پوشيده چه بگوييم، اول و آخر همين بوده‌ايم و هستيم! ...
 








۱۰ اردیبهشت:
کشتی مرا چه بیم دریا؟
طوفان ز تو و کرانه از توست

بنويس برادر بنويس!! دل و بزن به دريا.! چه باك وقتي طوفان و كرانه از اوست..
2 # حنيف :
وای که چقدر حرف مفت زده ای جوان. ببين ای علی پيرحسين لو چقدر کُس شعر گفتی: http://advarnews.com/organizition/1633.aspx مي بخشی، اما صفت ديگری برای اين مزخرفات پيدا نکردم. آخه اين يعنی چه: "نسل جديد ما هيچ برتري ويژه‌اي در حوزه‌ي سياست و حوزه‌هاي ديگر ندارد اما از ابزارهاي مدرني مانند SMS برخوردار است". از اين مزخرف تر و بی معناتر حرفی شنيده بودی؟ يعنی چی اين جمله؟ حالا خودت يکباره ديگه همشو بخوان تا بالا بياری. مثل اينکه بربچ های ادوار تحکيم حرامزادگی کردند و اين کُس شعرهای تو را بازتاب دادند تا آبرويت برود. می بينی که تو و بيشتر اين بلاگرها فقط و فقط بايد در همان محدوده وبلاگ بمونند و گرنه می رينن. به نظرم هم مشارکت و هم شاخه جوانان و هم شاخه کارخانه دارانش همه بايد بروند اول حرف زدن ياد بگيرند
بابا شاعر.... بد جوری رمانتیک شدی!!!






۱۳ اردیبهشت:
شراب آنگه شراب ناب گردد / که در شیشه بماند اربعینی

که ای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شيشه برآرد اربعينی
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شيشه برآرد اربعينی
3 # حميدرضا شريفي :
آقا از شما بعیده نشر اکاذیب کنی، درستش اینه سحرگه رهروی در سرزمینی همی گفت این معما با قرینی که ای صوفی شراب آنگه شود صاف که در شیشه بماند اربعینی






۱۲ اردیبهشت:
امشب یکی می گفت هرچی وام بخوای میدم که زن بگیری!! بابا من نمیخواااااااااااام!!! :))

1 # حنيف :
خيرخواهت بوده! می خوات تو تمام انزژيتو روی اين وبلاگ لامصب نذاری. يه کمی از انرژی رو هم شبها - يا به توصيه پيامبر - صبحها مصرف کنی. راستی ويلهم رايش رو می شناسی؟ نظريه های جنسی شو خوندی؟
اگر قرض‌الپسنده است بگیر بده به من!
بسم الله اول؛ وقتی گیر می دی به افشاریه مردم!! اعصاب بروبچ رو خراب می کنی! تشویش اذهان عمومی ایجاد می کنی، فکری می شوند که به یک چیزی مشغولت کنند!! همین می شود که وام می دهند! دوم؛ آقا اگه می شه مارو به این طرفتون معرفی کنید، من و خانمم کارمون گیره! سر دوتا استشهادی هم گرم بشه به نظرم برای اکثریت مفیده!!
بنده هم با اقا هادي(داداشين؟) مواققم فقط اگه گير اومد لطف بفرماييد رد كنيد بياد اين ور !
5 # آرام :
اینقدر بهت گفتم فیلم سوپر نگاه نکن ! دیدی چی شد . دیگه به همه چی همینجوری نگاه می کنی ... می ترسم فردا برای پدر و مادرت هم حرف در بیاری هااااااا ....






۵ تیر:
اي بارون، اي بارون، ماه دادن به شبهاي تار اي بارون ... بر کوه و دشت و هامون ببار اي بارون

سلام: عجیبه از موقع باریدنحضرت باران همین شعر است که مدام می رقصد روی زبانم.و نوای شب سکوت کویر که می چرخد و می چرخد....نوشتمش تکه ای از آن را آمدم اینجا دیدم اینجا هم ردپای همان بارون است......






۷ اردیبهشت:
هر کسی از ظن خود شد یار من / از لینک های من نجست اسرار من!

agha esme shoma chiye? va be che ma'nast? aalper? ya alpar? ya alper? man ba yeki az doostanam shart bastam
agha esme shoma chiye? va be che ma'nast? aalper? ya alpar? ya alper? man ba yeki az doostanam shart bastam
3 # الپر :
برای فهمیدن معنای الپر به آرشیوم بروید از همین لینک توی ستون سمت راست. دومین یا سومین مطلبم درباره همین است
پادکست چی شد؟
پادکست چی شد؟
6 # صمد :
حقير از ايثاگران محله دوز و کَلَک علی آباد، در کمال ايثارگری اعلام می کنم که آماده ايثار در راه نجات نسوان برای راهيابی به ورزشگاه ها هستم و از کوری چشم احمدی نژاد وآيت الله لنکرانی و آيت الله گلپايگانی و آيت الله مصباح و بقيه جانوران ماقبل تاريخ، حاضرم پيش از هر مسابقه فوتبال و واليبال و بسکتبال و کشی آزاد و فرنگی و کج و غيره، حدوداً يک صد و يازده (به رقم: 111) دوشيزه را به نکاح موقت درآورده و پس از يک صد و يازده دقيقه (به رقم: 111 دقيقه - 90 دقيقه طول 2 هافتايم و 21 دقيقه ناچيز هم برای بقيه ماجرا) نادوشيزگان را مطلّقه و دوباره به دنيای زيبای مجردی برگردانم. امضاء: همون صمد که می شناسيد ديگه!!






۶ اردیبهشت:
نومن ببعض و نکفر ببعض!

