ايلنا: شكرالله عطارزاده، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم،گفت: تحقيقات يك نماينده زن مجلس هفتم نشان ميدهد علت حملات و تاخت و تازهاي خانم رايس به مقامات ايراني، به شكست وي در رابطه عشقي با يك جوان ايراني مربوط است.
به گزارش خبرنگار پارلماني"ايلنا"، نماينده بوشهر در جمع خبرنگاران پارلماني گفت: يكي از خانم هاي نماينده مجلس هفتم تحقيقاتي را در خصوص علت رفتارهاي نامناسب و موضعگيريهاي كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا با مقامات مسوولين ايراني انجام داده كه طي آن مشخص شده است؛ خانم رايس در زمان دانشجويي خود در دانشگاه با يك جوان قزويني ارتباط عشقي داشت كه با ناكامي مواجه شده بود .
عطار زاده افزود: خانم رايس جواب دهد علت ناكامي در اين ارتباط چه بوده و چرا با مردم ايران لجبازي مي كند .
عضو فراكسيون اصول گرايان مجلس هفتم خاطرنشان كرد: اگر خانم رايس در اين قضيه به نوعي آسيب روحي ديدهاند ما حاضريم در دادگاه صالحه، در مورد اين مسئله، رفع مشكل كنيم .
عطارزاده از افشاي نام نماينده زني كه چنين تحقيقي را انجام داده است خودداري كرد .
خدا بعد از اين را رحم كند!
يك پيشنهاد آمده، پيشنهادهاي متعدد مشابهي هم بوده، براي تشكيل حلقه يا گروه يا شبكه يا انجمني از وبلاگهاي حامي اصلاحات يا دموكراسي و حقوق بشر يا چيزي شبيه به اينها. جزيياتش قابل بحث است، اما بد نيست در مورد اصلش نظرخواهي كنيم. طبيعتا ايده اصلي چنين پيشنهاد و ماده خام چنان حلقهاي، همين حلقه چند صد وبلاگي است كه به طرفداري از دكتر معين جمع شده بودند. توضيح بيشتر در مورد پيشنهاد را اينجا بخوانيد، اما خلاصهاش اين است:
« سلام الپر عزيز . چند روزي بود كه نميتونستم به وبلاگت بيام و واقعا نگران شده بودم . از دختر يكي از جهره هاي مشهور اصلاحات سئوال كردم و گفتن كه خبر ندارن ، به هرحال خوشحالم كه حالا ميتونم مطالب قشنگت رو ببينم . اين روزها بيشتر و بيشتر خودم رو با اصلاح طلبان و طرز فكرهاشون نزديك ميبينم و حرفهايي كه نوشتي واقعا به دلم نشست . اميدوارم يه حركت جالبي رو شروع كنين . اينكه بيايين و شما كه شناخته شده ترين انديشه اصلاحات در بين وبلاگنويسان هستيد يه گروه وبلاگ نويسان اصلاح طلب ايجاد كنيد . نميدونم همچي گروهي هست يا نه ، اما اگه بعد از اين با اتحاد بيشتر به فعاليت ادامه بديم فكر ميكنم اثر مثبتش بيشتر و بهتر خواهد بود . من خودم كه قبلا اصلا وارد سياست و اينجور چيزا نبودم اما از وقتي كه با طرز فكراصلاح طلبان از نزديك آشنا شدم نا خود آگاه به سمت سياست كشيده شدم و حالا ديگه دست و پامون گلي شده ، پس بايد تا آخر برم . پس لطفا رو پيشنهادم فكر كنيد و يك گروه وبلاگنويسي خيلي قوي درست كنين ، من هم اگه خدا بياد وارد گروهتون ميشم . البته منظورم مثل حركت سمبليك وبلاگهاي حامي معين نيست ، يك گروه قويتر كه مثل يك تشكل سياسي قوي عمل ميكنه . »
نظر شما چيست؟
تبريك به رئيس جمهور منتخب / راه ما، راه مقاومت
شايد براي بعضيها پذيرفتنش سخت باشد، اما به هرحال آقاي احمدي نژاد به هر شكلي كه شده، با آراي 17 ميليوني عنوان رياست جمهوري اسلامي را از آن خود كرد. بايد اين موفقيت را به او و ياران و همراهانش تبريك گفت. آنها، برخلاف تصور خيليها، توانستهاند خود را پس از شوك دوم خرداد به نحوي بازسازي كنند كه در سه انتخابات اخير، به طور متوالي پيروز ميدان باشند. مهم نيست كه اين نتيجه با دوپينگ بسيج و شوراي نگهبان و غيره بدست آمده باشد. آن هم بخشي از بازي است. در بازي، فقط و فقط نتيجه مهم است. بقيه را بايد - يا ناچاريم - چشمپوشي كنيم، فراموش كنيم. اگرچه احمدي نژاد و دوستانش نبايد فراموش كنند كه برد آنها در يك انتخابات سالم و آزادانه نبود، بدون اشكال و بري از تخلف و تقلب نبود... اما بايد گذشت. سكوت ميكنيم و ميگذريم.
شايد كمتر كسي باشد كه مثل من اينقدر در فعاليتهاي انتخاباتي غوطهور شده باشد، آن هم براي چند ماه، و از كار و زندگي هم افتاده باشد. اما خب طبيعت رقابت انتخاباتي است كه وقتي زنگ پايانش به صدا درميآيد، همهچيز از حرارت بيفتد و رخدادهاي دوران را نيز دود كند و به هوا بفرستد تا از آن جز نمايي از خاطره و انباني از تجربه باقي نماند. آيا ما اينقدر بر خود تسلط و در جاي خود مهارت داريم كه به سرعت به بازسازي جريان خود و پيروان انديشه خود بپردازيم، ضعفها را بشناسيم و ترميم كنيم و قوتها را دريابيم و تقويت كنيم و زود به وضع سالهاي برتري برگرديم؟
دعوا تمام شد. اين انتخابات با شكست اصلاح طلبان (و نه اصلاحات!) پايان يافت. صدها درس هم دارد براي كساني كه مشتاق شناخت و تحليل جامعه ايران و خصوصا رفتار انتخاباتي اين مردم هستند. نتايج واقعا غيرمنتظره بود و شوك آور. اصلا اين نتيجه قابل پيشبيني نبود. هركس اين ادعا را بكند، با عرض معذرت، خالي بسته. بايد نشست پاي آمار و تحليل و آناليز كرد اين اتفاق عجيب و بيسابقه را. هيچ وقت آمارهاي انتخاباتي ما اينچنين به دقت خبر از پايگاه اجتماعي احزاب و جريانهاي فكري و خاستگاههاي معرفتي، قوميتي، اقتصادي و اجتماعي گرايشهاي سياسي نميداد. خيلي بايد نشست و تحليل كرد بعد از اين...
