۲۱ آذر
این روزها بیشتر از آنکه مثل انتخابات گذشته و قبل و بعد از آن در اینترنت فعال باشم، ترجیح می دهم بیشتر وقتم را در روزنامه و در ستاد بگذارم؛ فکر می کنم مفیدتر هم بوده است. حضور و فعالیت در این دو جا، باعث شده که بیشتر با کاندیداها و فضاهای کانونی این انتخابات در بخش اصلاح طلبان نزدیک باشم. برای همین فکر می کنم معرفی چند نفر و بیان چند نکته در این باره بد نباشد.
اول درباره سوالی که این روزها بر زبان همه هست صحبت کنم: اوضاع چطور است؟ به نظر من اوضاع خوب است. انشقاق درونی جناح اصولگرا زیاد شده و امروز با آمدن لیست جبهه پیروان خط امام و رهبری بیشتر هم شد؛ اصولگرایان شدند حداقل سه لیست اصلی در مقابل یک لیست متحد اصلاح طلب. با اوضاع و احوالی که می بینیم و نظرسنجی هایی که شنیده ام، پیش بینی خودم این است که چهار نفر اول لیست ما (ابتکار، مسجد و نجفی) به احتمال زیاد می آورند و تا سه نفر دیگر (نوری، حناچی، خامسی) هم احتمالش کم نیست. اما بقیه با خداست! از لیست اصولگرایان هم چمران و طلایی و خادم و شاید شیبانی وضع خوبی دارند. حمزه شکیب هم چون مشترک است در سه طرف اصولگرا، ممکن است بیاید بالا. در مورد لیست رایحه خوش خدمت هم من با خیلی از دوستانم اختلاف نظر دارم؛ چون معتقدم آنها نتوانسته اند خود را به احمدی نژاد منتسب کنند و لذا احتمالش کم نیست که با سر بخورند زمین. البته این تیپ پیش بینی ها را یک ماه پیش اصلا قبول نداشتم، در تحلیل مفصلی هم که در روزنامه نوشتم این را گفتم که یک لیست رأی می آورد. اما شرایط یک طور خاصی شده و آن حالت دو دوره قبلی بعید است اتفاق بیفتد. در نهایت احتمالا یک وضعیت ترکیبی و غیر یکدست بر شورای شهر بعدی تهران حکمفرماست.
اما برسیم به توصیه ها. من برخلاف آرش نمی گویم به کل لیست رأی ندهید. بی شک تعدادی از افراد لیست اصلاح طلبان نقاط ضعفی دارند، اما ائتلاف همین است. به قول یکی بالاخره هرچه باشند از رایحه خوش نفتی ها بهترند! ولی از شوخی گذشته، اصلا کار جمعی و حزبی و سیاسی چیزی جز تفاهم بر سر حداقل اشتراک ها نیست. برای همین توصیه اولم این است که به 15 نفر اصلاح طلبان رأی بدهید، لااقل به خاطر گل روی اینهایی که به نفع ائتلاف کنار رفته اند. اما باز اگر دلتان نمی آید یا به فامیلی دوستی کسی هم وعده رأی داده اید، این ترتیب را برای اولویت رأی دادن پیشنهاد می کنم: نجفی، مسجدجامعی، ابتکار، نوری، حناچی، شهاب طباطبایی، ساعی، تقی زاده خامسی. اینها را حتما بدهید. بقیه را هم با این اولویت ها: تقوی نژاد، حبیب زاده، دوستی، نوذرپور، میرزا ابوطالبی، کریمی و الهه راستگو.
