|
پوشيده چه بگوييم، اول و آخر همين بودهايم و هستيم!
... | ||
|
۳۱ مرداد:
تا کی به تمنای وصال تو یگانه / اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه / تا چند سرایم غم هجران تو یارم / ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
یادش بخیر!پارسال این موقع همش می گفتی زمین و آسمان مکه دیشب نور باران بود....بعد یادت افتاد که این مال 40 سال قبلش بوده!:)
عیدتان مبارک!
با سلام
جناب الپر خیلی کم کار شدی !! از بس اومدم و مطالب بیات دیدم خسته شدم . امیدوارم سلامت باشی و کم کاریهات بخاطر گرفتاری نباشه ... موفق باشی
۳۱ مرداد:
من به جون خودم قصد توهين نداشتم. من نه منم با نمنه فرق ميکنه. آقا نکن. تظاهرات نکن...
جبهه دموکراسی و حقوق بشر زائید
من نمی دانم چرا این آقای مصطفی معین، بدون هیچ دلیلی حرف می زند؟ سر انتخابات که حرف نمی زد، بیست میلیون طرفدار داشت، دهانش را که باز کرد، تعداد طرفدارانش پنج میلیون نفر شدند، حالا هم با این اظهار نظرش در مورد جبهه دموکراسی و حقوق بشر، به زحمات نکشیده دوستان آب پاشید، رفت. من نمی فهمم اصلا معنی اینکه اعضای جبهه دموکراسی و حقوق بشر باید مذهبی و معتقد به نظام باشند یعنی چه؟ اگر این طوری باشند که مرض ندارند به جبهه دموکراسی خواهی بیایند، می روند به هیات های سرچشمه و یا موتلفه. من پیشنهاد می کنم که اصلاح طلبان برای اینکه معین تبدیل به یک چهره موفق سیاسی شود، اجازه حرف زدن را به او ندهند
سلام بر شما.اگر جای شما بودم این شوخی را به یادداشتم اضافه نمی کردم. من اگر ناراحت نشوید ترکم و تفاوت نمنه و من نه منم را هم فکر می کنم بدانم چیست. امیدوارم همه ما روزی آیین تظاهرات و اعتراض را بیاموزیم و پلیس و نیروهای امنیتی مان هم یاد بگیرند که چگونه باید با تظاهرات اعتراض آمیز برخورد کنند تا خون مردم همین طور الکی هدر نرود و مهمتر از آن مدعیان اصلاح طلبی مان هم یاد بگیرند که بد نیست در این موارد حداقل برای حفظ ظاهر هم که شده گله ای بکنند و خواستار پاسخگویی دولت و دولتیان در قبال خون ریخته شده باشند. یاد گرفتن همه این ها زمان خواهد برد و به عمر بنده و شما وصال نخواهد داد. احترام به همدیگر را فراموش نکنیم لااقل.
دوستارشما
آخه چرا این همه به ترکها توهین می کنید. واقعا شما فکر می کنید تظاهرات به خاطر کلمه "نمنه" بود.مطمئنم میدونید که اینطوری نبوده ولی همتون دوست دارید تا جایی که میتونید ترکها را تحقیر کنید
۷ شهریور:
دعا کن خدا یه لپتاپ بهم بده. صبح تا شب وبلاگ مینویسم
علی جون مواظب باش اگه صبح تا شب پای لب تاب بشینی و وبلاگ بنیویسی انوقت لبات تاب بر میداره و سر از دار الشفای اوین در میاری ها ....
طبیب الشعرای تهران
بهتر جای ارزو به داشتن وبلاگ ارزو کنی این متفکر عالیقدرمیر دامادی شمارو به سمت لائسیم نبره!!! بدبخت جهانبگلو و احمدی هیچکس کتاباشونو نمیخره!!! مثلا فکرشو کن گذر بر مدرنیته اثر شکوری راد!!!!! یا تاملی در چیستی لائسیم اثر مجتبی بدیعی بره زیر چاپ واقعا چه درامی میشه!!!!! یا اصلا موج پنجم اثر فیلسوف گرانقدر صفدر حسینی!!!!!!!!!!! خدایش چی در میاد جای رابرت دنیرو خالی چه فیلمی میشد!!
۲۵ مرداد:
آتش است این بانگ نای و نیست باد / هرکه این آتش ندارد نیست باد ...
