|
پوشيده چه بگوييم، اول و آخر همين بودهايم و هستيم!
... | ||
|
۸ خرداد:
رسا: حضرت آيتالله مكارم شيرازي همچنين از ارسال پيامي براي آقاي احمدينژاد خبر داد و افزود : من فعلاً منتظر پاسخ رييسجمهور هستم و پس از آن به تفصيل در اينباره صحبت ميكنم. رسا: در پي بروز برخي شايعات مبني بر واكنش حضرت آيت الله مكارم شيرازي نسبت به بيپاسخ ماندن نامه ارسالي خود به دكتر احمدي نژاد، دفتر اين مرجع تقليد اصل موضوع ارسال نامه به رييس جمهور را تكذيب كرد. الپر: پیدا کنید پرتقال فروش را.
۶ خرداد:
چو شقایق، از دل سنگ، برآر رایت خون، به جنون، صلابت صخره کوهسار بشکن
۶ خرداد:
آدم پررو کسی است که وسط کار به موبایل تو زنگ بزند، از مؤدب بودن تو سوء استفاده کند و هم مزاحم کارت شود و هم احساس کند با مزخرفاش دارد تو را نصیحت میکند. خدا نصیب نکند مزاحم را، از هر نوعش که باشد.
بسم الله . جناب آقای علی پیر حسینلو . سلام علیکم . 1- فکر نمی کردم باید علم غیب می داشتم و می دانستم که روز جمعه مشغولید. تا خودم هم نپرسیدم علت شلوغی را چیزی نگفتید. 2- نمی دانستم ، توصیه ای که به آقای رجب خان مزروعی کردم و به شما هم گفتم ، برای شماهم ضروری باشد. خرید یک آی سی رکوردر که بتوانید ادبیات و طرز حرف زدن و جملاتتان را حفظ کنید نه اینکه با این فاصله زمانی اندک ، خود را مودب و من را اینگونه خطاب کنید. 3- سن من و شما تفاوت آنچنانی با هم ندارد. من در مقام موعظه و نیحت نیستم . چنین قصدی هم نداشتم . اگر قرار بود موعظه ای اثر کند ، هزاران صاحب نفس کرده اندو اثری نکرده . من در قبال شما وکالتی ندارم . و ما انت علیهم بوکیل. 4- شما ، اگر همان کسی هستید که در حوزه عمومی ، حرف زدن عادی من با شما را مزخرف نامیدید ، در حوزه خصوصی چگونه ادب خواهید داشت ؟ این ادب همان ادب است که از آن سوء استفاده (؟!) شده ؟ 5- توصیه به شما که همانند بقیه دوستانتان ، آنچه برای خود می پسندید برای دگیران هم بپسندید و دانستن را حقیقتا حق مردم بدانید و وقتی بقول خودتان در جواب کسی حرفی برای گفتن ندارید ، آن را با صداقت بگویید ، صوء استفاده از آن ادب مخصوص شما که شرحش رفت ، است ؟ منظور شما از مزخرف ، دوعت به صداقت است ؟ البته می دانم که اگر در ناگه شما دعوت به صداقت و پایان دادن به جنجال سیاسی ودرگیری های روزمره و حرکت بسمت نزدیک شدن دیدگاهها ، مزخرف نبود حال و روز شما بهتر از امروز بود. 6- آن بار که یک خبرنگار غیر همسو ، سئوالی را زنگ زده بود که از رجب خان بپرسد ، ایشان در وبلاگش نوشت که علت اینکه جوابی به او نداده این بوده که آن خبر نگار سر نهار مزاحم شده . من هم که زنگ زدم و روز جمعه سر کار !! مزاحم شدم ! بفرمائید ببینم ، چه زمانی وجود دارد که شما تضمینا اولا از گفتگو فرار نکنید و دوما : به طرف خود بی ادبانه ، توهین نکنید و حرفهای او را در نهایت ، مزخرف ننامید و حرمت او را حفظ کنیدو فرد از گفتگو با شما به این جمع بندی نرسد که نباید کمترین احتمال مردی و انسانییت ودینداری و دین مداری و حق محوری در مورد شما می داده ، ثالثا آخر کار طرف مزاحم تلقی نشود ؟ 