شنيدم كه امروز سر كوچه ما شيريني ميدادهاند براي پيروزي آقاي احمدي نژاد. سر چهارراه استادمعين هم. در ميدان انقلاب هم گل ميدادهاند. جالب است اين عشق و علاقه مردمي كه با هزار اميد به چنين فردي رأي دادهاند، در مقابل گروهي كه با هراس و نفرت توأمان به او مينگرند. درست همين وضعيت، در دوم خرداد 76 هم بود. گروهي سرشار از خوف و هراس، و گروهي مملو از شور و اميد. آن چه شد؟ اين چه ميشود؟ دردناكترين چيز براي كسي كه مردم جامعهاش را دوست دارد (نه مانند اين كساني كه مدام مردم را سرزنش و طعن و لعن ميكنند) اين است كه اميد مردم نااميد شود.
آقاي احمدي نژاد! هش دار! مبادا اميد مردمي كه به تو اميد بستهاند را نااميد كني. مبادا از مقام «رابين هود اسلامي» به «يوگي» تنزل پيدا كني كه تنها «دوستان»ات را سوار سفينه كني و ديگر هيچ. تو نه ادعاي دموكراسي داشتي، نه ادعاي توسعه و نه پرداخت ماهانه پنجاه هزار تومان. آنها هم نه به قيافه تو رأي دادند و نه طرز صبت كردنت و نه به زيبايي كت و شلوارت و نه به خندهها و اداهايت. تو از خدمت به مردم گفتي و رسيدگي به حال محرومين و مبارزه با فساد اقتصادي؛ و 17 ميليون نفر به تو اميد بستند. اين جماعت من و امثال من نيستند كه اگر اميدشان نااميد شد يا رأي نياوردند يا هر بلايي سرشان آمد، به كار و زندگيشان ادامه دهند. نااميدي آنها از تو و دولت تو يعني بحران، يعني اعتياد، يعني خودكشي، يعني فروپاشي زندگيها و خانوادهها، يعني نااميدي از ديني كه از آن صحبت كردهاي و نظامي كه به آن منتسب شدهاي و آرمانهايي كه شعارش را دادهاي. به خاطر دين و مذهب و اعتقادت هم كه شده، به حرمت عدالت هم كه شده، بايد تلاش كني تا حقوق مسلم و مطالبات عقب افتاده و آرزوهاي فروخفته اين اقشار حاشيهنشين و به حاشيه رانده شده، تا حد ممكن برآورده شود. اين كاري كه اصلاح طلبان از آن غافل شدند، شما اصولگرايان چه ميكنيد؟
و اما اصلاح طلبان، و ديگران. بيش از 10 ميليون نفر در در دوم به رقيب تو رأي دادند. اگر چند ميليوني را كه در آن دوره به رقبا داده بودند و در اين دوره ندادند نيز اضافه كني، هماندازه آراي فعلي تو ميشود. انتظار بيجايي نيست كه تو رئيسجمهور آنها هم باشي. آنها چه ميخواستند؟ دموكراسي؛ حقوق بشر؛ توسعه. آنها همان چيزهايي را ميخواهند كه در برنامههاي تو و شايد اصلا در مرام تو نيست، و به همين خاطر تو را پوپوليست مينامند. پوپوليست، فحش نيست. بيادبانهاش ميشود عوامگرايي يا عوامفريبي. اگر از اين صفت بدت ميآيد، اينطور نباش. طوري حرف نزن و رفتار نكن كه اگر يك استاد دانشگاه مانند خودت ببيند و بشنود، سرزنشات كند. علميتر باش، امروزيتر باش، از نخبگان جامعه جدا نشود. اينها درخواست نيست. توصيه است، اگر نكردي هم نكردي! از ما گفتن بود، يا به قول شما بندگان خدا: و ما علي الرسول الا البلاغ...
رئيسجمهور عزيز! الان در آنسوي رأي دهندگاني كه دارند براي تو شادي ميكنند، چند ميليون نفر از ايرانيان هستند كه از آمدن تو نگراناند. ميترسند با آمدن تو ايران به ورطه جنگ با آمريكا كشانده شود. ميترسند كشور از لحاظ اقتصادي سقوط كند. ميترسند حجاب را بر دختران و زنان اين جامعه اجبار كني. ميترسند فرهنگ ريا و دورويي و قشريگري مذهبي را جايگزين پاكي و معنويت و دينداري حقيقي كني. ميترسند آزادي قلم و بيان و مطبوعات و تحزب را نقض كني. ميترسند فرهنگ سلامت و امنيت و صلح و دوستي ايراني و اسلامي را با فرهنگ خشونت و تندي و تعصب جاهلي آلوده كني. ميترسند نتواني آبروي ايران را در جهان حفظ كني. ميترسند دولت تو به حريم خصوصي و آزاديهاي اساسي جامعه تجاوز كند. ميترسند دولت در زمان تو، نه تنها مانع نقض آزاديها نباشد، كه همراه و مشوق هم باشد. ميترسند با رفتارهايت سنگينترين موج فرار مغزها در تاريخ ايران را سبب شوي. ميترسند نظاميان و متحجران را به دولت راه دهي. نظاميان را به عنوان مظهر خشونت و انجمن حجتيهايها را به عنوان مظهر تحجر در اطرافت ديدهاند و ميترسند. ميترسند آقاي احمدي نژاد! براي اينها چه جوابي داري؟!
همه ما بخواهيم يا نخواهيم، مجبوريم بپذيريم كه تو در سالهاي آينده رئيسجمهور ايران هستي. كاري كن كه چهار سال ديگر هم همين 17 ميليون نفر با رضايت به و رأي دهند. الان ذخيره ارزي ما در بيشترين رقم تاكنون است. قيمت نفت ديگر از اين بيشتر نميشود. قدرت يك كاسه در دست همفكران توست. تمام اختيارات يك دولت در دست توست و آراي پراميد مردم پشتوانه راهت. ديگر هيچ بهانهاي پذيرفته نيست. ببينيم چه ميكني!
ما تو را زير ذرهبين رصد خواهيم كرد. به نقد خواهيم كشيد. محاكمه خواهيم كرد. خطاهايت را تذكر خواهيم داد و خوبيهايت را خواهيم آموخت. مردمي بودن راحت نيست رفيق، دردسر دارد!
* * *
و اما ما!