جالبه! فکر نمی کردم دیشب حال حضرتعالی هم مولویی بوده باشد! پس حتمن در عالم خبری بوده است.
جل الخالق! احمدي نژاد هم ولاگ نويسي را شروع كرد:
http://alef.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=149
۲۲ مرداد:
گاهی یک حرف خوب، پایان ماجرای یک روز است. هر شب خورشید در آغوش افق آرام میگیرد. اما گاهی یک جمله، یک واژه، یک حرف، همه حرفها را میزند. درست لالایی بلد نیست ماه، وگرنه خورشید زودتر هم میخوابید. شاید همان بالا. لمیده روی ابرها...
۲۲ مرداد:
برای هر خوبی امید به او داری... کم را زیاد میدهد، آنچه که میخواهی میدهد، آنچه نمیخواهی میدهد و به آنکه نمیشناسد میدهد... تمام خوبیها میآید... تمام بدیها میرود... نقص ندارد اگر بدهد... این که هیچ، باز میافزاید... کافی است به سوی او اشاره کنی... کاش دل از میزان صداقت زبان مطلع شود.
چقدر خوبه كه به يه همچين چيزي معتقدي.قدرشو بدون
۱۸ مرداد:
امروز انتخابات انجمن صنفی روزنامهنگاران برگزار شد. طبق نتیجهای که ایسنا اعلام کرده، لیست اصلاح طلبان به طور کامل برنده شده است. البته همه نگران انقلتهای احتمالی که وزارت کار در کار بیاورد، هستند. اما من شخصا بعید میدانم در مورد انجمن مثل موارد دیگر رفتار کنند و به موازی سازی و پلمب و غیره دست بزنند. بالاخره روزنامهنگار جماعت مثل اصناف دیگر نیستند که بیپناه و بیزبان باشند، بیپناه هستند اما بیزبان نه. فکر نمیکنم کسی جرأت درگیر شدن با چندین روزنامه و چند ده وبلاگ و سایت و چندصد روزنامهنگار را داشته باشد.
بازتاب جدید:
alef.ir
ضمن تبریک، آقای حجاریان هم زمانی می گفت روزنامه ای که صد هزار تا تیراژ دارد ( صبح امروز) را نمی توان بست. اما هم آنرا بستند و هم چند تای دیگر از این صد هزار تایی ها را .....
البته امید وارم که اتفاقی نیافتد اما باید مراقب بود.
تنها خبر خوبی بود که تو این مدت شنیدم... مبارک باشد و مستمر
۱۶ مرداد:
امروز (یکشنبه) ظهر انتخابات انجمن صنفی روزنامهنگاران در حسینیه ارشاد برگزار میشود. این مرحله سوم است و هرچند نفر که بیایند انتخابات انجام میشود. البته وزارت کار و کیهانیها یک کارهایی کردهاند که کار را خراب کنند و ممکن است بعدا هم اذیت کنند، اما فعلا تنها کاری که از بچههای روزنامهنگار برمیآید این است که شرکت کنند و هیات مدیره بعدی با رأی بالا انتخاب شود تا دهان مخالفان این تشکل صنفی بسته شود. :: لیست توافقی روزنامهنگاران اصلاح طلب :: نوشته مزروعی :: نوشته مختاباد :: نوشته سیدآبادی :: نوشته محمد عاملی :: نوشته حنیف :: نوشته خودم :: فراخوان برای رأی دادن به لیست ائتلافی اصلاح طلبان :: این هم نمونه برگه وکالت
۱۶ مرداد:
فردا (شنبه) صبح همایش "ایران یکصد سال پس از مشروطیت" در کوهپایههای بالای تهران برگزار میشود. نیاوران، اول جاده دار آباد، مرکز همایشهای بین المللی رایزن. صبح ساعت 9 خاتمی سخنرانی دارد و بعد هم دو روز همایش. ظاهرا مقالات بار علمی خوبی هم دارد. مشروطه است و صد سال و دموکراسی و ایران دیگر. به دو روز نشستن و حرفهای نو شنیدن میارزد. وبلاگ همایش هم در این آدرس راه افتاده. ببینید و فردا هم اول صبح بیایید.