7- نهایت مزاجمت من این بود که گفتم ، عین حرفهایی که شما بمن می زنید آقای رجب مزروعی هم زد . به ایشنا هم گفتم آنچه که به من می گوید ، در وبلاگش بنویسد. او براحتی ابا کرد. اما به شما گفتم و اول گفتید باسد می نویسم و در نهایت گفتید لازم نیست هر چیزی را بنویسم . گفتم اینها که مربوط و روشن است. کاش در وبلاگ خود بنویسید اینها را و یادآوری کردم که به مزروعی هم همین راگفته بودم . اما نهایت ، نوشته شما چیزی نیست جز یک توهین دور از مرام حق محور ، که اموز اینجا ثبت می شود. 8- من تصورم این است که قصد شما این است که از خود ، چنان قول بی ادب وبی کنترلی در ذهن من شکل بگیرید که من دیگر رات نکنم به شما زنگ بزنم . اما فکر نمی کنید من اهل لرزیدن با این فحاشی ها نیستم ؟ 9- وقتی از شما ، در مورد کامنت های مطلبتان در مورد افشاری پرسیدم و از افشاگریهایی که علیه هم کردید که دست کیهان را هم از پشت بستید وبراستی انچه که کیهان در طول 8 سال در مرود هر دو طیفتان نوشته بود با له و علیه نوشتن هایتان اثبات کردید ، گفتید که عدم تحمل ، فقط مربوط به امثال من نیست و در شماها هم یافت می شود ، امروز فهمیدم ، خود شما ، نمونه بارزی از همان هستید که آن را مزمت می کردید. 9- شما که تحمل یک تماس تلفنی را ندارید ، بصراحت بگویید که هدفتان از ایجاد یک وبلاگ ، اجیاد یک پایگاه تبلیغات روانی است و نه چیز دیگری مثل تعامل ؛ آشنایی دیگران با افکارتان و برقراری ارتباط سازنده انسانی . چرا از بصراحت گفتن این چیزها شرم دارید وقتی به آن متمسک هستید ؟ شترسواری دو لا دو لا ؟ چطور دم از تحمل و مدارا در حوزه سیاست می زنید ؟ کدام تحمل ؟ کدام مدارا ؟ هنگامی که سرود یار دبستانی می خوانید و با آجر بر سر مخالفان خود میزنید ؟ 10- نمی دانید چند وقت است که شماره همراه شما را دارم . اما مثل شما نستم که کارم ، علنی کردن شماه هایی باشد که دارم . ظرفیت و تحمل انسانی بالا تر از آن ارزش دارد و می ارزد که با یک توهین شخصی ؛ سرریز شود.
من می دانم در نهایت هم از همانها خواهید بود که عمر خود را درراه آنچه که به آن اعتقاد دارید هم صرف نخواهید کرد. سرگشتگی و حیرانی در دنیای سیاست ومعرفت و چرخیدن و هر روز ، از دری به در دیگر بودن ، عاقبت شم است. این بی ادبی که در حق من هم کردید ، در مقابل آنچه که کرده بوده اید شا و دوستان ، در حق من و امثال من ، قطره ای در مقابل در یاست و در مقایبل آنچه که خواهید کرد اصلا دیهد نخواهد شد. و در نهایت : شما هم خط ها ، هر یک ، آئینه تمام نمای دیگرانید. شما با اعمال خدو ، خودتان را به دیگرانی که شما را کمتر می شناسند معرفی می کنید که از کوزه همان برون تراود کهدر اوست. یا حق. ابوذر منتظرالقائم مدیر وبلاگ پاسداران
بسم الله . موضوع این کار ناشایستی که کردید و نوشته دور از شان حاضر را بهمراه کامنت فوق الذکر با گرفتن اغلاط املایی و کمی مطلب و عکس ، صفحه بندی شده در وبلاگم گذاشته ام . ترسم مرسی به کعبه ای اعرابی...
هوووووووووووووووووو!
اينجا خيلي حال ميده!
اين صفحه كامنت رو ميشه فيور كرد؟!
الپر تو که از اون نام نبردی. چوب رو برداشتی و گربه دزده فرار کرد
در قاموس دوم خرداد ، این یعنی فرار ؟ الپر آنچه بود ، در ادب ، شماها هم به آن اضافه شدید. گل بود وبه سبزه نیز آراسته شد. گربه دزده ! :)) فقط می خواهید آنچنان بی ادبی به خرج دهید تا کسی جرات نکند با شما ها در مورد حق خودش حرف بزند ! :))
پیام فضلی نژاد :بازجوی کوچک ،مزاحم همیشگی
عکس بالا چهره پیام فضلی نژاد از مشاوران سعید مرتضوی است. اين عکس که از چشم رسانه های منتقد مخفی مانده توسط عکاس خبرگزاری فارس در دادستانی و در حاشیه جلسه اعترافات وبلاگ نویسان از فضلی نژاد گرفته شده است. فضلی نژاد قبل از ضیط آن اعترافات تلویزیونی یک ساعت نقطه نظرات سعید مرتضوی را برای 4 متهم توضیح می داد و ذهن آنان را برای گرفتن نتیجه ای که دادستان می خواست آماده می کرد. او یک ساعت در دفتر شعبه اول دادسرای کارکنان دولت متن اعترافات را با رفیع زاده و میرابراهیمی و معماریان و تمیمی مرور کرد و هنگامی که اعترافات ضبط می شد تمام حاضران و نیز این عکس شهادت می دهند که در کنج سالن نشست تا دست پخت شوم خود را ببیند.
متهمان پس از پاسخ به سوالات خبرنگاران به چهره او نگاه می کردند تا علائم رضایتش را ببینند. تلویزیون جمهوری اسلامی هم یک دقیقه تصویر او را در حالی پخش کرد که با هر 4 نفر در حال گفت و گو بود و به ظاهر با آنان بگو بخند می کرد
در توضيحات اخير بازداشت شدگان پيرامون نحوه رفتار در زندان و بازجويي ها نيز بارها اسم پيام بعنوان بازجو مطرح شد. سايت امروز نيز در همين زمينه او را نماينده ويژه قاضي مرتضوي معرفي کرد. امروز نوشته است: پس از چند روز بازجويی از آقايان قريشی و وطنخواه در محل بازداشتگاه مخفی، آن دو را برای بازجويیهای فنی به اداره اماکن نيروی انتظامی در خيابان مطهری میبرند. در آنجا شخصی که خود را نماينده ويژه قاضی مرتضوی مینامد به عنوان بازجوی فنی پرونده، متهمان را بازجويی میکند. اين شخص که از متهمان بعدی پرونده نيز بازجويی کرد (آقای پيام فضلی نژاد) متهمان را به سرانجامی مشابه مقتولان پرونده قتلهای زنجيره ای تهديد میکرد تا با ايجاد ارعاب در متهمان همکاری بازداشت شدگان را جلب کند.
فضلي نژاد از ارکان دست چندم مرتضوي است و کارايي او صرفا بخاطر نفوذش در ميان نسل جديد روزنامه نگاران بوده است. وي براي خودشيريني و ارائه نقش مهم از خود، سناريوهايي را ساخته و پرداخته و با دادن نقش هايي به روزنامه نگاران جوان، آنان را گرفتار مي سازد. از زماني که چهره او براي اغلب دست اندرکاران و روزنامه نگاران رو شد، وي نيز به پشت صحنه رفته است.
بنابر اطلاعات دریافتی فضلی نژاد که تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی به تازگی به پایان برده و مشاور رمضانی، معاون اطلاعات ناجا محسوب می شود، مرتبا به دادستانی و دفتر دادستان تهران رفت و آمد های منظم دارد و وظیفه نگارش کیفر خواستهای اینترنتی و امنیتی به او واگذار شده است.
فضلی نژاد از سه سال پیش به جمع نیروهای اطلاعاتی پیوست. او که متولد سال 1359 در یک خانواده مرفه است در مدرسه نیکان درس خوانده، ابتدا بر خلاف دانش آموختگان این مدرسه نظرات دگر اندیشانه داشت، اما پس از سپری کردن یک دوره زندان و نیز طی دوره آموزش های فشرده اطلاعاتی در دانشگاه امام محمد باقر به جمع نیروها و مشاوران امنیتی پیوست.
وی خواهر زاده احمد ابریشمچی، مدیر عامل ایران نوکیا و از سرمایه داران به نام ایرانی است که از نزدیکان هاشمی شاهرودی و خامنه ای است. با این پشتوانه فضلی نژاد به سرعت پس از یک دوره دگر دیسی جای خود را در میان محافل امنیتی و قضایی اقتدارگرا باز کرد و از یک دگر اندیش و متهم تبدیل به یک مشاور امین شد.
از جمله خدمات پیام فضلی نژاد به وزارت اطلاعات و حفاناجا و دادستانی می توان به تدوین لایحه فیلترینگ سایت های اینترنتی ، تکمیل پرونده های امنیتی وبلاگ نویسان و تشکیل ستاد ویژه کنترل روزنامه نگاران و تحت نظر گرفتن آنان، تاسیس دفتر میدان فاطمی به عنوان دفتر جمع آوری و تحلیل اطلاعات برای حفاظت اطلاعات قوه قضاییه و ... یاد کرد.
نکته جالب اینکه پیام فرزند محمود فضلی نژاد مشاور دوران ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر است. پدر وی که در زمره نزدیکان بنی صدر بوده و مدتی ریاست کمیته قم را در اختیار داشت، سالها از دست رژیم فراری بود و اکنون در آلمان زندگی می کند و مادر پیام نیز از نزدیکان صادق قطب زاده بوده و مسوول دفتر وزیر خارجه به شمار می رفته و پس از اعدام قطب زاده از وزارت خارجه پاکسازی می شود.
خدمات پیام فضلی نژاد به سیستم امنیتی چنان ارزشمند بوده که آنان بنا دارند تا وی را برای دوره دکتری حقوق با سهمیه ویژه بورسیه نمایند تا با ایجاد چهره علمی برای وی، از او به عنوان یک حربه توجیه علمی در آینده استفاده کنند. این طرح قاضی مرتضوی است. آنها که صبح ساعت ده از جلوی دادستانی رد می شوند چهره درون این عکس برایشان آشناست.
الپر جان با این آقا کلنجار نرو. این آقا از گفتگو کردن یک چیز هایی شنیده. به شرطی حرفی رو میشنوه که مطابق میلش باشه و گرنه، سانسور. الپر جان، مملکت که صاحب نداره، با این افراد اطلاعاتی و تک تیر انداز کلنجار نرو. همین شخص، شخصیه که بالقوه تروریسته و بالقوه آماده ی یک اتمام حجته تا هر کسی رو که بهش گفتند خلاف نظر ولیه فقیه عمل می کنه بکشه. می ترسم روزی برسه که ولی فقیه شون (هر کسی، نه الزاما خامنه ای و نه الزاما در این زمان) حکم اعدام افراد، کشتار دسته جمعی یا هر چیز دیگری رو بده و این ها هم به مثابه همون داستان کریستین آندرسن یا همون داستان سلیمان و شیطان، هم چنان ولی فقیه شان رو معصوم ترین بشر روی زمین ببینند.
الپر جان با کسی گفتگو کن که فرمانده اصلی بندش و رفتارش مغزش و وجدانش باشه ، لا اقل دینش باشه، و نه اشخاصی که شرح حالشون برای همه ی ما مشخصه.
۷ خرداد:
بعله. بچهها میگن کوی دانشگاه هم شلوغ شده. تعجبی نداره. پانترکیستهای دانشگاه تهران کم از زنجان و تبریز که ندارن
مطلبم رو درباره ی ماجرای کوی بخون
البته ماجراي كوي ممكنه با ماجراي اخراج فلهاي جمعي از فضلا و اساتيد گرانقدر دانشكده حقوق بي ارتباط نباشه. ولي چيزي كه مشخص است در همه اين قضايا يك عده از خدا بيخبر به خاطر منافع كثيف خودشان آتش بيار معركه ميشوند و عدهاي بيگناه را به مسلخ ميفرستند.