ما ادامه ميدهيم. اتفاق مهمي نيفتاده است كه مانع ادامه كار ما باشد. ما به آزادي و حقوق بشر اعتقاد داشتيم، هنوز هم داريم. براي رسيدن به وضعيتي دموكراتيكتر مبارزه ميكرديم، باز هم ادامه ميدهيم. اميدوارم كسي مانع ادامه فعاليت نيروهايي كه در اين انتخابات حامي دكتر معين بودند، نشود. اگر هم ما محكم بايستيم، كسي نميتواند مانع شود.
اولين اولويت بعد از اين، ارزيابي تحليلي انتخاباتي است كه پشت سر گذاشتهايم. كار يكي دو جمله هم نيست، زياد كار دارد. بعد بايد ديد كه چه ميشود كرد. اين انتخابات يك تحول جدي را در جبهه اصلاح طلبان پيشرو موجب خواهد شد. يك تحول عميق رفتاري و نگرشي، شايد هم كمي خانهتكاني. ما اقليت شدهايم. بايد اين بپذيريم، البته بايد حقوقمان را هم نقض نكنند. اين انتخابات فرصتهاي زيادي را براي ما ايجاد كرد، و اين نتيجه به اعتقاد من فرصتهاي بيشتر و بهتري را براي ما به ارمان ميآورد، اگر درست استفاده كنيم.
راه ما، راه مقاومت است. شرايطمان سختتر از وضعيت «نهضت مقاومت ملي» در روزهاي پس از كودتاي 28 مرداد نيست، كه خيلي بهتر است. ادامه خواهيم داد، البته اگر بگذارند. ادامه ميدهيم، حتي اگر نگذارند، يعني بخواهند كه نگذارند. نميتوانند. نميگذاريم. الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه...
وبلاگم را هم اين چند روزه تعطيل كردم تا چيزهايي را كه نميخواهم ننويسم و چيزهايي را كه نميخواهم پاك نكنم. الان هم بناي سانسور ندارم. همه نوشتههاي گذشته را باقي ميگذارم. خطر و دردسر احتمالياش را هم به جان ميخرم، كه البته اميدوارم بيشتر تخيل دوستان ما باشد تا واقعيت. ما به سعه صدر دولت آقاي احمدي نژاد بيش از اينها اميد بستهايم. به هرحال چيزي براي من عوض نشده است، الا باخت در انتخابات، درسهاي زيادي كه گرفتم و انبوهي از تجربههاي شيرين و تلخ... تا به بحث درباره انتخابات گذشته و افق آينده برسيم.
امروز «اقبال» توقيف شد. مثل هميشه: مرگ آزادي، مرگ آگاهي، مرگ انديشه، مرگ روزنامه. كار داشتم، نتوانستم براي عكس يادگاري بمانم. اما تنها روزنامهاي بود كه توقيف شد و برايش اشك ريختم. ياد آن روزها كه پيش شماره را درميآورديم، آن روزها كه بيهيچ امكاناتي كار ميكرديم. آن روزهاي شيرين ... چه كسي فكر ميكرد ما و بچههاي پرتلاش و بيادعاي تحريريه اقبال بتوانند تيراژ اين روزنامه را با دست خالي به 120 هزار و در اين اواخر 150 هزار عدد برسانند؟ اين را ديگر همه ميدانند. اين يك قاعده از آن بالاي بالاست، كه هيچ روزنامهاي در ايران نبايد بالاي 100 هزار برود، مگر اينكه گوش به فرمان باشد. اقبال گوش به فرمان نبود.
متن حكم
موضع وزارت ارشاد
اقبال شهيد شد، علي دهقان
عكسهاي منصور
عكسهاي رويتر
عكسهاي ديگر
صداي پاي فاشيسم بلندتر شد...
طبق آخرين آمارهاي اعلام شده توسط وزارت كشور، از 22 ميليون به ترتيب هاشمي، كروبي، احمدي نژاد، قاليباف و معين رأي آوردند. البته شوراي نگهبان نتايج 24 ميليون را اعلام كرده كه نتيجه هاشمي، احمدي نژاد، كروبي، معين است. بامزه اينجاست كه آراي كروبي از 24 ميليون شوراي نگهبان 3.600 هزار است، در حال كه از 22 تاي وزارت كشور 4 ميليون است!
آخرين اطلاعات غير رسمي هم كه دارم، شورا ميگويد من نتايج 28 ميليون را دارم كه احمدي نژاد دوم است، در حالي كه وزارت كشور ميگويد هنوز نتايج ده ميليون آراي آخر را ندارند. شوراي نگهبان قانونا حق اعلام ندارد، ولي آماري كه از تهران و اصفهان و مشهد آمده، حتي اگر كمي خطا هم داشته باشد، باز هيچ تحول جدياي را نشان نميدهد. حداكثر شايد همينطور كه گفتهاند جاي كروبي و احمدي نژاد عوض شود، كه بعيد است.
به هرحال، براي من مهم اين است كه دكتر معين شكست خورد. در كل كشور حداكثر به 5 ميليون برسد، كه نميرسد. قطعا به دور دوم نميرويم و در خوشبينانهترين حالت به رتبه سوم ميرسيم.
البته احتمال وقوع تقلب و تخلف زياد منتفي نيست. همين كه نتايج اينقدر متناقض است و سايتهاي ايلنا و ايسنا را با مشكل روبرو كردهاند و ... يك بوهايي ميدهد. اما خب به هرحال بعيد ميدانم تقلب گستردهاي صورت گرفته باشد. نتايج همين است.
فقط عجيبترين قسمت ماجرا اين است كه نتايج نظرسنجيها ايندر با نتايج انتخابات متفاوت شده است، خصوصا از لحاظ كروبي. يعني اينقدر مردم بعضي جاهاي ايران گرسنهاند؟! هرجا هم كروبي بالا رفته، آراي معين را خورده: كرمانشاه، خوزستان، بوشهر، لرستان...
از اين حرفها بگذريم. اخلاق شكست هم بايد داشت. بعضيها تا ديشب نتايج نگران كننده را ميشنيدند پرخاش ميكردند كه اين مشاركتيهاي فلان و آن تحريميهاي فلان و اين بسيجيهاي فلان و .... به نظرم مسخره است اين رفتارها. باخت عيب نيست، اينگونه چرخيدنهاي ساعتي عيب است.
ما به يكسري ايدهها و شعارها اعتقاد داشتهايم، تا اينجاي كار آمديم، بعد از اين هم چيزي عوض نشده است. بايد پس از اين، شبكه سراسري بسيج را كه توانست آراي احمدي نژاد را يكشبه بالا ببرد، بيشتر جدي بگيريم. امكان دورويي و فريبكاري را كه آراي زيادي را براي قاليباف خريد، دستكم نگيريم. و مهمتر از همه توجه كنيم كه شكاف ذهنيت و زندگي در بخشهاي مختلف ايران اينقدر زياد است كه يك عده لنگ دموكراسي و حقوق بشر اند و عدهاي ديگر لنگ پنجاه هزار تومان پول.