۱۶ مرداد:
درباره مرگ اکبر محمدی و بیمسئولیتی مسئولان کشور میخواستم بنویسم و حرف داشتم. اما بعضی از کامنتها منصرفام کرد. نمیخواهم - قبل از هرکسی به خودم - اجازه دهم که کسی بگوید درباره چه چیزی بنویس و ننویس و چرا نوشتی یا ننوشتی. از بزرگتر از اینها هم حاضر نیستم حرف بشنوم و خط بگیرم. چه رسد به کامنتگذار که حتی جرأت معرفی خودش را هم ندارد و مستعار مینویسد
الپر عزيزسلام. نوشته ها و ستو ن وب گردي را مرتب مي خوانم و ازت متشکرم . نوشتن اين نظر برايم سخت است و با خودم کلنجار داشتم که بنويسم يا نه . از آزاد گذاشتن و کنترل نکردن نظر ديگران به بهانه هاي متداول هم بسيار متشکرم . باسخني که در بالا نوشته اي هم موافقم ، فقط با اين: (چه رسد به کامنتگذار که حتی جرأت معرفی خودش را هم ندارد و مستعار مینویسد ) موافق نيستم. تو دلت مي خواهد بنام الپر بنويسي ، من هم يه خواننده الپر هستم و هر دويمان الپريم و آزاديم که الپر هم بمانيم. با اين حال موافقم که در مورد نوشتن در مورد مقامات بالابالا که پاسدار دارند و خط قرمزشان هم خيلي پت و پهن و رنگش هم از خون قرمز تر است ، اگر کسي مي نويسد و نوشته اش هم تعريف و تمجيد از مقام معظم بالابالا نيست حتما از اسم مستعار استفاده کند و مثل من ننويسد احمد که نام واقعي من است .
ey val :))
آق الپر
بيا کيرم بخور بچه کونی مزدور
ريدم به هيکل تو اربابات
بسم الله
تحت تاثير بودن از كامنت گذار البت دو شق داره يكي اينكه بدون علت قبول كني يا بدون علت رد كني حالا اگه نوشتنش فايده داشته و براي لجبازي ننوشتي شايد....
I swear to God that comment wasn't the reason why you didn't write any thing about him. He wasn't " Khodi",right?. He wasn't one of reformists who support Khatami and Jebhe Mosharekat. He wasn't worth a post, right?
انسان نادان قبل از اینکه تهمت بزند میپرسد و جویا میشود!! بعد تهمت میزند! البته از مرداب هیچگاه نهنگ برنمیخیزد! و از چون تویی که در مشارکت هستی و دوستانت یا بهتر اربابانت قاتلین اصلی عمو و پسرعموی من هستند چنین تهمتهایی بعید نیست!!! من و خانواده ام هنوز زخم تندرویهای اربابانت در دهه ی شصت را فراموش نکرده ایم!!لابد بازهم نمیدانی کی و کجا پس سابقه ی فقط چند اربابت را مرور میکنیم!!!فقط چند ارباب!!!!!1-حمیدرضا جلایی پور: عضو 18 ساله سپاه پاسداران. فرمانده ی 19 ساله ی کردستان و ببخشدار که هنوز هم بر کردستان میشورد! بهتر است برای جنایات او سری به خاطرات قاسملو بزنی!!!2-تاجزاده:عضو تندرو و همکار ذوالقدر وباکری در مجاهدین انقلاب که چه بر سر بچه های بد بخت مجاهدین خلق اوردند!!!3-علوی تبار: همکار ودوست سابق موسوی (کاظمی)متهم ردیف دوم قتلهای زنجیره ای!!! فهال سپاه شیراز و معاونت اطلاعات سپاه شیراز تا سال 1365!!! 4-صفدر حسینی(دبیر کل اینده ی تو) :قهرمان جبهه های سوسنگرد عضو تندرو سپاه که به خود میبالد که جاسوس و گماشته ی او خانه ی تیمی موسی خیابانی و رجوی را لو داد!! بیچاره انها چه بیگانه به خاک افتادند!!5-میردامادی:حتما میدانی که مهاون وزیر کشور در هنگامه ی بسیاری قتلها بوده!! ضرغامی تیر خلاص زن از او خاطرها تعریف میکند!!!! حنما این هم میدانی که به جرم جنایت علیه بشریت یک پرونده مسکوت در استکهلم داراد!!! این فقط چند نمونه از سابقه ی اربابان جنایتکارت است و تو که هنوز در دهه های شصت طفل بودی دوستانت به انگشت اشاره ی امامشان سیلاب خون راه می انداختند تا تاریخ ثابت کند روبسپیر ها منقرض نشده اند!!واگر بازهم خواستی بدانی امار بده!! من اسمم هم حنیف هست اماده ام در صورت درخواست تو ادرس منزل و محل سکونتم را هم بدهم!!تا باز نگویی از معرفی کردن خودشان هراس دار درود بصد درود بر اکبر محمدی جاودانه مردی که جانش فدای خودی بودن ومرزهای دروغین شما شد شاید اگر فقط به جای نا فامیلش گنجی(که البته بسیار به او ارادتمندم) قرار داشت اکنون نفس می کشید!!! روحش شاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!
