۲۸ اردیبهشت
هفته پیش آیت الله صالحی نجف آبادی درگذشت. نه تنها در وبلاگ فرصت نکردم همان موقع چیزی دربارهاش بنویسم، دورخیزم برای نوشتن در این باره در یکی دو روزنامه هم دست نداد. فقط مراسمش را توانستم بروم.
ارادت ویژهای به صالحی نجف آبادی داشتم و دارم. شاید به دبیرستان نرسیده بودم که کتاب "شهید جاوید" او را خواندم، دو بار هم، و آن موقع ها برخلاف حالا اینقدر عطش علمی داشتم که نزدیک یک سال در کتابفروشیهای قم و نایابفروشیهای میدان انقلاب دنبال "شهید آگاه" که مهمترین نقد به آن کتاب بود گشتم و آخرسر پیدا کردم و خواندم و تازه فهمیدم سطح تحلیل زمانه چقدر نازل بوده و صالحی تا چه حد جلوتر از زمان خود حرکت کرده است.
اوایل سال 81 بود که بعد از حس و حالی که در عاشورای آن سال پیدا کرده بودم، به صرافت نوشتن یک مطلب درباره شهید جاوید افتادم، که چند جا رفت تا دست آخر برای چاپ به مجله مرحوم "آفتاب" سپرده شد. متن کامل این مقاله که برای دستیابی به یک مدل نسلی در تحلیل تلقیهای متفاوت از حادثه عاشورا تلاش میکند، در وبلاگ قبلیام قابل دسترسی است.
اگر بخواهید بدانید مرتبه علمیاش چقدر بود، کافی است بدانید که صالحی نجف آبادی استاد مهدوی کنی و هاشمی رفسنجانی بوده و نویسنده مهمترین نقد به کتاب او، یعنی همان"شهید آگاه"، صافی گلپایگانی است که الان از مراجع تقلید قم است. به نظر من بعد از آقای منتظری دانشمندترین فقیه زنده بود، اما این مرد اینقدر خاکی و ساده و بیپیرایه و در عین حال گوشهنشین بود که هیچ وقت به معادلات پیچیده مرجعیت وارد نشد و خود را آلوده بعضی بازیهای دنیوی ارباب دین نکرد.
نمونه یک حوزوی اهل نقد، نواندیش و ساختارشکن بود و کمتر کسی در جسارت انتقاد و رهایی از جزمیتها به پای او میرسد. حیف و صد حیف که نتوانستم حرفهای تمام نشدنیام درباره او را جمع و جور کنم. کاش فرصتش روزی باشد تا نشان دهم با همه ایرادهایی که به روش تحقیق او وارد میدانم، از همه مدعیان نوگرایی در حوزه یک سر و گردن بالاتر و چند قدم جلوتر بود. زمان باید بگذرد تا پیام غلوستیزی او به گوش جامعه برسد.
احمد قابل از او نوشته است. تقی رحمانی هم همینطور. ابطحی هم چیزی نوشته بود. رسول جعفریان هم مطلب مفصلتری درباره شهید جاوید دارد، اما کمی جانبدارانه نوشته. این مقاله درباره بحثهای شهید جاوید و این گزارش طولانی روزنا در همین باره را هم بخوانید. و همچنین یادداشت یاسر میردامادی را درباره چهار اسلام.