن و هم ... فقط در نوشته 2 صفحهاي افشاري شمردم بيش از 50 ناسزا ، بدوبيراه و اتهام متناقض نثارش شده بود . آفرين برتو الپر كه درون فاشيستهاي جديد افراطي را خوب برملا كردي !
لطفا يه نگاه به وبلاگم بندازيد
مرسي
بابا تمام اين مشكل ها از اشتباهي شروع شد كه خاتمي كرد و بيخود بيخودي كمك كرد كه يه عده فكر كنند مثلا تافته جدا بافته هستند و مدام داد بزنند كه اصلاح از درون بي فايده است بايد رفت سراغ فشار و كمك خارجي... و از اين حرف ها...ولي همين كه خودشون رو توي كامنت هاي وبلاگ الپر نشون دادند معلوم ميشه چقدر ميشه به غير آدم ضربه خورده و آسيب ديده توي دسته هاي ديگه هم اون هارا جا داد . اينه كه زياد توضيح نمي خواهد چه برسد به بازگو كردن شنيده ها
شهامت تو و قضاوت منصفانه ات راجعبه نوشته ات بيش از هر چيز ديگه اي نشون ميده كه چقدر يه عده در تحليل هاشون حتي راجعبه رونامه نگارها دچار توهم و توطئه پنداري هستند .
سلام
علي آقاي عزيز
اعتراف به اشتباه تنها از آدمهاي بزرگ بر مي آيد و پي بردن به اشتباه و شناخت كجي ها و باورهاي غلط دروني خود نعمتي بزرگ است براي كامل شدن .
مي دانم شيب منحني الپر عاشق و عزيز بعد از اين ماجرا مثبت خواهد بود و خوشحالم كه الپر در فضاي مجازي ماند. راستش در اين ماجرا خيلي هاي ديگر هم مي بايست خود را محك زده و مارمولك هاي دروني خود را پيدا كنند من به شخصه با تداعي اتفاقات براي خودم بسيار درسها ي اخلاقي و اجتماعي گرفتم .اميدوارم الپر مجازي و علي حقيقي پس از اين ماجرا قوي تر و صحيح تر در راه تعالي و برزگي قدم بردارند و به ما خوانندگان و دوستاران نديده شان نيز در اين راه كمك كنند.
اميدوارم خداوند دلهاي همه ما را به هم نزديك تر گرداند.
سلام...خدا خيرت بدهد الپر...الپر را مي خوانم،هنوز الپر را دوست دارم.....مرسي براي شهامتت...
در كشور ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسي ار عدالت/ در كشور ما همه راه ها مسدود است جز راه رذالت/ ياران منشينيد خموش/ ايران در سايه دار است
key mishe az share hokumate kasife eslamie shoma khalas shod? key mishe
اول نمازتون قبول حاج آقا - دوم من صريح حرف مي زنم با ادبيات عاميانه چون طرفم يك دوسته شما خيلي خودتو دست بالا مي گيري ما هم كار سياسي كرديم يه جوري حرف مي زني انگار همه بايد هر چي شما گفتين بگن چشم و قبول كنند - دوست من گذشت ان زمان ها - حرفها زياده شايد تا شماره 20 بره ولي مجالي نيست اما وبلاگ - الپر - خواننده ها رو جدي بگيرين - يك كم از منبر بيايين پايين ...حاج آقا نمازتون قضا نشه
تو شهامتش رو داشتي خداكنه كه افشاري و امثال افشاري (كه انصافا خوب نوازشت دادند )هم داشته باشه. اما دست هاي آلوده با وجود اينكه اكنده از ادبيات غير اخلافي كيهاني بود خيلي چيزها رو روشن كرد كه يكيش همين شهامت تو بود و.... دمت گرم
اول نمازتون قبول حاج آقا - دوم من صريح حرف مي زنم با ادبيات عاميانه چون طرفم يك دوسته شما خيلي خودتو دست بالا مي گيري ما هم كار سياسي كرديم يه جوري حرف مي زني انگار همه بايد هر چي شما گفتين بگن چشم و قبول كنند - دوست من گذشت ان زمان ها - حرفها زياده شايد تا شماره 20 بره ولي مجالي نيست اما وبلاگ - الپر - خواننده ها رو جدي بگيرين - يك كم از منبر بيايين پايين ...حاج آقا نمازتون قضا نشه
خوب بود ، عذرخواهيت رو ميگم ... اما من فكر ميكنم مطلبت سواي ضد اخلاقي بودن، سياسي كاري - به معناي گرفتن منفعت از گروه سياسي مقابل و واريز كردن آن به گروه سياسي متعلق به خود - هم نبود. شايد از آن بابت هم كارت يك ضدسياسي كاري بسيار بزرگ بود. گروهي و افرادي در آنسوي مرزها بزرگ شدند، شناخته تر شدند و گروهي - گيرم كه همفكري با مشاركت نبوده كه احتمال زياد نبوده - در اينسوي محبوبيت از دست داده را بسيار بيشتر از دست دادند.
برات زير همون مطلب اولت نوشتم در دنياي فانتزي زندگي نكن. زندگي رو ، فعاليت سياسي رو، دولتهاي خارجي رو، پول رو ، محبوبيت رو ، شهرت رو ، همونطوري كه هست ببين و تعريف كن. افشاري رو نگاه كن! نهايت ماجراش اينه كه زندگيش رو ميكنه خونه ش تامين، زندگيش تامين، نه نگراني از اين داره و نه از اون. بدترين حالتش اينه ديگه. اما بدترين حالت براي تو؟؟ نه! بدترين حالت براي تو 200-300 كامنت توهين آميز و انگشت نماي كيهان و بازتاب شدن نيست. بدترين حالت اينه كه خودت رو ببازي، بفروشي براي چيزي كه نميدوني چيه، به قيمتي كه هيچ مضنه اي ازش نداري.
وبلاگت رو تعطيل نكن. اما در درون خودت و با خودت بيشتر بنويس. بيشتر فكر كن. هدفت رو، آرمانت رو ، راههاي رسيدن به هدف و آرمانت رو ، هزينه هايي كه بايد بدي رو خوب فكر كن و در نهايت از همه توقع نداشته باش كه همراهت شن ! كه با هدف و آرمان و راهت موافق باشند . افشاري اگه پول بگيره يا نه، اگه خائن شناخته بشه يا نه، گناهش رو پاي تو نمينويسند ، غمبادش رو تو نميگيري. اما اگه يه روز سالها بعد به اين نتيجه رسيدي كه اشتباه كردي در هدفت، در آرمانت و در راهت ، اونوقت غمباد هم بگيري هيچكي به دادت نميرسه بجز چند ژورناليست جوان كه ميخوان از زندگيت درس عبرت بنويسند براي ديگران. بيشتر فكر كن. جولانگاه سياست جولانگاه هركسي نيست. موفق باشي و پيروز پيام نويس سابق.
معذرت خواهي شما با اين بند از نوشته تان نمي خواند و ×××صداقت××× شما همچون ديگر مشاركتي ها براي من زير سوال است:(همچنانكه شكوري راد هم اكبر گنجي را با مصباح يكي خوانده و گفته گنجي به جنبش اصلاح طلبي صربه زده است!!!)
×××××جمع بندي خودم اين است كه: « اصل حرفم تقریبا درست بود، اما دقيق نبود.» در واقع تنها اشتباهي كه در قسمت خبر آن نوشته داشتم و البته كوچك هم نبود، اين بود كه نقش علي افشاري را بيش از حد بزرگ كرده بودم. تصحيحش ميكنم: اولا اگر در تمام آن بحثها تقصيري متوجه كسي باشد، متوجه افشاري نیست، متوجه کس دیگری است.×××××
خوبه كه فهميدي گه زيادي خورده بودي
معذرت خواهي شما با اين بند از نوشته تان نمي خواند و ×××صداقت××× شما همچون ديگر مشاركتي ها براي من زير سوال است:(همچنانكه شكوري راد هم اكبر گنجي را با مصباح يكي خوانده و گفته گنجي به جنبش اصلاح طلبي صربه زده است!!!)
×××××جمع بندي خودم اين است كه: « اصل حرفم تقریبا درست بود، اما دقيق نبود.» در واقع تنها اشتباهي كه در قسمت خبر آن نوشته داشتم و البته كوچك هم نبود، اين بود كه نقش علي افشاري را بيش از حد بزرگ كرده بودم. تصحيحش ميكنم: اولا اگر در تمام آن بحثها تقصيري متوجه كسي باشد، متوجه افشاري نیست، متوجه کس دیگری است.×××××
آره ديگه . هميشه همينطوره . اصلاح طلبا خودشون به خودشون ضربه زدن . كاري كردن كه طرفداراشون اكثرا تو انتخابات شركت نكنن . حالا هم تمام خدمات بي نظيري رو كه بدبخت خاتمي تو 8 سال به اين ملت نا آگاه كرد فراموش شده . البته ملت تقصيري ندارند . چون توپ تبليغاتي صدا و سيما آنقدر سنگين است كه فكر كنم خود خاتمي هم ديگه حرفاشونو باور كرده . آقايون . بايد جواب پس بديد . خودتون خودتونو خراب كرديد . تا كي ديگه؟ همين كارهاتون باعث بد نامي و ناديده گرفته شدن خدماتتون شده . تمام خون دلهاي بحث هسته اي رو خاتمي خورد . سايتهاي هسته اي رو راه اندازي كرد . تو سال 81 هم به گفته روحاني غني سازي انجام شده بود . ولي ثمره اش رو كي خورد ؟ دولت احمدي نژاد كه نه عرقي براي مسائل هسته اي ريخته بود و نه خرجي كرده بود . البته احمدي نژاد ظاهرا به فكر مصدق شدنه ولي خيلي در اشتباهه . چون گذشت زمان همه چيز رو روشن مي كنه . بابا جون .بشنيد دور هم يه فكري بكنيد . چها تا بيانيه اي - سخراني -توافقي چيزي .اين كه نشد كار كه همش همديگه رو بكوبونيد . حالا فقط وقت اتحاده . دولت احمدي نژاد هم كه ديگه ملت كمكم دارن مي فهمن كه بيشتر به فكر از بين بردن اسرائيل وزنده كردن حجاب و ... است تا به فكر مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم . بشينيد دست به دست هم بديد . برنامه ريزي كنيد براي انتخابات مجلس و شوراها و فقط به فكر مردم باشيد تا هيچوقت شما رو تنها نذارن . به نظر من بزرگترين اشتباه خاتمي و اصلاح طلبان عدم اطلاع رساني خوب و كافي از خدمات مجلس ششم و دولت اصلاحات بود .
يك كارمند .
آره ديگه . هميشه همينطوره . اصلاح طلبا خودشون به خودشون ضربه زدن . كاري كردن كه طرفداراشون اكثرا تو انتخابات شركت نكنن . حالا هم تمام خدمات بي نظيري رو كه بدبخت خاتمي تو 8 سال به اين ملت نا آگاه كرد فراموش شده . البته ملت تقصيري ندارند . چون توپ تبليغاتي صدا و سيما آنقدر سنگين است كه فكر كنم خود خاتمي هم ديگه حرفاشونو باور كرده . آقايون . بايد جواب پس بديد . خودتون خودتونو خراب كرديد . تا كي ديگه؟ همين كارهاتون باعث بد نامي و ناديده گرفته شدن خدماتتون شده . تمام خون دلهاي بحث هسته اي رو خاتمي خورد . سايتهاي هسته اي رو راه اندازي كرد . تو سال 81 هم به گفته روحاني غني سازي انجام شده بود . ولي ثمره اش رو كي خورد ؟ دولت احمدي نژاد كه نه عرقي براي مسائل هسته اي ريخته بود و نه خرجي كرده بود . البته احمدي نژاد ظاهرا به فكر مصدق شدنه ولي خيلي در اشتباهه . چون گذشت زمان همه چيز رو روشن مي كنه . بابا جون .بشنيد دور هم يه فكري بكنيد . چها تا بيانيه اي - سخراني -توافقي چيزي .اين كه نشد كار كه همش همديگه رو بكوبونيد . حالا فقط وقت اتحاده . دولت احمدي نژاد هم كه ديگه ملت كمكم دارن مي فهمن كه بيشتر به فكر از بين بردن اسرائيل وزنده كردن حجاب و ... است تا به فكر مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم . بشينيد دست به دست هم بديد . برنامه ريزي كنيد براي انتخابات مجلس و شوراها و فقط به فكر مردم باشيد تا هيچوقت شما رو تنها نذارن . به نظر من بزرگترين اشتباه خاتمي و اصلاح طلبان عدم اطلاع رساني خوب و كافي از خدمات مجلس ششم و دولت اصلاحات بود .
يك كارمند .
آره ديگه . هميشه همينطوره . اصلاح طلبا خودشون به خودشون ضربه زدن . كاري كردن كه طرفداراشون اكثرا تو انتخابات شركت نكنن . حالا هم تمام خدمات بي نظيري رو كه بدبخت خاتمي تو 8 سال به اين ملت نا آگاه كرد فراموش شده . البته ملت تقصيري ندارند . چون توپ تبليغاتي صدا و سيما آنقدر سنگين است كه فكر كنم خود خاتمي هم ديگه حرفاشونو باور كرده . آقايون . بايد جواب پس بديد . خودتون خودتونو خراب كرديد . تا كي ديگه؟ همين كارهاتون باعث بد نامي و ناديده گرفته شدن خدماتتون شده . تمام خون دلهاي بحث هسته اي رو خاتمي خورد . سايتهاي هسته اي رو راه اندازي كرد . تو سال 81 هم به گفته روحاني غني سازي انجام شده بود . ولي ثمره اش رو كي خورد ؟ دولت احمدي نژاد كه نه عرقي براي مسائل هسته اي ريخته بود و نه خرجي كرده بود . البته احمدي نژاد ظاهرا به فكر مصدق شدنه ولي خيلي در اشتباهه . چون گذشت زمان همه چيز رو روشن مي كنه . بابا جون .بشنيد دور هم يه فكري بكنيد . چها تا بيانيه اي - سخراني -توافقي چيزي .اين كه نشد كار كه همش همديگه رو بكوبونيد . حالا فقط وقت اتحاده . دولت احمدي نژاد هم كه ديگه ملت كمكم دارن مي فهمن كه بيشتر به فكر از بين بردن اسرائيل وزنده كردن حجاب و ... است تا به فكر مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم . بشينيد دست به دست هم بديد . برنامه ريزي كنيد براي انتخابات مجلس و شوراها و فقط به فكر مردم باشيد تا هيچوقت شما رو تنها نذارن . به نظر من بزرگترين اشتباه خاتمي و اصلاح طلبان عدم اطلاع رساني خوب و كافي از خدمات مجلس ششم و دولت اصلاحات بود .
يك كارمند .
خوشحالم که به گه خوردن افتادی
علي شهامتت در عذرخواهي ستودني بود.خيلي عالي.من مطمئن هستم با اخلاقي كه از علي و هانيه عزيز سراغ دارم اونها هم اين قضيه رو فراموش مي كنن.
علي شهامتت در عذرخواهي ستودني بود.خيلي عالي.من مطمئن هستم با اخلاقي كه از علي و هانيه عزيز سراغ دارم اونها هم اين قضيه رو فراموش مي كنن.
اون نقطه اکسترممه که شیبش صفره ! کارت خیلی قشنگ و مدبرانه بود
سلام...عالي بود...خسته نباشي....
سلام...عالي بود...خسته نباشي....
سلام...عالي بود...خسته نباشي....
سلام...عالي بود...خسته نباشي....
سلام
علي مرسي. اگر حال داشتي مطلب وبلاگ را بخوان و يا لينكي بده.
خدا شاهد است خيلي خوشحال شدم. باز هم ممنون.
سلام
علي مرسي. اگر حال داشتي مطلب وبلاگ را بخوان و يا لينكي بده.
خدا شاهد است خيلي خوشحال شدم. باز هم ممنون.
سلام
علي مرسي. اگر حال داشتي مطلب وبلاگ را بخوان و يا لينكي بده.
خدا شاهد است خيلي خوشحال شدم. باز هم ممنون.
سلام
علي مرسي. اگر حال داشتي مطلب وبلاگ را بخوان و يا لينكي بده.
خدا شاهد است خيلي خوشحال شدم. باز هم ممنون.
درود بر تو. اين چنين عذر خواهي هايي در رده هاي بالاي سياسي كشورهاي دمكراتيك بسيار مرسوم است. سياست جدال انديشه هاست و گاهن در اوج بحث اختيار از كف برخي بيرون مي رود. كاش مسن ترها هم از تو ياد بگيرند. از برخورد شخصي كه فاكتور بگيريم حرف درباره اصلاح طلبان و مشاركتي ها از سويي و تحريمي ها و تحكيم وحدتي ها بسيار است. بحث را به صورت يك نقد محتوايي و موضوعي بايد ادامه داد. اقايان افشاري و عطري هنوز بسياري ناگفته ها را نگفته اند. اين جنجال ها فرصتي نيز براي انان بود كه از جواب به سئوال هاي واقعي طفره بروند.
علي آقا
جداي از بحثهايي كه در مورد كيك و اينها كرده بودي و من وارد جزئياتش نمي شوم شجاعت ات در اين پست جديد ستودني است. پايدار باشي
ضمنا مشكل اين كامنت دوني رو حل كن. بيخودي پيغام خطا ميده و ملت هي پيامهاي تكراري ميفرستند
بيخود استدلال بيخودي نياور بهتر است عرضه اش را داشته باشي و وبلاگت را تعطيل کني . من دقيقا همين کار را کردم . انتظار همين شجاعت را هم از تو دارم . بسم الله اگر مردي .
ضمن تحسینت علی جان!
خطاب به نیلبک هم بگویم که در اصل موضوع شکی نیست. یا بهتر بگویم علی شک ندارد. اما نحوه ی بیانش باید معقولانه تر می بود.
پایدار باشی.
شايد در ابتداي مقاله مطلبي دلنشين بتواند خواندن دنباله مثاله را هموار و دلچسب و جذاب كند ولي وقتي كسي مظلبي را نمي داند مي گويد مشكل ساز مي شود. اين مثال رياضي غلط شما هم همين جور است. عزيز دل من كدام معلم رياضي بي سوادي به شما گفته كه شيب نمودار در نقطه عطف صفر است؟ اين مشتق دوم تابع است كه در اين نقطه صفر است نه مشتق اول كه همان شيب باشد. غرض من اين نيست اين نادانسته شما را به زختان بكشم بلكه مي خواهم از آن نتيجه اي ديگر بگيرم. مدتهاست گروه اصلاح طلب (كه حتما هم حكومتي است) سعي مي كند با تظاهر و تفاخر خود را در جمع دانايان جا بزند. استفاده از كلمات علمي، استفاده از معادلهاي خارجي، نقل ترجمه اي متون روزنامه نگاران خارجي يا حتي كپي برداري سبك آنها همه از مواردي است كه مشاركتي ها سعي كرده اند با بكارگيري آن نيازهاي جوانان مملكت را برآورده كرده و آنها را بفريبند. اين گونه مي شود كه مردان سياسي اين جناح همكنون خود را به جاي دانشمندان علوم اجتماعي جا مي زنند و البته از بركت مدارك اهدايي نظام لقب دكتر را نيز به خويش مي آويزند. خوب همين! قصدم فقط تبيين يك واقعيت اجتماعي سياسي بود همين. آقاي حسين لو شايد يك ساعت رفتن به تدريس خصوصي رياضي مي توانست به عناي مطلب شما بيشتر بيفزايد.