بعد از اين خيلي قدر خاتمي را خواهيم دانست. او توانست خواستههاي مردم چهارگوشه ايران را زير يك چتر جمع كند. هيچكس ديگري نتوانست چنين كاري بكند. قدر او را خواهيم دانست، چون توانست مردم حاشيهنشين را با شهرها همزبان كند. چون توانست بيست ميليون رأي از مردمي بگيرد كه الان ديگران در پنچ شش ميليون اش گير كردهاند. مطمئنم كه پس از اين بيشتر قدر او را خواهيم دانست.
بعد از اين خيلي بحثها خواهيم داشت، با كساني كه تصور ميكردند با نيامدن معين و تحريم انتخابات اتفاق مهمي ميافتد، كساني كه بحث داشتند بر سر اينكه آيا انداختن عكس خاتمي كنار معين آراي او را بالا ميبرد يا نه! كساني كه فكر ميكردند زنان، اقوام و مذاهب بيشترين آرا را براي معين خواهند ريخت، كساني كه حرف بعضي از ما را كه معين بايد براي اقشار پايين شهر و براي مذهبيها حرف براي گفتن داشته باشد محكوم ميكردند، كساني كه بلافاصله شروع به غر زدن سر اصلاح طلبان ميكنند، در حالي اگر شكستي بود براي همه حاميان معين است، كساني كه ...
شش ماه تلاش كرديم. پس از اين، مدتها بايد فكر كنيم. كار تشكيلاتي تمام نميشود. جرقه؟هاي بسياري در اين دوره خورده است كه نبايد از دست برود. ايدههاي مهمي مطرح شده است كه بايد پيگيري شود. نيروهاي خوبي جمع شدهاند كه نبايد پراكنده شوند. كار زياد داريم.
يك توصيه انسان دوستانه به همه رفقا دارم. بشنويد و باور نكنيد. تا فردا هرچي آمار از نتايج انتخابات شنيديد، يا بگذاريد به حساب بازيهاي وزارت كشوري ها كه حسابي در اين كار تجربه دارند، يا به حساب جنگ رواني ستادهاي نامزدها، و يا برداشتهاي به شدت نادقيق و رو به خطايي كه رخ ميدهد. مثلا درباره آمار بخشي از گيلان، جدول خبرگزاري مهر را با مال ايلنا مقايسه كنيد؛ اختلاف اين مدلي بعيد است.
كلا وزارت كشوري ها چون بايد بالاخره يك چيزي اعلام كنند تا از دست خبرنگاران و دوست و رفيقان خاص شوند، معمولا اينطوري سركار ميگذارند كه بخشي از آراي رسيده به دستشان را به نحوي جمع ميكنند كه همه گيج شوند! مثلا آخرين خبر تا الان اين است كه كروبي با 27 درصد نفر اول!! همه توي كف ماندهاند، در حالي كه دقت نميكنند اين رقم مربوط به 500 هزار نفر است. يا مثلا شما الان به نتايج سايت امروز و سايتهاي راست نگاه كنيد، هيچكدام هم دروغهاي فاحش نگفتهاند، اما از مشاهده آنها دو برداشت مختلف در مورد نتيجه انتخابات ميكنيد. اصلا اين خبرها را با اين خبرها مقايسه كنيد. ميبينيد اختلاف برداشت چقدر زياد است؟
تازه اين آمارها هيچ ارزش زيادي ندارد. چون مربوط به صندوقهاي سيار و آنهايي است كه كم رأي داشتهاند و زود تمام شدهاند. صندوقهاي شلوغ شهرهاي بزرگ هستند كه در اين بحبوحه تعيين كننده اند. آنها هم تا فردا ظهر سر اعلام نتايجشان بازي در خواهند آورد.
پس خلاصه پيشنهاد من اين است كه همين الان كه من ميخواهم بخوابم، شما هم اگر در ايران هستيد بخوابيد و اگر در خارج هستيد يك نفس عميق بكشيد و سراغ كارتان برويد. تا حداكثر 12 ساعت ديگر، همهچيز مشخص است. و من اميدوارم كه معين نفر اول ليست دور دوم باشد، اگرچه خيلي معلوم نيست!
:: اگر هنوز نرفته اید رای بدهید و فردا یک وقت دیدید احمدی نژاد رئیس جمهور شد، می توانید سرتان را به دیوار بکوبید.
:: اگر هم معین در دور اول رای آورد، مطمئن باشید که یک معجزه رخ داده است.
:: به هرحال فعلا آمارهای خوبی درباره معین می رسد، اما خیلی مطمئن نیست. باید دید...
:: از دو سه ساعت پیش در ستاد دکتر معین نشسته ام. آمارهای متعدد ولی ضد و نقیضی می آید که غالبا نشان می دهد معین در شهرها با نامزدهای مختلف در حال رقابت است. در بعضی جاها مثل اصفهان و جنوب و جنوب غرب و جنوب شرق تهران با احمدی نژاد، و در جاهایی مثل شمال تهران با هاشمی. در استان های قومیتی و سنی طبق پیش بینی جلو هستیم ولی در اصفهان و قم و کرمان محمود و احمدی نژاد و هاشمی جلو هستند. صندوق های مرکز تهران، هرچه آمده مال معین بوده. در گیلان و لرستان و ایلام و کرمانشاه معین جلو افتاده است.
:: ولی هیچکدام از اینها دقیق نیست، تا وقتی که جمع زده نشود. احتمالا تا ساعات بعد نتایج تقریبا نهایی مشخص خواهد شد.
:: خیلی ها از حالا دارند پیروزی معین را با SMS تبریک می گویند. ولی هنوز مشخص نیست در نهایت چه خواهد شد. حدس من همان است که گفتم: صعود معین و هاشمی به دور دوم، معین هم نفر اول لیست. مشارکت مردم هم بالای 65 درصد.
:: تا ظهر روز انتخابات، مشاركت مردم خوب بوده. حدسم اينه كه بالاي 65 درصد مشاركت ميكنن. آراي معين در بعضي از مناطق شهر مثل شهرك غرب خيلي خوبه. مشاركت هم بالاست.
:: بسيج داره به طور سازماندهي شده براي احمدي نژاد كار ميكنه. آراي جناب شهردار توي تهران بالا ميره. قاليباف قافيه رو باخته.
:: خيلي پخشه آرا. احتمالا در بخشهاي مختلف تهران نفرات مختلفي رأي بياورند.