1 # مجيد کاویانی :
این هم آن جواب علی افشای که اینقدر منتظرش بودی. تو روز آنلاین می تونی خودت هم ببینی ::::::::::::::اخلاق وبلاگ نويسي (علي افشاري) وبلاگ نويسي عرصه اي ارزشمند و داراي پتانسيل هاي بالا در فضاي رسانه اي امروز است. از يک طرف محدوديت سانسور و دخالت ساختار سلطه در آن به ميزان چشمگيري کمتر است و از طرف ديگر قابليت دسترسي آن نسبت به ساير رسانه هاي شنيداري و ديداري خيلي بالاتر است. بنابراين هر فرد با استفاده از وبلاگ نويسي به آساني مي تواند فضايي براي ارتباط با مخاطب پيدا کند. به ويژه آنکه در ايران، تلويزيون ملک انحصاري حکومت است و تنها جريانات مورد دلخواه حاکميت در آن مي توانند نقش آفريني کنند. حوزه مطبوعات هم با توجه به محدوديتهاي ساختاري و عدم وجود آزادي مطبوعاتي فضايي بسته است که جمع کمي مي توانند در آن فعاليت کنند. چون مطبوعات در جامعه توسعه نيافته ايران غير حرفه اي بوده و بيشتر وابسته به احزاب و گروههاي سياسي نزديک به ساختار قدرت مي باشند. همچنين تعداد کم روزنامه ها و پر هزينه بودن راه اندازي مطبوعات نيز مجال زيادي به مشتاقان نمي دهد و از همه مهمتر حتي اگر با هزار زحمت امکان نشر مطلبي هم باشد، سقف سانسور و سياستهاي مسئولين مطبوعاتي مانع بزرگي است که سخنان دلخواه بيان شود. با اين توضيحات و البته اگر فيلترينگ اجازه دهد، عرصه وبلاگ نويسي بستر ارزشمندي براي ارائه ديدگاه و نظرات گوناگوني است که مي توانند به سهولت و با هزينه کم به توليد ايده و محتوي بپردازند، مناسبات حاکم در حوزه سياست، اقتصاد، فرهنگ و هنر را به چالش بکنند، آگاهيهاي عمومي را افزايش دهند، اطلاع رساني کنند، و فضايي براي بهبود روابط اجتماعي و دوستي ها فراهم سازند. در اين ميان آنچه اين گنجينه را حفظ مي کند و بر ارزش و دستاوردهايش مي افزايد، تعهد فعالين وبلاگ نويس به حفظ چهارچوب ها، اخلاق و اصول انساني است. ميدان دادن به غرض ورزي ها، کينه توزي ها، ترور شخصيت و تجاوز به حريم خصوصي و فردي افراد، تهديدات بزرگي هستند که مي توانند پتانسيل سازنده وبلاگ نويسي را تباه سازند و در مخاطبين بي انگيز گي و بدبيني ايجاد کنند. دانستن حق مردم است و نقد بي رحمانه و اصولي با تخريب و طرح دعاوي بي استناد و خروج از دايره اخلاق متفاوت است. تصور مي شود دست هايي عامدانه در تلاشند با توزيع ويروسهاي تخريب گر فضاي وبلاگ نويسي را به بيراهه هدايت کنند. يکي از مهارت هاي سيستم هاي امنيتي انتقال حرفها و برنامه هاي شان از زبان و ادبيات ديگراني است که خواسته يا ناخواسته به دام افتاده اند. طبيعي است مي کوشند مسائلي را که توان پاسخگويي مستقيم آن را در فضاي علني و رسمي ندارند، با سوء استفاده از خصلت غير الزامي بودن شناخته بودن هويت وبلاگ نويس، آزادي عمل و محفوظ نبودن حريم حقوقي و حقيقي افراد در آن دنبال کنند. بنابراين شايسته است فعالين محترم وبلاگ نويسي بخصوص آنهايي که در اين زمينه پيش گام و پيش کسوت هستند به اين امر مهم عنايت کنند و با تنظيم منشور اخلاقي فضاي مجازي با حفظ ماهيت آزاد نويسي وبلاگ و پاي بندي همگان به آن مانع از آن شوند که جامعه از نعمت و مزاياي اين عرصه اطلاع رساني و آگاهي بخشي نوپا محروم شود. آزادي عمل در نگارش مطالب مورد دلخواه ضمن رعايت باورهاي اخلاقي و ممانعت از بکار گيري الفاظ ناپسند و ناهنجار و حفظ حقوق شهروندي و فردي افراد کليد رشد و موفقيت در دنياي وبلاگ مي باشد .::::::::: حالا فهمیدی سزای کسی که تبدیل به دهان دستگاه امنیتی شود چیست ؟ له می شود و له می شود وله می شود و له می شود و له می شود و له می شود و له می شود و له می شود وله می شود و له می شود و له می شود و له می شود و له می شود و له می شود وله می شود و له می شود و له می شود و له می شود و له می شود و له می شود وله می شود و له می شود و له می شود و له می شود و له می شود و له می شود وله می شود و له می شود و له می شود و له می شود و..
سياسي كاري مي كنيد اين چه مدل عذرخواهي بود . معلمومه كه همچنان روي حرف خودتون پافشاري مي كنيد!!!!






۵ اردیبهشت:
هیس! بالاتر از ابرها را نگاه کن. جایی آنطرف حرف های گفتنی. قرار ما. چند روز دیگر، همانجا.

سلام علي مرسي. اگر حال داشتي مطلب وبلاگ را بخوان و يا لينكي بده. خدا شاهد است خيلي خوشحال شدم. باز هم ممنون.






۴ اردیبهشت:
شرابی تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش / که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش







۴ اردیبهشت:
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ...

