۲۰ اسفند
برادر سیدآبادی از هنر کیهانیان در پردازش خیالبافی های امنیتی فرموده اند و خواهر سمیه هم گفته اند: «شريعتمداري از انگ زدن خسته نمي شود. چرا كمي وجدان، اين بنده خدا را قلقلك نمي دهد. چقدر يك نفر مي تواند در برابر وجدان خودش مقاوم باشد. شايد نياز باشد به عنوان سمبل مقاومت در يكي از سمينارهايي كه برگزار مي كنند، به خودش جايزه بدهد.»
عرض بنده این است که آن چیزی که شما ازش صحبت می کنید، «نفس خبیث کیهون» است و انتظار معجزه از آن نداشته باشید. می دانیم که چند وقتی است کیهانیان روی دور پاچه گیری افتاده اند و کاری اش هم نمی شود کرد. تأسف، حرص، حسرت، افسوس، غصه، همه اینها را می شود خورد. اما هیچکدام از اینها وجدان کیهان را نمی تواند بیدار کند. نه اینکه خود را به خواب زده باشد؛ اصلا وجدانی در ساختمان این روزنامه یافت نمی شود. (برره که یادتان هست. شیرفرهاد وجدان داشت که خواب بود، اما کیوون اصلا وجدان نداشته بید!) تنها چیزی که هست نفس خبیثی است که شایانفر و شریعتمداری روح نهفته آنند.
جالب است. نوشته های ستون ویژه کیهان به هذیان گویی های آن ساواکی دیوانه سریال امسال تلویزیون در دهه فجر می ماند که پس از ضرب و شتم متهمان مدام فحش های آن رژیم مانند کمونیست و مرتجع و کلمات قلمبه سلمبه را به هم ربط می داد و تکرار می کرد و بعد با سادگی تمام از طرف می پرسید: راستی، میتونی به من بگی توده ای با کمونیست چه فرقی می کنه؟!!