برشهايي نامنظم از ذهنم در ساعات مانده به انتخابات
:: آخرين شب است، قبل از روزي كه از هر جهت حساب كنيم، بخش مهمي از سرنوشت آينده را تعيين ميكند. ساعت سه نيمهشب است. خوابم نميبرد. حسم چيزي بين اضطراب و نگراني و اميد و انتظار و آسودگي است. پس از ماهها كار بيوقفه، امروز را فقط بايد نگاه كنيم. نگريستن، همخانواده نگران بودن. چشمانتظار بودن...
:: سؤالهاي خوبي است كه مردم را به سمت رفع آخرين ترديدها در انتخابشان هدايت ميكند: علم بهتر است يا ثروت؟ صلح بهتر است يا جنگ؟ كار تيمي بهتر است يا كار فردي؟ اگر كسي واقعا به پاسخ مشتركي در اين جوابها برسد، روز انتخاب دكتر معين ترديد نميكند. در نظرسنجي سايت نسيم هم بيش از سه چهارم افراد به علم، صلح و كار تيمي (يعني به معين) رأي داده بودند.
:: حسين درخشان سرسخت هم پذيرفت كه فضا دارد عوض ميشود. چه جوگير هم شده، گفته: منتظر تكرار دوم خرداد باشيد! شايد اگر يك بار ديدگاهش در وبلاگ واقع بينانه باشد، الان است. آن هم به خاطر اينكه در ايران است و دارد جامعه ايران را از نزديك ميبيند. البته امروز به خودش هم گفتم، يكي طلبش. آمده بود در ميدان هفت تير با رويي قراتر از سنگ پاي قزوين ميگفت من اينقدرها هم طرفدار معين نيستم، به هركي دوست داريد رأي بدهيد. يكي نبود بهش بگويد اگر معين نبود، تو آن روز در ميدان هفت تير در بين خيل مشتاقانت بودي يا در آن طرف آبهاي نيلگون، يا شايد هم در زندان!!
:: ميرزا پيكوفسكي همان حسي را دارد كه من دارم. نوشته است به معين به خاطر حاميانش رأي نميدهد، به خاطر خودش رأي ميدهد. اين حرف را من با جرأت و جسارت بيشتري ميتوانم بزنم. معين را هركس از نزديك ببيند، شيفتهاش ميشود. منظورم از شيفتگي، آن حسي كه نسبت به خاتمي داشتيم نيست. محبوبه هم خاتمي را ديده بود، هم معين را و هم خيليهاي ديگر را. تا قبل از سفر كرمانشاه و ايلام هم كه همراه معين رفت، مدام ميگفت من بهش رأي ميدهم اما كاش يك كم بهتر حرف بزند و كاش كمي خوشتيپتر بود و ولي زورم ميآيد كه بالاخره باز به يك اصلاح طلب رأي بدهم و كاش... اما محبوبه با معين به يك سفر دو سه روزه رفت و حتي نتوانست تحمل كند تا برگردد. از همانجا تماس گرفت و گفت: علي باور نميكردم چنين مرد نازنيني باشد!
:: در اين يك ماه گذشته، فكر نكنم هيچ باري وقت شده بود اينقدر پيوسته پشت كامپيوتر بنشينم و وبگردي كنم. چه حالي دارد ميدهد!! كلي از خاطرات گذشته زنده شد. وبگردي هم عالمي دارد، ولو از نوع سياسي و انتخاباتياش. وحشتناك است كه آدم به زور وقت كند روزنامهها را تورق كند و به اينترنت هم به قدر كافي نرسد. كاش هميشه سرخلوت بمانيم!
:: دگرگون ميشوم هر وقت به راهي كه از سال پيش تا امروز طي كرديم، فكر ميكنم. استارت «نسيم» را در مرداد سال گذشته زديم: يازده ماه پيش! آن موقع در خيالم هم نميگنجيد كه يك روزي در ميدان انقلاب يك نسيمي جلويم را بگيرد تا به زور به من تراكت بدهد و قانعم كند كه در انتخابات به معين رأي دهم. گفتم من با شما هستم، اما باز به زور ميخواست تراكت به من بدهد. آخر با اين جمله خودم را خلاص كردم كه: من كه به معين رأي ميدم، تراكت رو حروم نكن و به يكي ديگه بده!
:: در اين دو سه ماه آخر فعاليت انتخاباتي، تازه فهميدم اصلاحات چرا شكست خورد. به خاطر بيعرضهگي چه كساني. به خاطر بيلياقتي چه افرادي. به خاطر چه روابط و سيستمهايي. اما من خيلي بيشتر از اين ديگران به خودم حق ميدهم كه با جان و دل بگويم: بايد همين اصلاحطلبها را به هر شكلي كه شده تحمل كرد!
:: اين جمله لعنتي «چه خبر؟» هم حسابي اعصاب آدم را خورد ميكند. آن هم وقتي در روزهاي اوج خبرهاي بي سر و ته باشي كه معلوم نيست كدامش دروغ و كدام راست است، وقت و امكان تحقيق و بررسي هم نداري. آن هم وقتي اين سؤال را كساني بپرسند كه خودشان هرجايشان به يك منبع خبر وصل است، آن وقت از من ميپرسند چه خبر! والله به خدا. امروز وارد ستاد كه شدم، از صدر تا ذيل همه ميپرسيدند چه خبر! طرف خودش اندِ خبر است، يا مسئول خبري فلانجاست، يا مركز تبادل اخبار است... ولي خب هرقدر سؤال مزخرف است، جواب راحت است: هيچ! خبرها دست شماست!! [يه چيز تو مايههاي دمت گرم!]
:: اصولا نظرسنجيهاي دو سه شب مانده به انتخابات، حتي اگر به علميترين شيوهها هم اخذ شده باشند، ديگر اعتبار جدي ندارند. شبي تحولات را نه، ولي باز مثل قبل ميتوانند جهت تحولات را نشان دهند. جهتي كه تقريبا همه نظرسنجيها و همچنين حرف و حديثها نشان ميدهند، رشد ماكزيمم براي معين، رشد آرا براي احمدي نژاد، كاهش آراي قاليباف و كمي كاهش براي هاشمي است. چه شود، مثلا اگر معين با احمدي نژاد بروند دور دوم!!
:: نميدانم بخشي از كدام دعاي مذهبي و اسلامي است، كه ميگويد: اللهم اشغل الظالمين بالظالمين! يعني خدايا ظالمان را با ظالمان مشغول كن (تا ما راحت باشيم!) حالا خدا وافعا در اين ماهها كمكمان كرد و هنوز هم ميكند. همين كه هاشمي و راست اينقدر به جان هم افتاده بودند كه تا وقتي معين به نفر دوم ليست نرسيد، باور نكردند كه او جدي است. بعد هم كه با بياثرترين و بيمزهترين شيوهها به تخريب و آزار دكتر معين و هوادارانش پرداختند كه نتيجهاش هم برعكس بوده ظاهرا.