1 # حسین :
برای همینه که شما به فکر تهیه سبوی نشکن افناده ای؟
الپر عزیز همونطور که قبلا هم گفتم مطرح کردن این نوع بحثها جدا از درست یا غلط بودن مسئله ، آب به آسیاب دشمنان ریختن است . این هم تجربه ای است . این تجارب را به کرات در جوانی شاهدش بودم . در هر صورت برای همه ما خوانندگان ، همیشه همان الپر عزیز هستی . منتظر نوشته های خوبت هستیم . کیهان و .... هم عادت دارن که با هر کاهی کوهی بسازند و تخریب شخصیت کنند . به هوش باشید و موفق ...
3 # صادق :
پادکست باز نمیشه
4 # محسن :
الپر عزیز سلام، کامنت ها را که مطالعه میکردم واقعا حسرت میخوردم والبته چندان هم غیرمنتظره نبود. یکی از مسایل ریشه ای که میتواند اختلاف جوامع توسعه یافته ودرحال توسعه را بیان کند همان "تحمل یکدیگر" (Tolerance) است که ازبچگی به فرزندانمان در ممالک توسعه یافته یاد میدهند و متاسفانه نسل قبلی وبسیاری از هموطنان ازان بهره وافی نبرده ایم. بسیاری از کامنت ها تکراری (نشان از عصبانیت)، کپی برداری، فحاشی و یا non-sense است (نمیخواستم بگویم پرت و پلا!). البته هرکس میبایست پاسخگوی سخن و قلم و عمل خود باشد ومیبایست نسبت به حریم خصوصی افراد خیلی مراقب باشیم ولی نه از تشویقات بعضا از روی کینه کیهانیان ونه از تنبیهات بعضا از روی اهمال برخی دوستان و هرگز از ترشرویی متجاسران نترسید وباحفظ اصول پایدارباشید! "سبو" اگر حامل انتباه و هشدار به افراد مشابه وعامل توجه بیش از پیش افراد باشد، هیچوقت نمیشکند.
5 # حمیـــــدرضا :
متاسفم هم برای تو و هم برای نادانی افشاری وهم به سادگی خودمان و دل خوش کردن به امثال شما
6 # حسن كچل :
همه اين اتفاقات در راستاي يك سياست مشخص سران جمهوري اسلامي (يا به قول شماها جناح اقتدارگرا) ميفته: تفرقه بينداز و حكومت كن. ببين نتيجه كارت چي شد؟ هم آبرو و حيثيت افشاري رفت هم خودت مورد انواع و اقسام تهمتها قرار گرفتي. هم باعث شدي افرادي مثل من كه تا ديروز مشاركتيها رو از تهمتها بري ميدانستند، در باورهاي خود شك كنند. اون هم به خاطر هيچ و پوچ! صداي سوت و كفي كه از كيهان و بازتاب به گوش ميرسه خود گواهي است بر اينكه برنده و بازنده‌هاي واقعي اين دعوا چه كساني هستند
از کجا باید فهمید که این کامنت از چه وبلاگی است . لطف کنید لینکی افزوده کرده کنید .
8 # mina :
می گن یه دیوونه یک سنگ میندازه تو چاه که هزار تا عاقل جمع شوند نمی توانند درش بیارن حکایت شماست، دوباره اومدم سراغ سایتت و خنده ام گرفت که چنان از ترس چپیدی تو سوراخت که دیگه پستی نمی ذاری و فقط پشت لینک های دیگران قایم شدی. گفتم این لینک را هم بذارم چون جالب در مورد پست فتنه انگیزت نوشته :http://freelanceronline.blogspot.com/2006/04/blog-post_20.html باورت می شد چنین فتنه ای به پا کنی؟ کلی مشهور شدی
9 # افشين :
میگن یه عاقل یه نخی رو از یک جا می کشه از هزار جا صدا در میاد
خودت باید تمامش کنی http://cryindark.blogfa.com/post-17.aspx
11 # س.ن. :
چیه؟! صبر کردی بیشتر ضایع شی؟!؟!امروز دیدک خیلی از بلاگر ها تو رو از توی لینک هاشون حزفت کردن یا انداختن اون پایینا... نتیجه کارت زیر منفی بود پیرحسینلو . فقط خودتو به گند کشیدی.
12 # حمید خلقی :
این مطلب تو فقط یه کینه شخصی بود . فقط همین! حالا معلوم نبود افشاری کجا تو رو بازی نگرفته بود که این قدر سوختی..
13 # پوپک :
الپر جان کارت درست بود حداقل مانع میشه که اقایون ازین ببعد براحتی هر کاری دلشون بخواد بکنن و نگران تبعاتش نباشن. غصه حذف واضافه یا بالا وپایین رفتن لینکت رو هم نخور، هرکاری که بکنی یه عده هوار و یه عده هورا میکشن.
چه بايد گفت؟
15 # پيمان :
این هم جواب پلی تکنیکی به کوتوله های روشن فکری که تنها نهاد باقی مونده دانشجویی هر چند ضعیف و بی پشتوانه را مورد هجوم قرار می دهند. لینک مطلب
16 # سارا :
این فقط کم مایگی امثال افشاری را نشان می دهد که این همه راه رفته اند آمریکا که بنشیند منتظر تا در یک وبلاگ کسی چیزی بنویسد تا کامنت پر تخمه بگذارد بعد هم به چند رفیق باقی مانده اش در امیرکبیر "گرا "بده که کامنت های الپر را بخوانند و کودکانه بنویسند که سناریوی مشارکت علیه جنبش مستقل !!
17 # شاهد :
این ها اصلا مثل یک عده عقده ای شده اند . مسئله شان هم نه دموکراسی است نه مردم ! اصلا هم نفهمیده اند که دست گل نق نق کردن هابقثث291960 شان پیش کاکتوسی به گندگی احمدی نژاد بوی گند میدهد






۳ اردیبهشت:
فکر کنم در تمام سالهای وبلاگ نویسی به خاطر هیچ مطلبی اینقدر تحت فشار قرار نگرفته بودم که امروز از صبح تا غروب؛ با تلفن و ایمیل و کامنت و ... اگر قانع شوم که اشتباه کرده ام شک ندارم که شجاعت معذرت خواهی دارم. اما تا این لحظه فقط من طرف های صحبتم را قانع کرده ام. الا آنجا که در مورد مسائل شخصی نوشتم و واضح است که از روی عصبانیت بود. حالا خدا را صد هزار مرتبه شکر که سایت کیهان را الان دیدم و هیچی از این قضیه ننوشته! :: دیشب قبل از خواب صفحه 14 را ندیدم. ظاهرا نوشته.

1 # ِآرمين :
اخوی! صفحه 14 روزنامه کیهان رو خوندی؟ تمام و کمال مطلبت رو درج کرده! شکرت خورد به سنگ! جاش یه خورده فکر کن بعد بنویس!
2 # صبا :
بنام هستي بخش دوست عزيز آقاي پير حسينلو چه زود تحت تاثير قرار گرفتيد و با گلايه چند تن از دوستان ميدان را خالي كرديد. ما در ايران در پي يافتن واقعيت نيستيم و بيشتر در پي آنچه كه مي خواهيم باشد هستيم و بخاطر همين امر زنداني اين فكر هستيم و اين فكر نمي گذارد ما بتوانيم با خيال راحت و وجداني بيدار به همنوعان خود خدمت كنيم . شما براي اولين بار يك كار روزنامه نگاري كرديد بدين معني كه اخباري را در اختيار داشتيد در معرض افكار عمومي گذاشتيد و ديديد كه اين كار شما چقدر واكنش همراه داشت. واكنش هاي منفي و مثبت به نوشته شما نشان از درستي كار روزنامه نگاري داشت و نشان ديگر اين كه افكار عمومي ما چقدر از گفتار تكراري خسته شده و تشنه اينگونه مطالب هستند .ولي شمائي كه در پي كار نگارش و ديدن كارهاي افراد خبره در اين زمينه خواستيد پا را فراتر گذاشته و همجون ديگر روزنامه نگاران صاحب نام فراتر از حزب و گروه خود قدم برداريد فورا مورد غضب دوستان خود قرار گرفتيد .حالا اينجا يك سوال پيش مي آيد و آن اينكه اگر شما همين مطلب را در مورد حسين شريعتمداري با همين متن مي نوشتيد دوستان شما همگي براي شما هورا مي كشيدند و شما را مورد تشويق قرار مي دادند و در صورت شكايت از شما ، همگي براي پشتيباني از شما صف مي كشيدند حالا چطور شده كه همگي با روش هاي متفاوت سعي دارند شما را قانع كنند كه شما اشتباه بزرگي را مرتكب شده ايد و بايد از كارتان عذر خواهي كنيد.شما اگر مطلب را حذف نمي كرديد شايد خدمت بزرگي در راه شكستن اين سنت غلط بر داشته بوديد اين را هم بدانيد كه مطالب شما نه آيه قرآن است و نه سند تاريخي مطلب شما يك مطلب اطلاع رساني مي باشد و اگر اين اطلاع رساني حتي ناقص باشد مورد نياز افكار عمومي ماست .همانطور كه ديديم در پي نوشته شما خود فرد مذكور در چند ساعت بعد از انتشار مطلب جوابي طولاني به مطلب شما داد و خود شما هم باكار زيبائي آنرا در صفحه خود آورديد پس ايشان امكان دفاع از خود را داشت پس ظلمي به ايشان نشد .ولي شما چرا تحت تاثير قرار گرفتيد و مطلب را حذف كرديد ؟ از چه ترسيديد؟ چرا اين باب را بستيد؟ مي خواستيد خدمتي بكنيد ولي ......... براينان متاسفم
با سلام الپر عزیز لطفا این بحث را تمام کنید . اینکه شروع بحث درست بود یا غلط و و یا اطلاعات شما درست یا غلط است همگی به یک نتیجه ختم میشود :آب به آسیاب دشمنان ریختن . یادمان باشد به شخص دل نبندیم . هیچ کس قهرمان نیست و به قول برتولت برشت : بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد ...
4 # فيروز :
خوشحالم که اگرچه نیم بند قبول کردی که اشاره به مسائل خصوصی از روی عصبانیت بوده. عزیز، ادم ها مواضع سیاسی اشان به اندازه کافی جای برای تحلیل و اانتقاد دارد که ضرورتی نیست به شایعات و اطلاعات برخی بزرگان که معلوم نیست از چه ابشخوری نشات می گیرد وقعی بگذاریم.
الپر جان خسته نباشید .این هم لینک مطلب کیهان http://www.kayhannews.ir/850202/14.HTM#top من هم برات در وبلاگم نوشته بودم و نگرانی از اتفاقاتی که در راه است .
6 # افشين :
علی جان . گیرم که بنویسه . گیرم که بازتاب نوشت. اصل موضوع که فرقی نکرد. انی که نمیشه . اونا که معلومه می نویسن . پس نمی نویسن ؟ پس ما ها هم لال بشیم دیگه. علی و هانیه هم ، بیان واول خرها رو به کیهان بدن و بازتاب و ماها رو هم به سکوت واردار کنن ! تا آخر عمرشون حسین شریعتمداری و محسن رضایی اینجور چیزا رو می نویسن . چرا ننوسین . من حرفم اینه که چرا باید برای ما مهم باشه ؟ اونموقعی که اعترافات علی افشاری تو کیهان درج شد چرا کسی چیزی نگفت ؟ اونموقعی که علی تو تلویزیون چیزایی گفت که میخ تابوت جنبش اصلاح طلبی دانشجویی بود ، چرا کسی صداش در نیومد ؟
7 # محسن :
الپر عزیز به نظر من هم کار درستی -در مجموع- انجام داده ای. البته در زمینه حیطه خصوصی افراد خیلی باید دقت کرد و مانع افشا باید بود اما پول گرفتن از بیگانگان، تحریک و تحریض و وعده ووعید مالی به افراد برای پیوستن به انان و همچنین دریافتهای مالی چیزی نیست که در دنیای کنونی جزو حریم خصوصی تلقی شود. مثلا همین الان در مورد خرج ارایش همسر بلر در زمان انتخابات گذشته و یا در مورد درامد پزشکان با مکانیزم جدید در انگلیس ببینید چه سرو صدایی راه انداخته اند. اینها باعث توجه و بیداری مردم و نیز عامل جلوگیری کننده برای افراد است.
8 # کیهان :
علي پيرحسين لو، فعال اصلاح طلب در وبلاگ خود پرده از تماس هاي گرفته شده با برخي دانشجويان براي راه اندازي يك راديو با هزينه آمريكا برداشت. وي در يادداشت خود آورده است: در اين هفته از چند نفر مختلف از دوستان شنيدم كه يك حضرت آقايي كه اينجا تا توانست از نام جنبش دانشجويي نان خورد و حديث استخدام او در شركت تابعه بنياد مستضعفان و حقوق يك ميليون توماني اش، شهره اهل مطلب در تهران است، برداشته با چند نفر از بچه هاي سابق تحكيمي يا روزنامه نگار تماس گرفته و با وعده كار و تحصيل و تامين زندگي و امثال اينها از آنها خواسته به جمع اندك دوستان ايشان در آن سوي اقيانوس اطلس بپيوندند. پيرحسين لو مي افزايد: يك بابايي هست به نام «حسين نامدار» كه اين دارودسته افشاري و عطري و اينها با او در ارتباط هستند و او از طريق لابي با جناب «روبرت داناهيو» (كه مسئوليت ميز ايران در وزارت خارجه آمريكا را برعهده دارد) برنامه هاي خود براي جذب منابع مالي براي اين بچه هاي سابقا جنبش دانشجويي و اخيرا آمريكايي را جلو مي برد و تاكنون پانصد هزار دلار براي تقويت جنبش دانشجويي در اختيار همين شخص قرار گرفته است. اينها طرحي را برده اند، به كنگره براي راه اندازي «راديو دانشجو» و 700هزار دلار هم فقط براي بودجه اوليه آن درخواست كرده اند. فعلا يك گروه ديگر از همين جماعت به نام «حزب مشروطه» كه يكي از دهها رقيب علاقمند به جذب پول از دولت آمريكا براي سرنگوني جمهوري اسلامي در خيال خود است، توانسته با تاثيرگذاري يكي از لابي هاي صهيونيستي اش براي اين طرح مانع ايجاد كند، اما به احتمال زياد در نهايت موفق مي شوند براي اين طرح بودجه بگيرند و آن راديو را راه بيندازند. اين فعال دانشجويي در زمينه روش هاي اين افراد براي جذب نيرو مي نويسد: متاسفانه اينها براي اين كه براي اين راديو آدم جذب كنند، از همين الان شروع كرده اند به كار روي همان تيپ آدمها كه گفتم؛ يعني فعالان سابق و فعلي دانشجو و روزنامه نگاران، روششان هم آلوده كردن آدم ها به كثيف ترين شيوه ممكن است: بياييد، پول و زندگي و كار و آينده و تحصيل و همه چيزتان جور است، فقط با ما باشيد! اين اطلاعات را يك بزرگواري كه فعاليت هاي اين آدم ها را از نزديك مي بيند داد. وقتي كه از تماس هاي اين آدم با بچه هاي صاف و ساده فعال در داخل كشور مطلع شد، و مواردي ديگر را هم افزود كه چون به آدم هاي اينها در داخل كشور برمي گردد، صلاح نيست بنويسم، وگرنه بي شك برايشان مشكل ايجاد مي كند. طبيعتا اگر كثافتكاري آنها در آن طرف ادامه يابد، وطن فروشي هميشه مخالفيني دارد و من از آن جمله هستم.»
9 # کیهان :
دوست عزیز !نتیجه آن افشاگریت را برایت فرستادم . راستش را بخواهی اگر تمام آنچه که گفتی هم حقیقت باشد ، باز افشاری را نه گناهکار می دانم نه خرده ای بر اوست . هر کس راهی برای آنچه که می اندیشد و صحیح می داند ، انتخاب میکند . شما دوست ندارید از این راه بروید ! خب ساده است : نروید . دوست ندارید از امریکا پول بگیرید ! خب نگیرید ... ! این ساده است که دیگران را متهم کنید ، ساده تر از آنکه فکرش را بکنید . ولی آنجای قضیه مهم است که فکر کنیم که آنچه می نویسیم مو لای درزش نمی رود .... ! راستی دوست عزیز از چه چیزی اینهمه عصبانی بودید که عنان را اینگونه از دست دادید !؟
10 # افشين :
اقای کیهان ! کل چیزی که کیهان به مطلب علی اضافه کرده اینه :::علي پيرحسين لو، فعال اصلاح طلب در وبلاگ خود پرده از تماس هاي گرفته شده با برخي دانشجويان براي راه اندازي يك راديو با هزينه آمريكا برداشت. وي در يادداشت خود آورده است:::: اشکال کار کجاست ؟ از اینکه دیگران هم ، ولو حزبل های کیهان خوان باشند ، از گندکاریهایتان که الپر افشا کرده با خبر شوند نگرانی ؟ دردت چیست ؟دوایت کدام ؟ اشکال کار الپر کجاست ؟ آیا کیهان توانسته متن الپر را دستکاری کند ؟ آیا توانسته باعث شود تا معنای آن عوض شود ؟ وحتی اگر توانسته بود چه ؟ چه ربطی به الپر داشت ؟ و اینکه مشکل ما اصلاح طلب جماعت چیست ؟ تمام این فسق و فجور ها را خودمان هم می دانیم و باز هم بیشتر از آنچه نوشتیم می دانیم . برو به کامنت ها ببین چه خبر است؟ اینقدر که دوستان تو ، امروز ، مشارکت را فقط بخاطر حرف خق الپر ، به لجن کشیدند ، کیهان نکشیده بود. آنقدر افشاگری کردند که دست کیهان و شریعتمداری ونیمه پنهان و آشکار را از پشت بستند و ما هم آنچنان از علی و مادر عشق علی و مسائل دیگر که یادمان می آمد در دفاع از خودمان نوشتیم که نگو . پس بمن بگو مشکل علی چیست ؟ مشکل تو چیست ؟
11 # fourchoob :
آقای الپر.... کاش به حرف آدم نازنینی مثل سعید شریعتی گوش کنید... تا حالا شما همه را قانع کرده اید که حق با شما بوده که این اراجیف را پست کنید و به اسم حقیقتی که مو لای درزش نمی رود به خورد ما بدهید؟!!!! عصبانی بوده اید؟!!! به همین سادگی؟ ... شما یک روزنامه نگارید می فهمید این یعنی چه؟ و بعد در خودتان این شهامت را سراغ دارید که عذر خواهی کنید، اما قانع نشده اید؟!!!!!! پس لااقل شما را به این شهامتتان قسم ۱. ثابت کنید که افشاری با حسین نامدار در ارتباط است. ۲. از آن جایی که گرفتن رد طرحی که به کنگره آمریکا می رود چندان دشوار نیست، به عنوان یک روزنامه نگار مدرک بیاورید . ۳. این روش شماست که آدمی را به بهانه عصبانیت، به کثیف ترین شیوه با انگ و بر چسب و با همین پست اخیر آلوده کرده اید. انگار هیچ حواستان نیست که این پست شماست که مسموم و آلوده است. ۴. به آن بزرگواری که منبع خبریتان است هم بگویید اگر شهامت مثال زدنی(!) شما را ندارد که نام خود و منابع خبری اش را افشا کند ( مگر اینکه سرباز گمنام امام زمان باشد) بهتر است دهانش را ببندد. اگر افشاری غلط کرد که خود را نماینده جنبش دانشجویی در سنا معرفی کند، شما هم بیجا می کنید که شده اید قیم « بچه های صاف و ساده فعال در داخل کشور» ( که اصلا معلوم نیست کی هستند!!! تعداد گمنامان کمکم دارد زیاد میشود) ، شعور این بچه ها برایتان زیر سوال است که « افشاگر» شده اید یا شعور من خواننده وبلاگتان ؟ انگ « وطن فروشی» به کسی نزنید آقا!!! این گناهی به مراتب بزرگتر از اعمال و افکار امثال افشاری هاست. حیا کنید و گمان نبرید که مخالفان را می توان اینگونه راند، چرا که نوبت شما هم می رسد. ... این است صلح و صلاح اصلاحاتی که وعده می دهید؟
12 # آرش :
الپر خودت میدونی که کارت از نظر حرفه ای پشیزی ارزش نداره! بن مایه فکری آن هم که خیلی آبکی ( بلکه سخیفه) ... زیرا هوشمندی آن قادر به درک مسائل ورای یک رابطه خطی ساده نیست. به گمان من بیشتر گویای درون آشفته جماعتی است که از قطار تاریخ جامانده اند و شیشه های های ایستگاه را می شکنند. دامن زدن بیشتر به این گونه مسائل را کار درستی نمیدانم وگرنه جوابی بهت میدادم که بری و یک ماهی پیدات نشه :)
13 # حسام :
حالم را بهم زدی! نه حقوق یک میلیون تومن شاخ و دم داره نه عروسی آنچنانی و نه حتی اینکه از امریکا پول بگیری برای ایران برنامه بسازی. تازه اونهم ۷۰۰هزار دلار. من خودم دانشجوی شریفم اگر خبر داشته باشی هزینهٔ یکسال تحصیل کارشناسی ارشد در یک دانشگاه متوسط امریکا حدود ۵۰-۶۰ هزار دلار هست. حالا با ۳۰۰ هزار دلار و ۷۰۰ هزار دلار واقعاً چکار می‌شود کرد؟! به جای این مضخرفات بیا بنویس امریکا اگه پول می‌دی اقلاً درست بده! هیچکدام از اتهاماتی که به علی افشاری زدی حتی اگر بتوانی اثبات کنی که به نظر من نمی‌توانی و تهمت هستش نه تنها چهرهٔ اورا خراب نمی‌کند بلکه باعث تغییر رنگ هیکل شما می‌شود! حالا قانع نمی‌شی به درک با شخصیت خودت بازی می‌کنی!
14 # خ :
خخخخخخخخ ....خخخخخخخ...خخخ
15 # عادل :
يعنی افشاری با مدرک فوق ليسانس صنايع پلی تکنيک 400 روز رفته انفرادی چند سالم زندان که بعدش بعنوان مهندس چند سال سابقه ماهی 1 مليون حقوق بگيره؟ تو مگه خودت چقدر حقوق می گيری؟ من با مدرک مهندسی و چند سال سابقه نز دیک 1 مليون میگيرم زندانم نرفتم از جنبش دانشجوییم نون نخوردم اگه افشاری از جنبش دانشجویی نون خورده پس اربابای تو تو مشارکت چی خوردند؟
16 # سعيد :
چیزی که خیلی نظرم را جلب کرده حرکت جالب ای است که می خواهد از هر بهانه ای حتی یک وبلاگ نویسی ساده شروع کند برای ضربه زدن به رفورمیست ها ... احتمالا یا این مدتی که افشاری زندان بوده مجبور به معامله با امثال کیهانی ها شده که با تهییج دانشجوها بر علیه آخرین بازماندگان اصلاح طلب که هنوز آبرویی در چنته دارند همزمان با احضار دبیر کل مشارکت به ÷یچیده شدن نسخه مشارکت کمک کند
17 # سعید :
یا اینکه بچه های انجمن اسلامی امیر کبیر اینقدر ساده لوح اند که نمی فهمند چطور امثال کیهان با انعکاس شنیده های یک وبلاگ نویس از یک طرف و تحریک بازماندگان امثال افشاری در دانشگاه ها قصد دارد آخرین حلقه های باقی مانده مردمی و داخلی را قیچی کند
18 # شاهد :
شاید هم همانطور که افشاری برای الپر کامنت گذاشته رفقای اش واقعا فکر میکنند که از تلاش فرسایشی برای از بین بردن وجه کسانی که "اصلاح از درون " را پیگیری میکنند به خصوص آن موقع که دولت احمدی نژاد به احزاب باقی مانده فشار می آورند بهترین فرصت برای پیشبردن یک قدم برای "تغییر بنیادین قدرت " با تکیه بر نیرو های غیر داخلی باشد






