پوشيده چه بگوييم، اول و آخر همين بوده‌ايم و هستيم! ...
 








۹ آذر:
يك جلسه‌اي دعوت شده بوديم كه بحث درباره انتخابات قرار بود باشه و از اين حرفها؛ مؤكدا پرسيده بوديم و اوكي گرفته بوديم كه شام هم ميدن! بعد فهميديم كه بابا ميتينگ انتخاباتي حاج آقا كروبيه و قرار بوده دانشجوهايي كه موافق شركت در انتخابات اند، جمع بشن و ببينن چه كنيم. يه رفيق از خدا بي‌خبر هم ما رو دعوت كرده بود... خلاصه، آخرين دانشجويي كه حرف زد من بودم كه فكر كنم بيشتر از همه هم حال دادم به كروبي و بزرگترهاش؛ بيچاره كروبي حسابي ناراحت شد. خودم هم حس كردم كه جو گرفته بود و خيلي تند حرف زدم! طوري كه آقاي ابطحي موقع شام بهم گفت تو مثل اينكه تا حالا طعم زندان و شلاق رو نچشيدي. گفتم خوشبختانه هنوز نه!

کار خوبی نکردی. مگر آدم موقع سخنرانی اینقدر از شنوندگان فاصله می‌گیرد که آزرده بشوند! حالا عیب ندارد آقای کروبی یادش می‌رود. اگر او نبود همه شما و سازمان و حزبتان را را می‌ریختند دریا.
2 # Azin :
!agha movazeb bash






۱۰ آذر:
امشب در حال بحث و گپ و چايي و وسط هياهوي تلويزيون يهو يه چيزي به گوشم خورد، فكر كنم توي اين خبرهاي شصت ثانيه‌اي كه پخش مي‌كنن. مي‌گفت نمي‌دونم كي‌كي‌ها به الجزيره اعتراض كردن كه چرا به تشيع و روحانيت توهين كرده. يه همچين چيزي







۱۰ آذر:
يك دوست خوب را كه چند وقتي نديده‌اي مي‌بيني، صحبت از اوركات مي‌ِود و قرار مي‌شود امشب add اش كني! يكي ديگر از خارج كشور مي‌آيد، قرار مي‌گذاريد و از همه چيز صحبت مي‌شود ازجمله اوركات. تو هم بودي؟ چطور تا حالا تو را نديده بودم! خلاصه براي شب و اوركات كلي برنامه چيده مي‌شود.
خيلي خب؛ تيترش شد اين: همه راهها به اوركات ختم مي‌شود!

1 # ميلاد :
راتسي يه چيزي كه بايد بگم اينه كه حدود همين مقداري كه قراره به بسيج برسه يكم بيشتر (حدود 500 مليون دلار ديگه ) علاوه بر 800 مليون دلار براي واردات بنزين از سوي كارشناسان وزارت نفت الزامي ديده شده كه همونطوري كه مي دوني فقط از يك مليارد و خرده اي دلار , فقط 800 مليونش تامين شده ئ زنگنه هم هشدار داده كه كشور دچار بحران جدي و اغتشاش واهد شد و مردم بايد چندين ساعت توي صف بنزين بايستند. عجيبه!350 ميليون دلار بسيج فكر نمي كنم به اندازه ي تصور هشدار زنگنه جدي باشه, نظرتون چيه؟
2 # ميلاد :
bazam eshtebaah paste kardam :(






۹ آذر:
به نظرتون با اين 350 ميليون دلار كه قراره از صتدوق ذخيره ارزي براي گردان‌هاي عاشورا و الزهراي بسيج ملاخور بشه، چند تا جوون رو ميشه فرستاد خونه بخت؟! بگيم، 300 ميليارد تومن، نفري هم دست بالا 2 ميليون براي عروسي و اجاره خونه و شروع زندگي. يعني دست‌كم مشكل 150 هزار نفر مي‌تونه حل بشه، در حالي كه با دادن اين به بسيج، همين اندازه هم بايد خرج كنن تا مشكلات حاصله رفع و رجوع بشه! بيچاره ما :(

1 # صدرالدين مشتاق ناييني :
بسمه تعالی.سلام الپر جان .خوش آمدی. یک شعر با حال برات کفتم که به زودی می فرستم.انصافا دیروز که خبر این تخصیص بودجه را خواندم حالم به هم خورد.
2 # milad :
الپر جان ۲ نکته:
با ۱۱۰ مليون دلار بي خودتر هم همين کار ها رو ميشه کرد.
من قبول دارم که بسيج خرج داره اما نه براي ۲ گردان به خصوص؛ بلکه براي کارهاي سازندگي و برگزاري مراسمات و چند وظيفه ي ديگر بسيج.
http://www.isna.ir/news/NewsCont.asp?id=427560&lang=P
۲-الپر عزيز فکر مي کني با ۴۵۰ مليارد دلار بودجه ي جنگي آمريکا چکارا ميشد کرد؟
با اون مي شد ۵ سال کشور پر خرجي مثل ايران رو تامين تامين کرد.
فکر مي کني اونها اشتباه مي کنن؟يا هدفشون اشتباه است؟
3 # ميلاد :
راتسي يه چيزي كه بايد بگم اينه كه حدود همين مقداري كه قراره به بسيج برسه يكم بيشتر (حدود 500 مليون دلار ديگه ) علاوه بر 800 مليون دلار براي واردات بنزين از سوي كارشناسان وزارت نفت الزامي ديده شده كه همونطوري كه مي دوني فقط از يك مليارد و خرده اي دلار , فقط 800 مليونش تامين شده ئ زنگنه هم هشدار داده كه كشور دچار بحران جدي و اغتشاش واهد شد و مردم بايد چندين ساعت توي صف بنزين بايستند. عجيبه!350 ميليون دلار بسيج فكر نمي كنم به اندازه ي تصور هشدار زنگنه جدي باشه, نظرتون چيه؟