برای همه بخشهای این اولویت بندی نمی رسم استدلال کنم. اما خداوکیلی بی حساب ننوشته ام. به اطلاعات و شناختم اعتماد کنید! اما برای چند مورد خاص از هشت تای اول، چند نکته خاص را می گویم که ترغیب شوید به رأی دادن با خیال راحت. سه تای اول که بحث ندارد؛ رأی به آنها رأی به خاتمی و اصلاحات است و هرکدام هم به قدر کافی معروفیت و سابقه مثبت و تجربه دارند. خانم نوری را جز به اسم نمی شناختم، اما واقعا در همین برخوردها شیفته شخصیت اش شدم. بین زن بودن و مدیر بودن و خوش اخلاق بودن جمع کرده است؛ که من هر سه تای اینها را با هم یکجا در کسی جمع ندیده بودم. پیروز حناچی شاید تو دل برو نباشد، اما واقعا آدم کارشناس و متخصصی است. از آنهایی است که حضورش در شورا برای جلو بردن مسائل بخشهای مسکن و عمرانی و معماری شهر خیلی مفید است. شهاب را یک قدری بچه هایی که برایش کار کردند، به نظرم خوب معرفی نکردند. شهاب الان دیگر خودش نیست؛ نماد جوان گرایی در اصلاح طلبان است، نماد توجه و سهم و نقش دادن به NGO هاست و از این لحاظ رأی آوردن بیشتر او معناهای اجتماعی و سیاسی مهمی می تواند داشته باشد. در مورد هادی ساعی هم گاهی یک سوء تفاهمی می شود که ورزشکار به چه درد شورا می خورد و این استفاده ابزاری است؛ اتفاقا به نظر من از این باید استقبال کرد که اصلاح طلب ها هم پذیرفته اند که باید از گروههای مختلف اجتماعی به خودشان راه بدهند و حلقه بسته شان را باز کنند. کاش اگر دو نفر از این لیست بیاورند، شهاب و ساعی باشند تا بعضی پیر و پاتال های اصلاح طلب بفهمند که دوره شان دیگر تمام شده. و اما تقی زاده خامسی را هم توصیه می کنم، به خاطر تجارب زیادی که در کارهای شهری و شهرداری دارد، به خاطر اینکه معاون کرباسچی بوده و به خاطر قدرت اجرایی بالایی که با چشم خودم دیدم دارد. لامصب اینقدر دقیق و برنامه ریزی شده کار می کند که وقتی پوسترهای ائتلاف تازه داشت طراحی می شد، پوسترهای او از زیر چاپ درآمده بود!! موسس فروشگاه شهروند بودن و N تا پروژه شهری دیگر یک شخصیت بلدوزری اجرایی از او ساخته است با کلی تجربه در شهرداری. این بود افاضات بنده درباره انتخابات شورای تهران.
درباره انتخابات میان دوره ای مجلس در تهران هم تا امروز خبر از هیچ اصلاح طلبی غیر از سهیلا جلودارزاده ندارم که به او حتما رأی می دهم. اما تهران دو تا نماینده می خواهد؛ ببینیم نام اصلاح طلب دیگری مطرح می شود تا جمعه یا نه. اگر چیزی شنیدم می نویسم.
و اما خبرگان. حرف آقای اسلامی کاملا صحیح است. هیچ وجه موجهی برای شرکت در انتخابات خبرگان وجود ندارد. همانطور که دکتر معین گفته بود خبرگان مربوط به صنف روحانیت است و ربطی به مردم ندارد. جرأتی هم برای نظارت واقعی بر رهبر ندارند. حتی چندان بد و بدتر را هم در آن نمی توان از هم جدا کرد. من هم قصد شرکت نداشتم و ندارم، شخصا دوست هم داشتم که اصلاح طلبان خبرگان را تحریم کنند تا هم یک وزن کشی واقعی انجام دهند و هم حال طرف مقابل را بگیرند. اما آنها که نکردند، و من هم با آنکه هنوز نمی خواهم در خبرگان رأی بدهم اما بعید نیست روز جمعه تصمیم بگیرم رأی بدهم؛ فقط و فقط از ترس اینکه رأی رفسنجانی خیلی کم شود یا مصباح رتبه بالایی بیاورد و بدبخت تر شویم! اما اگر هم رأی دادم، نه به 16 تای اعتماد ملی در تهران می دهم و نه به 12 تای کارگزاران. فقط به همان پنج تای اصلاح طلبان رأی می دهم که لااقل بعد از رأی دادن به خودم فحش ندهم: توسلی، هاشمی رفسنجانی، روحانی، هاشم زاده هریسی و موسوی تبریزی. و تا صبح هم دعا می کنم که مصباح رأی نیاورد!
دو تا خبر هم بدهم، برای رسیدن به یک توصیه. شش نفر با نام فامیل نجفی ثبت نام کرده اند که رأی دکتر نجفی را بشکنند. یک نفر هم به نام احمد جامعی ثبت نام کرده و نامرد برداشته شهرتش را هم نوشته: مسجد جامعی! با توجه به این نامردی ها و تعداد بالای نامزدهای شوراها، حتما به همه توصیه کنید اسمها را کامل بنویسند و کد چهار رقمی انتخاباتی را هم بنویسند که رأیشان دزدیده نشود.
اول درباره سوالی که این روزها بر زبان همه هست صحبت کنم: اوضاع چطور است؟ به نظر من اوضاع خوب است. انشقاق درونی جناح اصولگرا زیاد شده و امروز با آمدن لیست جبهه پیروان خط امام و رهبری بیشتر هم شد؛ اصولگرایان شدند حداقل سه لیست اصلی در مقابل یک لیست متحد اصلاح طلب. با اوضاع و احوالی که می بینیم و نظرسنجی هایی که شنیده ام، پیش بینی خودم این است که چهار نفر اول لیست ما (ابتکار، مسجد و نجفی) به احتمال زیاد می آورند و تا سه نفر دیگر (نوری، حناچی، خامسی) هم احتمالش کم نیست. اما بقیه با خداست! از لیست اصولگرایان هم چمران و طلایی و خادم و شاید شیبانی وضع خوبی دارند. حمزه شکیب هم چون مشترک است در سه طرف اصولگرا، ممکن است بیاید بالا. در مورد لیست رایحه خوش خدمت هم من با خیلی از دوستانم اختلاف نظر دارم؛ چون معتقدم آنها نتوانسته اند خود را به احمدی نژاد منتسب کنند و لذا احتمالش کم نیست که با سر بخورند زمین. البته این تیپ پیش بینی ها را یک ماه پیش اصلا قبول نداشتم، در تحلیل مفصلی هم که در روزنامه نوشتم این را گفتم که یک لیست رأی می آورد. اما شرایط یک طور خاصی شده و آن حالت دو دوره قبلی بعید است اتفاق بیفتد. در نهایت احتمالا یک وضعیت ترکیبی و غیر یکدست بر شورای شهر بعدی تهران حکمفرماست.
اما برسیم به توصیه ها. من برخلاف آرش نمی گویم به کل لیست رأی ندهید. بی شک تعدادی از افراد لیست اصلاح طلبان نقاط ضعفی دارند، اما ائتلاف همین است. به قول یکی بالاخره هرچه باشند از رایحه خوش نفتی ها بهترند! ولی از شوخی گذشته، اصلا کار جمعی و حزبی و سیاسی چیزی جز تفاهم بر سر حداقل اشتراک ها نیست. برای همین توصیه اولم این است که به 15 نفر اصلاح طلبان رأی بدهید، لااقل به خاطر گل روی اینهایی که به نفع ائتلاف کنار رفته اند. اما باز اگر دلتان نمی آید یا به فامیلی دوستی کسی هم وعده رأی داده اید، این ترتیب را برای اولویت رأی دادن پیشنهاد می کنم: نجفی، مسجدجامعی، ابتکار، نوری، حناچی، شهاب طباطبایی، ساعی، تقی زاده خامسی. اینها را حتما بدهید. بقیه را هم با این اولویت ها: تقوی نژاد، حبیب زاده، دوستی، نوذرپور، میرزا ابوطالبی، کریمی و الهه راستگو.
