روزمره


۵ بهمن:
چون الان شروع كردم يك چيزي در مورد اين ماجراي بازداشت آرش سيگارچي بنويسم، بگذاريد يك حرف دلم را اين گوشه پرت كنم. شايد من بيخودي به خودم مي‌گيرم، ولي بعضي‌ها خيلي نامردي مي‌كنند كه مي‌گويند فلاني‌هاي بد اصلاح‌طلب مشاركتي [اين هم فحش شده انگار!] باندي عمل مي‌كنند و فقط به فكر آزاد شدن رفقاي خودشان هستند و خيالشان هم نيست كه يك فرد مستقل [اصلا وجود دارد؟!] را بگيرند. خوش‌انصاف‌ها، من با همين نگاه كوته و محدود خودم. الان در آرشيو وبلاگم search كردم و ديدم نه براي حنيف كه مثلا من بايد نزديك‌ترين به او باشم، در زمان بازداشتش يك كلمه حتي نوشته‌ام، و نه براي مسعود قريشي و حتي فرشته قاضي. فقط خبر بازداشت اميد معماريان و روزبه ميرابراهيمي را دادم در نوشته‌هاي روزمره‌ام، آن‌هم به خاطر اينكه زودتر از خبرگزاري‌ها خبردار شدم و جنبه خبررساني داشت. اگر كسي ادعاي مخالف داريد، آرشيو نوشته‌ها و لينك‌هاي من دست‌نخورده است.
فقط همين، كه خيلي نامردي است كه آدم در اين بحبوحه‌هاي دردسر و التهاب [به قول خود آرش] بخواهد از ديگران و مخالفان فكري انتقام‌گيري سياسي كند. خيلي بي‌انصافيد...



نظرات شما: