پوشيده چه بگوييم، اول و آخر همين بوده‌ايم و هستيم! ...
 








۹ تیر:
الان در روزنامه جمهوريت در بين همكاران پخش و پلاي تحريريه نشسته‌ام. هوا بس ناجوانمردانه گرم است. اولين بار است كه سر كامپيوترها را اينقدر خلوت مي‌بينم. بعد از دادگاه اخير آقاي باقي صحبت‌ها از انتشار قطعي در هفته بعد است. شنبه يا يكشنبه‌اش معلوم نيست. اميدوارم ديگر ديرتر نشود چون فكر كنم ديگر معطلي بيشتر از اين را نمي‌كشيم.







۸ تیر:

يك نفر مست پيش مي‌آيد
كوزه در دست پيش مي‌آيد
عاشقي جرم‌نيست اي‌مردم
اتفاق است، پيش مي‌آيد!!
                                منبع







۶ تیر:








۶ تیر:
دوستان فرانسه، تسليت! تاريخ تمدن بر تاريخ روشنگري پيروز شد و محبوب مغرورتان حذف شد.







۵ تیر:
يك بررسي روانشناسي بايد انجام شود بر روي كاربران ايراني. به نظرم فيلترينگ به طور ويژه، بيشترين تأثير را بر روي اعصاب اينها مي‌گذارد؛ حتي بيشتر از آنكه ترافيك و گرما روي راننده‌هاي تاكسي
يكي يه مقاله بنويسه با عنوان: با فيلترينگ، روي اعصاب شما راه مي‌رويم!







۵ تیر:
بخت بعدي قهرماني، انگليس هم حذف شد. ديگه؟!
بازي‌هاي يك‌چهارم كلا خيلي خوب چيده شده و همه‌شون ديدني هستند. ولي من از حالا ديگه روي چك شرط مي‌بندم.







۳ تیر:
خسته‌ام از اين زمونه، صبح تا شب بيرون از خونه، چه وضعشه آخه، اين چه زندگي‌ايه خداااا







۳ تیر:
عجب بدشانس بود اين ايتاليا. تئوري توطئه؛ كجايي كه سوئد و دانمارك رو محكوم كني ...







۱۵ خرداد:
براي من كوتاه نوشتن خيلي سخته، ولي خب بايد تمرين كنم ديگه







۱۳ خرداد:
نمي‌دونم بريم تو مايه‌هاي افتتاح وبلاگ، يا هنوز يه ذره گير داره كار. فكر كنم از اون نوستالژي پرشين‌بلاگ نمي‌تونم خلاص شم







۱۳ خرداد:
اين هم دومين نوشته روزمره ما. روزمره نوشتن هم صفايي دارد. چيزي تو مايه‌هاي بي‌مسئوليت نوشتن. يا مثلا بي قيد و بند فحش دادن. يعني كه هر غلطي مي‌خواهي بكني و پيشاپيش هم به همه اعلام كني كه جدي نگيريد. حال ميده ها







۱۲ خرداد:
متن نوشته روزمره