برای همه بخشهای این اولویت بندی نمی رسم استدلال کنم. اما خداوکیلی بی حساب ننوشته ام. به اطلاعات و شناختم اعتماد کنید! اما برای چند مورد خاص از هشت تای اول، چند نکته خاص را می گویم که ترغیب شوید به رأی دادن با خیال راحت. سه تای اول که بحث ندارد؛ رأی به آنها رأی به خاتمی و اصلاحات است و هرکدام هم به قدر کافی معروفیت و سابقه مثبت و تجربه دارند. خانم نوری را جز به اسم نمی شناختم، اما واقعا در همین برخوردها شیفته شخصیت اش شدم. بین زن بودن و مدیر بودن و خوش اخلاق بودن جمع کرده است؛ که من هر سه تای اینها را با هم یکجا در کسی جمع ندیده بودم. پیروز حناچی شاید تو دل برو نباشد، اما واقعا آدم کارشناس و متخصصی است. از آنهایی است که حضورش در شورا برای جلو بردن مسائل بخشهای مسکن و عمرانی و معماری شهر خیلی مفید است. شهاب را یک قدری بچه هایی که برایش کار کردند، به نظرم خوب معرفی نکردند. شهاب الان دیگر خودش نیست؛ نماد جوان گرایی در اصلاح طلبان است، نماد توجه و سهم و نقش دادن به NGO هاست و از این لحاظ رأی آوردن بیشتر او معناهای اجتماعی و سیاسی مهمی می تواند داشته باشد. در مورد هادی ساعی هم گاهی یک سوء تفاهمی می شود که ورزشکار به چه درد شورا می خورد و این استفاده ابزاری است؛ اتفاقا به نظر من از این باید استقبال کرد که اصلاح طلب ها هم پذیرفته اند که باید از گروههای مختلف اجتماعی به خودشان راه بدهند و حلقه بسته شان را باز کنند. کاش اگر دو نفر از این لیست بیاورند، شهاب و ساعی باشند تا بعضی پیر و پاتال های اصلاح طلب بفهمند که دوره شان دیگر تمام شده. و اما تقی زاده خامسی را هم توصیه می کنم، به خاطر تجارب زیادی که در کارهای شهری و شهرداری دارد، به خاطر اینکه معاون کرباسچی بوده و به خاطر قدرت اجرایی بالایی که با چشم خودم دیدم دارد. لامصب اینقدر دقیق و برنامه ریزی شده کار می کند که وقتی پوسترهای ائتلاف تازه داشت طراحی می شد، پوسترهای او از زیر چاپ درآمده بود!! موسس فروشگاه شهروند بودن و N تا پروژه شهری دیگر یک شخصیت بلدوزری اجرایی از او ساخته است با کلی تجربه در شهرداری. این بود افاضات بنده درباره انتخابات شورای تهران.
درباره انتخابات میان دوره ای مجلس در تهران هم تا امروز خبر از هیچ اصلاح طلبی غیر از سهیلا جلودارزاده ندارم که به او حتما رأی می دهم. اما تهران دو تا نماینده می خواهد؛ ببینیم نام اصلاح طلب دیگری مطرح می شود تا جمعه یا نه. اگر چیزی شنیدم می نویسم.
و اما خبرگان. حرف آقای اسلامی کاملا صحیح است. هیچ وجه موجهی برای شرکت در انتخابات خبرگان وجود ندارد. همانطور که دکتر معین گفته بود خبرگان مربوط به صنف روحانیت است و ربطی به مردم ندارد. جرأتی هم برای نظارت واقعی بر رهبر ندارند. حتی چندان بد و بدتر را هم در آن نمی توان از هم جدا کرد. من هم قصد شرکت نداشتم و ندارم، شخصا دوست هم داشتم که اصلاح طلبان خبرگان را تحریم کنند تا هم یک وزن کشی واقعی انجام دهند و هم حال طرف مقابل را بگیرند. اما آنها که نکردند، و من هم با آنکه هنوز نمی خواهم در خبرگان رأی بدهم اما بعید نیست روز جمعه تصمیم بگیرم رأی بدهم؛ فقط و فقط از ترس اینکه رأی رفسنجانی خیلی کم شود یا مصباح رتبه بالایی بیاورد و بدبخت تر شویم! اما اگر هم رأی دادم، نه به 16 تای اعتماد ملی در تهران می دهم و نه به 12 تای کارگزاران. فقط به همان پنج تای اصلاح طلبان رأی می دهم که لااقل بعد از رأی دادن به خودم فحش ندهم: توسلی، هاشمی رفسنجانی، روحانی، هاشم زاده هریسی و موسوی تبریزی. و تا صبح هم دعا می کنم که مصباح رأی نیاورد!
دو تا خبر هم بدهم، برای رسیدن به یک توصیه. شش نفر با نام فامیل نجفی ثبت نام کرده اند که رأی دکتر نجفی را بشکنند. یک نفر هم به نام احمد جامعی ثبت نام کرده و نامرد برداشته شهرتش را هم نوشته: مسجد جامعی! با توجه به این نامردی ها و تعداد بالای نامزدهای شوراها، حتما به همه توصیه کنید اسمها را کامل بنویسند و کد چهار رقمی انتخاباتی را هم بنویسند که رأیشان دزدیده نشود.