:: باتريام دارد تمام ميشود. فردا را با آرامش خواهم بود در بيرون، و احيانا اضطراب در درون. حالا تا فردا...
دكتر معين! برايت فقط تا سه و نيم صبح پوستر نچسبانده بودم كه امشب چسباندم. الان سرتاپا سريشم! آمدهام پاي كامپيوتر تا بنويسم اگر رأي نياوردي ديگر مشكل از خودت بوده. ما كارمان را كردهايم!ضمنا رفقا، من را با نظرسنجي مظرسنجي هم بازي ندهيد. من فقط وقتي خبر پيروزي را بشنوم، باور ميكنم. بقيه حرفها را هم اينجا گفتهام.
به اميد و در انتظار خبر پيروزي.
اگر برنامهاي كه براي فردا داريم، درست و طبق برنامه انجام شود، واقعا تعبير «جنبش» در مورد آن صدق ميكند. همزمان در 20 ميدان تهران و ميادين اصلي شهرهاي ديگر، نخبگان و انديشمندان و فعالان سياسي و اجتماعي و روزنامهنگاران و ... و مهمتر از همه جوانان حامي دكتر معين در ستاد نسيم و ديگر ستادهاي محلي و پيراموني جمع ميشوند تا آخرين حرفها را با مردم كوچه و خيابان بزنند و به يك تعبير اتمام حجت كنند.
آخرين روز است و همه هستند، از هاشم صباغيان و غلامعباس توسلي گرفته تا بهزاد نبوي و خداياري، از محمد قوچاني و رضا تاجيك تا شادي صدر و مسيح علي نژاد، از شهلا شركت و ژيلا بني يعقوب تا حسين نصيري و شكوري راد. حتي حسين درخشان هم به ايران آمده تا در آخرين تلاشها براي معين حضور داشته باشد. سعيد رضوي فقيه هم آمده، خيليهاي ديگر را هم سراغ دارم كه اين شبها كار و زندگي را رها كردهاند و مشغول تبليغ خياباني براي معين شدهاند. به قول جلايي پور: بوي دوم خرداد ميآيد... دوم خرداد كه نه، اما چيزي از جنس آن، ولو با حرارت كمتر!
اين از چهارشنبه. فردا هم ميگذرد و همه كساني كه براي انتخاب معين در اين ماهها و روزهاي گذشته كار كردهاند، نفسي ميكشند. اما ايده قرار وبلاگي پنجشنبه از آنجا آمد كه هيچ كار تبليغي در روز 5شنبه نميشد كرد، لذا بيكار بوديم! گفتيم چه كنيم... يك قرار وبلاگي بگذاريم. هم همديگر را ميبينيم، هم انرژيمان انباشت نميشود. مشكل قانوني و اينها هم ندارد. چون گذاشتن قرار وبلاگي حق وبلاگنويسان است، تجمع هم نيست چون بار سياسي و تبليغاتي ندارد. حتي اگر بحثهاي سياسي و اجتماعي هم در گفت و گوهاي چند نفره پنجشنبه شكل بگيرد، احتمالا بيشتر درباره دغدغههاي اينترنتي بچهها (مثل فيلترينگ و ...) خواهد بود تا بحثهاي سياسي.
شب انتخابات، قرار وبلاگي. كار جالبي خواهد شد به نظرم. قرار ساعت 6 است، در ميدان وسط پارك لاله، دور حوض. اگر تهران هستيد، بياييد. بد نميگذرد.
حضور در ميادين، همايش سه شنبه، برنامه سراسري چهارشنبه
اين toolbar كه براي حلقه وبلاگهاي حامي معين ساخته شده، هرچند يك كم دير شده، اما كار بسيار زيبايي است. به نظرم دوستان بگذارند، قشنگ است. ضمنا، مسئول مربوطه! اين سيصد تا وبلاگ votemoin.com رو هم به ليست اين بلاگرول اضافه كنيد لطفا.
برنامه فعاليتهاي ستاد نسيم در روزهاي آينده مشخص شد.
علاوه بر فعاليتهاي ميداني صبح و عصر اعضاي ستاد نسيم و حركت تبليغي دانشآموزان از ميدان تجريش تا ميدان وليعصر كه در روز دوشنبه انجام خواهد شد، مهمترين فعاليت جمعي همه حاميان معين، شركت در گردهمايي بزرگ حاميان معين در زمين چمن دانشكده تربيت بدني دانشگاه تهران است كه اعضاي نسيم نيز در آن حضور فعال خواهند داشت. اين گردهمايي در ساعت 5 بعدازظهر روز سهشنبه برگزار ميشود و همه حاميان دكتر معين ميتوانند در آن شركت كنند.
اما امروز كليات برنامهريزي نهايي براي آخرين اقدام در آخرين روز ستاد نسيم و ديگر فعالان ستادهاي حامي دكتر معين نيز انجام شد كه به زودي نتايج آن اعلام خواهد شد. اين برنامه، در آخرين مهلت تبليغات انتخاباتي (چهارشنبه) و به صورت هماهنگ در بيست ميدان شهر تهران و ميادين اصلي شهرهاي سراسر كشور اجرا خواهد شد.
گفتني است برگزاركننده اين برنامه جوانان خواهند بود، اما ميهمانان و همه فعالان ستاد انتخاباتي و گروههاي حامي نيز در آن حضور خواهند داشت، تا از آخرين فرصت موجود، بهترين بهرهگيري انجام شود. اعضاي ستادهاي نسيم در سراسر كشور ميتوانند براي اطلاع از جزييان بيشتر با ستاد مركزي نسيم در تهران تماس برقرار كنند. كليه علاقهمندان و حاميان دكتر معين نيز ميتوانند در گردهمايي حاميان در روز سهشنبه، براي شركت در اين برنامه سراسري ثبت نام و اعلام آمادگي كنند.
موفق شديد، چون محكم بوديد و پاي كار. آفرين! پرستو، معصومه، ساناز، فاطمه، آزاده، بقيه، همگي خسته نباشيد!
يادتان هست سه شنبه در روزنامه پرسيدم اگر راهتان دادند چي؟ جوابتان چي، يادتان هست؟ و من قبول نداشتم كه ميگفتيد محال است راهتان بدهند. حالا ديديد آن «فرصتي» كه من از اول ميگفتم در انتخابات فراهم ميشود يعني چه؟ نظام مجبور است ژست دموكراتيك بگيرد، حتي اگر ته دلش نخواهد. زرنگ، كسي است كه تا تنور داغ است نان را بچسباند.
شما برديد. چون برخلاف اپوزيسيونبازيهاي هميشگي بعضي از فعالان زنان، توانستيد «اعتراض براي اعتراض» را به «اعتراض براي نتيجه» تبديل كنيد. شما يك قدم به جلو رفتيد، و اين يعني پيروزي. فرشته قاضي هم كمي اشتباه ميكند، چون من و اكثر بچههايي كه امروز استاديوم آمدند، خبر داريم كه اگر تلاشهاي بعضي اعضاي ستاد معين نبود، امروز اين نتيجه را نميگرفتيم. به هرحال، مهم اين است كه نتيجه گرفته شد. سفت بچسبيد كه بازيهاي بعدي زيرش نزنند. يك راهش تضمين گرفتن از مهرعليزاده، هاشمي و كانديداهاي راست است. خبرنگار كه كم در جمعتان نيست، هفته بعد اين سؤال را از همهشان بپرسيد: آيا هنوز نيمي از آزادي حق ما هست؟!
- به معين رأي ميدهيم، تا اطلاع ثانوي!
- دو نظرسنجي جديد شنيدم كه دو بار روحيهام را انرژي بخشيدند. جدياش، نظرسنجي وزارت كشور بود كه محرمانه است! اما رشد خوبي را براي دكتر معين در سراسر كشور نشان ميدهد. تقريبا در همه استانها از قاليباف جلو زده و اگر درست يادم مانده باشد در هشت استان كشور در صدر قرار دارد. در بقيه استانها هاشمي اول است، غير از كهكيلويه كه كروبي اول است! قاليباف در هيچ استاني اول نيست. در اكثر استانها معين دوم است. در اكثر استانها مشاركت مردم حدود 50% است، كمتر و بيشتر. در استانهايي كه معين اخيرا سفر كرده، بياستثنا معين اول شده است.
- هم از ستاد هاشمي خبر رسيد، هم از ستاد قاليباف، هم از بعضي جاها، كه گويا معين را بيشتر از قبل جدي گرفتهاند. احتمالا به زودي تخريبها را شروع ميكنند.
- صد دليل خوب دارد رشد ميكند. اينجوري جلو برود، فكر كنم بايد همين روزها بكنيمش هزار دليل!!
- حاميان معين هم دارد خوب رشد ميكند. منتها اين خوبياش به اين است كه تا هرجا لازم باشد ميتواند برود پايين. عوارض هم ندارد!
-
- ملي- مذهبي ها و نهضت آزادي از معين حمايت كردند.
- اوضاع نظرسنجيها هم خوب است، هم رو به بهبودي است.
- خبرهايش رو نميشود، اما اين روزها ستادها به شدت به تخريب زيرزيركي همديگر مشغولاند.
- بيانيهاي كه نهضت و ملي مذهبي ها دادند همه را به تشكيل جبهه دموكراسي و حقوق بشر اميدوار كرد. آنها واقعا هيچ اختلاف مهمي با معين، مشاركت و حتي با سازمان ندارند.
- نه، اوضاع واقعا خوب است. به احتمال زياد كسي در دور اول رأي نميآورد و دو نفر به دور دوم ميروند... همهچيز خوب است، مگر اينكه كميته جنگ رواني ستاد قاليباف طرحهاي تازهاي داشته باشد. لامصبها تمام ستادشان افراد نظامي و امنيتياند. يك جا ديدهايد اسمشان را منتشر كنند؟!
- مگر وبلاگ من و وبلاگهاي شما چي از ديوارهاي شهر كم دارد كه رنگ و روي انتخاباتي به خود نگيرد؟!
- سه تا كد جديد در وبلاگ گذاشتهام براي نقل كردن: آيكون حمايت از دكتر معين، فلش حمايت از نسيم و «فيد خبري» اخبار انتخاباتي معين. همهچيز مشخص است و نبايد مشكلي وجود داشته باشد. اما باز اگر كسي مشكل فني دارد، در كامنت بگويد.
- متن ميثاق جوانان با دكتر معين چند روزي است كه براي امضا در سايت نسيم گذاشته شده است. اگر هنوز امضا نكردهايد بشتابيد. متن نهايي ميثاق را به صورت يك فايل تر و تميز PDF هم درآوردم تا دوستان شهرستاني كه هنوز از تهران تغذيه نشدهاند و ميخواهند مستقلا تكثير و تبليغ كنند، اين فايل را پرينت بگيرند و تكثير كنند.
- امير سايتي را درست كرده است با عنوان صد دليل براي رأي دادن به دكتر معين. سيستمش اينطور است كه هركسي كه به معين رأي ميدهد و دليلي براي اين كار دارد! دليلش را در اينجا ميگذارد. البته طبيعتا به خاطر اينكه بد و بيراه گذاشته نشود، دليلها يك مرحله accept شدن را منتظر ميمانند. برويد دليلتان را بنويسيد. فقط اينطور كه به من گفت كسي نميتواند بيش از يك دليل با يك ايميل بنويسد. لذا اگر دلايل زيادي براي اين كارتان داريد، ميتوانيد از ايميلهاي زيادتان استفاده كنيد!
- نيماي عصيان زحمت تهيه يك ليست بلاگرولينگي از وبلاگهاي طرفدار دكتر معين را كشيده است. جزيياتش را در اينجا بخوانيد و نام وبلاگ خودتان را با ارسال يك ايميل به Moein.Ring at gmail dot com به اين ليست اضافه كنيد. اين ليست در پايين سايت نسيم عينا نقل ميشود. فردا با رويداد و امروز و همه ايرانيان هم صحبت ميكنم كه نقل كنند. دكتر معين هم كه از سفر آمد، صحبت ميكنم كه اگر خواست اين ليست را در وبلاگش نقل كند! البته بايد قول بدهد كه بعدا اگر رئيسجمهور شد، ليست را بگذارد بماند!!
- دوستاني كه هي «به حق» غر ميزنند كه چرا خبر و متن انگليسي توليد نميكنيم. مخ زدهام كه از امروز، لااقل تا انتخابات، هر روز به همت ميرزا پيكوفسكي يك راپورت فارسي از ستاد نسيم را با ترجمه انگليسياش در «وبلاگ نسيم» نقل كنيم. نميدانم كجاها ميشود و مفيد است بهش لينك بدهند؛ آنها كه اهلش هستند لينكش را بفرستند. اگر كسي هم ايدهاي دارد درباره اينكه در اين نوشتههاي انگليسي به چه حرفها و نكتههايي اشاره شود، به ايميلم بفرستد.