سلام...و حالا سران دلسوز مشارکت کجا هستند؟ آنهایی که شما سنگشان را به سینه می زنید؟ حکما در حال مذاکره.ولی این بار با انصار.
الپر قکر کنم یه روزی باید جدی این نگاه و تحلیل های آبکی را برای همیشه کنار بذاری. هنوز پاندولت داره بین عقلانی بودن و مغز یه بچه حزب اللهی که از کودکی تو مسجدها شستشوی مغزی شده -این ور اون میره! من بیشتر نگران آن نوجوانانی هستم که تو حزب مشارکت لابد یکی از رهبرانشان تو هستی :)
ياشاسين ترك ميلت.
مساله به اخراج دانشجوها و اساتید و بسته شدن فضا مربوط میشه .
۵ خرداد:
هیچ فرقی نمیکند که جزو آن 17 میلیونی باشی که به احمدینژاد رأی دادند یا جزو آنهایی که او را مسخره میکردند و میکنند. شهر که به هم بریزد، خشک و تر با هم میسوزند. وقتی جامعه اینقدر عصبی، ناآرام و حساس باشد که با یک "نمنه" چند شهر به آشوب کشیده میشود، وای بر این حکومت، و بیچاره این مردم!
سلام متاسفانه همه به هم ریختن ولی چیزی که در این میان بایستی به آن توجه کرد مقابله با اهانت به هر قوم - شهر - مذهب و... است . هر کی خودش یه انبار باروت شده مواظب باشیم جرقه را ما ایجاد نکنیم.در این اوضاع بحرانی باید دقت و خونسردی و گذشت بیشتر باشد
الپر عزیز متاسفانه مطلبت در مورد مسئله ترک ها بی انصافانه و اشتباه بود مپل قضیه افشاری و سوتی بزرگت.
من یه مشارکتیم ولی اصل قضیه چیزی فراتر از نمنه و کوته فکری دانشجویان ترک است.
متاسفانه قومیت گراها برای بسیج مردم بسیار تواناتر از دموکراسی خواهان هستند!و این واقعیتی تلخ است.
برای صحبت کردن در مورد مسائلی از این دست باید محتاط تر بود.
علي كوته فكر توئي كه هنوز نفهميدي چه خبره -دو روتر و منافق تر از مشاركتيها نديدم نه از آن بيانيه شان در حمايت از تركها ونه اظهار نظر احمقي مثل تو--ملت ترك حق دارد گردن منافقان تفرقه افكني چون تو(علي) و دست اندركاران روزنامه ايران را بشكند. ننگ بر مشاركتيهاي فاسد و فرصت طلب
يعني واقعاً فكر ميكني 17 ميليون به احمدي نژاد راي دادن؟!
جناب پیرحسینلو! مطمئنم از ان دسته انسانهایی هستید که یک بعدی و کودکانه در مورد برخی مسائل قضاوت نمیکنند. تمنا دارم اندکی در مورد علت واقعی قضایا تحقیق بفرمایید.
۶ خرداد:
به من هر کار اینترنتی که میگن بگن. html درست کردن نگن. اینقدر زورم میاد ...
۶ خرداد:
این که گفتم اصلا حسن وبلاگ الپر یا خودشیفتگی نویسنده او نیست. این بدبختی من است که هر چیزی می نویسم اینقدر دردسر در پیاش دارد که از نوشتن پشیمان میشوم!
سلام...خوبی....بنظر وبلاگ شما به یک آسیب شناسی نیاز دارد.....خودتان فکر می کنید چرا؟....خوب ساده ترین و اولی جوابش اینه که شما بعضی نوشته هاتون ایهام داره.....من به شخصه از این نوشته تون اون برداشتی رو داشتم که براتون قبلا کامنت دادم......دوم: با اینکه ما همه خودمان را از نظر فرهنگی غنی می دانیم و مدام خرده می گیریم به دستگاه حکومتی که چرا نقد ها را بر نمی تابد ؛ اگر کسی (مثل شما) در خارج از محدوده ذهنی مورد نظر ما بنویسه همگی بر علیه او بسیج می شویم ( درباره علی افشاری)............و حتما دلایل دیگری داره..........اما الپر را آسیب شناسی کنید
۱ خرداد:
آزاد گذاشتن کامنتها برای وبلاگی مثل الپر نیاز به شهامتی دارد که کمتر کسی دارد. اما من افتخار میکنم به اینکه "هنوز" صبرم را برای شنیدن نظرات متفاوت و مخالف و حتی موهن و دروغگو از دست ندادهام.
الپر جان نظر که دروغگو نمیشه، نظر دهنده دروغگو میشه!
اینو فقط گفتم که حرصات رو ببینم میتونم در بیارم یا نه. :)
بسم الله . و البته بیشترین فحش ها و توهین ها را از سمت رفقای همفکر امروزی ات خوردی وبیشترین جوابها و تعامل را هم برای همانها خرج کردی. بیشترین حرف حساب را از امثال من شنیدیو کمترین جوابی که دادی به سمت امثال ما بود. سانسور کردن با کمک سکوت ، یکی از روشهای مخوف سانسور است که خصوصا در قبال من بکار بردی. تو با ننوشتن سانسور می کنی. محمد مسیح می گوید به تو تلفنی گفته که آنچه که نوشتی بودی در مورد مجمع و دور زدن و امثالهم غلط بوده . اما تو به او گفته ای به ابوذر بگو اگر کاری دارد ایمیل بزند. من هم گفتم اگر خودش دین داشته باشد به او جت تمام شد. یادت رفته بحث ثانون مجازات جرائم رایانه ای و مقررات نشر الکترونیک را ؟ عل من مبارزت و پاسخ مفصل من را وبعد هم متهم شدن کامنت های من به فله ای بودن وتو هم سانسور کردن فله ای ! با جواب ندادن ! چه الپری ! الپر پاسخگو ! سانسور نکردن همه چیز نیست. جواب دادن منطقی و فرار نکردن ، هنر است. اینکه هزار تا کامنت توهین آمیز را بزای محبوبیت زایی و مظلوم نمایی پاک نکی در مقابل اینکه هزاران کامنت عاقلانه و مدبرانه را بی پاسخ بگذاری ، هیچ ارزشی ندارد.
بسم الله . من در وبلاگم ، کامنت های هرزنگاری علیه دینم ، پیامبرم ، و افتخارات ملی و دینی ام را پشت نظارت استصوابی گذاشته ام و تو آزاد کردی. کدام ارزش دارد ؟ من کامنت های هرزه را پاک می کنم اما تو نمی کنی . کدام ارزش دارد ؟ من به حرف حساب ( یا کسی که حداقل ادعای حرف حساب داسشته باشد وفحش ندهد و جنگ روانی و میتینگ در وبلاگ من بپا نکند ) جواب می دهم . اما تو اتفاقا حرف حساب را بی جواب می گذارد . کدام ارزش دارد ؟
۳۱ اردیبهشت:
اردیبهشت رفت و به خرداد ره سپرد
۳۱ اردیبهشت:
یک تعداد وبلاگ به لیستهای روزنامهنگاران و دوستاناضافه کردم. یک لیست جدید هم برای وبلاگ های اعضای مشارکت درست کردم. البته هنوز کامل نیست... امروز اصلاحات وبلاگی، بدتر از اصلاحات سیاسی، یک پروژه درازمدت است!
اینجا دیگه یکی کامنت بذاره نوبره نه؟
واقعا. کار سختیه اصلاحات وبلاگی.
من الان دارم سعی میکنم به دوستام بگم بلاگ رولینگ بزارند هنوز زورم نرسیده. میگن بازدیدت رفته بالا مغرور شدی. میخوام اوهایی که سالی یکبار میان سر میزنن و ماهی یکبار آپ میکنن رو حذف کنم. میگن ما بودیم که ...
و خیلی چیزهای دیگه.
راستی میخوام پر رو بازی در بیارم. در چه شرایطی یه وبلاگ نویس چهار ماهه میتونه بیاد تو لیست پیوند های شما؟
( خودم خجالت کشیدم )
عزیز دل یه مشکلی که هست اینه که در وبلاگ نویسی فارسی به جای اینکه تعقل و موضوعات جذاب و فابل تحلیل دنیای واقعی به فضای مجازی بیاید . فقط تشویش های ذهنی که در محیط مجازی خیلی راحت دامن زده می شود به واقعیت پا بگدارد . این لیست بچه های بنده خدای مشارکت هم از این قاعده جدا نیست اینفدر براشون لجن پراکنی میکنند تا اون ها هم دچار توهم گیجی بشوند و بجای محاسبه مقادیر واقعیت در جامعه آمار پراکندگی های فکری و سلیقگی در فضای مجازی رو مبنا فعالیت خودشون کنند . بعد می شود این انتخابات آخری ما سر گرم ترشحات ذهنی یک عده می شویم که از نظر دهنی و روحی آسیب دیده اند نتیجه هم این میشود که تا بعد اعلام نتایج تازه متوجه میشویم اصلا مسیر حرکت مردم ]چیز دیگری است
۳۰ اردیبهشت:
رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید
۳۰ اردیبهشت:
اي همه شکل تو مجموع و همه جاي تو خوش ! خیلی مخلصیم :: ای وای ببخشید. منظورم مطبوع بید!
سلام . اي همه شكل تو مطبوع درسته ! اشتباه نكن!
salam khobi ali gha man taze emroz webloge jalebeto khondam omidvaram movafagh bashi
"ای همه جای تو مطبوع و همه بوی تو خوش!" يا "ای همون جای تو مرطوب و فلان جای تو خوش!"
۲۷ اردیبهشت:
ویندوز که به هم بریزد، آی اس پی محترم که بی مسئولیت باشد، سر که شلوغ باشد، یک جوری می شود که هزار حرف نوشتنی می آید و می رود و وبلاگ تکان نمی خورد!
۲۷ اردیبهشت:
بزرگواری ات سبب شد گمان برم که در قلبم نمی گنجی ...
از قدیم میگن دوستی رو انتخاب کن که دلش اونقدر بزرگ باشه که برای جا شدن تو دلش نخواهی خودتو کو چیک کنی . حاج کمال
مطلبی درمورد نمایشگاه کتاب نوشنم.
"دل دریا کن ای دوست "
"دل دریا کن ای دوست "
۲۲ اردیبهشت:
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم ... مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
۲۲ اردیبهشت:
بچه بودیم بهمون می گفتن مسخره بازی هم حدی داره!! اما بزرگ که شدیم فهمیدیم مسخره بازی اصلا حدی نداره :)
البته گويا نسبي است ! هر چقدر يه كاره اي تر باشي حدودت هم كمتر ميشه!
۱۸ اردیبهشت:
نمایشگاه. نمایشگاه. فقط نمایشگاه. اون هم توی روزهایی که به شدت وقت کم میارم. بی خیال. عشق است نمایشگاه!
پسرم بابا! کوتا بیا جان من همچی تحفه ای هم نبود این نمایشگاتون!
بابا نذار بگم تو از اون قماشی که تو نمایشگاه را می افتن به امید اینکه یه گنده ای رو ببینن دنبالش راه بیفتنو کیف یارو رو براش بیارن و نوچه بازی!! ما که تو رو خوب میشناسیم بابا . ما که می دونیم چقدر پیاده ای . قدیما بچه ها بهت می گفتن: کیف کش آقا..
راستی یادمه پارسال افشاری اومد نمایشگاه نفهمیدی خودتو چه جوری انداختی جلو سلام کنی و یه عالمه تملقشو گفتی..
بابا کوتاه بیا علی جیقیلو . ..ما که بهتر از این حرفا میشناسیمت..
۱۶ اردیبهشت:
ایها الناس الزهاده قصر الامل
ايهاالناس بخوانيد و عبرت بگيريد:
http://www.kayhannews.ir/850214/2.htm#other209
|
||