۳۰ فروردین
دعواي اخير روزنامه هاي كيهان و اعتماد ملي كه نقطه اوج پاچه گيري هاي روزنامه توپخانه از فعالان اصلاح طلب و زنان و سايت هاي خبري و غيره در دو سه ماه اخير بود، ظاهرا نشانه زنده شدن روحيه جنگ جويي در اين روزنامه دولتي بود. اما من تصور مي كنم در واقع نوع نوشته ها و پاسخ هاي كيهان و خصوصا يادداشت آخر اين روزنامه بيشتر از آنكه نشانه جري شدن بيشتر كيهانيان باشد، نشانه ته كشيدن كامل مايه هاي موجه انتقادي و به اوج رساندن الگوي "آسمون ريسمون بافتن" براي متهم كردن طرف هاي دعواي خود است. منظورم اين نيست كه حرفهاي كيهان قبلا منطقي بوده؛ منظورم اين است كه قبلا لااقل كيهان سعي مي كرد ادعاهاي غالبا كذب خود را در قالب افشاي محتويات يك جلسه يا موشكافي همراه با تحريف سخنان يك فرد بيان كند. اما مدلي كه تصور مي كنم اولين بار در يادداشت "شبكه عنكبوت" در سه سال پيش تجربه شد، اكنون به شكل مفتضحي در پيش گرفته شده و كيهان كيهانيان به افرادي ماليخوليايي شبيه كرده است كه واقعا جز پرت و پلا نمي گويند. همين دو يادداشت آخر عليه اعتماد ملي را ببينيد؛ در اولي كريم زاده صهيونيست است و كروبي بايد مراقب باشد اعتماد ملي به خاطر صهيونيست ها از خط امام منحرف نشود، در دومي كريم زاده هنرمند فريب خورده اي است كه اكنون توسط گردانندگان دسيسه گر اعتماد ملي دارد بازي مي خورد و خودش نمي خواهد اينطور باشد!!
كيهان قبلا اينطور نبود. لااقل يك واقعيتي را پيدا مي كرد، بعد نود درجه آن را تحريف مي كرد و شصت درجه هم به آن دروغ مي افزود و سي درجه را هم براي قضاوت خواننده باز مي گذاشت تا خواننده كيهان دوست لااقل اين سي درصد را باور كند. اما انصافا الان يكسره پرت و پلا مي نويسد. براي اينكه به اوج رسيدن همنشيني دروغ و تحريف و پرت و پلا را در كيهان ببينيد، دعوت مي كنم يادداشت خواندني حسين باستاني را كه در پاسخ به اتهامات كيهان عليه روزآنلاين نوشته شده، بخوانيد تا ببينيد ماجرا چقدر فجيع و افتضاح شده.