الپر جان مهم نیست که ما چی می گیم مهم اینه که تو با اینکارت پیش وجدانت راضی هستی. خیلی از ماهااشتباه می کنیم و بعد برای درست کردن خرابی اش شروع می کنیم به توجیه کردن. در عرصه سیاست کمتر کسی رو می شه مثل تو دید. راستش در این چند روز داشتم با خودم کلنجار می رفتم که آیا الپر هم بر خلاف تصور من مثل بقیه توزرد از آب در اومده.
خیلی خوشحالم برای این مطلب. خیلی زیاد.
علی اقا سلام
خیلی وقت بود در مورد نوشته هایت نظر نداده بودم . نه این که نخوانم . چند وقتی است که هوس کرده ام کمی نفس بکشم . می دانم که بالا و پایین پریدن در عرصه ی صرفا سیاست چه مصیبتی دارد .
در مورد مطلب قبلی هم باید بگم که یاد بوقنامه افتادم . خرم آباد را که یادت می آید ...
تو از اول هم با این افشاری ...
شوخی کردم.
به هر حال ، از خدا می خواهم که کمی کمک کند تا بتوانی زندگی را کمی دور از مناظر سیاسی به نظاره بنشینی ..
و کلی حرف های ناگفته ...
علی اقا سلام
خیلی وقت بود در مورد نوشته هایت نظر نداده بودم . نه این که نخوانم . چند وقتی است که هوس کرده ام کمی نفس بکشم . می دانم که بالا و پایین پریدن در عرصه ی صرفا سیاست چه مصیبتی دارد .
در مورد مطلب قبلی هم باید بگم که یاد بوقنامه افتادم . خرم آباد را که یادت می آید ...
تو از اول هم با این افشاری ...
شوخی کردم.
به هر حال ، از خدا می خواهم که کمی کمک کند تا بتوانی زندگی را کمی دور از مناظر سیاسی به نظاره بنشینی ..
و کلی حرف های ناگفته ...
الپر عزيز تازه شروع قضيه است تو به خانواده پلي تكينيك توهين بزرگي كردي و بدون اين آخر قصه ات نيست.
الپر عزيز تازه شروع قضيه است تو به خانواده پلي تكينيك توهين بزرگي كردي و بدون اين آخر قصه ات نيست.
الپر عزيز تازه شروع قضيه است تو به خانواده پلي تكينيك توهين بزرگي كردي و بدون اين آخر قصه ات نيست.
خيلي خيلي شرمنده الپر جان. ولي اين چيزي رو كه در باب ِ هندسه نوشتي بدجوري گند زدي. تو هر جملهش چند تا اشتباه ِ خفنه. (1) اون شكلي كه تو بينهايت به شيب ِ ثابت ميل ميكنه، هذلوليه، نه سهمي. (2) نه سهمي نه هذلولي اصلاً نقطهي ِ عطف ندارن، ماكسيمم/مينيمم دارن. اين تعريفي هم كه نوشتي بيشتر شبيه ِ تعريف ِ نقطهي ِ ماكسيمم/مينيممه. (3) شيب و ضريب ِ زاويه اساساً دو نام براي ِ يك مفهوم هستن. حرفي كه در مورد ِ تفاوتشون زدي بيمعناست. (4) توان ِ متغيرها تو سهمي يا هذلولي قابل ِ تغيير نيست. يعني اگه تغيير كنه، ديگه اون شكل سهمي (يا هذلولي) نخواهد بود. توصيه ميكنم براي ِ حفظ ِ آبرو، قسمت ِ "منفي ِ دو" رو پاك كني.
good boy :)
الپر عزیز ؛ ما ایرانی ها چرا مدام افراط و تفریط می کنیم؟ چرا اینقدر احساساتی عمل می کنیم؟ گاه از این ور پشت بام می افتیم گاه...
اشتباهی می کنیم، دل کسی را می شکنیم ، عذری می خواهیم در بدترین حالت تاوانش را پس می دهیم و خلاص...
این ها دیگر چیست که من دیگر میرم, نیستم, خداحافظ و از این حرف ها...
صورت مساله را پاک می کنی؟
من این کار جنابعالی را در حال واقعی به خودکشی تعبیر می کنم در برابر مشکلات، که معمولا واکنش آدم های ضعیف است.
کاش این متن را نمی نوشتی...
برادر کوچکت - مهدی
مسووليت پذيري شما قابل تحسين است. آفرين!
سلام پيرحسينلو....فك كردي زدي و رفتي؟!؟! با يه معذرت فكر نمي كنم زشتي كار تو پاك شه... به جاي تو ما ها از روي علي خجالت كشيديم.ما كه باهاش كار كرده بوديم و هميشه صداقتو درستي شو مي ديدم از روش خجالت كشيديم...دل ما ها رو هم شكستي..اگه علي اهل اين چيزا بود براي گذاشتن وثيقه اش در به در نمي زديم .. نامردي بزرگي كردي الپر . كاش آه خانواده اش تو رو نگيره..علي بايد خيلي گذشت كنه تو رو ببخشه. .. متاسفم برات. راستي روت مي شه ديگه اينجا بنويسي؟!؟!
سلام پيرحسينلو....فك كردي زدي و رفتي؟!؟! با يه معذرت فكر نمي كنم زشتي كار تو پاك شه... به جاي تو ما ها از روي علي خجالت كشيديم.ما كه باهاش كار كرده بوديم و هميشه صداقتو درستي شو مي ديدم از روش خجالت كشيديم...دل ما ها رو هم شكستي..اگه علي اهل اين چيزا بود براي گذاشتن وثيقه اش در به در نمي زديم .. نامردي بزرگي كردي الپر . كاش آه خانواده اش تو رو نگيره..علي بايد خيلي گذشت كنه تو رو ببخشه. .. متاسفم برات. راستي روت مي شه ديگه اينجا بنويسي؟!؟!
سلام پيرحسينلو....فك كردي زدي و رفتي؟!؟! با يه معذرت فكر نمي كنم زشتي كار تو پاك شه... به جاي تو ما ها از روي علي خجالت كشيديم.ما كه باهاش كار كرده بوديم و هميشه صداقتو درستي شو مي ديدم از روش خجالت كشيديم...دل ما ها رو هم شكستي..اگه علي اهل اين چيزا بود براي گذاشتن وثيقه اش در به در نمي زديم .. نامردي بزرگي كردي الپر . كاش آه خانواده اش تو رو نگيره..علي بايد خيلي گذشت كنه تو رو ببخشه. .. متاسفم برات. راستي روت مي شه ديگه اينجا بنويسي؟!؟!
سلام پيرحسينلو....فك كردي زدي و رفتي؟!؟! با يه معذرت فكر نمي كنم زشتي كار تو پاك شه... به جاي تو ما ها از روي علي خجالت كشيديم.ما كه باهاش كار كرده بوديم و هميشه صداقتو درستي شو مي ديدم از روش خجالت كشيديم...دل ما ها رو هم شكستي..اگه علي اهل اين چيزا بود براي گذاشتن وثيقه اش در به در نمي زديم .. نامردي بزرگي كردي الپر . كاش آه خانواده اش تو رو نگيره..علي بايد خيلي گذشت كنه تو رو ببخشه. .. متاسفم برات. راستي روت مي شه ديگه اينجا بنويسي؟!؟!
آقا حامد حالا شما هم لطفا بيا و كوتاه بيا. نبايد قضيه را كش داد. همه ما انسان ها ممكنه اشتباه بكنيم. بايد بخشيد و دوست داشت. فراموش نكن تو سنت روشنفكران و وبلاگ نويسان ما عذرخواهي گم بود. الپر اين سنت نيكو را زنده كرد! راستي الپر اين هم براي صداي اذون: » ديوار جدايی ها! آره بهار اومد و پرستو ها دارن يکی يکی ديوار جدايی ها را فرو ميريزند. آقا محمود خودمون هم دمش گرم! بالاخره دليری کرد و فهم خودش را بکار گرفت! استادش مصباح و افکارش را داره زنده زنده موميايی ميکنه و تو ويترين موزه ميذاره! قدم بعدی برداشتن پرده تو مسجد هاست. بايد مسجدها را به مکان های عمومی واقعی در هر محله تبديل کرد. برای روحانيون هم ميتوان دوره های فشرده تحصيلات تکميلی گذاشت که بتوانند واقعا برای جامعه خاصيتی داشته باشد. تا کی ميخوان با احساسات مردم بازی کنند و با خوار و ذليل نشان دادن امام حسين و خانواده اش مردم را به گريه و زاری و افسردگی وادارند. در دوران پيامبر که امام حسين(ع) هنوز شهيد نشده بود، مساجد community center واقعی بودند! با اين همه کمبود فضای آموزشی کشور می توان مساجد را با تجهييزات آزمايشگاهی مختلف ... تلسکوپ... کتابخانه .... مجهز کرد که بتوانند مدارس محل را پشتيبانی کنند. مردم محل هم از آن استفاده کنند! اين برای خود روحانيت هم خوب است. وقتی احساس بيهودگی و بی مصرف بودن نکنند، کمتر به مردم گير ميدن و انرژی آن ها بجای تخريب صرف سازندگی کشور ميشه!
شما یا خیلی از مرحله پرتی و سنگی چیزی توی ملاجت خورده یا تازه از خواب بیدار شدی و آب زدی صورتت و تازه متوجه شدی یا هنوز هم حالیت نیست چی میگی و فقط میخوای ژست دموکرات منشی و احترام و الخ رو بگیری.
عمو جان مگر شکی هم داشتی!؟ وقتی مطلبتو خوندم با خودم گفتم عجب این الپر بدرد همون مملکت میخوره تا برای کیهان مطلب بنویسه ولی خوب حالا فرق چندانی هم نمیکنه توی اون مملکت فلک زده چه فرقی میکنه که شما جزو اسهال طلبها باشید یا اون طرفیها همگی سر و ته یک کرباسیت، همگی مسلمانیت و مسلمانی هم یکی چند تا خواص داره که همگیتان چه راست چه چپ چه بالا چه پایین این خاصیت ها رو دارید و بخوبی پیروی میکنید. میدانی آن خواص چیست؟
آن خواص عبارت است از: دروغ گفتن، تهمت زدن، نیرگ بازی، زورگویی خودخواهی، فساد اخلاقی و هزارتای دیگه که در این متن کوتاه نمیگنجه.
خفه شو الپر، خفه شو
خفه شو الپر، خفه شو
خفه شو الپر، خفه شو
Khafe sho Alpar, khafe sho
این کامنت دونی تخمیت رو درست کن
اين حکايت تعطيل کردن وب لاگت ، مثل انصراف معين بعد از رد صلاحيتش بود.
هر چی اون جرات انصراف دادن داشت ، تو هم وجدان تعطيل کردن وب لاگتو.
خر خودتی ، مظلوم نمايات به درد عمت ميخوره
نادون اقلا يکی دو ماه اين طويله را تعطيل ميکردی ، آقلا جوجه مشارکتيها خر ميشدن
ببخشيد، من فقط مي خواستم به عنوان يک پلي تکنيکي در جواب کامنتهاي (76، 77 و 78) بگم که بزرگترين توهين به خانواده پلي تکنيک و فارغ التحصيلان آن را خود آقاي علي افشاري، وقتي به دنبال کمک به سناي آمريکا رفت، کرد. هيچيک از فارغ التحصيلان پلي تکنيک تا به حال چنين خيانتي نکرده بودند.