۱۳ مرداد:
مرگ بر مرگ
سلام
چرا نمی نویسی؟!
مرگ بر جهل و نادانی و تعصب !
مرگ بر احساسات بدون تعقل !
مرگ بر دمدمی مزاج بودن !
مرگ بر استبداد! مرگ بر استبداد!!!
اقای حسینلو ...دانشجویانی در پای سخنرانی خاتمی مرگ بر...سر دادند خاتمی از این شعار نفرت
داردو میگویند بهمین خاطر هر گز بنماز جمعه تهران که شعار بازارست هر گز پیشنمازی نکرد
این مرد ازاده را داشته باش تا ببرمت لس-آنجلس اقای مقدم مراغه ایی از جبه ملی های پیر
است در مقابل چند صد نفری صحبت میکرد اکثرا چپی !!و سلطنت طلب!!هر دو گروه
با هر خط صحبت شعار مرگ بر جمهوری اسلامی میدادند ...تا اینکه برگزار کننده میتینگ!!!متوجه
شد اقای مراغه ایی شعار مرگ بر نمیدهد رفت پشت میکرفن گفت اقای مراغه ایی شما
هم با مردم!!همصدا شوید !!!بیچاره پیر مرد اهل مرگ و میر نبوده و نیست و جالب بود
بجای مرگ فریاد زد برچیده باد!!جمهوری اسلامی....توجه کردید اقای حسینلو هر کس فریاد
مرگ بر سر داد مهر دیکتاتوری بزیندش
مردم ايران خود جوش فقط يک شعار مرگ بر،دادند و آن هم شعار مرگ بر شاه بود. پس از انقلاب شعار مرگ بر شوروي ، مرگ بر آمريکا ، مرگ بر انگليس، مرگ بر چين ، مرگ بر اسرائيل ، مرگ بر فرانسه،و مرگ بر دنيا ... کشوري نبود که مرگ بر او داده نشود . مرگ بر رهبران کشور هاي مختلف هم مثل مرگ بر کشور ها داده مي شد از کارتر و سادات و بگين تا ريگان و تاچر و کلينتون و فهد و صدام و صدام زاده و افلقي زاده و ابلقي زاده و خال خالي زاده تا بقيه رهبران کشور هاي دنيا. سازمان ها و افراد ايراني هم بي نصيب از مرگ بر نماندند از صادق قطب زاده و بني صدر تا رجوي و مرگ بر مناقق و مرگ بر کمونيست و مرگ بر ليبرال و مرگ بر ... کم مانده بود که مرگ بر نخود و لوبيا هم داده شود. سر منشاء شعار مرگ بر هم نماز جمعه بود و حزب الله و خطبه خوان نماز جمعه البته يه حزب اللهي هم بود که هميشه نماز گزاران هميشه در صجنه را در نماز جمعه تشويق و رهبري مي کرد به شعار دادن. تنها آقاي طالقاني و آيت الله منتظري بودند که چند باري که خطبه هاي نماز جمعه را وقتي مي خواندند حرف و سخن شان مردمي بود و با مرگ بر نمي خواند و لي آقاي حزب الهي ماموز شعار مرگ کاري نداشت که خطبه خوان کيست و چه مي گويد او ماموريت خود مرگ بر روز را مي داد، اگر سادات بود مي شد مرگ بر سادات و اگر مارلون براندو بود مي شد مرگ بر مارلون براندو و يا مرگ برکارتر و يا ...
و گاهي آنقد مضجک بود که زير جلکي خودش هم لبخند مليح مي زد. همه اين مرگ بر ها در تظاهرات خياباني که به مناسبت هاي روز کم هم نبود تکرار مي شد وحزب الله هم در صف اول آن .
در و ديوار ها خيابان ها هم نمايشگاه مرگ بر،روز و ديروز و فرداي ديروز شده بود.
|
||