۹ آذر:
مشترك مورد نظر، دختر نمي‌باشد. لطفا مجددا شماره‌گيري نفرماييد.
متشكرم!







۹ آذر:

اين نظم آهنين
ديوانه مي‌كند









۹ آذر:
دختره زنگ زده ميگه من پاي فواره جاويد اساطير زمين مونده‌ام. تو نمي‌دوني اين خانه دوست كه سهراب آدرس داده بود كجاست؟!







۹ آذر:
گفت اين هست...
ولي جان پدر هيچ مگو

قسم دادي كه مي‌آيي
چه مي‌گويي؟ كجاهايي؟!







۹ آذر:
ميگم پايه‌اي واسه معين كار كنيم؟ ميگه فعلا نه!
ميگه پايه‌اي واسه براندازي كار كنيم؟ ميگم قطعا نه!
ميگم حالا كدوم شدني‌تره به نظرت؟
ميگه هردو به اندازه هم نشدنيه.
ميگم وقتي معين رئيس‌جمهور شد بهت ميگم!


من چیز دیگری می‌گویم. تا وقتی که معین خودش تصمیم بگیرد و تکلیف شماها روشن بشود، به نسل‌های اخ قبل از خودتان کمک بکنید تا آمریکا انقلاب ایران و نتیجه آن را که هیچ نیست جز برافتادن شاهنشاهی و اعلام جمهوری در ایران به رسمیت بشناسد و دشمنی‌اش با آن را زیر پوشش‌های اجغ‌وجغی نگذارد. پس از آن هر کاری دلتان خواست بکنید. رفراندومی‌ها را زیر ذره بین بگذاریم خیلی الپری دارد. یک زمانی از بیچاره مصدق مهر و امضای پشت قرآن گرفتند که به روز حادثه عذاب وجدان بگیرد و کاری نکند. حالا هم از نواده‌های او تضمین می‌خواهند که باز به روز حادثه عذاب وجدان بگیرند و انقلاب 57 و نتیجه آن را طرح نکنند. آقای ملکی نوشته «حکومتی دموکراتیک» یک جوری بوی همان «حکومت»ی را می‌دهد که رفقای راست من در موتلفه می‌گفتند. یک نگاه الپری به آن کاری که با مصدق کردند بکن، حالا به نظر میاد آن روی سکه‌اش را با آقای ملکی می‌کنند. اشرافیت ایران حرف ندارد در استادی. از انقلاب و رفراندم آن موقع هیچ حرفی نیست. رفقاش هم همه استخواندار و زندان رفته‌اند کلی می‌شه الپری کرد.






۶ آذر:
يك كلام حرف مي‌خواد بزنه آدم. هي مي‌نويسه و مي‌نويسه. آخرش نه خودش مي‌فهمه نه ديگران! موج بود ديگه، رد شد. همين







۶ آذر:
شنيده‌ام كه جماعت زيادي از دانشجويان دانشگاه تهران و شهيد بهشتي به كميته انضباطي احضار شده‌اند؛ آنهم به اتهاماتي مثل روزه‌خواري و امثال اينها. كسي خبر تازه‌اي ندارد؟







۶ آذر:
اممم. اون صفحه كجا بود؟؟ آها ايناهاش. تو گوگل پيداش كردم: arabian gulf به اسم خليج ما تجاوز مي‌كني؟ چنان گوگلت رو بپيچونم كه نفهمي از كجا لينك خوردي







۶ آذر:
حال مي‌كنيم ايراني هستيم ها. يه مورد كه حكومت باهاش مشكلي نداريم شروع كرديم نامه امضا كردن و داد و هوار كردن كه آي واي خليجمون از دست رفت. (حالا بگذريم از اينهمه چيزهاي ديگه‌مون كه از دست رفته و خيالمون نيست!) ولي ما هر كاري مي‌كنيم باز ايراني بودنمون رو بايد نشون بديم. persian gulf رو توي اوركات search كنيد ببينيد چند تا Communitie به اين نام پيدا مي‌كنيد!!







۶ آذر:
آدم مي‌خواد بالاخره از تنبلي دست ورداره و بياد باز وبلاگ رو شروع كنه، يهو sms مي‌رسه كه روزبه ميرابراهيمي آزاد شد. خوشحاليم! فقط اميدوارم وثيقه‌اش رو از اون پفيوزهاي همبستگي نگرفته باشه كه بدجوري ادم حرصش مي‌گيره. خجالت هم نمي كشن، بيچاره اينهمه براي حزب كار كرد آخرش همه‌شون از زير بار يه سند گذاشتن در مي‌رفتن...