۳ اردیبهشت:
کاش جرات می کردم همه حرفهام رو بزنم. ولی به هرحال به من ربطی نداره که کی از کجا نون می خوره. مهم برای من اینه که بچه های پاک و سالم داخل کشور به وعده های واهی آلوده نشوند. از تهمت های رنگارنگ هم نمی ترسم. هر کس هرچه از من می داند که باید از آن بترسم بگوید. حساب همه جایش را کرده بودم که وسط آمدم و نوشتم.

1 # فيروز :
من هم یه خبرایی راجب شما و دوستان نزدیک شما دارم که متاسفانه نمی تونم اینجا بگم. کاش فقط می تونستم بگم. به خدا باور کنید.
الپر جان طوری نوشته ای بچه های پاک و سالم داخل کشور که دلم از این همه پاکی گرفت ....الپر نمی دونم تو از نزدیک عطری رو می شناختی یا نه عطری آدمی نبود که بخواهد با کثیف ترین شیوه ممکن کسی رو آلوده کاری کنه ...از عطری و از دوران انجمن برای من فقط خاطره راهنمایی های خوبش مونده .....بعد هم خودت می دونی اصولا کسی که وارد کار سیاسی و یا روزنامه نگاری میشه اینقدر ها هم ساده نیست که بخواد به همین راحتی به قول تو گول بخوره ....الپر با انعکاس مطلبت در بازتاب به این فکر کردی که اگه بخوان یک روزی از تو درباره بچه های صاف و ساده ای که نوشتی بپرسند ....و بعد دوباره همون بازی کثیف توبه نامه خوندن در جلوی دوربین شروع بشه کی میتونه هزینه هاش رو بپردازه ....همون افرادی که به هر دلیلی این اطلاعات غلط رو به تو دادند ؟ اون وقت دیگه کی می تونه به من تو و مای روزنامه نگار اعتماد کنه ؟ به ما که به این راحتی داریم برای همکارانمون دردسر درست می کنیم .
3 # سعيد :
کاش می تونستی بگی.هیچ هراسی نداشته باش.البته می دانم نداری.بالاخره باید یکی شهامت گفتن حقیقت رو داشته باشد.من می توانم دهها نمونه از مصاحبه های آقایان در چند سال گذشته را بیاورم که کیهان و حتی صدا و سیما آنها را اعلام کرده و پوشش داده اند.آیا آن موقع هم به دوستانشان می گفتند که خبر شما را کیهان کار کرده است؟
4 # حسن :
با سلام علی عزیز خداوند تبارک وتعالی در ایه 112 سوره هود می فرماید «فاستقم کما امرت» استقامت کن بايست از ميدان به در نرو. يعنی انسان وهدايت انسان ها وارشاد بشر سوق دادن بشر بسوی ارزش های والای انسانی بسیار ارزنده است . ولیکن همواره خدای را ناظر گفتار خویش بدانیم و طرقت انصاف را پیش گیریم و مصداق این شعر گوهر بار رفتار کنیم تا همواره از عملکرد خویش راضی باشیم آسايش دوگيتي تفسيراين دوحرف است بادوستان مروت بادشمنان مدارا ارادتمند -حسن






۲ اردیبهشت:
بازار خیریه‌ای جهت حمایت از کودکان زلزله‌زده استان لرستان
زمان : جمعه اول ارديبهشت 1385 از 9 صبح تا 9 شب؛
مکان : فرهنگ‌سراي ملل – پارک قيطريه، خيابان قيطريه، میدان پیروز، بزرگراه صدر








۲ اردیبهشت:
امروز ماشين پيچيده و لعنتي بوروكراسي بعد از ماهها با ما سر سازگاري داشت ...







۲ اردیبهشت:
چرا خورشيد مي تابه
چرامي چرخه زمين
.. تو فقط بگو، همين!









۲ اردیبهشت:
شرمنده كه روز تعطيل وبلاگ ما هم تعطيل بود. يه خرابكاري فني باعث شد كل قالب صفحه رو از نو بسازم!







۲ اردیبهشت:
از دوست شور مستي
از يار بي‌قراري

دهنت سرویس! چرا دیدار با گنجی را به من نگفتی؟!
يه دختر خوشگل توي ساري اگه دوست داره باهام تماس بگيره 09113532040






۲۵ فروردین:
امشب بايد در جواب احمدي‌نژاد گفت: يا ايها الذين آمنوا ان جائكم فاسق بنبأ فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهاله فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين [حجرات، 6] (اي مؤمنان اگر فاسقي براي شما خبري آورد بررسي كنيد و دليل بخواهيد. مبادا قومي را به جهالت آسيب برسانيد و سپس از كار خود پشيمان گرديد)

1 # حنيف :
برين فکری به رفع و دفع فقر و فحشا و فلاکت در اين مملکت کنيد! چرخه توليد هسته ای پيشکشتون!
khaili hal kardam ba in aie va karborde bejaye ke dasht!
3 # صمد نوابی :
از اين احمقانه تر حرفی شنيده بوديد: "رييس ستاد كل نيروهاي مسلح در گفت‌وگو با ايسنا:‌ ‌*غرب مجبور است براي ايران دست دوستي دراز كند ‌*با ملتي كه به غني‌سازي ‌٥/٣ درصدي رسيده ديگر نمي‌شود كاري كرد."
4 # محمد :
http://www.irna.ir/fa/news/view/menu-151/8501234182003347.htm صفحه‌اي كه مي خواهيد وجود ندارد. لطفا از منوي اصلي آيتم خود را انتخاب كنيد ژس چرا اينجوري شده !! همون لينك اولي خودته كه !!
5 # غدير :
بسم دوست یه ضرب المثل هست که میگه اونی که خوابه رو میشه بیدار کرد ولی اونی که خودشو زده به خواب رو کاریش نمیشه کرد داداش حیف یه حدیث است که وقتی دیدین یکی تویه بحثی خودشو زده به نفهمی قالوا سلاما حالا من به شما میگم سلام داداش شما ها اگه یه جو غیرت داشتین آلان وصعتون بهتر ازین بود بابای داداش
خيلي مخي بابا اين آيه چه ربطي به اين موضوع داره . تا شماها هستين فكر نكنم به دشمن نيازي باشه






۲۶ فروردین:
قطعا خبري كه احمدي‌نژاد بگه خبر خوشي نيست! ولي دو حالت داره، يا امام زمان قراره ظهور كنه، يا اوضاع قراره هسته‌اي تر از قبل بشه. جانهاي عاشق امشب تا صبح دعا مي‌كنند كه اولي باشه، يا لااقل دومي نباشه!!

خبر رو توي وبلاگم نوشته‌ام! مي‌توني بخوني. فقط خيلي تعجب نکن. لينک هم بده! قربانت. محسن.
خوب بسلامتی خبر خوش را اعلام کردند : اولین کیک زرد تولید شد و بسلامتی به 3و نیم درصد این فناوری رسیدیم .حال که نفت به سفره هامون لوله کشی نشد عوضش بفرمائید یه برش از کیک زرد ...
3 # غدير :
bad az 3 sal tatili nangin pejohesh kade haye irani dar dolat DR(!)Khatami keh be bahaneh mozakereh anjam shod Emrooz charkheh sookhteh haseteyi be dast nokhbegan irani dar dolat moqtadre va ba ezat e DR AHAMADI NEJAD takmil shodeh TABERIK BE HAR IRANI BA EZAT besozad harcheh 2 khordadi to donyast!






۲۲ فروردین:
مولوي فاشيست ميگه: سر بجنبان كه بلي، جز كه به سر هيچ مگو!!!