- رفقا، الان ديگه وقت بحث با نخبهها نيست. ده روز مانده به انتخابات و من ديگر ترجيح ميدهم رأي راننده آژانس يا همسايهمان را براي معين بگيرم تا رأي يك همبحث روشنفكر را. در عين اينكه احترام رأي يك نخبه بيشتر از بقيه است، اما عدد آن برابر است!
- يك تكه فيلم تبليغاتي يك دقيقهاي هم پگاه آهنگراني از مراسم «پاسداشت آزادي» ساخته كه به محض اينكه به دستم برسد، در سايت نسيم ميگذارمش.
- نظرسنجيهاي خوبي در سايت نسيم گذاشته ميشود. شركت كنيد.
- آخ پشتم، واي كمرم!!
اين دو سه روزه بدجوري بيحس و حال بودم. هم روزهاي بعد از برنامه پاسداشت آزادي كه يك كمي زيادهروي كردم، حال جسميام خوب نبود و هم بيحوصله شده بودم. بهتر ميشود. به هرحال...
اوضاع خيلي خوب است. به قول يك دوست مسلمانتر از من، اوضاع خيلي دست ما نيست. خدا دارد كار را پيش ميبرد. نه اينكه فعاليتي انجام نشود، اما واقعا شتاب تحولات خارج از پيشبيني و انتظار است. من به صداقت دكتر معين و حاميانش اطمينان دارم، براي همين است كه اميدوارم.
در چند نظرسنجي تازه، نرخ رشد آراي دكتر معين از 60 تا 98 درصد بوده، در حالي كه كانديداهاي ديگر اكثرا ثابت ماندهاند و بعضا يا رشد كمي داشتهاند و يا حتي با كاهش آرا مواجه بودهاند. اينها همه در حالي است كه مشاركت عمومي هنوز چندان تكان نخورده، كه اگر بخورد بدون شك بخش عمده آن با دكتر معين است.
بخشهاي مختلف ستاد دكتر معين هم با آنكه مشكلات و تنگناهاي مالي زيادي دارند، با سرعت بالايي در حال گسترش و افزايش دامنه فعاليتهايشان هستند. اينچنين رشدي اصلا برايم قابل تصور نبوده. براي همين است كه باور ميكنم دست خدا در كار است!
در حالي كه ستاد دكتر معين هنوز نتوانسته حضوري جدي بر روي ديوارهاي شهر داشته باشد، كانديداهاي ديگر، خصوصا هاشمي و قاليباف و كروبي، شهر را كاغذ ديواري كردهاند. اين وضع تهران است، از شهرستانها خبر ندارم. بعيد است كه فرق زيادي داشته باشد. درباره هاشمي ميگفتد فقط از همين پوسترهاي سي در پنجاه تسبيح به دست، 28 ميليون تا زده است!!! يا قاليباف فقط يك ميليارد تومان تا امروز هزينه پرداخت شده تبليغاتي داشته است، غير از چكها و وعدهها. با اين حجم كاغذ ديواري مگر ميشود رقابت كرد!
اما من قائل نيستم كه كسي به اين چيزها نگاه ميكند. يك آمار وزارت كشور نشان ميدهد كه بيش از هفتاد درصد مردم از ماجراي رد و تأييد صلاحيت معين مطلع شدهاند. يعني او را شناختهاند. هيمن كافي است. من يقين دارم كه صداقت و سادگي معين و يارانش در چشم مردم ميماند. بعيد ميدانم كه كسي به پوسترهاي زياد و بيلبوردهاي دروغين رأي بدهد. كما اينكه آراي هاشمي در دو ماهه گذشته در هيچكدم از نظرسنجيهاي معتبر، تغيير چنداني نكرده است. اگر اينطور نبود كه بچههايشان اينهمه براي منصرف كردن معين از حضور در انتخابات تلاش نميكردند. يا اين بيلبورد قاليباف كه: «ايراني، ايراني، هميشه قهرماني!!» آيا جوانهاي اهل فوتبال باور ميكنند اين بازيها را؟ نميگويند نيروهاي همين قاليباف بودند كه يك سال پيش همين جوانهايي كه صورتشان را رنگ ميكردند، ميگرفتند و كتك ميزدند و ميبردند؟
مردم ايران داناي كل نيستند. اما آنقدرها هم كه بعضي از اين كانديداها تصور كردند، سادهلوح نيستند. واقعا معتقدم كه متوسط شعور ملت ايران از متوسط شعور حاكمانشان بالاتر است. براي هيمن است كه اميدوارم. وگرنه خودم هم خوب ميدانم كه ستاد دكتر معين و حاميانش چقدر نسبت به آنچه بايد باشد، ضعف دارند.
-----------------------------------------------------------------------
- پس از برگزاري موفق برنامه پاسداشت آزادي، مهمترين برنامه بعدي ستاد نسيم، حضور در ميادين شهر تهران است. ماجرا از اين قرار است كه گروهي از جوانان با كاورهاي يكدست قرمز رنگ (همانهايي كه در آزادي هم پوشيده بودند) در ميادين شهر حضور مييابند، به طور مستقيم با مردم گفتگو ميكنند و از آنها دعوت ميكند كه در انتخابات شركت كنند و به دكتر معين رأي دهند. حضور در اين كار خصوصا براي بچههايي كه اولين فعاليت جدي اجتماعي را تجربه ميكنند، به طرز عجيبي جذاب است. تعداد دارد زياد ميشود، بيشتر از برنامهريزي ما. احتمالا بعد از اين مجبور شويم ميدانها را بيشتر كنيم و الگوهاي جديدي را هم پياده كنيم. علاقهمند اگر بود، به ستاد بيايد يا زنگ بزند.
- هنوز حرفهايم در آن نامه سرگشاده درباره لزوم تلاش به نفع معين جدي است. هيچ چيز درباره نتيجه انتخابات معلوم نيست و كاملا ممكن است در دور اول هاشمي يا حتي زبانم لال قاليباف رأي بياورند و بدبخت شويم! بايد كار كرد، هركجا كه ممكن است، هرطور كه ممكن است...
- با اينكه ايده تبليغاتي زياد هست، اما هنوز دو هفته مانده و فرصت كار هست. از ايدههاي تبليغاتي خوب استقبال ميشود. بدون شك تشخيص خوب بودنش با ماست!
برنامه امروز ستاد نسيم در ميدان آزادي با عنوان «پاسداشت آزادي» بسيار بهتر از آنچه كه انتظار داشتيم برگزار شد.
از اين برنامه يك خاطره خوب، يك تجربه خوب، يك ذخيره خوب براي كارهاي بعدي و كلي اثر تبليغاتي مثبت برايمان و يك كمر درد و استخواندرد اساسي براي خود من باقي مانده است.
به جاي گزارش، لينكهاي مربوط را رديف ميكنم:
