۱۸ اردیبهشت
حدود یک سال از برگزاری جشنواره دانشجویان وبلاگ نویس در همدان می گذرد و این تجربه خوب و ماندنی هنوز در جای دیگری تکرار نشده است. از ایسنای همدان زنگ زدند برای یک مصاحبه درباره سالگرد آن جشنواره. ترجیح دادم سؤالات را بگیرم و جواب ها را مکتوب بنویسم. نتیجه این یادداشت کوتاه شد که که به صورت مصاحبه ای در اینجا هم منتشر شده است. سعی کردم در چند جمله آخرین ارزیابی خودم از وضعیت وبلاگ ها را بیان کنم.
برگزاری جشنواره وبلاگ نویسان در همدان در بهار سال 84 تجربه خوبی بود. هم از این جهت که هویت وبلاگ نویسی و دانشجویی را با هم ترکیب و بر مراعات آن تأکید می کرد، هم از این لحاظ که تعدادی از وبلاگ نویسان را از شهرهای مختلف کشور دور هم جمع کرد، هم از این لحاظ که محل برگزاری آن برخلاف اکثر همایش این چنینی جایی غیر از پایتخت بود، و هم از این جهت که کار جمعی هماهنگ و منظم و خوب گروهی از دانشجویان که برگزاری این همایش را برعهده داشتند نسبت به بسیاری از همایش های دانشجویی که تجربه آن را داشته ام، بی اغراق بی نظیر بود.
این تجربه که به خاطر توجه به پدیده نوظهور وبلاگ بسیار مقدماتی هم بود، نه تنها لازم است ادامه یابد و به شکل های پخته تری تکرار شود، بلکه اگر به همین یک بار بسنده شود اثرات مثبت آن میرا خواهد شد و تنها خاطره یک اتفاق خوب از آن باقی خواهد ماند.
در خصوص وبلاگ نویسی واقعا من معتقد نیستم که بتوان آن را با زندگی انسان مقایسه کرد و مراحل نوزادی و کودکی و رشد و بلوغ بتوان برای آن قائل شد. چون بر خلاف زندگی انسان ها که تجربه تکرار شده ای است و بارها مراحل آن دیده و سنجیده شده، پدیده وبلاگ نویسی آن هم در جامعه ما کاملا یک پدیده جدید است که ما هیچ از ابعاد آن و وضعیتی که در آینده خواهد داشت اطلاعی نداریم تا وضعیت فعلی را با آن بسنجیم و سپس بتوانیم از رشد و بلوغ صحبت کنیم.
آنچه که می دانیم این است که در روند چند ساله ای که وبلاگ های فارسی در ایران طی کرده اند، تجربیات جدید، ویژه و منحصر به فردی محقق شده و جامعه ای مجازی از مجموعه وبلاگ های شکل گرفته است. این روند همچنان در حال تداوم است و در مقاطع مختلف و با ایجاد بسترها و فرصت های جدید به رقم خوردن تجربه های جدید دیگری می انجامد.
من فکر می کنم مهمترین مؤلفه های وضعیت کنونی وبلاگ ها یکی این است که در حال حاضر در آستانه به رسمیت شناخته شدن از سوی رسانه های چاپی و مولتی مدیا، جامعه بیرون و حکومت قرار دارند.
مؤلفه دیگر اینکه سمت گیری مقاومتی و واکنشی در فضای غالب وبلاگ نویسی کمتر شده و سیاست زدگی و مبارزه جویی جای خود را به عقلانی نویسی و مشارکت در عرصه گفت و گویی داده است. یعنی حتی اگر مستعارنویسی کاهش نیافته باشد، منطقی تر شده است. وبلاگ های سیاسی نویس نیز هم از تب یک سال پیش که در آستانه انتخابات مانند جامعه به هیجان آمده بودند افتاده اند و هم در سیاسی نویسی به سمت نوعی از قاعده مندی ناگفته پیش می روند. مؤلفه دیگر در حوزه وبلاگ های تخصصی است که به نظرم تقریبا شبکه های خود را یافته اند و کلونی های خاصی در جامعه مجازی وبلاگستان تشکیل داده اند که شکل گیری این اجتماعات و ارتباطات درونی آنها به هم افزایی و غنای محتوایی وبلاگ ها هم کمک می کند.
اتفاق دیگری که افتاده، متکثر شدن فضای اندیشه ای، سیاسی و اجتماعی مجازی است که در حال حاضر کاملا می توان آن را با تکثر جامعه واقعی ایران مقایسه کرد و متناظر دانست. الان در بخش سیاسی گروههای مشخصی از وبلاگ نویسان از حزب اللهی ها گرفته تا مخالفین محض نظام وجود دارند. در بخش اندیشه ای هم فضا بسیار متکثر است و در حوزه اجتماعی نیز کمتر زاویه ای از جامعه را می توان دید که از چشم لااقل یک زاویه از وبلاگستان پنهان بماند.
پخته تر شدن و نهادینه شدن شخصی نویس در وبلاگ ها را هم به عنوان یکی از مؤلفه های دیگر می توانم ذکر کنم؛ که البته به سادگی قابل سنجش و ارزیابی نیست اما با نگاه کلی می توان حدس زد حتی وبلاگ هایی که کاملا سفره دل خود را به روی اینترنت باز کرده بودند و از شخصی ترین مسائل خود می نوشتند نیز از یک سو موازین و معیارهایی برای این کار خود پیدا کرده اند و از سوی دیگر از سوی دیگران به رسمیت شناخته شده اند. یعنی نه آن شگفتی قبلی در خواننده ها وجود دارد و نه آن آشفتگی قبلی در نویسنده ها.