سگ ایدزی آزمایش داره؟!!؟
ببين الپر اين كار جبرانش خيلي سخته خيلي سخت تر از اوني كه فكر مي كني و نيم بند معذرت خواهي مي كني..تو بار گناه اين تهمت بزرگتو چه جوري مي خواي بكشي؟! تو با اين كارت خيلي ها رو جريحه دار كردي نه فقط افشاري رو . افشاري بزرگ , صبور , تنها و سر به زير و سخت است . اين ها را كاش در انجمن پلي تكنيك از او آموخته بودم. افشاري عزيز ما از روت شرمنده ايم
ببين الپر اين كار جبرانش خيلي سخته خيلي سخت تر از اوني كه فكر مي كني و نيم بند معذرت خواهي مي كني..تو بار گناه اين تهمت بزرگتو چه جوري مي خواي بكشي؟! تو با اين كارت خيلي ها رو جريحه دار كردي نه فقط افشاري رو . افشاري بزرگ , صبور , تنها و سر به زير و سخت است . اين ها را كاش در انجمن پلي تكنيك از او آموخته بودم. افشاري عزيز ما از روت شرمنده ايم
ببين الپر اين كار جبرانش خيلي سخته خيلي سخت تر از اوني كه فكر مي كني و نيم بند معذرت خواهي مي كني..تو بار گناه اين تهمت بزرگتو چه جوري مي خواي بكشي؟! تو با اين كارت خيلي ها رو جريحه دار كردي نه فقط افشاري رو . افشاري بزرگ , صبور , تنها و سر به زير و سخت است . اين ها را كاش در انجمن پلي تكنيك از او آموخته بودم. افشاري عزيز ما از روت شرمنده ايم
با درود.... از اینکه تصور میکنی, اشتباه کردی واقدام به عذر خواهی واعتراف به خطا ,حرکت قشنگیست.عملی که در یک قرن احیر ,از هیچ دولتمردایرانی ,از راس هرم قدرت گرفته ,تا بخشدار وکدخدای محل با همه اشتباهات وایجادضرر وزیان واز بین بردن سرمایه های معنوی ومالی, نه پاسخگو نه معترف بگناه. اما سئوالیست که مدتهاست برایش پاسخی نیافتم اینکه چگونه افرادی مانند آقایان بهنود نبوی, شمس الوا عضین, ابراهیمی, افشاری ,وعطری وکسان دیگر ,تقریبا از همین صنف ادامه مطلب درو بلاگ لاکومه
با درود.... از اینکه تصور میکنی, اشتباه کردی واقدام به عذر خواهی واعتراف به خطا ,حرکت قشنگیست.عملی که در یک قرن احیر ,از هیچ دولتمردایرانی ,از راس هرم قدرت گرفته ,تا بخشدار وکدخدای محل با همه اشتباهات وایجادضرر وزیان واز بین بردن سرمایه های معنوی ومالی, نه پاسخگو نه معترف بگناه. اما سئوالیست که مدتهاست برایش پاسخی نیافتم اینکه چگونه افرادی مانند آقایان بهنود نبوی, شمس الوا عضین, ابراهیمی, افشاری ,وعطری وکسان دیگر ,تقریبا از همین صنف ادامه مطلب درو بلاگ لاکومه
با درود.... از اینکه تصور میکنی, اشتباه کردی واقدام به عذر خواهی واعتراف به خطا ,حرکت قشنگیست.عملی که در یک قرن احیر ,از هیچ دولتمردایرانی ,از راس هرم قدرت گرفته ,تا بخشدار وکدخدای محل با همه اشتباهات وایجادضرر وزیان واز بین بردن سرمایه های معنوی ومالی, نه پاسخگو نه معترف بگناه. اما سئوالیست که مدتهاست برایش پاسخی نیافتم اینکه چگونه افرادی مانند آقایان بهنود نبوی, شمس الوا عضین, ابراهیمی, افشاری ,وعطری وکسان دیگر ,تقریبا از همین صنف ادامه مطلب درو بلاگ لاکومه
با درود.... از اینکه تصور میکنی, اشتباه کردی واقدام به عذر خواهی واعتراف به خطا ,حرکت قشنگیست.عملی که در یک قرن احیر ,از هیچ دولتمردایرانی ,از راس هرم قدرت گرفته ,تا بخشدار وکدخدای محل با همه اشتباهات وایجادضرر وزیان واز بین بردن سرمایه های معنوی ومالی, نه پاسخگو نه معترف بگناه. اما سئوالیست که مدتهاست برایش پاسخی نیافتم اینکه چگونه افرادی مانند آقایان بهنود نبوی, شمس الوا عضین, ابراهیمی, افشاری ,وعطری وکسان دیگر ,تقریبا از همین صنف ادامه مطلب درو بلاگ لاکومه
با درود ،
آفرين بر شجاعت تحسين برانگيزت،
پاينده و پيروز باشي.
با درود ،
آفرين بر شجاعت تحسين برانگيزت،
پاينده و پيروز باشي.
با درود ،
آفرين بر شجاعت تحسين برانگيزت،
پاينده و پيروز باشي.
الپر عزيز
بهتره يه سري به 2 تا نشريه دانشجويي كه امروز تو پلي تكنيك و تهران دراومدن يه نگاهي بندازي(اسماشونو نميگم كه خودت بري از رفقاي امنيتيت بپرسي!) تا ببيني اون خطي كه مدعي هستي از مشاركت نمياد چيه؟
مير دامادي كجاشه .خانيكي چيا رو بهتون گفته. پدر خوانده معنويتون چيكاره بوده و...
شازده پسر جاي سفت(...) بودي هنوز.
دستور حزبی جدید. متاسفم برادر الپر. شما هم قربانی سیاستهای آقایان شدی و البته علی افشاری هم از این داستان برنده بیرون آمد . راه نقد او فعلا بسته شد والبته آشکار که امثال شما دوستان برای دموکرسی خواهی خیلی بی قواره اید خیلی.
سلام ... الپر جان مثل اينكه هنوز مطلب رو نگرفتي ... اين اشاره كه به تعداد هيتهات و چه مي دونم 1500 نفر كردي نشان دهنده اينه كه هنوز در توهم " هر چي ميخواهي مي توني بگي و اين مطلب درسته " گيري ... الپر جان بهتر اينه كه آدم روزي يكي دوتا هيت داشته باشه ولي در چارچوب اخلاق بنويسه و در حد اطلاعاتش ...
سلام ... الپر جان مثل اينكه هنوز مطلب رو نگرفتي ... اين اشاره كه به تعداد هيتهات و چه مي دونم 1500 نفر كردي نشان دهنده اينه كه هنوز در توهم " هر چي ميخواهي مي توني بگي و اين مطلب درسته " گيري ... الپر جان بهتر اينه كه آدم روزي يكي دوتا هيت داشته باشه ولي در چارچوب اخلاق بنويسه و در حد اطلاعاتش ...