1 # مريم :
..... خواهش نافهمی انسان مکن . . . کور شوم کر شوم لیک محال است که من خر شوم






۲۲ فروردین:
جان جهان دوش كجا بوده‌اي؟
ها، شيطون؟!







۲۲ فروردین:
از «يك تكه نان» اصلا خوشم نيامد. خيلي ضعيف بود. بي‌مزه، لوس!

به نظرم بیشتر کهنه بود تا ضعیف. هیچ چیز قابل توجهی نداشت.
2 # احمد :
سلام آقاي الپر. شايد بد نباشد اين بار من بنويسم و شما بخوانيد. در اوايل انقلاب، هر روز در جلوي دانشگاه تهران و مقابل کتابفروشي ها، مردم جمع مي شدند و بحث و گفتگو مي کردند، من تازه ديپلم گرفته بودم. بحث ها مختلف، و کساني هم که بحث و يا شنود مي کردند نيز مختلف بودند . افرادي هم بودند که از بقيه متمايز بوده و لباس و آرايش و گفتارشان هم با بقيه تفاوت داشت. از خارج کشور آمده بودند، زبان گفتاري خود را داشتند و بعضي شان هم ميان حرف ها شان از کلمه هاي انگليسي و يا ديگر زبان هاي خارجي استفاده مي کردند و شيوه استدلالشان هم کمي با ديگران فرق داشت. و گاه هم مورد تمسخر قرار مي گرفتند. آن زمان من فکر نمي کردم که روزي خواهد رسيد که من هم خارج کشوري بشوم، بيست و هفت سال از آن زمان مي گذرد و من بيست و يک سال است که دور از ايران زندگي مي کنم و ايران را نديده ام. چند سالي است که به يمن اينترنت و لطف کساني که د ر اينترنت مي نويسند، از مسايل و اخبار ايران تا حدودي مي توان مطلع شد. سال ها بود که فقط روزنام کيهان هوايي بود و روزنامه اطلاعات و نشريات خارج کشوري که انگشت شمار بودند و آن ها هم چيز زيادي براي نوشتن نداشتند. اخبار رسانه هاي خارجي هم با توجه به منافع ملي خودشان يا سکوت در مورد ايران بود و يا مطابق سياست روز کشورشان، که هنوز هم به همان روال مي باشد. امروزه من به خوبي مي دانم که زبان گفتاري من و ديد و قضاوت من در بسياري از موارد از واقعيت موجود کشور هنوز هم دور است و شايد هم اشتباه. مي دانم که در مواردي با کامنت هايم ديگراني را رنجانيده ام. هنوز هم به انقلاب گذشته دل بسته ام و اميد دارم که جمهوريت اين حمهوري را مي توان دوباره ساخت. خواستم دردلي کنم و صميمانه از شما و همه کساني که از بيگانه شدن و درجا زدن من مي کاهند تشکر کنم.
3 # ممد :
اتفاقا بسیار فیلم تکان دهنده ای بود. شما یکی از لایه های رویی رو دیدی و تو عمق نرفتی. نمی دانم شاید هم من زیاد غوطه ورم!






۲۰ فروردین:
ميگه: كلاغه پنير برگر ميزد روباه مياد پاي درخت ميگه: چطوري جيگر، چه سري چه دمبي، چه تيپي ايول بابا، نيست بالاتر از تريپ مشكي رنگ يه حالي بده ، يه دهن برامون آواز بخون كلاغه هم پنير و ميزنه زير بالش ميگه: انرژي هسته اي ، حق مسلم ماست!!







۲۰ فروردین:
دوست دارم هي بنويسي. چرا نمي نويسي

be ma rahm kon o nanvis!
2 # ٍشئشد :
والله من هی مینویسم٬اما تو نمیخوانی!!با وفا
salam dorood bar shoma
4 # ٍشئشد :
Baz kon dar baz kon
5 # احمد :
سلام آقاي الپر. و قتي که مي نويسيد و خوب و بجا مي نويسيد، ديگر چه جاي گله مي ماند، از نوشته هاي شما ياد مي گيرم و صميمانه از شما تشکر مي کنم.






۱۹ فروردین:
بابا جان. چرا اينقدر به عزيز دل من گير مي‌ديد؟ خب طرف قدش نمي‌رسيده ساعت خونه‌ش رو بكشه جلو، گفته همون بذار بمونه سر جاش. اشكالي داره؟!

از نقد منصفانه و منطقی تان کمال تشکر و امتنان را دارم.






۱۹ فروردین:
اگر پاچه خاران و پاچه گيران نبودند، دنيا جاي بهتري براي زندگي كردن بود. اين اصل كلي در مورد فضاي مجازي هم صادق است!







۱۹ فروردین:
تعطيلات تموم شد اما اصلا حس بازگشت به كار و زندگي نيست.







۱۹ فروردین:
بي تو بزم گل و مهتاب چه خواهد بودن
عيش گلگشت و مي ناب چه خواهد بودن ...







۱۹ فروردین:
ديديم كه با زور كارت قرمز و پنالتي تونستن رئال رو متوقف كنن!! به ياد كل‌كل‌هاي نوجووني و به انتظار شب‌نشيني‌هاي جام جهاني

و البته با دهان گشاد روبرتو کارلوس!
به جان الپر اگه می دونستم رئالی هستی عمرا بهت لینک هم نمی دادم! ای سلطنت طلب اصلاح شده.
تو خجالت نمي كشي؟ اگر مي دانستم رئالي هستي مي گذاشتم همان «تك مرغ» بماني. آبروي 30morgh را بردي. اگر مي دانستم، در اساسنامه مي آوردم كه طرفداران رئال كثيف حق ديدن وبلاگ را هم ندارند؛چه برسد به نوشتنش.






۱۳ فروردین:
امشب شب انتقام رئال مادريد است؛ تيم محبوب بچگي‌هام!

بارسلونته .... بارسا امشب ، همچون هر شب رئال را در هم خواهد كوفاند !!!
بازی مساوی شد. به نفع رئال.






۱۳ فروردین:
تهران آرام و بي دود وبي سر و صدا در اين روزها چقدر زيباست، كاش هميشه همينطور بود. چه كاش بي‌حاصلي