ارتباط اين موضوع با جبهه مشاركت ارتباطي بس بي ارزش است كه تنها ادم هاي بي فكر بي دنبالش هستند. از رشادت بي حدت ممنون
الپر زبل. از تو دودره تر خودتی. علی افشاری و همه کامنت گذاران رو دودره کردی اساسی. واقعا خوشم اومد از سیاستت. دفعه اول که مطلبت رو خوندم فکر کردم عذرخواهی کردی و حرفتو پس گرفتی. دفعه بعد دیدم نه مثل اینکه هنوز بر روی ادعای قبلت تاکید داری. دفعه سوم دیدم بابا ادعات رو با کلی لینک و اشاره و کنایه محکم تر هم کردی و فقط مودبانه تر کردی. نیک آهنگ راست گفته. ای بدذات! ولی خوب واقعا خوشم اومد. از زیر اینهمه فحش با آرامش بیرون اومدن و چرخیدن و دوباره تکرار کردن حرف اصلیت اما این بار به شکل مودبانه تر... واقعا کارت درسته پسر.
مطمئن بودم آدم منطقی هستی. شجاعتت مایه تقدیر است.
الپرکم. ما بالاخره نفهمیدیم کوتاه اومدی یا بدترش کردی
الپرکم. ما بالاخره نفهمیدیم کوتاه اومدی یا بدترش کردی
براي خودت مي نويسم نه براي كامنت گذاران. راضي نگه داشتن همه بدترين و بدترين كاري است كه يك آدم مي تواند انجام دهد. مخصوصاَ در موقعيت يك آدم روشنفكر. اين سم مهلكي است. من كار ندارم حرفت چيست. موافق مني يا مخالف ولي هرگز نبايد به دام راضي نگه داشتن همه بيفتي. آن وقت آدم مي شود يك موجود بي خاصيت و دو رو. ضمن اينكه هميشه مقهور عوام است. اين اتفاقي است كه متاسفانه براي روحانيت در طول قرنها افتاده است. آنقدر مقهور عوام شده اند كه خودشان هم عوامانه ديگر فكر مي كنند. بزرگان در گذشته خوب متوجه اين دام بودند. مثلاَ مولوي و شمس هردو يك جوري جزو ملامتيه محسوب مي شوند. يعني مخصوصاَ كاري ميكردند خلاف اعتقاد عوام.
من نمي گويم ملامتي باش ولي مي گويم خيلي هم دربند محبوب بودن پيش همه نباش. اينكه با چند تا اعتراض زود بيايي و عذر خواهي كني و بعد كلي تشويق و باريكلا بگيري كه شجاعت داشتي نظرت را تغيير بدهي نبايد آدم به باهوشي تو را راضي كند.
با درود.... از اینکه تصور میکنی, اشتباه کردی واقدام به عذر خواهی واعتراف به خطا ,حرکت قشنگیست.عملی که در یک قرن احیر ,از هیچ دولتمردایرانی ,از راس هرم قدرت گرفته ,تا بخشدار وکدخدای محل با همه اشتباهات وایجادضرر وزیان واز بین بردن سرمایه های معنوی ومالی, نه پاسخگو نه معترف بگناه. اما سئوالیست که مدتهاست برایش پاسخی نیافتم اینکه چگونه افرادی مانند آقایان بهنود نبوی, شمس الوا عضین, ابراهیمی, افشاری ,وعطری وکسان دیگر ,تقریبا از همین صنف ادامه مطلب درو بلاگ لاکومه
عقده آی چقدر برا خودت نوشابه باز ميکنی؟
سوسک ، تو خارج از فضای وبلاگستان صفری ، اون وقت خودت با افشاری مقايسه ميکنی؟
واقا سنگ پا قزوين که ميگن خوده خودتی.
ميگی چرا افشاری به " غلط کردم " تو جواب نداده، آخه وقاحت تا کجا ،
واقا که کثيفی.
آفرين الپر كار خوبي كردي...
آفرين الپر كار خوبي كردي...
عقده آی چقدر برا خودت نوشابه باز ميکنی؟
سوسک ، تو خارج از فضای وبلاگستان صفری ، اون وقت خودت با افشاری مقايسه ميکنی؟
واقا سنگ پا قزوين که ميگن خوده خودتی.
ميگی چرا افشاری به " غلط کردم " تو جواب نداده، آخه وقاحت تا کجا ،
واقا که کثيفی.
آفرين الپر كار خوبي كردي...
صبحانه دو در دوی بلاگ نیوز غیر "سیاسی" / ضد "تکراری"
دارالترجمه زبان "رسانه ای" یاجوج و ماجوج
تمرین شماره یک ویزه فسقلیها ی "مهاجرت"
جناب مولائی
من دلیل حذف وبلاگ زیر چتر چهل تکه را از دو ادیتور دیگر پرسیدم و
خدمت شما عرض کنم که به دلیل بازسازی وبلاگ زیر چتر چهل تکه مرتبا نوشته آخر
شما در سایت ما انعکاس پیدا می کرد و مشکل ایجاد می شد به همین دلیل حذف شد.*
*بنده یکی دو بار به سایر وبلاگهای شما سر زدم. ما برای دو در دو محدودهای
تعیین کردیم که وبلاگهای انتخاب شده مطالب: سکسی، سیاسی، تکراری، سطحی،فقط شعر
یا عکس، و... نداشته باشند.
سه وبلاگ دیگر شما حاوی مطالب سیاسی و اکثرا گردآوری شده بودند که در محدوده
سایت ما جا نمیگیرند.
mina@doxdo.com
........................................
دودردو مال من نیست و ... اگر من ربطی به دودردو دارم به دلیل وقت و علاقه آی است که دارم و اگر روزی نتوانم وقت بگذارم "دوستان " خوبی دارم که جای مرا پر خواهند کرد.ایمیلهای تماس با من هم اینها هستند: mehdi@doxdo.com & robo.rend@gmail.com دیگر ایمیلهایم در چند ماه دیگر اعتبار خود را از دست میدهند. اگر مایل بودین و میدانم که زحمت بزرگی است، لینکها را عوض بفرمائید. ممنون میشوم.
ارادتمند. مهدی
http://robo.wordpress.com/2006/04/17/hello-robo/
صدای اذون میاد ... !!!!
پسر تو نميخای دست از رياکاری برداری؟
اصلا شما مشارکتيها ميدونيد آذون چند بخشه؟
همون بهتر که کرکره گاراژت بکشی پايين، مظلوم نمايی و نه نه من غريبم هاتم هيچکسی رو جز خر نميکنه،
صدای اذون میاد ... !!!!
پسر تو نميخای دست از رياکاری برداری؟
اصلا شما مشارکتيها ميدونيد آذون چند بخشه؟
همون بهتر که کرکره گاراژت بکشی پايين، مظلوم نمايی و نه نه من غريبم هاتم هيچکسی رو جز خر نميکنه،
ولي امروز صبح كه به خاطر همين ماجرا كار جديدم را هم به فاصله سه هفته از بيكار شدن قبلي از دست دادم، حس كردم كه ديگر تاوان اشتباهم را پرداختهام، ولو به نحوي ديگر... اين شد كه به فكر توضيح دادن افتادم.
آخه دورو ، گوزو چه به شقيقه؟
ميبينی که چقدر کثيفی ، يعنی افشاری از کار بيکارت کرده!
خر خودتی اون رفيقای آقا زاده مشارکتيت، مردم نه تو آنتخابات گولتون خوردن ، نه آلان
خائن به کشور و ملت هم شما اشغالای خود فروش مشارکتی هستيد،
راستی از حاج حبيب عسگر آولادی چه خبر؟
چه قدر بهت دستمزد داد؟
ولي امروز صبح كه به خاطر همين ماجرا كار جديدم را هم به فاصله سه هفته از بيكار شدن قبلي از دست دادم، حس كردم كه ديگر تاوان اشتباهم را پرداختهام، ولو به نحوي ديگر... اين شد كه به فكر توضيح دادن افتادم.
آخه دورو ، گوزو چه به شقيقه؟
ميبينی که چقدر کثيفی ، يعنی افشاری از کار بيکارت کرده!
خر خودتی اون رفيقای آقا زاده مشارکتيت، مردم نه تو آنتخابات گولتون خوردن ، نه آلان
خائن به کشور و ملت هم شما اشغالای خود فروش مشارکتی هستيد،
راستی از حاج حبيب عسگر آولادی چه خبر؟
چه قدر بهت دستمزد داد؟
علي جان!
معذرت خواهي ات محترم است. اما اين نكتاه كه اين مطلب را خودت بر اساس تصميم شخصي نوشته باشي براي من كمي غير قابل باور است. فكر كنم تحت تاثير دوستان مشاركتينت اين مطلب را كه وراي تمام اتفاقات بيشتر از همه به خودت ضربه زد نوشته اي!
نمي گويم آنان مستقيم تو را وادار به نوشتن اين مطلب كردهاند يا با اصلا به تاو گفته اند كه اين مطلب را بنويسي! بلكه يك فضايي ايجاد كردهاند كه تو تحت تاثير آن اين مطلب را نوشتهاي!
فكر كنم آنان قصد داشتند كه تستي از فضا بكنند كه براي انتخابات شورا و خبرگان ببينند تا چه حد مي توانند با تخريب ديگران از جمله تحريمي ها و بخشي از آنان نيروهاي ليبرالي مثل افشاري به پيش روند!
الپر جان با تمام اين تفاصيل فكر نمي كني اعتبار وبلاگ نويسي ات هر چند به خيلي از بخش هاي وبلاگ نويسي ات نقد وارد است در راهي كه سودي نه براي تو داشت نه براي آرمان هايت بي خود و بي جهت از دست رفت؟
صبحانه دو در دوی بلاگ نیوز غیر "سیاسی" / ضد "تکراری"
دارالترجمه زبان "رسانه ای" یاجوج و ماجوج
تمرین شماره یک ویزه فسقلیها ی "مهاجرت"
رامین مولائی عزیز
وبلاگهای مورد نظر به واچ-لیست دودردو اضافه شدند
در صورت هماهنگی با دودردو به لیست اضافه خواهند شد
ممنون از لطف شما
"Mehdi Hakimi"
mehdi@doxdo.com
....................
.......................
جناب مولائی
من دلیل حذف وبلاگ زیر چتر چهل تکه را از دو ادیتور دیگر پرسیدم و
خدمت شما عرض کنم که به دلیل بازسازی وبلاگ زیر چتر چهل تکه مرتبا نوشته آخر
شما در سایت ما انعکاس پیدا می کرد و مشکل ایجاد می شد به همین دلیل حذف شد.*
*بنده یکی دو بار به سایر وبلاگهای شما سر زدم. ما برای دو در دو محدودهای
تعیین کردیم که وبلاگهای انتخاب شده مطالب: سکسی، سیاسی، تکراری، سطحی،فقط شعر
یا عکس، و... نداشته باشند.
سه وبلاگ دیگر شما حاوی مطالب سیاسی و اکثرا گردآوری شده بودند که در محدوده
سایت ما جا نمیگیرند.
mina@doxdo.com
........................................
دودردو مال من نیست و ... اگر من ربطی به دودردو دارم به دلیل وقت و علاقه آی است که دارم و اگر روزی نتوانم وقت بگذارم "دوستان " خوبی دارم که جای مرا پر خواهند کرد.ایمیلهای تماس با من هم اینها هستند: mehdi@doxdo.com & robo.rend@gmail.com دیگر ایمیلهایم در چند ماه دیگر اعتبار خود را از دست میدهند. اگر مایل بودین و میدانم که زحمت بزرگی است، لینکها را عوض بفرمائید. ممنون میشوم.
ارادتمند. مهدی
http://robo.wordpress.com/2006/04/17/hello-robo/
Posted by: RaminMolai :: 4/20/2006 01:20:00 PM
I thik your earlier decision was really the right thing to do! You should have stopped this blog! Without that I don't think your apology means anything other than another act of a little kid!
|
پيچک اصلاح بر دستهاي آلوده !
وبلاگ : Kalagh Siah :
خلاصه آهاي ملت ، ماجراي نوشيدن جام زهر از مقامات عظما به وبلاگ نويسان هم سرايت کرده . از اونجائي که ظاهرا هر آدمي جايزالخطاست اصل اتهام و عذر خواه...
در تاریخ : April 24, 2006 09:17 AM